Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 180290
تاریخ انتشار : 12 آبان 1394 0:0
تعداد مشاهدات : 58

انقلاب اسلامی رویای کمپانی های آمریکایی را به باد داد

سید روح الله امین آبادی
روابط اقتصادی همواره یکی از مهمترین عواملی است که دولت ها در تعاملات بین المللی خود آن را لحاظ کرده و برای رسیدن به سودهای سرشار توطئه ها می کنند و نقشه ها می کشند، چه جنگ های خانمانسوزی که برای بسته شدن قراردادی سودآور میان قدرت های برتر و مستعمره ها بسته شده و چه پیمان نامه های ننگینی که امضا کنندگانش را در تاریخ منفور ملت ها ساخته است. سید روح الله امین آبادی آن چه که امروز و با گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و در آستانه سالگرد تسخیر لانه جاسوسی بررسی آن ضروری به نظر می رسد باز خوانی تلاش های ماموران سازمان سیا برای نفوذ در ارکان اقتصادی کشورمان است که در پوشش دیپلمات پیگیر منافع اقتصادی دولت متبوع خود در ایران بوده اند. در ادامه به بررسی چند سند در این رابطه می پردازیم. نفت ابزاری برای نفوذ با پایان یافتن جنگ جهانی دوم آمریکا که به قدرت جدیدی در عرصه بین المللی تبدیل شده بود تلاش کرد تا انگلیس را به عقب براند. رقابت این دو قدرت در زمینه های متعددی از جمله تسلط بر اقتصاد منطقه در نهايت با تقسيم منابع نفتي ايران به پايان رسيد. اين رقابت و همكاري بعد از جنگ جهاني دوم آغاز و طي بحران ملي شدن صنعت نفت ادامه پيدا كرد. آمریکایی ها با زيركي و با اتكا به قدرت فزاينده سياسي و اقتصادي توانستند شريك انگليس درمنابع نفتي ايران شوند. روی دیگر موضوع نفت ایران خریدهای هنگفتی است که شاه از آمریکا داشته است. در اسناد لانه جاسوسی به دفعات به این مسئله اشاره شده است. ایران بر اساس اسناد لانه جاسوسی اهمیتی استراتژیک برای آمریکا داشته است اهمیتی که نفوذ در اقتصاد آن را ضروری می ساخت. در یکی از این اسناد آمده است «اهمیت اولیه ایران به واسطه موقعیت کلیدیش در مجاورت اتحاد شوروی و نقش فزاینده رهبری آن در منطقه خلیج فارس و ناحیه ساحلی اقیانوس هند و موقعیتش به عنوان یکی ازتولیدکنندگان اصلی نفت در دنیا وخریدار تولیدات ایالات متحده، می باشد.» (1) این سند به عیان نشان از آن دارد که ایران از جهتی به دلیل همسایگی با شوروی که رقیب آمریکا در چپاول دنیا بوده است و از سوی دیگر به خاطر منابع نفتی سرشار برای آمریکا اهمیتی زاید الوصف داشته است. در سند سری دیگری به تاریخ 2 ژانویه 1977 [12 دی 1355] آمده است «ما محل مناسب دیگری نداریم که بتوانیم از خاک آن این استفاده ها را که در خاک ایران می بردیم داشته باشیم.» در بخش دیگری از این سند نقش ایران در تامین نفت غرب از جمله آمریکا و نیز رژیم صهیونیستی ستوده شده است «به هر حال ایران مقدار زیادی نفت برای آمریکا و متحدانش صادر می کند و بیش از 8 درصد نفت وارداتی ایالات متحده از ایران وارد می شود و بیش از 16 درصد نفت ایران برای اروپای غربی وتقریباً 24 درصد برای ژاپن و 70 درصد نفت اسرائیل از ایران تأمین می شود.» (2) در یک سند دیگر به تاریخ اردیبهشت 1357 نقش شاه در تامین منافع آمریکا در منطقه مورد تحلیل قرار گرفته و آمده است «روی هم رفته روابط ایران و آمریکا عالی است. ایران با قدرت و نفوذ فزاینده ای که دارد همواره آماده بود تا به طریقی نقش فعال تری در امور منطقه ایفا کند ، تا منافع ما تأمین گردد.» (3) نفوذ در اقتصاد ایران برای تامین منافع اسرائیل یکی از دلایلی که حضور و نفوذ آمریکا در اقتصاد ایران را ضروری می ساخت تامین امنیت رفاهی و وجودی رژیم صهیونیستی بود . در شرایطی که کشورهای عرب منطقه در آن برهه از صادرات نفت به اسرائیل خودداری می کردند و این رژیم با بحرانی جدی روبرو بود ایران نفت اسرائیل را تامین می کرد و این مسئله از دید جاسوسان آمریکایی پنهان نمانده است . در یکی از اسناد در این زمینه آمده است « معاون شرکت توسعه و تجارت نفت خلیج گفت [بررسی ها نشان می دهد ] درشش ماهه اول 1974 روزانه درحدود 252 هزار بشکه نفت ایران به اسرائیل می رفته است.» (4) در یکی دیگر از اسناد لانه جاسوسی آمده است : بخش آمریکایی کمیته تجارتی مشترک ایران و آمریکا جلسه ای را در تاریخ 29 نوامبر 1978 [ 8 آذر 1357 ] در واشنگتن دی سی برگزار کرد . این جلسه با شرکت نمایندگان 30 کمپانی آمریکایی که دارای روابط و وابستگی های تجارتی با ایران هستند صورت گرفت. بخش آمریکایی توافق نمودند که این ناپایداری اقتصادی فعلی گذرا است و کمپانی های آمریکایی در ایران قاطعانه از اقداماتی که آرامش را باز گردانده و اجازه رشد و شکوفایی اقتصادی را دهد حمایت می نماید ؛ در حال حاضر اجرای قراردادها با ایران بلامانع است. بر اساس این سند «کمیته حمایت خود را از کوشش های دولت ایران برای برقراری ثبات اقتصادی ... اعلام می دارد و از هیچ گونه کمکی برای رسیدن به این اهداف مهم دریغ نمی ورزد.» (5) باید توجه داشت که نامه فوق که گزارشی مطبوعاتی است که در اوج انقلاب نوشته شده است و بر اساس این سند آمریکا در آستانه سقوط رژیم پهلوی به فکر نجات و حفظ شاه و سر پا نگه داشتن اقتصاد وابسته ایران بوده است. شاهی که می خواست ژاندارم شود رشد سرسا م آور درآمدهاي نفتي و ميل روز افزون شاه به خريد تسليحات نظامي از آمريكا که وی را به ژاندارم منطقه تبدیل می کرد یکی از ابزارهای نفوذ آمریکا در اقتصاد ایران بود . شاه نفت را بی شائبه می فروخت و در ازای آن سلاح می خرید . مطالعه اسناد لانه جاسوسی به عیان نشان می دهد که شاه با جدی نشان دادن خطر نفوذ شوروی در ایران به دنبال گسترده تر کردن روابط نظامی و تسلیحاتی خود با آمریکا بوده است . در یکی از این اسناد به تاریخ 25 مرداد 1345 آمده است : شاه درصدد برآمده است که برای خرید ارزان با آمریکا چانه بزند ، اتکاء خود به آمریکا را کاهش دهد و خرید تسلیحات نظامی خود را متنوع سازد، و با این اقدام، به سوی نوعی حضور مهم و ناخوانده نظامی شوروی در زمینه تسلیحات سوق داده شده است. در این سند با اشاره به اقتصاد شکوفای ایران که از دلارهای نفتی ناشی می شده است آمده است : «شاه می خواهد به یک رابطه نظامی نزدیک با سودمندی متقابل با آمریکا ، ادامه دهد. مدارک نشان می دهد که در امکان حفظ انحصار آمریکا بر تسلیحات نظامی ایران باید قویاً شک و تردید نمود ، مگر با ارائه شرایطی فوق العاده جالب، سوابق همچنین نشان می دهد که تلاش های فراوان دیپلماتیک درجهت خنثی کردن گرایش مهم به شوروی ، مؤثر و تاحدودی نیزموفقیت آمیز بوده است.» (6) این سند به خوبی نشان از آن دارد که رژیم شاه از ابتدا در تلاش بوده است که ژاندارم منطقه شود و در این راستا به خرید تسلیحات نظامی از ایالات متحده امیدهای فراوانی داشته است . از آن جایی که آمریکا در منطقه نوکرهای دیگری به جز شاه نیز داشته فروش گسترده و بی حساب و کتاب این سلاح ها به ایران موجب نارضایتی دیگر نوکران از جمله آل سعود در عربستان و ... می شده است از این رو آمریکا تلاش داشت که افسار شاه را در دست خود داشته باشد و در این میان شاه به اذعان سندی که از لانه جاسوسی به دست آمده است تلاش داشته تا به یک نمایش استقلال در سیاست خارجی دست زده و به سوی شوروی متمایل شود! آمریکا هر چند در آن برهه توان و یا انگیزه حفظ مبادلات نظامی به صورتی که شاه به دنبال آن بود نداشت ولی فعالیت های دیپلماتیک بر اساس این سند باعث آن شده بود که شاه از نزدیک شدن به شوروی خود داری کند. در سال های بعد از این تاریخ – 25 مرداد 1345 – روابط نظامی ایران با آمریکا گسترش پیدا کرد و این نشان از آن دارد که ظاهرا آمریکا به این نتیجه رسیده بود که نوکری مطمئن تر از شاه نمی تواند در منطقه داشته باشد. در سند دیگری به تاریخ نوامبر 1976 [آبان 1355] به اهمیت استراتژیک ایران از لحاظ اقتصادی و ...برای آمریکا اشاره شده و از این رو تقویت نظامی شاه در مقابل رقبای منطقه ای مورد تصریح قرار می گیرد. در این سند می خوانیم « ایران با چندین کشور که به وسیله اتحاد شوروی حمایت می شوند و با سلاح های پیچیده روسی مجهز هستند مواجه است. ایران معتقد است که باید یک نیروی مسلح مدرن و قوی داشته باشد که قادر باشد از صنعت نفت استراتژیک خودش دفاع کند و ثبات اقتصادی و سیاسی را برقرار نماید. قطع احتمالی نفت ایران و اثر آن بر روی ایالات متحده و متفقین یک ریسک (تهدید) اولیه است که ایالات متحده در صورتی که ایران برای مقابله با تهدیدات مذکور مهیا نباشد باید با آن روبرو شود» (7) چنان چه دیده می شود هدف آمریکا از تجهیز نظامی شاه نیز حفاظت از تاسیسات نفتی است که برای ایالات متحده از اهمیت شایانی برخوردار است . آن چه ذکرش رفت خلاصه ای بود از روابط اقتصادی شاه با آمریکا بر اساس اسناد لانه جاسوسی ، بر اساس این اسناد شاه اقتصاد وابسته خود را بر دو پایه استوار ساخته بود ؛ فروش نفت و واردات سلاح . نیاز رژیم طاغوت برای ژاندارمی منطقه که حفظ کننده منافع آمریکا در خلیج فارس نیز بود نفوذ ایالات متحده در اقتصاد ایران را ضروری و آسان می ساخت و تجربه نشان داده است که واردات کالا از آمریکا از هر نوع آن که نیازهای کاذب را افزایش می دهد ابزار مناسبی برای شیطان بزرگ در جهت نفوذ در همه جوانب زندگی ملت ها بوده است نکته ای که رهبر معظم در نامه اخیر به رئیس جمهور در رابطه با الزامات و شروط اجرای برجام به آن اشاره و تاکید کردند « مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته شدن تحریم ها، به واردات بی رویّه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود.» (8) * پی نوشت ها در دفتر روزنامه موجود است. * منبع: روزنامه کیهان، سه شنبه 12 آبان 1394