Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 171691
تاریخ انتشار : 19 آذر 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 94

جمهوری اسلامی ايران؛ الگويي برای كشورهاي عربي، اسلامي

مجدي احمد حسين مسئول هيات تحريريه روزنامه مصري الشعب
(ديدگاه مجدي احمد حسين مسئول هيات تحريريه روزنامه مصري الشعب درباره انقلاب اسلامي ايران) اشاره مقاله حاضر، نوشته "مجدي احمد حسين" رئيس هيأت مديره و مسئول هيات تحريريه روزنامه الشعب است كه در كشور مصر به چاپ مي رسد. احمد حسين در اين مقاله، جمهوري اسلامي ايران را به عنوان "الگو و نمونه" براي كشورهاي عربي و اسلامي منطقه معرفي و با برشمردن برخي ويژگي هاي نظام اسلامي ايران بر اين نكته تكيه كرده است كه ايران با داشتن چنين ويژگي هايي توانسته اولين دولتي باشد كه پيروزي كامل عليه دشمن صهيونيستي - آمريكايي را محقق سازد. اين مقاله به دليل اهميت آن توسط خانم "س. ض. هاشمي" ترجمه و براي روزنامه جمهوري اسلامي ارسال شده است. نويسنده: مجدي احمد حسين مترجم: س. ض. هاشمي جمهوري اسلامي ايران اولين دولتي است كه پيروزي تكامل يافته عليه دشمن صهيونيستي - آمريكايي را محقق ساخت. دلايل پيروزي: استقلال، همكاري با دولتهاي اسلامي همجوار، ايجاد نهادهاي دولتي قوي، اعتقاد راسخ، نيروهاي مسلح ملي آماده براي توليد؛ اين ها مي تواند همان پايه برنامه ريزي هاي اسلامي موفق در كشورهاي سني باشد. براي آمريكا مهم نيست شيعه باشد يا سني، مهم اين است كه تابع نظريه وابستگي به آنها باشيد؛ در طول مدت پيگيري هاي مربوط به بحران هسته اي ساختگي از سوي غرب عليه ايران، همواره از خدا مي خواستم كه مبادا باز ما امت شكستها در دوران بيچارگي باشيم. چرا كه ما سلسله اي از نظامهاي شكست خورده و درحال سقوط داريم كه مخالف استكبار آمريكايي - صهيونيستي بوده اند. شكست اعراب در جون 1967(خرداد 46)، سقوط نظام سادات - مبارك، سپس نظامهاي عراق و ليبي و بعد از آن تحول آهسته نظام الجزاير از استقلال به وابستگي، و تحول نظام هاي يمني، سوداني، سومالي، و اخيراً هم نظام سوريه كه تنها نظام باقي مانده از سيستم ناسيوناليسم عربي مي باشد و اكنون گرفتار اغتشاشات داخلي شده است، و ائتلاف آمريكا و صهيونيست اين فرصت را غنيمت شمرد و اعتراضات مردمي را تبديل به اقدامي مسلحانه نمود كه نتيجه اي جز تخريب و از هم گسيختگي سوريه نداشت. از نظر آمريكا و اسرائيل اين مجازاتي بود بر عليه موقعيت طرفداران مقاومتهاي عراق، فلسطين و سوريه، نه مجازاتي براي نقض حقوق بشر و نه عشق ورزي به مردم سوريه. از دهه هاي پيش، آمريكا 7 كشور (كره شمالي، كوبا، ايران، سوريه، عراق، سودان، ليبي) را در ليست سياه خود قرار داد و سپس افغانستان را به آن اضافه نمود و تحريم هايي را عليه اين كشورها با همكاري غرب و مستقيماً به واسطه سازمان ملل تحميل نمود و ما شاهد بوديم كه چگونه در مقابل ديدگانمان اقدام به تخريب افغانستان، عراق، سودان، ليبي و سوريه نمودند، درحالي كه تنها ايران در مقابل اين تحريم ها و محدوديت ها در زمينه هاي معاملات بانكي، فروش نفت و همچنين قطع ارسال قطعات هواپيماهاي مسافرتي و انواع و اقسام محصولات و فن آوري هاي پيشرفته، ايستادگي و مقاومت نمود. از سالها پيش ناظران در انتظار بودند؛ نوبت سركوب ايران همانند دولتهاي گذشته [ضداستعماري]، چه زماني فرا مي رسد؟ و اگر دشمنان به اين امر موفق مي شدند ما به سالهاي كمپ ديويد و سقوط مصر توسط اتحاد آمريكايي - صهيونيستي باز مي گشتيم، و شاهد از بين رفتن مقاومت فلسطيني - لبناني مي بوديم و ايران به دوره سلطه اي شبيه سلطه شاهنشاهي (1977 - 1978) باز مي گشت. ولي ايران نمونه اي را ارائه داد و به خاطر حفظ آن بيش از اقدام نظامي از طريق ابزار رسانه اي و تبليغاتي جنگيد و از اين منظر مي فهميم كه تأثير سلاح رسانه از سلاح جنگي بيشتر است. نمونه ايراني به خاطر طبيعت شيعي گري اش درحال مبارزه نيست؛ آمريكا و عمالش افكار خودشان را به خاطر عقايد مختلف شيعي مشغول نمي كنند، بلكه براي آنها اين مهم است كه شما چه ايدئولوژي را پيگيري مي كنيد و اينكه براي آنها حفظ منافعشان از هر چيز مهم تر است. اگر اين منافع را برايشان تضمين كنيد آنها حتي حاضر هستند كلمه لااله الاالله را بر روي پرچمشان نصب كنند و... اگر اجازه بدهيد آمريكا پايگاه هايش را در سرزمينتان بنا كند هيچ مشكلي وجود نخواهد داشت، حتي اگر زنها نقاب بزنند يا حجاب داشته باشند يا نمازتان را صبح چه در مسجد بخوانيد يا جايي ديگر مهم نيست، مهم خروج هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي براي كشتار مسلمانان در يمن، سومالي، ليبي، يمن و پاكستان است. مهم اين است كه تو و خانواده ات بر مذهب سازمان اطلاعات آمريكا و مصالح آمريكايي باشيد. منظور از نمونه ايراني چيست؟ اول) استقلال: هنگامي كه انقلاب ايران در اوج لحظات انفجاري خود در سال 1978 (1357) بود، سياستمداران انقلابي سنت گرا مي گفتند: رهبري اين انقلاب چگونه هم زمان به آمريكا و روسيه و چين هجمه وارد مي كند، اين رهبري پيروزي ايراني را در پي نخواهد داشت، ولي اين انقلاب با تائيد و قدرت مردم پيروز شد. امام خميني انديشه استقلال از شرق و غرب را با اعتماد به بازوان ايرانيان بيان داشتند و در عين حال انديشه همكاري اسلامي را مطرح كردند. هر چند ايشان در ابتدا بر ملت ايران به دليل انقلابي بودنشان و اينكه بايد ابتدا اين انقلاب در ايران به پيروزي مي رسيد تمركز داشتند، ولي پس از آن امر به جايي رسيد كه باعث تشكيل قطب سوم و جديد اسلامي شد كه نه تابع شرق كمونيست و نه غرب سرمايه داري بود؛ و اين چيزي است كه به آن نزديكتر شده ايم، قطب كمونيست از ميان رفته و تنها قطب شرق مانده كه اميد مي رود دوستي بيشتري را شامل باشد. [اما] آن چيزي كه باعث جلب توجه ما به انقلاب ايران شد؛ عمل كردن [انقلابيون] به شعارها [ي عنوان شده در انقلاب] بود، نه فقط شعار دادن صرف [توسط رهبران انقلابي]، در واقع تجربه ايران پس از پيروزي انقلاب اين بود كه ايران به سمت خوداتكائي و خودكفايي رو آورد، مخصوصاً در زمينه محصولات و خدمات ضروري مثل مواد غذايي و مواد مصرفي و همچنين داروسازي و نيز در زمينه هاي تكنولوژي، هسته اي صلح آميز - هواپيما - خودروسازي - الكترونيك - كشتي سازي - محصولات نظامي در انواع مختلف سبك، متوسط و سنگين آن، و اين يكي از مهمترين گزينه هاي ايران براي مقابله با حملات خارجي و تحريمها از سوي دولتها بود. دوم) همكاري اسلامي و منطقه اي: ايران از همكاري و هماهنگي بادولتهاي اسلامي و غيراسلامي همجوارش دور نبوده است؛ ]مي توان [از مهمترين آنها سازمان اكو را نام برد كه در سال 1985 (1364) تأسيس گرديده است. سازمان همكاري اقتصادي اكو؛ يك سازمان دولتي است كه شامل ده كشور آذربايجان، افغانستان، ازبكستان، ايران، پاكستان، تركيه، تركمنستان، تاجيكستان، قرقيزستان و قزاقستان مي باشد كه در زمينه هاي اقتصادي و تجاري مانند، تشكيل بازار خدمات و كالاهاي مشترك همكاري مي كنند همچنين ايران در مجموعه شانگهاي كه شامل، روسيه و كشورهاي آسياي مركزي و چين مي باشد به عنوان عضو ناظر حضور دارد. سوم) ايجاد مؤسسات و نهادهاي مشورتي متعدد: اخيراً در مورد مؤسساتي كه ما به آنها براي اداره مصر نياز مبرمي داريم مطالبي نوشته است، كه در آنها به مثالهاي فراواني از جمله ايران اشاره شده و مي توان ]چگونه تصميم گيري دولتمردان ايران را[ در خلال اطلاع از تصميمات ايراني، به وضوح مشاهده نمود. تمام كشورهايي كه از آنها تحت عنوان دولتهاي قومي عربي ياد مي شود و از جمله مهمترينشان عبدالناصر، صدام حسين، قذافي، حافظ اسد، نميري، بومدين، علي عبدالله صالح و مانند اينها، نظامهايي بودند كه يا به دست صاحبانشان، يا با مرگشان و يا شكست روحي و يا سياسي سقوط كرده اند. نظام سوداني نيز با اصرار رئيس جمهور البشير در اين مسير گام برمي دارد. اعتماد كردن به يك فرد، باعث تضعيف ديگر مؤسسات مي شود و به تقويت آنها كمك نمي كند. ] در واقع[ اين امر باعث افزايش قدرت يك فرد و] در نتيجه[ زياد شدن اشتباهاتشان در تصميم گيري مي شود. ]اين در حالي است كه[ علي رغم آنكه شخصيت رهبري ]امام[ خميني در بين ملتش]به دليل آنكه[ او مرد دين و فقه و متدين و قوي بود و قوي تر از همه اعتبارات ديگر رهبران ياد شده مي نمود، اقدام به ساخت مؤسسات و نهادهاي مختلف نمود] كه نتيجه آن[ عدم عجله در تصميم گيري ها و همكاري مشورتي بين مراكز متعدد تصميم گيري شد، و به هيمن دليل رحلت] امام[ خميني نه تنها هيچ لرزه اي در مسير كشور ايجاد ننمود، بلكه با گذشت زمان اين جمهوري درمسير خود تجربه هاي بيشتري نيز به دست آورد، و اين نكته مهم اشتراكات نظام ايراني با دموكراسي مي باشد. * چهارم) ابعاد ايدئولوژيك: استقلال از غرب به دو موضوع سياسي و اقتصادي خلاصه نمي شود بلكه اساساً به استقلال فرهنگي و تمدني بستگي دارد كه سپر اعتقادي از آن حمايت مي كند، به ويژه استقلال به معني قطع رابطه با غرب با دنياي غيراسلامي در امتداد ]برنامه هاي[ سياسي و اقتصادي نمي باشد، بلكه] در عين داشتن استقلال[ تعامل و همكاري با دنيا باقي مي ماند. جنگ تحميل شده عليه ايران از سوي غرب و آمريكا و اسرائيل كه به مدت 34 سال ادامه يافته با]يك[ گفتگوي هسته اي به پايان نخواهد رسيد، ]هر چند[ برخي معتقدند ]كه اين مذاكرات هسته اي[ نوعي از اتحاد بين ايران و آمريكا است كه درست به نظر نمي رسد. ]ولي[ ما پيش روي خود باتغيير در روشهاي داد و ستد با پديده اي به نام ايران مواجه هستيم و هر كشور رشد يافته موقعيت هاي خود را طبق شرايط و توازن قدرت تغيير مي دهد. اگر سياست نظامي مصر راه انقلاب ايران را در پيش مي گرفت و اگر مرسي تحت تأثير فشارهاي آمريكا و عربستان سعودي و عوامل آنها كه باعث دوري اش از نظام ايران شد قرار نمي گرفت، روابط طرفين مي بايست طوري پيش مي رفت كه به خوبي ادامه مي يافت و باعث رويارويي با فشارهاي داخلي و خارجي مي شد. ايران و همپيمانانش تنها قدرت توانا در نابودي اسرائيل و قادر به آسيب رساندن به منافع و قوانين آمريكايي]با حفظ حيات خود[ مي باشد. شايد اسرائيل تصور مي كند كه غرب بايد با يكديگر همدوش شوند و ايران را با دهها بمب اتمي بزنند! و اين غير ممكن است، كما اينكه ضمانت بقايي هم براي اسرائيل وجود ندارد.]اسرائيل[ درون مثلث كوچك فلسطين اشغالي قرار دارد و در اين سه دهه همواره مي خواسته ايران را با شيطنت هايش مورد حمله قرار دهد. آمريكا پس از آن كه در تحقق اهدافش كه ضربه وارد كردن به محور مقاومت بود با دو بار شكست در غزه، و شكست در مقابل حزب الله در سال 2006 (1385) با مشكل مواجه گرديد، سعي نمود با اموال فراوان و تسليحات بي حد و مرز،از اعتراضات مردمي سوريه سوءاستفاده كند و آن را به يك جنگ داخلي مخرب تبديل نمايد. ]اما اين بار نيز[ هنگامي كه سختي در تحقق اهدافشان را ديدند و يا شايد از شلوغي زياد در سوريه ترسيدند، شروع به مذاكره با روسيه در مورد سوريه سپس با ايران در مورد پرونده هسته اي نمودند. ] در اين ميان هم[ عربستاني ها كه همواره به عنوان ابزاري در همه عملياتهاي كثيف، از آنها استفاده مي شد شكست خوردند. عربستاني ها (و همچنين امارات و بقيه دولتهاي حوزه خليج فارس) نه تنها به مخالفت]با ايران[ پرداختند بلكه هروله كنان براي هم پيماني به سمت اسرائيل رفتند، و به جاي اين كه سر عقل بيايند و مهم تر از همه اعراب و مسلمين را در منطقه متحد سازند، با آمريكاي شيطان صفت هم دست شدند و هر زمان كه احساس اهانت كردند به سمت اسرائيلي هاي شيطان روآوردند. حال جاي اين سئوال وجود دارد كه بپرسيم: چرا از كرده هاي خود پشيمان نمي شويد و به سمت خداوند و به سوي امت عربي و اسلاميتان باز نمي گرديد؟! منبع: روزنامه الشعب * منبع: روزنامه جمهوری، سه شنبه 19 آذر 1392