Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 175044
تاریخ انتشار : 26 شهریور 1393 0:0
تعداد بازدید : 33

از نهضت سوادآموزی تا پشت میز طبابت

بجنورد - ایرنا - روزی که نوجوان بازمانده از تحصیل شیروانی، دیرتر از همسالان خود، با شرکت در کلاس های سوادآموزی به آموختن روی آورد، شاید جز خودش کسی تصور نمی کرد که آرزوهای بزرگ او روزی نه چندان دور رنگ واقعیت به خود بگیرد. به گزارش ایرنا، وی با اراده ای تحسین برانگیز، مراحل تحصیلی را یک به یک پشت سر گذاشت و سپس موفق به قبولی در رشته پزشکی شد که اکنون به عنوان یک پزشک به خدمت جامعه کمر بسته است. این چهره موفق سوادآموزی خراسان شمالی دکتر نایب علی رشیدیان است که در چند سال اخیر مدیریت شبکه بهداشت شهرستان های بجنورد و شیروان را داشته و اکنون نیز به عنوان جانشین معاون مرکز بهداشت شیروان انجام وظیفه می کند. وی در گفت وگو با خبرنگار ایرنا چنین به معرفی خود پرداخته است: در سال 1348 در روستای تفتازان از توابع بخش قوشخانه شهرستان شیروان در استان خراسان شمالی متولد شدم. علی رغم علاقه ای که به تحصیل داشتم پس از رسیدن به سن مدرسه، همچون بسیاری از فرزندان روستا در آن روزگار، به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده و مهاجرت های مکرر پدرم که در امور کشاورزی مشغول بود، موفق به حضور در مدرسه نشدم. با پیروزی انقلاب اسلامی گویی دریچه ای نو به رویم گشوده شد، 10 ساله که بودم به شهر شیروان مهاجرت کردیم و در همان ایام نهضت سوادآموزی به فرمان حضرت امام (ره) تاسیس شده بود و من هم برای آموزش سواد در کلاس های نهضت نامنویسی کردم. دکتر رشیدیان اظهار می کند: پس از اقامت در شهر به دلیل مشغله کاری و پرداختن به قالیبافی، وقتی برای درس خواندن نمی ماند و من بناگزیر با ثبت نام در کلاس های شبانه نهضت به تحصیل روی آوردم. به دلیل علاقه ام به تحصیل روزها به کارگری، کشاورزی و قالیبافی و شب ها را در کلاس های سوادآموزی به درس خواندن می گذراندم که عطشم به درس روز به روز بیشتر و بیشتر و ادامه مسیر تحصیل برایم لذتبخش تر می شد. بعد از پایان دوره تکمیلی نهضت، که مقاطع بالاتری نداشت، تصمیم به ادامه تحصیل در مدارس روزانه گرفتم که با سن و سال کمی که داشتم به تنهایی کارهای اداری ام برای تحصیل را دنبال کردم که این امر موجب تعجب رییس نهضت سوادآموزی شیروان شده بود. پس از پیگیری های فراوانی که داشتم وقتی رییس نهضت متوجه علاقه زیادم به تحصیل شد با نامه نگاری و مکاتبه با رییس آموزش و پرورش وقت شیروان، موافقت آنان را برای تحصیل من در مدارس روزانه گرفتند. با گذشت چندین سال از این موضوع احساس می کنم محتوای نامه رییس نهضت این بوده باشد که فلا این آقا را به صورت نخودی سرکلاس بنشانید تا سوادش کامل شود. دروس را با نمرات بالایی می گذراندم و بعد از چندین ماه معلمم به من گفت: برو پیش رییس مدرسه تا تکلیف تو را به عنوان دانش آموز مشخص کند و به عنوان یک دانش آموز رسمی نسبت به تکمیل پرونده ات اقدام کنند. احساس می کنم معلمم به نیت خیر و برای اینکه به وضعیت تحصیل من رسمیت بدهد این را گفت که سرانجام رییس مدرسه با توجه به علاقه فراوان من به تحصیل و کسب نمرات بالا، موافقت کرد و من رسما به عنوان دانش آموز مدرسه روزانه پذیرفته شدم. وی می افزاید: سال 65 که 17 سالم بود در کلاس دوم راهنمایی تحصیل می کردم که با شروع جنگ برای رفتن به جبهه اقدام کردم که به دلیل سن کم و جثه کوچکم مخالفت می شد تا اینکه برای گذراندن دوره آموزشی به روستای مرزداران واقع در خراسان رضوی اعزام شدم. از زمان طفولیت در هر حوزه ای که کار می کردم از کیفیت کارم راضی بودند چه وقتی که در تابستان ها به کار مشغول می شدم تا هزینه تحصیلم را تامین کنم و چه زمانی که در جبهه جنگ حضور یافته بودم پشتکار بالایی از خود نشان می دادم. یکسال حضورم در جبهه نیز مرا از درس خواندن غافل نکرد به طوریکه درس ریاضی را در جزیره مجنون که 100 متر با عراقی ها فاصله داشتیم امتحان دادم و نمره خوبی نیز کسب کردم. دکتر رشیدیان با بیان اینکه با کارکردن در دوران تحصیل علاوه بر تامین هزینه تحصیلی، کمک حال خانواده هم بودم، می گوید: با پایان سال سوم راهنمایی پدرم از روی دلسوزی پیشنهاد استخدام در نیروی انتظامی را به من داد اما زمانی که برای گرفتن پرونده ام به مدرسه رفتم مدیران مدرسه با این امر مخالفت کردند. آنان می گفتند تو با این استعداد بالا ادامه تحصیل بده تا دیپلم بگیری و پزشک یا افسر درجه دار بشوی، ولی به هر زحمتی بود پرونده را گرفتم که در مسیر راه مجددا نظرم برگشت و با توکل بر خدا در دبیرستان ثبت نام کردم که در سال 70 در سن 22 سالگی در اولین سال شرکت در آزمون سراسری در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران پذیرفته شدم. رشیدیان گفت: به دلایلی با یک جابجایی محل تحصیلم را به دانشگاه زاهدان تغییر دادم که این تغییر نیز خود به بالا رفتن معلومات پزشکی من و افزایش مهارت و تجربیاتم کمک کرد چرا که بسیاری از بیماری ها که از طریق افغانستان به این منطقه می آمد، اصلا در تهران وجود نداشت. البته در ابتدا علاقه ام به تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی داشتم ولی چون مشکل سرمایه داشتم تصمیم به ادامه تحصیل در رشته پزشکی و خدمت به مردم را گرفتم که هم اکنون نیز از این انتخاب خود خرسند هستم. این چهره مثال زدنی سوادآموزی گفت: در دوران دانشجویی با دختر خاله ام ازدواج کردم که بعد از ازدواجم همسرم بعد از چندین سال ترک تحصیل در پنجم ابتدایی، مجددا به ادامه تحصیل پرداخت و اکنون با مدرک فوق دیپلم حسابداری، مدیریت یک مرکز توانبخشی را در بجنورد، مرکز استان خراسان شمالی عهده دار است. دکتر رشیدیان می گوید: اکنون علاوه بر اشتغال در حرفه پزشکی در باغ خود در یکی از روستاهای شیروان به فعالیت کشاورزی می پردازم و کار کردن را عار نمی دانم و معتقدم هر کسی با تلاش و پشتکار به موفقیت های بالایی دست می یابد. وی با تشویق همگان به سواد آموزی می افزاید: حیف است کسی بی سواد باشد چرا که سواد چشم انسان را به دنیایی روشن باز می کند و اکنون که شرایط تحصیل فراهم است به افراد کم سواد توصیه می کنم ادامه تحصیل بدهند. وی به جوانان نیز سفارش می کند: در تحصیل تنها به استخدام در ادارات فکر نکنند و بدانند که یک راننده و کشاورز با سواد و تحصیلات بالاتر، می تواند کاری بهتر و اصولی تر انجام دهد. روستای تفتازان شیروان از توابع بخش قوشخانه، در 55 کیلومتری شمال غرب این شهرستان واقع است که 80 خانوار مشتمل بر 500 نفر جمعیت دارد. تاکنون 20 چهره موفق سوادآموزی در شهرستان 157 هزار نفری شیروان، به عنوان دومین شهرستان پرجمعیت خراسان شمالی شناسایی شده اند که یک نفر تا مقطع دکتری، هفت نفر لیسانس، چهار نفر فوق دیپلم و مابقی دیپلم تحصیل کرده اند. اکنون این شهرستان در گروه هدف سوادآموزی 49 - 10 سال، پنج هزار و 21 بی سواد دارد. * منبع: خبرگزاری ایرنا، چهارشنبه 26 شهریور 1393