Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 172216
تاریخ انتشار : 14 بهمن 1392 0:0
تعداد بازدید : 74

امام خميني و آزمون مردم داري روحانيت

با دهه فجر امسال، انقلاب اسلامي ايران وارد سي وششمين سال خود مي شود. ترديدي نيست كه اين انقلاب و نيز نظام بر آمده از آن، چه در حدوث خود و چه در بقا، مديون روحانيت است، همان گونه كه روحانيت، در تجديد حيات خود مديون اين انقلاب و نظام مي باشد. اين رابطه دوسويه ميان روحانيت و انقلاب در واقع بيانگر رابطه روحانيت با مردم ايران مي باشد، چرا كه انقلاب ايران بدون مردم معنايي ندارد. مردم ايران با فداكاري منحصر به فرد خود نه تنها در دوران مبارزه و انقلاب گام به گام با روحانيت همراهي كرده است بلكه در مراحل مختلف سه دهه گذشته نيز با تحمل انواع مشكلات و كاستي ها، از وظيفه خود كوتاهي نكرده است. اما پرسش اساسي در اين ميان آن است كه روحانيت كه با فداكاري اين مردم بيش از سي سال قدرت را در دست داشته است چه مقدار به وظايف خود در مقابل در قبال مردم عمل كرده و آيا از آزمون مردم داري سربلند بيرون آمده است يا نه؟. البته قضاوت درست در اين زمينه نياز به تعمّق بيشتر بلكه نياز به برخي پژوهش هاي ميداني دارد اما آنچه ظاهر امر نشان مي دهد آن است كه اگرچه بخشي از روحانيت نهايت تلاش خود را در جلب رضايت مردم مصروف كرده است اما هنوز ميان انتظارات مردم با واقعيت هاي موجود تفاوت هايي وجود دارد. اين واقعيت نه چندان شيرين، براي رهبر تيزهوشي چون امام خميني قابل پيش بيني بود. حضرت امام از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي اين دغدغه را پيدا كرده بودند كه نكند روحانيت نتواند از اين امتحان سربلند بيرون آيد، لذا از فرصت هاي مختلف استفاده مي كردند تا جامعه روحانيت را به اين مهم، حساس نمايند. امام به جدّ معتقد بود روحانيت با پيروزي انقلاب وظيفه مضاعفي دارد كه اگر به آن عمل نكند مردم را از دست مي دهد. ايشان در اين باره مي فرمايند: "اين امانت بزرگي كه خداي تبارك و تعالي الآن به دست ما داده است، ما حفاظت كنيم اين را. اگر روحانيت به وظايف خود عمل كند، قلوب مردم با آنهاست‏ شما چنانچه به وظايف روحاني، وظايف روحانيت عمل بكنيد، قلوب مردم با شماست، مردم شما را مي‏خواهند و اگر خداي نخواسته يك خلافي از بعضي بشود، اين قلوبي كه متوجه به شما شده است ممكن است خداي نخواسته برگردد. برگشتن قلوب از شما، شكست روحانيت است، شكست روحانيت، شكست اسلام است. اسلام با اين سد بزرگ روحانيت تا حالا محفوظ مانده اگر خداي نخواسته اين سد شكسته بشود، اسلام شكسته مي‏شود. از اين جهت، وظيفه بسيار بزرگ است. وظيفه بسيار بزرگي به عهده ماست."1 از نظر امام اساساً ماهيت برگشت مردم از روحانيت در نظام جمهوري اسلامي با عدم اقبال آنان در دوره گذشته متفاوت است، براي اين كه روحانيت در گذشته مظلوم لذا محبوب هم بود اما امروزه اين گونه نيست به تعبير امام: "حيثيت روحانيت، الآن بسته است به اعمال ما. هميشه بوده اما حالا بيشتر است. هميشه در زمان طاغوت بود ما هم هيچكاره بوديم، شما هم هيچكاره بوديد و تحت فشار ظلم بوديد و مظلوم؛ محبوب است؛ مظلوميّت محبوبيّت مي‏آورد. حالايي كه جمهوري اسلام و اسلامي شده و رژيم طاغوتي از بين رفته و رژيم اسلامي- انساني بناست باشد و شما هم متصدّي يك اموري هستيد براي اينكه كمك بكنيد به اين نهضت و- بحمد اللَّه- با كمك اين طبقه است كه اين كارها دارد انجام مي‏گيرد. الآن آن طور نيست كه اگر يك كاري آن وقت مي‏شد مردم از باب اينكه شما مظلوم باشيد، مظلوم بوديد و محبوب شده بوديد، مردم مناقشه نمي‏كردند. اما امروز آن وضع ديگر نيست؛ امروز مناقشه مي‏كنند."2 از اينجا است كه به اعتقاد امام برگشت مردم از روحانيت در اين دوره، يك برگست عادي و معمولي نيست بلكه به منزله برگشت از اسلام محسوب مي شود: "بايد توجه به اين معنا بكنيم كه حيثيت روحانيت و حيثيت اسلام الآن بسته به كارهاي ماست. اگر ما كارمان يك كار صحيح مطابق با قواعد اسلام باشد، هم حفظ روحانيت مي‏شود، هم حفظ اسلام و اگر خداي نخواسته از ما ببينند كه باز مخالفتها شروع شد و باز اين بكش آن طرف و آن بكش آن طرف و اين كميته چه بكن، آن كميته چه، يك همچو مسائلي اگر از ماها ديدند، روحانيت حيثيتش را از دست مي‏دهد، و با از دست دادن روحانيت حيثيت خود را، اسلام عقب‏نشيني مي‏كند." بنا بر اين امام تلاش كردند راهكار برون رفت از اين مشكل را نيز نشان دهند. از ديدگاه امام خميني، روحانيت براي اين كه از مردم جدا نشود اقدامات زير را بايد براي هميشه در نظر داشته باشد: 1- رعايت قوانين اسلام از نظر امام روحانيت متولي احكام اسلام بوده و در دوره جمهوري اسلامي اين وظيفه مضاعف شده است و امروزه عملكرد ديني روحانيت زير ذره بين مردم قرار دارد و روحانيت زماني مي تواند از اين آزمون بيرون آيد كه خود بيش از ديگران عامل به احكام اسلام و مقيد به موازين دين باشد: "اين وظيفه بزرگي است كه الآن به عهده ماست؛ حفاظت از حيثيت اسلام. الآن كه جمهوري اسلامي شده است، حفاظت ما بايد بكنيم اين جمهوري اسلامي را و نگذاريم‏ كه اجانب، دشمنهاي ما، يك لكه ننگي به جمهوري اسلامي و اسلام وارد كنند؛ آن هم از ناحيه ما باشد. ما و شما بايد با كمال دقت، با كمال دقت مواظب باشيم كه بر طبق موازين شرعيه عمل بكنيم. قدرت دست‏تان باشد بر طبق موازين؛ نباشد بر خلاف موازين."4 "روحانيون كه نماينده رسول خدا هستند در بين مردم، اگر خداي نخواسته روحانيوني كه مدعي اين هستند كه نماينده امام زمان الآن هستند در بين مردم، اگر خداي نخواسته، از يكيشان يك چيزي صادر بشود كه بر خلاف اسلام باشد، اين طور نيست كه فقط خودش را از بين برده، اين حيثيت روحانيت را لكه‏دار كرده. اين يك وظيفه بزرگي به عهده‏اش هست. روحاني همچو نيست كه اگر يك خلافي بكند، بگويند كه زيد اين خلاف را كرده. خلاف روحاني، به اندازه‏اي كه سعه شعاع نفوذش هست، خطايش خطاي بزرگ هست. خطايي است كه عفوش در درگاه خدا بسيار مشكل است. براي اينكه اين نماينده، يعني مدعي نمايندگي از طرف امام زمان- سلام الله عليه- و اسلام دارد. نماينده امام زمان اگر خداي نخواسته يك قدمي كج بگذارد اين اسباب اين مي‏شود كه مردم به روحانيت بدبين بشوند. بدبين شدن به روحانيت و شكست روحانيت، شكست اسلام است. آن كه حفظ كرده است تا حالا اسلام را، اين طبقه بودند. و اگر در اين طبقه شخصي، اشخاصي پيدا بشوند كه بر خلاف مصالح اسلام خداي نخواسته عمل بكند، جرمي است كه از آدمكشي بدتر است. جرمي است كه از همه معاصي بدتر. براي اينكه جرم صادر مي‏شود از كسي كه آبروي يك روحانيت را از بين مي‏برد. مردم را، آنهايي كه غافل هستند از اسلام، گاهي وقتها برمي‏گرداند. اين طور نيست كه وارد شده است كه- چنانچه عالم فاسد بشود عالم فاسد مي‏شود. براي اينكه عالم- به حسب ظاهر- نماينده امام است. و اگر خداي نخواسته يك فسادي در او پيدا بشود، فاسد بشود، قشرهاي ملت را فاسد مي‏كند. گاهي عالم را فاسد مي‏كند. و از آن طرف اگر صالح باشد، صالح مي‏كند قشرهاي ملت را. صالح مي‏كند عالم را." 5 2-ضرورت تهذيب روحانيت "اول كار اين است كه ما خودمان را تهذيب كنيم؛ به طوري كه ما وقتي كه اسم خودمان را "روحاني" گذاشتيم؛ الهي باشيم، روحاني باشيم. عرضه بكنيم خودمان را به دنيا، بگوييم كه ما اشخاصي هستيم كه روحاني هستيم و مربي جامعه هستيم. اگر از مربي جامعه خداي نخواسته يكوقت- يك چيز خلاف ديدند خوب، چه خواهد شد؟ اين خواهد شد كه خداي نخواسته اگر زياد شد، خوب روحانيت شكست مي‏خورد. شكست روحانيت، شكست اسلام است. يعني آني كه اسلام را تا اينجا آورده است روحانيين بوده‏اند. آني كه اسلام را، همه احكام اسلام را ضبط كرد و جمع كرد و ترويج كرد همين قشر روحاني است. اگر خداي نخواسته از ما يك چيز خلافي ببينند، كم كم زياد و زياد، يكوقت به آنجا برسد كه مردمْ ما را بر خلاف مسير اسلام ببينند و به ما پشت بكنند. آن روزي كه مردم به شما پشت كردند و خداي نخواسته- خدا نياورد يك همچو روزي را- آن روز است كه اسلام از دست ما خواهد رفت. بنا بر اين، يك تكليف الهي بزرگ معيّناً بر هر يك از ماست."6 3- پاسداشت آزادي مردم يكي از محوري ترين شعارهاي مردم در انقلاب اسلامي "آزادي" بوده است كه مردم از زبان روحانيت شنيده است به گونه اي كه به اصلي ترين شعار انقلاب يعني"استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي" تبديل شده است. امام عنايت داشته اند كه اين شعار به بهترين شكل به واقعيت بپيوندد: "چشمها دوخته شده است به اينكه ببينند روحانيون كه حالا يك قدرت ظاهري دست‏شان آمده است چه مي‏كنند؛ با ملت چه مي‏كنند. آيا آن طور است كه قلمهاي مسموم مي‏گويد كه ما از ديكتاتوري پهلوي خارج شديم و به ديكتاتوري عبا و عمّامه مبتلا شديم؟ اگر ما بهانه دست اينها بدهيم، يكي را صد مي‏كنند و در خارج و داخل منتشر مي‏كنند. اگر در داخل هم يك قدري ملاحظه بكنند، در خارج و در مجلات ممالك غربي و شرقي و اينها، اين يك مطلب را صد مقابل مي‏كنند؛ و ما را معرفي مي‏كنند به اينكه اينها تا قدرت دست‏شان نبود هِي مي‏گفتند بايد آزادي باشد، چه باشد؛ حالايي كه قدرت دست‏شان آمده خودشان مشغول شده‏اند به اينكه با مردم بدرفتاري مي‏كنند."7، "حالا خوفشان صد چندان شده است؛ و دست و پا مي‏زنند به اينكه شماها را آلوده بكنند و پيش ملت باز شماها را يك طوري بكنند كه مردم از شما روگردان بشوند و شما را هم بگويند كه اينها تا حالا چيزي دستشان نبود، حالا كه دستشان آمده اينها هم همانها هستند." 8 4- دوري از اختلاف يكي از اساسي ترين عامل پيروزي ملت در انقلاب، اتحاد و يكپارچگي مردم بوده است. از نظر امام اين علت به وجود آورنده انقلاب بايد علت بقا آن نيز باشد و اين مهم به دست روحانيت حاصل مي شود، آن هم با وحدت ميان خود: "اگر خداي نخواسته اختلافي باشد، اين به ضرر هم طرفين منازعه و هم اسلام تمام مي‏شود. اين جور گمان نشود كه اگر من با شما مخالفت كردم، به ضرر شما تنهاست، به ضرر هر دويمان است؛ به ضرر هر دو روحاني مثلًا يك شهري؛ به ضرر روحانيت آن شهر است؛ به ضرر مطلق روحانيت است؛ به ضرر اسلام است... چون انعكاسش در توده مردم يك انعكاس صحيحي نيست، ممكن است موجب اين بشود كه مردم از روحانيت يك قدري سرخورده بشوند و بگويند حالايي كه دست اينها هم افتاده، همين است مي‏بينيد. دارند مي‏گويند به ما اينها را؛ حالا هم كه جمهوري اسلامي شده، اينها هم نتوانسته‏اند كاري بكنند؛ نمي‏توانند يك كاري انجام بدهند." 9 5-توجه به خواسته ‏هاي مردم‏ خواست مردمي كه در تمام مراحل انقلاب فداكاري كردند، خواست انقلاب، نظام، بلكه خواست خداي اين مردم است. ترديدي نيست كه يكي از مهمترين خواست بلكه نياز مردم، خواست اقتصادي است و حق اين مردم است كه نه تنها به نيازهاي خود دست مي يابند، بلكه در بهترين وضع رفاه و آسايش نيز قرار گيرند. امام خميني به حق تأمين اقتصادي مردم را نقطه ثقل بقا نظام جمهوري اسلامي و روحانيت مي دانست: "اين مستمندها، فقيرها، عيال خدا هستند، اداره بايد اينها بشوند. فقرا را خداي تبارك و تعالي امر كرده است كه اداره‏شان بايد بكنيم. يك دسته غني بنشينند كنار، و اينها بيچاره‏ها به فقر بگذرانند. من پيشتر به اين كارخانه دارها و اين متمكنين، كه گاهي مي‏آمدند اينجا- و بعضيشان هم مي‏خواستند من را اغفال بكنند!- به آنها گفتم آقا اين نمي‏شود كه همان مسائل زمان طاغوت حالا هم اجرا بشود. يك دسته آن بالاها بنشينند مُرفَّه و هر چه بخواهند هرزگي بكنند، يك دسته هم اين زاغه‏نشينهاي تهراني، كه همه‏تان مي‏بينيد و در شهرهاي خودتان هم هست امثالش. اين نمي‏شود. اين عملي نيست. من اخطار كردم، اين يك خطري براي مردم هست. اگر خداي نخواسته جمهوري اسلامي نتواند جبران كند اين مسائل اقتصادي را، كه اول مرتبه زندگي مردم است، و مردم مأيوس بشوند از جمهوري اسلامي و مأيوس بشوند از اينكه اسلام هم براي آنها بتواند در اينجا كاري انجام بدهد، اگر در اين محيط يك انفجار حاصل بشود، ديگر نه من و نه شما و نه هيچ كس، نه روحانيت و نه اسلام، نمي‏تواند جلويش را بگيرد. انفجار اگر در زمان طاغوت حاصل مي‏شد، ماها مي‏توانستيم با نصيحت، با موعظه، با امر، مهارش كنيم. اما انفجار اگر در متن اسلام حاصل بشود، مردم با يأس از جمهوري اسلامي منفجر بشوند، ديگر قابل مهار نيست. اين ثروتمندها بفهمند اين مطلب را كه اگر خداي نخواسته يك وقت يك انفجاري كه نشود مهارش كرد در يك ملتي پيدا بشود، همه اين بزرگها و همه اين ثروتمندها و اينها تر و خشك با هم خواهند سوخت. فكر بكنند، بنشينند براي اين ملت فكر بكنند، هِي ننشينند آن كنار و خودشان هر طوري بخواهند عمل بكنند و هر طوري بخواهند زندگي بكنند، و تماشا كنند اين زاغه‏نشينها و تماشا كنند اين مردمي كه نمي‏شود اسمش را [زندگي‏] گذاشت. اين زندگي است كه اينها مي‏كنند؟ زندگي است كه من وقتي نگاه مي‏كنم حيوانات هم بهتر از اينها زندگي مي‏كنند! حيوانات را هم در اين تلويزيون نشان مي‏دهند خيلي خوب! در اين جنگلهايي كه دارند زندگي مي‏كنند خيلي هم خوب زندگي مي‏كنند. و در اين جهاد سازندگي كه هست، خانه‏هايي كه مردم در آن زندگي مي‏كنند، آنها را هم نشان مي‏دهند، خيلي زندگي آنها بهتر از اينهاست، يعني اصلًا طرف نسبت نيست! چرا بايد اين طور باشد؟ بايد همه دست به هم بدهند، ملت، دولت، ثروتمندها، كارخانه دارها، همه اينها، دست به هم بدهند و اين مشكله را حَلَّش بكنند. اگر اين مشكله حل نشود و خداي نخواسته يك انفجاري در متن اسلام، در متن جمهوري اسلام? پيدا بشود، اين ديگر قابل مهار نيست، هيچ كس نمي‏تواند جلويش را بگيرد. قبل از اينكه يك همچو مسائلي پيش بيايد [بايد جلويش را گرفت‏] خصوصاً كه خوب، دشمنهاي اسلام و دشمنهاي مسلمين و دشمنهاي كشور اسلامي هم از خارج و داخل مشغول شده‏اند به- عرض مي‏كنم- توطئه كردن."10 پاورقي ها: 1. صحيفه امام، ج‏9، ص: 477 2. همان، ص: 509 3. همان، ص: 510 4. همان، ص: 476 5. همان، ج‏11، ص: 250 6. همان، ج‏10، ص: 24 7. همان، ج9، ص: 475 8. همان، ص: 507 9. همان، ص: 477 10. همان، ج‏10، ص: 335 * اگرچه بخشي از روحانيت نهايت تلاش خود را در جلب رضايت مردم مصروف كرده است اما هنوز ميان انتظارات مردم با واقعيت هاي موجود تفاوت هايي وجود دارد * يكي از محوري ترين شعارهاي مردم در انقلاب اسلامي "آزادي" بوده است كه مردم از زبان روحانيت شنيده اند، امام عنايت داشته اند كه اين شعار به بهترين شكل به واقعيت بپيوندد * امام خميني به حق تأمين اقتصادي مردم را نقطه ثقل بقا نظام جمهوري اسلامي و روحانيت مي دانست. * منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 14 بهمن 1392