Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 176074
تاریخ انتشار : 27 آبان 1393 0:0
تعداد بازدید : 98

الگوی حجاب زنان ورزشکار کشورهای اسلامي شديم

نسرين دوستی، اولين بانوی طلايی کاراته ايران محمد ميراحمديان نسرين دوستي عضو تيم ملي کاراته و اولين بانوي طلايي کاراته ايران با بيان اينکه از سال 1378 در رشته کاراته شروع به فعاليت کردم و از سال 1385 به ورزش قهرماني ورود نمودم، گفت: بعد از دو سال از ناحيه زانو دچار آسيب ديدگي شديدي شدم که دوستانم حل اين مشکل را غير ممکن مي دانستند و براي بازگشت به ورزش قهرماني مجبور شدم پايم را عمل جراحي کنم و بعد از عمل بايد شش ماه صبر مي کردم، که به خاطر تجربه کمي که داشتم بعد از اينکه سه ماه از دوره درمانم گذشت، تمرينات خيلي سنگيني را شروع کردم که باعث شد دوباره اي سي ال زانويم پاره شود و براي دومين بار در سال 1386 پاي راستم را تحت عمل جراحي قرار دهم. وي افزود:با تجربه اي که از عمل قبلي کسب کردم، به مدت 6 ماه صبر کردم تا دوره درمانم سپري شود و براي ورزش قهرماني به دکترم رجوع کردم تا نظر قطعي ايشان را بدانم که گفتند عمل جراحي، موفقيت آميز نبوده و بايد دوباره پايم را عمل کند. *عشق به ورزش دوستي با بيان اينکه من با شنيدن صحبت هاي دکتر شوکه شدم و با خودم گفتم يعني چه؟ من هفت ماه اين همه سختي کشيدم، دوباره عمل کنم، گفت: از همين باب زير بار عمل جراحي مجدد نرفتم و با فيزيوتراپي و بدنسازي، تمرينات کاراته را شروع کردم که در اين مدت سرما و فشارهايي که مي آوردم زانويم را اذيت مي کرد ولي آن عشقي که به کاراته داشتم موجب ناديده گرفتن اين دردها مي شد. بعد از گذشت يک سال از تمريناتم در مسابقات انتخابي بازيهاي آسيايي ازبکستان شرکت کردم که متاسفانه در بخش انفرادي موفق نشدم اما توانستم در بخش تيمي يکي از نفرات اعزامي باشم. وي افزود: دو هفته مانده بود به مسابقات اعزام شويم که براي پاسپورت يکي از بازيکنان مشکلي پيش آمد و کادر فني تصميم گرفت من جايگزين وي جزء نفرات انفرادي باشم که به مسابقات اعزام شديم و در مسابقات توانستم فيناليست شوم. * با کمک خدا در آن وضعيت توانستم از حريفم امتياز بگيرم نسرين دوستي با بيان اينکه در فينال 3 - 3 با حريفم مساوي بوديم، تشريح کرد: سي ثانيه به اتمام مسابقه مانده بود که به خاطر ضربه اي که حريف به زانوي راستم زد، روي زمين افتادم و ضعف خيلي شديدي کردم و در آن لحظه چشم هايم سياهي رفته بود و ادامه بازي با حريف را غير ممکن مي دانستم که يک نيرويي مرا از روي زمين بلند کرد و با کمک خدا در آن وضعيت توانستم از حريفم امتياز بگيرم و بازي را ببرم. توانستم اولين مدال طلاي بانوان کاراته را کسب کنم. وي افزود: وقتي بر روي سکوي قهرماني قرار گرفتم به تمام اتفاقاتي که برايم پيش آمد، فکر مي کردم، از عمل جراحي ناموفقم تا همه سختي هايي که کشيدم و در آن لحظه به حکمت خدا پي بردم و ديدم هيچ چيز بي دليل نيست و فهميدم که خداوند هيچ وقت براي بنده اش بد نمي خواهد. اولين بانوي طلايي کاراته ايران بيان کرد: پايم بعد از مسابقات آسيايي اوضاع خوبي نداشت و ورم شديدي کرده بود و مي دانستم شرايط خوبي ندارم اما چون نمي خواستم دوباره زير تيغ جراحي بروم با فيزيوتراپي و بدنسازي دوباره خودم را نگه داشتم و سه هفته بعد از مسابقات آسيايي در مسابقات ليگ جهاني ترکيه شرکت کردم و توانستم مدال برنز بگيرم و يک جورهايي بي خيال آسيب ديدگي ام شدم و با آن کنار آمدم. وي افزود: بعد از مسابقات ليگ جهاني ترکيه، مسابقات کشورهاي اسلامي را در پيش داشتيم که از کودکي کسب موفقيت در اين رقابتها از آرزوهايم بود و در انتخابي اين رقابت ها انتخاب شدم اما هيچ کس از آسيبم خبر نداشت يعني نمي دانستند آن قدر جدي است و فقط اعضاي خانواده و دوستان صميمي ام مطلع بودند. *اي سي ال زانوي پاي چپم پاره شد دارنده مدال برنز مسابقات آسيايي 2014 اينچئون گفت: تاريخ اين مسابقات در خرداد ماه بود و به دليل مشکلاتي که براي کشور ميزبان پيش آمده بود تاريخ مسابقات عوض شد که من با خودم گفتم حتماً حکمتي در تغيير تاريخ مسابقات است. اردوي تيم ملي خيلي طولاني شده بود و يک ماه بيشتر به اعزام ما نمانده بود که سر تمرين، زانوي چپم هم دچار پارگي اي سي ال و مينسک داخلي شد و از ترس اينکه از ليست خطم بزنند، نگذاشتم کسي از اين اتفاق با خبر شود و فقط مربيانم در جريان بودند و گذاشتند دوره درمانم را با فيزيوتراپي و بدنسازي انجام بدهم. نسرين دوستي بيان کرد: با وجود اينکه قبلاً اي سي ال پاي راستم پاره شده بود و الان اي سي ال پاي چپم پاره شده و دو تا پايم آسيب ديده بود، اصلاً اراده ام را از دست ندادم، زيرا آن مدال طلايي که در ازبکستان خدا به من داد، باعث شد ناشکري نکنم، چون خدا آنجا مدال طلا را به من داد که اصلا فکرش را نمي کردم بتوانم در آن شرايط اين مدال را کسب کنم و ديگر هر اتفاقي که در زندگي ام مي افتد، نااميد نمي شوم، زيرا مي دانم که خداوند دستم را مي گيرد. *از کسب اين مدال خوشحال بودم وي با بيان اينکه از فيزيوتراپي در خواست کردم زانوبندي به من بدهد تا پايم را نگه دارد و بتوانم حرکت کنم، افزود: سر تمرينات خيلي گريه مي کردم چون آن جور که مي خواستم نمي توانستم تمرين کنم و بيشتر به جاي تمرين جسمي، تمرين ذهني انجام مي دادم و به خدا مي گفتم خدايا! اگر من مي توانم خوب ظاهر شوم مرا به اين رقابتها برسان، که خدا را شکر در اين رقابت ها شرکت کردم و مدال برنز گرفتم. اين مدال به خاطر ضعف پاهايم نبود، درست است محدوديت زيادي داشتم و آن جور که مي خواستم، نمي توانستم مانور بدهم، ولي سهل انگاري خودم بود که دست داور را در ثانيه هاي آخر باز گذاشتم که آنجا هم خدا مرا تنها نگذاشت و دست پر برگشتم و از اين مدال خوشحال بودم چون حضورم غير ممکن بود، چه برسد به اينکه بخواهم مدال بگيرم. نايب قهرمان مسابقات ليگ جهاني ترکيه اظهار کرد: بعد از اين مسابقات به خاطر طلايي که در مسابقات ازبکستان کسب کردم، سهميه شرکت در المپيک هنرهاي رزمي داشتم و در آن مسابقات که برترين هاي دنيا بودند، با ريسک بالا شرکت کردم که در دور اول کاملاً زانويم خالي کرد و بازي دوم هم نتوانستم ادامه بدهم که تصميم گرفتم در مسابقات آسيايي امارات شرکت نکنم تا در مسابقات آسيايي اينچئون که هر چهار سال يک بار برگزار مي شود، شرکت کنم. *دو زانوي آسيب ديده ام را عمل جراحي کردم اولين بانوي طلايي کاراته ايران با بيان اينکه يکي از آرزوهايم شرکت در بازي هاي اينچئون بود، بيان کرد: نه ماه به زمان برگزاري بازي هاي اينچئون مانده بود که تصميم گرفتم دو تا زانوي آسيب ديده ام را عمل جراحي کنم. خيلي از دوستان ممانعت مي کردند و مي گفتند همزمان دو تا زانويت را عمل نکن، مي داني که سه ماه بايد روي ويلچر بنشيني؟ مي گفتم بايد همه را به جان بخرم تا به بازيهاي اينچئون برسم. عمل سختي بود و روزهاي سختي را طي کردم و چون روزهاي سخت تر از اين را گذرانده بودم، مي دانستم از پس اين سختي ها هم بر مي آيم. وي افزود: من بعد از مسابقات آسيايي ازبکستان با خدا عهدي کرده و از خدا خواستم که به من کمک کند تا با همين آسيب ها بتوانم ادامه بدهم. ذره اي به حکمت خدا شک نمي کردم و زماني هم که مي خواستم دو تا پايم را عمل کنم، به دکترم گفتم اگر مي توانم به مسابقات برسم، پايم را عمل جراحي کنيد وگرنه منصرف مي شوم، که ايشان قول دادند اگر خودت بخواهي و تحمل کني مطمئناً به مسابقات مي رسي. *توکلم فقط بر خدا بود نسرين دوستي در ادامه تشريح کرد: بعد از عمل جراحي که مرخص شدم، دچار تب و لرز شديدي شدم و بعد از دو روز که تب و لرزم قطع نشد و استخوانهايم داشت از درد منفجر مي شد مجدداً در بيمارستان بستري شدم و يکسري آزمايش ها از من گرفتند اما نمي توانستند تشخيص بدهند علت تب چيست؟ دکترم گفت اگر تا چند روز ديگر تب ادامه پيدا کند، احتمال مي دهيم از عمل جراحي باشد و اگر دليلش اين باشد، بايد هر چه سريعتر پايتان را عمل کنيم. وي با بيان اينکه من وقتي اين مطلب را شنيدم، شوکه شدم، چون اگر اي سي ال پايم را درمي آوردم، چهار ماه زمان مي برد تا من مجدداً بتوانم پايم را عمل کنم. اين مطلب موجب مي شد مسابقات اينچئون از دست بدهم، ولي باز هم نااميد نشدم و به مادرم که در بيمارستان خيلي گريه مي کرد دلداري مي دادم و با خودم مي گفتم همه اين اتفاقات خواست خدا بوده و حکمتي در کار است وگرنه خدا هيچ وقت براي بنده اش بد نمي خواهد و توکلم فقط بر خدا بود. خدا را شکر چند روز که گذشت حالم خيلي بهتر شد و دکترم پس از معاينه، از عمل منصرف شد و مرخص شدم. *به ياد جانبازان دفاع مقدس افتادم نايب قهرمان ليگ جهاني ترکيه با بيان اينکه سه ماه روي ويلچر بودم، اظهار کرد: روزهاي وحشتناک و سختي بود و به همه چيز بر روي ويلچر فکر مي کردم و فيزيوتراپي مي رفتم و خيلي سخت بود و آن لحظه همه آدم هايي که بايد تا آخر عمر روي ويلچر باشند، جلوي چشمم مي آمدند. من مي دانستم خوب مي شوم و زندگي عادي ام را مي توانم ادامه بدهم و بر روي پايم راه بروم اما آن کساني که تا آخر عمر بايد روي ويلچر باشند، چه حالي دارند؟ آن جانبازاني که به خاطر وطنمان مجبور شدند تمام عمرشان را بر روي ويلچر بنشينند چقدر زندگي سختي دارند؟ من واقعاً آن لحظه همه شان را درک کردم. وي افزود: با اينکه روزهاي وحشتناک و سختي بود ولي ذره اي نااميد نشدم. خيلي ها زماني که مي گفتم خودم را براي مسابقات اينچئون آماده مي کنم، به من مي خنديدند و افرادي هم مي گفتند کاراته را کنار بگذار، خواست خدا نيست، تقدير تو شايد در يک چيز ديگر باشد، شايد در تحصيل باشد. ولي من مي گفتم مگر مي شود خدا استعدادي به آدم بدهد و بعد به آن نرسد. از طرفي فيزيوتراپم خيلي به من روحيه مي داد و مي گفت تو به اينچئون مي رسي و من مطمئن بودم که به اين مسابقات مي رسم زيرا خدا يک جاهايي دست مرا گرفت که فکرش را نمي کردم. *زماني که مي خواستم از ويلچر بلند شوم مثل يک نوزاد بودم دوستي با بيان اينکه صد درصد بايد براي آن چيزي که مي خواهم، مي جنگيدم، به نظرم همه آن اتفاقاتي که در زندگي ام افتاد، يک امتحان و بيشتر به خاطر آن عهدي بود که با خداي خودم بسته بودم، تشريح کرد: زماني که مي خواستم از ويلچر بلند شوم مثل يک بچه نوزاد بودم، چون همه اطرافم بودند تا راه رفتن به من ياد بدهند، زيرا مغز و پايم همخواني نداشت و دست هايم را مي گرفتند تا زمين نخورم. همه اين روزها گذشت تا شروع به راه رفتن کردم و تمرينات اوليه را گذراندم. در اين مدت ذره اي هم از خدا گله نکردم، چون مطمئن بودم تنهايم نمي گذارد، چون اگر مي خواست لحظه اي که پايم را باز کنند، آن لحظه تنهايم مي گذاشت. وي افزود: زماني که مي توانستم به صورت عادي راه بروم خيلي از دوستانم در کاراته به من مي گفتند تو مي خواهي به اينچئون برسي؟ نه مسابقه تدارکاتي دادي و نه در اردويي بودي. اما من مي گفتم من مي توانم، چرا در مسابقات ازبکستان پايم که آسيب ديد به من مي گفتيد مي تواني ادامه بدي، حالا چرا اين جوري مي گوييد؟ خيلي دلم از آدم ها مي شکست و من فقط با خداي خودم درددل مي کردم و با او حرف مي زدم. البته چون درک اين مسئله سخت بود، من به آنها حق مي دادم. *پنج شهيد گمنام را پيش خدا واسطه قرار دادم اولين بانوي طلايي کاراته ايران تصريح کرد: شب انتخابي بازي هاي آسيايي اينچئون به مزار پنج شهيد گمنام رفتم و خيلي گريه کردم و از شهدا خواستم که پيش خدا واسطه شوند. روز انتخابي که رسيد، در سالن جو خيلي سنگيني عليه من بود. خدا شاهد است در اين روز انرژي مثبت من بيشتر بود و حضور خدا را کنار خودم حس مي کردم و ذره اي شک نکردم که برنده نشوم، زيرا اگر قرار بود اين اتفاق بيفتد به اينجا نمي رسيدم و اگر اين اتفاق برايم مي افتاد همه چيزم را مي باختم، و شايد آدم افسرده اي مي شدم. خدا تنهايم نگذاشت و سربلند بيرون آمدم و جزء نفرات اعزامي شدم که هيچ کس باور نمي کرد. وي افزود: پشت سرم خيلي حرف ها زدند چون نمي توانستند اين مسئله را درک کنند و به همه شان حق مي دادم. *به خدا گفتم خدايا! آبرويم گرو توست دوستي در باره مسابقات اينچئون با بيان اينکه روز مسابقه بچه ها در سايتي خوانده بودند که سهميه تيم ايران سه طلا بيشتر نيست، گفت: در روزهاي اول و دوم، بچه ها با شايستگي هايشان سه مدال طلا گرفتند اما من مطمئن بودم از اين مسابقات دست خالي برنمي گردم، چون اگر قرار بود دست خالي برگردم خدا مرا به اينجا نمي رساند. وي در ادامه تصريح کرد: شب مسابقه ام رسيد و خيلي استرس داشتم، حرفهاي بچه ها در باره سهميه بندي به ذهنم خطور مي کرد. به خدا گفتم خدايا! آبرويم گرو توست، خيلي حرف ها پشتم زدند و خيلي از آدم ها منتظر معجزه تو هستند. جداي از مدال، حضور من در مسابقات معجزه بود. مگر مي شود يک دختر دو تا پايش را همزمان عمل جراحي کند و طول درمانش هفت ماه باشد، اما بعد از چهار ماه تمرينات را شروع کند. بر همين اساس اين حرف هاي سهميه بندي را يک جورهايي قبول نمي کردم و روز مسابقه خيلي دلم قرص بود. نمي گويم رنگ مدال برايم مهم نبود اما مهمتر از همه اين بود که دست خالي از مسابقات بيرون نيايم. *تشکر از رهبري که مثل کوه پشت سر ما ايستادند نسرين دوستي با بيان اينکه ما وقتي در زمين براي مبارزه مي رويم، براي به اهتزاز در آمدن پرچم کشورمان است، گفت: من حاضرم در ميدان مسابقه جانم را بدهم ولي پرچم کشورم به اهتزاز دربيايد. *دوست دارم از اين جريان زندگي ام رهبر معظم انقلاب مطلع شوند. از ايشان ممنون هستم که مثل کوه پشت سر ما ايستادند تا ما بتوانيم محکم و با اعتقاد در ميادين بين المللي ظاهر شويم. *حجاب، محدوديت نيست اولين بانوي طلايي کاراته ايران با بيان اينکه حجاب اصلاً محدوديت نيست، گفت: حجاب، مشکل و مانعي براي ما در مسابقات نبود و يک جورهايي حجاب نشان دهنده غيرت ايراني و ايراني بودن ماست. ايران باعث شد که کشورهاي مسلمان، با حجاب در مسابقات شرکت کنند زيرا آنها جلوي تاتامي کشف حجاب مي کردند و بعد مسابقه مي دادند اما ايران خيلي اصرار و مقاومت کرد و در مسابقات بدون حجاب شرکت نمي کرد تا اينکه آنها قبول کردند. ايران يک کلاه طراحي کرد که کشورهاي اسلامي هم از پوشش اين کلاه استفاده مي کنند. * منبع: روزنامه رسالت، سه شنبه 27 آبان 1393