Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 167984
تاریخ انتشار : 14 اردیبهشت 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 163

انتخابات در ترازوي انتخابات(قسمت دوم)

سيد روح الله امين آبادی
وقتي پيروز انتخابات مدعي تقلب مي شود! سيد روح الله امين آبادی در شماره پيش به بررسي سه انتخابات سراسري که در سال نخست پيروزي انقلاب برگزار شد پرداخته و به اين نکته اشاره کرديم که در اين سه رفراندوم بزرگ ملي مردم با حضور پاي صندوق ها و با راي 98 درصدي خود به جمهوري اسلامي و نيز راي بالا به نمايندگان مجلس خبرگان و متعاقب آن به قانون اساسي مسير پيش رو را ترسيم کردند . در آنچه گذشت خوانديم که گروه ها و جريان هاي سياسي با علم به اينکه ملت مسلمان ايران با اعتماد و اطمينان به امام امت به آن چه که ايشان بخواهند راي خواهند داد خواستار سکوت رهبر انقلاب شده بودند ولي امام سکوت نکرده و مسير را براي ملت مشخص ساختند و اين گونه بود که تحريم ها و ادعاهاي تقلب آغاز شد ، ادعاهايي که بيشتر به يک شوخي و دست و پا زدن شبيه بود چرا که مدعيان خود به سلامت انتخابات معترف بودند و تنها خواستار آن بودند که «امام سکوت کنند و حرفي نزنند» چرا که «مردم تنها به آن چيزي راي خواهند داد که امام مي گويند» ...در ادامه به بررسي نخستين انتخابات رياست جمهوري مي پردازيم و ادعاي عجيبي که پيروز انتخابات از آن سخن گفت ... در نخستين انتخابات رياست جمهوري، مشکلات ويژه اي وجود داشت، اول آنکه مجلس شکل نگرفته بود، دوم آنکه شوراي نگهباني وجود نداشت، قوه قضائيه نيز ساختار خود را نيافته بود و در يک کلام ارگان هاي نظام اسلامي جز رهبري انقلاب در جايگاه خويش نبودند. انتخابات رياست جمهوري در چنين شرايطي با حضور طيف هاي مختلف برگزار شد؛ ولي آنچه در اين ميان عجيب بود، شرکت افراد و گروه هايي در انتخابات بود که به قانون اساسي رأي نداده بودند و طبيعتاً رئيس جمهوري، که بايستي مجري اين قانون اساسي باشد، نمي توانست از ميان اين گروه ها باشد يا اصلاً نظام اسلامي به آنان اين اجازه را دهد که در انتخابات شرکت کنند. در رأس اين گروه ها، منافقين قرار داشتند که مسعود رجوي را نامزد انتخابات کرده بودند، در اين دوره، که شوراي نگهبان شکل نگرفته بود، امام خميني خود وظيفه ي تأييد يا رد صلاحيت نامزدها را به عهده ي مردم گذاشت تا در انتخابات تصميم بگيرند، ولي در دو مورد خاص نظر خويش را اعلام کردند؛ اول اينکه مسعود رجوي به علت اينکه به قانون اساسي رأي نداده است نمي تواند نامزد انتخابات شود19 و دوم اينکه جلال الدين فارسي، چون ايراني نيست، نمي تواند رئيس جمهور ايران شود.20 همواره اين گونه است که شکست خوردگان انتخابات شائبه ي تقلب را مطرح مي سازند و مي گويند تقلب شده است؛ ولي اين بار ابوالحسن بني صدر، که با اختلاف زيادي از ساير نامزدها کرسي رياست جمهوري را به کف آورده بود، مدعي مي شود تمام نهادهاي نظام دست به دست هم داده بودند تا من رئيس جمهور نشوم! او پيش از انتخابات نيز چنين خطي را دنبال مي کرد تا احياناً اگر پيروز انتخابات نگردد، بهانه اي براي آشوب داشته باشد! با وجود اينکه همه ي روزنامه ها، برخي صفحات ويژه ي خود را به بني صدر اختصاص داده بودند و وي را تبليغ مي کردند، وي مدعي بود که مورد سانسور قرار گرفته است. بني صدر پيش از انتخابات، با حضور در روزنامه ي کيهان، گفت: يکي از نقص هاي مهم انتخابات رياست جمهوري اين دوره اين جو سانسور است که با کمال تأسف غير از اين کلمه ي ديگري ندارم که بگويم. بني صدر، که در نمازخانه ي روزنامه ي کيهان، سخن مي گفت با اشاره به اينکه هرچند در هفته ي گذشته چند مصاحبه ي اختصاصي با من در اين روزنامه کار شده است، ولي اين کافي نيست؛ چرا که 70 درصد مردم با من هستند و اين با نوشته هاي روزنامه ها منطبق نيست.21 وي حتي پا را از اين نيز فراتر گذاشت و گفت در مقابل من نامزدهاي ديگر را علم کرده اند تا آرا شکسته شود و من رأي نياورم! بني صدر، در اجتماع مردم اصفهان، از توطئه هاي انتخاباتي عليه خود سخن گفت و ادامه داد: در اين انتخابات، انتخاب براي شخص نيست؛ بلکه انتخاب بر سر برنامه است که يکي از اين برنامه ها متکي به زد وبندبازي است تا توسط آن به قدرت برسند. اين افراد آمده اند در مقابل من دو نفر ديگر را علم کرده اند که به ظاهر توسط يکي از آن ها در مقابل من سد ايجاد کنند و مشکلاتي به وجود آورند تا سرانجام ضمن مذاکره با آن هايي که معمولاً در اين موارد توصيه مي کنند، بگويند براي حفظ وحدت بايد از چنددستگي پرهيز کرد. بنابراين، نه کانديداي ما و نه بني صدر بلکه نفر سومي را که کنار نگه داشته اند به عنوان کانديداي واحد معرفي کنند آن ها خيال مي کنند که مردم به توصيه ها گوش مي کنند، در حالي که من چنين فکر نمي کنم.22 بعد از اينکه بني صدر در انتخابات پيروز شد نيز اين اعتراضات ادامه داشت، گويا بني صدر انتظار داشت آراي ديگران را نيز به نام وي بخوانند. در شرايطي که تعدادي از خبرنگاران آمريکايي تلاش داشتند، با انتشار اخبار کذب از برخي مناطق مرزي کشور، اوضاع ايران را آشفته نشان دهند؛ شوراي انقلاب برخي از اين خبرنگاران را از کشور اخراج کرد. بني صدر بعد از انتخابات اين تصميم را در اين راستا تحليل کرد که مي خواستند در انتخابات تقلب کنند! وي در مورد اخراج خبرنگاران آمريکايي از کشور گفت: بعضي مي خواستند در انتخابات تقلب کنند تا من رئيس جمهور نشوم. از اين رو شهود مزاحم را که همان خبرنگاران آمريکايي بودند، اخراج کردند.23 از سوي ديگر نيز برخي نامزدهاي انتخابات، که با قطع و يقين مطمئن بودند شکست خواهند خورد، خواستار تعويق انتخابات شدند؛ درخواستي که مورد پذيرش قرار نگرفت. داريوش فروهر، کانديداي حزب ملت ايران در انتخابات رياست جمهوري نيز اعلام کرد وي و چند تن ديگر از کانديداها از شوراي انقلاب درخواست به تعويق افتادن انتخابات را کرده اند. فروهر گفت: در اين انتخابات، نوعي شتاب زدگي مشاهده مي شود، به همين دليل، امروز من و دو ـ سه نامزد ديگر از شوراي انقلاب تقاضا کرديم که انتخابات رياست جمهوري دوـ سه هفته به عقب بيفتد تا مردم بتوانند با آگاهي بيشتر و بدون شتاب و نگراني به پاي صندوق رأي بروند.24 در اين انتخابات، يکي از مواردي که جامعه هر روز با آن مواجه بود سيل افشاگري عليه برخي از نامزدها بود و اين خود تا حدودي طبيعي مي نمود، سفارت آمريکا يا به عبارتي دقيق تر لانه ي جاسوسي توسط دانشجويان مسلمان خط امام تصرف شده بود و در اين سفارتخانه اسنادي مربوط به وابستگي برخي از نامزدهاي موجود به سرويس هاي بيگانه مشاهده مي شد. در اين شرايط، دانشجويان براي آگاه سازي ذهنيت جامعه مجبور بودند يک سري از اسناد را منتشر سازند. دريادار احمد مدني، که پس از انقلاب مدتي فرمانده ي نيروي دريايي و هم زمان استاندار خوزستان نيز بود،ومدتي هم مسئوليت وزارت دفاع را در اختيار داشت يکي از نامزدهاي دوره ي اول انتخابات رياست جمهوري است که اسنادي عليه وي در سفارت آمريکا کشف و منتشر شد. وي پيش از برگزاري انتخابات، با فرض اينکه چنين اسنادي کشف نشده است، با حضور در شهر قزوين در اجتماع گروهي از مردم، گفت: تا کنون اعلاميه هايي که بر عليه من پخش شده است به 150 نسخه مي رسد که از هر نسخه ي آن حدود يک ميليون چاپ کرده اند و در تعدادي از اين اعلاميه ها نوشته اند که ما از شما قول گرفته ايم که افشاگري نکنيم تا بعداً شما که رئيس جمهور شديد، صاحب مقامي شويم. لذا، مي گويم هر کسي مدرکي بر عليه من دارد که نخواهد افشا کند به مردم ايران خيانت کرده است.25 اين گونه بود که يک روز پيش از انتخابات دانشجويان مسلمان پيرو خط امام اسنادي درباره ي وابستگي احمد مدني، نامزد انتخابات رياست جمهوري، منتشر کردند. در بخشي از اين سند با اشاره به ديدار مايکل رينکف، ديپلمات سفارت آمريکا، در روز 13 مهر سال جاري با اسد ثابت پور، شهردار آبادان و دست نشانده ي مدني، در اين شهر آمده است: شهردار آبادان خواستار اين ملاقات شده بود تا بداند که پشتيباني آمريکا از رياست جمهوري احمد مدني چقدر است. بر اساس اين گزارش، ثابت پور در ديدار با مأمور سفارت آمريکا مقصر حوادث خوزستان را شوروي معرفي کرده و گفته بود: مدني خيلي ضدروحانيت و ضدفلسطين است، او يک ايراني است که مي تواند اين را بفهمد که آينده ي ايران به غرب اتصال دارد. ثابت پور، در ادامه، به مأمور سفارت آمريکا گفته بود: اگرچه مي دانيم آمريکا قصدي براي مداخله در امور ايران ندارد، ولي کاش اين گونه نبود؛ چرا که روس ها شديداً در اين زمينه فعاليت مي کنند.26 در واکنش به اين سند، ستاد انتخاباتي مدني، با انتشار بيانيه اي، آن را جعلي خواند و تأکيد کرد: اين سند در مورد يکي از کارگزاران دولتي خوزستان بوده است و ربط مستقيمي به مدني ندارد! ستاد انتخاباتي مدني اين افشاگري را توطئه عليه خود خواند.27 سال ها بعد اسد ثابت پور در مصاحبه اي همه ي اين افشاگري ها را تأييد کرد و گفت: دريادار مدني بارها به من و ساير دوستان مي گفت که بر اساس گزارش خصوصي اداره ي آمار، رأي من خيلي بيشتر از آراي بني صدر بود! مدني در اوايل سال 1981، يعني درست دو سال بعد از انقلاب، از ايران خارج شد به ترکيه، پرتقال و آلمان رفت و در آلمان مقيم شد و اقدام به جمع آوري طرفداران مصدق کرد و «جبهه ي ملي ايران برون مرزي» را تشکيل داد. به گفته ي ثابت پور، مدني در اين هنگام، ضمن تماس با وزارت خارجه ي آمريکا، مبلغ يک ميليون و سيصدهزار دلار جهت مبارزه ي سياسي دريافت کرد.28 در روز برگزاري انتخابات نيز مسئول ستاد انتخاباتي احمد مدني، ضمن اعلام مخدوش بودن آرا، گفت: به اين علت به ستاد انتخابات کشور اعلام جرم تسليم شده است. وي گفت: در تمام 48 ساعت گذشته، در حالي که تبليغات ممنوع بود، سرنشينان اتومبيل ها براي بني صدر تبليغ مي کردند. اين مقام مسئول در ستاد مدني ادامه داد: از سوي ديگر، علي رغم دستور وزارت کشور که 24 ساعت قبل از برگزاري انتخابات تبليغات ممنوع اعلام شده بود، روزنامه ي انقلاب اسلامي متعلق به بني صدر 4 صفحه آگهي رنگي اعلام همبستگي به نام ايشان درج کرده بود.29 مدني خود، در يک مصاحبه ي مطبوعاتي، گفت: در طول 30 سال زندگي سياسي ام، هيچ وقت به اين شکل انتخابات که توأم با نيرنگ که عليه من انجام شده بود به خاطر ندارم؛ زيرا وزارت کشور اعلام کرد که 24 ساعت قبل از انتخابات هيچ گونه تبليغاتي در مورد نامزدهاي انتخاباتي نبايد انجام پذيرد، اما با کمال تعجب يک روز قبل از برگزاري انتخابات دانشجويان مسلمان پيرو خط امام سندي عليه من را منتشر کردند که با چندين بار خواندن آن هنوز متوجه نشده ام کجاي آن با من ربط دارد!30 بني صدر نيز در مرکز ستاد انتخابات کشور، طي گفت و گويي، اعلام کرد: من يقين دارم هر گاه در صندوق هاي اخذ رأي دخل و تصرفي به عمل نيايد و آرا را کم و زياد نکنند و دسته بندي هايي در کار نباشد، 80 درصد آرا از آن من خواهد بود.31 با اين حال، برخي نامزدها به برگزاري سالم انتخابات معترف بودند. به عنوان مثال، داريوش فروهر يکي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري گفت: انتخابات بسيار خوب برگزار شد، نشانه هايي از دخالت دست اندرکاران نظام در آن ديده نمي شد، پاره اي عيب هاي کوچک در بعضي از شعبه هاي اخذ رأي در حدي است که به گفتن نمي ارزد.32 صادق قطب زاده، نامزد انتخابات رياست جمهوري، بعد از مشخص شدن نسبي نتايج، گفت: من به انتخاباتي که انجام شد اعتقاد دارم و نتايج آن بايد مورد قبول همه ي مردم باشد.33 اين گونه بود که انتخابات نخستين دوره ي رياست جمهوري با کمترين تخلف ممکن به پايان رسيد، انتخاباتي که يکي از عجايب آن اين بود که پيروز انتخابات خود مدعي تقلب در انتخابات شده بود و از امکان تقلب سخن مي گفت! پي نوشت ها دردفتر روزنامه موجود است. ادامه دارد... * منبع: روزنامه کیهان، شنبه 14 اردیبهشت 1392