Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 172800
تاریخ انتشار : 17 اسفند 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 124

ایران، افغانستان و تاجیکستان کشورهای ستون مهره ای جهان اسلام هستند(بخش اول)

گفت وگو با عبدالرحیم وُسیِف، فعال فرهنگی تاجیک
خبرگزاری تسنیم: عبدالرحیم وُسیِف، فعال فرهنگی تاجیک معتقد است ایران، افغانستان و تاجیکستان کشورهای ستون مهره‌ای جهان اسلام هستند که استعمارگران با سیم‌های خاردار آنها را از هم بریده و داشته‌هاشان را به تاراج برده‌اند. به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، ماوراءالنهر زمانی یکی از مهم‌ترین کانون‌های تمدن و فرهنگ ایرانی (در معنای ایران بزرگ) بوده است. کشورهای استقلال یافته این منطقه از اتحاد جماهیر شوروی، از جمله تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان، با وجود چند قرن جدایی و استقلال جغرافیایی از بدنه این فرهنگ، و با آن که تطورات مهم سیاسی و تاریخی را از سر خود گذرانده‌اند، اما هنوز پیوندها و اشتراکات محکمی در زمینه‌های فرهنگی مختلف در میان آنها باقی مانده که می‌توان از این ظرفیت عظیم، به عنوان کانونی برای احیای مجد و عظمت تمدن اسلامی استفاده کرد. از میان این کشورها تاجیکستان به دلیل اشتراکات بیشتر با ایران، از جمله اشتراک در مهم‌ترین پدیده فرهنگی یعنی زبان، جایگاه بسیار ویژه‌ای دارد و به دلایل بسیار می‌توان گفت که سیاست کلان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان و تاجیکستان، از موقعیت بسیار خاصی برخوردار است. وقوع انقلاب اسلامی در ایران، و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصت مساعدی پیش آورد تا ایرانیان و مردمان آسیای میانه بخصوص تاجیک‌ها، به مرور، بازخوانی و احیای پیوندهای چندقرنه تاریخی و تمدنی خود بپردازند؛ پیوندهایی که با تجزیه قلمروی کشورهای اسلامی از سوی استعمارگران و اختلاف‌‌افکنی‌های قومی و مذهبی و نژادی رنگ باخته بود. عبدالرحیم وُسیِف، فعال فرهنگی تاجیک از کسانی است که این دغدغه‌ها را در سر دارد؛ حنفی‌مذهب است و حافظ کل قرآن. او سخنرانی‌هانی بسیاری را در کشورهای مختلف از کشورهای مشترک‌المنافع گرفته تا کشورهای اروپایی ارائه کرده است. آرزوی وحدت جهان اسلام را دارد و جریان تکفیری را مانع بزرگی بر سر راه این آرمان را دارد و به دلایلی که ذکر می‌کند، معتقد است ایران، افغانستان و تاجیکستان کشورهای ستون مهره‌ای جهان اسلام هستند که استعمارگران با سیم‌های خاردار آنها را از هم بریدند و داشته‌هاشان را به تاراج بردند. به عقیده وسیف، ایران با انقلابش گام مهمی برای احیای تمدن اسلامی برداشت و نقش مهمی در بیداری و وحدت مسلمانان داشت. او معتقد است در آشفته‌بازار دنیای امروز، ایران «جزیره عصمت» است و تنها کشور مسلمانی است که قاعده اسلامی «نفی سبیل» را در عمل محقق کرده و با وجود مشکلات و موانع بسیار موجود بر سر راه او، از جنگ نظامی گرفته تا اعمال فشارهای سیاسی، هجمه فرهنگی و تحریم اقتصادی، به تمام معنای کلمه مستقل است. بخش نخست سخنان وُسیِف در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم بدین شرح منتشر می‌شود:  من متولد قبادیان ولایت ختلان هستم. اصل و نسب‌مان به امام بخاری از علمای بزرگ اهل سنت باز می‌گردد. به دلیل فشارهای حاکمان بخارا در آن زمان، و فتنه‌هایی که بر سر امام بخاری آوردند، ایشان مجبور به مهاجرت از بخارا به سمرقند شدند؛ یعنی از سرزمین پدری به سمت شهر مادری خود مهاجرت کردند. بنابراین امام بخاری به وادی رشت (با نام امروزی تاجیکستان) آمدند. روایت شده که این‌ها چند برادر بودند که جد پدری ما به دلیل مشکلاتی چند که برایشان پیش آمد، در وادی رشت (تاجیکستان) باقی ماندند و همین موضوع سبب شد که نیاکان ما از آن زمان تاکنون در این وادی وطن گزینند. عموزاده‌های ما نیز به خراسان بزرگ (افغانستان) رفتند که از فرزندان ایشان چهره‌هایی مثل احمدشاه مسعود را می‌توان برشمرد که از قهرمانان ملت اسلام است و در واقع با ایشان ریشه خویش و تباری داریم و از اقوام دور ما هستند. 32 حافظ قرآن در یک خانواده خوشبختانه در طایفه ما 32 حافظ قرآن وجود دارد؛ از برادر و خواهر گرفته تا  عموزاده و عمه‌زاده‌ها و... همه افرادی هستند که قرآن را با علاقه حفظ کرده‌اند. خانواده ما روحانی نیستند، اما به اسلام و معارف اسلامی علاقه دارند و با توجه به همین عشق به معارف اسلامی و حافظه طلایی که خداوند به خاندان  عطا کرده ، حفظ مفاهیم و معارف کتاب وحی برایمان آسانتر شده است. پس از اتمام مکتب (مدرسه) در دانشگاه اسلامی ابوحنیفه تاجیکستان در رشته تاریخ اسلام و دین‌شناسی به تحصیل پرداختم. خانه ما نزدیک مسجد بود و من از کودکی پای کلاس درس علما می‌نشستم. نزدیکی مسجد سبب شد که ما بتوانیم از ضروریات دین و معلومات دینی خوب آگاه شده و از گفته‌های علما استفاده کنیم. البته پس از مدرسه مدتی هم در حوزه امام ترمذی مشغول تحصیل بودم و سپس به دانشگاه ابوحنیفه رفتم. از همان زمان یک سلسله سخنرانی در موضوعات گوناگون در تاجیکستان ارائه کردیم که برخی از آنها در عناوینی چون زن و زندگی، اسلام و جهان معاصر، جنگ فکری و... در قالب کتاب منتشر شد. 4 سال آخر با تیم خوبی که در حوزه و دانشگاه جمع شده بودیم،شامل خویش و تبارها و همدرس‌های حوزه و دانشگاه، و  به این نتیجه رسیدیم که باید نهضتی برای اسلام و مسلمین و به‌ویژه ملت متدین تاجیکستان ایجاد کنیم و خدمتی کرده باشیم. تربیت 1200 حافظ قرآن در 4 سال بنابراین در تاجیکستان حوزه‌های حفظ قرآن را راه‌اندازی و تقویت کردیم و واخوری‌ها (سخنرانی‌ها) و برنامه‌های مختلف فرهنگی راه‌اندازی کردیم. با 5 حوزه روسیه  ارتباط داریم که آنجا هم جوانان تاجیک، حفظ قرآن، تفسیر، حدیث و فقه و کلام و فلسفه اسلامی درس می‌دهند. ارتباط بسیار خوبی با مسلمانان روسیه و کشورهای شوروی سابق داریم، دوستانی هم در آلمان و فرانسه داریم که افردی خوب و متدینی هستند و به اسلام و مسلمین خدمات شایسته‌ای ارائه می‌دهند. در طی 4 سال اخیرموفق شدیم 1200 حافظ قرآن تربیت کنیم. ما هر ساله در روسیه و تاجیکستان برنامه حفظ قرآن داریم. معتقدم قرآن بسیار مایه برکت، افتخار و سعادتمندی دنیا و آخرت است. امروز ملت اسلام امروز شدیداً به قرآن نیاز دارد و قرآن بسیار مورد تأکید پیامبر(ص) بوده و بر اساس برخی احادیث قرآن این موضوعی است که در احادیث پیامبر(ص) هم مورد تاکید قرار گرفته و امروز هم  باید حفظ شود تا اینکه با حفظ آن بتوانیم زندگی قرآنی و نبوی را برای مردم بازگردانیم. این بخشی از کارهای فرهنگی گروه ماست که در 4 سال اخیر صورت گرفته است. از هم بی‌خبریم این موضوع بسیار خوبی است، امروز کشورهای تاجیکستان و افغانستان و ایران، سه کشور همسایه، همزبان و هم‌دین هستند و اشتراکات فرهنگی بسیاری با یکدیگر دارند. چندی پیش سفری به ترکیه داشتم، در جایی ازدحام جمعیت بود و من کمی شتابزده بودم و عجله داشتم که ناخواسته به دست خانمی خورد، ایشان ناراحت شد و به زبان فارسی اعتراض کرد، گفتم شما ایرانی هستید؟ گفت بله، گفت شما از کجا فارسی می‌دانید؟ گفتم من تاجیک هستم، ایشان تعجب‌زده گفتند مگر مردم تاجیکستان فارسی می‌دانند؟ این سخن بدان معناست که ما غفلت کرده‌ایم و ارتباطات کمی با یکدیگر داریم، تا آنجا که حتی بی‌خبریم که غیر از ما فارس‌زبانانی نیز وجود دارند. با سیم‌های خاردار ما را از هم بریدند متاسفانه به دلیل خیانت برخی چهره‌های تاریخی، و سیاست‌های استعماری، کشور بزرگ ایران پاره‌پاره شد. سرزمین بزرگی که در تاریخ پیش از اسلام بزرگ‌ترین کشور جهان بوده و آنقدر عظمت داشت که برخی مورخین در وصف عظمت آن گفته‌اند قسمتی از این کشور شب بود و قسمت دیگر روز. متاسفانه ما را به اصطلاح تاجیکی با سیم‌های خاردار از هم بریدند و جدا کردند و داشته‌هایمان را به تاراج بردند، بین ما مرز ایجاد کردند و به هر کشوری نام تازه دادند: افغانستان، تاجیکستان و... . به اعتقاد من مهم‌ترین عامل جدایی و تجزیه کشورهای جهان اسلام استعمار بوده است؛ استعمارگران این سه کشور برادر را از هم جدا کردند و اجازه نمی‌دهند ما ارتباط نزدیک با یکدیگر داشته باشیم. ایران، افغانستان و تاجیکستان؛ کشورهای ستون مهره‌ای جهان اسلام این همه مشکلاتی که امروز دامن‌گیر افغانستان شده، و مسائلی که در تاجیکستان هست و... همه بخشی از‌‌ همان سیاست استعمارگران از شوروی و انگلیس‌ دیروز گرفته تا استعمارگران امروز که نمی‌خواهند ما با یکدیگر نزدیک باشیم و سعادتمند باشیم. پیامبر اکرم(ص) فرمودند اگر علم در ثریا باشد، ابنای فارس آن را به دست می‌آورند، و ابنای فارس هم‌‌ همان ایران و افغانستان و تاجیکستان امروز هستند. این سه کشور کشورهای ستون مهره‌ای اسلام هستند، از این حیث فشارهای بسیاری بر این کشور‌ها تحمیل می‌شود؛ هم‌چنانکه  ایران را از غنی‌سازی اورانیوم محروم می‌کنند، افغانستان را درگیر جنگ بیش از 50 ساله ظالمانه می‌کنند و مردمان آنجا را بدبخت می‌کنند و به آن‌ها ظلم می‌کنند و از فرزندان همین کشور علیه مردم آن تروریست می‌سازند. می‌خواهیم به خط فارسی برگردیم من معتقدم اگر ملت افغانستان را به حال خود بگذارند، برخلاف تصویری که ایجاد شده، این ملت می‌تواند به خوبی خود را اثبات آنگونه که جهان به او نگاه می‌کند نیست. این موضوع درباره کشورهای دیگر از جمله تاجیکستان هم صادق است و تاجیک‌ها هم به دنبال احیای مجد و شکوه گذشته خود و بازگشت به خط فارسی هستند، اما غربی‌ها و اروپایی‌ها با القای فرهنگ خود درصددند تا مانع رسیدن آنها به این موفقیت شوند. کشورهای مسلمان باید بدانند دموکراسی اگر به معنای عدالت و آزادی است، اسلام بهترین نوع آزادی و عدالت و ارزش‌های انسانی را برای آنها مهیا کرده و امروز غربی‌ها می‌خواهند قوانین غیراخلاقی و بلکه وحشیانه خود، حتی موارد بی‌شرمانه‌ای چون همجنس‌بازی را با نام مدنیت و دموکراسی به کشورهای اسلامی تحمیل کنند. در چنین شرایطی ما جوانان، تازه‌نهال‌های زمان استقلال (یعنی انقلاب اسلامی ایران و فروپاشی شوروی) رسالتی داریم و آن این است که گام‌هایی استوار در جهت تقویت کشورهای خود برداریم. بزرگان گفته‌اند «قوت مشت ما، از وحدت انگشت ماست» و ما سه ملت ایران، افغانستان و تاجیکستان می‌توانند با اتحاد و همدلی در مقابل تفرقه‌افکنان و کسانی که چشم دیدن عظمت و شکوه اسلام را ندارند، بایستند. ادامه دارد... * منبع: خبرگزاری تسنیم، شنبه 17 اسفند 1392