Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 168027
تاریخ انتشار : 16 اردیبهشت 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 148

انقلاب اسلامی و تکاپوهای سلطه گرایانه آمریکا (بخش اول)

انقلاب اسلامی، پایان حدود دو قرن دخالت بیگانگان در ایران بود؛ دخالتی که در سال های آخر تبدیل به سلطة یک طرفه آمریکا شده بود. استراتژی فرهنگی، راهبرد امام در تحقق این پیروزی بود. چکیده دستاورد سیاسی انقلاب اسلامی، پایان سلطة آمریکا بر ایران و دستیابی ایران به استقلال سیاسی بود. بازخوانی این تجربه از منظر تحقق اهداف انقلاب اسلامی در سطح جهان اسلام و نظام بین الملل، هدف اصلی این مقاله است. به نظر می رسد این تجربه، نه تنها، مهم ترین راه کار مبارزه با سلطة آمریکا در جهان امروز است، بلکه یگانه مسیری است که استقامت بر آن، جمهوری اسلامی را از سلطة مجدد آمریکا مصون نگه می دارد؛ سلطه ای که در طی سی سال گذشته، همواره دولت آمریکا، سودای آن را در سر داشته است. در این مقاله نگارنده سعی کرده است ضمن تحلیل چگونگی سلطه گرایی، راهبرد سلطه ستیزی را ارائه کند. واژگان کلیدی : نظام سلطه، استراتژی فرهنگی، جنگ نرم، جهاد کبیر، جهاد افضل، سلطه ستیزی، راهبرد زندگی جهادی. مقدمه نسخه های مختلفی برای نجات ایران از استبداد و استعمار ارائه شده است، اما نسخه ارائه شده توسط امام خمینی(ره) بود که نتیجه داد. ویژگی های این نسخه چیست؟ یک قاعدة فلسفی مشهور می گوید: «علت محدثه، علت مبقیه است.» بنابراین، کندوکاو دربارة نسخة ارائه شده توسط حضرت امام، هم برای تداوم جمهوری اسلامی ضروری است و هم اگر کشورهای دیگر بخواهند از آن استفاده کنند، برایشان مفید است. در این مقاله می خواهیم بخشی از این نسخه را که مربوط به تجربة ملت ایران، به رهبری حضرت امام، علیه نظام سلطه است، بررسی کنیم. با توجه به آنچه گفته شد، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که تجربة انقلاب اسلامی در مبارزه با سلطه طلبان، به ویژه دولت سلطه طلب آمریکا، چیست؟ و چگونه می توان از این تجربه در جهت تداوم مبارزه با بقایای سلطة آمریکا بر جهان اسلام و نظام بین الملل استفاده کرد؟ فرضیة مقاله این است که تجربة انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، مبتنی بر استراتژی مبارزه فرهنگی، جنگ نرم و راهبرد زندگی جهادی است. به نظر می رسد این تجربه، نه تنها، مهم ترین راه کار مبارزه با سلطة آمریکا در جهان امروز است، بلکه یگانه مسیری است که استقامت بر آن، جمهوری اسلامی را از سلطة مجدد آمریکا مصون نگه می دارد. سلطه ای که در تمام سی سال گذشته، همواره دولت آمریکا سودای آن را در سر داشته است. براین اساس، در ادامة مقاله، نخست از این مطلب گفت و گو می کنیم که چه کشورهایی در معرض روابط سلطه آمیز هستند؟ این پرسش از آن رو اهمیت دارد که از یک سو به ما می گوید آیا خطر سلطة مجدد، ایران را تهدید می کند یا خیر؟ از سوی دیگر، گذشتة ایران را برای ما روشن می سازد و به ما قدرت تحلیل وضعیت کنونی کشورها و دولت ها را می دهد. پس از آن، پیشینة سلطة بیگانگان، به ویژه آمریکا، بر ایران تا انقلاب اسلامی ارائه می شود. این پیشینه نشان می دهد که امام و ملت ایران چه کار بزرگ و سترگی را انجام داده اند. این تجربه به ملت های مسلمان و غیر مسلمانی که تحت سلطه هستند، این نکتة مهم را منتقل می کند که اگر علیه سلطه، با اقتدا به شیوة امام خمینی(ره) اقدام کنند، می توانند از زیر بار سلطه خارج شوند. در مرحلة بعدی، تحولات پس از انقلاب و استقامت ملت ایران در برابر نظام سلطه تحلیل خواهد شد. ارائة راهبرد سلطه ستیزی، واپسین بخش مقاله خواهد بود. چارچوب نظری و مفاهیم نظریه های مختلفی در تحلیل سیاست خارجی ایران مورد استفاده قرار گرفته است. (سریع القلم، س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران ؛ رمضانی، چ‍ارچ‍وب‍ی ت‍ح‍ل‍ی‍ل‍ی ب‍رای ب‍ررس‍ی س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران ؛ دهقانی، چارچوبی مفهومی برای ارزیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران) اما نظریه هایی که به تبیین و تحلیل این روابط از منظر نظام سلطه پرداخته اند، به عنوان پشتوانه نظری مقاله حاضر، از کارایی بیشتری برخوردارند. (گازیوروسکی، س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی آم‍ری‍ک‍ا و ش‍اه ؛ محمدی، م‍روری بر س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ای‍ران دوران پ‍ه‍ل‍وی ...؛ منصوری،‏ اس‍ت‍ع‍م‍ار ف‍ران‍و؛ چامسکی، سروری یا بقا؛ کمرون، سیاست خارجی ایالات متحده پس از جنگ سرد) بر اساس این دسته از دیدگاه ها، سؤال مهمی که مطرح مى‏شود این است که هدف از روابط سلطه آمیز چیست و چه دولت‏هایى در معرض روابط سلطه‏آمیز قرار مى‏گیرند؟ پاسخ به این پرسش مى‏تواند برخى از حوادث سلطه‏گرانه امروز را توضیح دهد. به ‏طور کلى، هدف از رابطة سلطه‏آمیز، ارتقای امنیت کشور سلطه‏گر و بقای حاکمان سلطه‏پذیر در رأس قدرت است؛ به عبارت دیگر، مى‏توان گفت که در این میان، کالایى به نام امنیت وجود دارد که هر دو طرف مى‏خواهند به آن دست پیدا کنند.مراد از امنیت، صرفاً بعد نظامى آن نیست، بلکه ابعاد سیاسى، اقتصادى و فرهنگی را نیز در بر مى‏گیرد. دولت ها مى‏خواهند به حکومت خود ادامه دهند و در مقابل، کشورهاى سلطه‏گر، مثل آمریکا، براى تضمین حاکمیت خود بر جهان، به این کشورها نیاز دارند. بنابراین، «امنیت»، مطلوب طرفین است و براى دست‏یابى به آن، در صورتی که حاکمان کشوری متکی به قدرت داخلی نباشند، روابط سلطه شکل مى‏گیرد. بر این اساس، تنها کشورهایى در معرض روابط سلطه‏آمیز قرار مى‏گیرند که ویژگى‏هاى خاصى داشته باشند؛ اهم این ویژگى‏ها از این قرار است: 1. کشورهایى که از لحاظ استراتژیک مهم هستند و به دو دسته‏ تقسیم می شوند: الف) کشورهایى که به لحاظ جغرافیایى، به کشور رقیب کشور سلطه‏گر نزدیک یا با آن هم‏مرزند. ب) کشورهایى که به لحاظ جغرافیایى، هم‏مرز یا در نزدیکى کشور سلطه‏گرند. (گازیوروسکی، همان) 2. کشورهایى که در مسیر راه‏هاى استراتژیک حمل و نقل بین‏المللى، خصوصاً راه‏هاى دریایى قرار دارند. (عزتى، ژئوپلیتیک در قرن بیست‏ویکم: 87) 3. کشورهایى که بخش عمده‏اى از مواد خام و مواد اولیه تولیدات صنعتى، معادن و انرژى را در اختیار دارند. 4. کشورهایى که از لحاظ ایدئولوژیک اهمیت دارند. این کشورها صاحب مکتب و اندیشه‏اند و مى‏توانند بر فرهنگ و اندیشة جوامع دیگر تأثیر بگذارند. همه شاخصه‏هاى مذکور که در کشورهاى بااهمیت مى‏توان برشمرد، در ایران نیز وجود داشته و البته همچنان وجود دارد؛ مانند همسایگى با شوروى سابق و روسیه کنونى، به‏مثابه رقیب ایالات متحده آمریکا، در اختیار داشتن یکى از آب‏راه‏هاى مهم جهان، یعنى تنگه هرمز، برخوردارى از منابع عظیم انرژى اعم از نفت و گاز، داشتن منابع و معادن عظیم مواد اولیه و خام که بسیارى از صنایع استراتژیک جهان به آنها نیازمند است و داشتن اندیشه، مکتب و فرهنگى جذاب که قادر است بر مردم کشورهاى منطقه و حتى دور دست، تأثیر گذارد.برخى از دلایلى که دولت‏ها و حاکمان، براساس آنها سلطه یک قدرت را مى‏پذیرند، عبارتند از: دست‏یابى به کمک‏هاى اقتصادى، نظامى و امنیتى، کسب حمایت بیگانگان براى رویارویى با مخالفان داخلى یا دشمنان احتمالى خارجى و کسب پرستیژ. (همان) اهم پى‏آمدهاى روابط سلطه‏آمیز عبارتند از: 1. کشور سلطه‏گر در کشور تحت سلطه، در جهت منافع اقتصادی خود سرمایه‏گذارى مى‏کند. 2. روابط بازرگانى، آموزشى و فرهنگى با رویکرد سلطه گرایانه، تسریع و افزایش مى‏یابد. 3. تماس‏هاى شخصى بین مهره‏هاى دو حکومت افزایش پیدا مى‏کند که در این وضعیت، گاهى روابط خارجى جاى خود را به رفت‏وآمدهاى خانوادگى و دوستانه مى‏دهد. 4. نفوذ فرهنگى نظام سلطه در کشورهاى تحت سلطه و در نتیجه بى‏هویت کردن جامعه، تحمیل روحیه حقارت و تسلیم‏پذیرى و سرانجام، از بین بردن اعتماد به نفس مردم. 5. وابستگى‏هاى عمیق امنیتى، نظامى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى، به‏گونه‏اى که همه چیز یک کشور از ارتش گرفته تا سازمان‏هاى امنیتى و مراکز آموزشى، فرهنگى و حتى مدیریت و برنامه‏ریزى کشور تحت سلطه، به کشور سلطه‏گر واگذار مى‏شود. در موارد بسیارى، مشاوران و کارشناسان امنیتى، اوضاع این کشورها را کنترل و نظارت مى‏کنند. 6. عدم تفکیک میان امور داخلى و خارجى موجب مى‏شود که علاوه بر سیاست خارجى که تحت تأثیر کشور سلطه‏گر تدوین و اجرا مى‏شود، سیاست‏هاى داخلى کشور نیز تحت تأثیر کشور سلطه‏گر تدوین شود. برخى از پى‏آمدها و عواقب روابط سلطه‏آمیز ممکن است على‏رغم میل صاحبان سلطه یا حاکمان سلطه‏پذیر اتفاق افتد؛ از جمله آنها مى‏توان به مخالفت‏هاى مردمى، ناآرامى‏هاى داخلى و نیز مخالفت کشورهاى رقیب اشاره کرد. سیاست خارجى و روابط خارجى نکته نظری دیگری که باید در خصوص مباحث مقاله حاضر به آن توجه کنیم، تفکیک بین دو مقولة سیاست خارجى و روابط خارجى است. تفاوت این دو مقوله در آن است که روابط خارجى ممکن است تابع برنامه‏ریزى مشخصى نباشد، در حالى‏که سیاست خارجى، امرى برنامه‏ریزى شده، مدون و تابع منافع ملى کشورها است. (قوام، اصول سیاست خارجى و سیاست بین‏الملل: 101 - 133)با توضیحی که درخصوص سیاست خارجى و روابط خارجى ارائه شد، مى‏توان گفت که کشور سلطه پذیر معمولاً از سیاست خارجی محروم و عمدتاً دارای روابط خارجی است. به عنوان نمونه، ایران در دوره قاجاریه، «سیاست خارجى» نداشته و آنچه در تعامل با کشورهاى خارجى وجود داشته، از مقولة «روابط خارجى» بوده است. در دوره پهلوى نیز به نظر مى‏رسد که ایران صرفاً با کشورها روابط خارجى برقرار مى‏کرده است؛ زیرا در هر دو دوره، دولت‏مردان ایرانى، سیاست خارجى ایران را در داخل مرزهاى کشور ترسیم نمى‏کردند، بلکه عمدتاً بیگانگان این کار را متناسب با منافع ملى کشورهاى خود انجام مى‏دادند و در واقع، به منافع ملى ایران توجه نمى‏شد تا براى تأمین آن، سیاست خارجى به‏وجود آید. (ازغندى، روابط خارجى ایران: 7 - 9؛ مهدوی، س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ای‍ران در دوران پ‍ه‍ل‍وی؛ مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران) اما پس از پیروزى انقلاب و قطع سلطة بیگانگان، علاوه بر روابط خارجى، مقولة سیاست خارجى نیز جایگاه مناسبى پیدا کرد. (محمدی، سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران: اصول و مسایل) پیشینة دخالت بیگانگان در ایران به طور کلى مى‏توان دخالت بیگانگان را در امور ایران به دو دوره تقسیم کرد: دورة قبل از انقلاب اسلامى و دورة بعد از انقلاب اسلامى. در دورة پیش از وقوع انقلاب اسلامى نیز این دو مقطع را مى‏توان از یکدیگر تفکیک کرد: قبل از جنگ جهانى دوم و بعد از جنگ جهانى دوم.ایران در سراسر قرن نوزدهم و پس از آن تا سال 1917م، که انقلاب روسیه واقع شد، صحنة رقابت بین روسیه و انگلستان بود. (شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار) در نهضت مشروطیت، انگلستان از مشروطه‏خواهان و روسیه از دربار حمایت مى‏کرد. تشدید رقابت و خصومت دو قدرت بر سر ایران، آنان را به این فکر واداشت تا بر سر ایران با هم معامله کنند و در واقع، به نوعى تقسیم منافع روى آورند. از این‏رو، اندکى پس از انقلاب مشروطه، این کشورها در سال 1907م، با انعقاد قراردادى، ایران را به سه منطقه تقسیم کردند. به دنبال امضاى قرارداد دارسى در سال 1901م و اعطاى امتیاز نفت به وى، انگلیسى‏ها در سال 1908 م توانستند به اولین چاه نفت جنوب در منطقه مسجدسلیمان دست یابند. دو سال پیش از جنگ جهانى اول، یعنى در سال 1912م، اولین پالایشگاه نفت خاورمیانه در آبادان راه‏اندازى شد. در جنگ جهانى اول، ایران محل تاخت و تاز چهار قدرت روسیه، انگلیس، آلمان و عثمانى قرار گرفت. در سال 1915 م، ایران به دو منطقه که یکى تحت نفوذ روسیه و دیگرى تحت نفوذ انگلستان بود، تقسیم شد و آن منطقه مرکزى نیز که در قرارداد 1907 م به ایران واگذار شده بود، از اختیار ایران خارج شد. در این دوره، انگلستان پلیس جنوب را تأسیس کرد و روسیه به‏وسیله نیروهاى قزاق، نفوذش در ایران را توسعه بخشید. انقلاب مارکسیستى 1917 م در روسیه سبب شد که روس‏ها برای مدتی از ایران صرف‏نظر کنند. پس از خروج روس‏ها از ایران، انگلستان خود را قدرت بلامنازع ایران یافت و سعى کرد نفوذ و سلطة خویش را در این کشور توسعه دهد. انگلیس پس از ناکامی در تحمیل قرارداد، طرح دولت دست‏نشانده را پى‏گیرى ‏کرد و براى نیل به این هدف، سیدضیاء طباطبایى را به‏مثابه بازوى سیاسى و رضاخان را به‏مثابه بازوى نظامى، انتخاب کرد. رضاخان از زمان کودتاى سوم اسفند 1299 ش (1921 م) تا هنگامى‏که نخست‏وزیر شد، در مقام وزیر جنگ، در همه کابینه‏ها حضور داشت. در فاصلة دو جنگ جهانى، انگلیسى‏ها سیاست ایران را طراحى مى‏کردند. در این دوران، نهادهاى جدید غالباً در راستاى مذهب‏زدایى و مقابله با فرهنگ دینى ایران تأسیس شدند. در جنگ جهانى دوم و پس آن‏که روسیه و انگلستان، ایران را به اشغال خود درآوردند، رضاشاه از سلطنت خلع و تبعید شد. با خلع رضاشاه از سلطنت، گزینه‏هاى مختلفى براى جانشینى وى مطرح شد تا این‏که سرانجام تصمیم بر این شد که فرزند وى، محمدرضا، جانشین او شود. حدود دو سال بعد از این‏که شوروى و انگلیس ایران را اشغال کردند، نیروهاى آمریکایى نیز وارد ایران شدند. کشورهاى پیروز جنگ، پس از اشغال ایران، قراردادى امضا کردند که آنها را موظف مى‏کرد حداکثر شش ماه پس از پایان جنگ، از ایران خارج شوند. با پایان جنگ، آمریکا و انگلستان نیروهاى نظامى خود را از ایران خارج کردند، اما شوروى به این تعهد عمل نکرد. در دهه 1320 ش، آمریکا و شوروى نیز در صدد به‏دست آوردن امتیاز نفت ایران برآمدند. از آنجا که آمریکایى‏ها موفق نشدند در زمینه نفت، قراردادى با ایران منعقد کنند، مسیر دیگرى را براى نیل به اهداف خود برگزیدند. آنها در قالب کمک به ایران و برنامه‏ریزى براى توسعه این کشور، سعى کردند تا هم در دل دولت‏مردان ایران نفوذ کنند و هم تا حد ممکن از نفوذ انگلستان در ایران بکاهند و خود، نقش آنان را در صحنة سیاسى ایران برعهده گیرند. بنابراین، در ابتدا از سیاست ملى شدن نفت ایران حمایت کردند. از سوى دیگر، آمریکا در عرصه بین‏الملل رقیب جدى شوروى به‏شمار مى‏آمد و مى‏بایست از حضور و نفوذ آنان نیز در ایران جلوگیرى مى‏کرد. این در حالى بود که روس‏ها هنوز ایران را تخلیه نکرده بودند و به کارشکنى در ایران ادامه مى‏دادند. شوروى خروج نیروهاى خود را از ایران به کسب امتیاز نفت شمال از ایران منوط کرده بود و از طرفى مجلس چهاردهم، ماده واحده‏اى به تصویب رساند که به موجب آن تا زمانى که نیروهاى اشغالگر در ایران حضور دارند، هیچ مقامى حق مذاکره درخصوص نفت و یا اعطاى امتیاز نفتى به دیگران را ندارد. با این همه، قوام، نخست‏وزیر وقت، در این باره با روس‏ها وارد مذاکره شد و مقرر شد تا چنین طرحى در مجلس به تصویب برسد، ولى پیش از آن شوروى موظف بود که ایران را تخلیه کند و از حمایت دولت‏هاى دست‏نشانده خود در مناطق کردستان و آذربایجان دست بردارد. (ذوقی، ای‍ران و ق‍درت ه‍ای ب‍زرگ در ج‍ن‍گ ج‍ه‍ان‍ی دوم )آمریکا در سال 1327 ش، اولین برنامة توسعه ایران را تدوین کرد. هم‏چنین هیئت آمریکایى، از مسئله ملى کردن نفت که در این دوره در ایران شیوع یافته و به‏صورت غیرعلنى بود، حمایت کرد. همین مسئله یکى از دلایل خوش‏بینى دکتر مصدق به آمریکا شد. او معتقد بود که آمریکا از ابتدا از ملى شدن نفت حمایت کرده است و بنابراین، دلیلى ندارد که به او اعتماد نکنیم؛ در حالى‏که آیت‏اللّه کاشانى معتقد بود که آمریکا در پى کسب منافع خویش است. در واقع، آمریکا با استفاده از طرح ملى شدن نفت، درصدد بود که خود مستقیماً با ایران وارد معامله شود. هم‏چنین از این طریق مى‏توانست به انگلستان نیز فشار آورد تا در صورت توافق طرفین بر سر ملى نشدن نفت، آن کشور سهمى نیز براى آمریکا در نظر گیرد. در تاریخ 29 اسفند 1329 ش، قانون ملى شدن نفت ایران به تصویب رسید. این مسئله به خروج انگلستان از ایران و قطع روابط سیاسى دو کشور منجر شد، اما آمریکا قدرتمندانه در ایران حضور داشت. در صحنة سیاست آمریکا نیز تغییرى صورت گرفت و ترومن جاى خود را به آیزنهاور داد و او به معامله با انگلستان پرداخت. بر اساس توافق آمریکا و انگلیس قرار شد که اگر این دو کشور به‏طور مساوى از نفت ایران بهره‏مند شوند، آمریکا به نفع انگلستان وارد صحنه شود. به دنبال آن، کودتاى 28 مرداد 1332ش، علیه دولت مصدق به ‏وقوع پیوست. پس از برکنارى مصدق و روى کار آمدن زاهدى، قرارداد جدید نفت در 1333ش، به امضا رسید که به موجب آن، نفت ایران بین شرکت‏هاى آمریکایى، انگلیسى، هلندى و فرانسوى تقسیم شد. مطابق این قرارداد که به قرارداد پیج ـ امینى معروف شد، کنسرسیوم نفتى با حضور پنج شرکت آمریکایى تشکیل مى‏شد که به هر کدام از آنها هشت درصد و جمعاً چهل درصد از سهم نفت ایران اختصاص یافت. هم‏چنین شرکت نفت انگلستان، چهل‏درصد و شرکت‏هاى خارجى دیگر، بیست‏درصد سهم نفت را به‏دست آوردند. (فاتح، پنجاه سال نفت ایران؛ ماسلی، نفت، سیاست و کودتا در خاورمیانه) انگلستان به مرور جاى خود را به آمریکا داد و از این مقطع (کودتاى آمریکایى ـ انگلیسى 28 مرداد 1332 ش) به بعد، دولت ایران دست‏نشانده آمریکا شد. سلطة آمریکا بر ایران روابط سلطه‏آمیز آمریکا با ایران از کودتاى 28 مرداد 1332 ش، آغاز شد و تا بهمن 1357، ادامه یافت. در طى این مدت، سیاست خارجى آمریکا بر بسیارى از ابعاد مسایل ایران مانند امور داخلى، سیاست خارجى، نظام برنامه‏ریزى، نیروهاى مسلح، دستگاه‏هاى آموزشى و فرهنگى و صنعت خصوصاً نفت و گاز، تأثیرگذار بود. ایران براى تأمین منافع آمریکا، به‏مثابه سدى در مقابل کمونیسم به‏شمار مى‏آمد و به همین سبب، در پیمان بغداد شرکت کرد. پس از کودتا در عراق، مقر پیمان از بغداد به ترکیه منتقل شد و نام سازمان به سنتو تغییر یافت. اعضاى پیمان‏هایى هم‏چون سنتو، در حقیقت، مجرى دیدگاه‏ها و خواسته‏هاى آمریکا، در مقام یک قدرت سلطه‏گر بودند.آنها نه در عضویت و نه در سیاست‏ها و تصمیمات اصلى و جدى، از خود اراده و نقشى نداشتند؛ هم‏چنان‏که در استراتژى اتحاد یا ائتلاف نیز دخالت نداشتند و این حاکى از همان روابط سلطه‏آمیز است. (مهدوی، ارزی‍اب‍ی س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ای‍ران در دوره پ‍ه‍ل‍وی دوم ) اقداماتى که دولت آمریکا بر ضد جمهورى اسلامى ایران انجام داد از جمله کودتاى نوژه، حمایت از شورش‏هاى داخلى در مناطق مختلف ایران در پوشش مذهب و قومیت، حمایت از گروه‏هاى تروریستى علیه ایران، حمایت از جنگ تحمیلى عراق ضد ایران، انواع کمک‏هاى نظامى، اطلاعاتى و مالى به دولت تجاوزگر و موضع‏گیرى‏هاى خصمانه در چند سال اخیر، همه نشان‏دهنده این واقعیت است که آمریکا خواهان احیاى فضاى قبل از انقلاب در ایران است؛ در حالى که نه دولت و نه مردم ایران، دیگر دخالت آمریکا را در امور ایران نخواهند پذیرفت. به‏طور کلى، سیاست خارجى ایران در دوره معاصر، جهت‏گیرى های مختلفی داشته است؛ از جمله موازنه عدمى و منفى که از آن با عنوان «جهت‏گیرى به سمت نیروى سوم» نیز تعبیر مى‏شود. محمدرضا پهلوى در دهه1330 ش، «موازنه مثبت» و به تعبیر دیگر، «ناسیونالیسم مثبت» را مطرح کرد. مراد از موازنه مثبت آن بود که هر چه آمریکا و انگلیس خواستند، در اختیار آنها قرار دهیم. شاه در آغاز دهه 1340 ش، جهت‏گیرى سیاست خارجى ایران را سیاست مستقل ملى نامید، ولى این شعارى بیش نبود؛ زیرا هم‏زمان کاپیتولاسیون را پذیرفت و به سفارش آمریکا، به تنش زدایى و رابطة کنترل شده با شوروى اقدام کرد. هم‏چنین، چینِ کمونیست را به رسمیت شناخت و با آن کشور رابطه برقرار کرد. جمهورى اسلامى با سیاست «نه شرقى، نه غربى» به پیروزى رسید. از این سیاست، برداشت‏هاى مختلفى صورت گرفته است؛ مثلاً دولت موقت و عناصر دیگر، شعارِ نه شرقى، نه غربى سرمى‏دادند، اما منظورشان همان سیاست موازنه منفى بود؛ عده‏اى دیگر، سیاستِ نه شرقى، نه غربى را داراى رویکرد ارزشى دانسته‏اند. در دیدگاه آنان، علاوه بر این‏که در این شعار، نقاط قوت موازنه منفى و دغدغة استقلال وجود دارد، این سیاست برخاسته از مبانى دینى است. (ضیاءبخش، قاعده نفی سلطه؛ گواهی، م‍ب‍ان‍ی س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لامی ای‍ران از ن‍گ‍اه ق‍رآن ، ...) ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا پس از فروپاشى شوروى و بلوک شرق، هنوز مى‏توان سیاست مذکور را مطرح کرد؟ در پاسخ باید بگوییم که اگر مراد از این شعار، شکل و ساختار ظاهرى آن باشد، البته با فروپاشى شوروى و بلوک شرق، دیگر جایى براى ادامه سیاست مذکور باقى نمى‏ماند؛ اما مراد از سیاستِ «نه شرقى، نه غربى»، محتواى آن است، نه ظاهر آن؛ یعنى زیر سلطة بیگانه نرفتن. در واقع، جمهورى اسلامى با حفظ احترام متقابل، با دیگران رابطه برقرار مى‏کند، ولى سلطة هیچ بیگانه‏اى را نمى‏پذیرد. (محمدی، همان) منابع 1. قرآن کریم. 2. آردی مک کین لای ـ آر، لیتل، امنیت جهانی: رویکردها و نظریه ها، ترجمه اصغر افتخاری، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1380. 3. احتشامی، انوشیروان، سیاست خارجی ایران در دوران سازندگی، ترجمه ابراهیم متقی و زهره پوستین‏چی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376. 4. ازغندی، علیرضا، روابط خارجی ایران (دولت دست‏ نشانده)، تهران، نشر قومس، 1376. 5. ای‍زدی ، ب‍ی‍ژن ، درآم‍دی ب‍ر س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران ، وی‍رای‍ش 2، ق‍م ، دف‍ت‍ر تبلیغات اس‍لام‍ی ح‍وزه ع‍ل‍می‍ه ق‍م ، م‍رک‍ز ان‍ت‍ش‍ارات ، 1377. 6. ب‍ن‍ی ل‍وح‍ی ، ع‍ل‍ی ‏(به اهتمام)، ای‍ران و آم‍ریکا: ام‍ام خ‍م‍ی‍ن‍ی(ره) و ت‍بیی‍ن س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران ،‏ تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‏، 1388.‬‬ 7. چامسکی، نوآم، سروری یا بقا: تلاش آمریکا برای سلطه بر جهان ترجمه مهدی غبرائی، میرحسن رئیس زاده، ‏تهران، نشر آبی، 1386. 8. خسروشاهی، سید هادی، فدائیان اسلام (تاریخ، عملکرد، اندیشه)، تهران، انتشارات اطلاعات، 1369. 9. دبیری، مصطفی، انگلستان و روسیه در ایران 1919 - 1922 جلوه هائی از سلطه آنها و تلاش برای رهایی از آن از جمله استمداد از جامعه ملل، تهران، سخن، 1386. 10. دهقانی فیروز آبادی، جلال، چارچوبی مفهومی برای ارزیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران،‏ تهران، معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی، دفتر گسترش تولید علم، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک، ‏1387‬.‬ 11. ــــــــــــــ ، «ت‍ح‍ول گ‍ف‍ت‍م‍ان‍ی در سی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران»، ‏ت‍ه‍ران ، روزن‍ام‍ه ای‍ران ، م‍وس‍س‍ه ان‍ت‍ش‍اراتی‏، ‏1384.‬ 12. ــــــــــــــ ،‏ «سیاست خارجی رهایی بخش: نظریه انتقادی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، تهران، سیاست خارجی، ش 2، تابستان 1387.‬ 13. ذاکریان، مهدی (گردآوری و تدوین)، سیاست خارجی خاتمی (از منظر صاحب‏نظران)، تهران، همشهری، 1380. 14. ذوق‍ی ، ای‍رج ، ای‍ران و ق‍درت‍ه‍ای ب‍زرگ در ج‍ن‍گ ج‍ه‍ان‍ی دوم : پ‍ژوه‍ش‍ی درب‍اره ام‍پ‍ری‍الی‍س‍م ‏، ت‍ه‍ران ، پ‍اژن‍گ ‏، 1367.‬‬ 15. رم‍ض‍ان‍ی ، روح ال‍ل‍ه ، چ‍ارچ‍وب‍ی ت‍ح‍لی‍ل‍ی ب‍رای ب‍ررس‍ی س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران، ت‍رج‍م‍ه علیرضا طی‍ب ، ت‍ه‍ران ، ن‍ش‍ر ن‍ی ‏، 1380.‬ 16. س‍ری‍ع ال‍ق‍ل‍م ، م‍ح‍م‍ود، س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍مهوری اس‍لام‍ی ای‍ران : ب‍ازبی‍ن‍ی ن‍ظری و پ‍ارادای‍م ائ‍ت‍لاف ، ت‍ه‍ران ، م‍رک‍ز تحقیقات اس‍ت‍رات‍ژی‍ک ، 1379. 17. شمیم، علی‏اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار: قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم، تهران، علمی، 1379. 18. ضیاء بخش، علی، «قاعده نفی سلطه»، قم، مجله معرفت، ش 115 ، تیر 1386. 19. عزتی، عزت‏اللّه، ژئوپلیتیک در قرن بیست‏ویکم، تهران، سمت، 1380. 20. فاتح، مصطفی، پنجاه سال نفت ایران، تهران، انتشارات پیام، چاپ دوم، 1358. 21. فوران، جان، مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی)، ترجمه احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1378. 22. قوام، عبدالعلی، اصول سیاست خارجی و سیاست بین‏الملل، تهران، سمت، 1372. 23. ک‍م‍رون ، ف‍ری‍زر، سیاست خارجی ایالات متحده پس از جنگ سرد: سلطه جهانی یا کلانتر بی میل، تلخیص و ترجمه آزاده قهقهایی، تهران، مرکز ملی مطالعات جهانی شدن‏‏‏، 1386.‬ 24. گ‍ازی‍وروس‍ک‍ی ، م‍ارک ، س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی آم‍ری‍ک‍ا و ش‍اه : ای‍ج‍اد ی‍ک ح‍ک‍وم‍ت س‍ل‍طه پ‍ذی‍ر در ای‍ران، ت‍رج‍م‍ه ج‍م‍شی‍د زن‍گ‍ن‍ه ، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه توضیح‍ی غ‍لام‍رض‍ا ن‍ج‍ات‍ی ، ‏ت‍ه‍ران، خ‍دم‍ات ف‍ره‍ن‍گ‍ی رس‍ا، 1371. 25. گ‍واه‍ی ، ع‍ب‍دال‍رحی‍م ، «م‍ب‍ان‍ی س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران از ن‍گ‍اه ق‍رآن ، ک‍لام ام‍ام خ‍می‍ن‍ی (ره) و ق‍ان‍ون اس‍اس‍ی»، تهران، م‍ج‍ل‍ه سی‍است خ‍ارج‍ی ، س‍ال 11، ش 2، ت‍اب‍س‍ت‍ان 1376. 26. ‏لک زایی، نجف، «ایران و آمریکا، نزاع وجودی»، قم، فصلنامه علوم سیاسی، ش‏20، 1381. 27. ماسلی، لئونارد، نفت، سیاست و کودتا در خاورمیانه، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، رسام، 1365. 28. متقی، ابراهیم، «آمریکا: هژمونی شکننده و راهبرد جمهوری اسلامی ایران»، تهران، نامه دفاع، مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی، شماره چهارم، 1385. 29. م‍ح‍م‍دی ، م‍ن‍وچ‍ه‍ر، م‍روری ب‍ر سی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ایران دوران پ‍ه‍ل‍وی ی‍ا ت‍ص‍می‍م گ‍یری در ن‍ظام ت‍ح‍ت س‍ل‍طه، تهران، می‍زان، 1384. 30. ــــــــــــــ ، آینده نظام بین الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، وزارت امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات، ‏1386.‬ 31. ــــــــــــــ ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: اصول و مسایل، تهران، نشر دادگستر، 1377. 32. م‍دن‍ی ، ج‍لال ال‍دی‍ن ، تاریخ سیاسی معاصر ایران، به سفارش عقیدتی سیاسی نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی‏‏، 1385‏.‬‬ 33. م‍ع‍ب‍ادی ، حمی‍د، چ‍ال‍ش ه‍ای ای‍ران و آم‍ری‍ک‍ا ب‍ع‍د از پ‍ی‍روزی ان‍ق‍لاب اس‍لام‍ی ای‍ران ، ت‍ه‍ران، م‍رک‍ز اس‍ن‍اد ان‍ق‍لاب اس‍لام‍ی ، 1381. 34. م‍ن‍ص‍وری ، ج‍واد، اس‍ت‍ع‍م‍ار ف‍ران‍و: (نظام سلطه در قرن بیست و یکم)، ت‍ه‍ران، ام‍ی‍رک‍بی‍ر، 1385. 35. م‍ه‍دوی ، ع‍ب‍دال‍رض‍اه‍وش‍ن‍گ ، س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ای‍ران در دوران پ‍ه‍ل‍وی 1300 - 1357، ت‍ه‍ران، ن‍ش‍ر پ‍ی‍ک‍ان ‏‏‏، 1377.‬ 36. ــــــــــــــ ، «ارزی‍اب‍ی س‍ی‍اس‍ت خارجی ای‍ران در دوره پ‍ه‍ل‍وی دوم « ، قم، ع‍ل‍وم س‍ی‍اس‍ی ، ش 16، زم‍س‍ت‍ان 1380. 37. موسوی خ‍م‍ی‍ن‍ی ، سید روح ال‍ل‍ه (امام)، ش‍رح چ‍ه‍ل ح‍دی‍ث ‏، ت‍ه‍ران ، مؤس‍س‍ه ت‍ن‍ظی‍م و ن‍ش‍ر آث‍ار ام‍ام خ‍م‍ی‍ن‍ی(ره)،‏ 1378.‬ 38. ـــــــــــ ، نرم افزار آثار امام خمینی‏، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، مؤس‍س‍ه ت‍ن‍ظی‍م و ن‍ش‍ر آث‍ار ام‍ام خمینی(ره)، بی تا.‬ 39. نفت و نطق مکی، (جریان مذاکرات نفت در مجلس پانزدهم درباره قرارداد نفت ایران و انگلیس)، ویرایش 2، تهران، امیرکبیر، 1357. 40. ن‍وازن‍ی ، ب‍ه‍رام، ال‍گ‍وه‍ای رف‍ت‍اری ای‍الات م‍ت‍ح‍ده آم‍ری‍ک‍ا در روی‍اروی‍ی ب‍ا ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران ، ‏ت‍ه‍ران، م‍رک‍ز اس‍ن‍اد ان‍ق‍لاب اس‍لام‍ی ، 1383. 41. ‏یعقوبی، سعید، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوران سازندگی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی‏، ‏‏1388. نجف لک زایی/ استادیار دانشگاه باقرالعلوم(ع) منبع: فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی شماره 21 ادامه دارد... * منبع: خبرگزاری فارس، دوشنبه 16 اردیبهشت 1392