Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 177242
تاریخ انتشار : 21 بهمن 1393 0:0
تعداد مشاهدات : 22

امام خمينی (ره)، ارتش و انقلاب اسلامی ايران (قسمت دوم و پايانی)

با تصويب مخفيانه کاپيتولاسيون و بهره مندي اتباع آمريکايي از مصونيت سياسي در ايران، رژيم با عکس العمل شديد امام خميني (ره) مواجه گرديد. امام (ره) فرمود: «... اين چند روزي که مسائل اخير ايران را شنيدم، قلبم در فشار است. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، عزت ما پايکوب شد. عظمت ايران از بين رفت...» ايشان در بخش ديگري از سخنراني خود خطاب به پرسنل ارتش فرمودند: «... ارتش هم بداند يکي تان را بعد از ديگري کنار مي گذارند. ديگر براي شما آبرو گذاشتند؟ براي نظام شما آبرو گذاشتند که يک سرباز آمريکايي به يک ارتشبد ما مقدم است؟ يک آشپز آمريکايي بر يک ارتشبد ما مقدم شد در ايران؟ ديگر براي شما آبرو باقي ماند؟ اگر من بودم استعفا مي کردم. اگر من نظامي بودم استعفا مي کردم. من اين ننگ را قبول نمي کردم.» رژيم براي ساکت کردن جوّ متلاطم مملکت، چاره را در تبعيد امام خميني (ره) و دور کردن ايشان از کشور ديد. عوامل ساواک، شبانه به منزل ايشان حمله کرده و با انتقال آن بزرگوار به تهران، زمينه تبعيد رهبر مذهبي جهان شيعه را به ترکيه فراهم آوردند. اگر چه با تبعيد امام خميني (ره) جوّ سياسي کشور آرام تر شد، اما اين به آرامش قبل از توفان مي ماند. پانزده خرداد 42 نقطه عطفي در مبارزات ايران به شمار آمده و سرنوشت سياسي و اجتماعي ايران آينده را رقم زده و سرنگوني رژيم خودکامه پهلوي و تغيير حکومت در دستور کار روحانيت مبارز شيعه و مردم انقلابي قرار گرفت. با اينکه پس از جريانات خرداد 42 گروه هاي سياسي منزوي شده و در لاک خود فرو رفته و يا با حکومت، همسو و جاذبه سياسي خود را از دست داده بودند، اما پرسنل ارتش با روشنگري هاي امام خميني (ره) به تدريج ضمن ايجاد رابطه با روحانيت شيعه، با مردم همراه و همگام شده بودند. امام (ره) فرمود: «... خوب اي ارتش محترم، توي دهن اينها بزن، تو مسلماني. صاحب منصبان ارتش، بسيارشان مردم خوبي هستند. با من هم گاهي رابطه دارند. يعني رابطه اي که پيغام مي دهند. اينها بعضي شان خوب هستند، خوب جلو بگيرند از اينها، جلو بگيرند از يک اشخاصي که با مذهبشان مخالفند.» با اينکه بسياري از سياسيون مقاله توهين آميز روزنامه اطلاعات در سال 56 را علت اوليه انقلاب و شعله ور شدن خشم همگاني مي دانند اما نبايد فراموش کرد نطفه انقلاب اسلامي در پانزده خرداد 42 بسته شد. قيام در سال هاي پاياني حکومت پهلوي همه گير شده و نهضت اسلامي سراسر کشور را درنورديد. رژيم براي مقابله با اين توفان سهمگين مجبور به عقب نشيني هاي تاکتيکي شده و زندانيان سياسي آزاد گرديدند. ارتش به ميدان کارزار فراخوانده شده و بازار تبليغي گروه هاي سياسي داغ و دفتر و دستک هايي در گوشه و کنار شهرها راه اندازي شد و با توسل به ترفندهاي مختلف به عضوگيري پرداختند. پرسنل ارتش بر سر دوراهي سرکوب انقلابيون و يا ترک ميدان نبرد قرار گرفته و دچار سردرگمي شده بودند. در چنين شرايطي سخنان پيامبر گونه رهبر کبير انقلاب، روشنگر راه پرسنل ارتش بود که ميلي به برادر کشي نداشتند اما هنوز حکومت استبدادي غالب بوده و راهي نيز براي طفره رفتن از اين حرکت مذموم پيش رويشان نبود. «ارتش و صاحب منصبان، خود را در صفوف لشکر حق قرار دهند. ارتش ايران و صاحب منصبان محترم بدانند که جنايات و قتل عام هايي که شاه بر آنان تحميل مي کند حاصلي جز بدنامي و ننگ براي آنان ندارد... بايد به حکم خداوند از فرمان ستمکاران سرپيچي کنيد و با کشتن برادران خود، جهنم دنيا و آخرت را براي خود نخريد.» شرايط به تدريج به نفع نهضت اسلامي تغيير کرده و از جنگ و گريزهاي خياباني کاسته مي شد. پرسنل ارتش ديگر ميلي به رويارويي باملت از خود نشان نداده و تماشا گر روند روبه رشد انقلاب بودند. امام خميني (ره) نيز در اين شرايط، تلاش خود را به موضوع پيوستن ارتش به ملت معطوف داشته و همراهي آنان را مي طلبيد؛ «من از ارتش محترم ايران سپاسگزارم که در راهپيمايي عظيم تهران و ساير شهرستان ها به روي مردم وطن خواه که از ستمکاري پنجاه ساله دودمان پهلوي به جان آمده اند آتش نگشود و دست خود را به جنايت بزرگي که کار هميشگي فرمانروايان است آلوده نکردند. من در اين موقع حساس که کشور و وطنمان در لب پرتگاه و بر سر دوراهي سقوط يا استقلال واقع شده است، دست خود را به سوي نيروهاي زميني، هوايي و دريايي وفادار به اسلام و وطن دراز مي کنم و براي حفظ استقلال و بيرون آمدن از يوغ اسارت و ذلت، از آنان استمداد مي کنم. اي سربازان غيور که براي وطن و کشور خود فداکاري مي کنيد، به پا خيزيد. ذلت و اسارت بس است، پيوند خود را با ملت عزيز استوارتر کنيد...» ارتشي که مي بايست مدافع منافع بيگانه و نگه دارنده شاه باشد، به يکباره عقب نشيني کرده و کوتاه آمده بود. امام خميني (ره) به خوبي بر اين مطلب واقف بودند که علي رغم سرسپردگي برخي سران، ساختار تشکيل دهنده و بدنه اصلي ارتش، مذهبي بوده و به خود اجازه نخواهد داد که در مقابل روحانيت شيعه، رهبري و مردم، قدم علم کرده و ايستادگي نمايد. از طرف ديگر رژيم نيز به اين مسئله واقف بود زيرا در کنار تجهيز ارتش اقدام به تشکيل دوگارد ويژه براي محافظت از شاه و سلطنت کرده که به گارد شاهنشاهي و گارد جاويدان معروف بوده و اکثر کشتارها را اعضاي تشکيل دهنده همين دوگارد مرتکب مي شدند. با توجه به اينکه نيروهاي نظامي از بطن مردم و جامعه ملي ايران برخاسته و با مردم گره خورده بودند، رژيم نتوانست اعتقادات مذهبي شان را خدشه دار کرده و آنان را متزلزل سازد. تحريک برخي احزاب تازه شکل گرفته و سياسيون مغرض و نيروهاي نفوذي غرب با تدابير حکيمانه امام خميني (ره) خنثي شد و اجازه نداد که ارتش و مردم انقلابي را رو در رو قرار داده و ملت را عليه ارتش بشوراند. امام خميني (ره) در پاسخ به خبرنگار فاينشنال تايمز در مورخه 16/8/57 فرمودند: «ما اکنون ملت را دعوت به هجوم و حمله به ارتش نکرده ايم، تنها از سربازان و افسران ارتش خواسته ايم که اطاعت از فرماندهان خود نکنند. به صاحب منصبان ارتش نيز هشدار داده ايم که از شاه حمايت و اطاعت نکنند و من اميدوارم که سربازان و افسران که پيوندشان با مردم بريده نشده است هر چه زودتر به آغوش ملت باز گردند تا پيروزي را در آغوش بکشند.» با همگاني شدن و رشد روز افزون انقلاب اسلامي، امام (ره) به عنوان تنها حامي ارتش، با درايت و عنايتي خاص، ضمن پي گيري مسائل ارتش، با رهنمودهاي تاريخي خود، اين فرزندان ملي را به سوي کمال و رستگاري هدايت کرده و به همراهي با انقلاب فرامي خواند. با خروج شاه و فروپاشي کاخ شيشه اي استعمار، دولت هاي غير قانوني که يکي پس از ديگري شکل مي گرفت، اصل وجودي خود را بر ساختار ارتش و حمايت همه جانبه اجانب پايه ريزي و به سرسپردگي برخي از سران ارتش دلگرم بودند به يکباره تمامي رؤياهاي خود را بر باد رفته و متزلزل يافته و قبل از آنکه به خود بيايند، سرنگون شده بودند. ارتشي ها نصايح پدرانه امامشان را شنيده و به گوش جان سپرده و دريافته بودند که ايشان به چيزي جز فلاح و رستگاري آنان و امت اسلامي نمي انديشد. در اين شرايط آنان مصمم بودند که به ياري مردم برخاسته و پشت سر امام قرار گرفته و به سوي پيروزي، آزادي و استقلال گام بردارند. امام (ره) فرمود: «شما برگرديد به آغوش ملت. ملت، شما را مي پذيرد و حکومت اسلامي هم شما را نگهداري مي کند. گمان نکنيد که اگر حکومت اسلامي آمد، ديگر صاحب منصب نمي خواهد. اينها تبليغاتي است که مي کنند. حکومت اسلامي هم همه اين ابزاري که ساير حکومت ها دارند، دارد.» نفوذ کلام امام (ره) در دل هاي دردمند نظاميان، بنيان حکومت را لرزانده و کاخ هاي اميد و آرزوي دولتمردان را درهم شکست. پدر پير انقلاب به نظامي ها ثابت کرد که ارتش به عنوان يک پشتوانه عظيم ملي با ارزش بوده و تنها به عنوان پل پيروزي مورد توجه قرار نگرفته است. با عنايت به موضع گيري قاطعانه امام (ره) نسبت به ارتش و سخنان دلگرم کننده و نگاه نوازشگرانه ايشان به پرسنل نظامي که برخاسته از بطن ملت بودند، فضاي کشور با شعار زيباي «ارتش پناه ملت، ملت پناه ارتش - ارتش فداي ملت، ملت پناه ارتش» عطرآگين نموده و روح غرور و فداکاري را در رگ هاي آنان به جوشش درآورد. امام (ره) همزمان با اوج گيري انقلاب اسلامي در پاسخ به نامه گروهي از پرسنل ارتش که نظر ايشان را در مورد سوگند ابتداي خدمت جويا شده بودند، مرقوم فرمودند: «قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نمي باشد و مخالفت با آن واجب است و کساني که به اين نحو قسم خورده اند بايد خلاف آن عمل کنند.» ارتش در روزهاي پاياني حاکميت پهلوي توانسته بود اعتماد مردم را به خود جلب و رهبري را به بي طرفي خود متقاعد سازد. امام (ره) در همين رابطه در آخرين روزهاي اقامت در فرانسه فرمودند: «وقتي من وارد ايران شوم، ارتش دست از مخالفت ها برخواهد داشت.» اين کلام، نتيجه تلاش پرسنل ارتش براي ايجاد رابطه با امام (ره)، انقلاب و پيوستن به درياي خروشان امت اسلامي بود. بنا به دستور امام خميني (ره) به تدريج زمينه پيوستن ارتش به ملت مهيا، پادگان ها رفته رفته خالي شده و انقلاب شکوهمند اسلامي ايران به اوج خود نزديکتر مي شد. شايعه کودتاي ارتش در روزهاي بيست و بيست و يک بهمن پنجاه و هفت نيز نتوانست از اعتماد بنيانگذار انقلاب اسلامي نسبت به ارتش بکاهد. با اينکه بسياري بر اين عقيده بودند که مردم بايستي به منازل رفته و پنهان شوند، ايشان صراحتاً پيام مي دهند که مردم از خانه ها بيرون آمده و در خيابان ها تجمع کنند. رابطه اي دوطرفه ايجاد شده، رهبري جهان شيعه، انقلاب و ارتش را به يکديگر گره زده و به خوبي بر اين موضوع واقف بودند که پادگان ها خالي شده و اتفاقي نخواهد افتاد. گروه هاي سياسي مختلف با سوء استفاده از فضاي متشنج مملکتي، داعيه رهبري مردم را در سر پرورانده و ضمن به سينه زدن سنگ انقلاب، در تلاش بودند که مسير نهضت را به سوي اهداف خود منحرف نمايند. امام خميني (ره) که دست گروه هاي تازه شکل گرفته وابسته به شرق و غرب را خوانده و پي برده بودند که نيت پليدشان انحراف نهضت اسلامي مردم انقلابي ايران به سوي هداف از پيش تعيين شده قدرت هاي شرق و غرب است، مسير حرکت انقلاب را به وضوح نشان داده و مردم مقيد بودند که براي دستيابي به آزادي و استقلال در اين مسير گام برداشته و مراقب ترفندهاي دشمن باشند. تکيه امام (ره) بر اسلامي بودن انقلاب نوپاي مردمي و لزوم تشکيل حکومت اسلامي و شعار زيباي «جمهوري اسلامي به گفته خميني ايجاد بايد گردد» که کمي بعد به شعار«استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» تبديل و در خروش ميليوني مردمي، ستون هاي پوشالي حکومت پهلوي را به لرزه درآورده بود، جواب دندان شکني به زياده خواهي گروهک هاي ضد انقلابي شکل گرفته در سايه انقلاب بود. رهبري انقلاب در شانزده ارديبهشت سال پنجاه و شش در مصاحبه با خبرنگار روزنامه لوموند در جواب سئوال اين خبرنگار که پرسيده بود: «برنامه سياسي شما چيست، به جاي اين رژيم چه نوع رژيمي را مي خواهيد برقرار کنيد؟»فرمودند: «کمال مطلوب ما ايجاد يک دولت و حکومت اسلامي است...» بالأخره شاه رفت و طلسم شيطان شکست. سران ارتش ديگر هدفي براي ادامه راه نداشته و مايل به ادامه کشتارها نبودند. پرسنل ارتش نيز به تدريج ميدان مبارزه را خالي کرده، جنگ و گريزها کمتر شده و پادگان ها رفته رفته تخليه مي شد. هر روز بر آمار پرسنل و سربازان فراري افزوده شده و سرسپردگان و ددمنشان نوکر صفت در تلاش بودند که اوضاع درهم کشور را به نفع غرب و استعمارگران غربي سر و سامان ببخشند. ارتش سر تسليم فرود آورده و راه سير الي الله را در پيش گرفته بود. مردم از فرزندان خود استقبال کرده و آنان را به مهماني آغوش هاي گرمشان فراخوانده و شاخه هاي گل نثارشان مي کردند. پادگان ها يکي پس از ديگري سقوط کرده و مقاومت برخي عناصر خودفروخته در هم شکسته شد. صداي اذان در کوچه پس کوچه هاي شهر، طنين انداز شده و غريو شادي و نشاط بر کشور حاکم گرديد. امام (ره) کلام آخر را فرمودند: «ارتش ضربه آخر را زد.» «بحمدالله با خواست خداي متعال و پشتيباني ارتش، اين نهضت به نتيجه رسيد.» همافران رژه رفتند و مردم برگردن، شانه ها و اسلحه هاي آنان گل آويختند و بر شرف و مردانگي شان آفرين گفتند. ديري نگذشت که انقلاب پيروز شد. معاندين و مغرضين، شعار انحلال ارتش را در دستور کار قرار داده و بر لزوم اجراي آن پافشاري مي کردند. عوام فريبي، بالا گرفته و شعارهاي فريبنده ارتش توحيدي و ارتش بي طبقه نقل مجلس گروه هاي تازه شکل گرفته، شده بود. بسياري نيز بر اين عقيده بودند که نمي توان به ارتش اعتماد کرد و حکومت تازه شکل گرفته انقلابي نيازي به قوه قهريه ندارد. در فضاي مسموم شکل گرفته بعد از پيروزي انقلاب، امام خميني (ره) همان گونه که قبلاً نيز به پرسنل ارتش وعده داده بودند، به حمايت از ارتش پرداخته و دشمنان را به عقب نشيني وادار نمودند؛ «در جهت ارتش، ملت ما موظف است که از ارتش، الآن حمايت بکند. ارتش را تضعيف نکنيد. ما احتياج به ارتش داريم. ملت احتياج به ارتش دارد. ارتش بايد از طرف ملت حمايت بشود و تقويت بشود.» در فراز و نشيب روزهاي بحراني پس از انقلاب نيز امام (ره) ضمن محکوميت شعار انحلال ارتش، به مناسبت هاي مختلف به تمجيد از ارتش پرداخته و اجازه تضعيف اين نيروي نظامي را به احدي نداده و در همه حال نگاه و کلام نوازشگرشان را متوجه فرزندان اين آب و خاک ساخته و آنان را مورد تفقد قرار دادند.امام خميني (ره) رهبر کبير انقلاب اسلامي در دوران طلايي انقلاب به ارتش اعتماد کرده و روز به روز به اقتدار و سربلندي ارتش افزوده گرديد. ارتش نيز به اعتماد پير فرزانه انقلاب پاسخ داده و در دفاع از استقلال و تماميت ارضي مملکت اسلامي ايران در سال هاي بعد از پيروزي انقلاب از هيچ تلاشي فروگذاري ننموده و اعتماد ايشان را متقابلاً پاسخ داد و اين گونه شد که به قول شهيد دکتر بهشتي؛ ارتش؛ «موساي انقلاب» لقب گرفت. ارتش در طول ساليان دفاع مقدس مردانه ايستاد و از حيثيت، شرف، مردانگي و اعتبار خود دفاع کرد. دفاعي در خور شأن و شوکت ايران و ايراني که لازم است در جاي ديگر به آن پرداخته شود. * روابط عمومي نيروي زميني ارتش * منبع: روزنامه رسالت، سه شنبه 21 بهمن 1393