Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 173472
تاریخ انتشار : 2 خرداد 1393 0:0
تعداد مشاهدات : 83

معجزه فتح خرمشهر؛ فصل مهم ۸ سال دفاع مقدس

خبرگزاری تسنیم: امام خمینی(ره) فرمودند: فتح خرمشهر یک مسئله عادی نیست، بلکه مافوق طبیعت است.همچنین امام خامنه ای مقام معظم رهبری نیز بیان داشته اند: «واقعه خرمشهر از دور فقط یک حادثه تاریخی افتخارآمیز است، ولی از نزدیک شبیه به یک معجزه بزرگ است. به گزارش خبرگزاری تسنیم، مقاومت 43 روزه مردم خرمشهر، فصل مهمی در هشت سال دفاع مقدس است؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند اگر خرمشهر مقاومت نمی کرد و متجاوزان به آسانی آن جا را اشتغال می کردند، شاید سرنوشت جنگ این گونه رقم نمی خورد. این پایداری سترگ، سدّی شد در برابر اینکه بعثی ها سریع به اهدافشان برسند و توان نظامی آنها در منطقه به هم بریزد. آزادسازی خرمشهر در عملیات شگفت انگیز بیت المقدس، از قدرتی حکایت می کرد که همت و ایمان رزمندگان اسلام آن را پدید آورد. نگاهی به رخدادهای پس از فتح خرمشهر و پیام های رسمی و غیر رسمی دولت مردان امریکایی و متحدانش، به روشنی حکایت از آن دارد که برپاکنندگان اصلی جنگ تحمیلی، از کارآمدی طرح حمله نظامی به ایران ناامید شده بودند و برای مقابله با نظام اسلامی راه کار دیگری را دنبال می کردند؛ چرا که ادامه جنگ از یک سو، حرکت پرشتاب نهضت های اسلامی را در منطقه به دنبال داشت و از سوی دیگر، برای قدرت های بزرگ که در سطح بسیار گسترده ای به نفع عراق وارد این کارزار شده بودند، شکست ارتش عراق، ترجمان ناکامی آنان بود. امام خمینی رحمه الله در این باره فرمودند: «فتح خرمشهر یک مسئله عادی نیست، بلکه مافوق طبیعت است.»همچنین امام خامنه ای مقام معظم رهبری نیز بیان داشته اند: «واقعه خرمشهر از دور فقط یک حادثه تاریخی افتخارآمیز است، ولی از نزدیک این قضیه شبیه به یک معجزه بزرگ است.» روز سوم خرداد ماه، سالگرد حماسه آزادی و فتح خرمشهر پس از بیش از یک سال و نیم اشغال آن به دست بعثیان است. فتح خرمشهر، موجب برانگیختگی احساسات و عواطف پاک ملت ایران شد و هم دلی و وحدت را میان اقشار ملت پدید آورد. حماسه شگرف آزادسازی خرمشهر، پیروزی سروقامتانی را پدید آورد که با فتح آفرینی خود، نهایت ایثار، اوج مظلومیت، انتهای پاک بازی و منتهای توکل را رقم زدند. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است. عملیات بیت المقدس پیامدها و تحولات بسیار مهمى را به دنبال داشت، اهم پیامدها و تحولات را به این شرح است: 1- ظهور قدرت دفاعى ایران: پیروزى نظامى ایران در عملیات بیت المقدس پس از ناکامى و شکست در دو مرحله که مرحله اول آن بازدارندگى در برابر تجاوز دشمن و مرحله دوم، جلوگیرى از اشغال 15 هزار کیلومتر از خاک ایران بود را مى توان به عنوان ظهور قدرت دفاعى ایران مورد توجه قرار داد. ماهیت پیروزى از نظر جغرافیا و میدان درگیرى، زمان، روش دستیابى به آن (تاکتیک عملیات)، فرماندهى و کنترل و نیروهاى شرکت کننده و همچنین بسیارى از موضوعات دیگر، هر کدام مقوله جداگانه اى است که در صورت بررسى و کالبد شکافى هر یک مى تواند رخداد عظیم تاریخى را با شکلى در خور شأن آن جلوه گر سازد؛ به نحوى که شایسته عملیات بزرگى باشد که امام (ره) در ثمره آن فرمود: «خدا خرمشهر را آزاد کرد.» 2- ثبات داخلى، بازدارندگى خارجى: اقدامات مسلحانه منافقین و فرار بنى صدر منجر به ایجاد چالش هاى امنیتى و ارایه تصویرى ناامن و بى ثبات در داخل جمهورى اسلامى ایران گردید و کشور را در مقابل مداخله خارجى آسیب پذیر کرده بود. فتح خرمشهر توانست پایدارى سیاسى و تامین ثبات سیاسى در برابر چالش هاى امنیتى و مداخله خارجى را به ارمغان آورد. البته این امر بیانگر نقش پراهمیت مردم، مدیریت دفاعى- امنیتى و سیاسى کشور و نقش برجسته حضرت امام (ره) که این سه مقوله نیز هر کدام نیازمند پرداخت مستقلى است. 3- ظهور ایران به عنوان یک قدرت منطقه اى: از پیامدهاى فتح خرمشهر تاثیر فوق العاده مهم سیاسى نظامى آن بر روند تحولات سیاسى نظامى منطقه است. این امر که منجر به تغییر برخى از معادلات منطقه اى شد، بیانگر ظهور قدرت جدید ایران به عنوان قدرتى تاثیرگذار بود. این موضوع در صورت موشکافى مى تواند ابعاد منطقه اى فتح خرمشهر را بیشتر آشکار سازد. 4- اثبات یک سبک موفق از جلوه ایمان در کشاکش سهمگین ترین میدان: الگوى تفکر و رفتار رزمندگان، شهدا و ایثارگران به عنوان یک فرهنگ ارزشى- حماسى بیانگر نقش بى بدیل، ایمان، روحیه فداکارى و خلاقیت و ابتکار عمل در کسب پیروزى ها به ویژه فتح خرمشهر است که براى همیشه در طول تاریخ مى تواند الهام بخش باشد. مجموع این تحولات چهارگانه نشان مى دهد که خرمشهر یک حادثه تاریخى و تاریخ ساز است. یک الگوى کامل اندیشه و عمل نظامى و مدیریت کلان دفاعى- امنیتى و استراتژیک در کشور است.ملتى که حماسه مقاومت و آزادسازى خرمشهر را دارد ثابت کرده است که دیگر مجالى براى تجاوز باقى نخواهد گذشت و این ملت با قدرت از امنیت ملى و استقلال خود دفاع خواهد کرد.هویت ملت ایران برآمده از حماسه فتح خرمشهر است که الهام بخش تفکر و رفتار آن ها در صحنه هاى سیاسى، اجتماعى، نظامى و امنیتى و در برابر مداخله و تجاوز بیگانگان خواهد بود.آن روز بزرگ را ارج نهیم، بر شهدایش درود بفرستیم و از آموزه ها و عبرت هاى بى شمار آن درس آموزى نماییم و تاریخ این حماسه پرفروغ را براى هر ایرانى و ایران اسلامى همچنان زنده نگهداریم. تأثیرات فرامنطقه ای آزادی خرمشهر آزادی خرمشهر چنان در سطح بین المللی تأثیر گذاشت که پس از پیدایش وضعیت جدید و بیرون راندن متجاوزان از خرمشهر، برتری سیاسی ـ نظامی ایران در برابر عراق مطرح شد و مسیر جنگ نیز تغییر یافت. جنگی که ابتدا با هدف براندازی یا تعدیل دیدگاه های انقلاب اسلامی طرح ریزی شده بود، بر خلاف تصور، عامل تثبیت اوضاع سیاسی در داخل کشور و درهم شکستن جبهه ضدانقلاب شد. زمانی که خرمشهر به دست نیروهای ایرانی از دشمن باز پس گرفته شد، همه دنیا تا 24 ساعت سکوت کرد و بوق های تبلیغاتی هیچ گونه خبری از پیروزی رزمندگان ایران اسلامی را در حماسه فتح خرمشهر پخش نکردند؛ زیرا برایشان باورکردنی نبود که نیروهای ایرانی بتوانند دست به چنین عملیاتی بزنند. مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. آنها با سلاح عزم و ایمان به مکتب و عشق و علاقه به میهن اسلامی شان، با دست خالی چنان مقاومت کردند که در تاریخ، بی نظیر ماند. به اعتقاد کارشناسان نظامی، مقاومت بی سابقه ای که در خرمشهر انجام شد، هرگز با دیگر مقاومت ها قابل مقایسه نیست. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است. از این رو، سوم خرداد و فتح این شهر، آیینه گویایی از تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس و جهاد آگاهانه و شجاعت مظلومانه این امت است. تاریخ گویای جنگ دشمن و حفظ خرمشهر فتح خرمشهر موجب سرشکستگی صدام و نیز تلخ کامی حامیان قدرتمند وی شد. صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن به کار گرفتند و این شهر را به گمان خود به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد. این کار با کشیدن حصارهای دفاعی متعدد به دور این شهر، ساختن خاکریزهای دفاعی گسترده، ویرانی خانه های مردم و ایجاد میدان های مین صورت گرفت. بعثیان حتی فکر مقابله با عملیات هوایی نیروهای ایرانی را نیز کرده بودند. بر این اساس، هر جا زمینی مساعد برای فرود آمدن نیروها از هوا بود، آن ناحیه را با کاشتن عمودی تیر آهن برای اقدام نظامی از آسمان ناممکن ساخته بودند. همه این اقدامات، نشان از عزم جدی صدام برای در اختیار داشتن این شهر داشت. او حتی در نقشه های منتشر شده خود، نام این شهر را عوض کرد و آن را «مُحمّره» نامید. فتح خرمشهر، نقطه تزلزل دشمن پس از 23 روز نبرد شبانه روزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس و درست هنگامی که آنان به فتح خرمشهر نزدیک می شدند، صدام همچنان به تقویت نیروهای خود در این شهر می پرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی سپاه اسلام، سربازان جدیدی را وارد خرمشهر می کرد، به گونه ای که بیشترین اسیران عملیات بیت المقدس، از داخل شهر خرمشهر به اسارت گرفته شدند. به اسارت درآمدن حدود دوازده هزار نفر از نظامیان بعثی در این شهر، از اراده جدی صدام برای برافراشتن پرچم دشمن بر بالای خانه های این شهر خبر می دهد. پس از فتح خرمشهر، صدام احساس کرد جنگی که آغاز کرده بود تا انقلاب اسلامی را از پای درآورد، موجب سستی حکومت وی شده است و اشغال سرزمین ایران، حتی امکان کشانده شدن جنگ را به خاک کشورش در پی دارد. نتایج عملیات بیت المقدس فتح خرمشهر، مهم ترین نتیجه عملیات بیت المقدس بود، ولی تنها نتیجه آن به شمار نمی آید. در این نبرد که یکی از مهم ترین و گسترده ترین عملیات ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور آزاد شد. وجود موانع طبیعی در اطراف منطقه تحت اشغال، یعنی رودخانه کرخه نور در شمال، کارون در شرق، رودخانه اروندرود در جنوب و آب های هورالهویزه در غرب و نیز وجود دشت های وسیع مناسب با مانور زرهی که ستون فقرات ارتش صدام را تشکیل می داد، شرایط بسیار مناسبی برای نیروهای اشغالگر پدید آورده بود. دشمن با حمایت گسترده نیروی هوایی و آتش پشتیبانی می توانست احساس کند در دژی استوار نشسته است و امکان نفوذ به جبهه وی وجود ندارد. خرمشهر، نماد مقاومت مقاومت 43 روزه مردم خرمشهر، فصل مهمی در هشت سال دفاع مقدس است؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند اگر خرمشهر مقاومت نمی کرد و متجاوزان به آسانی آن جا را اشتغال می کردند، شاید سرنوشت جنگ این گونه رقم نمی خورد. این پایداری سترگ، سدّی شد در برابر اینکه بعثی ها سریع به اهدافشان برسند و توان نظامی آنها در منطقه به هم بریزد. اگر خرمشهر در همان روزهای نخست به دست آنها می افتاد، دشمن به نقطه ای حساس دسترسی پیدا می کرد و آن استفاده از بندر خرمشهر بود. از سوی دیگر، تصرف آبادان و اهواز برای دشمن، راحت و کار برای رزمندگان اسلام بسیار دشوار می شد. قدرت ایمان آزادسازی خرمشهر در عملیات شگفت انگیز بیت المقدس، از قدرتی حکایت می کرد که همت و ایمان رزمندگان اسلام آن را پدید آورد. نگاهی به رخدادهای پس از فتح خرمشهر و پیام های رسمی و غیر رسمی دولت مردان امریکایی و متحدانش، به روشنی حکایت از آن دارد که برپاکنندگان اصلی جنگ تحمیلی، از کارآمدی طرح حمله نظامی به ایران ناامید شده بودند و برای مقابله با نظام اسلامی راه کار دیگری را دنبال می کردند؛ چرا که ادامه جنگ از یک سو، حرکت پرشتاب نهضت های اسلامی را در منطقه به دنبال داشت و از سوی دیگر، برای قدرت های بزرگ که در سطح بسیار گسترده ای به نفع عراق وارد این کارزار شده بودند، شکست ارتش عراق، ترجمان ناکامی آنان بود. تأثیرات فرامنطقه ای آزادی خرمشهر آزادی خرمشهر چنان در سطح بین المللی تأثیر گذاشت که پس از پیدایش وضعیت جدید و بیرون راندن متجاوزان از خرمشهر، برتری سیاسی ـ نظامی ایران در برابر عراق مطرح شد و مسیر جنگ نیز تغییر یافت. جنگی که ابتدا با هدف براندازی یا تعدیل دیدگاه های انقلاب اسلامی طرح ریزی شده بود، بر خلاف تصور، عامل تثبیت اوضاع سیاسی در داخل کشور و درهم شکستن جبهه ضدانقلاب شد. زمانی که خرمشهر به دست نیروهای ایرانی از دشمن باز پس گرفته شد، همه دنیا تا 24 ساعت سکوت کرد و بوق های تبلیغاتی هیچ گونه خبری از پیروزی رزمندگان ایران اسلامی را در حماسه فتح خرمشهر پخش نکردند؛ زیرا برایشان باورکردنی نبود که نیروهای ایرانی بتوانند دست به چنین عملیاتی بزنند. چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت? پس از فتح خرمشهر برای نخستین بار در جلسه مسوولان و فرماندهان با امام، اتمام یا ادامه جنگ مورد بحث و بررسی قرار گرفت. دو ایده متفاوت وجود داشت؛ بر اساس رویکرد اول چنین تصور می شد که با شکست عراق و آزادسازی مناطق اشغالی، دیگر ادامه جنگ ضرورت ندارد. در رویکرد دوم، چنین استدلال می شد که ایران باید منطقه ای مهم از خاک عراق را در اختیار بگیرد تا از موضع بر تر، عراق و حامیانش را برای تامین خواسته ایران متقاعد نماید. رفتار عراق و آمریکا پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ ذهنیت و تصوراتی را در مردم و مسوولان به وجود آورده بود که آثار زیادی در نحوه مقاومت در برابر تجاوز عراق و پس از آن آزادسازی مناطق اشغالی و سپس در تصمیم گیری پس از فتح خرمشهر بر جای نهاد. در حالی که موجودیت نظام و انقلاب بر اثر جنگ تهدید شده بود. سازمان ملل در واکنش به تجاوز عراق از این کشور حمایت کرد و همین امر اعتماد ایرانیان را به این سازمان سلب کرد. پس از فتح خرمشهر این باور و اعتماد وجود نداشت که حقوق ایران که شامل محکوم کردن صدام به عنوان متجاوز، پرداخت غرامت و عقب نشینی کامل عراق بود، تامین شود. ضمن اینکه نگرانی آمریکا از پیروزی ایران و سقوط عراق به تهدید ایران منجر شد و متقابلا حمایت و کمک های اطلاعاتی به عراق آغاز گردید و این تحول بیان کننده این معنا بود که آمریکا و سایر قدرت ها به پذیرش موقعیت بر تر ایران و شکست عراق مایل نخواهند بود در نتیجه، تمهیداتی را بر ضد ایران به کار خواهند گرفت. امام خمینی برای نخستین بار پس از عملیات «فتح المبین» نگرانی خود را بیان کرد: «چیزی که امروز به آن مبتلا هستیم و ممکن است برای ما پیش آید قضایایی است که بعد از پیروزی جنگ برای ما ممکن است، پیش بیاید. آمریکا معلوم نیست به این زودی طمعش را از این کشور قطع کند... از این جهت ما باید خودمان را برای مقاومت مهیا کنیم.» فضای ذهنی تصمیم گیرندگان فضای ذهنی تصمیم گیرندگان متاثر از دو مساله بود: «نخست، پیروزی های ایران بر عراق پیامدهای احتمالی داشت که از جمله سقوط صدام بود و دیگری اهداف و ماهیت سیاست آمریکا و مجامع بین المللی در برابر پیروزی ایران بود»؛ در نتیجه، هنگام تصمیم گیری این نگرانی وجود داشت که خواسته های ایران نادیده گرفته شود. با این برداشت این نظریه شکل گرفت که با توجه به برتری ایران بر عراق یک منطقه مهم از خاک عراق تصرف شود تا با اتکای بر آن خواسته های ایران از موضع بر تر تامین شود. امام خمینی پرسش هایی را طرح کردند که سرانجام با ارایه دلایل نظامی و سیاسی توافق و اجماع لازم برای تصرف منطقه شرق بصره حاصل شد. القای شبهه گروهک نهضت آزادی برای برون رفت از بن بست سیاسی علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر برای نخستین بار از سوی گروهک منحله نهضت آزادی و ماه ها پس از اتخاذ این تصمیم و اجرای عملیات های مختلف شامل «رمضان، محرم، مسلم بن عقیل و...» مطرح شد. بعد ها نقد و بررسی این موضوع در جزوه «جنگ و صلح» در سال 1363 منتشر گردید. علت مطرح کردن این سوال به ظاهر طولانی شدن جنگ و ناکامی در برخی از عملیات ها بوده است. حال آنکه در واقع نهضت آزادی و بسیاری از گروه های سیاسی ادامه جنگ را عامل موثری در انسداد سیاسی ارزیابی می کردند و از این منظر پایان دادن به جنگ را ضروری می دانستند و با نقد مسوولان و تصمیم گیرندگان و نیز تصمیم های اتخاذ شده، آن را دنبال می کردند.هم اکنون تکرار پرسش در مورد علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، آن را به یکی از مهم ترین پرسش ها تبدیل کرده است ولی در کالبد شکافی آن و با در نظر گرفتن فضا و شرایط تصمیم گیری به نظر می رسد این پرسش به نحو مناسبی طرح نشده است. در واقع با در نظر گرفتن تمامی ملاحظه ها و عوامل موثر در تصمیم گیری برای ادامه جنگ این پرسش غلط است و اساسا باید موضوع را این گونه مورد پرسش قرار داد که چرا فتح خرمشهر به یک پیروزی استراتژیک تبدیل نشد؟ رژیم بعثی همچنان تهدید بود جمهوری اسلامی ایران بلافاصله پس از تجاوز عراق به ایران و تردد هیات های صلح خواسته های خود را که شامل عقب نشینی عراق از مناطق اشغالی، اعلام متجاوز بودن عراق و پرداخت غرامت بود، به عنوان پیش شرط های خاتمه جنگ مطرح کرد. مجامع بین المللی و هیات های صلح به نحو تعجب آمیزی به جای توجه کردن به عامل تجاوز و ضرورت عقب نشینی، بر اجرای آتش بس تاکید می کردند! تجربه جنگ اعراب با اسراییل و تبعات مخاطره آمیز پذیرش آتش بس، جمهوری اسلامی را وادار کرد که هم چنان بر خواسته و شرایط خود تاکید کند. به تدریج برتری توان نظامی ایران و در هم شکستن ماشین نظامی ارتش اشغالگر و آزادسازی مناطق اشغالی، 10 هزار کیلومتر مربع از 15 هزار کیلومتر مربعی را که عراق به اشغال خود درآورده بود، آزاد شد و عراق 5 هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را در اشغال داشت که پس از اعلام عقب نشینی از خاک ایران 2500 کیلومتر مربع از خاک ایران شامل ارتفاعات و مناطق حساس در اشغال نیروهای عراقی باقی ماند. در مرحله جدید، محکوم کردن عراق که متجاوز بود و پرداخت غرامت اهمیت بیشتری داشت. با این توضیحات در واقع با فتح خرمشهر هنوز اوضاع به وضع قبل از تجاوز بازنگشته بود؛ زیرا عراق 5 هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را در اشغال داشت. عراق هم چنان تهدیدی برای ایران بود و ایران صد ها میلیارد دلار خسارت دیده بود. ایران در چنین وضعیتی برای حل مسایل چگونه باید تصمیم می گرفت؟ بازتاب پیگیری جنگ نگرانی از تبعات شکست عراق و پی گیری احتمالی جنگ از سوی ایران در این مرحله دو نوع بازتاب داشت؛ نخست، تاکید بر برقراری آتش بس در اولویت اول و سپس ارایه برخی از پیشنهاد ها برای پرداخت غرامت که به صورت غیررسمی و کلی بود. آقای «رجایی خراسانی»، نماینده وقت ایران در سازمان ملل، درباره موضوع آتش بس می گوید: «در مذاکره هایی که داشتیم به ما می گفتند در قدم اول و قبل از هرگونه بحث و مذاکره ای باید آتش بس برقرار شود.» این تاکید در وضعیتی بود که هیچ گونه تضمینی برای تامین خواسته های ایران وجود نداشت و پس از آتش بس مشخص نبود مذاکره هایی که آغاز می شود چه نتیجه ای خواهد داشت؟ فرمانده وقت سپاه در سخنانی می گوید: «اینکه گفته می شود بعد از آزادی خرمشهر چرا صلح نکردید، باید بگویم که هیچ پیشنهاد صلحی تا چهار سال بعد از آزادی خرمشهر به ایران نشد و فقط چند طرح آتش بس ارایه شد که اگر قبول می کردیم، جنگ 5 سال به درازا می کشید.» وزیر خارجه وقت نیز در این باره می گوید: «نفر اول آقای حبیب شطی، دبیر کل کنفرانس اسلامی بود که برای مذاکره آمد، یک رقمی را ایشان گفت و ما هم یک رقمی مطرح کردیم قرار شد ایشان جواب بیاورند ولی دیگر خبری نشد. نفر دوم، معاون وزیر خارجه هند بود که تلاش زیادی کرد و با ایشان هم روی رقم بحث کردیم ولی رفت و خبری نشد.» بنابراین، مساله مهم برای ایران در زمان تصمیم گیری، دفع تهدیدهای احتمالی عراق و پرداخت غرامت بود و این مهم با عقب نشینی کامل عراق از خاک ایران و اعلام متجاوز بودن عراق و پرداخت غرامت به ایران تامین می شد. حامیان منطقه ای و بین المللی عراق که نگران از سقوط صدام در صورت ادامه جنگ بودند در قدم اول بر آتش بس تاکید داشتند تا درباره توقف جنگ و مهار رو به گسترش پیروزی های ایران اطمینان حاصل کنند، ضمن اینکه در تعیین متجاوز حساسیت داشتند؛ زیرا انجام این مهم به معنای اعلام پیروزی سیاسی ایران بر عراق بود و تزلزل در عراق و احتمالا فروپاشی رژیم بعثی را موجب می شد. افزون بر این، قدرت های بزرگ در تجاوز عراق سهیم بودند و اعلام متجاوز بودن عراق به منزله پذیرش سیاست تجاوزآمیز این کشور ها ضد جمهوری اسلامی ایران بود، از این رو از پذیرش آن اجتناب می ‏کردند. ماجرای پرداخت غرامت برای پرداخت غرامت مایل بودند اول، مبلغ پرداختی به میزانی نباشد که ایران در مرحله بازسازی به موفقیتی جدید دست یابد؛ بنابراین تلاش می کردند ایران هم چنان در برابر هزینه های بازسازی خسارت جنگ درگیر و ضعیف باقی بماند. دوم، به بازسازی عراق که قدرت متعادل کننده ایران بود توجه کردند. به همین دلیل کشورهای شورای همکاری تاکید داشتند که یک صندوق مشترک تشکیل شود که پول آن را کشورهای مختلف تامین کنند و به تناسب میان ایران و عراق تقسیم شود. حال پرسشی که مطرح می شود این است که اگر جمهوری اسلامی ایران، بنا بر نظر منتقدان، جنگ را پس از فتح خرمشهر تمام می ‏کرد آیا امروز به جای پرسش از علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر این پرسش مطرح نمی شد که چرا جمهوری اسلامی در وضعیتی که در موضع بر تر بود و احتمال شکست عراق و سقوط صدام وجود داشت و عراق هم چنان بخشی از خاک ایران را در اشغال خود داشت، جنگ را این گونه به پایان رساند؟ باید به این نکته توجه کرد که پرداخت غرامت برای بازسازی ایران و عراق به لحاظ حقوقی بر این فرض مبتنی بود که ایران و عراق هر دو در شروع جنگ مقصر هستند، حال آنکه عراق متجاوز بود و پس از اتمام جنگ با ایران و تجاوز عراق به کویت دبیر کل سازمان ملل عراق را متجاوز معرفی کرد. افزون بر این، تشکیل صندوق مشترک و پرداخت هزینه برای بازسازی به طور حتم پیامدهایی داشت؛ از جمله اینکه در هر مرحله و در برابر هر پرداختی ایران باید گزارش هزینه ها را ارایه می کرد تا مجدد پول دریافت کند. آیا برای طرف پیروز در جنگ پذیرش چنین تبعاتی امکان پذیر بود؟ روحیه امام و روحیه بازرگان و لیبرال ها بی توجهی گروه های سیاسی به ویژه گروهک منحله نهضت آزادی به ملاحظه های استراتژیک و وضعیت تصمیم گیری برای ادامه یا توقف جنگ و قضاوت بر اساس نتایج، این تصور را به وجود می آورد که این گروه ها تحت هر وضعیتی و بدون توجه به پیامدهای آن بر اتمام جنگ تاکید داشته اند. اظهارنظر دکتر «عباس شیبانی» از موسسان نهضت آزادی در نقد مواضع نهضت درباره جنگ بیان کننده همین معناست. ایشان می گوید: «در جنگ که اصلا استدلال مهندس بازرگان بسیار استدلال غلط و ناواردی بود. آنها معتقد بودند که جنگ با عراق را نیمه کاره و بدون اجرای عدالت و حتی بدون تعیین شدن طرف متجاوز و شروع کننده جنگ و بدون احقاق حقوق ضایع شده ملت ایران رها کنیم، حال آن که بعد از حمله عراق به کویت معلوم شد که امام صدام را درست شناخته بود و اگر ما هم رها می کردیم او رها نمی کرد. امام روحیه صدام را از اول می دانست، ولی بازرگان در قضیه جنگ، خیلی سطحی قضاوت می کرد. بحث صدام نبود، بحث حمایت جهانی از او برای سقوط انقلاب بود و بعد از حمله عراق به کویت هم که همه فهمیدند شناخت امام از صدام کاملا درست است. افزون بر اینکه آن صلح پایدار برقرار نمی شد و حتی متجاوز بودن عراق را هیچ جا اعلام نکرده بودند.» گزینه های ایران با توجه به موقعیت بر تر نظامی ایران و وضعیت حاکم بر منطقه و فضای داخل کشور گزینه های ایران چه بود؟ 1ـ ایران بدون در نظر گرفتن خواسته های خود و تنها بر اثر فشارهای بین المللی و در حالی که نیروهای عراقی هم چنان در مناطق اشغالی حضور داشتند، با پذیرش آتش بس، مذاکره با عراق را آغاز می کرد بدون آن که هیچ گونه کنترلی بر آن داشته باشد یا از اهرم فشار برای تامین خواسته های خود استفاده کند. این روش بر اساس ضرورت خاتمه جنگ با هر وضعیتی می توانست انتخاب شود، اما اینکه آیا انتخاب این راه حل به معنای حل و فصل جنگ به سود ایران بود، با در نظر گرفتن اینکه ایران طرف پیروز جنگ بود، پذیرفتنی نبود. 2ـ ترک مخاصمه بدون اتمام جنگ راه حل دیگری بود که فرا روی ایران قرار داشت؛ بدین معنا که ایران راه حل اول را نمی پذیرفت، در عین حال از ورود به داخل خاک عراق خودداری می کرد و در مرز خود مستقر می شد. انتخاب این گزینه با توجه به اینکه عراق نفت شهر را در اختیار داشت و روی ارتفاعات و مناطق سرکوب مستقر شده و در عین حال به دنبال فرصت برای بازسازی و تجدید قوا بود، چه معنایی داشت؟ آیا با این روش جنگ به پایان می رسید یا اینکه عراق پس از تجدید قوا مجدد حمله های خود را از سر می گرفت؟ ضمن اینکه از نظر حقوقی هیچ گونه آتش بسی میان دو طرف برقرار نشده بود و بهانه های لازم برای از سرگیری مجدد تجاوزهای عراق وجود داشت. نتیجه هر دو راه حل این بود که روند برتری ایران بر عراق را متوقف و مخدوش می کرد و خطر سقوط احتمالی عراق کاهش می یافت و این برای آمریکا، اروپا و برخی از کشورهای منطقه که به دنبال پایان دادن به جنگ با هدف جلوگیری از سقوط صدام بودند، بهترین گزینه بود. 3ـ تنبیه متجاوز با هدف تامین صلح شرافتمندانه راه حل دیگری بود که ایران انتخاب کرد. امام خمینی بر این نظر بودند: «امروز که ما قدرت داریم، اگر مجرم را رها کنیم این به معنای آتش بس و صلح نیست»؛ «ضمن اینکه منطق حکم می کند، دشمن عقب رانده شده را باید به نحوی مجازات کرد که برای سال های سال خیال تهاجم مجدد را از سر بیرون کند.» تصمیم گیری برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر از نظر اصولی صحیح بود آنچه امروز آمریکا و انگلیس و برخی از کشور ها ضد صدام دنبال می کنند حاوی چه سیاستی است؟ نزدیک به 10 سال از زمان تجاوز عراق به کویت گذشته و عراق در جنگ با آمریکا شکست خورده است ولی سیاست های براندازی و تحریم همراه با حمله های موشکی هم چنان دنبال و اجرا می شود. غیر از این است که طرف پیروز به دنبال ایجاد وضعیتی است که متجاوز بیشترین هزینه را پرداخت نماید و رفتار خود را اصلاح کند تا بدین وسیله شرایط برای صلح فراهم و تثبیت شود؟ منطق چنین حکم می کند ولی زمانی که جمهوری اسلامی این سیاست را پی گیری می کرد آمریکا و سایر قدرت ها آن را نمی پذیرفتند؛ زیرا پذیرش خواسته های ایران به منزله برقراری وضعیت جدید در منطقه با برتری جمهوری اسلامی ایران بود. به نظر می رسد تصمیم گیری برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر با جمیع ملاحظه ها از نظر اصولی صحیح بود، اگر این تصمیم به نتیجه نرسید و همین امر به انتقاد گروه های سیاسی منجر شد، بیش از آنکه متاثر از اصل تصمیم گیری باشد، ریشه در نحوه اجرای آن در عملیات رمضان داشت. نگرانی از احتمال هوشیاری دشمن و واکنش سازمان ملل در برابر تصمیم ایران به تعجیل در انجام عملیات رمضان در منطقه شرق بصره منجر شد؛ در نتیجه، ناکامی در این عملیات دست آوردهای فتح خرمشهر را تضعیف کرد و با طولانی شدن جنگ، اصل تصمیم گیری مورد پرسش و انتقاد قرار گرفت. فتح خرمشهر نمادو مظهر مقاومت سرسختانه ملت ایران و پیروزى بردشمن متجاوز فتح خرمشهر در روند تحولات جنگ تحمیلى، نمادو مظهر مقاومت سرسختانه ملت ایران و پیروزى بردشمن متجاوز عراقى است. خرمشهر با مقاومت به آزادى رسید و به یک حماسه فرازمانى و فرامکانى بدل شد. ما براساس الگوى مقاومت در خرمشهر ، جنگ جدیدى را با دشمن پى ریزى کردیم و با اعتماد به نقش حاصل از آن در عرصه هاى سیاسى ـ اجتماعى و امنیتى وارد عمل شدیم. رزمندگان شجاع ما با مقاومت درخرمشهر، جنگ تحمیلى را به شکست تحمیلى براى دشمن تبدیل کردند. فتح خرمشهر بیانگر یک دکترین و استراتژى نظامى جدید و آغاز گر روش جدید در مدیریت کشور در عرصه دفاعى ـ امنیتى بود که باید آن را شناخت و به عنوان یک الگوى موفق، در حل معضلات اساسى کشور مخصوصاً در بحرانها از آن استفاده کرد. اهداف عملیات مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از: انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر. آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید. خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن. تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه). آزادسازی جاده اهواز - خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز - آبادان از برد توپخانه دشمن. منطقه عملیات منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز - خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه - به دلیل مسطح بودن - برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده - به دلیل در دید و تیر قرار داشتن - نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز - خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون، کرخه کور و اروند بود.فتح خرمشهر، یکی از نتایج بزرگ عملیات بیت المقدس بود، ولی تنها نتیجه آن نبود. در این نبرد که یکی از مهم ترین و گسترده ترین عملیات ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومترمربع از خاک کشور که در جنوب استان خوزستان به اشغال صدامیان درآمده بود، آزاد شد. این وسعت، چندین برابر مساحت چند کشور همجوار ایران است که دشمن در آن با حداکثر توان نظامی خود؛ یعنی با شش لشکر شامل سه لشکر زرهی، یک لشکر مکانیزه و دو لشکر پیاده و ده تیپ مستقل پدافند می کرد و با استفاده از 1400 دستگاه تانک، 1200 دستگاه نفربر زرهی و بیش از پانصد عراده توپخانه صحرایی و حدود هشتادهزار نیروی نظامی، این منطقه را در کنترل خود داشت.طی عملیات بیت المقدس 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز - خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 کیلومتر از خط مرزی تامین شد.با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند. میزان انهدام یگان های دشمن لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد. لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد. لشگر 7 پیاده: 40 درصد. لشگر 5 مکانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد. تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد. تیپ 109 پیاده: 60 درصد. تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد. تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد. نقش شهید حسن باقرى جوان 25ساله شهید حسن باقرى یکى از فرماندهان جوان پرورش یافته در مکتب امام خمینى(ره) بود و شایستگى هاى اخلاقى بى نظیر و اندیشه دفاعى والایى داشت که در حیات کوتاه اما پربرکتش در دفاع مقدس منشأ تحولات بزرگى در سازمان رزم سپاه و ایجاد و توسعه اطلاعات و عملیات رزمى سپاه بود.شهید باقرى یک سال تمام روى زمین و دشمن کار مستمر کرده بود و اساساً بنیانگذار اطلاعات رزمى سپاه بود و زمین و دشمن را به خوبى مى شناخت از این رو، یکى از بهترین نظریه پردازان و طراحان عملیاتها بود. شهید باقرى از سال دوم جنگ نیز در هریک از سه عملیات قبلى ثامن الائمه، طریق القدس و فتح المبین، شخصاً مسؤولیت فرماندهى در قرارگاههاى مشترک را برعهده داشت. وى در عملیات فتح المبین به عنوان فرمانده قرارگاه نصرازسوى سپاه، بیشترین سهم را در دستیابى به اهداف مهم و استراتژیک در کل منطقه غرب کرخه داشت. محسن رضایى ـ فرمانده سابق کل سپاه ـ بارها در خاطرات و کلاسهاى درس تجزیه و تحلیل جنگ گفته است: «شهید حسن باقرى را که یکى از سه نفر عضو اصلى گروه طرح ریزى سپاه بود، به دلیل شناخت زمین و دشمن، قبل از عملیات فتح المبین به سراغ منطقه عملیاتى بیت المقدس در حاشیه شرق کارون فرستادم و با توجه به مباحث قبلى، به هنگام مقدمات طرح ریزى، به او دستور دادم مسأله عبور از رودخانه کارون را با هدف رسیدن و تصرف جاده اهواز ـ خرمشهر عمیقاً بررسى کند و متکى بر اطلاعات شهید باقرى از زمین و نحوه استقرار دشمن بین رودخانه، این راهکار را تنظیم کند.» به هر حال شهید حسن باقرى اقدام به این کار مى کند و با توجه به این که قبلاً در این زمینه بحثى صورت گرفته بود و شهید باقرى به همراه اینجانب بررسى هایى انجام داده بود، کاملاً آمادگى تعقیب امر در ابعادوسیع وجود داشت. مسأله قبلى این بود که عده اى از فرماندهان سپاه، پیش از عملیات فتح المبین اعتقاد داشتند به منظور اغفال دشمن و انجام یک عملیات فریب در جنوب دارخوین، باید نیرویى از رودخانه کارون عبور کند و سرپل کوچکى در این قسمت تصرف شود تا دشمن نگران و سردرگم گردد و عملیات فتح المبین با موفقیت به انجام برسد. بنابراین شهید باقرى که بارها به همراه اینجانب و یا برادر رحیم صفوى به منطقه دارخوین و آبادان و نزد فرماندهان آن مناطق رفته بود و دشمن و مناطق شرق و غرب کارون را دقیقاً مى شناخت، مطابق دستور سردار رضایى اقدام به این کار کرد و بررسى هاى انجام شده توسط شهید حسن باقرى به منظور عبور از کارون و طرح آن در گروه طرح ریزى سپاه، به ویژه پس از اتمام عملیات فتح المبین، اعتقاد و اعتماد بقیه فرماندهان سپاه را مبنى بر استفاده از این راهکار، محکم تر کرد. * منبع: خبرگزار تسنیم، جمعه 2 خرداد 1393