Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 172401
تاریخ انتشار : 19 بهمن 1392 18:24
تعداد مشاهدات : 306

انقلاب اسلامی، متمایزترین انقلاب جهان / منصور حاجی

آنچه که بدیهی است پیدایش انقلاب اسلامی ایران به دلیل ماهیت منحصر به فرد خود در تقابل علمی و عملی با تئوریهای مصطلح جهان قرار گرفته است.
انقلاب شناسی و موضوعات مرتبط با آن، همواره مورد تجزیه و تحلیل اندیشمندان علم سیاست و جامعه شناسی بوده و این گروه از تحلیلگران با ارائه مفاهیم متعدد و تبیین متغیرهای گوناگون درصدد تئوری پردازی برای انقلاب های جهان با هدف تجزیه و تحلیل انقلاب ها به لحاظ ماهیت و اهداف آنان بوده اند و در این میان گروهی از تئوری پردازان با نگرش های فلسفی و علمی از زوایای متعددی انقلاب ها را مورد تقسیم بندی و تجزیه و تحلیل قرار می دهند که مهم ترین آنها عبارتند از:

1-دیدگاه های جامعه شناختی
2-روانشناختی
3-اقتصادی
4-سیاسی.

از دیدگاه گروهی از تحلیل گران همانند سورکین در نهایت غرائز سرکوب شده افراد در جوامع موجب گردیده تا مردم هر جامعه برای تغییر وضعیت خود انقلاب نمایند و از سوی دیگر افزایش انتظارات مردم، دلیل اصلی انقلاب ها از سوی آلکسی دو توکویل بیان شده است. همچنین گروهی از تحلیلگران همانند کارل مارکس تضادهای موجود در جامعه و نیروهای مالک و کارگر را مبنای تمامی انقلاب ها دانسته اند و این نظریات تا حدودی بر بسیاری از انقلاب ها به وجود آمده در تعدادی از کشورها به ویژه اروپا قابل انطباق است اما نکته قابل توجه آن است که این گروه از تحلیل گران در ارائه تئوری انقلاب ها یک وجه مشترک داشته اند و آن نیز عدم اعتقاد به تاثیرگذاری دین به عنوان یک متغیر مستقل در تحولات سیاسی می باشد. براساس دیدگاه های غالب در تئوری های مطرح شده دو نگاه به دین وجود داشت؛ نگاه اول متعلق به لیبرالیسم بوده که منادی جدائی دین از سیاست می باشد و آن را در حد یک حوزه فکری قرار می دهد و نگاه دوم در چارچوب عقائد مارکسیست ها ارائه و براساس آن، دین به عنوان عامل ایستایی جامعه معرفی می گردید و از نظر آنان یکی از شرایط وقوع انقلاب ها در کشورها زدودن مظاهر دین از جوامع می باشد.

این نظریات تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در فضای روابط بین الملل حاکم و به عنوان اصول خدشه ناپذیر معرفی می گردید و با ظهور انقلاب اسلامی عملا تمامی این دیدگاه ها به چالش کشیده شد. انقلاب اسلامی ایران آخرین و بزرگ ترین انقلاب مردمی قرن بیستم با شاخصه های قدرتمند اسلامی و مبتنی بر آموزه های شیعی موفق گردید با بسیج توده های مردمی به عنوان یک جنبش عظیم مردمی اذهان تمامی تحلیلگران و اندیشمندان عرصه سیاست را به خود مشغول نماید و در مقابل، این گروه از تحلیلگران از ابتداء با تلاش برای انطباق انقلاب اسلامی با تئوری های رایج خود سعی کردند تا این حقیقت بزرگ را تجزیه و تحلیل نمایند اما عدم همخوانی مبانی انقلاب اسلامی و متمایز بودن خصائص اصلی آن با سایر انقلاب های جهان موجب گردید تا نظریه های جدیدی از سوی آنان مطرح شود و پیدا نمودن این سؤال که انقلاب اسلامی در ایران چگونه شکل گرفته و نقش عوامل گوناگون در آن چگونه تبیین می گردد؟ از مهم ترین موضوعاتی است که اذهان تئوری پردازان عرصه علم سیاست را به خود مشغول ساخته است لذا با توجه به اهداف آنان در تجزیه و تحلیل انقلاب اسلامی، نظریه هایی همچون فرضیه توطئه، فرضیه مدرنیزاسیون، فرضیه اقتصاد و نظریه مذهب را اعلام نمودند. طرفداران نظریه مدرنیزاسیون اعتقاد دارند مدرنیزه کردن جامعه ایران موجب گردید تا نهادهای کهنه اجتماعی و مذهبی با نهادهای مدرن در تعارض قرار گرفته و از آنجا که سنت گرایان شدیدا با روند مدرنیزه شدن به مخالفت می پرداختند این امر موجب بروز انقلاب گردید.

آنچه که بدیهی است پیدایش انقلاب اسلامی ایران به دلیل ماهیت منحصر به فرد خود در تقابل علمی و عملی با تئوریهای مصطلح جهان قرار گرفته است و در حقیقت اصالت این نظریه ها را به چالش فراخوانده است و به نظر می رسد برای تبیین دلائل شروع و استمرار انقلاب اسلامی می بایست زاویه دیگری مبنای تحلیل و تئوری این واقعه بزرگ قرار گیرد و تکیه صرف بر یک سری از علت ها و معلول های مادی به عنوان علت العلل انقلاب اسلامی ایران نمی تواند مبین خوبی برای معرفی آن باشد در اینجا با تأکید بر وجود راه های متعدد در شناخت انقلاب اسلامی، یکی از بی بدیل ترین راه های شناخت انقلاب اسلامی دیدگاه های حضرت امام خمینی(ره) می باشد. نظرات حضرت امام خمینی به 3 دلیل اساسی از برجستگی و اتقان نظر در این خصوص برخوردار است.

اول ارتباط غیرقابل انفکاک انقلاب اسلامی با شخصیت امام خمینی(ره) به گونه ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته در تبیین این واقعیت می فرمایند: بی نام خمینی این انقلاب در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.

دوم نقش حضرت امام(ره) در تمامی مراحل انقلاب اسلامی به عنوان رهبر بلامنازعه این انقلاب.

سوم نگاه عمیق معرفتی و عرفانی ایشان به جهان هستی و پدیده انقلاب اسلامی ایران در این عالم.

حضرت امام خمینی(ره) از همان ابتدا پیروزی انقلاب اسلامی درصدد بودند با ارائه تعاریف ناب از ماهیت انقلاب اسلامی اذهان مردم را به این واقعیت متوجه سازند که این انقلاب علی رغم مشابهت ظاهری با دیگر انقلاب ها از خصائص دیگری برخوردار بوده که این ویژگی ها این انقلاب را منحصر به فرد می نماید. ایشان در خصوص پیدایش انقلاب اسلامی ایران می فرمایند: «تردید نیست که این انقلاب اسلامی یک تحفه الهی و هدیه غیبی بود که از جانب خداوند منان بر این ملت غارت زده عنایت شده است.»(1) ایشان همچنین می فرمایند: این انقلاب اسلامی تحفه ای است که خدای تبارک و تعالی از عالم بالا برای ملت ما هدیه فرستاد.(2) همچنین ایشان با تاکید بر الهی بودن انقلاب اسلامی می فرمایند: مدعی این هستیم که یک نسیم روحانی از جانب خدای تبارک و تعالی به این کشور وزیده است یک بارقه الهی به این کشور تابیده است(3). حضرت امام خمینی(ره) در چارچوب مبانی معرفتی خود برخلاف تمامی نظریه های داده شده شکل گیری انقلاب اسلامی ایران را از دیگر انقلاب ها متمایز معرفی می نمایند و عواملی همچون سیاستگذاری رژیم سابق و ظلم و ستم از آن تنها بعنوان عوامل فرعی در زمینه سازی انقلاب اسلامی یاد نموده و عامل اصلی را در این پدیده بزرگ اراده حق تعالی می دانند.

امام خمینی(ره) در یک تحلیل جداگانه پیدایش انقلاب اسلامی را از دیگر انقلاب ها جدا می نمایند و بر همین اساس می فرمایند: انقلاب هائی که در دنیا واقع می شوند دو جور است یک انقلاب اسلامی است یک انقلاب غیراسلامی است.(4) و همچنین می فرمایند: فرق است ما بین انقلاب اسلامی ایران با انقلاب های دنیا، انقلاب های دنیا بی استثناء برای ایمان نیست برای خدا نیست. انقلاب ایران برای خداست و از اول هم برای خدا بوده است. الله اکبر بوده است و تا آخر هم همین است.(5) بنابراین امام خمینی با تاکید بر معنویت و گرایش به خداوند و ایمان آن را عنصر اصلی و شکل دهنده به انقلاب اسلامی ایران معرفی می نمایند.

حضرت امام(ره) در مخالفت با نظریه های رایج درخصوص انقلاب های جهان، با رد علت العلل بودن مسائل اجتماعی و سیاسی در انقلاب اسلامی به صراحت می فرمایند: بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب ها جدا است هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب.(6) که این نیز در جایگاه تحلیلی خود نیز بسیار حائز اهمیت می باشد.

یکی از موارد مهم در تحلیل انقلاب ها عامل وابستگی آنان به قدرتهای بزرگ و تاثیرپذیری از ایدئولوژی های دیگر مکاتب و حرکت در راستای منافع دیگر دولتها می باشد. حضرت امام خمینی براساس شیوه خاص خود در ابتداء از وابستگی تعریف جدیدی را ارائه داده و در ارتباط با انقلاب اسلامی آن را از دیدگاه الهی تعریف می کند ایشان در این خصوص می فرمایند: انقلاب، اسلامی است. نظیر انقلاب هایی که در طول تاریخ به دست انبیاء انجام می گرفت وابستگی در کار نبود، الا یک وابستگی و آن وابستگی به مبداء وحی و وابستگی به خدای تبارک و تعالی.(7) ایشان مهم ترین دلیل عدم استقلال انقلاب ها را متکی بودن آنها به یک وضعیت خاص می دانند و بر این مسئله اذعان داشته اند که تمامی انقلاب های به وقوع پیوسته وابستگی به یکی از قدرتهای بزرگ را داشته اند اما ایشان این وضعیت را در خصوص انقلاب اسلامی نفی کرده و می فرمایند: چنانچه این انقلاب اسلامی یک انقلاب عادی نیست و متکی به هیچ یک از دو قطب شرق و غرب نمی باشد و از این جهت ویژگی های خاص خود را داشته و دارد.(8)

نتیجه

براساس تئوریهای موجود در ارتباط با انقلابها می توان گفت که عمده این نظرات منطبق با جوامع غربی بوده و به سختی می توان آنها را با پدیده بزرگی همچون انقلاب اسلامی مورد تطابق و یا ارزیابی قرار داد. آنچه مسلم است هیچ یک از عوامل یاد شده در تئوریهای انقلاب های جهان به صورت کامل درخصوص جامعه ایران مصداق نداشته و به همین دلیل بود که دستگاه های جاسوسی به دلیل عدم احتمال وقوع انقلاب در ایران از این کشور به عنوان جزیره ثبات و آرامش یاد می نمودند و بر همین اساس می توان نظریه حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه اراده الهی مبنای این پدیده بزرگ بوده حقیقتی غیرقابل انکار بوده و به نظر می رسد که با توجه به شرایط زمان وقوع انقلاب و آثار آن بر معادلات جهانی شروع و ادامه آن جز امداد و برنامه الهی چیز دیگری نمی تواند باشد.




پی نوشت

1- وصیتنامه
2- صحیفه امام ج6 ص 230
3- صحیفه امام ج16 ص 163
4- صحیفه امام ج 8 ص 271
5- صحیفه امام ج16 ص 99
6- وصیتنامه
7-صحیفه امام ج15 ص 147
8- صحیفه امام ج 18 ص 462


* روزنامه کیهان


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :