Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 172214
تاریخ انتشار : 12 بهمن 1392 0:0
تعداد بازدید : 58

آغاز و انجام انقلاب، با پيوند و تعامل امام و مردم

انقلاب اسلامي ايران حركتي پرشور و برخاسته از شعور و در اوج صدق و خلوص و با جهاد و تلاشي پي گير، از تمام گردنه هاي سخت گذشت و به قله ظفر نشست. اين انقلاب، به اين دليل در اوج شگفتي و با اظهار عجز همه تحليل گران و مورخان جهان به پيروزي رسيد كه معلول عواملي بود كه در ساير انقلاب ها نشان نداشت و عناصري در آن دخالت داشتند كه براي جهان معاصر تازگي داشت و به همين دليل مطالعه و تحقيق پيرامون آن را آغاز كردند تا به شناخت لازم و آگاهي هاي همه جانبه نسبت به اين حركت دست يابند. در ميان علل دخيل در شكل گيري و طي مراحل و رسيدن به هدف و مقصد اين نهضت، پيوند امام خميني با مردم و شوق و اشتياق متقابل اين دو از هم،بسيار محوري و بنيادي مي باشد. همين پيوند و محبت و شيفتگي باعث شد كه انقلاب اسلامي حركتي خالص باشد و سريع همه مراحل را طي كند و به پيروزي نائل آيد. امام خميني از آغازين لحظه هاي شكل گيري انقلاب تا آخرين مرحلة آن بامردم بود و با مردم اين نهضت را پيش برد و با مردم به پيروزي رساند. اين سخن امام خميني است كه به صراحت درباره نقش مردم اعلام مي كند: "انقلاب شكوهمند اسلامي دستاورد ميليون ها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز، اين شهيدان زنده است و مورد اميد ميليون ها مسلمانان و مستضعفان جهان است"(1) امام خميني معتقد بود كه مردم مسلمان ايران اسلام را در اين قرن از غبار غربت بيرون آوردند و در عرصه هاي حيات اجتماعي و سياسي حاضر و ناظر ساختند و از همين رو همه مرهون خدمات ارزنده اين ملتي هستيم كه اين گونه خورشيد دين را از محاق غفلت و ابرهاي سياه جور و ستم و استبداد خارج كرد: "پيروزي به دست پربركت ملت و توده هاي عظيم انسان ها تحقق يافت و آنان اسلام عزيز را در اين قرن تجديد نمودند و همه مرهون خدمات ارزنده آنان هستيم."(2) اقشار مختلف مردم وقتي امام خميني را محو شده در خدا و ذوب شده در اسلام يافتند و خلوص انگيزه ها و زلالي رفتار و صداقت و صفاي اعمالش را مشاهده كردند و درد او را درد دين يافتندو اهدافش را احياگري ديني و نفي استعمار و طرد استبداد و تحقق آزادي و عدالت و استقلال ديدند، سر از پا نشناختند و در يك فضاي وسيع و معطر عاطفي و عقلاني قرار گرفتند كه در آن عشق و عقل و عمل به صورت مجموعه اي به هم پيوسته شور انقلاب آفريد و جان ها را فدا كرد و اسلام را زنده ساخت و خيمه ستمگران داخلي و خارجي را فرو ريخت. مردم در اطاعت و فرمانبرداري از امام خميني بسيار خالصانه و صادقانه و وسيع و گسترده عمل كردند و كارنامه اي از خود باقي گذاشتند كه ملل مسلمان در هر عصر و سرزمين بايد آن را الگوي خويش قرار دهند. زيباترين توصيف در باره مردم را بايد از امام خميني شنيد، كه جز او كسي مردم را نشناخت و ارزش جهاد و تلاش و مبارزاتشان را ندانست. در اين توصيف زيبا بايد دقيق و عميق شويم، زيرا در عباراتي كوتاه واقعيت هايي از تاريخ جمع آمده كه بايد به بهره برداري هاي فكري و عملي برسد. امام خميني اين گونه از عظمت و ارجمندي و مجاهدت هاي بزرگ مردم ايران ياد مي كند: "من با جرأت مدعي هستم كه ملت ايران و تودة ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز درعهد رسول الله - صلي الله عليه و آله - و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن علي - صلوات الله و سلامه عليهما - مي باشند. آن حجاز كه در عهد رسول الله - صلي الله عليه و آله - مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمي كردند و با بهانه هايي به جبهه نمي رفتند كه خداوند تعالي در سورة توبه با آياتي آنها را توبيخ فرموده و وعدة عذاب داده است. و آن قدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه با اميرالمؤمنين آن قدر بد رفتاري كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهداء - عليه السلام - آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد. اما امروز مي بينيم كه ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاري ها مي كنند و چه حماسه ها مي آفرينند. و مي بينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمك هاي ارزنده مي كنند. و مي بينيم كه بازماندگان شهدا و آسيب ديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره هاي حماسه آفرين و گفتار و كرداري مشتاقانه و اطمينان بخش با ما و شما روبرو مي شوند و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان، در صورتي كه نه در محضر مبارك رسول اكرم - صلي الله عليه و آله و سلم - هستند و نه در محضر امام معصوم - صلوا ت الله عليه. و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به غيب است. و اين رمز موفقيت و پيروزي در ابعاد مختلف است"(3) مي بينيد كه تعابير امام خميني در وصف مردم و نماياندن مجاهدت هاي آنان در انقلاب ونهضتي كه به نام دين و بامحتواي اسلام آغاز و انجام شد، چقدر عميق است. هر سطر از اين سطور و هر عبارت از اين عبارات بيانگر عظمت و مبارزات و مجاهدات خالصانه ملت مسلمان ايران است، و اين ملت در تبعيت از رهبري هاي امام و راه و هدف و مقصد دانستن او به گونه اي عاشقانه و خالصانه و ايثارگرانه عمل كردند كه حتي مردم دوران حيات و حكومت پيامبر اكرم(ص) و اميرالمؤمنين(ع) و امام حسن مجتبي(ع) و امام حسين(ع) عمل نكردند و اين ها نشان از آگاهي و شعور اجتماعي و سياسي آنان از يكسو، و آگاهي و بينش ديني و احساس مسئوليت و تعهد آنها از سوي ديگر و خلوص و صداقت و صفاي درون آنان از جنبه اي ديگر است. امام خميني خطاب به همه مسئولان و دست اندركاران حكومت اين واقعيت را گوشزد مي كند كه در شرايط مديريت و زمامداري متواضعانه و مردم گرايانه قرارگرفتن، نعمت بزرگي است كه شكر و سپاسگذاري به درگاه الهي را مي طلبد و اين شكر و سپاس انواع و ابعادي دارد كه يكي از مهم ترين آنها خدمت به اين مردمي است كه زمينه ها و بستر هاي لازم را براي زمامداران فراهم آوردند: "بايد شكر كنيد و در شكرانه اين نعمت خدمت به خلق بكنيد و خدمت به احكام اسلام بكنيد و براي اينهائي كه اولياء ما هستند، اين پائين شهري ها و اين پابرهنه ها به اصطلاح شما، اينها ولي نعمت ماها هستند، اگر اينها نبودند، ما يا درتبعيد بوديم يا در حبس بوديم يا در انزوا. اينها بودند كه همه ما را از يك مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائي، به خيال خودمان جائي است اين، بايد ملتفت باشيد كه آقا شما همان آدمي هستيد كه توي حبس بوديد و شما همان آدمي هستي كه در تبعيد بودي و شما همان آدمي هستي كه در انزوا بودي. اين مردمند كه آمدند ما را آوردند بيرون از همه اينها و ما اگر تا آخر عمرمان به اينها خدمت كنيم، نمي توانيم از عهده خدمت اينها برآئيم. خداوند به ما توفيق بدهد كه ما يك خدمتگزاري براي اينها باشيم و به اين نعمت موفق بشويم:"(4) امام خميني پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با وقوع جنگ تحميلي كه توسط آمريكا و با ماموريت رژيم بعثي عراق براي مقابله با انقلاب و نظام و با هدف نهايي انهدام آن صورت گرفت، همين مردم مسلمان و انقلابي را عامل حفظ انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي معرفي مي كند و حضور ايثارگرانه آنان در جبهه و پشت جبهه و دفاع از دين و تماميت ارضي كشور را از جنبه ها و جلوه هاي مختلف موجب جلوگيري از اضمحلال نهضت اسلامي معرفي مي كند. در سخنان امام خميني در اين باره دقيق مي شويم: "شما امروز هم كه ملاحظه مي كنيد اينهايي كه در جبهه ها الان دارند جانفشاني مي كنند، اينها از كدام طبقه هستند. شما اگر پيدا كرديد در تمام اينها يك نفري كه مال آن اشخاصي باشد كه داراي سرمايه هاي بزرگ هستند، آن اشخاصي باشد كه در سابق داراي قدرت هائي بودند، اگر يك نفر از آنها پيدا كرديد، اين محتاج به ا ين است كه از ما مژدگاني بگيريد، ولي مي دانم كه پيدا نمي كنيد، از همين جمعيت اند. الان هم اينهائي كه جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مي كنند و آنهايي كه در بين شهرها و در بين روستاها حفظ مي كنند شما و مردم را همين طبقه هستند. اين طبقه اند كه به ما الان منت دارند و از اول منت داشتند، همين ها بودند كه هيچ توقعي هم ندارند، هيچ وقت هم نمي آيند توقع كنند، شما بايد توجه به اين معنا بكنيد كه ما را اينها آورده اند و وكيل كرده اند، آورده اند و وزير كرده اند، رئيس جمهور كرده اند، اينها ولي نعمت ما هستند و ما بايد ولي نعمت خودمان را از آن قدرداني كنيم و خدمت كنيم به او و همين ها هستند كه الان هم حفظ اين كشور را مي كنند و حفظ نظام اين كشور را مي كنند.(5) امام خميني براي مردم جايگاهي رفيع و نقشي عظيم قائل بود و اكرام و خدمتگزاري به آنها را لازم مي دانست و انقلاب اسلامي را ثمره مبارزات و جانفشاني مردم و نظام جمهوري اسلامي را ارمغان آنان معرفي مي كرد. بزرگداشت هاي امام خميني، صوري نبود و در سخن و تعريف و تمجيد محدود نمي شد، بلكه در حيطه عمل و رفتار خواهان تجلي آثار و جلوه هاي بزرگداشت و تحقق وظايف عملي آنان در نظارت بر مديريت و عملكرد زمامداران و كارگزاران و انتقاد و اعتراض به خطاها و نواقص بود. امام خميني تلاش مردم براي بازداشتن آن دسته از مسئولان و مديران حكومتي كه به خطا مي روند را اين گونه مي نماياند و مردم را مخاطب قرار مي داد و از آنان مي خواست كه اگر روزي ديدند برخي از زمامداران به جاي حكومت اسلامي و خدمت به جامعه به دام سلطنت گرفتار آمده اند و روحيه هاي بيمار و مستكبرانه پيدا كرده اند، انتقاد و اعتراض كنند و مانع تداوم اين سياست و روش ناپاك و ناسالم شوند. سخنان امام خميني بسيار صريح است و همانند همه رهنمودهايش مصلحت انديشانه نمي باشد، كه اين پيشواي الهي هيچ چيز را از مردم پنهان نمي داشت. به اين سخنان دقت كنيم: "آن روز كه ديديد و ديدند كه انحراف در مجلس پيدا شد، انحراف از حيث قدرت طلبي و از حيث مال طلبي، در كشور در وزيرها پيدا شد، در رئيس جمهور پيدا شد، آن روز بدانند كه علامت اينكه شكست بخوريم، خودنمايي كرده. از آنوقت بايد جلويش را بگيرند. رئيس جمهوري كه بخواهد سلطنت كند به اين مملكت، خود "مردم" بايد جلويش را بگيرند، مجلسي كه بخواهد قدرتمندي نشان بدهد و آن مسائلي كه سابق و آن افرادي كه سابق در مجلس بودند آن كارها را بكند، خود "مردم" بايد جلويش را بگيرند. اگر "مردم" بخواهند كه اسلام را حفظ كنند، جمهوري اسلامي را حفظ كنند، دولت و مجلس و رئيس جمهور و اينها را حفظشان كنند يعني حفظ كنند از اينكه خداي نخواسته يك وقت قدمي از آنور برندارند. اين شيطاني است كه در انسان هست و ممكن است كه هركس را منحرف كند و لازم است كه انسان خودش را مهذب كند."(6) امام خميني پس از اين سخنان كه در آن مردم را مخاطب قرار مي دهد، با رهنمودهايي ديگر مسئولان و زمامداران را مخاطب مي سازد و به آنان گوشزد مي كند كه اولا اگر سخن از خدمتگزاري به مردم به ميان مي آ ورند، خالصانه باشد و واقعا به آنچه كه ضرورت و وظيفه خدمت مي گويند ايمان داشته باشند. ثانيا به اين واقعيت توجه كنند كه مقام ها و رياست ها در نظام سياسي اسلام اگر به صورت ابزار خدمت و اجراي عدالت در آيند ارزشمند مي شوند و در غيراين صورت هيچ ارزشي ندارند و همه بايد به سيره و روش حضرت امام المتقين علي(ع) توجه كنيم كه اعلام مي كردند اگر هدف زمامداري تحقق عدل نبود آن را نمي پذيرفتم و من كفش پاره و وصله زده شده را بر حكومت و قدرت بي هدف و رها برتر مي دانم.(7) به سخنان امام خميني در اين باره توجه كنيم: شمائي كه مي خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مي خواهد خدمت به اين مردم بكند و رئيس جمهور و امثال كه مي خواهند خدمت به اين مردم بكنند، توجه بكنند، كه خدمتگزارند، در دل خودشان اين مطلب را ايمان بياورند به آن كه ما خدمت مي خواهيم به اين مردم بكنيم. ما در جمهوري اسلامي داريم زندگي مي كنيم، جمهوري اسلامي كه در اسلام مثل رسول اكرم مثل اميرالمومنين سلام الله عليهما بر آن حكومت كرده اند، مي خواهيم يك همچو حكومتي باشد، يك همچو حكومتي كه كفش وصله خورده خودش را مي گويد از اين رياست ها پيش من ارزشش بيشتر است... شما بايد در روحيه تان اين مطلب را حفظ كنيد و مردم هم بايد مواظب شما باشند و مواظب همه اينها باشند." (8) به اين ترتيب امام خميني كه از ابتداي نهضت اسلامي با مردم و همراه با آنان آغاز كرد و تمام مراحل را با جانفشاني هاي آنها طي كرد و همواره اعلام مي كرد كه مي خواهد درميان مردم باشد و در همه جا و در هر پيام و كلام به بزرگداشت آنان مي پرداخت و محبت و علاقه خاص خويش را به همه اقشار ملت مي نماياند، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به ثمر نشستن مجاهدات ملت، بقاي انقلاب و نظام اسلامي را با حضور و نقش آفريني مردم امكان پذير مي دانست. اين نوع حضور و نقش آفريني در مرحله پس از پيروزي انقلاب به گونه اي ديگر و از نوع مشاركت در تعيين سرنوشت خويش با انتخابات آزادانه، و نيز از نوع نظارت بر عملكرد مسئولان و كارگزاران و انتقاد از نواقص و خطاها و تلاش براي رفع آنها مي باشد. امروز و هر روز، بايد پيوند ناگسستني امام با مردم و علاقه و شور و اشتياق متقابل ملت با رهبر و شيوه هاي ارزش گزاري و اكرام به مردم و زمينه سازي براي فعاليت هاي آگاهانه و مسئولانه آنان مورد توجه و نظر وعمل در آيد كه در اين صورت قوام انقلاب و دوام نظام و استمرار ارزش هاي آن تضمين مي شود. *پاورقي: 1 - صحيفه ا مام، ج 21، ص 401 2 - همان مدرك، ج 14، ص 77 3 - وصيت نامه الهي و سياسي امام خميني، صحيفه امام، ج 21، ص 410 4 - همان، ج 16، ص 24 5 - همان منبع 6 - همان منبع، ص 23 7 - اشاره به خطبه 23 از نهج البلاغه 8 - صحيفه امام، ج 16، ص 23 * امام خميني مردم را مخاطب قرار مي داد و از آنان مي خواست كه اگر روزي ديدند برخي از زمامداران به جاي حكومت اسلامي و خدمت به جامعه به دام سلطنت گرفتار آمده اند و روحيه هاي بيمارو مستكبرانه پيدا كرده اند، انتقاد و اعتراض كنند و مانع تداوم اين سياست و روش ناپاك و ناسالم شوند * اقشار مختلف مردم وقتي امام خميني رامحو شده در خدا و ذوب شده در اسلام يافتند و خلوص انگيزه و زلالي رفتار و صداقت و صفاي اعمالش را مشاهده كردندو درد او را درد دين يافتند و اهدافش را احياگري ديني و نفي استعمار و طرد استبداد و تحقق آزادي و عدالت و استقلال ديدند، سر از پا نشناختند. * منبع: شنبه 12 بهمن 1392