Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 177065
تاریخ انتشار : 15 بهمن 1393 0:0
تعداد مشاهدات : 22

فتح الفتوحی که باید به آن افتخار کنیم

جعفر پورفرجودی
توسعه صنعت پتروشیمی و جهش اصلی آن همانگونه که بیژن زنگنه در مراسم پنجاهمین سال تاسیس صنعت پتروشیمی یادآور شد در فاصله سالهای ١٣٧٦ تا ١٣٨٤ اتفاق افتاد، به گونه ای که از آن با اطمینان به فتح الفتوح یاد کرد. اما چگونه این فتح الفتوح اتفاق افتاد. مهمترین رکن توسعه صنعت پتروشیمی در دوران اصلاحات، توسعه واحدهای پتروشیمی به صورت متمرکز در دو سایت اصلی در عسلویه و بندر ماهشهر و بر اساس خوراکهای حاصل از مناطق نفتخیز و منابع گازی پارس جنوبی گاز رقم خورد. این مجتمع ها همگی در کنار آبهای آزاد و در احجام فوق عظیم و با مدرنترین دانش فنی روز و بازارهای تضمین شده و عقد قراردادهای پیش فروش محصول در بلندمدت و مهمتر از همه با جلب سرمایه گذاری مستقیم خارجی و از طریق فاینانسهای اروپایی و آسیایی ساخته شدند. تعدادی از این مجتمع ها نیز تا پایان کار دولت اصلاحات به ثمر نشست و ارزش صادراتی محصولات پتروشیمی از ٠,٦ میلیارد دلار (ششصد میلیون دلار) در سال ١٣٧٦ به بیش از ٢.٣ میلیارد دلار در سال ١٣٨٤ رسید. در سال پایانی فعالیت دولت هشتم (١٣٨٤) تعداد ٣٤ طرح در دست اجرا با ظرفیت ٣٦ میلیون تن تحویل دولت نهم شد. این طرحها شامل ١٣ طرح به ظرفیت ٢٢ میلیون تن و با پیشرفت بیش از ٩٠ درصد، هفت طرح به ظرفیت ٩ میلیون تن با پیشرفت ٦٠ تا ٩٠ درصد، پنج طرح به ظرفیت ٢.٥ میلیون تن با پیشرفت ١٠ تا ٣٥ درصد و ٩ طرح به ظرفیت ٢.٥ میلیون تن و پیشرفت کمتر از ١٠ درصد بود. خوب است به فهرست طرحهایی که در سال ١٣٨٤ تحویل دولتهای بعدی شد به همراه پیشرفت فیزیکی آنها توجه کنیم. این طرحها شاید هر یکماه یکبار و شاید زودتر توسط دولت نهم و دهم افتتاح می شد اما هیچکس در مراسم افتتاح این طرحها از زحمتکشان صنعت پتروشیمی که شبانه روز با مدیریت قوی و منسجم و کارآمد کار و تلاش کردند، یادی نکرد و حتی طوری صحبت شد و می شود که انگار این همه طرح عظیم و رسیدن به مرز بیش از ٢٠ میلیارد دلار ارزش فروش طی یکی دو سال اتفاق افتاده و گویی معجزه ای رخ داده است. عدم برنامه ریزی دقیق در اجرای پروژه های واحدهای بالادست تامین کننده خوراک صنایع پتروشیمی از جمله فازهای پارس جنوبی در دولت نهم و دهم نیز منجر به بلااستفاده ماندن هشت میلیون تن از ٢٠ میلیون تن ظرفیت نصب شده واحدهای پتروشیمی به دلیل کمبود خوراک شد. صنعت پتروشیمی در این شرایط از ریل توسعه هوشمند بیرون افتاده بود. در دوران سفرهای استانی دولت نهم و دهم، هرجا که دیگر وعده ای نمی شد داد، بحث ساخت یک پتروشیمی به میان می آمد و به همین ترتیب دولت بدون برنامه ریزی کارشناسی و جامع، برای ساخت تعدادی واحد پتروشیمی مجوز صادر کرد و بر اساس آن، شرکتهایی با پولهای پس انداز مردم و اقشار زحمتکش جامعه شکل گرفت به این امید که در مدتی اندک این مجتمع ها ساخته و سودی به جیب سرمایه گذارانش واریز کند. اما سالها گذشت و تا پایان دولت دهم هیچ خبری از افتتاح این مجتمع ها نشد و بیچاره مردمی که سرمایه شان را در اختیار این طرحها گذاشته بودند و دیگر حتی نمی توانستند آن را پس بگیرند. خوب به خاطر دارم معلم بازنشسته ای را که در سال ١٣٨٦ پس انداز ٣٠ سال زحمتش را در پتروشیمی نورآباد ممسنی سرمایه گذاری کرده بود و سالهاست به انتظار افتتاح این مجتمع نشسته است. خوب است دوستانی که امروز در فتح الفتوح بودن کاری که در سالهای ١٣٧٦ تا ١٣٨٤ در صنعت پتروشیمی انجام شده تردید دارند، گزارش شفاف سازی همین پتروشیمی ممسنی را که چهارم دی ماه سال گذشته منتشر شد را دوباره بخوانند: «شرکت پتروشیمی ممسنی در اردیبهشت سال ١٣٨٦ و در جریان سفر استانی هیئت دولت، تأسیس شده و به دلیل فقدان منابع مالی کافی، تاکنون به بهره برداری نرسیده است. جزئیات مربوط به پروژه در بند ٥ گزارش حسابرس نسبت به صورتهای مالی سال مالی منتهی به ٣١ شهریور ١٣٩٢ اینگونه بیان شده است که علیرغم گذشت بیش از پنج سال از شروع فعالیت شرکت، به دلیل عدم تامین منابع مالی مورد نیاز، پیشرفت فیزیکی پروژه تا تاریخ ترازنامه حدود شش درصد (در مقابل ١٠٠ درصد برنامه اولیه) بوده و مطابق آخرین برآورد انجام شده، زمان آغاز بهره برداری در صورت رفع موانع موجود چهار سال دیگر و بودجه طرح به مبلغ ٩٥٢ هزار و ٥١٢ میلیون ریال و ٣٦٤ میلیون یورو پیش بینی شده است.» با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید این شرکت توسط بیژن زنگنه، وزیر نفت به صندوق توسعه ملی جهت استفاده از منابع آن معرفی شد تا بلکه این پروژه زمین خورده دوباره برخیزد. هرچند آنگونه که در گزارش شفاف سازی این شرکت تصریح شده: «با توجه به وضعیت قبل از بهره برداری و نسبت پیشرفت فیزیکی پروژه، نظر سرمایه گذاران را به فقدان سودآوری طی سنوات پیش بینی شده قبل از بهره برداری جلب می کند.» آری، این تنها نمونه ای از مدیریت مشعشع صنعت پتروشیمی در سالهایی است که برخی گمان می کنند قابل قیاس با دوران شکوفایی صنعت پتروشیمی در سالهای ١٣٧٦ تا ١٣٨٤ است. البته نباید فراموش کنیم که به طور کلی طرحهای پتروشیمی ای نیز که در سالهای ٨٤ تا ٩٢ به بهره برداری رسید، از جمله طرحهای پتروشیمی برزویه (نوری) متانول ششم، پتروشیمی پارس و... همگی از جمله طرحهایی بودند که قرارداد و بخش عمده ای از فرآیند ساخت آنها تا قبل از سال ٨٤ انجام شده بود و دولت بعدی تنها با تاخیرهایی که به گفته مدیران وقت صنایع پتروشیمی به دلایل مدیریتی بود، روبان افتتاح آنها را برید. بیایید صادق باشیم. به چه چیز افتخار می کنیم و چه چیز را به سخره می گیریم. فتح الفتوح مدیران جمهوری اسلامی آنجاست که کاری کنند تا مردم به انقلاب اسلامی امیدوار بمانند، به اینکه قوه عاقله و تدبیری در کار باشد تا نظام اسلامی ایران که امید همه ملتهای ستمدیده جهان است روز به روز شکوفاتر شده و به اهداف بزرگ خود نزدیکتر شود. بیایید با خودمان رو راست باشیم و بدانیم باید به چه چیزهایی افتخار کنیم و چه روندهایی را باید اصلاح کنیم.