Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 172281
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 107

نقش تشیع در انقلاب ایران از دیدگاه جان اسپوزیتو

نگاه جهانی به انقلاب اسلامی ایران (۳)
اندیشمندان و صاحب نظران غربی که درباره انقلاب اسلامی ایران و ابعاد آن مطالعه و اظهارنظر کرده اند، جان اسپوزیتو به سبب نگارش کتاب «انقلاب ایران و بازتاب جهانی» شهرت فراوانی دارد. وی در این کتاب که در حقیقت گردآوری مجموعه ای از مقالات درباره ابعاد جهانی انقلاب اسلامی ایران است، بخشی را نیز به بیان مختصر روند تاریخی منتهی به انقلاب اختصاص داده است. به گزارش «تابناک»، اسپوزیتو در مقاله ای با نام «انقلاب ایران: چشم اندازی ده ساله» که در کتاب انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن انتشار یافته، درصدد ریشه شناسی جریان انقلاب اسلامی در ایران برآمده و در این راستا، نقش تشیع در ایران و همچنین چهره های سر شناس مخالف حکومت شاه را بسیار مهم ارزیابی کرده است. بخش هایی از این مقاله از قرار زیر است: تشیع از قرن شانزدهم میلادی مذهب رسمی ایران بوده است. معتقدات، رهبری و نهادهای شیعه، نقش مهمی در سیاست ایران داشته و اسلام شیعی از آغاز با سیاست آمیخته بوده؛ چنانکه می توان گفت تاریخ و معتقدات شیعه زیربنای ایدئولوژی انقلابی مدرن را تشکیل داده است. از زمان روی کار آمدن سلسله صفوی، رابطه علمای شیعه و حکومت به مقدار زیادی تابع شرایط سیاسی و اجتماعی بود. معمولاً اقتدار و رهبری آن ها نسبت به اقتدار پادشاهان ایران در سطحی پایین تر بود و با آن ها محدود می شد. گاهی آن ها به نقش خود در صیانت از مذهب در مقابل تعدیات حکومت اشاره می کردند. به هر صورت، ضعف حاکمیت سلسله قاجار موجب شد، علما دوباره استقلال و نقش خود را به عنوان حافظان مذهب و بازدارندگان فزونی خواهی های حکومت به دست آورند. طی قرون نوزدهم و بیستم، علما به تهدید استقلال ایران با فروش امتیازات تجاری به قدرت های استعماری اروپا اعتراض کردند. پس از آن، آن ها به منظور محدود کردن استبداد سلطنتی و تقاضا برای ایجاد اصلاحات مشروطه به بازاری ها و اصلاحگران مدرن پیوستند. در دوران سلطنت رضا شاه و سپس محمدرضا شاه پهلوی، اقدامات زیادی از سوی حکومت به منظور محدود کردن نقش و جایگاه روحانیون انجام گرفت؛ اما از اوایل دهه ۱۹۶۰، آیت الله روح الله خمینی در مقام سخنگوی اصلی ضد حکومتی در میان اقلیت رو به رشد علمایی مطرح شد که برنامه نوسازی شاه و روابط نزدیک ایران با ایالات متحده، اسرائیل و شرکت های چندملیتی را به مثابه تهدیدی برای اسلام و زندگی مسلمانان ایران و استقلال ملی تلقی می کردند. امام خمینی مخالفت سازش ناپذیر خود را با استبداد و نفوذ یا حاکمیت نیروهای بیگانه، از منبرش در قم شروع کرد. وی ایالات متحده را به منزله دشمن اسلام در همه سیاست هایش محکوم نمود. به نظر ایشان، ماهیت این دشمن به ویژه در حمایتش از اسرائیل و نفوذش در ایران آشکار می شد. در اواسط دهه ۱۹۷۰، اوضاع سیاسی ایران به نحو غم انگیزی به وخامت گرایید. سیاست های سرکوبگرانه شاه، طیف های مختلف را تحت تأثیر قرار داد و این عامل مشترکی را برای ایجاد نوعی نهضت و مخالفت گسترده پدید آورد. اسلام شیعی ثابت کرد که ماندنی ترین ابزار ریشه دار بومی برای بسیج یک نهضت توده ای کارساز است و می تواند مفهوم هویت و تاریخ، نماد ها و ارزش های مشترک را برای رهبری قدرتمند مذهبی- سیاسی و مراکز سازمانی نهضت فراهم آورد. اسلام شیعی، همچون چهارچوبی ایدئولوژیک عرضه و از طریق آن، به نهضت مظلوم و محروم مخالفت با هر نوع طاغوت معنا و مشروعیت بخشیده شد، به گونه ای که گروه های متنوعی توانستند به آن بپیوندند و در آن فعالیت کنند. روحانیونی چون آیت الله خمینی، مطهری، طالقانی و بهشتی، در کنار ایدئولوگ های غیر روحانی نظیر بازرگان و شریعتی، ایدئولوژی های انقلابی و اصلاح گرایانه را بسط دادند. ایدئولوژی انقلابی ایران، به نحو بارزی ایرانی و شیعی بود. شهادت وارث بر حق علی (ع) و فرزندش حسین (ع) توسط خلیفه غاصب (یزید) در کربلادر سال ۶۸۰ میلادی، انگاره ای برای انقلاب ایران به شمار می رفت. این رخداد فراتاریخی، خمیرمایه ماجرا و نمادهای مقدس ظلم و عصیان، مصیب و شهادت و جنگ عادلانه (جهاد) علیه نیروهای استبداد و بی عدالتی اجتماعی را فراهم کرد. در این میان، برخورد محاکم سلطنتی با روحانیت، تقریباً شامل گستره کاملی از اذیت و آزار و مانع تراشی اداری تا زندان، تبعید و حتی اعدام می شد؛ اما حکومت در محدود کردن قدرت روحانیون که روز به روز از طریق مساجد بر نفوذشان افزوده می شد، در مقایسه با خفه کردن صدای رهبران مخالفان غیردینی، کمتر موفق بود. نظام مسجد ـ علما، شبکه ای از مراکز ملی برای ارتباط و فعالیت های سیاسی و نیز گنجینه ای از رهبری توده ها را فراهم می کرد. به هر حال، پس از رویدادهای سرکوبگرانه ای که اوج آن در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ نمود یافت، مذهبی و غیرمذهبی، مبارز دینی و غیردینی، سنت گرا و تجدد خواه، به نماز جمعه رفتند و تحت لوای اسلام به تظاهرات پرداختند. مدتی بعد، در تهران و در مراسم عزاداری روز عاشورا، حدود ۲ میلیون نفر در خیابان ها راهپیمایی کردند و خواهان سقوط شاه، بازگشت امام خمینی و برقراری حکومت اسلامی شدند. شاه فرومانده که به حمایت آمریکا مطمئن نبود و دیگر توان اداره کشور را نداشت، در شانزدهم ژانویه ۱۹۷۹ کشور را ترک کرد. در یکم فوریه ۱۹۷۹ آیت الله خمینی با یک فروند هواپیمای جت اجاره شده از فرانسه، در حالی که شماری از یاران و خبرنگاران رسانه های غربی نیز وی را همراهی می کردند، به ایران آمد و میلیون ها ایرانی مشتاق در فرودگاه تهران از ایشان استقبال کردند. ادامه دارد... * منبع: خبرگزاری تابناک، چهارشنبه 16 بهمن 1392