Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 171145
تاریخ انتشار : 11 آبان 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 90

استكبار ستيزی، دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی

واقعه تسخير لانه جاسوسي آمريكا، يكي از مهمترين حركت‏ها در تاريخ انقلاب‏اسلامي است كه از يك طرف هيمنه و ابهت پوشالي قدرت آمريكا را در هم شكست و اوج خفت و زبوني اين امپرياليسم جنايتكار رارقم زد و از سوي ديگر آزادگي مسلمانان ايران را به رخ جهانيان كشانيد. با توجه به ابعاد گسترده اين حادثه عظيم، لازم است آن را در جغرافياي زماني و مكاني خودش كاملا مورد بررسي قرار داده و به بازبيني علل و پيامدهاي آن پرداخت. اساسا 13 آبان در كشور ما يادآور حوادث مهمي است كه در شكل دهي تاريخ كشور و انقلاب اسلامي نقشي بزرگ و سرنوشت ساز داشته‏اند: 13 آبان 42 تبعيد حضرت امام خميني(ره) در پي قيام مردمي 15 خرداد و اعلام مخالفت ايشان با قانون استعماري - آمريكايي كاپيتولاسيون. 13 آبان 57 شهادت جمع زيادي از دانش‏آموزان و دانشجويان در مقابل دانشگاه تهران در زمان اوج ‏ گيري انقلاب. و بالاخره 13 آبان 58 تسخير لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام. بايد گفت هرسه اين رويدادها باهم درارتباط هستند و به نوعي مكمل همديگر در دميدن روح حيات به كالبد انقلاب بوده اند. تبعيد امام (ره) با اينكه بيش از هفت ماه از آزادي امام خميني از زندان رژيم شاه نمي گذشت، اما به دنبال اعتراض شديد و گسترده ايشان نسبت به احياء و تصويب لايحه كاپيتولاسيون توسط دولت وقت (مصونيت قضايي اتباع آمريكايي)، ماموران مسلح رژيم ماه، نيمه شب سيزدهم آبان 1343، خانه امام را در قم محاصره كرده و از بالاي ديوار، وارد منزل شدند و امام را دستگير و شبانه با اتومبيل به تهران منتقل نمودند و ازآنجا بدون فوت وقت، مستقيم به تركيه تبعيد كردند. درباره دستور تبعيد و انجام آن در اسناد آمده است: حسنعلي منصور كه با انتخاب آمريكا به نخست وزيري رسيده بود برنامه هاي مهم و جامعي در راستاي خدمت به غرب و در رأس ان آمريكا داشت كه يكي از مهمترين آنها لايحه كاپيتولاسيون بود. پس از مخالفت حضرت امام و به تبع ايشان ساير مراجع و علما با اين طرح و نفوذ آمريكا و غرب در كليه شئون كشور، منصور دستور يافت كه با هماهنگي شاه، امام را به تركيه تبعيد كند. از طرف شاه به رئيس ساواك، يعني تيمسار پاكروان دستور اقدام داده شد و پاكروان نيز به مولوي، رئيس ساواك تهران دستور دستگيري و انتقال امام به تهران را جهت تبعيد به تركيه صادر كرد. صبح روز 13 آبان 1343 مولوي شخصا به همراه نيروهايي از هوابرد به قم رفته و خانه امام را به محاصره درآوردند. امام خميني كه در آن ساعت صبح در يكي از اتاقهاي منزل مشغول نماز و عبادت بود، پس از شنيدن سروصداها قصد خروج از اتاق را داشت ولي چون دري كه اتاق را به بيرون وصل مي كرد بسته بود و كليد آن در آن لحظه در اختيار امام نبود نتوانست بيرون بيايد، ماموران ساواك هم وقتي در را بسته ديدند با مشت و لگد به در كوبيدند، امام چندين بار تكرار كرد: "وحشيگري در نياوريد الان در را باز مي كنم." امام بعد از اينكه كليد را نيافت از در ديگر كه به كوچه باز مي شد رفت و مهر امضاي خود را به همسرشان سپرده و فرمودند: "شما را به خدا مي سپارم" ماموران امام را محاصره كرده و بي درنگ سوار اتومبيل كرده و به طرف تهران راه افتادند. حضرت امام قبل از سوارشدن به اتومبيل، وقتي تعداد زيادي كماندوهايي كه ايشان را محاصره كرده بودند را ديد، با لبخند معناداري به مسئول گروه آنها فرمود: "اين همه قوا نمي خواست". به اين ترتيب تبعيد امام آغاز شد. تسخير لانه جاسوسي آمريكا با توجه به ابعاد و پيامدها و همچنين گستره ملي - بين المللي، واقعه تسخير لانه جاسوسي آمريكا از اهميت و جايگاه ويژه‏اي در تاريخ انقلاب اسلامي برخوردار شده است به طوري كه با گذشت بيش از سي سال از رويداد آن، پيامدها و آثارش همچنان در صحنه سياست داخلي و خارجي كشور، اثرگذار و بحث‏انگيز است. پيروزي انقلاب اسلامي جداي از تاثيراتي كه در زمينه انديشه سياسي و ساختار حكومت داشت، تاثيرات عميقي نيز بر ستراتژي‏هاي امنيتي منطقه و توازن قدرت بين غرب و شرق داشت به طوري كه كشور ايران را كه به عنوان خط مقدم جبهه غرب در مقابله با نفوذ كمونيسم از جايگاه ويژه‏اي نزد دولت مردان آمريكا برخوردار بود به يكباره تبديل به يك قدرت منطقه‏اي با شعار وحدت جهان اسلام و درهم نورديدن مرزهاي جغرافيايي كشورهاي مسلمان كرد، كه براي هر دو ابرقدرت شرق و غرب خطرناك جلوه مي‏كرد. انقلاب اسلامي استراتژي آمريكا در منطقه را كه از مدت‏ها پيش بر پايه‏هاي قدرت اقتصادي عربستان و قدرت نظامي ايران براي حفظ منافع منطقه‏اي آمريكا و مقابله با نفوذ شوروي بنا شده بود با چالش جدي مواجه كرد به طوري كه "سايروس ونس" وزير امور خارجه دولت كارتر در اين باره مي‏گويد: "رفتن ايران از صف كشورهاي متحد آمريكا و افتادن اين كشور به دست رژيمي كه دوست‏ ما نيست، ضربه‏اي اساسي به منافع سياسي - امنيتي ما در آسياي جنوب غربي و خاورميانه زد." آمريكا كه تمام تلاش خود را در حمايت از رژيم شاه و جلوگيري از پيروزي انقلاب به كار بسته بود، با پيروزي انقلاب اسلامي سفارت خود را به عنوان پايگاهي براي طراحي و اجراي توطئه عليه انقلاب تبديل نمود، تا بتواند آن بخش از اقداماتش را كه مي‏توانست در پوشش ديپلماتيك براي شكست يا به انحراف كشاندن نظام نو پاي اسلامي انجام دهد، با مركزيت سفارت به اجرا درآورد. پس از پيروزي انقلاب در بهمن ماه 1357 و اخراج مستشاران نظامي و غير نظامي آمريكا كه در واقع نقش رابط هاي اطلاعاتي را براي سازمان سيا بازي مي‏كردند، آمريكا فعاليت‏هاي جاسوسيش را كه از درون سفارت رهبري و هدايت مي‏شدند به شدت افزايش داد تا خلاء ناشي از خروج مستشاران را جبران كند. افسران سازمان سيا با استفاده از شرايط نابسامان بعد از انقلاب و درهم ريختگي و نامشخص بودن حوزه مسئوليت‏ها كه نتيجه طبيعي هر انقلابي است، سعي كردند تا با نفوذ در مناطق كليدي و حساس انقلاب اسلامي از تعميق و گسترش هر چه بيشتر آن جلوگيري نمايند. لانه جاسوسي آمريكا با ايجاد شبكه‏هاي جاسوسي و اطلاعاتي در پي آن بود تا با بحران آفريني، تضعيف نيروهاي اصيل انقلاب و جايگاه و شخصيت حضرت امام و همچنين ايجاد گسست و شكاف ميان رهبري و نسل جوان، فعال‏ترين و انقلابي‏ترين نيروي اجتماع را از رهبري دور كند تا بتواند با تاثير بر آنها و نفوذ در ارتش، حركت انقلابي مردم ايران را آسيب‏پذير نمايد. از طرفي سفارت آمريكا مسئول انحراف افكار عمومي از خطرات شيطان بزرگ در ايران نيز بود. به همين دلايل مسئولين سفارت آمريكا در پي آن بودند تا با برقراري ارتباط با مسئولين دولت موقت راه رسيدن به اهدافشان را تسهيل كنند. اقدامات آمريكا بر عليه جمهوري اسلامي ايران فقط به اقدامات سفارت اين كشور در تهران محدود نشد. در پي اعدام‏ هاي انقلابي سران رژيم گذشته در روزهاي اوليه پيروزي انقلاب، 2 تن از اعضاي سناي آمريكا به نام‏هاي جاكوب جاوتيس و هنري جكسون كه از طرفداران پروپاقرص رژيم پهلوي بودند در 27 ارديبهشت 58 قطع نامه‏اي را از تصويب سنا گذراندند كه ايران را به خاطر اين اعدام‏هاي انقلابي با لحن شديدي محكوم مي‏كرد. بعد از تصويب قطعنامه ضد ايراني در سناي آمريكا، روابط دو كشور وارد مرحله تازه‏اي شد. با اين كه، قطعنامه هيچگونه ضمانت اجرايي نداشت ولي ايران آن را نشانه موضع خصمانه آمريكا و كاري در جهت انزواي ايران دانست. بعد از تصويب اين قطعنامه و ايجاد مسايل اختلاف برانگيز بين دو كشور، آمريكا در پي آن بود تا فرستاده‏اي ويژه را با هدف جذب ايران و جلوگيري از نفوذ شوروي در اين كشور، به سوي ايران بفرستد ولي حضرت امام از پذيرش فرستاده مذكور كه چارلز نام داشت و از ديپلمات‏هاي كار كشته وزارت خارجه آمريكا بود خودداري كرد و علاوه بر آن پذيرش والتر كاتلر در سمت سفير كه آماده مي‏شد به ايران سفر كند، از سوي دولت رد گرديد هر چند كه جمهوري اسلامي پيش از آن موافقت خود را با اعزام او به ايران به عنوان سفير اعلام كرده بود. پس از اين فعل و انفعالات دولت آمريكا به بهانه حفظ امنيت منطقه و با اين ادعا كه احتمال داده مي‏شود كه يك نفت كش در خليج فارس ربوده شود، ناوگان خود را در تنگه هرمز به حال آماده باش درآورد. امام خميني در 7 آبان 58 به قراردادهاي استعماري بين ايران و آمريكا شديدا اعتراض كردند. اما در مقابل دولت موقت هيچ توجهي به اين اعتراض‏ها نشان نمي‏داد و در پي بهبود روابط با ايالات متحده بود و در موضع‏گيري هاي رسمي و غير رسمي بيشترين واهمه خود را از شوروي ابراز مي‏داشت. حركت‏هاي سازش كارانه دولت موقت تا به آنجا پيشرفت كه بدون اطلاع امام در روز 11 آبان 58 در جشن انقلاب الجزاير، مهدي بازرگان با برژينسكي، مشاور امنيت ملي كاخ سفيد ديدار كرد و به مدت يك ساعت و نيم با او به مذاكره نشست. برژينسكي مشاور امنيت ملي دولت كارتر برخلاف سايروس ونس، وزير خارجه كه در برخورد با جمهوري اسلامي قائل به راهبردهاي ديپلماتيك و گفتگو و مذاكره سياسي بود، از طرفداران جدي سركوب و مداخله نظامي انقلاب و يكي از طراحان اصلي كودتاي 21 بهمن 57 براي پيشگيري از انقلاب بود. محمدرضا پهلوي كه پس از فرار از ايران در كشورهاي مختلفي آواره شده بود، و ملت ايران خواستار بازگشت و محاكمه وي بودند با مساعدت مقامات آمريكايي به يكباره سر از آن كشور درآورد. در حقيقت دولت آمريكا و مسئولين آن به خاطر بذل و بخشش‏هاي شاه خود را مديون او مي‏دانستند. از سوي ديگر رژيم آمريكا از آن بيم داشت كه عدم پذيرش شاه موجب هراس و نگراني حكام وابسته‏اش در منطقه شود به همين دليل شاه به بهانه معالجه در آمريكا رحل اقامت افكند. پذيرش شاه از سوي آمريكا خشم ملت و امام را صد چندان كرد. امام در 9 آبان 58 طي سخناني فرمودند: "اي جوان هايي كه در مقابل توپ و تانك رفتيد از خواهرهايي كه جوانان خود را از دست داده‏ايد... حفظ كنيد خودتان را، نهضت خودتان را حفظ كنيد ننشينيد ديگران براي شما كار كنند، اينها براي شما كاري نمي‏كنند." همچنين حضرت امام طي پيامي در 12 آبان 58 در اعتراض به پذيرش شاه از سوي رژيم آمريكا اعلام كردند: "دانشگاهيان، دانش‏آموزان و طلاب علوم ديني با قدرت تمام مبارزه خود را عليه آمريكا گسترش دهند." بدنبال اعلام اين مواضع از سوي حضرت امام نمايندگان دانشجويان مسلمان پيرو خط امام چهار دانشگاه اميركبير، تهران، شهيد بهشتي و صنعتي شريف با تشكيل جلسه‏اي به برنامه ريزي براي تصرف سفارت آمريكا پرداختند. يكشنبه 13 آبان 58 در تاريخ انقلاب، روزي بزرگ و فراموش نشدني است. روزنامه اطلاعات مورخ 14 ابان 58 در صفحه دوم خود، شرح وقايع آن روز را اين گونه گزارش مي‏كند: "ساعت10و30دقيقه صبح گروهي (حدود 400 نفر) از دانشجويان (كه از يك چهار راه قبل از سفارت آمريكا شروع به حركت كرده بودند) كه در حال شعاردادن در خيابان آيت اله طالقاني به سوي دانشگاه (تهران) در حركت بودند هنگامي كه جلوي در اصلي سفارت آمريكا رسيدند، مسير خود را تغيير دادند و پس از گشودن زنجيرهاي اين در به داخل سفارت رفتند. در همان زمان گروهي از دانشجويان نيز از ديوار خود را به داخل سفارت رساندند و پيشروي به سوي ساختمان‏هاي داخلي سفارت را آغاز كردند. از همان لحظه‏هاي اول تصرف سفارت آمريكا، گروه‏هاي مختلف مردم در مقابل در سفارت اجتماع كردند و به دادن شعارهاي ضد آمريكايي مي‏پرداختند دانشجويان در سه بيانيه‏اي كه تا ساعت 18 (همان روز) از طريق بلندگو پخش كردند، اعلام كردند كه ساختمان اصلي سفارت تا ساعت 15 به تصرف كامل درآمد... دانشجويان اعلام كردند كه هر چند تصرف ساختمان با مقاومت سه ساعته و همراه با پرتاب گاز اشك آور از جانب تفنگداران آمريكايي بود، هيچ گونه آسيبي به طرفين وارد نيامد. از ساعت 16 (همان روز) آزاد كردن گروهي از ايرانياني كه به عنوان ارباب رجوع يا كارمند در داخل سفارت بودند آغاز شد و آمريكاييان را با چشم بسته به محل ديگري منتقل شدند." پيش از آنكه دانشجويان اصلي سفارت برسند، ديپلمات‏هاي آمريكايي، مقداري از اسناد را در دستگاه هاي مخصوص خرد كن ريختند و ازبين بردند و مقدار زيادي از اسناد را نيز سوزاندند و به خصوص نوارهاي ميكروفيلم و حافظه‏هاي كامپيوتري را نابود كردند. در جريان اشغال سفارت آمريكا،72 آمريكايي به عنوان گروگان بدست دانشجويان افتادند. سه تن از ديپلمات‏هاي آمريكايي آن روز براي مذاكره با وزير خارجه به وزارت امور خارجه رفته بودند. پس از اشغال سفارت تا شب به اميد حل شدن موضوع همان جا ماندند ولي بعد از آن در وزارت خارجه به صورت تحت نظر در اختيار دانشجويان قرار گرفتند. پس از تسخير سفارت، دانشجويان كه خود را دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مي‏ناميدند، با صدرو بيانيه‏هايي به تشريح علل، انگيزه‏ها و چگونگي انجام اين اقدام انقلابي پرداختند. در يكي از اولين بيانيه‏ها آمده است: "ما دانشجويان مسلمان پيرو خط امام از موضع قاطعانه امام در مقابل آمريكاي جنايتكار به منظور اعتراض به دسيسه‏هاي امپرياليستي و صهيونيستي، سفارت جاسوسي آمريكا در تهران را به تصرف درآورديم تا اعتراض خود را به گوش جهانيان برسانيم." عنوان دانشجويان مسلمان پيروخط امام، از يك سو بيانگر تبلور خشم انقلابي امام و ملت مسلمان ايران از آمريكا بود و از سوي ديگر هر گونه شائبه وابستگي دانشجويان به گروهها و دستجات سياسي متعدد را منتفي مي‏ساخت و امكان بهره برداري از آن را به نفع جريان‏هاي مختلف، محدود مي‏ساخت. گرچه خواسته‏هاي دانشجويان از ابتدا تازماني كه اين موضوع به حل و فصل انجاميد، تغييرات زيادي را نشان مي‏دهد؛ اما اصلي‏ترين خواسته آنها كه رسما و با صراحت تمام همواره ثابت ماند، عبارت بود از "عدم دخالت آمريكا در امور داخلي ايران". درخواست‏هاي ديگر از قبيل تحويل شاه مخلوع و همسرش فرح براي محاكمه در ايران، تحويل اموال خاندان سلطنتي و ديگر فراريان از ايران به دولت ايران، رفع تحريم‏هاي اقتصادي و مالي و آزاد كردن اموال و دارايي‏هاي ايران در آمريكا و شعب بانك‏هاي آمريكايي از جمله خواسته هايي بودند كه بعدها با به درازا كشيدن موضوع و اتفاق ديگر كه در واكنش‏هاي متعدد و متفاوت آمريكاييان خلاصه مي‏شود، اضافه شدند. اين حادثه پيامدها و بازتاب‏هاي بسياري بر جاي گذاشت. حركت انقلابي دانشجويان مسلمان قبل از هر چيز ديگر، هيئت حاكمه آمريكا را به شدت گيج كرد. آمريكا كه به لطف ليبرال‏هاي حاكم در دولت موقت توانسته بود موقعيت از دست رفته خود در ايران را به تدريج باز يابد، با اين ضربه سهمگين به شدت برآشفته گرديد. كارتر در كتاب خاطرات خود مي‏گويد: "13 آبان 58 تاريخي است كه من آن را هرگز فراموش نخواهم كرد... ما شديدا نگران بوديم" وي مي‏افزايد: "در روزهاي نخست تصور مي‏كردم گروگان‏ها به زودي آزاد خواهند شد، اما پس از آنكه بازرگان، نخست وزير دولت موقت در كوشش‏هاي اوليه خود براي آزادي گروگان‏ها با شكست مواجه شد، نگراني ها افزايش يافت." آمريكا در اولين واكنش، اقدام به حمله نظامي از طريق طبس كرد كه به شكست مفتضحانه آن منجر شد آمريكا سپس اقدام به تحريم اقتصادي ايران و بلوكه كردن اموال و دارايي‏هاي ايران در بانك‏هاي آمريكايي و بانك‏هاي خارجي مستقر در آمريكا كرد و از سوي ديگر اقدام به آزار واذيت ايرانيان مقيم آمريكا نمود و در جهان نيز تضييقاتي را براي ايران ايجاد كرد. در هر حال تسخير لانه جاسوسي هرچند از سوي دول استعماري وابسته به شرق و غرب محكوم گرديد، اما از سوي ملل محروم و تحت ستم جهان و نهضت‏هاي آزادي بخش جهان به شدت مورد استقبال قرار گرفت و باعث نضج گرفتن حركت‏هاي ضد استعماري گسترده‏اي در سطح جهان و خصوصا خاور ميانه شد. اين حادثه بزرگ پيامدهاي گوناگوني را در پي داشت كه از آن جمله مي‏توان به اين موارد اشاره كرد: پايان يافتن رابطه استعماري ايران و آمريكا، روشن شدن ماهيت ننگين ايالات متحده كه پشت صورتك حقوق بشر و آزادي مخفي شده بود، جلوگيري از ايجاد بحران و آشوب با تسخير مركز بحران آفريني آمريكا، از بين رفتن گروه هاي ماركسيستي، گروه هايي كه تا پيش از آن خود را تنها سردمدار مبارزه با امپرياليسم آمريكا مي‏دانستند، بازگشت مردم به صحنه شكست هيمنه و اسطوره جهاني آمريكا و بالاخره شكست كارتر در انتخابات رياست جمهوري آمريكا در سال 1980. كارتر كه با ژست هاي حقوق بشري و همچنين حل مشكلات بين آمريكا و چين و امضاي موافقت نامه كمپ ديويد بين مصر و اسراييل وجهه اي صلح طلب براي خود كسب كرده بود، با تسخير لانه جاسوسي تمامي وجهه و نفوذ خود را از دست داد به طوري كه حتي نتوانست در مقابل حمله نظامي شوروي به افغانستان موضع مناسبي اتخاذ كند و كم كم موجبات افول حكومت خود و حزبش را فراهم كرد. هميلتون جردن رئيس ستاد انتخاباتي كارتر در انتخابات سال 80 مي‏گويد: "براي من روشن بود كه كليد انتخابات در دست كسان ديگر در آن سوي دنيا است كه تصميم و عملشان تا آخرين لحظه قابل پيش بيني نيست، كارتر در هواپيما به من گفت: عجيب است كه سرنوشت انتخابات رياست جمهوري كشور بزرگ ما نه در شيكاگو يا نيويورك بلكه در تهران تعيين مي‏شود." با استفاده از: *آرشيو روزنامه جمهوري اسلامي * سايت "شريف نيوز" * پس از پيروزي انقلاب در بهمن ماه 1357 و اخراج مستشاران نظامي و غير نظامي آمريكا كه در واقع نقش رابط هاي اطلاعاتي را براي سازمان سيا بازي مي‏كردند، آمريكا فعاليت‏هاي جاسوسيش را كه از درون سفارت رهبري و هدايت مي‏شدند به شدت افزايش داد تا خلاء ناشي از خروج مستشاران را جبران كند. * حادثه تسخير لانه جاسوسي پيامدهاي گوناگوني را در پي داشت كه از آن جمله مي‏توان به اين موارد اشاره كرد: پايان يافتن رابطه استعماري ايران و آمريكا، روشن شدن ماهيت امريكا، جلوگيري از ايجاد بحران و آشوب با تسخير مركز بحران آفريني آمريكا، از بين رفتن گروه هاي ماركسيستي، گروه هايي كه تا پيش از آن خود را تنها سردمدار مبارزه با امپرياليسم آمريكا مي‏دانستند، بازگشت مردم به صحنه، كه با توطئه هاي دولت موقت خانه نشين شده بودند، شكست هيمنه و اسطوره جهاني آمريكا و بالاخره شكست كارتر در انتخابات رياست جمهوري آمريكا در سال 1980. * منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، شنبه 11 آبان 1392