Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 172315
تاریخ انتشار : 17 بهمن 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 63

بهترين گليم ها را با جديدترين نقشه ها توليد كرديم

گفتگو با صغری حيدری همسر شهيد، مديرعامل شركت گليم حيدري و كارآفرين برتر كشوری
گفتگو از ريكا حسامي اشاره: در دهه فجر انقلاب شكوهمند اسلامي قرار داريم. همه جا صحبت از 35 سال كار و تلاش بي وقفه مسئولان براي پيشرفت كشور و ارتقاي فرهنگ جامعه است. آمارها هم گواه صادقي است كه نشان مي دهد با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 57 شكوفه هاي اميد بر نهالهاي تازه رسته انقلاب به مرور زمان به بار نشست و افق هاي جديدي براي توسعه و تعالي كشور در عرصه هاي گوناگون فراهم شد.‏ آن گونه كه امروز علي رغم كارشكني هاي دشمنان، ايران كشوري قدرتمند در منطقه و مردم ايران از رفاه نسبي و امكانات تحصيلي و رشد فرهنگي و اجتماعي مناسبي برخوردارند.‏ امروزه ديگر پس از تبيين جايگاه والاي زنان در نظام اسلام طي 35 سال گذشته، اين موضوع به يك بحث تكراري و كليشه اي تبديل شده است. آن گونه كه گويا بر همگان مسلم است كه زنان در نظام اسلامي داراي كرامت و ارزش ويژه اي هستند ولي متاسفانه بايد اذعان داشت كه علي رغم همه تلاشهاي صورت گرفته، هنوز هم استانهايي وجود دارند كه ارتقاي فرهنگي آن گونه كه بايد در آنها به ثمر ننشسته و هنوز زنان محرومترين قشر جامعه تلقي مي شوند و از كمترين حقوق و منزلت اجتماعي برخوردارند. صغري حيدري همسر شهيد عبدالرضا اسماعيلي كه كارآفرين برتر كشور و مديرعامل شركت "گليم حيدري" در استان ايلام است، در گفتگو با رسالت بر اين نقطه ضعف انگشت مي گذارد و خاطر نشان مي كند كه زنان استان ايلام با وجود تلاش بسيار از كمترين حقوق برخوردارند و در اين استان زنان از پارك و يا مكان مناسب تفريحي، ورزشي برخوردار نيستند.‏ وي خواهان حمايت بيشتر دولت از مشاغل خانگي و صنايع دستي است و تاكيد مي كند كه بافنده ها در مكانهاي نامناسبي كار مي كنند، به طوري كه به مرور دستهايشان از كار مي افتد و به ديسك كمر و گردن دچار مي شوند. ‏ حيدري مي گويد: دلخوشي بافنده ها به وام هاي پنج ميليون توماني است كه دولت از آنها دريغ مي كند! اين گفتگو فرارويتان قرار دارد. - ابتدا در مورد همسر شهيدتان برايمان بگوييد.‏ ‏- همسرم شهيد عبدالرضا اسماعيلي يكي از سردارها و يكي از اولين فرماندهان استان ايلام بود. -در چه سالي با ايشان ازدواج كرديد، چطور زندگي كرديد و نحوه شهادت ايشان چگونه بود؟ ‏- ما درسال 1361 ازدواج كرديم. من بزرگ شده شهر مهران هستم. اوايل جنگ تحميلي آواره شديم و با خانواده به ايلام آمديم. خانه ما درايلام نزديك خانه پدر همسرم بود. بعد از آشنايي خانواده ها، با ازدواج ما موافقت شد. در آن زمان شغل پاسداري خيلي مهم بود و پاسداران در جامعه ارج زيادي داشتند. البته الان هم دارند ولي در زمان جنگ حال و هواي خاصي در جامعه حاكم بود. ازدواجها خيلي معنوي و ساده برگزار مي شد. هزينه ازدواج ما در سال 61 هزار و پانصد تومان شد. فقط يك حلقه خريديم. بدون مراسم خاصي ازدواج كرديم و من با همسرم و مادر شوهرم زندگي كردم. بهترين روزها را با هم گذرانديم. 14 سال زندگي خيلي خوب و شيريني با هم داشتيم. ثمره زندگيمان چهار فرزند شد. او يك انسان به تمام معنا و بزرگوار بود. بسيار صادق و مومن بود. عشق به خانه و خانواده داشت. با اينكه فرمانده گردان بود و مسئوليت هاي زيادي داشت ولي به خانواده هم خيلي اهميت مي داد تا اينكه در سال 75 به آرزويش رسيد و در منطقه چنگوله شهيد شد.‏ ‏- سال 75 كه جنگ تمام شده بود؟ - بله، آن زمان جنگ تمام شده بود اما ايشان براي انجام ماموريت به آن منطقه رفت و به شهادت رسيد. - شهيد عبدالرضا اسماعيلي به هنگام شهادت چند ساله بود و شما چند سال داشتيد؟ - او 35 سال داشت و من 28 ساله بودم.‏ ‏- پس از شهادت همسرتان شما در ايلام مانديد و بچه ها را بزرگ كرديد؟ - بله، آن زمان بچه ها كوچك بودند و براي ديدن پدرشان خيلي بي قراري مي كردند. بعد از شهادت همسرم سختي هاي زيادي كشيدم. فرزند كوچكم شش ماهه بود. در ايلام فقط خواهرم زندگي مي كرد. بقيه خانواده ام در مهران زندگي مي كردند. يك سال در حالت شوك بودم. حقيقت اين است كه در زمان جنگ آمادگي شهادت او را داشتم و هر بار كه به عمليات مي رفت مي گفتم: شايد ديگر برنگردد و از نظر روحي خودم را تقويت مي كردم ولي بعد از اتمام جنگ ديگر چنين انتظاري نداشتم. براي همين شوكه شده بودم. ما در زمان جنگ زندگي سختي داشتيم. گاه همسرم شش ماه يكبار به خانه مي آمد و هميشه در جبهه بود ولي بعد از شهادت ايشان زندگي ما خيلي خيلي سخت شد. بچه ها بي قرار بودند و من بهت زده.‏ ‏- شما ازدواج نكرديد و بچه ها را بزرگ كرديد، همين طور است؟ ‏- بله، من با ياد او زندگي كردم. هنوز لباسهايش در كمد آويزان است.‏ ‏- چه شد كه به فكر تاسيس يك شركت توليدي افتاديد؟ - بعد از بزرگ شدن بچه ها و ازدواج فرزند اولم اواخر سال 1383 به فكر كاركردن افتادم. زماني كه من كارم را شروع كردم، جايي براي كاركردن زنان در استان ايلام نبود! هنري كه مادر بزرگم و مادرم به من ياد داده بودند در ذهنم بود. لذا براي آموزش قاليبافي وگليم بافي مراجعه كردم و در كلاسهاي بازرگاني و فني حرفه اي شركت كردم و مدرك گرفتم. بعد به فكر افتادم كه كارگاهي را راه اندازي كنم تا افرادي در آن آموزش ببينند و كار كنند. با توكل به خدا كار را شروع كردم. ‏ با سرمايه دو ميليون تومان همه وسايل از جمله: ابزار دار، نخ و چله را تهيه كردم. براي شروع كار 10 "دار" خريدم و براي اولين بار نخ كرك را وارد ايلام كردم. - در واقع براي خانمها در استان ايلام كارآفريني كرديد.‏ ‏- بله، هميشه دوست داشتم در محيطي كار كنم كه همه خانم باشند و مردي حضور نداشته باشد. - تفاوت گليم هايي كه در كارگاه شما بافته مي شد با ساير گليم ها چه بود؟ ‏- ما طرحهاي جديدي را وارد بازار كرديم. كار را با يك بافنده آموزشي و 10 دار گليم شروع كرديم. بعد كار گسترش پيدا كرد و بافنده ها آمدند. براي بهبود كار و اينكه بتوانيم متفاوت باشيم ترفندهايي را به كار بردم. يكي اينكه دستمزدها را بالا بردم، جايزه گذاشتم، قسمتي از فضاي كارگاه را براي صرف صبحانه و عصرانه اختصاص دادم. تا آن موقع هيچ كس اين كارها را نكرده بود.‏ ‏- دستمزد بافنده ها را چقدر افزايش داديد؟ - مثلا آن زمان دستمزد بافنده ها 35 هزار تومان بود و من 50 هزار تومان دستمزد دادم. مقرر كردم اگر هركس در يك ماه يك گليم را كار كند، پنج هزار تومان بر روي دستمزدش مي گذارم. رقابت ايجاد كردم. برايشان لباس مي خريدم، عيدي مي دادم. جو خيلي صميمانه اي را در محيط كار ايجاد كردم. همين مسئله باعث شد 60 نفر بافنده جذب كنم. اين حركت مانند يك انقلاب در كار گليم بافي استان ايلام بود. ما بهترين گليم ها را از نظر جنس و كيفيت با بهترين و جديدترين نقشه ها توليد و وارد بازار كرديم. - علت شهرت گليم حيدري در استان ايلام چيست؟‏ ‏- بعد از مدتي گليم- فرش حيدري در استان به شهرت دست يافت. به لطف خدا امروزه اگر هر اداره اي در استان براي مهمان، يا مناسبتي بخواهد گليمي هديه بدهد، فقط "گليم حيدري" تهيه مي كند. علت پيشرفت كار ما اين بود كه نوآوري داشتيم و طرح هاي جديدي ارائه كرديم. طرح هاي قرن 17 و 18 ميلادي را بازسازي كردم و به بازار آوردم.‏ طرح فرش پازيريك را كه قدمت دو هزار و پانصد ساله دارد به شكل نقش برجسته گليم بافتم. براي اولين بار طرح گليم فرش پازيريك به شكل نقش برجسته بافته و ارائه شد و در دو جشنواره مقام به دست آورد.‏ ‏- از تشويق هايي كه شديد و مقامهايي كه به دست آورديد بيشتر برايمان بگوييد.‏ ‏- هنرمند برتر و كارآفرين برتر كشور شدم. مورد تقدير رئيس جمهوري قرار گرفتم. - در حال حاضر بيشتر وقت شما صرف چه اموري مي شود؟ - بيشتر وقتم را با بچه هاي كارگاه مي گذرانم. خدا را شكر كارمان خيلي رونق دارد.‏ ‏- محصولاتتان را چگونه به فروش مي رسانيد؟ - از طريق سايت مي فروشيم. در ايلام كه گليم هاي ما شناخته شده هستند عده اي محصولات ما را مي خرند و به خارج از كشور صادر مي كنند. ادارات مي خرند و... - شنيديم كه شما گليم هايي را به صورت تابلو هم كار مي كنيد؟ - بله، گليم هاي بسيار زيبايي مي بافيم كه براي نصب بر ديوار مناسب است. آيات قرآن را نيز براي نصب بر ديوار به صورت گليم بافته ايم.‏ ‏- پس تابلو گليم كار مي كنيد؟ آيا تابلو فرش كار نمي كنيد؟‏ ‏- خير، همان تابلو گليم كار مي كنيم. اصولا كار ما در زمينه گليم است. - براي آينده برنامه هايي داريد؟ - ناگفته نماند كه من حدود دو سال است كه كشاورزي هم مي كنم. - شما خيلي فعال هستيد، در مورد كشاورزيتان برايمان بگوييد.‏ ‏- دو سال پيش چهار هزار هكتار زمين كشاورزي در منطقه خودمان (مهران) خريداري كردم. الان كشاورزي هم مي كنم.‏ ‏- چه محصولاتي مي كاريد؟ - ماش، گندم، عدس، ذرت، يونجه و لوبيا مي كاريم. - آيا به هر دو كار مي رسيد؟!‏ ‏- بله، كاملا مي رسم. چون فرزندانم همه دانشجو هستند و زياد با من كاري ندارند. طوري برنامه ريزي مي كنم كه به همه كارهايم برسم.‏ ‏- آيا به فكر گسترش كار كشاورزي هم هستيد، براي اينكه به عنوان كشاورز نمونه "نمره يك" منطقه باشيد؟‏ ‏- بله، حتما، در حال حاضر به فكر بسته بندي محصولات كشاورزي هستم. مي خواهم كارگاهي احداث كنم تا محصولات به دست آمده را بسته بندي كند. محصولات بسته بندي نشده عمدتا فقط در استان به فروش مي رسد در حالي كه اگر كيفيت محصول خوب باشد و بسته بندي مناسبي هم داشته باشد مي توان آن را به تمام نقاط كشور فرستاد. مثلا در ايلام يك نوع برنج و لوبيا كشت مي شود كه در هيچ نقطه ديگري كاشته نمي شود و چون فله اي فروخته مي شود، به خارج از ايلام نمي رود. اگر اينها بسته بندي مناسبي داشته باشند، در تمام كشور مي توانند فروخته شوند.‏ ‏- زنان در زمينه مشاغل خانگي با چه مشكلاتي مواجهند؟ ‏- مشكلات زيادي براي زنان در زمينه مشاغل خانگي خصوصا در حوزه صنايع دستي وجود دارد. زنان بافنده استان ايلام حاشيه نشين و از قشر زحمتكش و بي بضاعت هستند. دلخوشي آنهابه وام هاي پنج ميليون توماني است كه دولت از آنها دريغ مي كند.‏ دلخوشي به بيمه دارند كه بخشي از حق بيمه را خودشان بايد پرداخت كنند. دستمزدها هم كم است. ما هم به عنوان كارفرما نمي توانيم دستمزدها را افزايش بدهيم، چون فروش محصولات به قدري نيست كه بتوانيم قيمتها را بالا ببريم. بافنده ها در مكانهاي نامناسبي كار مي كنند و به مرور زمان دستهايشان از كار مي افتد و ديسك گردن و كمر مي گيرند. بافنده اي را مي شناسم كه 21 سال است كار مي كند، هنوز نتوانسته صد هزار تومان از دولت وام بگيرد، بيمه اي هم ندارد. - چرا بيمه ندارد؟! مگر تسهيلات خاص بيمه اي براي بافنده ها وجود ندارد؟ - صنايع دستي آنها را به تامين اجتماعي معرفي مي كند دولت هم درصدي از حق بيمه را مي دهد ولي بايد خودشان مثلا چهل هزار تومان بدهند كه پرداخت اين مبلغ براي خيلي ها مقدور نيست. به اين ترتيب خيلي ها نمي توانند حق بيمه خودشان را بدهند و بيمه نمي شوند! - چه بايد كرد؟ پيشنهاد شما چيست؟ ‏- دولت نبايد در زمينه مشاغل خانگي و صنايع دستي دست خود را كوتاه كند. دولت بايد از بافنده ها و توليد كنندگان محصولات صنايع دستي حمايت كند. موجبات بازار فروش را فراهم كند. امنيت شغلي براي كارگاه داران ايجاد كند. خود من، تاكنون هيچ وامي از دولت دريافت نكرده ام در حالي كه تجهيزاتم فرسوده شده است. - چه تضميني وجود دارد كه اگر كارگاه داران سود بيشتري به دست آورند به بافنده ها دستمزد بيشتري بدهند؟‏ ‏- ببينيد، يك كار خيلي تميز را از من 500 هزار تومان مي خرند اما وقتي به دست مشتري مي رسد، قيمت آن يك و نيم ميليون تومان است. واسطه ها اجازه نمي دهند كه سود فروش اين كار به كارآفرينان و بافنده ها برسد، مشكل اين است. دولت مي تواند وارد عمل بشود و دست واسطه ها را كوتاه كند، چنانچه دولت بازار فروش محصولات صنايع دستي را ايجاد كند و زمينه صادرات را فراهم نمايد، آن وقت كار توليد صنايع دستي در كشور رونق مي گيرد و بافنده ها هم از دستمزد بالاتري برخوردار مي شوند. - آيا تاكنون محصولات توليدي شركت را حراج كرده ايد؟ - بله، بارها براي پرداخت كرايه كارگاه و پرداخت دستمزدها مجبور به حراج محصولات شده ام. - وضعيت زنان در استان ايلام چگونه است؟ - زنان ايلام محروم ترين قشر زنان در كشور هستند. - چطور؟‏ ‏- وضعيت فرهنگي منطقه به گونه اي است كه زنان از حرمت و جايگاه والايي كه اسلام براي آنها در نظر گرفته برخوردار نيستند. گاه كرامت زن حفظ نمي شود. زنان استان ايلام خيلي تلاش مي كنند ولي از كمترين حقوق برخوردارند. - پيشنهاد شما چيست؟‏ ‏- مي توان به زنان اين استان توجه كرد، مي توان تسهيلاتي را براي آنها در نظر گرفت، در استان ايلام هيچ پاركي براي بانوان وجود ندارد. امكانات رفاهي و تفريحي در اين استان براي زنان بسيار كم است و تقريبا اصلا وجود ندارد. مي توان كارهاي فرهنگي بلند مدت و كوتاه مدتي براي ارتقاي جايگاه زنان و حفظ حرمت و كرامت انساني آنها در استان ايلام انجام داد.‏ از شما متشكرم.‏ * منبع: روزنامه رسالت: پنجشنبه 17 بهمن 1392