Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 170215
تاریخ انتشار : 14 شهریور 1392 0:0
تعداد بازدید : 16

2222

مناطق عملیاتی یا یادمانی جنگ تحمیلی به نقاطی اطلاق می شود که در آن چندین عملیات مهم انجام شده و به طبع آن رشادت های بسیاری در آن مکان صورت پذیرفته است. این مناطق به طور کلی به سه محور تقسیم شده است که عبارتند از: مناطق عملیاتی شمال غرب کشور: سنندج، دالانی، دزلی، مریوان، بانه، سردشت، پیرانشهر. مناطق عملیاتی غرب کشور: پاوه، ارتفاعات بازی دراز، سومار، تنگه مرصاد، قصرشیرین، پادگان ابوذر، قوچ سلطان، بانه. مناطق عملیاتی جنوب کشور: شلمچه، طلائیه، فکه، پادگان دوکوهه، فتح المبین، اروندکنار، هویزه، مسجد جامع خرمشهر، چزابه، دهلاویه. یادمان های جنگ تحمیلی در شمال غرب کشور: سنندج: سنندج مرکز استان کردستان ایران است.این شهر از شمال با دیوان دره، از شرق با قروه، از جنوب با کامیاران و از غرب با سروآباد و مریوان همسایه است. در اردیبهشت سال 1359 «باشگاه افسران» سنندج در محاصره ضد انقلاب قرار گرفت.بعد از تحمل 22 روز اسارت و گرسنگی از سوی 40 تا 50 نفر از رزمندگان اسلام، بالاخره عملیات پاکسازی سنندج در پنج محور انجام شد و محاصره ی باشگاه افسران در هم شکست.مزار مطهر پنج شهید این واقعه در این مکان مقدس قرار دارد. ضمنا «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس کردستان» هم، در این مکان مستقر است. جاده سنندج – مریوان: در طول جاده 125 کیلومتری سنندج – مریوان چند نقطه زیارتی و حماسی وجود دارد. روستای «نگل» در 60 كيلومتري غرب سنندج،به دليل وجود يك جلد كلام الله مجيد بسيار زيبا كه با خط كوفي و تزيينات آب طلا بر روي پوست آهو نوشته شده و متعلق به صدر اسلام است، در منطقه شهره شده است. روستای «قلعه جی» در 22 کیلومتری شهر مریوان، طی دو مرتبه در اسفند سال 66 و بهار سال 67 هدف بمباران شیمیایی دشمن بعثی قرار گرفته است و در نهایت «سه راه حزب الله» در 15 کیلومتری مریوان که پس از آزادسازی از دست دموکرات ها در سال 59، به این نام معروف شد،همگی در این جاده قرار دارند. دالانی: دالانی ارتفاعاتی است مرزی در 35 کیلومتری جنوب مریوان و 6 کیلومتری جنوب غربی روستای دزلی. نزدیکترین شهرعراق به این ناحیه یعنی شهر خرمال، در 10 کیلومتری این ارتفاعات واقع شده است. این منطقه در تاریخ 6 دی 1359 به همت نیروها ی ارتش، سپاه و پیشمرگان کرد از دست ضد انقلاب خارج شد. ارتفاعات دالانی یکی از محور های مهم عملیات های «والفجر 10» و «محمد رسول الله (ص)» بود. دزلی: روستای دزلی در فاصلة 29 کیلومتری شهر مریوان و 120 بعد از پاکسازی مریوان، ضدانقلاب پایگاه اصلی خود را به دزلی منتقل کرد. در اواخر آذر ماه 1359، 200 نفر از نیروهای تحت امر«حاج احمد متوسلیان»، شبانه به مواضع ضد انقلاب در این نقطه هجوم بردند و روستا را پاکسازی کردند. مقام معظم رهبری در سال 59 به همراه گروهی عازم این روستا شدند؛ به محض خروج ایشان از روستا به واسطه ی گزارش جاسوسان، دزلی آماج بمباران هوایی عراق قرار گرفت و افراد زیادی در این واقعه به شهادت رسیدند. برای گرامیداشت یاد شهدای دزلی و حضور مقام معظم رهبری در این روستا، یادمانی احداث گردیده است. باشگاه افسران: در اردیبهشت ماه سال 59 به دنبال نقض مکرر توافقات انجام شده با گروه های مخالف، از سوی ضد انقلاب، ضرورت پاکسازی سنندج قطعی شد. تقریبا تمام شهر در تصرف ضد انقلاب بود. به جز چند نقطه از جمله "باشگاه افسران" عملیات آزادسازی در پنج محور با فرماندهان شهید بروجردی و صیاد شیرازی و همچنین حاج رحیم صفوی اجرا شد. در باشگاه افسران حدود 40 الی 50 نفر از رزمندگان و پیشمرگان کرد مستقر شده بودند و دلاورانه مقابل یورش ضدانقلاب به مدت 22 روز ایستادگی کردند تا اینکه نیروها وارد شهر شدند و باشگاه از محاصره خارج شد. باشگاه افسران سنندج، شاهد ایستادگی رادمردانی است که علی رغم محاصره کامل به مدت 22 روز و جیره بندی آب و غذا و حتی مهمات باز هم دست های خود را به علامت تسلیم بالا نمی برند و تا آخرین نفس ایستادگی می کنند و بدین ترتیب تعدادی از این مدافعان به شهادت می رسند. مزار دو تن از این شهدای گرانقدر این واقعه یعنی شهیدان "عدنان مردوخی" و "محمد رشید احمدی" در کنار چهار شهید گمنام به خاک ارمیده در محل باشگاه افسران، محل زیارت زائران مناطق عملیاتی شمالغرب است. مریوان: مریوان مرکز شهرستانی است به همین نام در غرب استان کردستان. این شهر از شمال و غرب با عراق و از جنوب با شهر سروآباد ایران همسایه است. شهر مریوان در 125 کیلومتری شمال غربی سنندج قرار دارد. در تیر ماه سال 58، «شهید چمران» به همراه «شهید فلاحی» در این شهر حضور یافتند و پادگان ارتش مریوان را از محاصره ضد انقلاب خارج کردند. بعد از انتصاب حاج احمد متوسلیان به فرماندهی سپاه مریوان، به وی ماموریت داده شد تا این شهر را از حضور ضد انقلاب پاک کند. نیروهای سپاه پس از شناسایی منطقه، از سه محور دارسیران، محور میانی شهر م محور منتهی به پادگان عملیات را آغاز کردند و در نهایت در تاریخ 3 تیر 1359، مریوان پاکسازی شد. دریاچه زریوار در فاصله 3 کیلومتری غرب این شهر قرار دارد. مزار مطهر «4 شهید گمنام دفاع مقدس» در جانب شرقی این دریاچه و در نزدیکی سنگرهای رزمندگان اسلام؛ از دیگر اماکن زیارتی زائرین جبهه های شمالغرب است. بانه: بانه شهرستانی در شمال غربی استان کردستان می باشد. این شهر از شمال شرق با شهر سقز، از شمال غرب با شهر سردشت و در غرب با شهرهای استان سلیمانیه عراق از جمله «ماووت» همسایه است. این شهرستان از جنوب (دره شیلر) و غرب با کشور عراق هم مرز است و دارای حدود 73 کیلومتر مرز با این کشور می باشد. بانه از جمله شهرهای مورد توجه ضد انقلاب بود. پادگان ارتش این شهر در اوایل اردیبهشت 59 در محاصره ضد انقلاب قرار گرفت که با حضور 90 نفر از نیروهای اعزامی گردان 1 سپاه تهران ازاد شد. همچنین بعد از آزاد سازی جاده سقز- بانه، شهر بانه نیز توسط یک گروه رزمی از ارتش و سپاه به فرماندهی شهید صیاد شیرازی در تاریخ 6/3/59، از حضور ضد انقلاب پاکسازی شد. از عملیات های انجام گرفته در این منطقه می توان به عملیات بعثت، وحدت، هادوی و غدیرخم اشاره کرد. بمباران 15 خرداد: در 15 خرداد سال 1363، مردم بانه به همراه تعدادی از رزمندگان اسلام، بعد از برگزاری راهپیمایی به مناسبت سالگرد 15 خرداد سال 1342، در پارک شهر آن روز و «پارک 15 خرداد» امروز بانه، اجتماع کردند. مراسم به نیمه نرسیده بود که بمباران شروع شد. در پی این جنایت وحشتناک نزدیک به 590 نفراز شهروندان بانه و رزمندگان حاضر در راهپیمایی، شهید و حدود 400 نفر مجروح شدند. بوالحسن: بوالحسن نام روستایی است در 27 کیلومتری غرب شهر بانه و 12 کیلومتری رودخانه مرزی چومان. این منطقه یکی از محورهای اصلی عملیات «کربلای 10» بوده است. در اغلب عملیات های برون مرزی انجام گرفته در ارتفاعات ماووت عراق، رزمندگان اسلام با عبور از این ناحیه و گذر از رودخانه «چومان»، توانستند به نقاط هدف خود، دسترسی پیدا کنند.گذر از این مناطق صعب العبور و رودخانه چومان، فقط به اراده خداوندی و به واسطه حضور توانمند عزیزان جهاد سازندگی(با ساخت پل و جاده) میسر بود. عملیات های انجام گرفته در این منطقه عملیات های فتح1، فتح5، کربلای10، نصر4، نصر8، بیت المقدس2، بیت المقدس3 و بیت المقدس6 است. دارساوین: دارساوین نام روستایی است در 22 کیلومتری شهر سردشت (در جاده بانه – سردشت) ؛ در مرز استان های کردستان و آذربایجان غربی.این منطقه به خاطر موقعیت خاص اقلیمی و جغرافیایی خود، محل بسیار مناسبی برای کمین عناصر ضد انقلاب بود. در سال 58 برای اولین بار پاکسازی این جاده به فرماندهی شهید چمران صورت گرفت. در همین سال 52 نفر از پاسداران اصفهان ئکه برای سرکوب ضد انقلاب به آذربایجان غربی رفته بودند. پس از پایان ماموریت در راه بازگشت از روستای ربط به سمت بانه، ناگهان گرفتار کمین ضد انقلاب در همین نقطه شدند و پس از یک نبرد طولانی و نابرابر تقریبا همگی آن ها به شهادت رسیدند. همین امر موجبات حضور شهید امیر سپهبد صیاد شیرازی و سر لشگر پاسدار رحیم صفوی به نمایندگی از استان اصفهان را در مناطق شمالغرب فراهم کرد. شهید صیاد شیرازی در دو مرتبه به همراه نیروهای سپاه و ارتش اقدام به آزادسازی جاده کرد. یک بار در مرداد59 بار دیگر در آذر 60 طی 12 مرحله و 168 روز درگیری. همچنین برادران شهید، زین الدین در سال 63،در همین مکان گرفتار کمین ضد انقلاب شده و به فیض شهادت نائل آمدند. سردشت: شهرستان سردشت در جنوب غربی استان آذربایجان غربی از شهرهای کردنشین این استان می باشد. این شهردر هفتم تیرماه سال 1366 مورد حمله شیمیایی جنگنده های عراقی قرار گرفت. در 15 شهریور ماه سال 1358 نیروهای تحت امر شهید چمران به همراه ستونی که شب هنگام به آن ها پیوست، در نقاط اصلی شهر سردشت مستقر شدند و توانستند به همراه نیروهای هلی برن شده در تپه های اطراف شهر، ژاندارمری سردشت را که تا آخرین لحظه در تصرف ضد انقلاب بود، از دست آن ها خارج کنند. عراق قبل از این بارها جبهه های جنگ را بمباران شیمیایی کرده بود؛ اما سردشت اولین شهر مسکونی ایران بود که مورد حمله شیمیایی هواپیماهای عراقی قرار می گرفت.در این فاجعه 108 نفر از ساکنان شهر در دم شهید، و صدها نفر مجروح و مصدوم شدند. باشماق(خانم شیخان): باشماق نام منطقه ای است مرزی بین ایران و عراق. ارتفاع خانم شیخان در این منطقه، در جنوب دره شیلر، در 22 کیلومتری شمالغرب مریوان و در ناحیه ی شمالی ارتفاعات قوچ سلطان واقع شده است و دید مناسبی نسبت به شهر پنجوین عراق (در فاصله 5 کیلومتری) و ارتفاعات کانی مانگا در خاک عراق دارد. «خانم شیخان» ، یکی از محور های اصلی عملیات «والفجر 4» بود. این محدوده در اوایل دوران دفاع مقدس چندین بار مورد هجمه ی عراق قرار گرفت و شاهد چندین عملیات آفندی و پدافندی بوده است.رزمندگان اسلام برای دسترسی به مناطق عملیاتی «والفجر 9» از این منطقه استفاده می کردند. شهدای غریب سیرانبند: سیران بند نام روستایی است مرزی در 24 کیلومتری جنوب شرقی بانه. گروهک های ضد انقلاب ،10 نفر از رزمندگان اسلام را به اسارت گرفته بودند و قصد داشتند آنها را از مرز این روستا عبور دهند ؛ در هنگام گذر از مرز به دلایلی نا معلوم از ادامه راه باز ماندند و اسرا را در نزدیکی همین روستا به شهادت رساندند. مزار این شهدای غریب، در سیران بند، از جمله نقاط زیارتی مناطق عملیاتی شمالغرب کشور است. بلفت و دوپازا: ارتفاعات مرزی بلفت و دوپازا در 15 کیلومتری غرب شهر سردشت و 20 کیلومتری شرق شهر قلعه دیزه عراق واقع شده اند. این منطقه محل اصلی انجام عملیات »نصر 7» در سال 66 بود.همزمان با عملیات والفجر 4 در دره شیلر،این منطقه از لوث ضد انقلاب پاکسازی شد. هواپیمای جنگی «شهید عباس بابایی» در آسمان همین منطقه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و ایشان را برای همیشه آسمانی کرد. جنگل آلواتان: جنگل و روستای مرزی آلواتان در شمالغربی سردشت و در 5 کیلومتری جنوب غربی شهر میرآباد از شهرستان سردشت واقع شده است. گروهک های ضد انقلاب از بدو استقرار در آنجا و مناطق اطراف، مخفیگاه های نسبتاً امنی را در آن منطقه بر پا کرده بود. در نهایت در مرداد ماه سال 63 طی عملیاتی که در سه محور طراحی شده بود و با رشادت های سردار اسلام،« شهید کاوه»، این منطقه ی زیبا از زشتی ها پاک شد. روستای دوله تو: روستای دوله تو در شمال غربی سردشت و جنوب غربی منطقه ی آلواتان، واقع شده است. در این روستا زندانی وجود داشت با همین نام، که تحت کنترل حزب دموکرات کردستان ایران بود. در روز ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ و پس از آنکه نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران بخش های عمده کردستان را از کنترل نیروهای حزب دموکرات خارج کرده بودند و پیشروی به سمت مرز ادامه داشت، نیروی هوایی عراق زندان را بمباران کرد. در نتیجه بیش از ۵۰ تن از زندانیان شهید و تعدادی نیز زخمی شدند. اسرای زندان دوله تو از نیروهای سپاه ، ارتش، ژاندارمری، جهاد سازندگی و پیشمرگان کرد مسلمان بودند. یادمان شهید کاظمی: شهید ناصر کاظمی در سال 59 همزمان مسئولیت فرمانداری شهرستان پاوه و فرماندهی سپاه این شهر را به عهده داشت و پس از آن به فرماندهی سپاه کردستان منصوب شد.ایشان در تاریخ 6/6/1361 در حالی که همزمان فرماندهی تیپ ویژه شهدا را نیز برعهده داشت، در محور پیرانشهر – سردشت در نزدیکی روستای بادین آباد در 8 کیلومتری پیرانشهر به شهادت رسید. از ویژگی های بارز شهید کاظمی، عشق و ارادت به مردم کرد و شجاعت و اخلاق حسنه در فرماندهی بوده است. یکی از جملات معروف ایشان در ارتباط با مردم مسلمان منطقه این است: " باید صفوف ضدانقلاب از مردم جدا شود. با ضدانقلاب با قاطعیت و با مردم محروم و مستضعف كرد، با مهربانی هرچه تمامتر رفتار شود." حاج عمران (تمرچین): حاج عمران نام پادگانی است در 12 کیلومتری مرز ایران و عراق (در کشور عراق)، که در جاده ی مواصلاتی پیرانشهر- رواندوز(عراق) واقع شده است. این پادگان در عملیات «والفجر 2» به تصرف رزمندگان اسلام درآمد. در ارتفاعات این منطقه عملیات های زیادی اجرا شد که از آن جمله می توان به عملیات های «کربلای 2»،«کربلای 7» و والفجر 2 اشاره کرد. در دامنه ی ارتفاعات مرزی این منطقه(قمطره) ،یادمان شهدای گمنام حاج عمران قرار گرفته است.شهیدان محمود کاوه، مصطفی ردانی پور و علیرضا موحد دانش در این منطقه به شهادت رسیده اند. مناطق عملیاتی غرب کشور کرمانشاه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ستاد فرماندهي سپاه منطقه 7، به فرماندهی سردار شهید محمد بروجردي در شهر کرمانشاه تشکيل شد و نقش بسزايي را در ايجاد امنيت در دو استان کرمانشاه و کردستان ايفا نمود. از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی اين شهر هدف حملات مکرر هواپيماهاي ارتش عراق قرار داشت و در طول دوران دفاع مقدس 176 مرتبه مورد هدف بمب و موشک هاي ارتش عراق واقع شد و در مجموع 2158 تن شهيد و 4252 جانباز را تقديم انقلاب اسلامي کرد. کرمانشاه در طول دوران دفاع مقدس، همواره به عنوان مرکز پشتيباني و عقبه رزمندگان اسلام در جبهه ی مياني، محسوب می شد و قرارگاه رمضان در این استان فعالیت می کرد. عراق هیچ گاه نتوانست به از راه زمین وارد این شهر شود، اما مردم فداکار و انقلابی این شهر بارها مورد عملیات های تروریستی و خرابکارانه ی منافقین و گروهک های ضد انقلاب قرار گرفت. شهید آيت الله اشرفي اصفهاني، امام جمعه موقت کرمانشاه از جمله شهدای ترور در این شهر می باشند که در تاریخ 23/7/1361 لحظاتی پیش از ايراد خطبه هاي نماز جمعه، در مسجد جامع این شهر توسط منافقين به شهادت رسید. ارتفاعات مشرف به این شهر در حوالی منطقه ی طاق بستان، میزبان چند شهید گمنام است و همه روزه میعادگاه بسیاری از عاشقان و دل دادگان ولایت می باشد. • موزه و مرکز فرهنگی دفاع مقدس کرمانشاه این موزه در پشت پارك شيرين در خیابان امیرکبیر واقع است که ادوات مختلف جنگی و تصاویر و آثار شهدا در آن به معرض دید علاقمندان گذاشته شده ؛ اين مركز در دوران دفاع مقدس ، پناه گاه مردم بي دفاع در برابر حملات هوايي دشمن بوده كه در 26 اسفندماه 1366، مورد هدف هواپیماهای دشمن قرار گرفت و عده اي از مردم شهر به شهادت رسيدند. اين مركز، با داشتن غرفه هاي مختلف و كتابخانه ي تخصصي ، اولين مركز فرهنگي دفاع مقدس در غرب كشور می باشد . تنگه چهارزبر- یادمان عملیات مرصاد تنگه چهارزبر در 35 کيلومتري غرب کرمانشاه و در جاده اصلی کرمانشاه – اسلام آباد معروف به راه کربلا قرار دارد، این تنگه، دروازه اي اصلی ورود به شهرکرمانشاه از سمت غرب مي باشد که جاده ترانزيتي کرمانشاه - خسروي، از اين تنگه مي گذرد. در سوم مرداد 1367 نيروهاي سازمان مجاهدين (منافقين) با پشتیبانی ارتش بعث عراق، پس از عبور از مرزهاي جمهوري اسلامي ايران در محور قصرشيرين-سرپل ذهاب، بدون درگيري جدي تا اسلام آباد پيشروي کردند. و سپس به طرف کرمانشاه ادامه حرکت دادند. در شرق تنگه چهارزبر رزمندگان اسلام راه را بر آنان مسدود ساخته و درگيري را آغاز نمودند. به اين ترتيب عمليات مرصاد در تاريخ 5/5/1367 آغاز گردي. با حملات نيروهاي خودي، نيروهاي منافقين که به آن نقطه دست يافته بودند به هلاکت رسيده يا تار و مار شدند. در تنگه چهارزبر بنايي به يادبود عمليات مرصاد احداث گرديده است، نمای بیرونی یادمان حالتی گنبدی شکل مانند مسجد و داخل آن به صورت یک موزه ساخته شده است که مزار 5 شهید گمنام در این یادمان زیارتگاه عاشقان است. سرپل ذهاب سرپل ذهاب یکی از محورهای هجوم دشمن و یکی از مهمترین محورهای دفاعی استان کرمانشاه در دوران دفاع مقدس بود که به علت قرارگرفتن پاطاق در آن از اهمیت بالایی برخوردار بود، همزمان با تجاوز سراسري ارتش عراق، اين شهر مورد تعرض هواپيماها و توپخانه ارتش عراق قرار گرفت و در اولين ساعات دوم مهر 1359 به اشغال قواي زرهي دشمن درآمد. اين اشغال با عمليات نيروهاي خودي، پس از چند ساعت پايان يافت ولي اين شهر تا پايان جنگ در معرض آتش توپخانه و حملات هواپيماهاي ارتش عراق قرار داشت. در پايان جنگ سرپل ذهاب مجدداً به اشغال ارتش عراق و منافقين درآمد که اين بار نيز نيروهاي سپاه پاسداران با همکاري هوانيروز ارتش، مهاجمان را به عقب رانده، شهر را آزاد ساختند. • بارگاه احمد بن اسحاق بارگاه احمد بن اسحاق در مرکز شهر قرار گرفته است و مهمترین مرکز شهر محسوب می شود، احمد بن اسحاق یکی از یاران امام حسن عسگری(ع) بوده است که در اواخر عمر به این شهر آمده و مرحوم گردیده است ، این مزار در دوران دفاع مقدس کانون تجمع رزمندگان و محل برقراری نمازجماعت و دعاهای رزمندگان بوده است. در جوار این بارگاه عده ای از فرماندهان شهید و شهدای گمنام به خاک سپرده شده اند. ارتفاعات قراویز پس از عقب راندن دشمن از سرپل ذهاب، نيروهاي عراقي در ارتفاعات قراويز در غرب سرپل ذهاب مستقر شدند. دوازده روز پس از استقرار دشمن روي قراويز، تعدادي از نيروهاي سپاه به فرماندهي برادر اصغر وصالي به دشمن يورش بردند. با تلاش اين برادران که کمتر از يک دسته بودند بخشي از قراويز (که بعدها به تپه مجاهد معروف گرديد) آزاد شد. اين تپه در جريان عمليات هاي بازي دراز 1 و 2 شاهد تلاش فوق العاده و جانبازي برادران سپاه و ارتش بود. کوره موش – یادمان شهید شیرودی این روستا در شمال غربی شهر سرپل ذهاب قرار دارد محل شهادت علی اکبر شیرودی یکی از خلبانان دلاور هوانیروز است، شهید شیرودی در دوران مبارزات انقلاب اعلامیه های آیت الله خمینی را در کرمانشاه پخش می کرد و در آستانه پیروزی انقلاب همراه با حجت الاسلام آل طاهر مسئولیت حفاظت از کرمانشاه به خصوص رادیو و تلویزیون و ادارات مهم دولتی را بر عهده گرفت. در غائله کردستان داوطلبانه به این منطقه شتافت و در مقابل گروه های ضد انقلاب به مبارزه پرداخت. در همین دوره و در سن ۲۴ سالگی به عنوان فرمانده خلبانان هوانیروز انتخاب شد. شیرودی در حماسه پاوه نیز نقش تعیین کننده ای در آزادسازی شهر پاوه ایفا کرد. وی به دلیل لیاقت و شجاعت ظرف هفت ماه از درجه ستوانیاری به درجه سروانی ارتقاء یافت. آخرین عملیات پروازی خلبان شیرودی در بازی دراز صورت گرفت. در تاریخ 8 اردیبهشت ۱۳۶۰، در حالی که مشغول دفاع از منطقه بود، در اثر اصابت گلوله تانک به بالگرد حامل وی به شهادت رسید، و پیکر مطهرشان در زادگاهشان تنکابن به خاک سپرده شد. ارتفاعات بازي دراز این ارتفاعات که در جنوب غربی سرپل ذهاب قرار دارد؛ يکي از ارتفاعات مهم و استراتژيک منطقه مي باشد که بر شهرهاي سرپل ذهاب، قصرشيرين و نفت شهر در داخل خاک ايران و شهرهاي نفت خانه و خانقين در داخل خاک عراق ديد و تسلط خوبي دارد. ارتش عراق در تاريخ 15/7/1359 اين ارتفاع را بدون درگيري اشغال و سپس جاده اي به طول 6 کيلومتر روي آن احداث و آسفالت کرد. براي آزادسازي بازي دراز عملياتي در عاشوراي 1359 اجرا شد که موفقيتي در پي نداشت. پس از آن برادران سپاه طي دو ماه شناسايي، عمليات ديگري را طراحي کردند که با اجراي آن در تاريخ 2/2/1360 بخش مهمي از ارتفاعات بازي دراز از جمله قله هاي 1000، 1050 و 1100 گچي آزاد گرديد. پادگان ابوذر پادگان ابوذر را دوکوهه غرب می خواندند. این پادگان که در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل ذهاب قرار دارد، مقر تيپ سه ابوذر از لشکر 81 زرهي بوده است. پادگان ابوذر که مرکز تجمع نيرو و پشتيباني يگان هاي خودي بود، بارها هدف بمباران و موشک باران ارتش عراق قرار گرفت. بمباران رزمندگان مستقر در اين پادگان در تاريخ هاي 6 و 18/12/1363 که آماده اجراي عملياتي در جنوب سومار بودند، ورق ديگري از تاريخ سراسر مظلوميت رزمندگان اسلام را ورق زد. اين عمليات قرار بود همزمان با عمليات بدر در جنوب انجام شود که به دلايلي منتفي شد. در روزهاي اول در روزهاي اول جنگ شهيد خلبان اکبر شيرودي و شهيد پاسدار وصالي از تخليه و سقوط اين پادگان جلوگيري کردند. در حال حاضر تعدادی از ساختمان های این پادگان به حالت دست نخورده باقی مانده است که یکی از نقاط مورد بازدید کاروان های راهیان نور است. .تنگه حاجيان این تنگه در مسیر گیلانغرب به سرپل ذهاب قرار دارد و نزديک ترين تنگه به گيلان غرب است که دشت گيلان غرب را به دشت ديره در جنوب سر پل ذهاب متصل مي سازد. رزمندگان براي آزادسازي اين تنگه دو عمليات اجرا کردند که در دومين عمليات (14/9/1359) اين تنگه آزاد شد. اصغر وصالي از فرماندهان سپاه تهران در جريان اولين عمليات آزادسازي اين تنگه به شهادت رسيد. گیلان غرب گیلان غرب قبل در سال های اول اتقلاب و پیش از تهاجم عراق شاهد خرابکاری های تجزیه طلبان و سپس در تاريخ 6/7/1359 يگان هاي لشکر 4 ارتش عراق وارد گيلان غرب شدند، در حالي که ستون نظامي دشمن به باغ کشاورزي و پمپ بنزين شهر رسيده بود، عکس العمل و مقاومت مردم آنان را تار و مار کرد ضمن آن که با تلاش هوانيروز ارتش، عقبه ستون نيروهاي دشمن روي جاده گيلان غرب منهدم گرديد. شهر گيلان غرب بر اثر بمباران هاي متعدد هواپيما و آتش توپخانه ارتش عراق تخريب گرديد اما مردم این شهر دست از مقاومت برنداشتند که از جمله آن می توان به حماسه خانم فرنگیس حیدرپور اشاره کرد که به تنهایی با یک تبر یک عراقی را اسیر کرده بود و تندیس او در میدان مقاومت شهر ساخته شده است. اين شهر در طول جنگ تحميلي بارها بمباران شد و عملیات متعددی از جمله مطلع الفجر در آن به وقوع پیوست، در 15/7/1390 دو شهید گمنام به یادبود شهدای سرفراز این شهر در آن به خاک سپرده شدند تا نمادی از حماسه های مردم این شهر باشند. آوزین - تپه کرجی ها- یادمان عملیات مطلع الفجر این تپه در غرب جاده گیلان غرب – سرپل ذهاب و در 13 کیلومتری شمال غرب شهر گیلانغرب واقع است. این محل که به صورت یک سری سنگرها و کانال های حفظ و بازسازی شهد می باشد در کنار روستای آوزین در غرب گورسفید می باشد. و پرچم ها و کانال های متعدد آن یادآور دوران دفاع مقدس است، در نزدیکی این یادمان مزار یکی از شهدای گیلان غرب به نام شهید خوش روان نیز قرار دارد. عملیات مطلع الفجر در 20/9/1360 با رمز یا مهدی(عج)ادرکنی با هدف جلوگیری از تحرکات دشمن و فراهم نمودن امکان آزادسازی قصرشیرین و نفت شهر در محور گیلانغرب- سرپل ذهاب انجام شد. که در پی این عملیات حدود 2000 نفر از قوای دشمن کشته شدند. قصر شیرین قصرشيرين در منطقه اي کوهستاني از نوار مرزي طوري واقع شده است که از شمال و غرب با عراق هم مرز مي باشد و توسط دو جاده آسفالت از گيلان غرب و سرپل ذهاب به شبکه جاده اي کشور مرتبط است. قصر شیرین قبل از شروع جنگ تحميلي، هواپيماها و توپخانه ارتش عراق بارها اين شهر را مورد تهاجم قرار دادند. ارتش عراق ، با دو لشگر به قصرشيرين حمله کرد و در روز پنجم مهر 1359 شهر را به طور کامل اشغال کرد در حالي که عده اي از مردم موفق به ترک شهر نشدند و در خانه هاي خود محبوس بودند. ارتش عراق پس از اشغال قصرشيرين مردم شهر را در مسجد مهديه شهر جمع کرد. نيروهاي عراقي در اقدام بعدي جوانان و مدافعان باقي مانده در شهر را شناسايي کردند و به اسارت بردند و پس از آن زنان، کودکان و پيران را با پاي پياده از شهر و خانه هاي خود اخراج و راهي بيابان کردند. قصرشيرين، تير 1361 در عقب نشيني ارتش عراق از اشغال خارج شد، در حالي که به جز مسجد مهديه بقيه شهر به طور صددرصد تخريب شده بود. قصرشیرین شاهد عملیات های متعددی در شمال و جنوب خود بود که به خاطر تفاوت وضعیت جغرافیایی شمال و جنوب آن در دو جبهه قرار گرفت ، قسمت شمالی آن جزو جبهه قصرشیرین-سرپل ذهاب-گیلان غرب و جبهه جنوبی آن جبهه سومار – نفت شهر را به وجود آورد. • بيمارستان تخريب شده قصرشيرين در حاشيه غربي جاده قصرشيرين – خسروي و درخروجي شهر قصرشيرين يکي از اسناد زنده تجاوزگري و ددمنشي رژيم عراق باقي است. باقي مانده بناي تخريب شده اي که هنوز هم نظر هر بيننده اي را جلب مي کند؛ بيمارستان 144 تختخوابي قصرشيرين است. دشمن پيش از عقب نشيني خود از قصر شیرین در تیرماه 1361، در پاي ستون هاي بيمارستان مواد منفجره کار گذاشت و آن را تخريب کرد. خسروي پاسگاه و گمرک مرزي خسروي در 15 کيلومتري جنوب غربي قصرشيرين قرار دارد. وجود راه شوسه قصرشيرين- خانقين، بر اهميت نظامي اين منطقه مي افزايد. هنگام تجاوز عراق، از اين محور و پاسگاه، يک گروهان (100 نفره) محافظت مي کردند، در مقابل، لشکر 6 زرهي ارتش عراق براي پيشروي به سوي قصرشيرين بيش ترين تلاش خود را در اين محور متمرکز کرده بود. با وجود اين، مدافعان پاسگاه خسروي 48 ساعت در برابر دشمن مقاومت کردند تا آن که با بسته شدن جاده هاي گيلان غرب. قصرشيرين و سرپل. قصرشيرين، مدافعان خسروي مجبور به عقب نشيني شدند. خسروی پس از پایان جنگ محل ورود آزادگان عزیز به کشور بود و صحنه های زیبایی از وصال یاران در بند خمینی و مردمان چشم انتظار را مشاهده کرد ، آزادگانی که با ورودشان به وطن روحی دوباره بخشیدند. پس از بازگشت آزادگان، خسروی دوباره شاهد صحنه های زیبایی از حضور آزادگان و بسیجیانی بود که در معیت سید آزادگان شهید ابوترابی پیاده خود را به مرز خسروی می رساندند و در نزدیکترین محل به کربلا ، دعای عرفه می خواندند ، امروز نیز خسروی در روز عرفه شاهد مردمی است که از اینجا راهی عتبات عالیات می شوند تا به زیارت شش امام مدفون در عراق مشرف شوند. نفت شهر نفت شهر تنها شهر نفت خيز استان کرمانشاه و نزديک ترين شهر به عراق است. نفت شهر که در ميان ارتفاعات منطقه قرار دارد، به وسيله دو جاده يکي از قصرشيرين و ديگري از سومار به شبکه جاده اي کشور مرتبط مي گردد. مردم اين شهر قبل از شروع جنگ بارها زير آتش توپخانه و ادوات ارتش عراق قرار داشتند. در اولين روزهاي جنگ نفت شهر محاصره شد و پس از سه روز به اشغال درآمد که تا پايان جنگ در اشغال باقي ماند، دشمن پس از اشغال شهر آن را ویران کرد که بقایای بخش هایی از آن باقیست ، هم اکنون نفت شهر به یک پایگاه نفتی- نظامی تبدیل شده است. سومار سومار شهر مرزي است که در ميان دره اي بين ارتفاعات سارات، چغاامان و اردوبان قرار دارد. ارتفاعات مرزي گيسکه و کهنه ريگ همچون ديوار بلندي در غرب شهر قرار گرفته است. با شروع جنگ، اين شهر به همراه روستاهاي اطراف آن به اشغال ارتش عراق درآمد. نحوه خروج و آوارگي زنان و بچه ها و پيران و جوانان به هنگام اشغال اين منطقه و مظلوميت ها و سختي هاي آن توصيف نشدني است. ارتفاعات گيسکه(کله شوان) ارتفاعي است در جنوب ميان تنگ که 24 ساعت قبل از هجوم سراسري ارتش عراق اشغال و در عمليات مسلم ابن عقيل آزاد شد. گيسکه تسلط خوبي به منطقه خودي و شهر مندلي و مناطق غربي در خاک عراق دارد. گیسکه شاهد درگیری های شدیدی بین نیروهای خودی و دشمن بوده است که هنوز بقایای فراوانی از سنگرها و میادین مین و... حال و هوای آن دوران را در این نقطه حفظ کرده است. پس از عقب نشيني سراسري ارتش عراق از مناطق تحت اشغال (بعد از آزادي خرمشهر) عراق سومار را تخليه کرد ولي ارتفاعات گيسکه را در اشغال نگه داشت که عملاً سومار را غير قابل استفاده کرده بود. سرانجام در تاريخ 9/7/1361 در عمليات مسلم بن عقيل ارتفاعات گيسکه(کله شوان) و شهر سومار از زير سلطه دشمن -در حالي که کاملاً تخريب شده بود- آزاد شد. تنگه ی بی نام (محل شهادت شهيد خلبان كشوري ) تنگه بینا از شمال به ارتفاعات چوار و از جنوب به دشت حلاله و دشت لیک محدود می شود و جاده شنی گنجوان بولی به دشت لیک از این تنگه می گذرد. این منطقه دارای منابع زیرزمینی و میادین گاز و نفت می باشد و از اهمیت اقتصادی فراوانی برخوردار است. این تنگه از شهریور 1359 مورد تجاوز عراق قرار گرفت و در نهایت اشغال شد. متقابلا رزمندگان در تاریخ 28/9/1359 نیز عملیاتی موفق در این محور اجرا و آن را آزاد کردند. شهيد احمد كشوري در روز پانزدهم آذر ماه 1359 پس از يك عمليات موفقيت آميز هنگام برگشت به ايلام در این منطقه موردحمله ي هواپيماهاي عراقي قرار گرفت و به شهادت رسيد. میمک (تپه ی شهدا) منطقه میمک در غرب ایلام و در کنار مرز ایران و عراق قرار دارد، منطقه میمک از جنوب به صالح آباد و ازشمال به سومار و از شرق به چوار و از غرب به عراق محدود می گردد. منطقه میمک به دلیل اهمیت نظامی، همواره مورد مناقشه و منازعه ایران و عراق بوده است و طبق قرارداد 1975 مرز مشترک ایران و عراق قرار گرفت؛ اما عراق از اجرای توافق الجزایر طفره می رفت تا آنکه پس از فروپاشی حکومت پهلوی، از 19/6/1359 در این منطقه دست به تحرکات نظامی زد و در 24/6/1359 منطقه میمک را اشغال کرد. در 19 دی 1359 ارتش با به کارگیری نیروهایی از لشکر 81، بسیج عشایری و سپاه پاسداران، عملیاتی به نام ضربت ذوالفقار (خوارزم) به اجرا در آمد که از جمله نتایج آن آزادی میمک بود. بر روی یکی از تپه های میمک 5 شهید گمنام در محلی که تفحص شده اند تدفین گشته اند که مزار عاشقان شهداست این منطقه هنوز بکر و دست نخورده باقی مانده و آثار فراوانی از سنگرها و آثار شهدا و میادین مین باقی است و حال و هوای آن روزها را در خود نگاه داشته است. ایلام ایلام در 31 شهریور 1359 مورد بمباران های دشمن قرار گرفت و بخشی از شهر دچار آسیب شد، در دوران جنگ مردم ایلام در پشتیبانی از رزمندگان جبهه میانی، نقش موثری ایفا کردند و زمینه آزادسازی مناطق اشغالی را فراهم ساختند. شهر ایلام در طول جنگ 150 بار هدف بمباران دشمن قرار گرفت؛ از جمله روز پانزدهم خرداد 1361 در حالی که مردم برای گرامیداشت حماسه 15 خرداد 1342 راهپیمایی می کردند، هدف حمله چند فروند هواپیمای دشمن قرار گرفتند، این شهر آن قدر در طول دوران جنگ تحمیلی مورد اهداف دشمن قرار گرفت که مردم جهت در امان ماندن از اهداف دشمن به تنگه قوجعلی(ارغوان) در شمال غربی شهر و یا پناهگاه های زیرزمینی پناه می بردند که هنوز می توان آثار بمباران های دشمن را در فرودگاه این شهر و آثار پناهگاه ها را در مرکز شهر و سنگرهای دفاعی را در حاشیه آن دید. .یادمان شهدای پانزده خرداد این یادمان در نزدیکی میدان 22 بهمن شهر ایلام و جنب فرمانداری) قرار دارد. در تاریخ 15 خرداد 1361 ، رژیم منحوس بعث اقدام به بمباران مردم شهر ایلام که در سالگرد 15 خرداد 1342 به خیابان های آمده بودند کرد که طی آن 41 نفر از مردم ایلام شهید و بیش از 150 نفر مجروح شدند. در این محل ..... شهید گمنام دفن شده اند که زیارتگاهی برای اهالی و بازدیدکنندگان شده است. قرارگاه امیرالمؤمنین(ع)(بانروشان) قرارگاه امیرالمومنین در 25 کیلومتری جنوب غربی شهر ایلام در منطقه ای معروف به بانروشان میان سلسله ارتفاعات دیواره مانند و نفوذناپذیر قرار گرفته است. این قرارگاه در سال 1360 برای سازماندهی و اعزام نیرو به محورهای عملیاتی میمک، مهران و چنگوله ایجاد شد و در سال 1361 مرکز فرماندهی محورهای عملیاتی استان ایلام بود. در اواخر سال 1361 با تشکیل رسمی تیپ 114 امیرالمومنین(ع)، این مکان به عنوان مقر اصلی این یگان در مدخل تنگه نیاز برگزیده شد. این قرارگاه در هدایت عملیات آزادسازی مناطق عمومی مهران نقش مهمی ایفا کرد. پس از ارتقاء تیپ 114 به لشکر 11 در اواخر سال 1365، این قرارگاه برای محل استقرار آن لشکر در نظر گرفته شد که تا پایان جنگ همچنان فعال بود. این قرارگاه اکنون به یکی از نقاط مورد بازدید کاروان های راهیان نور تبدیل شده و آثار باقی مانده از دوران دفاع مقدس از قبیل سنگرها و برخی ادوات را می توان در آن دید. سه راهی جندالله (یادمان مقاومت مردمی) سه راهی جندالله در 30 کیلومتری جنوب غربی شهر ایلام بوده و محل اتصال جاده های سرنی، صالح آباد و مهران می باشد که در دهانه تنگه نیاز واقع شده است. پس از پذیرش قطعنامه 598 به وسیله ایران در تیر ماه 1367، ارتش عراق به ایلام حمله کرد و تا سه راهی جندالله پیش آمد. همزمان با خطر قریب الوقوع سقوط ایلام و انتشار پیام دعوت امام خمینی از سپاه و مردم برای مقابله با تهاجم جدید عراق، 6 گردان زبده و کار آزموده سپاه به همراه گردان هایی متشکل از نیروهای مردمی و عشایر شهر ایلام، تحت فرماندهی لشکر امیرالمومنین(ع) سپاه پاسداران و تلاش جان بر کفان هوانیروز، در این منطقه راه را بر دشمن سد کردند و پس از درگیری سخت بین دو طرف، ارتش عراق با قبول تلفات فراوان، شکست را پذیرفت و عقب نشینی کرد. در این نقطه در غرب جاده یادمانی به نام یادمان مقاومت مردمی ایلام بنا گردیده است که یادآور جانفشانی ها و دفاع جانانه مردم ایلام است، در داخل این یادمان تعدادی تانک و ادوات جنگی نیز جهت نمایش قرار دارد. صالح آباد بخش مرزی صالح آباد از توابع شهرستان مهران است که در 37 کیلومتری جنوب غربی ایلام و 45 کیلومتری شمال مهران واقع شده است. صالح آباد در دوران دفاع مقدس عقبه دو جبهه میمک و مهران بود و بارها هدف هواپیماهای عراقی قرار گرفت. پس از اینکه ایران قطعنامه 598 را پذیرفت، ارتش عراق از محورهای ترساق – میمک – صالح آباد و مهران وارد عمل شد و برای اولین بار صالح آباد را اشغال کرد. اما با اقدام گردانهای مردمی و کمک عشایر، 24 ساعت بعد، عراقی ها در دشت گلان و تنگه گرمه به محاصره افتادند و سازمان متجاوزان فرو پاشید و با از دست دادن تجهیزات و به جا گذاشتن کشته ها و مجروحان بسیار، از کوره راه ها گریختند و صالح آباد آزاد شد. امامزاده علی صالح این شهر، میعادگاه و عبادتگاه رزمندگان و از عوامل تجدید روحیه آنان در طول جنگ بود. با شروع تجاوز دشمن مرکز پشتیبانی سپاه و ارتش در جوار این امامزاده راه اندازی شد و بارها آماج بمباران و آتش توپخانه دشمن قرار گرفت. در آخرین تجاوز ارتش عراق در مرداد 1367 این امامزاده اشغال شد، لیکن هیچ آسیبی ندید و مردم و رزمندگان اسلام بلافاصله آن را آزاد کردند. مهران مهران به علت اهمیت جغرافیایی، همواره مورد تعرض حکومت بغداد بوده، طوری که در سال های 1347 تا 1353 چندین زد و خورد بین مرزداران ایرانی و عراقی در مناطق شمال مهران به وقوع پیوست. با عقد قرارداد 1975 الجزایر، درگیری های مرزی قطع شد اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تجاوزات مرزی عراق آغاز شد، ارتش عراق در هجوم سراسری، لشکر 2 پیاده کوهستان از سپاه دوم را مامور تصرف مهران کرد تا از چهار محور برای اشغال منطقه عمومی مهران وارد عمل شود و در نهایت در روز 2/7/1359 مهران را تصرف کردند. پس از فتح خرمشهر، قوای عراق در حالی که مهران را تخریب کرده بودند، از این شهر عقب نشستند. لیکن بخشی از حومه مهران را در اشغال نگه داشتند که از آنجا شهر را در زیر دید خود داشتند. درعملیات والفجر 3 در مرداد 1362 ، مهران و بیشتر ارتفاعات تحت اشغال، آزاد شد. اما بار دیگر ارتش عراق طی حملات موسوم به «استراتژی دفاع متحرک» مهران را در اردیبهشت 1365 اشغال کرد که در تیر ماه همان سال طی عملیات کربلای 1 دوباره آزاد گردید. در سال پایانی جنگ نیز مهران دو بار هدف هجوم و اشغال منافقین و ارتش عراق قرار گرفت که هر دو بار با تلاش نیروهای بسیج عشایری و سپاه آزاد شد. قلاویزان ارتفاعات قلاویزان از شمال به مهران، از غرب به شهرهای زرباطیه و بدره عراق، از شرق به ارتفاعات آب زیادی و از جنوب به دشت حصان عراق محدود می شود. وضعیت و تسلط این عوارض به گونه ای است که کارشناسان نظامی معتقدند مهران متعلق به کسی است که قلاویزان را در اختیار داشته باشد؛ برای همین، نیروهای عراقی در آغاز جنگ این ارتفاعات را اشغال کردند و مواضع خود را با ایجاد میادین مین، سنگرهای فراوان، کانالهای متعدد و بشکه های انفجاری مستحکم کردند. رزمندگان اسلام با اجرای عملیات کربلای 1 در 10 تیر 1365، پس از 6 سال ارتفاعات قلاویزان را آزاد کردند. در نقطه ایثار قلاویزان 72 شهید سرافراز لشگر 41 ثارالله و جمعی از شهدای لشگر 11 امیرالمومنین(ع) در عملیات کربلای یک به شهادت رسیده اند. یادمانی بنا شده و یک شهید گمنام به خاک سپرده شده است تا نماد حماسه و مقاومت رزمندگان و مردم این سرزمین باشد. قرارگاه تپه شنی قرارگاه تاکتیکی تپه شنی در خروجی شهر مهران به سمت دهلران ، واقع شده است. تپه شنی به طور مصنوعی در سال 1353 برای استتار مخازن سوخت هواپیماهای ناتو، در ضلع شمالی جاده مهران – دهلران با استفاده از شن های رودخانه گاوی به ارتفاع 30 متر احداث شد. نیروهای عراقی در ابتدای جنگ به دنبال تصرف مهران، این مخازن سوخت را به آتش کشیدند و در آنجا سنگرهای بتونی مستحکمی در اعماق تپه احداث و قرارگاهی برپا کردند. پس از عقب نشینی دشمن در تابستان 1361 از منطقه مهران، تیپ امیرالمومنین(ع) قرارگاه تاکتیکی خود را در اینجا راه اندازی کرد. هم اکنون قرارگاه تپه شنی به عنوان یکی از یادمان های دوران دفاع مقدس، به محلی برای بازدید مردم و کاروان های راهیان نور تبدیل شده است. پاسگاه گرمیشه (دیدگاه صدام) این پاسگاه در جنوب شهر مهران در صفر مرزی ایران و عراق قرار دارد، عراق پس از هجوم سراسری، ارتفاعات مشرف و مسلط به شهر مهران را تصرف کرد و در داخل شیارها و تپه های قلاویزان استحکامات و پناهگاههای بسیاری ساخت. همچنین سنگری بتونی و مستحکم برای دیده بانی احداث کرد که صدام هنگام بازدید از خطوط پدافندی وارد آن شد. از آن پس این سنگر به دیدگاه صدام معروف شد که هم اکنون یکی از نقاط مورد بازدید مردم در این منطقه است. در قسمت دیده بانی این پاسگاه به راحتی می توان دو جاده اصلی مهران – مرز بهرام آباد و مهران – دهلران را زیر نظر داشت. این سنگر که بخش عمده آن در زیر زمین استتار شده است دارای امکانات متعددی از جمله دیوارهای ضد ضربه و ضد صوت و همچنین یک تونل به شهر زرباطیه عراق و یک سیستم برق از طریق یک کابل از شهر زرباطیه است. و تمامی بخش های مربوط به یک مقر از جمله دفترهای مدیریتی و حتی آشپزخانه در آن تعبیه شده است. ارتفاع کله قندی ارتفاع کله قندی در شمال مهران و در کنار تنگه کنجانچم قرار گرفته است. این عارضه طبیعی با 343 متر بلندی، بر دشت مهران و جاده ایلام – مهران احاطه کامل دارد و به همین دلیل، همواره مورد طمع عراق بوده؛ طوری که در سالهای قبل از جنگ چندین زد و خورد بر سر این ارتفاع به وقوع پیوست. مهمترین آنها در 21/11/1352 بود که در آن 41 نظامی ایرانی و 39 نظامی عراقی کشته شدند. در اواخر شهریور سال 1359 همزمان با روزهای اول و دوم جنگ رزمندگانی روی این ارتفاع مقاومت کردند و پیشروی نیروهای عراقی را به تاخیر انداختند، اما مدافعان محاصره شدند و ناچار به داخل شهر برگشتند. با سقوط کله قندی، مهران از شمال محاصره شد. در عملیات والفجر 3 دشمن روی این ارتفاع به شدت مقاومت می کرد و سرانجام پس از 11 روز نبرد تسلیم شد. در سال پایانی جنگ، کله قندی دوبار دیگر اشغال شد که با تلاش رزمندگان اسلام آزاد گردید. هم اکنون در شیارها و سنگرهای کله قندی آثاری از جنگ مشهود است. دهلران شهر دهلران،مركز شهرستان دهلران است و در مسير جاده مهران- انديمشك واقع شده است.ارتش عراق پس از پيروزي انقلاب با سازماندهي افراد ضد انقلاب و نفوذ دادن برخي عناصر حاشيه نشين مرز به منطقه ايلام و با توسل به اقدامات رعب آور، كوشيد حاكميت نظام جمهوري اسلامي ايران را در اين مناطق تضعيف كند.اين تعرضات در شهريور 1359، افزايش يافت و در 31/6/1359 به هجوم سراسري سپاه سوم ارتش عراق به خاك دهلران انجاميد،دهلران از آغاز تا پايان جنگ بارها هدف تجاوز ارتش عراق قرار گرفت و هر بار آسيب بسياري ديد.شهر دهلران 4 مرتبه مورد اشغال عراق قرار گرفت.در حملات هوايي ارتش عراق،45 تن از ساكنان دهلران شهيد و 60 تن مجروح شدند.در مقابل،رزمندگان اسلام نيز با اجراي عمليات هاي متعدد، دشمن را سلب و مناطق تحت اشغال متجاوزين را آزاد كردند.دهلران شاهد دلاوري ها و فداكاري هاي مردان بزرگ بسياري بود و هنوز بر تارك شهر دهلران هنوز نام و تصوير مردان آسماني چون شهيدعبدالصالح امينيان،شهيد هدايت صحرايي و... به چشم مي خورد.در تاسوعاي 1381، پنج شهيد گمنام عمليات محرم در ورودي شرقي اين شهر به خاك سپرده شدند. شرهاني در كيلومتر 45 جاده دهلران- انديمشك،در منتهی اليه جاده عين خوش – چم سري (جاده شهيد خرازي) و در نزديكي پاسگاه چم سري، منطقه شرهاني و يادمان عمليات محرم قرار دارد.اين يادمان در واقع مقر گروه تفحص لشگر 14 امام حسين (ع)اصفهان بود كه در اين منطقه و محدوده فكه شمالي و زبيدات عراق به تفحص شهدا مي پرداختند و شهداي تفحص شده را در معراج شهدي آن نگهداري كرده و سپس به معراج شهداي اهواز منتقل می كردند.در سال 1388 پيكر مطهر يك شهيد گمنام در اين محل به خاك سپرده شد كه امروز زيارتگاه زائران و كاروان هاي بازديد كننده از اين منطقه است.عمليات محرم در تاريخ 8/10/1361 توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با رمز «يا زينب(س)» در اين منطقه انجام گرفت،همچنين ارتش عراق در عمليات 21/4/67 در اين منطقه تعدادي از عزيزان ارتش جمهوري اسلامي ايران به شهادت رسيده و عده اي مفقود شدند. پل دويريج:در مسير جاده عين خوش به پاسگاه چم سري پلي به روي رود خانه دويريج قرار دارد كه در شب عمليات محرم بر اثر بارندگي شديد و جاري شدن سيلابي سهمگين، رودخانه دويرج به طور غير منتظره اي طغيان كرد كرد و 30 تن از رزمندگان لشگر 14 امام حسين (ع) را كه در كنار دويرج آماده عمليات شده بودند با خود برد.اين پل اكنون به نام شهداي عمليات محرم نام گرفته است. امام زاده عباس (ع) دشت عباس در مسير دهلران – انديمشك و در غرب عين خوش قرار دارد.اين دشت منطقه وسيعي از غرب رودخانه كرخه تا حوالي سه راهي ابوغريب را شامل مي شود و به دليل وجود مدفن امام زاده عباس از نوادگان حضرت عباس (ع) در آن ، بدين نام معروف شده است. ارتش عراق پس از اشغال عين خوش به سوي دشت عباس حركت كرد و تيپ 42 لشگر 10 زرهي عراق در4/7/1359 در دشت عباس مستقر شد.دشت عباس حدود 18 ماه اشغال ماند،رزمندگان اسلام به ويژه گردان انصار لشگر 27 محمد رسول ا... (ص) به فرماندهي شهيد اسماعيل قهرماني در عمليات فتح المبين نبرد سختي در اطراف امام زاده عباس داشتند كه موفق شدند بسياري از تانك ها و نفر برهاي دشمن بعثي را منهدم و اراضي اطراف مرقد امام زاده را آزاد كنند.در سال 1364 ، شش شهيد گمنام عمليات فتح المبين توسط رزمندگان لشگر 58 ذوالفقار ارتش كشف و در قبرستان كنار امام زاده به خاك سپرده شدند كه امروز زيارتگاه اهالي منطقه و زائران راهيان نور مي باشد. دو كوهه دو كوهه نام منطقه و پادگاني است كه در 4 كيلومتري شمال غربي شهر انديمشك و در مجاورت جاده انديمشك – خرم اباد قرار دارد.پادگان دو كوهه قبل از انقلاب يك پادگان پشتيباني براي لشگر 92 زرهي اهواز و مقرهاي نظامي جنوب غربي كشور در نظر گرفته شده بود،كه در بهمن ماه 1360 در اختيار تيپ تازه تأسيس محمد رسول ا... (ص) به فر ماندهي جاويد الاثر حاج احمد متوسليان قرار گرفت.اين پادگان عقبه يگان هاي عمل كننده در عمليات فتح المبين بود. لشگر 10 سيد الشهدا (عليه السلام) نيز در همين پادگان تشكيل و راه اندازي گرديد.امروز نام زیبای سردار بي نشان حاج احمد متوسليان بر تارك دو كوهه مي درخشد،حسينيه اش هنوز بوی عطر یاران آخر الزمانی امام حسین (علیه السلام) را دارد و صدای همت که تو را به اخلاص می خواند از آن به گوش می رسد. حسینیه گردان تخریب و قبرهای خالی محل مناجات و استغاثه ، یاد آور اخلاص تخریب چی هاست. در دو کوهه مردانی آسمانی همچون متوسلیان ، شهبازی ، همت ، چراغی ، کریمی ، دستواره ، وزوایی ، موحد دانش ، مهتدی ، سعید سلیمانی و بسیاری دیگر از یاران امام روح ا... زیسته اند. در طرفین حسینیه شهید همت دو کوهه 4 شهید گمنام آرمیده اند که زیارتگاه زائران و راهیان سرزمین نور شده اند. اندیمشک اندیمشک شمالی ترین شهر استان خوزستان است و به دلیل آن که گلوگاه خوزستان محسوب می شود، از نظر نظامی اهمیت خاصی دارد . طولانی ترین بمباران تاریخ ایران نیز در 4 آذر ماه 1365 در این منطقه صورت گرفت و شهر اندیمشک ، ایستگاه راه آهن و حومه آن توسط 54 فروند از هواپیماهای دشمن بمباران شد و بیش از 300 نفر شهید و حدود 700 نفر مجروح شدند. اندیمشک در دوران دفاع مقدس میزبان رزمندگان از نقاط مختلف ایران اسلامی بوده است و همچون مادری آن ها را در آغوش می گرفت . معراج شهدای عملیات فتح المبین در این شهر قرار داشت. در تاریخ 13/12/1381 ، پیکرهای مطهر 5 شهید گمنام در ورودی جنوبی شهر دفن شدند و بر نورانیت این شهر افزودند. دزفول دزفول در شمالی ترین استان خوزستان واقع شده است. این شهر در دوران دفاع مقدس 169 مرتبه مورد حمله موشکی قرار گرفت ؛ به طوری که در میان کشورهای حوزه خلیج فارس به « بلد الصواریخ» یعنی «شهر موشک ها » مشهور شد ، اما مردم دلیر و خون گرم دزفول شهر را ترک نکرده و در راه دفاع از میهن اسلامی و اهداف والای خود 2600 شهید تقدیم اسلام نمودند . این شهر پس از جنگ به پاس مقاومت هایشان ، به عنوان شهر نمونه انتخاب شد. پایگاه چهارم شکاری (پایگاه وحدتی) : این پایگاه با انجام 1515 سورتی پرواز برون مرزی در زمان دفاع مقدس و تقدیم 45 شهید ، جانباز و آزاده خلبان و بیش از 534 شهید ، جانباز و آزاده غیر خلبان در دوران پرافتخار دفاع مقدس درخشیده است پایگاه وحدتی شاهد حضور مردان بزرگی چون شهیدان عباس بابایی و حسین لشگری که از افتخارات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند بوده است. این پایگاه در سال 1389 به یاد مردان آسمانی خود مفتخر به خاکسپاری یک شهید گمنام گردید. امامزاده سبز قبا : بقعه سبز قبا در کنار پل دزفول قرار دارد. بنا به روایت سید نعمت ا... شوشتری این امامزاده فرزند امام موسی کاظم (ع) می باشد. این امامزاده در ایام مقدس یکی از میعادگاه ها و محل های برگزاری نماز و دعاهای رزمندگان بود. فتح المبین در شمال غربی شوش و در غرب رودخانه کرخه ؛ دشت فتح المبین قرار دارد که یادآور حماسه و عملیات پیروزمندانه فتح المبین و شهدای والا مقام این منطقه می باشد. این عملیات در تاریخ 2/1/1361 با رمز یا زهرا (س) و فرماندهی مشترک ارتش و سپاه در این منطقه انجام شد. در این یادمان که در 8 کیلومتری شهر شوش واقع شده است ، 8 شهید گمنام به خاک سپرده شده اند . دشمن بعثی در روزهای اولین جنگ تا پشت رودخانه کرخه پیشروی کرد و بر شهر شوش و جاده اندیمشک – اهواز مسلط شد. رزمندگان اسلام در این جبهه یک خط دفاعی شکل داده و عملیات امام مهدی (عج) را در روزهای پایانی سال 1360 طرح ریزی و با فرماندهی شهید مجید بقایی به اجرا در آورند. این رزمندگان که قصد رخنه به سنگرهای دشمن در منطقه را داشتند در این شیارها با سنگرهای کمین دشمن درگیر شده و تعداد زیادی از ایشان در این شیارها به شهادت رسیدند. سایت های 4 و 5 رادار : این منطقه در 18 کیلومتری غرب شهر شوش و در دامنه ارتفاعات ابو صلیبی خات قرار دارد . با اشغال غرب شوش این منطقه به تصرف بعث درآمد. صدامیان برای حملات موشکی و توپخانه به شهرهای شمال خوزستان از این سایت ها استفاده می نمود . رزمندگان اسلام برای آزاد سازی این سایت ها در عملیات فتح المبین نبرد جانانه ای انجام داده و مقاومت سرسختانه عراق را درهم شکستند بعد از عملیات تعدادی از فرماندهان ارشد عراق که در این شکستند. بعد از عملیات تعدادی از فرماندهان ارشد عراق که در این منطقه عقب نشینی کرده بودند به دستور صدام اعدام یا زندانی شدند. شوش شهر شوش یکی از شهرهای شمالی استان خوزستان است که بین دزفول و اهواز واقع است. با حمله رژیم بعث به میهن اسلامی مان در 31/6/1359 و پیشروی آن ها تا غرب کرخه شهر شوش خالی از سکنه شد و پیوسته مورد حملات هوایی و توپخانه ای قرار داشت. رزمندگان اسلام از این شهر به عنوان عقبه ی جبهه استفاده می کردند. شوش به دلیل بمباران و آتش دشمن در طول 18 ماه خسارات فراوانی دید و بیشتر منازل و اماکن این شهر و از جمله بخشی از مقبره دانیال نبی (ع) تخریب شد. بقعه دانیال نبی (ع) در مرکز شهر قرار دارد و به آن جلوه ای مذهبی داده است. این شهر، با عملیات فتح المبین از دید و تیر مستقیم متجاوزان خارج گردید . از امام علی (علیه السلام) روایت شده است :هرکس برادرم دانیال را زیارت کند گویی مرا زیارت کرده است. در دوران دفاع مقدس مزار حضرت دانیال (ع) محل برگزاری دعاها و زیارتگاه رزمندگان اسلام بوده است. فکه فکه منطقه ای است با تپه ماهورهای فراوان ، خوزستان که یکی از محورهای اصلی تجاوز و حمله ارتش بعث عراق به شمال خوزستان بوده است. دشمن پس از اشغال فکه میادین مین و موانع فراوانی در این منطقه ایجاد کرد. عملیات والفجر مقدماتی در تاریخ 18/11/1361 آغاز شد و به علت لو رفتن عملیات و تجهیزات فراوان دشمن و مسلح بودن زمین منجر به پیروزی و پیشروی نگردید. شهیدان حسن باقری و مجید بقایی که از فرماندهان بزرگ سپاه بودند قبل از عملیات والفجر مقدماتی در حین شناسایی منطقه فکه شمالی به شهادت رسیدند . محل فعلی زیارتگاه فکه ، در عملیات والفجر مقدماتی محل نگه داشتن شهدا و مجروحین لشگر 27 محمد رسول ال... (ص) و لشگر 31 عاشورا بوده که در سال 1371 پیکر مطهر 120 تن از ایشان توسط گروهی از همرزمان شهدا کشف گردید . در سال 72 هنگامی که شهید سید مرتضی آوینی به قصد روایت مظلومیت شهدای قتلگاه فکه عازم این محل بود ، بر اثر برخورد با مین به شهادت رسید. سردار شهید علی محمودوند فرمانده گروه تفحص لشگر 27 محمد رسول ال... (ص) نیز در روز عید قربان سال 79 در این منطقه هنگام جستجوی پیکرهای شهدا به شهادت رسید. کانال کمیل و حنظله در سال 1359 توسط دشمن و به دست مهندسان فرانسوی کانال به طول 90 کیلومتر و عرض 5 متر و ارتفاع 4 متر کاملا" حرفه ای و مهندسی شده حفر شد . این کانال در منطقه حمرین معروف به کانال حمرین و در منطقه شرهانی معروف به کانال شرهانی و کمیل و در خاک عراق معروف به کانال بجلیه است. این کانال منحصر به فرد و دارای چند سه راهی و چهار راهی می باشد که برای موانع و پیشروی رزمندگان اسلام حفر شده بود که سیصد نفر از گردان حنظله در یکی از کانال ها محاصره شدند و اکثراً با آتش مستقیم دشمن یا تشنگی مفرط به شهادت رسیدند . چزابه تنگه چزابه منطقه ای است در شمال غربی شهر بستان که به علت قرار گیری در بین هور و تپه های رملی یک گلوگاه محسوب شده و به دلیل قرار داشتن در مسیر دستیابی به شهرهای بستان و سوسنگرد از موقعیت ویژه ای برخوردار است. چزابه یکی از 5 محور اصلی هجوم ارتش بعثی به خوزستان بود. در هجوم 31/6/1359 به چزابه ، با وجود مقاومت مدافعان اندک آن، ارتش عراق نتوانست موقعیت خود را تا 2/7/1359 در چزابه تثبیت کند. دشمن سرانجام در روز 3/7/1359 با عبور ازچزابه به طرف تپه های ا...کبر و بستان پیشروی کرد.از آن زمان چزابه در اشغال بود تا اینکه در 8/9/1360 در جریان عملیات طریق القدس آزاد شد. این منطقه همچنین شاهد رشادت و شهادت رزمندگان تیپ 57 حضرت ابوالفضل (ع) در عملیات والفجر 6 در اسفند سال 62 نیز بوده است. بستان شهر بستان در 30 کیلومتری شمال غربی سوسنگرد و در جنوب رودخانه کرخه قرار دارد. با شروع جنگ نیروهای بعثی پس از تصرف پاسگاه سوبله و عبور از تنگه چزابه ، در 4/7/1359 این شهر را اشغال کردند. اما پس از عملیات « غیور اصل » و پیش روی نیروهای خودی به سوی مرز ، در 10/7/1359 بستان آزاد شد. یک هفته بعد هجوم مجدد دشمن برای تصرف بستان آغاز گردید و پس از چهار روز برای بار دوم اشغال شد تا اینکه در عملیات طریق القدس در دهم آذر ماه 1360 بستان برای همیشه به دست رزمندگان اسلام آزاد شد و به آغوش میهن اسلامی بازگشت. دهلاویه دهلاویه روستایی است در شمال غربی سوسنگرد که در روزهای اول جنگ مورد تهاجم رژیم بعث قرار گرفت. مدافعان دهلاویه ده روز سرسختانه در برابر دشمن مقاومت کردند تا اینکه در 24/8/1359 توان مقاومت بر ایشان نماند و دشمن با اشغال دهلاویه خود را به سوسنگرد رساند . در 26/3/1360 نیروهای شهید چمران طی عملیاتی دهلاویه را آزاد کردند لیکن دشمن مجددا این روستا را اشغال کرد. در این عملیات فرمانده نیروهای خودی (ایرج رستمی) به شهادت رسید . هنگامی که دکتر مصطفی چمران برای معرفی فرمانده جدید عازم دهلاویه شده بود ، در این منطقه بر اثر اصابت گلوله خمپاره به شدت مجروح شد و هنگام انتقال به اهواز به شهادت رسید. دهلاویه در 27/6/1360 طی عملیات « شهید آیت ا... مدنی » آزاد شد . بنای یادمان شهید چمران در سال 74 به دست آزاده مجاهد شهید حجت الاسلام سید علی اکبر ابو ترابی ( یکی از یاران شهید چمران ) افتتاح گردید و در سال 1384 پیکر مطهر یک شهید گمنام در محوطه مرکزی آن به خاک سپرده شد. در فروردین 1385 رهبر معظم انقلاب اسلامی در این یادمان با مردم منطقه و زائران راهیان نور دیدار و برای ایشان سخنرانی کردند. سوسنگرد سوسنگرد در شمال غرب اهواز قرار دارد. با حمله عراق در 31 شهریور، عراقی ها با پیشروی در محور بستان – سوسنگرد این شهر را از سمت غرب مورد تهدید قرار دادند و در 6 مهر ماه ،بعد از شکستن مقاومت مردمی آن را اشغال کرده و اداره شهر را به گروه ضد انقلاب « جبهه التحریر » می سپارد. چند روز بعد رزمندگانی از سپاه اهواز به فرماندهی « علی غیور اصل » شهر را آزاد کردند. ارتش عراق مجددا از 17/7/1359 آغاز و در 24/8/1359 سوسنگرد را محاصره کرده و وارد آن شدند ، اما مقاومت تعدادی از مدافعان مانع از سقوط شهر شد تا آنکه 2 روز بعد رزمندگان ارتش ، سپاه و ... به کمک محاصره شدگان آمدند و شهر را حفظ کردند. یادمان مقاومت مردمی : در منطقه خزعلیه سوسنگرد مزار یکی از شهدای ژاندارمری، بنام سید محمد رضا سبحانی از اهالی بومی سوسنگرد قراردارد. شهید سبحانی در تاریخ 6/7/1359 هنگامی که نیروهای بعثی عراق قصد عبور از کرخه و محاصره سوسنگرد را در منطقه خزعلیه داشتند،با عده ای از اهالی سوسنگرد در مقابلشان مقاومت کرده و در نهایت زخمی شده و به دست بعثی ها اسیر می شود و پس از شکنجه، جسم کم جان او را آتش می زنند. پیکر مطهر این شهید در همان نقطه دفن شده و اکنون بعنوان نماد مقاومت مردمی سوسنگرد زیارتگاه عشاق گردیده است. تپه های ا... اکبر : این تپه ها در شمال سوسنگرد قرار داشته که بعد از ارتفاعات میشداغ ، بلند ترین برجستگی در منطقه هستند . دشمن بعثی پس از عبور از محور چزابه و اشغال بستان و سوسنگرد ، این ارتفاعات را هم به اشغال خود در آورد و پس از آزاد سازی سوسنگرد توسط رزمندگان اسلام ، مواضع و نیروهای خود را در این ارتفاعات افزایش داد. ارتفاعات ا... اکبر در عملیات امام علی (ع) در تاریخ 31/2/1360 توسط رزمندگان اسلام آزاد شد. شهید حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی – سیدآزادگان – در آذر ماه 59 در این منطقه به اسارت دشمن در آمده است. گمبوعه به دنبال لشکر کشی قوای روسیه و انگلستان به خاک ایران در جنگ جهانی اول در سال 1293 شمسی ، ایران صحنه ی یکی از مهمترین مناقشات بین المللی شد . به دلیل اینکه در جنوب ایران مقابله با نیروهای متجاوز انگلیسی در مناطق بوشهر ، تنگستان و دشتستان با هدایت علما سازماندهی شده بود ، اقتضا می کرد که در منطقه خوزستان هم دفاع مردمی شکل بگیرد . لذا با فتوای مرحوم سید محمد کاظم طباطبایی یزدی ، نهضت مقابله با نیروهای انگلیسی در خوزستان شکل دیگری یافت. در خوزستان برخی طوایف عرب به صورت پراکنده به مقابله با نیروهای متجاوز انگلیسی پرداختند و تعداد زیادی از آن ها در این محل به شهادت رسیدند.با شروع جنگ تحمیلی جنگل گمبوعه محل استقرار و مبارزه نیروهای نظامی و مردمی در مقابله با دشمن برای ممانعت از اشغال اهواز بود. در عملیات بیت المقدس نیز قرارگاه قدس و بخشی از نیروهای عمل کننده در این منطقه استقرار داشتند. به دلیل اهمیت حماسه-ی دفاع مقدس مردمی که پیوند عمیقی با مرجعیت دینی در سال 1293 ه.ش و نیز در طول هشت سال دفاع مقدس داشته است ، به دستور رهبر معظم انقلاب « یادمان شهدای گمبوعه » در جوار قبور شهدای این منطقه احداث گردید. هویزه هویزه در جنوب غربی سوسنگرد قرار دارد. هویزه شهر دشت آزادگان بود، که به اشغال ارتش عراق در آمد. از جمله حوادث مهم شهر هویزه ، شهادت « حامد جرقی » بخشدار هویزه است که در روزهای اول جنگ توسط دشمن بعثی اتفاق می افتد و همچنین خروش مردم شهر علیه بعثیون به خاطر به شهادت رساندن « سهام خیام » دختر نوجوانی است که در برابر نیروهای متجاوز با شهامت ایستادگی کرد و باعث مقاومت بیشتر مردم در برابر دشمن گردید. نیروهای عراقی پس از عملیات نصر و شهادت دانشجویان پیرو خط امام محاصره هویزه را تشدید و در 27/10/1359 آن را اشغال و شهر را کاملا تخریب نمودند. شهر هویزه در تاریخ 18/2/1361 در مرحله دوم عملیات بیت المقدس ، آزاد گردید. مزار شهدای هویزه این مزار در 25 کیلومتری شهر هویزه واقع شده است. در این منطقه سید حسین علم الهدی و یارانش در حالی که نیروهای پیاده از عقب نشنی مطلع نبودند، عقب نشینی واحدهای زرهی ارتش آغاز شد و به همین دلیل 68 نفر از پاسداران و نیروهای داوطلب از جمله تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام در تاریخ 16/10/1359 در عملیات نصر در یک عملیات عاشورایی پس از درگیری با یک ستون تانک عراقی مظلومانه به شهادت رسیدند و پیکرهای مطهرشان ، 16 ماه بعد و پس از آزادسازی منطقه در عملیات بیت المقدس کشف و در همان محل دفن شد و بقعه ای توسط جهاد سازندگی برای ایشان بنا گردید. در عملیات نصر 142 نفر از رزمندگان لشگر 16 زرهی ارتش قزوین هم در این منطقه به شهادت رسیدند. اهواز اهواز، مرکز استان خوزستان و مهم ترین شهر آن است . ارتش عراق برای اشغال سه روزه استان خوزستان ، هدف اصلی و تلاش خود را تصرف اهواز قرار داده بود. دشمن طی دو روز خود را از جنوب به نزدیکی اهواز رساند. احساس نگرانی از سقوط اهواز و سخن تکان دهنده امام (ره) که « مگر جوانان اهواز مرده اند؟ » موجب شبیخون جوانان اهواز به قوای دشمن و انهدام آنها شد. در روزهای پایانی جنگ نیز نبرد بزرگی در این منطقه در گرفت و در حالی که دشمن با انبوهی از لشگرهای خود به منطقه اهواز و خرمشهر هجوم کرد این منطقه را در معرض سقوط قرار داد. پیام هشدار دهنده امام ، همت سپاه و نیروهای مردمی را برانگیخت و دشمن تا مرز تعقیب شد. پایگاه منتظران شهادت (پادگان گلف) : این پایگاه در دوران دفاع مقدس به عنوان ستاد عملیات جنوب بوده واز این مکان محورهای عملیاتی جنوب را مدیریت می شد. زیارتگاه علی بن مهزیار : علی بن مهزیار اهوازی یکی از یاران امام حسن عسگری (ع) بوده که پس از شهادت امام ، به شوق زیارت حضرت مهدی (عج) بیست بار به مکه مکرمه سفر کرد و در سفر آخر به زیارت حضرت مهدی (عج)نائل آمد . این زیارتگاه محل برگزاری نماز جماعت و مناجات رزمندگان در دوران دفاع مقدس بود. معراج شهدا : مقر اصلی کمیته جستجوی مفقودین در جنوب که به نام پادگان شهید علی محمودوند نام گرفته است که معراج شهدای تازه تفحص شده می باشد و زائران راهیان نور برای توسل به ارواح طیبه شهداء و تبرک جستن از پیکر مطهرشان در این معراج حضور پیدا می کنند. شهدای هور هورمنطقه ای آب گرفته ، شبیه به تالاب با نیزارهای بلند است. هور الهویزه یکی از بزرگترین هورهای جهان است که از چزابه تا طلائیه تا جاده العماره – بصره عراق امتداد دارد. در جریان جنگ تحمیلی هور الهویزه مانع بزرگی برای عبور نیروهای نظامی بود. بعثی ها هرگز به عنوان یک معبر نظامی به هور نگاه نکردند . فرماندهان سپاه اسلام بر پایه همین آسیب پذیری دشمن در جنوب این منطقه عملیاتی طراحی کردند که خیبر نام گرفت . پس از آن نیز عملیات بزرگ بدر در این منطقه به اجرا در آمد. عملیات بدر در روز 20/12/1363 با رمز یا فاطمه الزهرا (س) آغاز گردید و تا 26/12/1363 به طول انجامید که علاوه بر وارد کردن تلفات سنگین به دشمن ، بیش از 500 کیلومتر مربع از منطقه هور و روستاهای این منطقه به تصرف نیروهای خودی در آمد. در جریان عملیات بدر سرداران بزرگی چون شهید مهدی باکری ، عباس کریمی ، برونسی ، تجلایی ، رستگار و ... به شهادت رسیدند . شهید علی هاشمی فرمانده سپاه ششم امام صادق (ع) و قرارگاه سری نصرت در طی هجوم سراسری مجدد دشمن پس از پذیرش قطعنامه 598 ، به همراه 4 نفر از یارانش در عملیات شهادت طلبانه، با برخورد به بالگرد دشمن به شهادت رسید و پیکرش مفقود شد. در سال 1389 پس از 21 سال پیکر مطهر شهید به آغوش امت بازگشت و در گلزار شهدای اهواز به خاک سپرده شد. اکنون در این منطقه یادمان شهدای هور به صورت نمایی از قایق عاشورا که در دوران دفاع مقدس مورد استفاده قرار می گرفت در قالب خاکریزی ساخته شده است. طلاییه منطقه طلاییه در منتهی الیه جنوب غربی دشت آزادگان واقع شده است. مرز ایران در محدوده طلاییه به صورت یک زاویه قائمه است که به آن « دال طلاییه » گفته می شود . یکی از محورهای اصلی حمله عراق در روزهای اول جنگ (31/6/1359) محور نشوه ، طلاییه ، کوشک – اهواز بود ، ارتش عراق برای پیشروی به سوی حمیدیه و اهواز از این معبر نظامی وارد خاک ایران شد و پس از شکست مقاومت نیروهای مرزی ایران به سوی جاده اهواز – خرمشهر و جفیر و کرخه کور پیشروی کرد. طلاییه یکی از محورهای مهم عملیات های خیبر و بدر و کلید، حفظ جزایر مجنون در طول جنگ بود. چرا که تصرف طلاییه به معنی تثبیت پیشروی ایران در هور بود. عملیات خیبر در تاریخ 3/12/1362 با رمز یا رسول ا... (ص) در این منطقه انجام گردید و رزمندگان به جزایر مجنون شمالی و جنوبی یورش بردند و حماسه های به یاد ماندنی خلق کردند. این منطقه شاهد شهادت مردان بزرگی همچون شهیدان حمید باکری و حاج همت بوده است. یادمان شهدای طلاییه یکی از مقرهای اصلی نیروهای کمیته جستجوی مفقودین پس از جنگ تحمیلی بوده است که پس از کشف پیکرهای شهدای عملیات خیبر ، حسینیه ای به نام حضرت ابوالفضل (ع) بنا گردیده است . در مرکز آن یک ضریح زیبای چوبی وجود دارد و پنچ شهید گمنام در آن آرمیده اند. زید زید نام پاسگاهی است در شمال منطقه عمومی شلمچه در غرب جاده اهواز – خرمشهر که از محورهای هجوم اولیه عراق و از راه های دستیابی به جاده اهواز – خرمشهر همچنین یکی از محورهای عملیات بیت المقدس بوده است. یادمان پاسگاه زید به یاد شهدای عملیات رمضان بنا گردیده است. عملیات رمضان در 23 تیرماه 61 در منطقه عمومی شمال شلمچه تا منطقه کوشک انجام گردیده و پاسگاه زید یکی از محورهای عملیات بوده است. پس از جنگ تحمیلی تعداد زیادی از پیکرهای شهدای عملیات رمضان توسط کمیته جستجوی مفقودین در این منطقه کشف شد. 12 شهید گمنام خاکسپاری شده در این یادمان همه ساله میزبان زائران کاروان های راهیان نور می باشد. بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) بیمارستان صحرای امام حسین (ع) در کیلومتر 7 جاده شهید شرکت (جاده انشعابی از شرق جاده اهواز – خرمشهر و بین ایستگاه حسینیه و دارخوین ) قرار دارد. این بیمارستان صحرایی در سال 1361 ابتدا به صورت سوله هایی با آهن و پلیت ساخته شد که بعدها و همزمان با عملیات کربلای 4 ، بیمارستانی بیمارستانی بتنی و با مساحت 3551 متر مربع در کنار آن احداث و به بهره برداری رسید. بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) به گونه ای مجهز شده بود که دارای رادیولوژی ، بانک خون، هشت اتاق عمل ، بیست و پنج تخت اورژانس برای مجروحین عادی و بیست تخت اورژانس برای مصدومین شیمیایی، داروخانه، بخش ICU، و آزمایشگاه، 1450 نفر پزشک و کادر مرتبط پزشکی و 120 نفر کادر اجرایی بود. از همان بدو شروع به کار و راه اندازی قسمت های مختلف این بیمارستان، امکانات لازم برای ارائه خدمات درمانی به مجروحین را مهیا گردید. تمامی بخش اورژانس از 2 سالن عمود برهم تشکیل می شد که در مواقع پدافند به عنوان نقاهتگاه ، در هنگام آفند به عنوان اورژانس، برای پذیرش مجروحین بد حال ، مورد استفاده قرار می گرفت. شرق کارون در 16 کیلومتری شمال شرقی شهر آبادان ، در کنار جاده آبادان –اهواز و بخش شرقی رودخانه کارون ، 11 شهید گمنام عملیات ثامن الائمه در سال 60 به خاک سپرده شده اند. پس از فرمان حضرت امام (ره) مبنی برشکست محاصره آبادان ، عملیات ثامن الائمه در روز 5/7/1360 انجام شد . این عملیات اولین عملیات مشترک نیروهای ارتش و سپاه پس از عزل بنی صدر بود که با موفقیت کامل پایان پذیرفت و با عنایت خداوند، محاصره آبادان پس از 349 روز شکسته شد . در این محل، شهداء به صورت گمنام مدفون هستند که مزارشان پس از سالها کشف و به عنوان یادمان شهدای عملیات ثامن الائمه در شرق کارون مورد بازدید زائرین قرار می گیرد. جاده اهواز – خرمشهر جاده اهواز خرمشهر مهم ترین جاده حمل و نقلی کشور قبل از جنگ و اصلی ترین جاده ارتباطی خرمشهر با اهواز مرکز خوزستان بود. این جاده و خاکریز شرق آن ، که بر دشتهای وسیع غرب رودخانه کارون مسلط است برای ارتش عراق بسیار با اهمیت بود. در پنج روز اول، از کیلومتر 60 این جاده تا پلیس راه خرمشهر به اشغال دشمن در آمد و در طول اشغال، انواع خاکریز موانع، استحکامات ، مواضع تانک و نفربر برای ممانعت از تسلط رزمندگان بر جابه جایی ادوات دشمن و هرگونه امکان نفوذ آن در شرق این جاده احداث شد که بعدها در میان فرماندهان به دژ بار لویی معروف شد . دشمن در طول جاده نیز برای هدایت آب از غرب جاده به سمت شرق با قطع جاده، سه بریدگی 20 متری ایجاد کرده بود . این جاده که مهم ترین بخش از مرحله اول و دوم عملیات بیت المقدس بود، در 10/2/1361 با رشادت رزمندگان قرارگاه فتح و نصر آزاد شد . پس از پذیرش قطعنامه 598 در 31/4/1367 دشمن با هجومی گسترده به اهواز و خرمشهر پیشروی نمود و دوباره بر این جاده مسلط شد که در نهایت در نبردی سنگین و دشوار طی سه روز به عقب رانده شد. دب حردان : جنگل و روستایی است واقع در 5 کیلومتری جنوب غربی اهواز که لشگر 5 مکانیزه ی عراق با عبور از مرز و رسیدن به جاده اهواز خرمشهر در روز هفتم جنگ با ده ها تانک و نفربر آنرا به اشغال موقت خود در آورد و با اجرای مستقیم آتش بر روی اهواز خسارت قابل توجهی به بار آورد، اما این لشگر به دلیل جاری شدن آب در منطقه مجبور به عقب نشینی تا امامزاده سید طاهر شد. شهدای خمسه سادات : قتلگاه و مقبره شهدای سادات خمسه کوثر کوشک، پنج تن از بسیجیان ( شهید سید داود طباطبایی، سید مهدی موسوی ، سید صاحب محمدی ، سید علیرضا جوزی ، سید حسین حسینی ) گردان الزهراء(س) لشگر 10 سید الشهداء (ع) بودند که در تاریخ 1/5/67 مقارن با سحرگاه عید قربان در آخرین روزهای دوران پر افتخار دفاع مقدس و پس از قبول قطعنامه توسط ایران، حمله مجدد دشمن بعثی و پیشروی آنها تا جاده اهواز خرمشهر به همراه دیگر رزمندگان در منطقه ای به نام سه راهی کوشک با دشمن در گیر می شوند . خودرو حامل 28 رزمنده این گردان مورد اصابت مستقیم توپ قرار می گیرد و فقط این بزرگواران شهید می شوند و پیکرهای مطهرشان از سر تا کمر هم چون اجداد طاهرینشان در کربلا ، قطعه قطعه می گردد . قتلگاه و زیارتگاه این عزیزان در کنار جاده اصلی اهواز به خرمشهر (حدودا چهل متری جاده) ما بین خط راه آهن قطار اهواز به خرمشهر و جاده واقع شده است که زیارتگاه زائران راهیان نور است. شهدای شیمیایی جاده 13 کیلومتری شهید صفوی در شمال غربی خرمشهر و در کیلومتر 13 جاده اهواز خرمشهر قرار دارد و این جاده را به دژ مرزی و جاده مرزی شهید کاظمی متصل می کند. این جاده محور اصلی عملیات کربلای 5 بود و قرارگاه خاتم الانبیاء در مجاورت این جاده قرار داشت. پس از عملیات کربلای 5 و تثبیت منطقه شلمچه ، قرارگاه مهندسی صراط المستقیم که مدتی پس از آغاز جنگ به منظور بهره گیری از توان وازرتخانه ها و دولت در جنگ توسط وزارت سپاه به فرماندهی محسن صفوی تشکیل شده بود در کنار این جاده مستقر شد. پس از شهادت محسن صفوی نام وی بر این جاده گذاشته شد . در جریان عملیات کربلای 5 در حالی که رزمندگان گردان فجر لشگر 7 ولی عصر (عج) که از سه گروهان ابوالفضل ، علی اکبر و قمر بنی هاشم شهرستان بهبهان تشکیل شده بود در این جاده استقرار داشتند ، این منطقه هدف اولین راکت شیمیایی آلوده به گاز خردل دشمن قرار می گیرد و تا ساعت 11 صبح دو راکت دیگر آلوده به سیانور به محل استقرار این گردان اصابت می کند که به شهادت نود نفر از رزمندگان گردان فجر شهرستان بهبهان و مصدوم شدن سایر افراد این گردان منجر می شود. شلمچه شلمچه منطقه ای مرزی در غرب خرمشهر و نزدیکترین نقطه مرزی به شهر بصره است. شلمچه یکی از مهمترین محورهای هجوم اولیه ارتش بعث عراق به ایران بود. ارتش عراق با گذر از این منطقه به سوی خرمشهر تاخت . پس از عملیات بیت المقدس که به باز پس گیری خرمشهر به دست ارتش ایران انجامید، این منطقه همچنان در دست ارتش عراق بود. دشمن در سال 1364 به دنبال مشاهده پیشروی های رزمندگان اسلام ، به فکر ایجاد مانعی غیر قابل عبور برای نیروهای اسلام افتاد ، و پیرو تدابیر پدافندی خود ، بر شمال جزیره بوارین ، آب زیادی را در زمینی به وسعت 75 کیلومتر مربع ، رها ساخت. در طول جنگ تحمیلی منطقه شلمچه صحنه عملیات های بیت المقدس، رمضان ، کربلای 4 ، کربلای 5 ، کربلای 8 و بیت المقدس 7 بوده که در این میان ، نبرد کربلای 5 از جایگاه ویژه ای برخوردار است . این عملیات را می توان سخت ترین عملیات دوران مقدس نام برد. در عملیات کربلای 5 مردان بزرگی از این منطقه آسمانی شدند. که در بین ایشان سرداران شهیدی چون حسین خرازی ، یدا... کلهر ، اسماعیل دقیقی ، عبدا... میثمی و ... به چشم می خورند. حضور مقام معظم رهبری در تاریخ هشتم فروردین ماه 1378 در مشهد شهیدان شلمچه ، نورانیت خاصی به این منطقه داد و بنا به دستور معظم له یادمان شهدای شلمچه توسط آستان مقدس رضوی بنا گردید. در این یادمان 8 شهید مدفون هستند که زیارتگاه زائران راهیان نور و مسافران کربلاست. خرمشهر خرمشهر شهری در جنوب غربی استان خوزستان است. خرمشهر در آغاز جنگ تحمیلی از اولین نقاطی بود که مورد حمله ارتش بعثی عراق قرار گرفت. بعثی ها خیال اشغال یک روزه خرمشهر را داشتند اما مدافعان شهر به فرماندهی شهید جهان آرا توانستند با حداقل امکانات ، 35 روز در مقابل ارتش عراق مقاومت کنند و همین مسئله شهر خرمشهر را نماد مقاومت مردمی نمود . دشمن پس از عدم موفقیت در اشغال خوزستان ، تجهیزات دفاعی فراوانی را در خرمشهر مستقر و اطراف آن را مین گذاری کرد و خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ مطرح نمود. اما با همت جوانان ایرانی ، خرمشهر پس از 578 روز اشغال ، در تاریخ 3/3/1361 در عملیات بیت المقدس با رمز یا « علی بن ابیطالب (ع)» آزاد شد. در روزهای پایانی جنگ و پس از پذیرش قطعنامه 598 ، ارتش عراق با انبوهی از لشگرهای خود با تهاجمی دیگر خود را به جاده اهواز – خرمشهر رساند. با پیام هشدار دهنده حضرت امام (ره ) و با حضور سپاه و نیروهای مردمی در این منطقه طی سه روز درگیری و مقاومت ، دشمن مجددا به عقب رانده شد. مسجد جامع خرمشهر : مسجد جامع در طول 35 روز مقاومت ، مرکز فرماندهی و ستاد نیروهای مردمی بود. با پیروزی عملیات بیت المقدس، رزمندگان پس از آزادی خرمشهر خود را به مسجد جامع رساندند و نماز شکر به جای آوردند. گلزار شهدای خرمشهر : این گلزار یاد آور شهدای گمنام و مظلوم خرمشهر است که عده ای از آن ها بدون مراسم و حتی بدون کفن دفن شدند و همچنین در این گلزار هنرمند شهید « بهروز مرادی » آرمیده است. موزه جنگ : این محل ساختمان سابق شرکت نفت خرمشهر بوده که پس از آزادسازی خرمشهر، به عنوان محل برپایی موزه جنگ برگزیده شد. 3 شهید گمنام آرمیده در محوطه بیرونی موزه ، زیارتگاه بازدیدکنندگان و زائران است. نهرخین خین نهری است در نزدیکی روستای خین در غرب خرمشهر و جنوب نهر عرایض که جزیره بوارین عراق را از شلمچه ایران جدا می کند. این نهر در مجاورت پاسگاه مرزی خین قرار دارد و دو و نیم متر عمق و بین هشت تا سی متر عرض آن متغیر است و در تنومه عراق به شط العرب می ریزد. در جریان آزادسازی خرمشهر ، خین یکی از محورهای قرار گاه نصر به فرماندهی شهید همت برای ورود به شهر بود و در عملیات والفجر 8 پشتیبانی قرارگاه خاتم النبیاء (ص) در محدوده آن صورت گرفت. رزمندگان در عملیات کربلای 4 در نبردی شجاعانه خسارات و تلفات فراوانی به دشمن وارد کردند و حتی عده از رزمندگان از نهرخین گذشتند . اما در نهایت به دلیل لو رفتن عملیات و حجم بسیار سنگین آتش دشمن ، فرماندهان دستور توقف عملیات را صادر نمودند. با اطلاعات و تجارب به دست آمده در این عملیات ، این منطقه در عملیات کربلای 5 آزاد شد . علقمه در غرب جاده خرمشهر – آبادان و منتهی الیه کوی آریا ، و در کناره رود اروند منطقه ای وجود دارد که هنوز آثار بمباران های دژخیمان بعثی بر روی ساختمان های اطراف مشهود است. این منطقه یاد آور عملیات کربلای 4 و شهدای مظلوم این عملیات است که در زمستان 1365در این منطقه حماسه آفریدند . عملیات کربلای 4 در مورخ 3/10/1365 با رمز « یا رسول الله (ص) » آغاز شد. غواص ها ساعاتی قبل از شروع عملیات به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان ، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور ، با تیربار و خمپاره به طرف آن ها شلیک می کردند. یکی از مناطق حساس عملیات ، جزیره امل الرصاص و نوک بوارین بود، که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت . لذا به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی ، از ادامه نبرد اجتناب شد. این نقطه یادآور حماسه رزمندگان تیپ 32 انصار الحسین (ع) همدان و 33 المهدی (ع) فارس در عملیات کربلای 4 بوده است. آبادان شهر آبادان داخل جزیره آبادان و بین خلیج فارس و سه رودخانه کارون ، بهمن شیر و اروند رود محصور است و به اروند رود تسلط کامل دارد. رژیم بعث عراق با آغاز جنگ، نیروهای خود را به سوی جزیره آبادان روانه کرد. مقابل دشمن شکل دادند. عراقی ها توانستند با عبور از بهمن شیر به این جزیره نفوذ کنند ، لیکن با مقابله مدافعان آبادان در کوی ذوالفقاری به خارج از جزیره عقب رانده شدند و رزمندگان جبهه ای را با کمک گروه فدائیان اسلام به فرماندهی شهید سید مجتبی هاشمی مقابل دشمن شکل دادند.نیروهای عراقی در شمال جزیره زمین گیر شده و به محاصره آن اکتفا کردند. بعد از محاصره آبادان ، امام خمینی (ره ) بارها بر ضرورت شکسته شدن این محاصره تأکید کردند تا اینکه در عملیات ثامن الائمه (ع) در تاریخ 5/7/1360 دشمن به غرب کارون رانده شد و آبادان از محاصره دشمن خارج شد. با انجام عملیات والفجر 8 (تصرف فاو)، آبادان به عقبه تدارکاتی فاو تبدیل شد و نخلستان های این شهرستان در اروند کنار و چوئبده نقش مهمی را در استتار رزمندگان در عملیات های والفجر 8 و کربلای 4 ایفا نمودند. گلزار شهدا : گلزار شهدای آبادان در بخش جنوب غربی شهر آبادان و در کنار جاده آبادان – ارون کنار قرار دارد. بسیاری از شهیدان خرمشهر و آبادان از جمله شهید شیخ شریف قنوتی ( اولین روحانی شهید دفاع مقدس ) و شهیده مریم فراهانیان، در این گلستان آرمیده اند . این گلزار 177 شهید گمنام را در خود جای داده است و یکی از زیبایی های آن حضور شهیدانی از اقصی نقاط کشور است که مردمی بودن دفاع را اثبات می کند. یادمان شهید تندگویان : این یادمان به یاد وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران شهید مهدس محمد جواد تندگویان ساخته شده است. شهید تندگویان ابتدای جنگ در این منطقه به دست عوامل ارتش بعث عراق به اسارت در آمد و پس از سال ها تحمل شکنجه به دست مزدوران بعثی به شهادت رسید. اروند اروند رود از بزرگترین رودهای جهان است که از به هم پیوستن دجله و فرات در القرنه عراق و اتصال کارون در خرمشهر به آن تشکیل می شود. اروند به معنی تیز و تند رو و در دوره باستان به تمام طول رود دجله و اروند، رود امروزی گفته می شد. به اروند ، رود وحشی نیز می گویند. در اروند دو نوع جریان وجود دارد : جریان آرام بر سطح آن و جریانی سریع متلاطم در عمق آن ، این رودخانه به علت جزر و مدها و نوع حرکتش این لقب را گرفته است. این رودخانه دائم مورد مناقشه ایران و عراق بوده و حاکمیت مطلق بر این رودخانه از آرزوهای دیرینه حاکمان بغداد بوده است. یکی از اهداف رژیم بعثی عراق در هجوم سراسری به ایران ، حاکمیت مطلق بر اروند و انتقال مرزهایش به ساحل شرقی این رودخانه بود. اروند در دوران دفاع مقدس ، شاهد عملیات والفجر 8 ، یکی از بزرگترین نبردهای دوران جنگ بود. عملیات والفجر 8 در روز 20/11/1364 با رمز « یا فاطمه الزهرا (س) » با عبور از اروند رود حد فاصل خسرو آباد تا رأس البیشه آغاز شد و پس از 78 روز جنگ تمام عیار شهر فاو به تصرف رزمندگان در آمد و عملیات دلیرانه ای که تمامی کارشناسان نظامی را متعجب کرد. در شمال شرق اروند کنار روبروی شهر فاو عراق ، بنای یادبود شهدای والفجر 8 قرار دارد که 8 شهید گمنام در نوروز سال 1380 همزمان با ایام محرم حسینی در این محل و در ساحل رود خانه اروند رود به خاک سپرده شده اند. پل بعثت : پس از تصرف شهر ساحلی فاو در عملیات والفجر 8 و قطع ارتباط عراق با آبهای خلیج فارس ، رژیم بعث عراق همه توان خود را برای به زانو در آوردن رزمندگان به کار بست و شهر فاو و نیروهای مستقر در آن را زیر آتش سنگین حملات هوایی و زمینی و ... خود گرفت . با آنکه عبور نیروی نظامی از اروند رود از نظر کارشناسان نظامی دنیا غیر ممکن بود و پشتیبانی از این حجم نیرو در فاو فقط از طریق رودخانه، پل مناسبی را می طلبید. لذا به همت نبوغ و درایت ایرانی احداث پل با مشخصات ویژه ای چون بهره مندی از استتار کامل و سایر تدابیر دفاعی در دستور کار فرماندهان جنگ و مسئولین قرارگاه کربلا قرار گرفت. پل بعثت که از آن بعنوان شاهکار مهندسی جنگ می توان نام برد پس از شش ماه تلاش و به کارگیری 3400 قطعه لوله ، توسط ستاد مهندسی رزمی کربلا و با پشتیبانی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) و ستادهای مرکزی پشتیبانی جهاد سازندگی استان های خراسانو خوزستان در مورخه 22/7/1365 در 10 کیلومتری جنوب شهر فاو و هم زمان با عید مبعث بهره برداری شد و به این علت پل بعثت نام گرفت ****** داستان جنگ ايران و عراق جنگ ايران وعراق در واقع از تير ماه 1359 آغاز شد ، زماني که برژينسکي در مرز اردن -عراق با صدام حسين ملاقات کرد و تعهد نمود از هجوم سراسري ارتش عراق عليه ايران جمايت کند . پيش بيني ها چنين بود که در اين جنگ عراق پيروز شود ، نظام جمهوري اسلامي متزلزل گردد وعناصر طرفدار غرب در مصادر امور قرار گيرند ، ولي چنين نشد ...سرانجام در آخرين روزهاي تير ماه 1367 با فرمان امام خميني به سپاه پاسداران وحضور گسترده نيروهاي مردمي در جبهه ها ، لشکر کشي مجدد به خاک ايران شکست خورد منافقين که در آخرين تجاوز به عنوان عاملي تعيين کننده به کمک ارتش عراق آمده بودند ، سرکوب شدند . دشمن ناچار تن به متارکه جنگ داد ودر تاريخ 29/5/1376ميان ايران وعراق آتش بس برقرار شد . شروع جنگ تحقيقاً براي نابودي انقلاب بود از آن رو که شرقي ها وغربي ها از اين انقلاب راضي نبودند ، غرب که بيشترين منافع را در ايران داشت ، انقلاب را مستقيماً عليه منافع خود دانست ، بايد در ايران شرايطي به وجود مي آمد که ديگران نااميد شوند وبگويند نمي شود بدون اتکا به شرق وغرب انقلابي باقي بماند ويکي از اهداف جنگ ، تحقق اين امر بود وبراي سرکوبي ومهار انقلاب ، مارکسيسم غرب و امپرياليسم غرب در اين هدف به تلافي رسيدند وصدام ونقطه تقاطع خطوط فوق بوده و از آنجا شروع کردند و بر روي ايران فشار آورند . از فرمايشات امام خميني (ره ) 3/12/1367 هر روز ما در جنگ برکتي داشته ايم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ايم . ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ايم . مامظلوميت خويش وستم متجاوزان را در جنگ ثلبت نموده ايم . ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق وغرب را شکستيم .ما در جنگ به مردم جهان وخصوصاً مردم منطقه نشان داديم که عليه تمامي قدرتها وابر قدرتها ساليان سال مي توان مبارزه کزد . جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت . جنگ ما جنگ حق وباطل بود وتمام نشدني نيست . جنگ ما جنگ فقر وغنا بود . جنگ ما جنگ ايمان ورذالت بود واين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد . ما در جنگ بر اي يک لحظه هم نادم وپشيمان نيستيم . راستي مگر فراموش کرده ايم که ما براي اداي تکليف جنگيده ايم ونتيجه فرع آن بوده است ؟ جــنــــــگ تحـــميلي : زمينه هاي حمله عراق به كشور ما در 31 شهريور 1359 طولاني ترين جنگ را در منطقه پس از جنگهاي صـليبي سبب گرديد. اين جنـــگ كه قرار بود بر اســـاس محاسبات عراق ظرف 3 الي چند هفته به انجام خود برسد؛ بيش از 96 ماه را پشت سر گـــذارده كه اين رقم به تنهائي 27 بار طولاني تر از تمامي جنگهاي ميان اعراب و اسرائيل مي باشد. حمله عراق به جمهوري اســــلامي؛ دومين حادثه بزرگ در منطقه پس از سقوط رژيم شاه و پيروزي انقلاب اســــلامي مي باشد. قريب يكسال قبل از اين حمله يعني در 13 آبان 1358؛ سفارت آمريــكا توسط گروهي از دانشجويان كه نام خود را دانشجويان مسلمان پيرو خط امــــام نهاده بودند اشغـــال شد و يكي از طولاني ترين گروگان گيري هاي تاريخ را بوجود آورد. اشغال سفارت آمريكا كه به دنبال تحريكات اين كشور عليه انقلاب اسلامي و چند گانگي و اختلاف تفكر و روش ميان زمامداران جديد ايران صورت گرفت؛ بازتاب گسترده اي در جهان و منطقه برجاي نهـــاد. آمريـــكا به عنوان نيروي استعمـــــارگر اصلي جهان و حـــامي قدرتمند شاه نمي توانست از سوي انقلاب ناديده انگاشته شده و با آن از موضع خصومت تلاقي نگردد. در واقع بزرگترين ضربه در صحنه سياست بين المللي با وقوع انقــلاب اســـــــلامي متوجه آمريكا گرديد كه بيشترين منافع را در هنگام رژيم شاه از موقعيت جغرافيائي و زمينه هاي سيــــاسي اقتصـــادي و نظامي اين كشور مي برد. آمريكا در صدد بود كه با كمترين خرج؛ بيشترين جبران مافات را نمايد و دولت مردان وقت حاكم بر ايران؛ نيز خوش بينانه بر اين خيال بودند كه با وجود يك حكومت ملي و مردمي در ايران مي توان با آمريكا روابطي بر پايه استقلال بنا نهاد. اشغال سفارت كه تجربه هاي نوين در جهــــان و منطقه عليه استكبار و امپرياليسم بود؛ نه تنها آمريكا را از برقراري روابط عادي در كوتاه مدت نا اميد ساخت؛ حكومت هاي متكي بر امريكا و رژيم هاي محافظه كار منطقه شديدا؛ احساس ناامني كردند و بسيج سيــاستهاي نظــامي- اقتصادي براي سرنگوني حكومت جديد كه همچنان بر طبل انقلاب مي كوبد را از سوي آنان سبب گرديد. از سوي ديگر ماهيت انقلاب به همراه خاطرات تاريخي اين كشور از همسايه شمالي خود و بالاخره سيـــاست نه شرقي و نه غربي انقلاب؛ فرصتي را براي نزديكي انقلاب با روسيه شوروي فراهم نمي كرد. روسيــــــه شوروي نيز با وجود تمامي منافعي كه سياست آمريكائي انقلاب براي اين كشور بوجود آورده بود دلائــــلي براي نگراني از ماهيت حكومت جديد در تهران داشت. دلائلي كه با گذشت روزگار شدت مي گرفت. موقعيت جمهوري اسلامي در آغاز جنگ : در هنگام شروع جنگ نظام جمهوري اسلامي در سطح جهاني از سوي افكــار عمــومي ساخته تبليغات جهاني؛ نظامي اخلالگر و مغاير با سياستهاي رسمي بين المللي معرفي شده بود. به عبــــارت ديگر استكبار جهـــاني زمينه را براي بسر عقل آوردن اين عصيانگر و ادب كردن اين حكومت هنجار شكن فراهم كرده بود.در زمينه رويدادهاي داخلي نيز؛ وقايع بگونه اي سير مي كرد كه در ذهن ناظران خــــارجي بيش از هر چيز تشتت و از هم پاشيدگي و ضعف و سستي را القا مي كـــرد و طماعان آنان را به طمع مي انداخت. در صحنه سياست داخلي؛ تشتت و چند گونگي آرا در حد نهايت خود جلوه مي كرد. سقــوط دولت مــوقت؛ اختلافات و جهت گيريهاي داخلي را پايان نداد بلكه آنها را در مسير تازه اي قرار داد.در مجموع گروهي از دولت مردان و سياست مداران پيرامون اولين رياست جمهوري گرد آمدند و گروهي ديگر حول روحانيت در صحنه؛بويژه دكتر بهشتي؛ دبير كل حزب جمهوري اسلامي كه سرانجام جان خود را بر سر اين راه گذاشت؛ جمع شدند.ساير فرقه ها و گروه هاي قابل ذكر و تمامي امكانات سياسي- رواني نيز به همين گونه دوباره جمع شده بودند و در چشم ناظران خارجي؛ و آگاهان داخلي؛همه چيز حاكي ا زيك اختلاف و تفرقه عظيم سياسي بود.مشكلات اقتصادي حكومت جديد هم با توجه به دو عامل؛يكي تلاطم و نابساماني هاي طبيعي يك انقلاب و دوم كمبود ارز؛ مشكلات ناشي از قطع فروش نفت به عنوان مهمترين منبع درآمد كشور و خروج سرمايه هاي كلان در زمان انقلاب از سوي وابستگان رژيم ساقط شده؛ كشور را در آستانه وضعي شبيه به ورشكستگي قرار داده بود. مشكل گروهها؛ بخشي ديگر از نا بساماني هاي انقلاب را رقم مي زد. اين گروهها در سه زمينه به تضعيف انقلاب اشتغال داشتند؛ يكي ترور يا بدنام كردن شخصيت هاي موثر انقلاب بود. زمينه دوم ايجاد آشوب و ناامني در مناطق دور از مركز و سرزمين هاي قومي و دامن زدن به مسائلي از قبيل خود مختاري بود.زمينه سوم فعاليت گروهها در تفرقه سياسي داخلي؛ دامن زدن به نابساماني ها و سرانجام آمادگي براي يك جنگ داخلي در جهت بدست گيري قدرت بود. سازمان مجاهدين (منافقين) مهم ترين و فعال ترين اين گروه ها بود. بخش اعظم تبليغات و تحركات خياباني به نفع « بني صدر» رئيس جمهوري ايران از سوي اينان صورت مي گرفت. عــراق تنها كشوري در منطقه بود كه مي توانست به بهره برداري شيطـــاني جواب مساعد دهد. موقعيت جغرافيائي اين سرزمين كه حائل ميان ايــران و ديگر اعــــراب است؛ جمعيت مناسب؛ ارتش قوي؛ اقتصاد نسبتا منسجم؛ عامل عربيت؛ داشتن يك رابطه دوستانه با روسيه شوروي؛ وجود يك فرد قدرتمند و فرصت طلب در رهبري آن و بالاخره تخاصمات تاريخي دو كشور ايران و عراق عواملي هستند كه عراق را قادر و تشويق به اين تجاوز مي نمود. كه پس از صلح مصر با اسرائيل در صدد بود تا مقام ممتاز مصر را در جهان عرب تصرف كند؛ بهترين فرصت را به زعم خود در يك جنگ عربي يافت. صعود تدريجي ولي مطمئن ده ساله صدام حسين ازعضوي همانند اعضاي ارشد حزب بعث به رهبري تام و تمام اين كشور و كودتاي خزنده صــــدام عليه حسن البــــكر كه نه همچون صدام افراطي بود و نه جاه طلب؛ شرايط را براي شروع جنگ فراهم كرده بود.اين جنگ نه تنها مي توانست عراق را به مقــــام شامخ رهبري اعراب نايل گرداند و بدنبال سقوط رژيم شاه؛ ژاندارم جديد منطقه گردد كه اصولا الحـــاق بخش وسيعي از خاك ايــران؛ عمدتا در منطقه نفت خيز جنوب؛ آن گونه كه از سوي رهبري اين كشور اعلام شد؛ « قادسيه» جديدي را رقم مي زد.از سوي ديگر نفوذ انقلاب به يكي از مساعدترين كشورهاي عربي را كه اكثريت جمعيت آن را شيــــعه تشكيل مي دهد؛ مرتفع مي ساخت. اقدامات خصمانه عراق عليه انقلاب اسلامي ايران؛ قبل از پيروزي انقــلاب آغاز شد. ايجاد محـــدوديت براي امام خميني كه به هجرت ايشان به پـــاريس انجاميد؛ سفر فرح به عــــراق در پاييز 1357 يعني پس از وقايع خونين 17 شهريور همان سال كه نوعي مبارزه طلبي انقلابيون ايران به حساب مي آمد. پس از پيروزي انقلاب نيز تحركات عـــــراق براي لطمه زدن به روابط دو كشور و آسيب رساندن به حاكميت انقلاب ادامه يافت.اخراج پنجاه هزار نفر اتبـــاع شيعه مذهب اين كشور و راندن آنها به مناطق مرزي ايران به جرم ايـــراني الاصل بودن علامتي آشكار از انـــديشه نژادي حاكم بغداد بشمار مي رود. افزودن بر اخراج اين عده كه ظاهــــراً مي توانستند در روز مبادا هواداران انقلاب اسلامي در آن كشور بوده باشند؛ سركوبي و قلع روحانيون و علماي اسلامي از جمله به شهادت رساندن سيد محمد باقر صدر براي پيشگيري از تحول وي به «خميني عراق » بخشي ديگر از عوامل خطرناك و مخالف مشي نژادپرستانه و تجاوز كارانه حـــزب بـــعث مي باشد. پناه دادن به فراريان انقـــلاب اســــلامي؛ بخصوص امراي ارشد شاهنشاهي و در اختيار قرار دادن امكانات براي تحريكات آنها؛ از ديگر اعمـــال خصمانه عليه حاكميت انقلاب بود. تشكيل ” جبهـــه آزاديبخش عربستـــان “ و تجهيز اعضا اين جبهه براي خرابكاري از جمله بمب گذاري در مراكــز تجمع مردم و منفجر ساختن لوله هاي نفت در همين ارتباط بود. تغيير نام خوزستان به عربستان؛ اهـواز به الاحواز؛ خرمشهر به محمره و ... آشكارا ادعاهاي ارضي رژيم بغداد را به اثبات مي رسانيد. انگيزه هاي عراق براي حمله به ايران : اگر بخواهيم به يك جمع بندي فشرده در مورد انگيزه هاي رژيم عـــــراق براي حمله به ايـران دست يازيم بايد گفت كه يك انگيزه و محـــرك قوي براي اين تجاوز همان مسئله اي كه تحت عنوان خلع ســــلاح داخلي و بين المللي است مي باشد. اهداف اين انگيزه عمدتاً به باجگيري منطقه اي و تصرف قسمتي از خاك ايران و نظائر آن محدود مي گردد. انگيزه و محرك دوم در حمله عراق به ايران؛ نقش انقلاب اسلامي و خطراتي كه از اين ناحيه متوجه حكومت عراق مي شد؛ مي باشد. اين انگيزه و خطر انقــــلاب براي حكام بعث مبارزه سرنوشت سازي را سبب گشت. كافي است به عنوان دليل به اين جمله طه ياسين رمضان مرد قدرتمند شماره 2 عراق استناد كرد. ” ما به اين نكته تاكيد مي كنيم كه جنــــــگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه رژيم حاكم بر ايران به طور كلي منهدم شود زيرا اختلافات اساسي بر سر چند صـــد كيلومتر مربع زمين يا نصف شط العرب كه سبب بروز جنگ شده بود نيست بنابراين جنگ ما با ايران بر خلاف آنچه بعضي از خائنين به ملت عرب ادعا مي كنند يك جنگ مرزي نيست كه بتوان آنرا به تعويق انداخت بلكه در حقيقت سرنوشت است.“ جنگ عراق عليه ايران نتيجه يك توطئه بين المللي و اتحاد طبيعي اهداف عراق با منافع غــــرب و ارتجـــــاع منطقه و از ديدگاهي ديگر حادثه اي طبيعي در روند يك انقلاب اسلامي و جهان شمول مي باشد.. با افزایش در آمد نفتی عراق و کم شدن از قدرت و نفوذ مصر پس از پیمان کمپ دیوید بین اعراب و همزمان با مرگ جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر حزب بعث عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر می پروراند به بهانه اعمال حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و از اتحادیه عرب خواست تا آنان نیز چنین کنند. درخواستی که از سوی اتحادیه عرب رد شد. عراق همچنین اعتراض رسمی ای به سازمان ملل نوشت که توسط این سازمان نادیده گرفته شد. عراقی ها که از همه جا سرخورده شدند، دست به اخراج ۷۰۰۰۰ ایرانی ساکن عراق زدند. با پیروزی انقلاب اسلامی باور عمومی در میان مقامات عراق این بود که ایران دچار ضعف شده و برای عراق فرصت مناسبی فراهم آورده تا توازن قبلی قوا در خلیج فارس را با یک حمله نظامی برهم زده و همزمان راه حل جدیدی برای مشکلات عراق با شیعیان جنوب و کردهای شمال این کشور جلوی پای آنان بگذارد. در طول سال های جنگ قدرت نظامی ایران از نظر تجهیزات کاهش و قدرت نظامی عراق افزایش یافت. نوع تجهیزات ایران پیش از جنگ ایران پس از جنگ عراق پیش از جنگ عراق پس از جنگ افراد نظامی ۳۹۰٬۰۰۰ نفر ۶۰۰٬۰۰۰ نفر ۴۴۳٬۰۰۰ نفر ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر تانک ۱۷۳۵ دستگاه ۱۰۰۰ دستگاه ۲۷۵۰ دستگاه ۴۰۰۰ دستگاه هواپیمای جنگی ۴۴۷ فروند ۵۰ فروند ۳۳۹ فروند ۶۰۰ فروند آغاز رسمی و گسترده جنگ و پیشروی عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ بود. نیروهای عراقی به گونه ای برنامه ریزی کرده بودند که نواحی بزرگی از غرب ایران را اشغال کنند. نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه یورش زمینی خود را آغاز کرد. سپاه اول از جبهه شمالی حدود ۲۵ کیلومتر در اطراف قصر شیرین پیشروی کرد و سپاه دوم از جبهه میانی و در اطراف مهران، هردو پس از برخورد به مناطق کوهستانی متوقف شدند. این حملات برای پشتیبانی از حمله اصلی در خوزستان انجام شد. صدام تصور می کرد که مورد استقبال مردم خوزستان که بخشی از آنان عرب یا عرب زبان بودند قرار خواهد گرفت. و ارتش عراق با یک حمله برق آسا و حمایت عربهای ساکن بخش جنوبی ایران شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان، اهواز، دزفول و سوسنگرد را به تصرف در آورد. اما ارتش عراق در خرمشهر با مقاومت مردم با انگیزه این شهر که با سلاح های ناچیز و سبک همچون تفنگ ام۱ گاراند، نارنجک و کوکتل مولوتوف مواجه شد و این مقاومت باعث شد تا جلوی پیشروی سریع ارتش عراق گرفته شود و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق موفق شد در اواخر آبان شهر آبادان را به طور کامل محاصره کند. عراقی ها که بر حمایت عرب های خوزستان از ارتش خود، دست کم در شمال خوزستان حساب کرده بودند، بازهم ناکام ماندند. حملات پیاپی عراق برای تصرف شهرهای سوسنگرد و اهواز عقیم ماند و ارتش عراق شانس غافلگیری را به خاطر مقاومت یک گروه کوچک مردمی از دست داد. نقشه اولیه صدام، برای پیروزی سریع و یک هفته ای یا حداکثر چند هفته بود بهم خورد و صدام و حتی بسیاری از تحلیلگران غربی هرگز پیش بینی شکست عراق در دستیابی به این اهداف و آغاز یک جنگ فرسایشی طولانی را نمی کردند. دانشنامه جنگ ایران و عراق 1. پیش از جنگ: زمينه سازي تهاجم (22/11/1357 ـ 30/6/1359) 2. سال اول جنگ: هجوم سراسري(30/6/1359ـ 30/6/1360) 3. سال دوم جنگ: آزادسازي مناطق اشغالي(30/6/1360ـ 30/6/1361) 4. سال سوم جنگ: تعقيب متجاوز(30/6/1361ـ 30/6/1362) 5. سال چهارم جنگ: تحول غير آشكار در جنگ(30/6/1362ـ 30/6/1363) 6. سال پنجم جنگ: آغاز اقدامات سياسي(30/6/1363ـ 30/6/1364) 7. سال ششم جنگ: تغيير توازن به سود ايران(30/6/1364ـ 30/6/1365) 8. سال هفتم جنگ: سال سرنوشت(30/6/1365ـ 30/6/1366) 9. سال هشتم جنگ: پايان جنگ(30/6/1366ـ 30/6/1367) 10. پس از جنگ: ارزیابی جنگ(30/6/1367ـ 18/9/1371) 12- عملیات های جنگ ایران و عراق 13- چه کسی جنگ را آغاز کرد؟ آغازگر جنگ، ایران یا عراق؟ 14-چه کسی جنگ را ادامه داد؟ ادامه دهنده جنگ، ایران یا عراق؟ 15چه کسی جنگ را پایان داد؟ خاتمه دهنده جنگ، ایران یا عراق؟ بخش اول: پیش از جنگ (22/11/1357 ـ 30/6/1359) زمينه سازي هجوم با پيروزي انقلاب اسلامي، اختلافات ايران و عراق شدت گرفت. بحراني كه در گذشته توسط دو ابرقدرت وقت مهار مي شد، به بحراني تبديل شد كه يك طرف آن كشور انقلابي ايران و طرف ديگر دو قطب جهاني قرار گرفته بودند. به عبارت ديگر، انگيزه آغازگران جنگ عليه ايران، تركيبي از دو انگيزه منطقه اي و جهاني بود. دنياي تقسيم شده به بلوك‏هاي شرق و غرب و منطق حاكم بر روابط و مناسبات نظام دوقطبي، هرگونه انقلابي با ماهيت ديني و اسلامي را خلاف منافع خود ارزيابي مي كرد. در نتيجه، اجازه تولد قطب مستقلي را - كه نطفه آن با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران بسته شده بود - نمي داد. از سوي ديگر، اسرائيل و كشورهاي مرتجع عرب به دليل عدم مشروعيت مردمي، از پيروزي انقلاب اسلامي احساس نگراني كرده و از تأثير آن در مسلمانان منطقه هراسان بودند. در اين ميان، رژيم عراق ضمن نگراني از تأثير انقلاب اسلامي در ميان مردم خود، فرصت را براي فشار به رژيم تازه تولد يافته انقلابي به منظور كسب امتياز مغتنم شمرد تا به اين وسيله ضمن برطرف كردن نقاط ضعف ژئوپلتيك كشورش (با تصرف ارتفاعات مرزي در غرب كشور به منظور امنيت بغداد و نيز با اشغال بخشي از سواحل شمالي ايران در خليج فارس)، با گرايش به بلوك غرب، بتواند حمايت اين بلوك را براي پر كردن خلأ ناشي از سقوط شاه به دست آورد و نقش ژاندارم منطقه خليج فارس را به عهده گيرد. بر همين اساس، از نخستين روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ضمن حمايت از گروه هاي ضدانقلاب خصوصا در استان هاي همجوار تحركات مرزي عراق آغاز شد. اين تحركات، اگرچه در سال 1358 ضعيف بود؛ ليكن با آغاز سال 1359 با بروز حوادث مهمي چون قطع رابطه آمريكا با ايران، حمله ناموفق آمريكا در طبس، روي كار آمدن صدام حسين در عراق، و نيز دستگيري و اعدام آيت الله محمدباقر صدر شدت يافت. البته تجاوزات مرزي عراق در شش ماهه اول سال 1359 روند يكساني نداشت، بلكه از زمان قطع رابطه امريكا با ايران تا آستانه كودتاي نوژه روبه شدت گذاشت؛ در تيرماه 59، با فرارسيدن زمان اجراي كودتا و در هماهنگي با كودتاچيان، از شدت اقدامات مرزي عراق كاسته شد اما پس از كشف كودتا مجدداً در مردادماه اين تحركات روند صعودي يافت. تجاوزات عراق در شهريور ماه فوق العاده تشديدشد و طي سه دهه اول،دوم و سوم شهريورماه روند تصاعدي به خود گرفت. بدين گونه كه در شهريور 1359 جنگ سرد عراق عليه ايران به جنگ گرم تبديل شد و در 16/6/1359 منطقه خان ليلي به تصرف ارتش عراق درآمد. چند روز بعد، منطقه ميمك و پس از آن، پاسگاه هاي رشيديه، چيلات، بيات و نيز ارتفاع گيسكه به اشغال ارتش عراق درآمد. به موازات عمليات منظم ارتش عراق در سرتاسر نقاط مرزي، دشمن به اقدامات ديگري از جمله توزيع سلاح بين عشاير خوزستان و عناصر ضدانقلاب در سراسر مرز دست زد. اين اقدام تا حدي گسترده بود كه در برخي شهرهاي مرزي، از جمله در مناطق كردنشين، خريد و فروش سلاح كاري عادي شده بود و بعضاً بازار گرمي داشت. همچنين، عمليات هاي نامنظم كه عموماً با حمايت عراق و گاهي به دست نيروهاي عراقي انجام مي شد، وضعيت استان هاي مرزي را ناآرام كرده بود و تلفات فراواني را از مردم و نيروهاي نظامي و انتظامي مي گرفت. مين گذاري در جاده ها، بمب گذاري در معابر عمومي و مراكز اقتصادي، كمين به ستون هاي نظامي و خودروهاي عمومي و شبيخون به مراكز مختلف، از جمله اين اقدامات بود. بخش دوم: سال اول جنگ: (31/6/1359 ـ 31/6/1360) هجوم سراسري جنگ رسمي و همه جانبه با تهاجم گسترده نيروي هوايي ارتش عراق در 31/6/1359 آغاز شد و سپس نيروي زميني ارتش عراق از شمال قصرشيرين تا خرمشهر تجاوز سراسري خود را آغاز كرد. استعداد ارتش عراق سازمان نيروي زميني: - سپاه يكم: شامل 2 لشكر 11 و 7 پياده؛ - سپاه دوم: شامل 5 لشكر 2 و 4 و 8 پياده و 6 و 12 زرهي؛ - سپاه سوم: شامل 5 لشكر 3، 9 و 10 زرهي و 1 و 5 مكانيزه؛ - تيپ هاي مستقل (15 تيپ): شامل، 10 تيپ پياده، 1 تيپ زرهي، 1 تيپ مكانيزه و 3 تيپ نيروي مخصوص. تجهيزات نيروي زميني؛ - 3530 تانك و نفربر، 900 قبضه توپ صحرايي. سازمان نيروي هوايي: - 9 پايگاه هوايي، 16 اسكادران، 300 فروند هواپيما، 80 فروند هلي كوپتر، 900 قبضه توپ ضدهوايي و چند تيپ موشكي زمين به هوا. سازمان نيروي دريايي: - 2 پايگاه دريايي بصره و ام القصر، 2 ناو تيپ دريايي و يگان هاي پياده ساحلي. نيروي انساني: - نيروي انساني ارتش عراق 232000 تن شامل 202000 پرسنل زميني، 25000 پرسنل هوايي و پدافند هوايي و 5000 پرسنل دريايي. آغاز هجوم تهاجم هوايي عراق هجوم سراسري خود را در ساعت 14 روز 31/6/1359 با حملات هوايي آغاز كرد و ظرف چند ساعت 19 نقطه مهم، از جمله فرودگاه هاي كشور را مورد هدف قرار داد. تهاجم زميني نيروي زميني ارتش عراق از سه جبهه به خاك ايران تهاجم كرد: جبهه جنوبي - دو لشكر 3 زرهي و 11 پياده به اضافه 2 تيپ نيروي مخصوص از محور شلمچه براي تصرف خرمشهر و آبادان. - لشكر 5 مكانيزه از محور كوشك با هدف هجوم به اهواز. - لشكر 9 زرهي از محور چزابه با هدف تصرف بستان و سوسنگرد و پيشروي به سمت اهواز. - لشكرهاي 1 مكانيزه و 10 زرهي به ترتيب از محور فكه و محور عين خوش به سمت شوش، دزفول و دهلران. جبهه مياني - لشكر 2 پياده كوهستاني براي تصرف مهران. - لشكر 12 زرهي براي تصرف سومار و نفت شهر. - لشكرهاي 4 و 8 پياده كوهستاني و لشكر 6 زرهي براي تصرف قصرشيرين، سرپل ذهاب و گيلان غرب. جبهه شمالي - لشكر 7 پياده براي تصرف نوسود و ارتفاعات مرزي مريوان. عراق توان قابل توجهي را براي تأمين اهدافش در خوزستان به كار گرفت. در روز اول جنگ 100% توان مكانيزه و 40% توان زرهي اش را در خوزستان به كار برد و پس از توقف در جبهه مياني، توان زرهي خود در جبهه جنوبي را به دو برابر افزايش داد و 80% از قدرت زرهي اش را در خوزستان متمركز كرد. ضمن آنكه يك لشكر پياده را براي كمك تيپ هاي نيروي مخصوص راهي جنوب كرد. حمله زمینی عراق 1359 مقاومت جنگ در حالي آغاز شد كه هنوز بيش از 19 ماه از آغاز انقلاب اسلامي نگذشته بود، نظام جمهوري اسلامي تثبيت نشده بود و در گوشه و كنار كشور حوادث مختلفي رخ مي داد. سپاه پاسداران و كميته انقلاب اسلامي به همراه نيروهاي مردمي مأموريت تأمين امنيت در داخل كشور را به عهده داشتند و ارتش همچنان تا انطباق با وضعيت جديد و انقلابي فاصله بسيار داشت. در همين حال بحران مناطق كردنشين تمام توان آزاد سپاه و نيز درصدي از توان موجود ارتش را درگير كرده بود. تحليل فرماندهان نظامي مبني بر عدم احتمال هجوم سراسري ارتش عراق، موجب بي توجهي به پدافند جبهه مياني و جبهه جنوبي شده بود. لذا هنگام هجوم سراسري عراق، نيروي خودي به طور كامل غافل گير شد. به عبارت ديگر، درك نيروهاي انقلابي از ماهيت دشمن و قريب الوقوع دانستن حمله سراسري عراق، تا زمان اشغال منطقه خان ليلي، هرگز مورد تأييد فرماندهان عالي نظامي كشور قرار نگرفت و از آن تاريخ به بعد نيز بسيج تجهيزات و يگان ها به كندي انجام شد. طوري كه اولين يگان هاي كمكي، 2گردان از لشكر 21 حمزه بود كه چند روز پس از آغاز جنگ به منطقه عملياتي رسيد و بقيه يگان ها نيز پس از آنكه پيشروي دشمن متوقف شده بود، وارد منطقه عملياتي شدند. به عبارت ديگر در بُعد استراتژي، به علت عدم تشخيص تلاش اصلي دشمن و در بُعد تاكتيك با تدبير "دادن زمين به منظور گرفتن زمان"، زمين هاي ارزشمندي از دست رفت. در هر دو جبهه جنوبي و مياني اوضاع به شدت نامناسب بود. نيروي اندكي در برابر 10 لشكر عراق آرايش داشتند. تنها چيزي كه مي توانست توازن را به نفع خودي برگرداند، استفاده از توان و روحيه انقلابي بود، يعني همان چيزي كه دشمن روي آن حسابي بازنكرده بود و از قضا فرماندهان عالي نظامي نيز به علت نوع انديشه خود، كارايي نيروي انقلابي را نشناخته و به آن ميدان نمي دادند. در عين حال اين نيرو به دليل ويژگي خود، در همان روزهاي اول جنگ متناسب با وضعيت جديد ظهور كرد و در گلوگاه ها در برابر ارتش عراق ايستاد و در نقاطي چون خسروي، باباهادي، فكه، گيلان غرب، شمال اهواز، سوسنگرد، آبادان و از همه مهمتر خرمشهر حماسه آفريد، و با مقاومت جانانه خود مسير جنگ را تغيير داد. به اين ترتيب ديري نپاييد كه با تشكيل هسته هاي مقاومت، متشكل از مردم و نيروهاي مسلح انقلابي اعم از سپاه و عناصري از ارتش، حركت ماشين جنگي عراق سد شد. ارتش دشمن براي تصرف سرزمين هاي گسترده اي چون غرب شوش و دزفول، شمال خرمشهر و جنوب اهواز، همچنين كوهستان هاي جبهه هاي مياني با مشكل چنداني مواجه نگرديد، اما در تصرف شهرها با مقاومت جدي مواجه شد و نتوانست اهداف خود را كامل كند. گيلان غرب در ششم مهر 1359 شاهد مقابله شيرمردان هوانيروز ارتش به فرماندهي شهيد شيرودي، در تكميل قيام مردم در برابر دشمن بود. رأس ستون دشمن را مردم و سپاه متلاشي كردند و عقبه آن را هوانيروز منهدم كرد و بدين ترتيب دشمن از شهر بيرون رانده شد. اهواز در آستانه سقوط قرار گرفته بود. دشمن در 8/7/1359 به چندكيلومتري اهواز رسيده بود كه با هشدار امام و شبيخون پاسداران اهواز به فرماندهي شهيد "غيوراصلي" قواي دشمن منهدم شد و اهواز از خطر سقوط نجات يافت. سوسنگرد در روز هفتم جنگ سقوط كرد. دشمن با استفاده از عدم حضور نيروهاي خودي، در ششم مهر 1359 وارد سوسنگرد شد و پس از اشغال، نگهداري آن را به عناصر خلق عرب واگذار كرد، اما 4 روز بعد شهر به دست پاسداران آزاد شد. در تاريخ 24 آبان 1359 ارتش عراق مجدداً سوسنگرد را از سه طرف محاصره كرد و از جنوب و غرب داخل شهر نفوذ كرد ليكن به دليل مقاومت عده اي از نيروهاي ارتش، سپاه و ژاندارمري، نتوانست شهر را اشغال كند. در عين حال دشمن 48 ساعت كوشيد تا محاصره شهر را كامل و آن را تصرف كند. مقاومت 48 ساعته مدافعان سوسنگرد با حمله اي كه نيروهاي خارج از شهر طرح ريزي و اجرا كردند، به نتيجه رسيد، محاصره شكسته شد و دشمن مجبور به عقب نشيني گرديد. در خرمشهر حماسه بزرگي آفريده شد. دشمن كه از شلمچه تا پل نو را ظرف 4 روز طي كرده بود، نتوانست از پل نو تا پل خرمشهر - آبادان را در كمتر از 31 روز طي كند و با تلفات فراوان به اين پل دست يافت. بدين ترتيب مقاومت 35روزه نيروهاي مردمي تا چهارم آبان 1359 در دروازه ها و كوچه هاي خرمشهر چندين يگان دشمن را منهدم كرد. در اين مدت مناطقي چون پاسگاه دوربند، پل نو، پليس راه، صد دستگاه، ساختمان هاي پيش ساخته، كوي طالقاني، كشتارگاه، ميدان راه آهن، گمرك و بندر، خيابان چهل متري و فرمانداري نقاط مقاومت شناخته مي شد و مسجدجامع شهر مركز فرماندهي و سمبل مقاومت بود. آبادان هيچ گاه به دست دشمن نيفتاد. دشمن تا آستانه شهر نفوذ كرده بود. چيزي نمانده بود كه محاصره كامل شود و شهر سقوط كند. ليكن حضور ناگهاني نيروهاي مسلح انقلابي، دشمن را در جنوب بهمن شير تارومار كرد و آنها را به شمال اين رودخانه راند تا محاصره 330 درجه اي آبادان به 270 درجه كاهش يابد. با انسجام، گسترش و قوت روزافزون مقاومت هاي مردمي و نيروهاي مسلح انقلابي كه با كندي حركت دشمن و بروز ضعف هاي ارتش عراق و تضعيف روحيه سربازان عراقي همزمان بود، نيروهاي مدافع جمهوري اسلامي به تدريج با كسب توانايي اجراي عمليات هاي ايذايي، شبيخون و محدود، توانستند دشمن را متوقف و آرامش او را سلب كنند. به اين ترتيب ارتش عراق قبل از دستيابي كامل به اهداف خود، مجبور به توقف شد و مقاومت نیروهای ایران كه روزبه روز از قدرت بيشتري برخوردار مي شد، پدافند ناقصي را به دشمن تحميل كرد. كسب اعتماد به نفس هجوم عراق به كشور انقلابي و اسلامي ايران با اين فرض طرح ريزي شده بود كه ارتش نظام جديد، فاقد توان لازم است. اگرچه اين فرض صحت داشت، ليكن دشمن بدون شناخت صحيح از انقلاب اسلامي، انرژي متراكم و استعداد عظيم آن را براي حل مشكلات و بحران هاي گوناگون از جمله وضعيت جنگي، باور نداشت. اين در حالي بود كه عناصر انقلابي نيز از توان نهفته خود تصوير روشني نداشتند. به همين جهت روزهاي اول جنگ با ابتكار دشمن و انفعال خودي آغاز شد. اما استعدادهاي نهفته در انقلاب به تدريج بروز كرد و نيروي مسلح جديدي را متولد ساخت كه نه تنها خلأ ناشي از فروپاشي ارتش شاهنشاهي را پوشش مي داد، بلكه عامل تعيين كننده اي در سرنوشت جنگ گرديد. اين استعداد شكل گيري سيستم نظامي منبعث از انقلاب - كه به مرور در سپاه پاسداران متجلي مي شد - هرچند كه از همان روزهاي اول جنگ بروز يافت، ليكن تا رسيدن به مرحله بلوغ كامل، زمان قابل توجهي بر آن گذشت. در ابتدا، سازمان نظامي جديد نه تنها براي دشمن ناشناخته بود و نيروهاي انقلابي نيز پيش بيني روشني از آينده آن نداشتند، بلكه برخي عوامل داخلي نيز به علت باورهاي غيرانقلابي و بعضاً ضدانقلابي، از تسريع در روند شكل گيري سازمان جديد جلوگيري مي كردند. در آغاز جنگ اشخاصي در رأس امور نظامي قرار داشتند كه اولاً فاقد بينش انقلابي بودند. ثانياً به دليل كوچك انگاشتن ارتش عراق، نابرابري مقدورات خود در برابر دشمن را باور نداشتند. ثالثاً شيوه هاي پدافندي طراحي شده در رژيم گذشته را براي مقابله با ارتش عراق كافي مي انگاشتند. آنها با همين بينش سه عمليات بزرگ را طرح ريزي كردند؛ ليكن هر سه عمليات به شكست انجاميد. متأسفانه اين شكست ها هيچ تأثير مثبتي بر بينش آنان نگذاشت. فرماندهي كل قوا (بني صدر) كه راه حل نظامي را مسدود شده مي ديد، به فعاليت هاي سياسي روي آورد. وي كه تنها عامل آغاز جنگ را، احساس خطر غرب از انقلاب اسلامي و رهبري امام خميني تصور مي كرد، در صدد برآمد رهبري امام را تضعيف كند و با كودتاي خزنده عليه خط امام، اوضاع را در داخل كشور به دست گيرد تا زمينه را براي سازش با غرب فراهم كرده و با زد و بندهاي پشت پرده، براي پايان دادن به جنگ راهي بيايد. به موازات بحراني شدن اوضاع داخلي ايران، مواضع سياسي عراق نيز تغيير مي كرد؛ به طوري كه شعار مذاكره براي پايان جنگ را كنار گذاشت و آشكارا خواستار تجزيه ايران شد. در حالي كه بني صدر با حادثه 14 اسفند حركت جديدي را آغاز كرده بود و مي رفت با دامن زدن به بحران داخلي، اوضاع را به نفع جناح خود سوق دهد، تلاش امام در خنثي كردن توطئه هاي او و ايجاد جو آرامش تأثير زيادي داشت. بني صدر و حاميانش گمان نمي كردند، ابتكار عمل در دست امام باشد. در اين موقعيت و در حالي كه چنين القا مي شد كه حذف بني صدر از فرماندهي كل قوا ميسر نيست و ارتش از بني صدر حمايت خواهد كرد، امام خميني بني صدر را از فرماندهي كل قوا عزل كرد و اين امر موقتاً به تيمسار (شهيد) فلاحي سپرده شد. ارتش نيز به رغم همه القائات سوء، پايبندي خود را به امام و نظام نشان داد. در عين حال، دشمن همچنان در فضاي ذهني خود سير مي كرد و به تحولات بعدي دل بسته بود. حوادثي كه بعد از رأي مجلس شوراي اسلامي به عدم كفايت بني صدر و بركناري وي از رياست جمهوري به وقوع پيوست، همچون حركت مسلحانه سازمان مجاهدین خلق در نخستين روز بركناري بني صدر در 30/3/1360، حادثه هفتم تير كه طي آن 72 نفر از مسئولان نظام و نمايندگان مجلس به شهادت رسيدند، ترورهاي پي درپي مسئولان و قشر وسيعي از مردم و انفجار مقر نخست وزيري كه به شهادت رئيس جمهور (رجايي) و نخست وزير (باهنر) در 8/6/1360 منجر گرديد، عراق را به تغيير و تحول احتمالي در ايران و پيروزي جناح متحد (بني صدر و سازمان مجاهدین خلق) اميدوار مي كرد. اين اميد كاذب مانع از آن شد كه عراق استحكام نظام اسلامي و قدرت رهبري امام در موقعيت هاي بحراني را درك كند، لذا به رغم موفقيت امام در كنترل بحران و جلوگيري از فرعي شدن مسئله جنگ و نيز تولد نيروي جديد كه همزمان با عزل بني صدر، بلوغ خود را در عمليات "فرمانده كل قوا" به نمايش گذاشته بود، دشمن همچنان غافل بود و زمينه هاي اساسي در جنگ را درك نمي كرد. از سوي ديگر، نيرويي كه از دل انقلاب برخاسته بود و در عين حال هنوز به خودباوري نظامي نرسيده بود به تدريج درمي يافت كه گره جنگ تنها به دست نيروهاي انقلابي باز مي شود. به همين منظور، در حالي كه در شهرهاي بزرگ روزهاي بحراني و سختي سپري مي شد، فرماندهان عملياتي سپاه همچون شهيد حسن باقري، براي پايه ريزي استراتژي جديد، با تفكر و موشكافي، تجارب به دست آمده در صحنه عمل را مرور مي كردند. عملیات های سال اول جنگ وضعیت سال اول جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، اشغال شهرعای مرزی عملیات های پل کرخه ، شمال آبادان ، نصر ، توکل -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی:صدور قطعنامه ۴۷۹ سازمان ملل، -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق سال دوم جنگ (31/6/1360 ـ 31/6/1361) بخش سوم: سال دوم جنگ (31/6/1360 ـ 31/6/1361) آزادسازي مناطق اشغالي نيروهاي مسلح انقلابي متشكل از نيرو هاي مردمي، سپاه و عناصر انقلابي ارتش كه با حضور در ميدان هاي درگيري و مقاومت و كسب پيروزي هاي متعدد همچون شكستن محاصره اهواز، آزادسازي سوسنگرد و بيرون راندن ارتش عراق از گيلان غرب و آبادان رشد كرده و انديشه نوين نظامي را در نبرد ارتفاعات بازي دراز، تپه هاي الله اكبر و جنوب دارخوين به اجرا درآورده بودند، چهار ماه پس از رفع مهم ترين مانع داخلي (عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا) به مرحله بلوغ رسيدند. طوري كه ظرف كمتر از يك سال،در چهار عمليات بزرگ ثامن الائمه، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس، 57% از سرزمين هايي كه در ماه هاي اول جنگ به اشغال دشمن درآمده بود، با قوه قهريه نيروهاي انقلابي آزاد شد. مضافاً اينكه رعب ناشي از قدرت نمايي نیروهای ایران، دشمن را وادار كرد تا بخش ديگري از مناطق اشغالي را تخليه كند. به اين ترتيب، در پايان چهار عمليات بزرگ از مجموع 13600 كيلومترمربع كه در آغاز سال دوم جنگ تحت اشغال دشمن باقي مانده بود، 8600 كيلومترمربع آزاد، 2500 كيلومترمربع تخليه گرديد و 2500 كيلومترمربع ديگر - كه عمدتاً شامل ارتفاعات و مناطق مهم مرزي و نيز شهرهاي مهران و نفت شهر بود - همچنان در اشغال دشمن باقي ماند. عملیات ثامن الائمه 1360 در اين دوره كه با عمليات ثامن الائمه(ع) شروع گرديد، تحول فوق العاده اي در جنگ ايجاد گرديد. استراتژي جديدي تبيين شد و امكان اقدام مشترك سپاه و ارتش ميسر گرديد. در استراتژي جديد براي هر يك از دو سازمان مذكور، جايگاه متناسب با كارايي، امكانات و توانشان تعريف شد و با موفقيت به اجرا درآمد. همچنين، گسترش سازمان رزم نيروهاي سپاه پاسداران و تكامل آنها از رده گردان تا رده لشكر در اين دوره ميسر شد. نيروهاي سپاه كه طي 19 ماه قبل از آغاز جنگ تنها جنگ نامنظم را تجربه كرده بودند، نيروهاي سبك بالي بودند كه تنها به ادوات سبك مجهز مي شدند. با شروع جنگ گردان هاي مستقل منظم تشكيل شد و سپس با گردان هاي ديگر تركيب شده و تيپ هاي مستقل را تشكيل دادند. بعد از چندي، با افزايش استعداد تيپ ها، لشكرها تشكيل شدند. عملیات طریق القدس 1360 در كنار گسترش سازمان، با غنايم به دست آمده از دشمن، رسته هاي توپخانه و زرهي ايجاد شد. در اين دوره سپاه يگان زرهي خود را با تنها تانكي كه در عمليات فرماندهي كل قوا به غنيمت گرفت، تأسيس كرد و اين يگان با تنها تانك خود در عمليات ثامن الائمه(ع) شركت كرد. اين روند به سرعت پيش رفت، تا اينكه در عمليات فتح المبين، تيپ هاي اصلي سپاه همچون تيپ8 نجف اشرف، تيپ14 امام حسين(ع) و تيپ 25 كربلا هر كدام يك گردان زرهي در اختيار داشتند. عملیات فتح المبین 1361 گسترش سازمان سپاه از زاويه ديگري نيز قابل توجه است. تمايل نيروهاي مردمي به حضور در جنگ ايجاب مي كرد تا سازمان مناسبي، جذب و به كارگيري آنان را عهده دار شود. مسلماً بافت فرهنگي اين سازمان بايد با نيروهاي مردمي متناسب باشد. لذا سپاه كه برخاسته از انقلاب و بطن مردم بود، مركز جذب نيروهاي مردمي شد. با روي آوردن مردم به سوي جبهه ها و سازمان دهي آنان توسط سپاه، سازمان رزم سپاه رو به گسترش گذاشت. با توسعه سازمان سپاه، امكان به كارگيري گسترده نيروهاي انقلاب فراهم شد و متناسب با گسترش سازمان، آهنگ رشد نيروهاي سپاه رو به فزوني نهاد و از عمليات ثامن الائمه(ع) تا عمليات بيت المقدس از 5 هزار به 60 هزار نفر صعود كرد. طوري كه در عمليات ثامن الائمه 16 گردان، در عمليات طريق القدس 23 گردان، در عمليات فتح المبين 100 گردان و در عمليات بيت المقدس 112 گردان پاسدار و بسيجي وارد صحنه درگيري شدند. عملیات بیت المفدس 1361 پيروزي نیروهای ایران در صحنه هاي نبرد، نه تنها در داخل نتايج مهم و بازتاب وسيعي داشت و نيز نه تنها جبهه عراق را به شدت متأثر كرد، بلكه در منطقه خاورميانه نيز تأثيرات مهمي بر جاي گذاشت. غرب كه همواره مي كوشيد اسرائيل را به عنوان قدرت بلامنازع خاورميانه معرفي نمايد، با پيروزي پياپي نیروهای ایران، در مورد ادامه امنيت اسرائيل نگران شد. به عبارت ديگر، كسب برتري در جنگ نه تنها توازن قدرت را به نفع خودي تغيير داد، بلكه قدرت اسرائيل را تضعيف كرد. لذا اسرائيل براي جبران، هجوم به لبنان را طراحي كرد و پس از فتح خرمشهر، آن كشور را مورد حمله زميني قرار داد تا با نمايش قدرت ارتش خود، بازتاب پيروزي نیروهای ایران را كمرنگ نمايد و يكي از نقاط انقلاب خيز خاورميانه را كه تصور مي رفت از ايران الگوپذير باشد، سركوب كند. در پي اين حادثه، بخشي از نيروهاي سپاه به فرماندهي احمد متوسليان به سـوريه اعزام شدند تا در صـورت نيـاز آمـاده مقابلـه با ارتــش اسرائيل شوند، ليكن با هدايت امام و تأكيد بر اين مسئله كه "راه قدس از كربلا مي گذرد"، تنبيه متجاوز همچنان در رأس مسائل قرار گرفت و به جز اندكي از پاسداران، بقيه براي اجراي عمليات رمضان به ايران بازگشتند. در عين حال حضور سپاه در آن منطقه سبب راه اندازي تشكيلات نظامي حزب الله لبنان شد كه نتايج آن بعداً آشكار گرديد. پشتيباني دشمن در داخل حركت مسلحانه سازمان مجاهدین خلق كه از سه ماهه آخر سال اول جنگ آغاز شده بود و شهادت و ترور بسياري از مسئولان و مردم عادي و بي دفاع را در پي داشت، در سال دوم جنگ با تحركات وسيع سازمان مجاهدین خلق در 5/7/1360 آغاز شد. هواپيماي فرماندهان عمليات ثامن الائمه(ع) ساقط شد و رئيس حزب جمهوري اسلامي خراسان - هاشمي نژاد - نيز به شهادت رسيد. سپس، چهار شخصيت بزرگ روحاني (مدني، دستغيب، صدوقي و اشرفي اصفهاني) شهيد شدند. در اين دوران، جو داخل كشور همچنان ناامن بود. سپاه پاسداران ضمن حضور موفق در صحنه هاي جنگ، ماموريت مقابله با منافقين و بازگرداندن امنيت به شهرها را نيز به عهده داشت. در اجراي اين مأموريت تشكيلات سازمان مجاهدین خلق شناسايي و تعداد زيادي از آنها دستگير شدند. در بهمن 1360 طي يك اقدام بسيار مهم، نيروهاي سپاه، مركزيت سازمان مجاهدین خلق - كه پس از فرار مسعود رجوي به فرانسه، به موسي خياباني (فرد دوم سازمان) و اشرف ربيعي (همسر رجوي) واگذار شده بود - را منهدم كردند. بعد از موسي خياباني، تقي زركش ماموريت تشكيلات داخل كشور سازمان مجاهدین خلق را به عهده گرفت. در فروردين 1361 نيز، در اقدامي مشابه، خانه تيمي مركزيت جديد شناسايي شد و طي عملياتي منهدم گرديد. بعد از اين حادثه، سازمان مجاهدین خلق كه از امنيت لازم برخوردار نبود، تشكيلات خود را به خارج از كشور منتقل كرد و تنها تيم هاي عملياتي خود را در كشور باقي گذاشت كه آنان نيز كاري از پيش نبردند و به مرور منهدم و يا متواري گشتند. مسئله مهم ديگري كه در سال دوم به وقوع پيوست حادثه آمل بود. يك گروه مائوئيستي موسوم به "اتحاديه كمونيست ها" به تصور آنكه پايگاه مردمي دارد، در بهمن 1360 در آمل، خود را "سربداران" خواند و با تعدادي كادر متوهم، يك درگيري مسلحانه در شهر آمل به راه انداخت. اين اقدام به وسيله سپاه و حمايت مردم به سرعت سركوب شد. وضعیت سال دوم جنگ روزشمار سال دوم جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، عملیات های ثامن الائمه ، طریق القدس ، فتح المبین ، بیت المقدس ، -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق،وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه ۵۱۴ سازمان ملل -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق سال سوم جنگ (31/6/1361 ـ 31/6/1362) تعقيب متجاوز هرچند تا پايان دوره آزادسازي 85% از مناطق تحت اشغال دشمن آزاد شده بود، ليكن نزديك به نيمي از مرز مشترك همچون ارتفاعات مهم مرزي قصرشيرين تا چزابه و نيز طلائيه، كوشك و شلمچه و دو شهر مهران و نفت شهر همچنان در اشغال دشمن قرار داشت ضمن اينكه قصرشيرين و سومار زير ديد و تير دشمن بود. به عبارت ديگر 2500 كيلومترمربع از سرزمين ايران در اشغال دشمن باقي مانده بود و هيچ تضميني براي عقب‏نشيني كامل عراق وجود نداشت. در اين حال محافل سياسي بين‏المللي در مورد اعاده حقوق جمهوري اسلامي هيچ واكنشي نشان نمي‏دادند. به اين ترتيب ادامه اشغال سرزمين‏هاي اسلامي، ارتش شكست خورده عراق را در موقعيت برتر نگه مي‏داشت، لذا چاره‏اي جز ادامه جنگ و تعقيب متجاوز نبود. در سال سوم جنگ به موازات تلاش براي آزادسازي شهرهاي سومار و مهران و برخي ارتفاعات مرزي، تعقيب متجاوز نيز در دستور كار قواي خودي قرار داشت. از نكات مهم سال سوم جنگ، تحول در سازمان رزم سپاه بود. منحني جذب نيروهاي مردمي، كه از عمليات ثامن الائمه(ع) تا عمليات بيت المقدس رشد فوق العاده اي را نشان مي داد، از عمليات بيت المقدس تا عمليات رمضان ثابت ماند. فرماندهان سپاه پاسداران كه علت اين وضعيت را محدوديت سازمان رزم خودي مي دانستند، درصدد گسترش آن برآمدند. بر همين اساس، بعد از عمليات رمضان، سازمان رزم سپاه تغييرات كلي يافت. در عمليات والفجر مقدماتي سازمان رزم جديد به طور كامل وارد صحنه نبرد شد، ليكن عدم موفقيت عمليات، سپاه را به اين نتيجه رساند كه رشد كمي سازمان سريع تر از رشد كيفي آن بوده است؛ لذا پس از عمليات مزبور سازمان رزم سپاه مجدداً اصلاح شد. عدم موفقيت در عمليات رمضان - كه با هدف تعقيب متجاوز در منطقه شلمچه به اجرا درآمد - اتحاد نظر مسئولان سياسي و فرماندهان نظامي كشور در زمينه ادامة جنگ بعد از عمليات بيت المقدس را به اختلاف نظر در اين باره، تبديل كرد. از آن پس سياست مداران تنها با انگيزه كسب يك پيروزي نظامي بزرگ به منظور كسب امتيازات سياسي، با ادامه جنگ موافق بودند؛ اما نظامي‏ها با هدف كسب پيروزي مطلق نظامي به ادامه جنگ مي‏انديشيدند. اين مسئله نوعي دوگانگي به وجود آورد. اين دوگانگي از سال سوم جنگ آثار مثبت و منفي خود را نشان داد. ميل به پايان جنگ با كسب يك پيروزي بزرگ، زمينه ساز آغاز تلاش ديپلماتيك در جنگ شد. اين حركت هرچند محدود بود، ولي در سال هاي بعد آثار خود را بر جاي گذاشت. اين ديدگاه سبب شده بود كه مدت جنگ كوتاه فرض شود؛ لذا از به كارگيري كل امكانات كشور براي جنگ صرف نظر مي شد و نبردها صرفاً با اتكا به مقدورات نظامي موجود و استفاده محدود از امكانات دولتي و حمايت هاي مردمي، پشتيباني مي گرديد. اين در حالي بود كه در اردوي دشمن نه تنها امكانات عراق به طور متمركز به جنگ اختصاص يافته بود، بلكه حمايت مالي كشورهاي مرتجع عرب نيز سبب تقويت روزافزون ارتش عراق شده بود. به عبارت ديگر، پس از عمليات بيت المقدس، عراق جنگ را به عنوان مسئله اصلي خود تلقي مي كرد حال آنكه در اردوي خودي به چشم موقت به آن نگريسته مي شد. مضافاً اينكه استراتژي بزرگ كشور، استراتژي نظامي نبود؛ بلكه صبغه ديپلماسي داشت و هدايت جنگ با هدف دستيابي به صلحي شرافتمندانه دنبال مي‏شد. عملیات رمضان 1361 وضعیت سال سوم جنگ روزشمار سال سوم جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، عملیات رمضان -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه ۵۲۲ سازمان ملل -وضعیت اقتصادی:وضعیت اقتصادی ایران و عراق سال چهارم جنگ (31/6/1362 ـ 31/6/1363) تحول غير آشكار در جنگ بعد از مسدود شدن راه پيشروي به سوي بصره در عمليات رمضان و نيز بي نتيجه بودن محور انتخاب شده به سمت العماره در عمليات والفجر مقدماتي، تلاش براي انتخاب زمين مناسب براي عمليات بعدي آغاز شد. حضور در منطقه عملياتي والفجر مقدماتي اين نتيجه را در پي داشت كه طراحان سپاه به اهميت منطقه هورالعظيم پي ببرند، لذا پس از اين عمليات، شناسايي ها در هور آغاز شد. اين اقدام كه ابتكار جديدي در جنگ محسوب مي شد، مي بايست در نهايت اختفا و پوشش انجام شود. همچنين به موازات شروع شناسايي منطقه، سپاه اولين گام خود را براي تشكيل سازمان رزم آبي - خاكي برداشت. اين اقدام با تشكيل قرارگاه نوح نبي(ع) شكل گرفت. رعايت مسائل حفاظتي ايجاب مي كرد كه قرارگاه مزبور نيز تحت پوشش عمل كند. به اين ترتيب فعاليت‏هاي شناسايي، ايجاد تحولات لازم در سازمان و نيز تهيه تجهيزات آبي - خاكي يك سال به طول انجاميد و در نهايت، عمليات "خيبر" آغاز شد. در اين عمليات اگرچه بيش از 40% از اهداف موردنظر تأمين نشد، ليكن اين نتيجه بسيار مهم را در پي داشت كه نيروهاي خودي قادرند از نقاط پيش‏بيني نشده، به عمق مواضع دشمن نفوذ كنند. اين مهم حاكي از آن بود كه هرگونه برنامه‏ريزي دشمن براي ناكام گذاردن ايران براي دست‏يابي به اهدافش در جنگ، نامطمئن خواهد بود. بر اين اساس، مي‏توان گفت كه سال چهارم جنگ، سال تزلزل اساسي در افكار طراحان نظامي دشمن است. از ديگر وقايع مهم اين سال، متلاشي شدن حزب توده ايران و انفجار مقر تفنگداران امريكايي در لبنان بود. دستگيري سران حزب توده ايران - كه مورد حمايت علني شوروي بودند - در وضعيتي كه ايران در جنگ به سر مي برد، حكايت از قدرت نظام اسلامي و پايبندي آن به سياست "نه شرقي، نه غربي" داشت. مضافاً اينكه با دستگيري فرمانده نيروي دريايي ارتش (ناخدا افضلي) و نيز فرمانده جبهه مياني نيروي زميني ارتش (سرهنگ عطاريان) - كه هر دو از عناصر حزب توده بوده و براي شوروي جاسوسي مي كردند - تلاش خصمانه ابرقدرت شرق عليه جمهوري اسلامي نيز بيشتر نمايان شد. همچنين، انفجار مقر تفنگداران امريكا، فرانسه و اسرائيل در لبنان به دست جنبش حزب الله لبنان كه به خروج نيروهاي مزبور از بيروت انجاميد، حكايت از قدرت انقلاب اسلامي در منطقه داشت.اقدام بزرگ حزب الله لبنان در بيرون راندن نظاميان فرانسوي، آمريكايي و اسرائيلي از بيروت، آثار شكننده عمليات خيبر بر عراق و حاميانش، اعزام بزرگ نيروهاي بسيج در طرح "لبيك يا خميني" و انهدام حزب توده در داخل كشور، پيروزي بزرگي بود كه واكنش دشمنان جمهوري اسلامي ايران را در پي داشت. سفر ريچارد مورفي، معاون وزارت امورخارجه امريكا به عراق و كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس، سكوت مجامع جهاني در مورد عمليات گسترده شيميايي ارتش عراق در عمليات خيبر، تشديد تحريم هاي اقتصادي و ممانعت از ارسال هرگونه تجهيزات نظامي به ايران، تجهيز عراق به هواپيماهاي سوپراتاندارد فرانسوي براي حمله به نفت كش هاي ايران و جلوگيري از صدور نفت، از جمله اقدامات دشمنان براي مقابله با ايران اسلامي بود. در عين حال، سفر نخست وزير تركيه (اوزال) به ايران و گشودن باب مذاكره سياسي، از اقداماتي بود كه براي ايجاد زمينه مناسب جهت برقراري ارتباط با تهران، در دستور كار غرب قرار داشت. جنگ نفت كش ها كه با كمك فرانسه در 1362 آغاز شد، هزينه هاي سنگين افزايش بيمه نفتكش ها و حق سورشارژ كشتي هاي تجاري در بنادر ايران و حملات هوايي عراق به كشتي‏ها و تأسيسات نفتي ايران، فشار اقتصادي سنگيني را بر ايران تحميل كرد. اقدام دريايي خودي در اين دوره، طرح ايجاد هدف هاي كاذب بود كه به اين طريق موشك هاي اگزوسه فرانسوي را منحرف سازد و نيز بمباران هوايي برخي كشتي هاي بيگانه بود تا عامل بازدارنده اي در برابر اقدامات عراق باشد. عملیات خیبر 1362 وضعیت سال چهارم جنگ روزشمار سال چهارم جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، عملیات خیبر وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه ۵۴۰ سازمان ملل -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق سال پنجم جنگ (31/6/1363 ـ 31/6/1364) آغاز اقدامات سياسي نتايج عمليات ها در سال هاي سوم و چهارم جنگ، اين احساس را القا مي كرد كه جنگ حالت فرسايشي به خود گرفته است؛ لذا استكبار غرب از يك سو براي فشار به ايران، به تقويت عراق اهتمام مي ورزيد؛ و از سوي ديگر براي بازگذاردن راه هاي بازگشت ايران به اردوگاه غرب، مي كوشيد به ايران نزديك شود. در اين راستا، اقداماتي از قبيل انتقال فن آوري پيشرفته نظامي و نحوه تهيه سلاح هاي كشتار جمعي به عراق، سكوت در برابر بمباران هاي شيميايي، و كمك به آن كشور براي حمله به كشتي هاي تجاري و نفتي و تأسيسات صنعتي ايران از يك سو، و نيز اقداماتي همچون سفر گنشر وزير خارجه آلمان به تهران به نمايندگي از 7 كشور صنعتي جهان در سال چهارم جنگ، مؤيد اين ادعاست. به موازات اقدامات بلوك غرب، ابرقدرت شرق نيز مي كوشيد از وضعيت جنگ سود جويد. شوروي ها از يك طرف با تقويت ارتش عراق به ويژه نيروي هوايي آن و ارسال هواپيماهاي ميگ 25 به عراق، نيروي هوايي عراق را قادر ساختند بالاتر از سقف بُرد پدافند هوايي ايران، پرواز كرده و به سادگي در آسمان تهران حضور يابد. در عين حال، آنها به ليبي اجازه دادند، موشك هاي دوربرد در اختيار ايران قرار دهد. به اين ترتيب، شوروي مي كوشيد ابتكار عمل در جنگ را به دست گيرد. پس از مخالفت ايران با خواسته روس ها مبني بر عدم حمايت از مجاهدين افغاني و عدم مصالحه ايران بر سر سرنوشت افغانستان، شوروي ها علاوه بر عدم مساعدت در جلوگيري از جنگ شهرها - كه عراق با شدت دنبال مي كرد - در يك حركت مشكوك، ليبي را وادار كردند تا كارشناسان نظامي خود را پس از خرابكاري در سيستم هدايت موشك هاي زمين به زمين اسكاد و موشك هاي زمين به هواي سام 2، از ايران خارج كند. با خرابكاري در موشك هاي اسكاد، عملاً قدرت مقابله به مثل ايران از بين مي رفت و نيروي خودي نمي توانست در قبال بمباران تهران، به بغداد حمله موشكي كند. مضافاً اينكه، با خرابكاري در موشك هاي ضدهوايي سام2، پدافند هوايي تهران تضعيف شد و متقابلاً، قدرت عمل ميگ هاي 25 عراق افزايش يافت. در اين ميان، ايران اسلامي نه تنها در برابر بمباران شيميايي و بمباران هاي كشتي ها كمر خم نكرد، بلكه در جنگ شهرها نيز مقاومت كرده و خلأ ناشي از عدم حضور كارشناسان ليبيايي را پر نمود و متخصصين جوان و متعهد سپاه در اوج ناباوري، موشك هاي مزبور را بازسازي و راه اندازي كردند. مقاومت مردم تهران در زير بمباران هاي هوايي و راهپيمايي بزرگ آنان در روز جهاني قدس - كه با وجود تهديد فرمانده نيروي هوايي عراق به بمباران و اعمال آن، با شكوه بي نظيري به اجرا درآمد - بي ثمر بودن فشار دشمن را به نمايش گذاشت و در نتيجه، حملات هوايي عراق متوقف گرديد. تأكيد رهبري نظام به مقاومت تا آخرين خانه، آخرين نفر و آخرين قطره خون" و تبعيت مردم از امام خود، حاكي از آن بود كه فشار دشمن موثر نيست و ايران تسليم نخواهد شد. حتي اقدامات اهرم هاي فشار در داخل كشور و مخالفت گروه هايي چون نهضت آزادي با ادامه جنگ نه تنها موثر واقع نشد، بلكه پس از روبه رو شدن با شعار "جنگ جنگ تا رفع فتنه" - كه امام مطرح فرمود - به شكست انجاميد. امام، از سويي مقاومت تا آخرين قطره خون را سرلوحه امور قرار داده بود. از سوي ديگر جنگ تا رفع فتنه در كل جهان را به عنوان استراتژي نظامي معرفي كرد. در عين حال، به فرماندهان دستور مي داد تا به دشمن فرصت و مجال بازسازي ندهند. در همين راستا، يگان موشكي سپاه اجازه يافت. براي اولين بار، چند فروند موشك خود را روانه عراق نمايد. آنان موشك هاي بازسازي شده را روانه كركوك و بغداد كردند. همچنين، حكم امام به سپاه مبني بر تشكيل سه نيرو كه در روزهاي پاياني سال پنجم جنگ صادر شد، نشان مي داد كه امام براي جنگ هاي به مراتب بزرگ تر و وسيع تر از جنگ ايران و عراق، نظام را آماده مي كند. تدابير و انديشه هاي امام، به آسودگي اجرا نمي شد. "جنگ تا آخرين نفر"؛ يا به عبارت ديگر، "نبرد عاشورايي" و نيز "جنگ تا رفع فتنه در جهان"، نه تنها عناصر و گروه هايي همچون نهضت آزادي، در تخريب آن تلاش مي كردند، بلكه بسياري از عناصر درون نظام نيز تمايلي به اين ديدگاه نداشتند و بيش از هر چيز به پايان آبرومندانه جنگ مي انديشيدند. لذا تدابير خود، امكانات كشور و افكار عمومي را در جهت انديشه امام سوق ندادند، بلكه كسب يك پيروزي نظامي و پايان سياسي جنگ، رفتار آنان را شكل مي داد. به همين جهت به رغم زمينه هاي آمادگي سپاه براي اجراي مأموريت هاي هوايي و دريايي، امكانات لازم براي گسترش سپاه فراهم نشد، بلكه قرارگاه ها و يگان هاي هوايي و دريايي سپاه كه از مدتي قبل بنا به ضرورت هاي عملياتي و خودجوش شكل گرفته بود، با تلاش سپاه وسعت يافت و نام نيرو بر آنها گذاشته شد. اين وضعيت ناشي از وجود دو نوع نگرش در مورد تهديدات عليه نظام بود. يك نگرش كه متعلق به امام بود و حتي بنا به ضرورت و اهميت جنگ، براي انتخاب رئيس دولت از فرمانده سپاه نظرخواهي مي شد تا امكان هماهنگي بيشتر دولت و جنگ به وجود آيد و نيز متناسب با تهديدها، تقويت روزافزون سازمان سپاه را لازم مي ديد. نگرش ديگر تهديد را كوتاه مدت و گذرا مي ديد و راه حل درازمدت را براي پايان جنگ لازم نمي دانست. در عين حال، امام دست آنان را كه به راه حل سياسي معتقد بودند، نبست و به عناصر درون نظام اجازه داد كه راه كار سياسي را به عنوان راه حل مورد نظر خود تعقيب كنند. در همين راستا بود كه سفرهاي مهم آقاي هاشمي رفسنجاني به سوريه و سپس به چين و ژاپن انجام شد. سفر به سوريه به آزادي گروگان هاي امريكايي هواپيماي TWA انجاميد و سفر به ژاپن نيز با سفر كيسينجر به اين كشور همزمان شد. همچنين قطع بمباران شهرها بار اول با سفر دبيركل سازمان ملل متحد به تهران و بار دوم با سفر وزير خارجه عربستان به تهران همزمان شد. به هر حال، اين اقدامات با سفر گنشر به تهران بي ارتباط نبود و چه بسا مقدمات حوادثي بود كه بعداً به ماجراي مك فارلين مشهور گشت. طي پنجمين سال جنگ دو عمليات بزرگ بدر و قادر و عمليات نيمه گسترده عاشورا و چندين عمليات محدود به اجرا درآمد. عملیات بدر 1363 وضعیت سال پنجم جنگ روزشمار سال پنجم جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، عملیات بدر -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه ۵۵۲ سازمان ملل -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق سال ششم جنگ (31/6/1364 ـ 31/6/1365) تغيير توازن به سود ايران حمايت سياسي و نظامي جهان از عراق روزبه روز افزايش مي يافت. كمك هاي اطلاعاتي امريكا به عراق، تسهيل در انتقال تكنولوژي پيشرفته تسليحاتي به اين كشور و نيز حمايت مالي و ارسال تجهيزات پيشرفته، ارتش عراق را به رغم آسيب هاي فراوان، تقويت كرده بود. در وضعيتي كه توان دشمن فقط از جنبة پياده نظام به 550 گردان پياده مي رسيد و توان سپاه براي آفند از 80 گردان تجاوز نمي كرد، اعتقاد برخي بر اين بود كه با توان موجود مي توان به يك عمليات پيروزمندانه دست يافت و جنگ را به پايان رساند. گروهي معتقد بودند كه ضرورت ادامه جنگ غيرقابل انكار است، گرچه با توان موجود ميسر نباشد. مبتني بر اين اعتقاد، امام خميني در آستانه ششمين سال جنگ، حكم تشكيل سه نيرو را به سپاه ابلاغ كرد. سپاه كه از سال 1362 به فعاليت دريايي پرداخته و قرارگاهي را به همين منظور تشكيل داده بود و مسئوليت فرماندهي يگان موشكي كشور را نيز بر عهده داشت، براي اجراي اين فرمان آماده بود؛ اما تحقق اين فرمان به زمان و امكانات و نيز پشتيباني و حمايت مسئولان كشور نياز داشت. سپاه براي اجراي عمليات موفق، حداقل به 300 گردان نياز داشت ولي كشور براي تجهيز اين تعداد گردان آماده نبود. لذا سپاه بر سر دوراهي اعلام عدم امكان ادامه جنگ و يا قبول ادامه جنگ با امكانات موجود، راه حل دوم را پذيرفت و به توان موجود بسنده كرد. تنها راه تقويت سپاه با اعزام بزرگ نيروهاي بسيج تحت عنوان سپاهيان محمد(ص) ميسر مي شد. به اين ترتيب، سپاه توانست 140 گردان وارد صحنه عمليات والفجر8 كند و طي 75 روز جنگ با ارتش عراق، منطقه آزاد شده را حفظ نمايد. اين اولين عمليات بزرگ سپاه بود كه بدون حضور ارتش به اجرا درآمد و پيروزمندانه نيز به پايان رسيد. سال ششم، سال ورود نسبي دولت در جنگ نيز مي باشد. تشكيل ستاد پشتيباني جنگ با مسئوليت معاون نخست وزير و به كارگيري برخي وزارت خانه ها و كارخانه هاي دولتي، نقش جديدي را در جنگ به دولت بخشيده بود. در عين حال اين اقدام مفيد، تمام نيازمندي هاي جبهه را برطرف نمي كرد. اصلي نبودن مسئله جنگ، تأثيرات ناشي از تحريم هاي بلندمدت اقتصادي، و نيز تعهد دولت به عادي نگه داشتن وضعيت زندگي مردم، مانع از نقش تعيين كننده دولت در جنگ بود. حضور دولت علي رغم مؤثر و مفيد بودنش، تحولي در جنگ ايجاد نكرد. به عبارت ديگر، به آن معنا كه دولت در عراق نقش داشت و به گونه اي كه در تمام جنگ هاي مهم روي داده است، هرگز تمام امكانات كشور وارد جنگ نشد و يا زمينه هاي لازم براي ورود دولت در جنگ به وجود نيامد. پيروزي بزرگ والفجر8 كه ارتباط عراق با خليج فارس را تقريباً قطع كرد و همسايگي ايران با كويت را در پي داشت و طي آن انهدام وسيعي در ارتش عراق صورت گرفت، به پايان جنگ منجر نشد؛ زيرا دنيا حاضر نبود ايران را پيروز ببيند. در نتيجه، به جاي پذيرش خواسته هاي منطقي ايران اسلامي، به تقويت عراق پرداخت. بعد از اين پيروزي بزرگ بود كه حمايت تسليحاتي غرب و شرق از عراق به طور سرسام آور افزايش يافت. استراتژي دفاع متحرك عراق ارتش عراق پس از هجوم سراسري نسبتاً ناموفق خود، به مدت پنج سال در لاك دفاعي فرو رفت. اگرچه در اين مدت، تلفات سنگيني بر تجهيزات و نيروي انساني ارتش عراق وارد آمد؛ ليكن پشتيباني همه جانبه ارتجاع عرب و ابرقدرت جهاني از طريق حمايت هاي سياسي، كمك هاي نقدي، سرازير كردن تجهيزات و امكانات و ارائه همفكري و مشاورت نظامي نه تنها اين ارتش رو به افول را سرپا نگه داشت، بلكه به تدريج بر قوت و قدرت آن افزود. علاوه بر آن، عوامل جديدي از جمله اعطاي مجوز استفاده از سلاح هاي شيميايي و نيز موشك هاي دوربرد و مورد هدف قرار دادن مراكز مسكوني و اقتصادي، از فروپاشي ارتش دشمن جلوگيري كرد. بر همين اساس، ارتش عراق كه در ابتداي جنگ 202 هزار نيرو داشت، تا پايان سال 1364 نزديك به 220 هزار كشته، زخمي و اسير داده بود و از 3530 تانك و نفربر تحت اختيار خود در آغاز جنگ، نيز تا اين زمان 5290 دستگاه منهدم و يا به غنيمت گرفته شده بود. با اين حال، درآغاز سال 1365 ارتش عراق حدود 5850 تانك و نفربر و 540 هزار نفر پرسنل در اختيار داشت. در اين وضعيت و در پي عمليات موفق والفجر8 و شكست تلاش هاي 75 روزه ارتش عراق براي عقب راندن قواي خودي از منطقه فاو و در نتيجه تغيير توازن سياسي - نظامي به نفع جمهوري اسلامي، ارتش عراق با به كارگيري شيوه اي جديد در جنگ كوشيد تا از لاك دفاعي خارج شده و حالت تهاجمي به خود بگيرد. اين اقدام مي توانست ضمن جبران بخشي از شكست هاي رژيم عراق، روحيه ارتش آن كشور را ترميم كند. بنابراين به سپاه هايش كه در سراسر مرز مستقر بودند، مأموريت داد تا در نقاط ضعيف و قابل رخنه خطوط پدافندي، در مناطقي كه از اهميت نسبي برخوردارند، به عمليات بپردازند. بر همين اساس، در هجوم نسبتاً موفق به مهران - كه نقطه اوج اين تحركات بود - عراق جرأت يافت اتخاذ استراتژي جديدي موسوم به دفاع متحرك را رسماً اعلام كند. پس از تهاجم عراق به مهران، هر دو جبهه خودي و دشمن، به فرصتي براي آمادگي مجدد نياز داشتند تا برنامه ريزي خويش را به طرف مقابل ديكته كنند. اجراي موفقيت آميز عمليات كربلاي1 با همت نیروهای ایران، پاياني بود بر استراتژي جديد دشمن و آغازي بود براي تغيير وضعيت و به دست گيري مجدد ابتكار عمل. به اين ترتيب، بار ديگر ارتش عراق در لاك دفاعي فرو رفت و در پشت خاكريزها و دژهاي خويش به انتظار تهاجمات غيرمنتظره نيروهاي اسلام نشست. در ششمين سال جنگ علاوه بر عمليات بزرگ والفجر 8، با تأكيد حضرت امام بر ندادن فرصت آرامش به دشمن، و با همت نیروهای ایران، عمليات هاي والفجر9 (منطقه عمومي سليمانيه)، كربلاي1 (مهران)، كربلاي2 (حاج عمران) و كربلاي3 (اسكله العميه) با موفقيت به اجرا درآمد. عملیات والفجر 8 1364 وضعیت سال ششم جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، عملیات والفجر 8 -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه ۵۸۲ سازمان ملل -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق سال هفتم جنگ (31/6/1365 ـ 31/6/1366) بخش هشتم: سال هفتم جنگ (31/6/1365 ـ 31/6/1366) سال سرنوشت اگرچه جنگ در سال هشتم پايان يافت؛ ولي سرنوشت آن، در سال هفتم تعيين گرديد. پس از فتح فاو و انهدام وسيع ارتش عراق و تغيير توازن به نفع ايران، طرحريزي براي اجراي يك عمليات بزرگ و يكسره كردن كار جنگ شروع شد. منطقه عملياتي ابوالخصيب انتخاب گرديد تا جزيره فاو به طور كامل تصرف شود، راه دريايي عراق از خور عبدالله مسدود گردد و بصره از جنوب به محاصره درآيد. در اين ميان، عواملي موجب تأخير در اجراي عمليات مي شد، از جمله اتكا سازمان رزم سپاه به نيروهاي مردمي، به طوري كه اجراي هرگونه عمليات قبل از حضور گسترده اين نيروها غيرعملي بود. همچنين، درخواست تجهيز حداقل پانصد گردان نيرو از دولت، عامل ديگري بود كه با توجه تحريم هاي اقتصادي عليه نظام جمهوري اسلامي و نيز اصلي نبودن مسئله جنگ در سرلوحه برنامه هاي مسئولان كشور، تحقق آن دور از دسترس بود. همچنين، به اين علت كه جنگ با اتكا به نيروي پياده در برابر دشمن مجهز به سلاح‏هاي پيشرفته و زرهي، در تابستان جنوب بسيار دشوار بود، اجراي عمليات به تعويق افتاد. ناگفته نماند سلسله عمليات دفاع متحرك عراق كه به اشغال برخي از مناطق آزادشده انجاميد، نيروي خودي را ناچار كرد قبل از عمليات سرنوشت ساز، مناطق اشغالي همچون مهران را بازپس گيرد. به هر حال، طراحي عمليات در منطقه ابوالخصيب - كه قبل از شروع عمليات والفجر 8 آغاز گرديده بود - به تاكتيك ويژه اي اتكا داشت كه در طرح ريزي عمليات محور اصلي محسوب مي شد. اين مهم لو رفت و به طور مرموزي دشمن از تاكتيك ويژه عمليات آگاهي يافت. لذا با آغاز عمليات، دشمن تنگه مهم عمليات را بست. در نتيجه، اين عمليات كه پيش بيني مي شد سرنوشت جنگ را تعيين كند و به همين منظور از قبل والفجر 10 نام گرفته بود، با عدم الفتح روبه رو شد و به كربلاي4 تغيير نام يافت. موفقيت دشمن در اين عمليات كه آن را "حصادالاكبر" (دروي بزرگ) ناميده بود و ارتش عراق را به بازپس گيري فاو اميدوار كرده بود، سبب گرديد دشمن نقاط ضعف خود در عمليات كربلاي4 را نشناسد. متقابلاً، نيروي خودي با شناسايي نقاط ضعف دشمن، تنها ظرف 13 روز عمليات بزرگ كربلاي5 را طراحي و آماده اجرا كرد. عمليات كربلاي5 كه با استفاده از ضعف دشمن در شرق بصره طراحي شد، موجب گرديد نيروي خودي با حمله از شمال به جنوب در منطقه پنج ضلعي و كانال ماهي، پهلوي دشمن را شكافته و آرايش او را به هم ريزد. اين عمليات كه با غافلگيري مطلق دشمن صورت گرفت، نتايجي در پي داشت كه سرنوشت جنگ را تعيين كرد. در اين عمليات كه 20 روز به طول انجاميد همچون عمليات فاو 50% ارتش عراق آسيب ديد؛ و بصره نيز در تهديد جدي قرار گرفت. البته در صورت تجهيز كافي سپاه به وسايل زرهي و هلي كوپتر، از اين عمليات قطعاً نتايج بهتري به دست مي آمد. پس از شكسته شدن خطوط نفوذناپذير دشمن توسط نيروهاي پياده، اگر جبهه خودي به يگان هاي زرهي مجهز بود، امكان ادامه پيشروي و تعقيب دشمن تسهيل مي شد. همچنين، هوانيروز مي توانست پيشروي نيروهاي خودي را پشتيباني كند. عملیات کربلای 4 1365 به هرحال، عمليات كربلاي5 اگرچه مي توانست نتايج بهتري داشته باشد، در عين حال دو نتيجه مهم را به دنبال داشت: اولاً بار ديگر به دنيا ثابت شد كه اگر حمايت خود را از عراق افزايش ندهند، عراق طرف بازنده جنگ خواهد بود. ثانياً به دنيا تفهيم كرد كه نمي توان خواسته هاي ايران اسلامي را به طور صددرصد ناديده گرفت، لذا از اسفند 1365 (دو ماه پس از عمليات كربلاي5) تلاش جهاني براي تهيه و تنظيم قطعنامه 598 آغاز شد و در پايان تيرماه 1366 به تصويب رسيد. همزمان تلاش آمريكا براي افزايش تحريم اقتصادي و تسليحاتي ايران نيز شدت گرفت. همچنين، در اواخر اين دوره قواي دريايي آمريكا و ساير كشورهاي بيگانه به خليج فارس وارد شدند تا ضمن مانور قدرت، پيروزي هاي پي در پي ايران در والفجر8 و كربلاي5 را كمرنگ كرده و از پيروزي مطلق ايران در جنگ جلوگيري كنند. اين اقدام دشمن كه نبردهاي خليج فارس را در پي داشت سبب تحقير نيروي دريايي امريكا و عزت نيروي دريايي سپاه شد. عملیات کربلای 5 1365 از ديگر موضوعات مهم سال هفتم جنگ، تغيير جبهه اصلي از جنوب به شمال، از فروردين 1367 بود. دو مؤلفه زير سپاه را به اين نتيجه رساند كه منطقه نبرد را از جنوب به شمال منتقل كند: 1- با توجه به اينكه هدف استراتژيك جنوب، شهر مهم بصره بود و هورالهويزه، شرق بصره و شبه جزيره فاو به عنوان محورهاي وصولي به اين شهر شناخته مي شدند؛ و نيروي خودي هر سه راه كار را مورد استفاده قرار داده بود و راه كار ديگري كه دشمن آنرا نشناسد، وجود نداشت؛ براي شناسايي راه كار جديد و يافتن ابتكاري نو به زمان نياز بود. براي همين، سپاه ترجيح داد جبهه جديدي را بگشايد تا از دشمن زمان گرفته و در خلال آسيب رساندن به سازمان دشمن به طرح جديدي برسد. 2- سلطه ضعيف ارتش عراق بر كردستان عراق و قدرت نيروهاي كرد معارض عراقي سبب شده بود مناطق وسيعي در شمال عراق تحت نفوذ كردها باشد و آزادشده تلقي شود. به علت اينكه شهر بزرگي چون كركوك كه از نظر استراتژيك بعد از بغداد و بصره، سومين شهر مهم عراق شناخته مي شود، در جبهه شمالي قرار دارد، هرگونه عمليات خودي در جبهه شمالي كه سبب نزديكي قواي ايران به كركوك مي شد، مسلماً نتايج بزرگي را مي توانست به دنبال داشته باشد؛ خصوصاً اينكه كردهاي عراقي تمايل خود را به نزديكي به ايران نشان داده بودند و در عمليات فتح1 كه قبل از عمليات كربلاي4 به اجرا درآمد، همكاري مؤثر خود را به اثبات رسانده بودند. به اين ترتيب، در هفتمين سال جنگ نيروهاي خودي (سپاه) در دو جبهه زميني (جنوبي و شمالي) و جبهه دريايي (خليج فارس) با عراق و امريكا نبرد كردند. ماجراي مك فارلين كه در آبان 1365 به دستور امام و توسط آقاي هاشمي رفسنجاني افشا شد، فشار سنگيني را بر امريكا تحميل كرد. در پي اين افشاگري، موقعيت امريكا در منطقه خليج فارس به شدت متزلزل شد. عراق نيز كه در عمليات والفجر8 غافلگير شده بود، اين غفلت را ناشي از اطلاعات انحرافي امريكا اعلام كرد. از سوي ديگر شوروي كه از برقراري ارتباط پنهاني امريكا با تهران بسيار نگران بود، از دو جهت درصدد بهره برداري برآمد. از يك طرف با نزديك شدن به عراق كوشيد اثبات كند كه شوروي هم پيمان مطمئن تري است و از طرف ديگر با بمباران ايران (توسط نيروي هوايي عراق) به مسئولان جمهوري اسلامي تفهميم كند كه براي اين گونه روابط غرامت سنگيني بايد پرداخت. در اين وضعيت، نظام اسلامي ايران كه بر سر سياست "نه شرقي، نه غربي" ايستاده بود و نمي خواست سرنوشت جنگ را بيگانگان تعيين نمايند، مي كوشيد با مقاومت خود، روح اعتماد به نفس را به مسلمين و مستضعفين جهان القا كند؛ لذا از فشار شوروي واهمه نداشت. در اين ميان، دولت امريكا كه منافع خود را در خطر مي ديد و امكان هرگونه عكس العملي را از دست داده بود، از رقيب خود يعني شوروي تشكر كرد. امريكايي ها با اين تشكر كوشيدند ضمن عذرخواهي تلويحي از عراق، خشنودي خود را از بمباران شهرهاي ايران اعلام كنند تا به اين ترتيب، پاسخي به افشاي ماجراي مك فارلين داده باشند. بدين ترتيب پايتخت ايران و شهرهاي بزرگ كشور، دومين جنگ شهرها را تحمل كرد و در پائيز 1365 زير بمباران دشمن مقاومت نمود. وضعیت سال هفتم جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، عملیات های کربلای 4 ، کربلای 5 ، کربلای 10 -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه ۵۸۸ سازمان ملل، صدور قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق سال هشتم جنگ (31/6/1366 ـ 31/6/1367) پايان جنگ هشتمين سال جنگ در حالي آغاز شد كه برتري در صحنه درگيري خليج فارس با سپاه پاسداران بود و نيروي دريايي امريكا براي رفع بحران تلاش مي كرد. در عين حال، درگيري ها در خليج فارس دو ماه ديگر ادامه يافت و از آن به بعد صحنه نبرد به جبهه زميني (در منطقه شمال) انتقال يافت و در ظرف چهار ماه، چهار عمليات قابل توجه در جبهه ماووت و حلبچه به وقوع پيوست. در خلال اين حوادث، گفت وگو بر سر چگونگي اجراي قطعنامه 598 نيز ادامه داشت.قطعنامه 598 به گونه اي تصويب شده بود كه اگرچه تا حدودي حقوق ايران اسلامي را تأمين مي كرد؛ اما در عين حال تقدم و تأخر بندهاي آن امكان محكوم نشدن عراق را ميسر مي ساخت. لذا جمهوري اسلامي ايران پذيرش قطعنامه را منوط به اصلاح تقدم و تأخر بندها كرده بود، اما عراق با برخورداري از حمايت قدرت هاي بين المللي با اصلاح قطعنامه مخالفت مي كرد. در زمستان 1366 سومين جنگ شهرها عليه ايران آغاز شد و براي اولين بار موشك هاي عراقي كه بُرد آنها به كمك تكنسين هاي خارجي افزايش يافته بود، به تهران اصابت كرد. دور جديد جنگ شهرها كه با بمباران شيميايي حلبچه همراه بود، احتمال ايجاد فاجعه اي بزرگ عليه ايران اسلامي را گوشزد مي كرد. بمباران شيميايي و كشتار 5000 كرد عراقي كه در همان روزها توسط نيروي هوايي ارتش عراق صورت گرفت، خود نيز تهديدي عليه ايران به حساب مي آمد. در همين ايام بود كه امام ملت ايران را مورد خطاب قرار داده و فرمودند: "درنگ امروز اسارت ذلت باري را در پي خواهد داشت." كمتر از 20 روز بعد از هشدار امام، در حالي كه سپاه درگير جبهه شمالي بود، همزمان با تحركات يگان هاي دريايي امريكا در خليج فارس، عراق با تواني عظيم و آتش تهيه شيميايي به فاو حمله كرد؛ حمله اي كه وضعيت جنگ را تغيير داد. به اين ترتيب دشمن كه تا آن روز در لاك پدافندي فرورفته بود، به دليل برتري كمي، ابتكار عمل را در دست گرفت. به عبارت ديگر، در حالي كه عراق قواي زرهي اش هشت برابر، نيروي هوايي اش شش برابر و نيروي پياده اش چهار برابر قواي ايران بود، چهره هجومي به خود گرفت. اين در حالي بود كه قواي خودي در سراسر جبهه ها در خطوط پدافندي تقسيم شده بودند. به گونه اي كه سپاه پاسداران در فاو، شلمچه، جزاير مجنون، حلبچه و ماووت خط پدافندي داشت. لذا اولاً توان نابرابر خودي در مناطق مختلف عمليات توزيع و تجزيه شده بود و امكانات متمركزي در دست نبود، ثانياً نيروي آزاد و يگان هاي احتياط براي مقابله وجود نداشت. علاوه بر اين، هرگونه جابه جايي يگان و تجهيزات با توجه به ترابري ضعيف خودي و مشكلات ناشي از تحريم شديد اقتصادي، به كندي صورت مي گرفت. به همين جهت نيروي خودي به زمان نياز داشت تا با توجه به تغييرات به عمل آمده در صحنه جنگ، برنامه هاي لازم را طراحي كند. اما دشمن كه از انبوه امكانات برخوردار بود و كمترين مشكلي براي جابه جايي نيروي خود نداشت، مجال برنامه ريزي نداد. در اين ميان، امريكا - كه بعد از افشاي ماجراي مك فارلين منفعل شده بود - نيز به كمك عراق ابتكار عمل را در صحنه بين المللي به دست آورد. ليكن به تشديد اقدامات عراق پس از سقوط فاو تمايل نداشت، بلكه مايل بود براي بازگرداندن مجدد ايران به سوي غرب، فرصت ديگري به ايران دهد. در مقابل، عراق با اتكا به شوروي - كه احساس مي كرد بار ديگر در صحنه جنگ ايران و عراق از امريكا عقب افتاده است - تهاجمات خود را ادامه داد. اين حوادث تا پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي، با نوعي احتياط توأم بود. يعني عراق كه مي كوشيد خود را طرف مظلوم صحنه نشان دهد و در اين راستا از كمك تمامي رسانه هاي خبري جهان برخوردار بود، تا قبل از اينكه ايران قطعنامه را بپذيرد، وانمود مي كرد چشم داشتي به خاك ايران ندارد. اما با پذيرش قطعنامه توسط ايران و تغيير صحنه سياسي و تبليغاتي در داخل و خارج كشور به نفع ايران، علاوه بر شدت يافتن حملات عراق، عناصر سازمان مجاهدین خلق نيز با هدف اشغال كرمانشاه و سپس پيشروي به سوي تهران، راهي ايران شدند، غافل از آنكه روح مسيحايي امام با پذيرش قطعنامه تحولي در اردوي خودي ايجاد كرده بود كه بار ديگر ابتكار عمل را به اردوي ايران بازگردانيد و تلاش دشمن را بي اثر گذاشت و اگر نبود قوه قهريه ملت ايران، قطعاً عراق آتش بس را نمي پذيرفت. عملیات والفجر 10 1366 حمله عراق در پايان جنگ پس از عمليات والفجر10 (در حلبچه)، جنگ وارد مرحله جديدي شد و علي رغم مدت كوتاه آن، نتايج تعيين كننده اي به بار آورد. در اين مرحله، عراق كه به نحو بي سابقه اي تقويت شده بود، موفق شد با استفاده از توان نظامي و به كار گيري تجارب گذشته، ابتكار عمل را به دست آورد و صحنه نبرد را به نفع خود تغيير دهد، اما اين وضعيت تنها تا رسيدن عراق به مرز ادامه يافت. در آغاز سال 1367، در حالي كه يگان هاي اصلي جمهوري اسلامي در جبهه هاي شمالي به سر مي بردند، ارتش عراق با مقدماتي كه تهيه كرده بود از فرصت استفاده كرد و حملات گسترده اي را در جبهه جنوب آغاز كرد. اين حملات كه با حمايت امريكا از عراق در فروردين 1367 شروع شد و در تيرماه همين سال شليك موشك ناو امريكايي به هواپيماي مسافربري ايران را در پي داشت(در اين حادثه 290 مسافر ايراني كه تمامي غير نظامي بودند به شهادت رسيدند.) وضعيت جديدي را پيش آورد كه به دنبال آن جمهوري اسلامي قطع نامه 598 را به رغم عدم تأمين پيش شرط هاي خود، پذيرفت. شكست عراق در عبور مجدد از مرز با پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران - در تاريخ 27/4/1367 - دشمن كه اين اقدام را حاكي از انفعال قواي ايران تصور مي كرد، با هدف تصرف بخش هايي از استان خوزستان و باختران مجدداً به خاك ايران حمله ور شد تا با اشغال تعدادي از نقاط حساس، از موضعي برتر ايران را به پشت ميز مذاكره بكشاند. در تاريخ 31/4/1367 هجوم گسترده دشمن به استعداد 13 لشكر در منطقه شمال خرمشهر و جنوب اهواز شروع شد. توان به كار گرفته شده حكايت از آن داشت كه دشمن به تصور تضعيف پايگاه مردمي نظام و قواي مسلح جمهوري اسلامي و نيز به قصد برنده شدن در جنگ تصميم دارد به هر صورت شده مناطق مهمي را تصرف كند. استعداد دشمن در اين هجوم، تمام توان سپاه پاسداران را به مقابله طلبيد و سپاه كه مأموريت پدافند از هور تا آبادان را بر عهده داشت با قواي مهاجم درگير شد. در اين حمله، دشمن به بخشي از جاده اهواز - خرمشهر دست يافت و خرمشهر را به طور جدي مورد تهديد قرار داد. در پي اين تهديد، امام خميني طي پيامي به فرمانده كل سپاه، ضمن تأكيد بر ضرورت حفظ خرمشهر، نكته اي به اين مضمون گوشزد فرمودند كه «اينجا نقطه شكست و پيروزي اسلام يا كفر است. بايد متر به متر بجنگيد. اينجا نقطه ايست كه حيات و عدم حيات در همين جاست.» حمله پایانی عراق 1367 بر همين اساس، نيروهاي سپاه با هجوم وسيعي عليه دشمن، او را تا مرز عقب راندند. دشمن از پاي ننشست و دوبار ديگر به قصد تصرف منطقه جنوب تا جاده اهواز - خرمشهر پيشروي كرد؛ اما هر بار با رشادت نیروهای ایران، عقب رانده شد. به اين ترتيب، دشمن از تصرف خوزستان نااميد شد. طي اين مدت و در طول درگيري، دشمن در جبهه غرب و محور قصرشيرين دست به هيچ اقدامي نزد، ضمن آنكه در دوران حملات خود، قبل از پذيرش قطعنامه توسط ايران، هرگز خودي را نسبت به آن منطقه حساس نكرد و بدين گونه مانع هوشياري و عكس العمل احتمالي خودي شد تا سازمان مجاهدین خلق براي آغاز اقدام خود، با موانع جدي روبه رو نباشند. سرانجام در حالي كه آخرين تانك هاي دشمن از منطقه جنوب به طرف مرز رانده مي شد، تهاجم مشترك عراق و سازمان مجاهدین خلق به سوي كرمانشاه آغاز شد. حضور متمركز سپاه در جنوب، اين فرصت را به آنها داد كه به اسلام آباد رسيده و كرمانشاه را تهديد كنند. دشمن در اين جبهه پس از عبور از خطوط ارتش، با استفاده از جاده قصرشيرين - كرمانشاه، سوار بر خودرو و زرهي چرخدار، بدون آنكه مدافعي در برابر خود داشته باشد، سرپل ذهاب و كرند را پشت سر گذاشت و در اسلام آباد پس از به خاك و خون كشيدن جمعي مردم بي گناه، راهي كرمانشاه شد. اما در تنگه چهارزبر اولين گروه پاسداران (از لشكر جديدالتأسيس ولي امر(عج)) راه را بر دشمن مسدود كردند، تا يگان هاي ديگر سپاه به تدريج وارد منطقه شوند. لذا هرچند عدم حضور سپاه و مردم در منطقه سبب شده بود كه سازمان مجاهدین خلق به راحتي 70 تا 80 كيلومتر پيشروي كنند ولي پس از ورود مردم و سپاه به صحنه و هجوم از دو منطقه اسلام آباد و چهار زبر به سازمان مجاهدین خلق، قواي آنان درهم شكست و انهدام وسيعي از آنان صورت گرفت. اين تهاجم، كه به نبردي 3 روزه منجر شد، نهايتاً در تاريخ 6/5/67 با سركوب كامل نيروهاي سازمان مجاهدین خلق به پايان رسيد.به اين ترتيب، با عكس العمل نیروهای ایران كه به دفع تجاوز دشمن به خوزستان و كرمانشاه و انهدام سازمان مجاهدین خلق انجاميد، ارتش عراق در تاريخ 10/5/67 به نوار مرزي بازگشت. عملیات مرصاد 1367 در واقع، بار ديگر حضور گسترده مردم و سرازير شدن نيروهاي اسلام به جبهه هاي جنوب و غرب، به اقدامات دشمن كه مي كوشيد با تداوم عمليات به امتيازهاي متعددي دست يابد، و به بهانه جويي هاي او در مورد برقراري آتش بس پايان داد و نهايتاً در روز 29/5/1367 آتش بس رسمي به وسيله دبيركل سازمان ملل اعلام شد. سپس با حضور نيروهاي ناظر سازمان ملل (يونيماگ) در مرز مشترك ايران و عراق، آتش بس رسمي بين دو كشور برقرار گرديد. علي رغم ضرباتي كه عراق متحمل شده بود، پس از عقب نشيني از خاك ايران، همچنان مناطقي از مرز را كه وسعت آن به 2500 كيلومترمربع مي رسيد تا آستانه تجاوز به كويت، در اختيار داشت. طي اين مدت نه تنها سازمان ملل براي عقب راندن عراق از مناطق ايراني تحت اشغال ارتش عراق اقدامي نمي كرد و سكوت كرده بود بلكه تا قبل از حمله عراق به كويت حاضر نشد تجاوز عراق به ايران را تأييد كند. اما با حمله عراق به كويت در مرداد 1369 ، از آنجا كه آن رژيم نمي خواست همزمان در دو جبهه درگير باشد، از مناطق اشغالي ايران خارج شد، اسيران ايراني را آزاد كرد و پاي بندي خود به قرارداد 1975 را اعلام نمود. وضعیت سال هشتم جنگ روزشمار سال هشتم جنگ-وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، عملیات های والفجر 10 ، مرصاد -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه های 612 ، 616 ، 619 ، 620 -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق پس از جنگ: ارزیابی جنگ(31/6/1367ـ 18/9/1371) ارزيابي جنگ نظر به اينكه رژيم عراق به عنوان آغازگر جنگ و با هدف هاي مشخص، از جمله: "سرنگوني نظام اسلامي ـ انقلابي، حاكم بر ايران، تصرف و تجزيه خوزستان و لغو قرارداد 1975 الجزاير" به ايران تجاوز كرد، لذا آخرين موقعيت نيروهاي عراقي پس از هشت سال جنگ مي تواند يكي از برجسته ترين شاخص ها براي ارزيابي پيروزي يا شكست رژيم عراق در جنگ باشد. بر پاية اين ملاحظات، نه تنها عراق نتوانست اهداف خود را تأمين كند، بلكه اگر پشتيباني هاي همه جانبه بين المللي و منطقه اي نبود، رژيم عراق نمي توانست به حيات سياسي، نظامي و اقتصادي خود ادامه دهد و هم اكنون در وضعيتي است كه شاهديم. علاوه بر آن، كمك هاي مالي بي حساب عربستان و كويت به عراق - كه به مرز 80 ميليارد دلار رسيد - و نيز ارسال تجهيزات و تسليحات پيشرفته و كشتار جمعي از غرب و شرق به عراق، پس از جنگ گريبان گير حاميان رژيم عراق شد. پس از پايان جنگ، عراق كه با اين كمك ها به قدرت نظامي برتر خاورميانه تبديل شده بود، تهديد بالقوه اي براي اسرائيل و كويت و عربستان محسوب مي شد كه با گذشت مدت كوتاهي به خطر بالفعل تبديل شد و به كويت حمله كرد. رشد ارتش عراق به آن حد رسيده بود كه اكنون هم كه سالهاست كه از جنگ مي گذرد واگذاركنندگان تجهيزات به عراق در پي چگونگي انهدام آن ها هستند. در مقابل، اگرچه با تمهيدات ابرقدرت ها و حاميان رژيم عراق، جمهوري اسلامي نتوانست به پيروزي نظامي قطعي دست يابد ولي در نيل به اصلي ترين اهداف خود در اين نبرد كه حفظ استقلال، تماميت ارضي و استحكام پايه هاي انقلاب اسلامي بود، موفق شد و در اين راه تنها با حمايت و پشتيباني هاي مردمي، دفاعي 8 ساله را اداره و نظام سياسي خود را با شاخص هاي انقلابي - ديني تثبيت كرد و در تاريخ ملي ايران به دستاورد بي سابقه اي نائل شد كه بازگرداندن امنيت به مرزهاي كشور در برابر تجاوزي سنگين و طولاني بود، چيزي كه در تاريخ 200 ساله اخير ايران سابقه نداشت. بي جهت نيست كه راهبر و معشوق همة رزمندگان، امام خميني (ره) مي فرمايد: "ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم … ما در جنگ به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم. ما در جنگ ابهت دوابرقدرت شرق و غرب را شكستيم …". پس از جنگ 1368 وضعیت پس از جنگ -وضعیت نظامی: وضعیت نظامی ایران، وضعیت نظامی عراق، -وضعیت سیاسی: وضعیت سیاسی ایران، وضعیت سیاسی عراق، وضعیت منطقه اي بین المللی، سیاست خارجی ایران، -وضعیت حقوقی: صدور قطعنامه 631 ، 642 ، 651 ، 671 ، 676 ، 685 سازمان ملل -وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی ایران و عراق عملیات های جنگ ایران و عراق عملیات های ایران در طول جنگ هشت ساله از نظر گستردگي نظامي عمليات هاي انجام شده را مي توان به پنج دسته ي گسترده ، متوسط ، محدود ، نامنظم و ايذايي تقسيم بندي كرد. عملیات گسترده 1- عملیات دزفول 23/7/59 2- عملیات نصر 15/10/59 3- عملیات توكل 20/10/59 4- عملیات ثامن الائمه 5/7/60 5- عملیات طريق القدس 8/9/60 6- عملیات فتح المبين 2/1/61 7- عملیات بيت المقدس 10/2/61 8- عملیات رمضان 23/4/61 9- عملیات والفجر مقدماتي 17/11/61 10-عملیات والفجر 1 21/1/62 11-عملیات والفجر4 28/7/62 12-عملیات خيبر 3/12/62 13-عملیات بدر 20/12/63 14-عملیات قادر 23/4/64 15-عملیات والفجر8 20/11/64 16-عملیات كربلاي1 9/4/65 17-عملیات كربلاي 4 3/10/65 18-عملیات كربلاي 5 19/10/65 19-عملیات كربلاي 6 23/10/65 20-عملیات كربلاي 10 25/1/66 21-عملیات بيت المقدس 2 25/10/66 22-عملیات والفجر 10 23/12/66 23-عملیات بيت المقدس 7 22/3/67 24-عملیات لبيك يا خميني(ره) 1/5/67 25-عملیات مرصاد 3/5/67 عملیات های متوسط 1- عملیات جاده ماهشهر 3/8/59 2- عملیات سوسنگرد2 26/8/59 3- عملیات ضربت ذوالفقار 19/10/59 4- عملیات بازي دراز1 1/2/60 5- عملیات امام علي 31/2/60 6- عملیات فرمانده كل قوا خميني روح خدا 21/3/60 7- عملیات روح اللـه خميني كبير 11/4/60 8- عملیات رجايي، باهنر 11/6/60 9- عملیات مطلع الفجر 20/9/60 10-عملیات محمدرسول الله(ص) 12/10/60 11-عملیات پشتيباني بيت المقدس 10/2/61 12-عملیات مسلم بن عقيل(ع) 9/7/61 13-عملیات محرم 10/8/61 14-عملیات والفجر2 29/4/62 15-عملیات والفجر 3 7/5/62 16-عملیات عاشورا 25/7/63 17-عملیات پشتيباني والفجر 8 20/11/64 18-عملیات والفجر 9 5/12/64 19-عملیات تكميلي والفجر 8 8/2/65 20-عملیات كربلاي 2 9/6/65 21-عملیات كربلاي 3 10/6/65 22-عملیات تكميلي كربلاي 5 3/12/65 23-عملیات كربلاي 7 12/12/65 24-عملیات كربلاي 8 18/1/66 25-عملیات نصر 4 31/3/66 26-عملیات نصر 7 14/5/66 27-عملیات نصر 8 29/8/66 28-عملیات بيت المقدس 3 23/12/66 29-عملیات بيت المقدس 4 4/1/67 30-عملیات بيت المقدس 6 26/1/67 عملیات های محدود 1- عملیات ريجاب 5/7/57 2- عملیات قلقله 7/7/59 3- عملیات غيور اصلي 9/7/59 4- عملیات سوسنگرد1 10/7/59 5- عملیات موسيان 13/7/59 6- عملیات ذوالفقاريه 9/8/59 7- عملیات ميمك 15/8/59 8- عملیات عاشورا (1) 28/8/59 9- عملیات عاشورا 28/8/59 10-عملیات سه راهي آبادان 19/9/59 11-عملیات تمرچين 27/9/59 12-عملیات قوچ سلطان 1/10/59 13-عملیات چغالوند 14/10/59 14-عملیات شهيد عباس ملكي 25/12/59 15-عملیات امام مهدي(عج) 26/12/59 16-عملیات امام مهدي(عج) 15/1/60 17-عملیات امام مهدي(عج) 25/1/60 18-عملیات تپه چشمه 11/2/60 19-عملیات شيخ فضل الله نوري 25/2/60 20-عملیات امام علي(ع) 31/2/60 21-عملیات امام علي(ع) 31/2/60 22-عملیات مرخين 26/4/60 23-عملیات شهيد چمران 3/5/60 24-عملیات شهيد چمران 5/5/60 25-عملیات اورامانات 3/6/60 26-عملیات رجايي، باهنر 10/6/60 27-عملیات نصر 11/6/60 28-عملیات شهيد مدني 27/6/60 29-عملیات كاني سخت 9/9/60 30-عملیات اميرالمومنين(ع) 22/9/60 31-عملیات امام علي(ع) 1/12/60 32-عملیات حسين بن علي(ع) 26/2/61 33-عملیات ثارالله 15/5/61 34-عملیات تحريرالقدس 21/11/62 35-عملیات والفجر5 29/11/62 36-عملیات والفجر6 2/12/62 37-عملیات قدس1 5/3/64 38-عملیات ظفر1 15/3/64 39-عملیات قدس2 6/4/64 40-عملیات قدس3 20/4/64 41-عملیات قدس4 2/5/64 42-عملیات قدس5 15/5/64 43- عملیات عاشورا(2) 24/5/64 44-عملیات عاشورا(3) 25/5/64 45-عملیات عاشورا4 30/7/64 46-عملیات كربلاي 9 20/1/66 47-عملیات نصر1 25/1/66 48-عملیات انصارالحسين 19/2/66 49-عملیات نصر2 13/3/66 50-عملیات نصر3 27/3/66 51-عملیات نصر5 3/4/66 52-عملیات نصر6 10/5/66 عملیات های نامنظم 1- عملیات نامنظم 7/1359 2- عملیات نامنظم 8/12/59 3- عملیات نامنظم 5/1/60 4- عملیات نامنظم 5/1/60 5- عملیات نامنظم 10/1/60 6- عملیات نامنظم 5/6/60 7- عملیات نامنظم فتح 1 19/7/65 8- عملیات نامنظم فتح 2 4/8/65 9- عملیات نامنظم فتح 3 22/8/65 10-عملیات نامنظم نصر 28/10/65 11-عملیات نامنظم فتح 4 22/11/65 12-عملیات نامنظم فتح 4 4/12/65 13-عملیات نامنظم فتح 5 25/1/66 14-عملیات نامنظم فتح 6 27/3/66 15-عملیات نامنظم فتح 7 5/4/66 16-عملیات نامنظم فتح 8 28/4/66 17-عملیات نامنظم 1/5/66 18-عملیات نامنظم 1/5/66 19-عملیات نامنظم 5/5/66 20-عملیات نامنظم 6/5/66 21-عملیات نامنظم 10/5/66 22-عملیات نامنظم فتح 9 12/5/66 23-عملیات نامنظم فتح 9 18/5/66 24-عملیات نامنظم 30/5/66 25-عملیات نامنظم 13/5/66 26-عملیات نامنظم /5/66 اربيل 27-عملیات نامنظم /5/66 كركوك 28-عملیات نامنظم /5/66 سليمانيه 29-عملیات نامنظم /5/66 سليمانيه 30-عملیات نامنظم 9/6/66 31-عملیات نامنظم 12/6/66 32-عملیات نامنظم فتح 10 13/6/66 33-عملیات نامنظم فتح 10 15/6/66