Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 176787
تاریخ انتشار : 28 دی 1393 0:0
تعداد مشاهدات : 23

نام ایران نماد پیروزی و رهایی از بحران است

علیرضا آل یمین عضو شورای شهر حلب در گفت و گوی اختصاصی با کیهان علیرضا آل یمین حلب دومین شهر بزرگ سوریه و پایتخت اقتصادی این کشور است. مردم این شهر طی دو سال گذشته شاهد بیشترین و شدیدترین درگیری ها بودند. الان شهر حلب به دو نیم تقسیم شده است که نیمی از آن در اشغال تروریست ها است و نیم دیگر در دست ارتش. صدای انفجار و گلوله موسیقی متن زندگی هر روزه ی مردمان این شهر است. حالا ما در حلب با "عبدالمجید کواکبی” عضو شورای شهر و معاون شهردار قرار گفت و گو گذاشتیم. برای حفظ امنیت و کم کردن تردد ما در داخل شهر، او به محل اقامت ما آمد. با همان موسیقی متن نشستیم به گفت و گو. * چطور شد که بحران به اینجا کشیده شد؟ چرا وقتی درعا و حمص شلوغ شد اینجا خبری نبود؟ بحران در حلب دقیقا از اواسط 2012 شروع شد. حلب و ریف حلب یک سری خصوصیات داشت که شاهد حضور مسلحین و سرکشی در برابر دولت نبود. در خلال بحران کشورهای اطراف که از دولت حمایت می کردند و کشورهایی که طرفدار مسلحین بودند، هر دو فهمیدند که حلب خیلی مهم است. وقتی حلب انتخاب شد که زیر سلطه دولت نیاشد، این میزانِ بحران را برای دولت سنگین تر می کند و مسلحین پیروز خواهند شد چون حلب از لحاظ سیاسی، تاریخی، اقتصادی و اجتماعی اهمیت بالایی داشت. * یعنی کشورهای مخالف دولت امیدوار بودند که حلب تبدیل به یک منطقه خودمختار شود؟ یعنی وقتی حلب با مسلحین باشد بحران زودتر تمام می شود و آنها زودتر به هدفشان می رسند و اگر با دولت باشد دولت پیروز خواهد شد. یعنی خودش می تواند مشخص کننده سرنوشت بحران باشد. در اوایل بحران مسلحان آمدند در ریف حلب. آنها در اصل قاچاقچی ها بودند و یا آدم هایی که از کشورهای دیگر مثل ترکیه، قطر، عربستان و جاهای دیگر آمده بودند. اما علی رغم اینکه به آنها پول می دادند و همینطور در رسانه ها به نفع آنها تبلیغ می شد و تلاش می کردند با فرقه گرایی و فتنه انگیزی اهدافشان برسند اما با همه وجود این اتفاقات به استان حلب و شهر حلب کشیده نشد. بنابراین ما شاهد این شدیم که تعداد زیادی از اجنبی ها از بیرون آمدند. مردم ریف حلب کلا کشاورز هستند و فرصت های شغلی زیادی دارند و برخی از آن ها هم وارد شهر شدند و در دانشگاه ها درس خواندند و شغل های دولتی دارند. در شهر همیشه آگاهی های بیشتری هست که مانع تندرویی می شود و ماندن زیر سقف قانون اهمیت بیشتری دارد. بنابراین مخالفان در حلب ، بیشتربن تعداد اجنبی ها را وارد کردند. این از لحاظ فرهنگی و اجتماعی معلوم می شود که دشمنان سوریه طبیعت ملت سوریه را نمی شناسند. به عنوان مثال جامعه حلب جامعه متدینی است و همزمان نسبت به فرهنگ ها و ادیان دیگر هم آغوشش را باز کرده. علی رغم تحریک سیاسی و پولی که هزینه می کردند جامعه حلب هیچ پاسخی به این حمله ها نداد. افراد تندرو در هر جامعه ای وجود دارد. در حلب هم همین طور این افراد تندرو شاید پاسخ دادند اما حتی بین آنها هم ما خشونت نمی بینیم. شاید یک آدم متدینی باشد یک ذره هم تندرو باشد در خانواده خودش. اما غیرممکن است که بخواهد آدم بکشد یا خانه ای را ویران کند یا پاسگاه یا جایی را مورد هدف قرار دهد. اولین تلاش برای حمله کردن به حلب در 2012 بود. مجموعه ای از انفجارات همزمان و هجوم مسلحان که موفق نشدند و شکست خوردند و رانده شدند. در تموز 2012 چند انفجار اتفاق افتاد و هجوم های مختلفی صورت گرفت و بعضی از محله ها را اشغال کردند. محله هایی که در حاشیه است. فقرو بیسوادی و یک سری آداب و رسوم اجتماعی خاص آنجا هست اما شهروندانی که در آن محلات زندگی می کنند اکثریتشان ضد نظام و خارج از قانون نیستند. تقریبا در 2012 بود که یک سری از مناطق حلب اشغال شد. * قبل از آن اعتراض و تظاهراتی مثل جاهای دیگر نبود؟ یک سری تظاهرات کوچکی در همان محله هایی که آنها اشغال کردند صورت گرفته بود. اغلب اتفاق ها در ریف حلب و در مناطق حاشیه ای رخ می داد. یک سری تظاهرات اتفاق افتاد که پولش هم پرداخت شده بود اما باز هم در آن خشونت نبود. در تابستان 2012 خشونت شروع شد. مورد هدف قرار دادن برنامه ریزی شده اماکن دولتی، پاسگاه ها، مدارس، ادارات. همه این ها اشغال شدند. بعد از آن یک نقشه بزرگتر پیاده شد. اینجا مشخص شد که یک دولتی پشت این است برای شکست دادن حلب و خارج کردن آن از معادله جنگ. این نقشه مورد هدف قرار دادن زیرساخت های حلب مثل برق و آب و قطع کردن راه های اصلی و محاصره کردن حلب بود. تا فشار بیاورند که حلب تسلیم شود. همینطور آن ها شروع کردند به مورد هدف قرار دادن محله های حلب . بعد شروع کردند به ترور خانواده های کارکنان دولت یا کسانی که سرباز بودند. این یک برنامه بود که هر یکی دو ماه شدت می گرفت و هدف آن تضعیف حضور دولت و نظام در این منطقه و اشغال کردن حلب بود. یکی از مهمترین اقدامات تروریست ها در اینجا مورد هدف قرار دادن شهرک صنعتی بود. این باعث کمبود بسیار زیادی در کالاهای اساسی شد و بیکاری زیادی اتفاق افتاد. بیکاری یکی از اهداف مسلحین بود تا وقتی جوان بیکار شد با پول او را بخرند و با همه این ها و با وجود محاصره تقریبا هشت ماه پشت سر هم بعد مورد هدف قرار دادن فرودگاه و تمام نقاط حیاتی شهربا این حال نتوانستند بستر مناسبی برای اشغال کامل شهر ایجاد کنند. * دولت و شما به عنوان نماینده مردم در مقابل آنها چه واکنشی نشان می دادید؟ دولت بعد از تحمل این ضربات در حلب سعی کرد از لحاظ نظامی بیشتر به حلب برسد و ما به عنوان دوائر خدماتی برای فراهم کردن نیازهای اساسی شهروندان تلاش هایمان را دو برابر کردیم تا سعی کنیم به ایستادگی مردم کمک کنیم. شب های طولانی بود که فقط برای فراهم کردم مقداری از مازوت برای روشن کردن موتور برق بیمارستان کودکان رنج های زیادی کشیدیم. خدا را شکر حزیران 2013 و همین طور بعد از پیروزی در عملیات قصیر، دولت زمام امور را به دست گرفت. نیروهای زیادی آمدند و محاصره حلب شکسته شد. وقتی حصر شکسته شد مواد اساسی مردم را فراهم کردیم و توانستیم در ایستادگی این شهر کمک کنیم. بزرگ ترین دلیلی که ایستادگی این شهر را ثابت می کند صبر و شکیبایی مردم حلب در رنج ها و مصیبت هاست. بردباریشان در از دست دادن عزیزانشان با خمپاره هایی که آنها بی هدف شلیک می کردند. وقتی با تلاش دولت و مقامات فشار روی حلب کم شد نیروی دفاع محلی را تاسیس کردند که تقریبا 12 هزار جوان را جمع کرد. بیشتر آنها از اهالی حلب و اطراف حلب هستند. اسلحه به دست گرفتند و از شهر و روستاهایشان دفاع کردند و در حال حاضر آنها از پیشگامان حفاظت از حلب هستند. دفاع محلی ما مثل بسیج ایران است. یک نمونه کوچک شده از بسیج که ان شاءالله این بذر یک درخت مبارک خواهد بود. * دفاع محلی با دفاع وطنی چه تفاوتی دارد؟ دفاع وطنی یک مجموعه نظامی کنار ارتش است اما دفاع محلی یک بعد نظامی دارد و یک بعد پرورشی فرهنگی، سیاسی، عقیدتی و آَموزشی. دفاع محلی تلاش می کند جامعه آسیب دیده حلب را ترمیم کند. دفاع محلی در اصل می خواهد انسان بسازد. با توجه به اینکه اغلب مردم حلب اهل تسنن هستند خیلی ها می خواهند این را عنوان کنند که اتفاقی که اینجا می افتد جنگ شیعه و سنی است... در کل سوریه جنگ مذهبی نداریم. حتی تقسیمات مذهبی در حلب نداریم... به هر حال مردم اینجا سنی هستند و سیستم حاکمیت علوی است. 90 درصد مقامات این استان سنی هستند. چه کسی گفته دولت علوی است؟ شاید مدیری از جای دیگری بیاید از درعا یا دیرالزور اگر به من ماموریت بدهند می روم طرطوس برایم فرقی نمی کند. بحث اینجا مذهبی نیست. آنها سعی کردند این طور نشان دهند و همین طور روی این قضیه دست بگذارند. بخصوص ترک ها چون به اینجا طمع داشتند. تمام مذاهب و قومیت ها و ملیت ها که از کشتارهای عثمانی ها رنج بردند در حلب زندگی می کنند علویون در لواء اسکندرون، ارمن ها، اکراد، شیعیان. همه اینها ا از کشتار عثمانی ها رنج بردند. علاوه برآنها اهل سنت صوفی ها هم در حلب زندگی می کنند. در حلب مذهب اهل سنت یا صوفی ها یا شافعی ها هستند اما مذهب وهابی اینجا وجود ندارد. در بحران سوریه و بحران عراق این مذهب وهابی تبدیل شد به یک مذهب تکفیری. این ها اصلا مسلمان نیستند و در اینجا هم بستر مناسب برای آنها وجود ندارد. آنها با رویکرد اشغال وارد حلب شدند آنها آمدند جلو که اینجا را اشغال کنند. در ابتدا با تشویق کردن بعضی آدم ها با پول دادن از لحاظ سیاسی و بعد هم با ارهاب آمدند اما موفق نشدند. آنها با این رویکرد آمدند که اول دولت را سرنگون کنند .تصرف کنند و تمام. همانطور که صهیونیست ها در فلسطین انجام می دهند و قبل از آن نازی ها در آلمان انجام دادند خدا رو شکر اینجا شکست خوردند. * نقش ترکیه در حلب چه بوده است؟ نقش ترکیه در این بحران اساسی بوده. این نقش در سوریه بخصوص در حلب سه تا بعد دارد؛ بعد تاریخی، سیاسی و جغرافیایی. بعد تاریخی این است که در تاریخ عثمانی معروف بود که حلب تمدن عثمانی ها و دومین شهرشان بود. عثمانی ها 400 سال بر سوریه حکومت کردند. آنها هر 80 سال با یک مشکل جدی روبه رو می شدند که بنیان دولت متزلزل می شد. در این مشکلات حلب اساس بوده. در هر بار حلب تعیین کننده سرنوشت عثمانی ها بود. حلب راضی نمی شد تحت پوشش آنها باشد. دولت عثمانی در 1916 سرنگون شد اما 20 سال قبل از آن حلب کم کم از سیطره ها ترک ها بیرون آمد. یک تحصن اتفاق افتاد. والی حلب عوض شد والی که جدید آمده بود ضعیف بود. مجبور شد بعضی از آزادی ها را به مردم بدهد اینجا روزنامه چاپ شد شهرداری بوجود آمد و طی 20 سال باعث شد که حکم عثمانی ها رد شود. 1913 یک قطاری بود که از حلب حرکت می کرد و می رفت سمت ترکیه برای شرکت در جنگ جهانی اول. می گفتند هر سربازی که از 18 سال تا 35 سال سوار آن نشود و بماند در شهر کشته می شود. اما اهالی حلب آن را رد کردند. حتی آنهایی که بیرون از حلب بودند وقتی می دیدند اهالی حلب این طور مخالفند آنها هم نمی گذاشتند کسی با آن قطار برود. این ابتدای سرنگونی دولت عثمانی در حلب بود. علاوه برآن تشکیل جنبش مسلمان روشنفکر و جنبش سوسیالیست ها که آنجا اتفاق افتاد تاثیرگذار بود. یک کشتاری هست به اسم مسجد اطروش که همه عشایر بودند و سید و از فرزندان اهل بیت بودند که همه را قتل عام کردند. آنها عموهای خود من هستند. این پس زمینه ی تاریخی دخالت ترکیه ضد حلب بود. علاوه بر آن دو حزب حاکم ترکیه برای ایجاد راه حل برای حل مشکلات بزرگ ترکیه مثل بحث کردها و از بین بردن بیکاری همیشه به دنبال یک عمق سیاسی در شمال سوریه بودند. یغنی منافع جغرافیای سیاسی که صحبت کردم یعنی کشف نفت و گاز در دریا و بهتر شدن اوضاع اقتصاد سوریه و روابط استراتژیکی که وجود دارد بین ایران و عراق و سوریه چه در انرژی گاز و نفت چه در زمینه ی نیروی انسانی یا اینکه در زمینه کشاورزی در واقع یک قدرت منطقه ای بوجود آمده که اسرائیلی ها و ترک ها را عقب می زند. مورد هدف قرار دادن سوریه و عراق مجموعه ای از منافع سیاسی هستند که یک بعد اعتقادی هم به آن دادند. آن هم به معنای تنفر نه از لحاظ عقیده درست این بحث شد که حلب هدف بزرگ برای آنها باشد. از همان ابتدا یک طرحی بود برای تقسیم کشور سوریه به چهار قسمت کوچک. الان سعی می کنند سوریه را به دوقسمت شمالی و جنوبی تقسیم کنند. آنها این طرح را می خواستند به چهار قسمت مذهبی تقسیم کنند. هدف آنها در کشاندن سوریه به جنگ مذهبی کاملا شکست خورد. سوریه درطول تاریخ قائم بر تنوع بود. یک دین و یک قومیت واحدی اینجا زندگی نمی کرد و بستر قانونی و شرعی در سوریه از 1946 همه نیازهای مذاهب و قومیت ها را مورد توجه قرار داده بود . * طی بحران چه صدمات زیر ساختی و رو ساختی به حلب وارد شده است؟ مسلحین اول به ریف حلب سیطره پیدا کردند. این در تابستان 2012 اتفاق افتاد. همانطور که گفتم بعضی آدم ها آنجا موافق نظام بودند که در ارتش هم حضور داشتند. یک جور برابری اتفاق افتاد. بعد خارجی ها را به اینجا آوردند و جبهه النصره تشکیل شد و سعی کردند به ریف سلطه پیدا کنند. توانستند در ارعاب و در کشتارها ریف را تحت سیطره خودشان در آوردند و به شهر حمله کردند. در حال حاضر با اطلاعاتی که ما داریم در خود شهر، محله هایی که تحت اشغال آن هاست، از نصره یا داعش نیستند. آنها بعضی از قاچاقچی های مسلحی هستند که از ریف حلب آمدند و از طرف نصره و داعش این محله ها را اشغال کردند. در مفهوم نظامی آنها تعدادشان کم است. آنها از داعش و النصره کمک می گیرند. النصره در منطقه شمالی و غربی آنها مقر دولت را مورد هدف قرار می دهند. داعش هم منتظر یک نقشه بسیار بزرگتری ست. می خواهد برای فشار آوردن به دولت زیر ساخت هایی مثل برق و آب و راه های اساسی را تحت سیطره خودش قرار دهد تا محیط هدف قرار دادن مسلحینی که در وسط حلب هستند را کم کند. مسلحینی که در حلب هستند یک برنامه ‎ی دقیقی را برای ویران کردن خود شهرجدید و شهر قدیم از لحاظ عمرانی و از نظر زیر ساخت ودزدیدن آثار باستانی پیش گرفتند. به همین دلیل حجم ویرانی خیلی زیاد است و خطرناک تر از آن حجم سرقت هاست. این ها همه برنامه ریزی شده است نه خود جوش. * چرا تاکید دارید که این سرقت ها و تخریب ها هدفمند و برنامه ریزی شده است؟ این نقش ترکیه ویران کننده را ثابت می کند .کلیساهای ارمنی ها و روم ارتدوکس کلا ویران شد اما کلیسای غربی دست نخورده باقی ماند. وقتی من می گویم روم ارتدوکس منظور مسیحیانی هستند که در شرق بودند و از انطاکیه آمدند. آنها در حلب نقش داشتند و به عرب ها در مواجه با عثمانی ها کمک می کردند. مساجدی که مناره های عثمانی دارند مورد هدف قرار نگرفتند اما مساجد و حسینیه هایی که برای دولت حمدانی ها بود کاملا ویران شدند. یک سری جزئیات هست که اصلا کسی ذکر نمی کند. مثلا مسجد بزرگ و مشهور حلب که 99 درصد از مردم نمی دانند روی مناره های آن چه نوشته بود. از بالا تا پایین ابیاتی در باره مدح 12 امام نوشته شده بود. مسجدی که هزار سال عمر داشت و دوره دولت حمدانی ها کاملا بازسازی شد. حالا این مناره کاملا منفجر شده است.. یک سری مساجد هم هست که ثبت جهانی شده و یک سری مدارس دینی که تابعیتش به مذهب شافعی بر می گردد .تکفیری ها از مذهب شافعی به اندازه مذهب جعفری نفرت دارند. از نظر ما شافعی سنی حقیقی است. اما برای آنها خطر است. در این بحران و ویرانی ها جزئیات تاریخی زیادی وجود دارد. بازار قدیمی و تاریخی شهر آخرین باری که به آتش کشیده شد 1 سال پیش بود. در سال 1808 خود عثمانی ها هم برای جریمه کردن تجار حلب آن را به آتش کشیدند. در حلب اتفاقاتی افتاد که تاریخی است. در حال حاضر هرچه که تاریخش به قبل از عثمانی ها بر می گردد یا ویران شده یا به سرقت رفته است. ما یک کتابخانه وقفی داریم که به صورت برنامه ریزی شده همه کتاب ها و اسناد تاریخی اش به سرقت رفت و یک سری زد و بند هایی روی آن اتفاق افتاد. بنابراین ترک ها یک طرحی دارند که حلب را به قبل از عصر تکنولوژی برگردانند. بدون آب، بدون زیر ساخت، حتی با از بین بردن کشاورزی. نیروی انسانی ماهر هجرت داده شد. تجار و کارخانه دارها را تهدید کردند تا فرار کنند. تمام زیر ساخت های حلب ویران شد. برق، آب، فاضلاب ،شهرک صنعتی، زیر ساخت های اقتصادی، شبکه آبیاری ریف حلب ویران شدند. بازارها، کارخانه ها، کارگاه ها، حتی کارخانه هایی که تابعیت دولت را داشتند به سرقت رفتتد. کارخانه را باز می کردند و به ترکیه می بردند. بعضی از آدم ها را با پول خریدند و به شهر قدیمی که باستانی هست بردند که آنجا را منفجر کنند و تمام آثار تاریخی و مساجد و خانه ها را منفجر کنند. آخرین انفجاری که اتفاق افتاد در چند روز گذشته این بود که مسجد سلطانیه را منفجر کردند. قبل از آن مسجد بزرگ و قبل آنها مسجد الحیات را ... * این تخریب گسترده مساجد فقط به خاطر همان بحث تاریخ عثمانی است؟ بعضی نفرت است، بعضی عقیده است، بعضی هم از بین بردن بعد تاریخی یک ملت است. چه از نظر جهانگردی و رقابت. حلب پایتخت فرهنگی منطقه بود تمام جاهای تاریخی و باستانی اینجا را ویران کردند. به نظر من بعد اصلی این ویران کردن یک نفرت و کینه و طمع است. 70 درصد حلب قدیم و آثار باستانیش ویران شد اما ما در شورای شهر قبلا یک سری بررسی هایی کردیم و قدرت این را داریم که دوباره در زمان کمی آنجا را بازسازی کنیم . * برآوردی از میزان ویرانی حلب وجود دارد؟ مبلغ دقیقی هنوز مشخص نشده چرا که زیرساخت های کل سوریه را حساب می کنیم. ابنیه تاریخی و باستانی که با پول قابل برآورد نیست و بازسازی آنها نیازمند متخصصین با مبالغ نجومی است. ما محله های زیادی داریم که کل آن محله ویران شده آنها تونلی زیر زمین می کنند و آنجا را منفجر می کنند حتی خواستند به قلعه حلب برسند. هفت ساختمان در اطراف قلعه است. یکی از آن ساختمان ها را منفجر کردند و به تبع آن فاضلاب هم ویران شد. دوباره کشیدن فاضلاب نیازمند هزینه های زیادی است. * نقش ایران را در بحران سوریه چطور ارزیابی می کنید؟ تاریخ ثبت خواهد کرد که دشمنان سوریه بوسیله ی مزدورانشان خواستند این ملت را شکست بدهند اما ایران به این مردم کمک کرد که از لحاظ سیاسی و دینی این محاصره را بشکنند و مانع وقوع کشتارها شد. این در وجدان مردم ثبت خواهد شد. چه کسی غیراز ایران حصر را شکست در حلب و مانع این شد که یک کشتار عثمانی جدیدی اینجا اتفاق بیفتد. نام ایران نماد پیروزی و رهایی از بحران شده است. وقتی شرایط در اینجا سخت شد و ترس همه جا را فرا گرفت ایرانی ها به ما امید دادند که دشمن شکست خواهد خورد. *رسانه های جبهه مخالف مقاومت تلاش می کنند ارتباط ایران و سوریه را نظامی و مداخله جویانه نشان دهند. نظر شما در این باره چیست؟ رسانه های غربی چیزی که برای خودشان مهم است در بوق و کرنا می کنند. روابط سوریه و ایران استراتژیک و تاریخی است و این از خلال تفاهمنامه هایی است که بین این دو کشور ظاهر شده. کمک های ایران در سطح کارشناسان و مشاوره است. بعد از شدید شدن بحران، ایران خط کمک رسانی اش را به راه انداخت. در شرایطی که ما اینجا مشکلات و کمبودهای زیادی داشتیم. در جامعه جهانی هم تحت تاثیر همین تبلیغات رسانه ای صهیونیست ها کسی حاضر نبود به ما کمک کند. در آن شرایط ایران نیازهای اساسی شهروندان سوریه را فراهم کرد. برنج، گندم، سوخت، مواد اساسی زندگی از کمک های ایران به ملت سوریه بود. هیچ کدام از این ها دخالت نیست. چرا رسانه های غربی و عربی حقایق را منعکس نمی کنند. در بحرین ارتش عربستان وجود دارد و آنجا را اشغال کرده است در حالیکه بحرینی ها به صورت مسالمت آمیز آمدند و اعتراض کردند و توسط ارتش عربستان کشته می شوند. چرا رسانه های غربی به نقش ترکیه در بحران سوریه اشاره نمی کنند؟ 60 هزار بیگانه ای که در اینجا وجود دارند از طریق ترکیه وارد سوریه شدند. با پاسپورت های رسمی و همینطور جابه جایی مجانی. از استامبول مقدمات سفر آنها به سوریه را فراهم کردند و پول و اسلحه به آنها دادند. همان رسانه ها بیان نمی کنند که صهیونیست ها چطور دخالت می کنند در سوریه و هواپیماهایشان سوریه را بمباران می کنند و با توپخانه ما را مورد هدف قرار می دهند. از قدرت اطلاعاتی اش به نفع تروریست ها در سوریه استفاده می کند. مجروحین مسلحین را هم در اسرائیل مداوا می کنند. حالا چطور کمک کردن و ایستادن ملت ایران در کنار ملت سوریه یک دخالت است؟! آن هم با همکاری ها و تفاهم نامه هایی که امضا شده! من از این فرصت استفاده می کنم و قدردانی خودم را از ملت و مقامات ایران که کنار ملت سوریه ایستادند و ایستادگی ما را تقویت کردند، ابراز می کنم. ما ملت سوریه ملت ایران را در هر تکه نانی که یک طفل سوریه می خورد یاد می کنیم. در بحث سیاسی و تاریخی هم ملت سوریه بطور کل اهمیت مساعدت دولت و ملت ایران را برای مانع شدن از سرنگونی سوریه و همینطور تقسیم آن فراموش نمی کند. * منبع: روزنامه کیهان، یکشنبه 28 دی 1393