Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 173116
تاریخ انتشار : 30 فروردین 1393 0:0
تعداد مشاهدات : 82

چرا اعراب حسرت ايران را مي خورند؟!

فيصل القاسم، شبكه الجزيره القدس العربي
براي بعضي از اعراب كاري نمانده جز اين كه از نفوذ ايران در منطقه شكايت كنند، به ويژه بعد از آن كه اخيرا نزديكي اي در روابط امريكا و ايران بعد از توافق بر سر برنامه هسته اي اش به وجود آمده است. نمي دانيم چه شد كه عده اي ناگهان متوجه خطر ايران شدند در حالي كه مي دانستند ايران مدت ها است در حال ايجاد هم پيماناني براي خود در منطقه است و ده ها سال است درصدد نفوذ در منطقه است. آيا فراموش كرده اند كه نفوذ ايران در لبنان از دهه60 آغاز شد و در دهه 80 بود كه به سمت ايجاد حزب الله كه اكنون به بزرگ ترين شاخه قدرتمند ايران تبديل شده است، متمايل شد؟ آيا مگر هم پيماني سوري - ايراني از زمان حافظ اسد، رئيس جمهوري راحل سوريه در برابر چشمان همه اعراب به رغم آن كه از آن استقبال نمي كردند، وجود نداشت؟ آيا حافظ اسد همان قدر روابط حسنه و عالي با اعراب ايجاد نكرد كه دهه ها در همان سطح رابطه با ايران داشت؟ چرا در آن موقع كسي از هم پيماني ايراني - سوريه شكايت نداشت؟ آيا حكومت حافظ اسد به مثابه گوهر نايابي در روابط ايراني - عربي محسوب نمي شد؟ آيا نفوذ ايران در داخل عراق بعد از جنگ عراق عليه كويت يعني در ابتداي دهه 90 قرن گذشته آغاز نشد؟ آيا همه آن روزها را فراموش كرده اند؟ آيا نبايد به اين نكته توجه كنيم كه همه اعراب ميلياردها دلار براي سرنگوني اين يا آن حكومت عربي مي پردازند و ايراني ها از فرصت ها استفاده مي كنند و آن كشوري كه حكومت در آن سقوط كرده مثل طبق طلايي تسليم ايران مي شود؟ آيا اعراب مبالغ كلان براي سرنگوني حكومت صدام حسين صرف نكردند بدون آن كه بتوانند كوچك ترين گامي در عراق بردارند در حالي كه اكنون ايران بر عراق مستولي شده است و تلاش مي كند اين كشور را به منطقه حياتي براي نفوذ خود در منطقه تبديل كند؟ آيا نفوذ ايران در يمن از اذهان اعراب پاك شده است يا اين كه ناچارند نفوذ ايران را در برابر چشمان خود در اين كشور ببينند بدون اين كه استراتژي مطلوبي براي رويارويي با آن داشته باشند؟ كسي نبايد ايران را ملامت كند. ايران طرح و استراتژي خودش را دارد، چه ما بخواهيم چه نخواهيم. طرح ايران طراحي شده بر حمايت هاي استراتژيك قدرتمند است و تنها فقط براي گسترش مرحله اي نيست. هم زماني كه ايران به فكر ساخت طرح خود بود، به سمت ايجاد توانايي نظامي قدرتمند و توانايي هسته اي كه همه دنيا به آن احترام بگذارند نيز بود. دنيا سال ها و سال ها بر سر برنامه هسته اي اش مذاكره كرد و در زمينه نظامي نيز ايران به هيچ وجه بر سلاح هاي غربي يا شرقي حساب نكرد، بلكه تصميم گرفت خود بر اساس توانايي ها و خبرگي نيروهاي ايراني سامانه نظامي خود را بسازد. و اين به هيچ وجه جاي نكوهش ندارد بلكه بر عكس بسيار هم احترام برانگيز است، حتي اگر بعضي از سياستمداران با آن مخالف باشند. در حالي كه اعراب بر حمايت در حال كاهش امريكا اعتماد كرده اند، ايراني ها به نيروي خودكفاي خود در ساخت جامعه و نيروي نظامي اعتماد مي كنند، مساله اي كه باعث شده است تا دنيا با آنها با چشم يك رقيب نه وابسته تعامل كند. چرا بايد ايران را ملامت كنيم در حالي كه بايد خودمان هم همان استراتژي مبتني بر قدرت خودكفا و طرح ريزي داخلي را دنبال كنيم؟ ببينيد چه فرقي ميان سرمايه گذاري عربي و ايراني در لبنان وجود دارد، در حالي كه اعراب در ساخت هتل و كافه پول هاي خود را خرج كرده اند ايران بر روي ساخت شاخه نظامي استراتژيك پرابهتي در داخل لبنان سرمايه گذاري كرد به گونه اي كه اكنون تبديل به شاخه عملي حاكم بر لبنان شده است كه چه در گذشته و چه در حال و چه در آينده هيچ حزب و جرياني نمي تواند جاي آن را در روابط محلي و بين المللي بگيرد. بعضي ها حق دارند بگويند كه نمي توان نفوذ عربي را با نفوذ ايراني در لبنان مقايسه كرد. يكي از آنها يك روز گفت اگر روزي ميان طرفداران طرح عربي با طرفداران طرح ايراني درگيري شود، طرفداران طرح عربي با بطري و شيشه مي جنگند در حالي كه طرفداران طرح ايران پيشرفته ترين سلاح ها را دارند و آموزش هاي نظامي واقعا بالايي ديده اند. به هيچ وجه نه راه حل و نه استراتژيك است كه بعضي ها بخواهند براي رويارويي با ايران گروه هاي مبارزي را در اين جا و آن جا اجاره كنند، اين نيرنگ افراد ناتوان است كه به چنين كارهايي دست مي زنند. تنها راه حل ممكن، ساخت طرحي زيربنايي حقيقي بر اساس چارچوب هاي علمي و صنعتي و تكنولوژيك،همان طور كه ايران از زمان پيروزي انقلاب در سال 1979 (1357 ش) تا كنون انجام داده است. فرق ميان اعراب و ايران همانند تفاوت دو فردي است كه اولي خانه اي را اجاره كرده و هر سال به مالك آن خانه (در اين جا امريكا) براي سال ها و سال ها اجاره بها مي دهد و در آخر پولش را از دست مي دهد در حالي كه دومي پولي را قرض كرده و خانه اي خريده و حالا بعد از چند سال صاحب خانه و ملكش شده است. ببينيد ايران چگونه از ثروت ها و درآمدهاي دروني خود براي ساخت قدرتي خودكفا در طول سال هاي طولاني استفاده كرد به گونه اي كه اكنون به قدرتي تبديل شده كه هر كسي بايد محاسبات آن را نيز حساب كند، ايران خودش از خودش حمايت مي كند به جاي آن كه همانند مستاجر بخواهد به دنبال حامي اي باشد. در حالي كه اعراب به فكر سرمايه گذاري طولاني مدت براي ساخت قدرت خودكفاي خود نيستند، پول صرف قدرت هاي خارجي كردند تا از آنها حمايت كنند، و الآن هم تب كرده اند براي اين كه فكر نمي كنند و همانند ايران سرمايه گذاري طولاني مدت انجام نمي دهند. آن چه ما اعراب نياز داريم، همان چيزي است كه ايران در سرمايه گذاري و ساخت و برنامه ريزي و صبر و استقامت دارد. استراتژي ايران دقيقا حكايت همان فرش باف ايراني است كه شهرت جهاني دارد، فرش باف ايراني سال ها مي گذراند و وقت مي گذارد تا يك فرش ايراني با آن جزئيات بديع و حيرت آورش كه همه دنيا را با همه ملت هايش انگشت به دهان مي گذارد، ببافد در حالي كه سياستمداران عرب واقعا انسان هاي عجولي هستند، به سرعت كلافه مي شوند و نه در كاري كه آغاز كرده اند ادامه مي دهند و نه استقامت مي كنند تا طرحشان به دستاورد مطلوب برسد. براي همين به طرف خارجي در هر چيز اعتماد كرده اند، از جمله در حمايت كشورهايشان از هشدارهاي خارجي، بدون اين كه آن قدرت ها واقعا از كشورهايشان در برابر هشدارهاي خارجي مراقبت كنند، بدون اين كه بدانند كه آن كشوري كه مورد حمايت خارجي ايالات متحده است در طول زمان قدرتمند باقي نمي ماند، بلكه بر عكس روز به روز ضعيف تر هم مي شود و روزي مي رسد كه آن كشور را در حالي كه ترسيده است، تنها رها مي كند، همان وضعيتي كه اكنون به وجود آمده است، بعد از آن كه واشنگتن دست از حمايت خود از هم پيمانان عربش برداشت اكنون به سمتي مي رود تا با دشمن آنان يعني ايراني ها به تفاهم برسد. آيا ايران پنجاه سال پيش تصور مي كرد روزي برسد كه بر بسياري از كشورهاي عربي مثل عراق و سوريه و لبنان و به زودي يمن و كويت و ديگر كشورها تسلط يابد؟ از نظر بسياري چنين چيزي غير ممكن بود اما اكنون تحقق يافته است، حقيقتي كه چشمان را به خود خيره مي كند براي اين كه ايران بر روي طرحش سال هاي طولاني كار كرده است، و اين بي شك بسياري از اعراب را كلافه مي كند و باعث مي شود كه از ايران كينه به دل بگيرند و نتوانند نفوذ منطقه اي اش را ببينند. اما به جاي آن كه ايران را ملامت كنيد و ارتش هاي عربي را عليه آن بر اساس اصول مذهبي بسيج كنيد، چرا طرح عربي ويژه اي كه بر اساس آن بتوانيد با ايران و تركيه و قدرت هاي در حال صعود ديگر به رويارويي برخيزيد، بنا نمي كنيد؟ ايران غني سازي اورانيوم خود را انجام مي دهد و ما اعراب تنها عسل شيشه هايمان را غليظ مي كنيم! * نويسنده: فيصل القاسم از مجريان شبكه الجزيره * القدس العربي * ترجمه: سيد علي موسوي خلخالي * * منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، شنبه 30 فروردین 1393