Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 170085
تاریخ انتشار : 5 آبان 1391 16:5
تعداد مشاهدات : 366

رسول نوروزی، مجتبی عبدخدایی

انقلاب اسلامی و هویت یابی تمدنی در ترکیه ـ 2

جدال اسلام و سکولاریسم در چند دهه اخیر، در نقطه کانونی تحولات ترکیه قرار داشت. مهم ترین عامل این مسئله، ظهور هویت یابی تمدنی است.

3. انقلاب اسلامی و علویان ترکیه

علویان ترکیه پس از سنی مذهبان، مهم ترین اقلیت دینی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه محسوب می شوند. (rabasa and larabee, 2008: 20) جمعیت این گروه را تا بیست میلیون تخمین زده اند که از سه نژاد ترک (پانزده میلیون)، کرد (چهار میلیون) و عرب (سیصدهزار نفر) تشکیل شده اند. علویان عرب را «نصیری» می نامند. این گروه، پیروان حاج بکتاش (1271 ـ 1210 م) هستند و در اعتقادات و مناسک دینی، با شیعیان اثناعشری متفاوتند. وجه اشتراک آنها با شیعیان، پذیرش ولایت حضرت علی(ع) و اظهار محبت و ارادت به دیگر امامان(ع) است. از مهم ترین اندیشمندان آنها می توان به «عزالدین دوغان» و «جمال شینر» اشاره کرد. (نورالدین، 1382: 59 و 60)

در زمان حکومت عثمانی، جدال مذهبی میان علویان و حکومت وقت وجود داشت. سرکوب علویان توسط حکومت عثمانی در قرن شانزدهم، از جمله بارزترین آثار این جدال هاست. در سال های 1511 و 1513م سلطان بایزید دوم و سلطان سلیم اول، با علویان به اتهام حمایت از حکومت صفویه ایران، وارد جنگ شدند. و به شدت آنها را سرکوب کردند.

پس از آن، علویان از عرصه سیاسی ـ اجتماعی ترکیه خارج شدند و این انزوا تا فروپاشی عثمانی و روی کار آمدن مصطفی کمال آتاتورک، یعنی حدود چهار قرن، طول کشید؛ این دوره را دوره تقیه علویان می نامند. به عبارت دیگر، علویان ترکیه از حکومت عثمانی خاطرات خوبی نداشتند و همین مسئله سبب شد که با روی کار آمدن ترکیه نوین، جماعت علویان ترکیه با سکولاریسم ترکیه همگام شوند و از آن حمایت کنند. (آرینگبرگ ولانئاتزا، 1387: 208)

سکولاریسم برای علویان، به مثابه سنگری مستحکم برای دفاع از خود و انتقام از اهل سنت بود. اعلام جمهوری و اعتبار بخشیدن به حزب لائیک برای نخستین بار در ترکیه، موجب خوشحالی ترکان علوی شد. آنان از این طرح استقبال و آن را تأیید کردند؛ زیرا پس از چهار قرن ظلم و انزوا فضایی ایجاد شد تا دوباره علویان به عرصه حیات اجتماعی بازگردند. (rabasa and larabee, 2008: 21)

علاقه به مصطفی کمال آتاتورک به حدی بود که علویان در کنار عکس امام علی(ع) و حاج بکتاش، عکس او را نیز نصب می کردند. دوره دوستی علویان و لائیک ها چندان دوام نداشت. به علت دین ستیزی دولت ترکیه، علویان دوباره در تنگنا قرار گرفتند و به آلت دستی برای احزاب چپ گرا و دولت ها تبدیل شدند. هرگاه تنش میان لائیک ها و اسلام گراها افزایش می یافت، احزاب لائیک به منظور جمع آوری آرای علویان، به آنها توجه می کردند. در اواخر دهه هفتاد میلادی و نیز در نیمه نخست دهه نود، اعمال خشونت باری بر ضد علویان صورت گرفت که سبب شد علویان، هم از لائیک ها و هم از احزاب چپ و سوسیالیستی سرخورده شوند. (نورالدین، 1382: 128) تنها برخی دولت های اسلام گرا با علویان با تسامح بیشتری برخورد کردند.

دولت نجم الدین اربکان با مسالمت بیشتری با علویان و دیگر فرقه ها که در حاشیه قرار گرفته بودند، برخورد کرد و حتی در رقابت سیاسی با تکیه بر حمایت آنها به قدرت رسید و از آنها در مناصب حکومتی استفاده کرد. (روزنامه مشارکت، 22/3/1387) سلیمان دمیرل و مسعود اییلماز نیز از سیاست های نظیر اربکان تبعیت کردند، تا جایی که دمیرل در مراسم حاجی بکتاش شرکت کرد. (نورالدین، 1382: 66)

از سویی دیگر، اهل سنت و طریقت ها نیز علویان را به عنوان یک دین، مذهب و یا طریقت مذهبی به رسمیت نشناختند و دولت ها نیز آنها را در محدودیت های مختلف فرهنگی، آموزشی و عقیدتی قرار دادند. مجموع این مسائل موجب شد علویان که خود را بدون همراه و متحد می دیدند، در جستجوی هویت خویش برآیند. وقوع انقلاب اسلامی، این انگیزش را در علویان تشدید کرد.

انقلاب اسلامی توانست علویان ترکیه را از فضای تنش آمیز خارج کند و به سمت هویت یابی تمدنی حرکت دهد. در چند دهه اخیر، علویان رشد چشمگیری در حیات اجتماعی ترکیه داشته و در حوزه سیاست نیز نسبت به گذشته فعال تر شده اند؛ تا جایی که می توان از احیای علوی گری در ترکیه سخن گفت. این تحرکات در علویان ترکیه هم زمان با انقلاب اسلامی بود و انقلاب آن را تشدید کرد؛ به گونه ای که دهه هفتاد را می توان آغاز عصر هویت یابی علویان ترکیه نامید. (همان: 57) از سویی دیگر، کردهای علوی کوشیدند با جدا شدن از قومیت کردی خود به سمت هویت علوی خویش حرکت کنند و این مسئله بر کاهش تعارضات میان گروه «پ.ک.ک» و قومیت کرد اثر گذاشت. به عبارت دیگر، علویان تلاش کردند با تکیه بر مذهب و هویت دینی خود، در سیاست ترکیه وارد شوند.

گفتنی است، آنچه اثرگذاری انقلاب اسلامی بر علویان را برجسته می سازد، این است که علویان ترکیه تا پیش از انقلاب اسلامی و فروپاشی شوروی، تحت تأثیر اندیشه های مارکسیستی بودند. این تأثیر پس از کودتای 1960م ظهور و بروز بیشتری یافت؛ تا جایی که علوی ها به حزب چپ گرا موسوم شدند و مارکسیسم در میان جوانان علوی، جایگاه خاصی یافت. (rabasa and larabee, 2008: 22)

پس از انقلاب اسلامی، علویانی که گرایش های چپ گرا داشتند، به ویژه در دهه های هشتاد و نود، به سمت تحکیم گرایش های علوی خود روی آوردند و از گرایش های چپ فاصله گرفتند. (Erman and Goker, 2000: 14) همین امر موجب شد در سه دهه اخیر، تشکل های دینی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی علویان رشد چشمگیری داشته باشد؛ زیرا علویان چپ گرا، پس از فروپاشی شوروی، به نوعی خلأ تئوریک دچار شدند و در نتیجه، در جستجوی هویت خویش برآمدند. انقلاب اسلامی، اولین و متقن ترین پاسخی بود که علویان در این شرایط برگزیدند. (دونمز، 1384: 153) این امر موجب شد تا ارتباط علویان با شیعیان ایران افزایش یابد.

شیعیان علوی همواره به مثابه زنگ خطری برای زمامداران ترکیه محسوب می شدند و انقلاب اسلامی بر این هراس افزود؛ زیرا تاریخ علویان ترکیه با کلمه ایران معنا پیدا کرد. پیشوایان بزرگ علوی نظیر «ولی بکتاشی نیشابوری» ایرانی بودند. به بیان دیگر، مسئله دیگری که بر اثرگذاری انقلاب اسلامی بر علویان و بازگشت آنها به آموزه های اسلامی کمک کرد، رهبران ایرانی فرقه های علوی بود. بنابراین می توان گفت انقلاب اسلامی در احیای هویت اصیل شیعیان علوی نقشی اساسی داشت. تأثیرات انقلاب بر علویان را می توان به دوگونه تصویر نمود:


الف) تأثیرات مستقیم

یک. ایجاد نوعی اعتماد به نفس و زمینه بازگشت به تشیع اصیل: علویان تحت تأثیر انقلاب اسلامی، به شیعیان جعفری ترکیه نزدیک شدند و اعلام کردند که علوی، یک شیعه کامل و پیرو فقه امام جعفر صادق(ع) است و تمام عقاید، فقه و اصول مذهب جعفری را دارد. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی در ترکیه سبب نزدیکی بیشتر تشیع و علوی گری شد. (زارع، 1383: 302) ارتباط علویان با شیعیان ایران از جمله پیامدهای دیگر این نزدیکی است. دیدار رهبران علویان ترکیه با مراجع تقلید شیعه و افزایش ارتباط مستمر و مداوم آنها در چند دهه اخیر، می تواند نمادی از اثرگذاری بارز انقلاب اسلامی بر هویت یابی علویان ترکیه و بازگشت آنها به اسلام محسوب شود.

همچنین جمعیت های علویان نوعی ارتباط برادرانه با شیعیان آذری ترکیه برقرار ساختند که تا پیش از آن وجود نداشت و انجمن ها و بنیادهای مختلفی در شهرهای استانبول، ازمیر، چوروم، آنکارا، اسکندرون، مالاتیا، بالیکسیم، آیدین، مانیسا و هایتای به صورت مشترک با شیعیان ایجاد کردند. از مهم ترین خدمات این دسته از علویان، برگزاری کنگره های بین المللی اهل بیت(ع) با مدیریت آقای «فرمانی آلتون» در استانبول است. (همان) این دسته از علویان به شیعیان بسیار نزدیک هستند و برخلاف سایر علویان نمازهای یومیه به جا می آورند و به حج نیز می روند. (rabasa and larabee, 2008: 22)

دو. ایجاد موضع مثبت در برخی از شریعت گرایان اهل تسنن درباره علویان: تقریب مذاهب در ترکیه از تأثیرات دیگر انقلاب اسلامی بوده است. نحله های شریعت گرای ترکیه پس از اعلام بحث وحدت شیعه و سنی از سوی امام خمینی(ره)، در برابر علویان و شیعیان ترکیه مواضع مثبتی اتخاذ کردند. حتی مسئله اتحاد علوی و سنی در ترکیه بحث متداولی شد. تلاش نجم الدین اربکان در این مسیر، قابل توجه است. او ضمن دیدار با «پرفسور عزالدین دوغان»، روحانی علوی، از او خواست تا علویان را به همکاری با حزب رفاه ترغیب کند. حزب رفاه نیز قول داد که علویان را در سِمت های حزبی و انتخاباتی قرار دهد. این نگرش با تحقق وعده های حزب رفاه به نتایج باورنکردنی رسید. (زارع، 1383: 302)


ب) تأثیرات غیرمستقیم

یک. توجه بیشتر دولت به علویان: تا پیش از انقلاب اسلامی که جامعه علویان ترکیه تحرک خاصی نداشت، زمامداران لائیک نیز به آنها بی توجه بودند؛ زیرا قدرتی در علویان نمی دیدند تا درصدد مقابله با آن برآیند. اما پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران، لائیک ها تلاش کردند تحرکات علویان را به سمت لائیسم ترکیه، جهت دهی کنند و از این پتانسیل به وجود آمده برای تحکیم قدرت خود استفاده نمایند. با این حال، تحرکات علویان ترکیه افزایش یافت و در جستجوی هویت گم گشته خویش برآمدند. ریشه این خیزش، برگرفته از اعتماد به نفسی است که انقلاب اسلامی در آنها ایجاد کرد. (همان)

دو. تحرک و تحول جناح های حاشیه ای علویان: انقلاب اسلامی سبب شد گروه هایی از علویان به تشیع اصیل روی آورند و در قالب انجمن ها و بنیادهایی، فعالیت های خود را آغاز کنند. مهم ترین این گروه ها بنیاد آموزشی جم، به سرکردگی «پرفسور عزالدین دوغان» است که نشریه پرتیراژی با عنوان «جم» را منتشر می کند. از سویی دیگر، علوی گری که تا مدتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، شاخصه ای منفی به شمار می رفت و علویان به «قزلباش» یعنی سرخ کلاه مشهور بودند که نوعی توهین بود، پس از انقلاب اسلامی به یک پدیده مطلوب و مورد قبول تبدیل شد. به عبارت دیگر، علوی گری اعتبار و ارزشی مثبت دانسته شد. (همان)


انقلاب اسلامی و عرصه سیاست در ترکیه

انقلاب اسلامی آثار مستقیم و غیرمستقیمی در فضای سیاسی حاکم بر کشور ترکیه بر جای گذاشت. انقلاب سبب افزایش جایگاه و اهمیت نظامیان در ترکیه شد. افزایش تعداد کودتا ها و تلاش برای نجات کشور از بحران هایی که تحت تأثیر انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، این مسئله را تأیید می کند. حکومت سه ساله نظامیان (1983 ـ 1980 م)، مسئله دیگری است که نباید از آن غافل شد. این حکومت برای ایجاد ثبات در فضای سیاسی ترکیه با کودتای سپتامبر 1980 ژنرال ها شکل گرفت.

به بیان دیگر، این حکومت برای مقاومت در برابر جریان بنیاد گرایی و نیز برقراری ثبات در منطقه خاورمیانه ایجاد شد که همین امر، جایگاه نظامیان را در عرصه سیاسی کشور ارتقا داد. (پوربناب، 1379: 80) در هر صورت، بخش های مختلف فضای سیاسی ترکیه، از جمله احزاب و نظامیان، واکنش های متفاوتی در برابر انقلاب اسلامی داشته اند که در ادامه به این دو بخش می پردازیم.


1. انقلاب اسلامی و احزاب ترکیه

احزاب می توانند آیینه دار تغییرات ایجاد شده در جامعه و در نهایت، تقاضای جدید مردم باشند. در چهار دهه اخیر، در ترکیه احزاب اسلام گرا جزو جدانشدنی رقابت سیاسی به شمار می روند. این امر، نشان دهنده ناکامی نظام جمهوری لائیک در دین زدایی از جامعه است. رویدادی همچون انقلاب اسلامی ایران کافی بود تا تمامی عرصه های دینی کشور ترکیه، همچون جنبش ها، طریقت ها، احزاب سیاسی و ...، انگیزه کافی برای بازگشت به اسلام را در خود بیابند. با وقوع انقلاب اسلامی، مردم مسلمان ترکیه در جستجوی هویت گمشده خویش برآمدند. «نورالدین شیرین»، از فعالان سیاسی ترکیه، نقش امیدبخشی انقلاب اسلامی در بین مردم مسلمان ترکیه را چنین توصیف می کند:

پیروزی انقلاب اسلامی، روح امید و نشاط را در میان مسلمانان ترکیه، به ویژه آنان که با امپریالیست غرب در تقابل بودند، دمید ... . کتاب «ولایت فقیه» حضرت امام(ره) مسلمانان ترکیه را بیدار کرد. (شیرین، 1387: 3)

این بیداری، به تحولات عمده ای در فضای ترکیه انجامید که از جمله آنها، توجه جامعه ترکیه به احزاب اسلام گراست. این احزاب در چند دهه اخیر در انتخابات مختلف، پیروزی های متعددی به دست آوردند. نگاه این احزاب به انقلاب ایران و رشد این احزاب، شاخصی برای تبیین نوع نگاه جامعه ترکیه به انقلاب اسلامی است. از جمله این احزاب که بعدها در میان احزاب اسلام گرای ترکیه رشد قابل توجهی یافت، حزب «سلامت ملی» به رهبری «نجم الدین اربکان» است. این حزب، فراگیرترین حزب سیاسی در سال های قبل و نخستین سال پیروزی انقلاب اسلامی بوده است.

پس از پیروزی انقلاب، حزب سلامت ملی اوج گرفت و استقبال مردم ترکیه از این حزب موجب شد که ده ها نماینده به مجلس بفرستد و حکومت را به دست گیرد. (خسروشاهی، 1384: 65) ایستارهای این حزب در برابر انقلاب ایران، متمایز از دیگر احزاب بود. انقلاب ایران پشتیبانان زیادی در میان اعضای این حزب یافته بود. در سال 1979م، «ملی گزت»، روزنامه حزب، گزارش های خبری و مقالات تحلیلی متعددی منتشر کرد که به پیشرفت تحولات انقلابی در ایران با نظری مساعد می نگریست.

«ملی گزت» همواره مشتاق و علاقه مند انقلاب ایران بود و بر این نکته تأکید می کرد که سایر دولت های مسلمان باید از الگوی ایران پیروی کنند. رهبر این حزب، «نجم الدین اربکان»، از انقلاب استقبال کرد و گفت: «با این انقلاب، مردم ایران، خود را از بندگی امپریالیسم آمریکا رهانیدند». (گندوگان، 1383: 1 و 2)

حزب سلامت ملی هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی، راهپیمایی هایی را با طرح شعارهایی همچون «اسلام تنها راه است» و نیز «جامعه اسلامی با دولت اسلامی» برگزار کرد که در اوت 1980 و مصادف با آخرین جمعه ماه رمضان (روز قدس) حدود هشتاد هزار نفر در این راهپیمایی شرکت کردند. گروهی از شرکت کنندگان در این تظاهرات با وجود ممنوعیت رسمی، پوشش اسلامی داشتند و شعارهایی به زبان عربی می دادند که خلاف قوانین لائیک ترکیه بود. (زارع، 1383: 69)

همچنین روزنامه «ملی گزت» در ژوئن 1989، چند روز پس از وفات آیت الله خمینی، ضمن انتشار مجموعه ای درباره زندگی امام و مبارزاتش در برابر امپریالیسم آمریکا، او را «یک قهرمان جهان اسلام که مردم ایران را از استبداد شاه و استثمار آمریکا نجات داد» نامید. (گندوگان، 1383: 45) تأثیرات انقلاب اسلامی بر احزاب، در روزنامه های آنها و همچنین واکنش هایشان به تحولات ایران قابل توجه است.

با بررسی این مسائل می توان دریافت مهم ترین حزبی که انقلاب اسلامی تأثیر بسزایی بر آن داشت، حزب سلامت ملی به رهبری اربکان بود. این حزب بعدها منحل شد، ولی اربکان فعالیت های حزبی خود را در قالب احزاب جدیدی ادامه داد. برجسته ترین این احزاب، حزب رفاه بود.

حزب رفاه از سال 1984 در همه انتخابات پارلمانی و شهرداری ها شرکت می کرد و میزان آرایی که به دست می آورد نیز پیوسته رو به افزایش بود، تا اینکه در 27 مارس 1994 در انتخابات شهرداری ها، به ویژه در شهرهای استانبول و آنکارا، به پیروزی قاطع دست یافت. این پیروزی، مسیر و نتیجه نهایی انتخابات پارلمانی را نشان می داد که در دسامبر 1995 برگزار می شد. حزب رفاه در این انتخابات به یک پیروزی تاریخی دست یافت و در نهایت، در انتخابات ژوئن 1996 قدرت سیاسی را در دست گرفت و نخستین دولت اسلام گرا به نخست وزیری اربکان، بر قله قدرت سیاسی ترکیه نشست.

عمر این دولت کوتاه بود و پاسخ اسلام خواهی مردم، با شبه کودتای نظامی و انحلال حزب رفاه و برکناری اربکان داده شد، اما این مسئله نوید آینده ای روشن را به مردم ترکیه می داد و هشدار و زنگ خطری بود برای لائیک ها که خود را در نهایت ضعف و محدودیت می دیدند. (نورالدین، 1382: 100 ـ 98)

اقبال عمومی به احزاب اسلام گرا و در نهایت، پیروزی حزب رفاه همچون رشد جنبش های اسلامی در ترکیه اتفاقی نبود، بلکه کامیابی انقلاب اسلامی در ایجاد حکومتی اسلامی و موفقیت آن در جنگ بر ضد عراق و دیگر بحران هایی که بر سر راه این کشور نوپا قرار داده بودند، سبب شد بیش از پیش، اسلام سیاسی در منطقه رونق بگیرد.

محبوبیت و قدرتمندی احزاب اسلام گرا، خود معلول تغییراتی است که از سطح فردی آغاز شد و به سطح اجتماعی و در نهایت، سیاسی رسید. این فرایند، نشانه تغییرات هویتی در گفتمان حاکم بر فضای ترکیه است. تغییرات در سطح فردی سبب گرایش مردم ترکیه به سمت تعالیم اسلامی شد که در قالب های مختلفی بروز یافت؛ از جمله: رونق گرفتن مدارس دینی، مانند مدارس «امام ـ خطیب» و آموزشگاه های دینی و مراکز آموزش قرآن که در چند دهه اخیر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به نحو چشمگیری فعال شده اند.

مدارس «امام ـ خطیب» از جمله مدارسی است که با جمعیتی حدود پانصد هزار نفر، قلعه اسلام گرایی و احزاب اسلام گرا در ترکیه، لقب گرفته است. در این مدارس، طلاب، علوم دینی و علوم روز را فرامی گیرند و به کسوت روحانی و امام جماعت درمی آیند. تعداد مدارس «امام ـ خطیب» به 561 آموزشگاه دینی رسیده است. سالانه 53 هزار روحانی از این مدارس فارغ التحصیل می شوند، در حالی که نیاز سالانه کشور ترکیه 2288 روحانی برای اداره مساجد است.

بقیه این جمعیت (51 هزار نفر) در کارهای حکومتی فعالیت می کنند. (همان: 165 ـ 160) لائیک ها این جمعیت فعال در عرصه حکومتی و اداره ترکیه را به «کادرهای حکومت اسلامی ترکیه» تعبیر می کنند و بر این باورند اسلام گرایان با کادرسازی، درصدد حرکت به سوی حکومت اسلامی هستند. توسعه روزافزون مدارس دینی در ترکیه زنگ خطری جدی را برای لائیک ها به صدا درآورده است. این مدارس به عنوان بازویی اجرایی در کادرسازی برای احزاب اسلام گرا عمل می کنند. (rabasa and larabee, 2008: 19) به عبارت دیگر، رشد احزاب اسلام گرا بروندادی از رشد اسلام گرایی در ترکیه بود که از جمله نمود و بروزهای آن، افزایش مشارکت در مدارس مذهبی به خصوص مدارس «امام ـ خطیب» است.


2. تأثیرات انقلاب اسلامی بر نظامیان لائیک

مهم ترین تأثیری که انقلاب اسلامی بر نظامیان لائیک نهاد، نگاه مجدد نظامیان لائیک به مسئله دین و مذهب و نیروهای مذهبی در ترکیه بود. نظامیان لائیک پس از بر سر کار آمدن اسلام گرایان در عرصه سیاسی ترکیه، تقسیم بندی جدیدی از معضلات امنیتی ترکیه ارائه دادند. در این تقسیم بندی، خطر ارتجاع (اسلام گرایی)، معضل نخست و اولویت مهم امنیتی ترکیه معرفی شد و مسئله کردها و حزب کارگزاران ترکیه (پ.ک.ک) که در یک قرن اخیر چالش برانگیزترین معضل امنیتی برای دولت ترکیه بود، به اولویت درجه دوم تبدیل گردید. (نورالدین، 1382: 106) نظامیان لائیک به منظور مقابله با رشد اسلام گرایی در ترکیه که بخشی از آن را متأثر و ملهم از انقلاب ایران می دانستند، راهکارهای متعدد و چندجانبه ای در پیش گرفتند:

یک. کودتا: نظامیان در چند دهه اخیر، سه بار (1960، 1971 و 1980) در ترکیه کودتا کردند و موجب براندازی دولت های مستقر شدند و برای حفظ لائیسم در ترکیه تلاش کردند. مهم ترین کودتایی که با تأثیرات بارز انقلاب اسلامی بر ترکیه ارتباط مستقیم داشت، کودتای دوازده سپتامبر 1980 بود. «ژنرال کنعان اورن» هدف از این کودتا را متوقف کردن روند رو به گسترش اسلام گرایی دانست و گفت: «اگر این آتش به موقع خاموش نشود، ممکن است سراسر کشور را فراگیرد». (ملکوتیان، 1384: 87) در سال 1997 نیز نظامیان، فضایی به وجود آوردند که دولت اربکان مجبور به استعفا شد.

در فرایند برکناری اربکان، نشستی در 28 فوریه 1997 برگزار گردید که مفاد مختلفی برای محدود کردن دولت اربکان و اسلام گرایان در آن، گنجانده شده بود. از جمله مفاد این بیانیه عبارت بود از: کنترل و مهار تلاش ایران برای ایجاد بی ثباتی در ترکیه و همچنین سهل انگاری نکردن در اجرای قانون پوشش ظاهری، توقف فعالیت های طریقت های دینی و ... . به بیان دیگر، اصلی ترین مفاد این بیانیه، برای مهار اسلام گرایی بوده است. نقش ایران در این بین و تأثیرات انقلاب ایران در ترکیه از مواردی است که این بیانیه به آن تصریح دارد. (نورالدین، 1382: 106)

دو. انحلال احزاب سیاسی و طریقت های مذهبی به اتهام رعایت نکردن قانون اساسی: این شیوه از جمله شیوه های مرسوم و رایج در ترکیه بوده است که حتی مشمول حزب قدرتمند رفاه به رهبری اربکان نیز شده است؛ به طوری که نظامیان توانستند دادگاه عالی ترکیه را مجبور به انحلال این حزب کنند؛ (ملکوتیان، 1384: 87) نظامیان با هدف تضعیف احزاب اسلام گرا، به بهانه های مختلف، اقدام به ممنوع الفعالیت کردن رهبران این احزاب و محدود کردن آنها می نمایند. (نورالدین، 1382: 102)

سه. رابطه با اسرائیل: ابزاری برای فشار آوردن بر اسلام گرایان و ایجاد موازنه با دولت ها و احزاب اسلام گراست. برای مثال می توان به روابط ارتش ترکیه با ارتش اسرائیل پس از روی کار آمدن اربکان، اشاره داشت. امضای قرارداد مشهور با اسرائیل برای مکانیزه کردن ارتش ترکیه که در تاریخ 23 فوریه 1996 منعقد شد، از جمله این تلاش ها بود. (همان: 101؛ زارع، 1383: 282)

چهار. تخریب چهره انقلاب اسلامی ایران نزد افکار عمومی ترکیه: لائیک ها در چند دهه اخیر همواره در تلاش بودند تا از تمام راهکارهای موجود برای مهار اسلام گرایی استفاده کنند. از جمله این راهکارها می توان به جنگ روانی و یا راهکارهای فرهنگی اشاره کرد. (گلی زواره، 1377: 169) هرگاه ایران سیاستی در پیش می گرفت که باعث تقویتِ روحیه اسلام گرایان می شد و یا اینکه اسلام گراها توجه بیشتری به جمهوری اسلامی معطوف می داشتند، لائیک ها تلاش می کردند با تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی ترکیه از تأثیرات مواضع ایران بکاهند.

برای مثال می توان به این موارد اشاره کرد: در پی برگزاری موفقیت آمیز کنفرانس بین المللی حمایت از انقلاب فلسطین در تهران در آذر 1370 دولت ترکیه یک کشتی را که در اجاره ایران بود، در محدوده تنگه بسفر و داردانل توقیف کرد. از آنجا که این کشتی، برخی سفارش های تسلیحاتی جمهوری اسلامی از بلغارستان را حمل می کرد، دولت ترکیه، ایران را به قاچاق سلاح برای گروه های تروریستی متهم کرد و جوّ تبلیغاتی شدیدی در رسانه ها بر ضد ایران به راه انداخت؛ در حالی که تمامی مراحل قانونی حمل سلاح توسط کشتی، انجام شده بود. این قضیه در روابط دو کشور بحرانی ایجاد کرد که با رفع توقیف از کشتی و سفر «تورگوت اوزال» به ایران پایان یافت. (زارع، 1383: 309)

اقدام دیگر، نمایش فیلم آمریکایی «اسلحه برهنه» در ترکیه بود که در این فیلم به ساحت مقدس حضرت امام خمینی(ره) توهین شده بود. (گلی زواره، 1377: 169) بنابراین، تقابل لائیک ها با ایران نشانه جایگاه ایران در میان اسلام گرایان ترک است. (زارع، 1383: 309)


نتیجه

جدال اسلام و سکولاریسم در چند دهه اخیر، در نقطه کانونی تحولات ترکیه قرار داشت. مهم ترین عامل این مسئله، ظهور هویت یابی تمدنی است. هویت یابی تمدنی، گریز از هویت غربی را در پی داشت که کمالیست ها از دهه های نخست قرن اخیر درصدد ایجاد آن بودند. این بازگشت به هویت اسلامی، در لایه های مختلف حیات سیاسی ـ اجتماعی ترکیه نمود یافت؛ از سطح فردی تا عالی ترین سطح سیاسی، یعنی به قدرت رسیدن یک حزب اسلام گرا. علل متعددی (داخلی و خارجی) در بازگشت به اسلام و رشد اسلام گرایی و در نهایت، هویت یابی تمدنی در ترکیه، دخالت داشتند، اما بی شک انقلاب اسلامی از جمله مؤثرترین متغیرهای خارجی بوده است.

در دهه های اخیر، اسلام در سطح اجتماعی و فرهنگی به شدت فعال شده و در عرصه سیاسی نیز به قدرت رسیده است. اگرچه بازتاب های انقلاب اسلامی بر ترکیه، شکل انقلابی به خود نگرفت و تحت تأثیر گفتمان خاص حاکم بر ترکیه و همچنین جایگاه نظامیان لائیک در آن قرار گرفت، اما اسلام گرایان ترکیه توانستند با الهام از انقلاب ایران، الگویی بومی را برای ترویج اسلام گرایی انتخاب کنند. به قدرت رسیدن اسلام گرایان در ترکیه، می تواند آغاز دوره ای جدید در تاریخ این کشور محسوب شود.



منابع و مآخذ

1. آرینگبرگ ولانئاتزا، مارینی، 1387، «علویان ترکیه و علویان سوریه؛ شباهت ها و تفاوت ها»، فصلنامه تاریخ اسلام، سال نهم، شماره 35 و 36، پاییز و زمستان 87 .

2. احمدی، حمید، 1369، «انقلاب اسلامی و جنبش های اسلامی در خاورمیانه عربی»، به کوشش حاتم قادری و دیگران، مجموعه مقالاتی پیرامون جهان سوم، تهران، نشر سفیر.

3. ارس، بولنت و عمر کاها، 1384، «جنبش اسلام لیبرالی در ترکیه: اندیشه های فتح الله گولن»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال نهم، شماره 4، زمستان 84.

4. اطهری، سید اسدالله، 1390، «اسلام صوفی»، مهرنامه، شماره 10.

5. اوزگوندوز، صلاح الدین، 1387، گفتگو با سایت http://forum.imamhossein.net.

6. بدل، حسن، 1383، «شرایط دینی و مذهبی کشور ترکیه»، طلوع، شماره 10، تابستان و پاییز 83.

7. برزگر، ابراهیم، 1382، «نظریه پخش و بازتاب انقلاب اسلامی»، مجله پژوهش حقوق و سیاست دانشگاه علامه طباطبایی، شماره 8.

8. 1387، «عوامل مؤثر در تأثیرات انقلاب اسلامی؛ چارچوب مفهومی»، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 42 و 43، پاییز و زمستان.

9. بی نا، 1358، «گزارش کوتاهی از وضع شیعیان ترکیه»، مجله درس هایی از مکتب اسلام، شماره 5، مرداد.

10. پوربناب، قهرمان، 1379، «تأثیرات انقلاب اسلامی بر ترکیه»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال هفتم، شماره 4.

11. جلالی، غلامرضا، 1381، «مراسم عاشورا در جهان اسلام»، مجله مشکوة، شماره 76، پاییز و زمستان 81 .

12. حشمت زاده، محمدباقر، 1379، «انقلاب اسلامی و کشورهای مسلمان»، فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی، پاییز 79.

13. 1385، تأثیرات اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

14. خسروشاهی، سیدهادی، 1384، «بود و نمود انقلاب اسلامی در کشورهای مسلمان»، گفتگو با فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره زمستان.

15. دونمز، نوری، 1384، «علویان ترکیه»، ماهنامه طلوع، شماره پاییز.

16. رضانژاد امیردهی، عزالدین، 1385، «سرزمین های جهان اسلام: جمهوری ترکیه حدود جغرافیایی»، اندیشه تقریب، شماره 6، بهار 85.

17. روزنامه اعتماد.

18. روزنامه مشارکت.

19. زارع، محمدرضا، 1383، علل رشد اسلام گرایی در ترکیه، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور.

20. شیرین، نورالدین، 1387، گفتگو با مجله چشم انداز، شماره 28.

21. گلی زواره، غلامرضا، 1377، سرزمین های اسلام: شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، چاپ دوم.

22. گندوگان، اونال، 7/2/1383، «ایران اسلامی و ترکیه»، ترجمه مهدی کاظمی، باشگاه اندیشه، به نقل از: فصلنامه مریا، سال هفتم، شماره اول.

23. محمدی، منوچهر، 1386، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

24. مقصودی، مجتبی و ماندانا تیشه یار، 1388، تمدن ایرانی فراسوی مرزها، تهران، انتشارات تمدن ایرانی.

25. ملکوتیان مصطفی، 1384، «تأثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی»، فصلنامه تخصصی مطالعات انقلاب اسلامی، شماره 1، تابستان.

26. نورالدین، محمد، 1382، ترکیه؛ جمهوری سرگردان، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور.

27. نوروزی، رسول، 1390، «تبیین تئوریک تأثیرات انقلاب اسلامی بر بافت اجتماعی ترکیه»، فصلنامه رهیافت انقلاب اسلامی، شماره 16، زمستان 90.

28. نوری، محمد، 1384، «پیشگفتار»، مجله کتاب ماه دین، شماره 100 و 101، بهمن و اسفند 84.

29. ولد، مری، 1389، اسلام در ترکیه مدرن: زندگینامه یک روشنفکر بدیع الزمان سعید نورسی، ترجمه فرزاد صیفی کاران، تهران، نشر احسان. 30. Erman, Tahi̇re and Göker, 2000, "Emrah, Alevi Politics in Contemporary Turkey", Middle Eastern Studies, Vol. 36, No. 4, Oct. 2000. 31. http://forum.imamhossein.net.

32. http://shirazi.ir.

33. Rabasa, angel and larabee, Stephan f, 2008, the rise of political islam in turkey, Rand corporation.

34. Yavuz, m. hakan, 2003, Islamic politiacal identity in turkey, oxford university press. منبع: فصلنامه مطالعات انقلاب - شماره 30


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :