Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 178415
تاریخ انتشار : 16 خرداد 1394 0:0
تعداد مشاهدات : 66

خانم آنکه لفکه، نماینده جشنواره فیلم برلین

از خلاقیت و خلق فضای متعارف سینمای ایران شگفت زده ام

به دلیل شغل و حضورم در جشنواره های متعدد سینمایی با آثار سینمایی کشورهای مختلف جهان در ارتباط بوده ام، اما خلاقیت و خلق فضای متعارف در شکل تولیدات آثار هنر هفتم در ایران توسط سینماگران ایرانی به ویژه نسل جدید آن همواره مرا شگفت زده کرده است و از این بابت به خودم افتخار می کنم که چنین تجربه ای را پشت سر گذاشته ام...
تهران- ایرنا- سینما به عنوان فراگیرترین هنر در قرن بیستم و دوران معاصر نه تنها به سرگرم کننده ترین هنر جهان بدل شده است، بلکه توانسته با برقراری ارتباط با عموم مخاطبان جهان، به بستری مناسب برای انتقال فرهنگ ها و جهان بینی ملل مختلف بدل شود. به گزارش روز دوشنبه خبرنگار سینمایی ایرنا، شاید زمانی که برادران «لومیر» با استفاده از دانش تصاویر متحرک در مقابل منبع نوری به عنوان اختراع ادیسون، نخستین گام های خلق هنر سینما را بنیانگذاری می کردند ، هیچ گاه احساس نمی کردند که این اختراع آنها در کمتر از یکصد سال، مرزهای جهان هنر را درنوردد و به بزرگترین زبان برقراری فرهنگ ها در جهان مدرن بدل شوند. امروزه تقریبا هیچ انسانی در کره زمین وجود ندارد که شناختی هر چند ابتدایی از سینما نداشته باشد و با قطعیت می توان گفت که اغلب انسان هایی که در جهان تحت لوای جامعه مدنی به گذران روزهای شان می پردازند حداقل یک بار به عنوان مخاطبان آثار هنر هفتم تجربه مواجهه با آثار سینمایی را داشته اند. درست به سبب همین گستردگی جامعه مخاطبان و قدرت عظیم تاثیرگذاری هنر سینما است که باعث شده تولیدات این هنر در کنار تاکید بر لزوم تحقق امر سرگرم کنندگی، به زبانی فراگیر برای بیان نگرش، فرهنگ، جهان بینی و تفکرات ملل مختلف بدل شوند و در موارد متعددی این هنر زمینه برخی اتفاقات عظیم اجتماعی و حتی سیاسی را نیز در جهان بنیان گذاشته است. جذابیت هنر سینما و تنوع نگرش هنرمندان در تولیدات سینمایی به امضای مدرن دکترین هنری جوامع مختلف بدل شده است و در کنار ملاحظات سیاسی، درخشش در جشنواره های مختلف سینمایی در حقیقت به نوعی برتری هنری سینماگران کشورها نسبت به رقبای خود در این عرصه هنری بدل شده است. در میان جشنواره های متعدد و البته معتبر سینمایی در جهان، جشنواره بین الملی فیلم فجر نیز بیش از یک دهه است که به جایگاه مناسبی دست پیدا کرده است و هر چند دامنه تاثیرگذاری آن بیشتر منطقه خاورمیانه و قاره آسیا را در بر گرفته، اما قدرت و هنر سینماگران ایران و درخشش آثار آنها در فتح قله های معتبر هنر هفتم جهان باعث شده است تا احترام به این جشنواره و صد البته هنرمندان سینماگر ایرانی مرزهای متعدد بین المللی را پشت سر بگذارد. سی و سومین جشنواره فیلم فجر با تفکیک دو بخش ملی و بین المللی ضمن تجربه آزمونی جدید باعث شد تا این بار با تاکید بر مساله دیپلماسی فرهنگی به عنوان یکی از اصول برنامه ریزی کلان فرهنگی دولت یازدهم، زمینه حضور چهره های شناخته شده سینمای جهان و جشنواره های معتبر بین المللی را در ایران فراهم کند که در این میان حضور نماینده جشنواره سینمایی برلین از آن دست اتفاقاتی بود که اعتبار فیلم فجر را بیش از پیش هویدا کرد. به سبب حضور خانم «آنکه لفکه» به عنوان نماینده این جشنواره معتبر بین المللی و همچنین مشاور انتخاب فیلم های ایرانی برای حضور در جشنواره فیلم برلین، گفت و گویی اختصاصی و متفاوت را با وی ترتیب دادیم. او نیز با صبر، حوصله و دقت فراوان پاسخگوی پرسش هایی در زمینه فراز و فرود سینمای ایران در عرصه بین الملل، نحوه انتخاب آثار ایرانی در جشنواره های جهانی و همچنین نقاط قوت و ضعف سینمای ایران بود. حاصل این گپ و گفت که در کوران برگزاری بخش بین الملل سی و سومین جشنواره فیلم فجر در اوایل اردیبهشت ماه صورت گرفته در ادامه از خاطر شما می گذرد: ** س: خانم لفکه، شما بیش از 10 سال است که به عنوان مشاور فیلم های ایرانی و انتخاب آثار سینمایی هنرمندان کشورمان در جشنواره برلین، به ایران سفر می کنید و با حال و هوای کشورمان و همچنین فضای سینمایی آن آشنا هستید، به عنوان سوال نخست اجازه بدهید مستقیم به سراغ ایران برویم، تجربه 10 ساله شما از فرهنگ و هنر ایرانی و مردمان ایران چیست؟ - می خواهم چیزی را به شما بگویم که تا به حال بارها و بارها آن را تعریف کرده ام، اما سینماگران، مسئولان و حتی مخاطبانی که در جشنواره با آنها صحبت کرده ام حرفم را باور نکرده اند! برای همین نمی دانم شما هم آن را می پذیرید یا نه... (می خندد) در تمام این 10 سال که به ایران آمدم، در تمام مدت حضورم و به شکل تمام وقت در دفاتر فیلمسازی و یا استودیوهای تدوین بوده ام. باور کنید در این زمان فرصتی نداشتم تا در کنار فعالیت تخصصی ام به عنوان یک گردشگر حتی یکی از اماکن دیدنی ایران را ببینم و این در کنار شور و حرارت ملاقاتم با سینماگران و آثار سینمایی ایران تا حدودی باعث ناراحتی ام بوده که از دیدن اماکن تاریخی و باستانی ایران با قدمت و پیشینه کهن آنها محروم مانده ام. اما در مورد ایران! وقتی 10 سال پیش به عنوان مسئول انتخاب آثار سینمایی کشور شما برای حضور در جشنواره فیلم برلین انتخاب شدم، هیچ گاه احساس نمی کردم که چنین تجربه موفقی را پشت سر بگذارم و باید بگویم من هم مانند سینماگران و مخاطبان آثار سینمایی ایران طی یک دهه اخیر با رشد این هنر رشد کردم و از موفقیت های متعدد آن خوشحال شدم. به دلیل شغل و حضورم در جشنواره های متعدد سینمایی با آثار سینمایی کشورهای مختلف جهان در ارتباط بوده ام، اما خلاقیت و خلق فضای متعارف در شکل تولیدات آثار هنر هفتم در ایران توسط سینماگران ایرانی به ویژه نسل جدید آن همواره مرا شگفت زده کرده است و از این بابت به خودم افتخار می کنم که چنین تجربه ای را پشت سر گذاشته ام. ** س: برای آنکه پاسخ متفاوتی به شما داده باشم می گویم که حرف شما را باور می کنم که طی این 10 سال به جز کار فرصتی برای دیدن اماکن تاریخی و فرهنگ جاری میان مردم کشورم را نداشتید، اما حقیقت آن است که من هم مثل دیگران به سختی می توانم حرف شما را باور کنم! (هر دو می خندیم)... اما با توجه به آنکه ایرانی ها افرادی بسیار احساساتی و در عین حال میهمان نواز هستند، اجازه دهید این پرسش را مطرح کنم که چرا در طی 10 سال حضورتان در ایران فرصتی برای دیدن ایران و آشنایی با فرهنگ جاری آن در جامعه نداشتید؟ - برای همدردی با من سپاسگزارم و از آنکه حقیقت را گفتید هم تشکر می کنم! (می خندد) اما پاسخ این پرسش تان خیلی ساده است... من همواره در ماه نوامبر (10 آبان تا 10 آذرماه) برای انتخاب آثار سینمایی جهت حضور در جشنواره فیلم برلین به ایران می آیم و در آن زمان اغلب فیلم های سینماگران ایرانی در اتاق های تدوین و صداگذاری هستند تا خود را به جشنواره فیلم فجر برسانند. مشکل بعدی آن است که تاریخ برگزاری جشنواره فیلم فجر (بهمن ماه) با جشنواره فیلم برلین همپوشانی داشت و به همین دلیل به نوعی تحت جبر زمانی باید در ماه نوامبر به ایران می آمدم تا مقدمات حضور آثار ایرانی در جشنواره برلین را آماده کنم، اما خوشبختانه امسال با تغییر زمان برگزاری بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر و انتقال آن به اردیبهشت ماه (آوریل) شرایط به نفع من تغییر پیدا کرد و حال با فراغت و آسودگی بیشتری می توانم در مدت حضورم در ایران به کارهای تخصصی و اوقات فراغتم برسم. برگزاری چتر سینمای ایران (بازار فیلم جهانی جشنواره فیلم فجر) این فرصت را به من داد که در مدت حضورم در ایران در یک محیط متمرکز به تماشا و انتخاب آثار سینمایی هنرمندان ایران بپردازم و با آرامش و حوصله بیشتر به انتخاب فیلم ها بپردازم و به شما و تمام ایرانی ها قول می دهم که در مدت حضورم در بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر حتما به دیدن اماکن تاریخی کشور شما در تهران، اصفهان و شیراز خواهم رفت. ** س: باز گردیم به بحث اصلی این گفت وگو، در انتخاب فیلم های ایرانی برای حضور در جشنواره فیلم برلین به چه معیارهایی توجه می کنید؟ با صراحت می پرسم که خانم لفکه به دنبال نام ها هستند یا آثار کیفی سینماگران؟ - شک نکنید که کیفیت ملاک انتخاب آثار برای جشنواره است. مگر شما در جشنواره فیلم فجر بر اساس نام های کارگردانان به انتخاب فیلم می پردازید؟! من هم به صراحت به شما می گویم که اعتبار یک جشنواره به کیفیت آن وابسته است و هیچ مسئولی به خاطر نام های شناخته شده کیفیت جشنواره سینمایی که مسئولیت آن را بر عهده دارد را زیر سوال نمی برد. حتی خود من بارها با مراجعه به دفاتر فیلمسازی و یا استودیوها با این مساله مواجه شدم که مسئولان دفاتر سینمایی نام کارگردان ها را برای من بازگو می کنند اما هم همواره پاسخی ساده و تکراری برای آنها دارم؛ که من تمایل دیدن تمامی آثار دارم و نام کارگردان ها و یا بازیگران فیلم ها برای من و جشنواره برلین اهمیتی ندارد. برای اثبات حرف هایم بهتر است نگاهی به اسامی فیلم های انتخاب شده طی چند سال اخیر از سینمای ایران برای حضور در بخش های مختلف جشنواره فیلم برلین بیندازید، کاملا متوجه می شوید که ملاک و معیار ما برای انتخاب این آثار چیست. ** س: خانم لفکه اما دیدی که نسبت به جشنواره های جهانی در انتخاب آثار سینمایی وجود دارد بسیار متفاوت است، در ایران از مخاطبان گرفته تا برخی سینماگران و منتقدان اعتقاد دارند که جشنواره هایی مانند فیلم برلین با برنامه و هدف های خاصی دست به انتخاب آثار سینمایی ایران برای حضور در این رخداد می زنند و حتی برخی بر انتخاب آثاری که از محتوای آنها به نام «سیاه نمایی» یاد می شود، اشاره می کنند... - ببینید انتقاد همیشه وجود دارد و این مختص به مردم، سینماگران و منتقدان ایرانی نیست! همیشه زمانی که موضوع انتخاب به میان می آید در کنار آن وقوع بحثی به نام انتقاد هم وجود دارد. در تمام جهان ما با این مشکل مواجه هستیم اما معتقدم که در امر انتخاب یک رویداد هنری و بین المللی باید به قوانین آن رخداد احترام گذاشت. شما به لیست فیلم های ایرانی مدعو جشنواره برلین طی چند سال اخیر نگاه کنید و به من بگویید کدام یک از آنها با هدفی غیر از کیفیت هنری و یا نوآوری در تولید اثر سینمایی انتخاب شده اند. اتفاقا سینمای ایران به سبب فضای روایی، لحن داستانی و جهانی بینی بکر و متفاوت اش در تمام جهان مورد احترام است و مخاطبان جهانی نیز با طیف متنوعی از آثار سینمایی ایران ارتباط برقرار می کنند. شاید عباس کیارستمی، اصغر فرهادی یا رخشان بنی اعتماد نام های شناخته شده سینمای ایران باشند که تجربه حضور در جشنواره فیلم برلین را نیز دارند اما وقتی فیلم برلین میزبان نام های چون حامد رجبی (کارگردان فیلم پریدن از ارتفاع کم) و شهرام مکری (کارگردان فیلم ماهی و گربه) بود، این نام ها هنوز برای مخاطبان ایرانی چندان شناخته شده نبودند. ** س: پس چرا این انتقادها هنوز هم مطرح می شود؟ - مشکل اصلی آنجا است که اغلب فیلمسازان تلاش می کنند و اعتقاد دارند که باید در بخش رقابتی جشنواره برلین باشند و زمانی که آثار آنها برای بخش های دیگر انتخاب می شود چنین رویکردی را در نظر می گیرند، در حالی که جشنواره فیلم برلین مانند جشنواره فیلم فجر ایران در کنار بخش رقابتی شاهد بخش های متنوع دیگری است که هر کدام گرایش ها و مقررات خود رادارند. به عنوان مثال بخش «پانوراما» یا «فروم» جشنواره فیلم برلین در برخی مواقع از بخش رقابتی آن جذاب تر است و اتفاق فیلم های ایرانی طی چند سال اخیر در این دو بخش به موفقیت های فراوانی دست پیدا کرده اند. در بخش پانوراما ما میزبان فیلم هایی هستیم که نگاه تجربی و خط شکن (آوانگارد) دارند و یا در بخش فروم به آثاری توجه می کنیم که کیفیت و نگاه هنری آنها بر دیگر وجوه اثرهنری غلبه دارد، شاید بتوان این بخش را مانند بخش سینمای هنر و تجربه جشنواره فیلم فجر ایران دانست. حرف من این است که کارنامه جشنواره برلین خود تصویری محکم (قاطع) برای پاسخ به این دست از انتقادها است و نیازی نیست من به عنوان نماینده این جشنواره به فکر دفاع از کیفیت، جایگاه و نحوه برگزاری آن باشم. همانگونه که خبرنگاران، دست اندرکاران و سینماگران ایرانی نیز در مقام دفاع از جشنواره فیلم فجر بر نمی آیند و برگزاری این رخداد را پاسخی بر کیفیت و انتقادهای وارد شده بر آن می دانند. ** س: برسیم به سینمای ایران، شما بعد از 10 سال مواجهه با آثار سینمای ایران به یک منتقد متبحر در زمینه کیفیت سینمای ایران تبدیل شده اید، نقاط قوت و ضعف فیلم های ایرانی و هنرمندان سینماگر ایرانی را در چه می بینید؟ - همانگونه که گفتم زبان، لحن روایت و قصه گویی سینمای ایران در قیاس با سینمای اغلب کشورهای جهان متفاوت و ناب و بکر (Different and pure and virgin) است و این تنها حرف من نیست که جامعه مخاطبان جهانی، نظرات آنها از همه مهتر کسب ده ها و صدها جایزه جهانی از آثار سینمای ایران در رخدادهای بین المللی نشان دهنده کیفیت سینمای ایران و فعالیت هنرمندان آن است. اما انتقادی که من به برخی فیلم های ایرانی دارم و آن را حتی به مسئولان برگزاری جشنواره فیلم فجر و برخی از سینماگران و مخاطبانی که با آنها فیلم ها را دیده ام نیز گفته ام به بحث تقلید برخی فیلم ها از آثاری بر می گردد که پیش از این در رویدادهای جهانی موفق به کسب جایزه شده اند. سینمای ایران و سینماگران آن بسیار خلاق هستند و به همین دلیل است که من درک نمی کنم که چرا بعد از موفقیت فیلم «جدایی» (جدایی نادر از سیمین که موفق به کسب جایزه اسکار شد در اکران جهانی با نام جدایی پخش شد) در کسب جایزه اسکار، موجی از فیلم هایی در ایران ساخته شده که به شکل مستقیم و غیرمستقیم به تقلید از داستان و یا تم این اثر سینمای دست زدند و یا تاکید برخی از آثار سینمای ایران در تقلید از فیلم های داریوش مهرجویی یا عباس کیارستمی! هر فیلمساز جهان فکری و نگاه منحصر به فرد خود به عنوان یک هنرمند را دارد و به واسطه همان نگرش است که به موفقیت دست پیدا می کند ما یک ضرب المثل ساده داریم که می گوییم «تقلید موفقیت به همراه ندارد» (Imitation with no success) و این مساله نه تنها در سینما که در تمام زندگی حاکم است. به هر حال با وجود این مساله اما درصد آثار موفق و خلاق سینمای ایران چنان زیاد است که این دست آثار تقلید گونه چندان به چشم نمی آید ولی به هرحال در صورت استمرار، نمی تواند شاخصه مثبتی برای سینمای پویا وخلاق ایرانی باشد. گفت وگو از : امین خرمی