Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 183718
تاریخ انتشار : 27 فروردین 1392 20:36
تعداد بازدید : 525

گفتگو از: احسان احمدی

رویان؛ بررسی موردی یک کار جمعی بالنده / دكتر حمیدرضا گورابی

تنها فکری که به نظرمان رسید، همان دوست مشترک مرحوم دکتر کاظمی و رهبر معظم انقلاب بود. ایشان موضوع را به نحوی به رهبر معظم انقلاب منتقل کرد.
«تنها فکری که به نظرمان رسید، همان دوست مشترک مرحوم دکتر کاظمی و رهبر معظم انقلاب بود. ایشان موضوع را به نحوی به رهبر معظم انقلاب منتقل کرد و گفت که این جوانان می خواهند این کار را در جهاد دانشگاهی انجام بدهند و امکاناتی در اختیارشان نیست. نهایتاً رهبر معظم انقلاب بنیاد مستضعفان را موظف کردند که مکانی را در اختیار این مجموعه قرار دهد.»۱ بیش از دو دهه از تلاش های مرحوم دکتر کاظمی آشتیبانی و همکاران جوانش می گذرد که پژوهشگاه رویان به یک مجموعه جوان علمی برجسته در کشور و عرصه ی جهانی علم تبدیل شده است. این مجموعه یکی از نمونه های موفق «کار جمعی علمی» در کشور محسوب می شود. با دکتر حمیدرضا گورابی، رئیس این پژوهشگاه به گفت وگو نشستیم تا برایمان از علل موفقیت شان بگوید:

* یکی از ویژگی های جامعه ی ما آن است که به پیشرفت به صورت فردی بیشتر تمایل دارد تا پیشرفت گروهی. جناب عالی به عنوان مسئول مجموعه ای که کار گروهی در آن برجسته و موفق است، چه تجربه هایی از این مسئله داشته اید؟

همواره یکی از گله مندی های بدنه های علمی کشور عدم امکان کارهای تیمی و آسیب های ناشی از آن بوده است که به حق به یک چالش بزرگ در جامعه ی ما - نه فقط در فضای علمی- تبدیل شده است. حتی مراکزی که تجربیات موفقی از کار گروهی دارند با مشکلات خاص خودشان روبرو هستند. مثلاً جایی مثل رویان که در زمینه ی علوم پایه و آزمایشگاهی فعال است وقتی بخواهد به گروه هایی که فعالیت بالینی می کنند وصل شود با مشکلات و مسائلی روبرو می شود. مثلاً برای پیوند بافت به بدن یک بیمار به دو یا چند گروه متخصص در رشته های مختلف نیاز است. برای این کار باید از بخش مهندسی کمک گرفت تا سازه ای ساخته شود و سلول ها روی آن قرار بگیرند. بعد گروه سلولی و بیولوژی وارد کار شوند و در ادامه گروه سوم که گروه بالینی باشد این پیوند را انجام بدهد. برای موفقیت این فرایند لازم است که این سه گروه قبل و بعد از انجام پیوند، مدام با یکدیگر هم افزایی داشته باشند.

امروز دیگر هیچ دانشمندی نمی تواند بگوید من به تنهایی به تمام ابعاد کاری که حتی ایده اش هم از خود من است واقف هستم. کار تحقیقاتی و به نتیجه رساندن کار باید به صورت گروهی صورت بگیرد. البته هستند اساتیدی که می خواهند انفرادی کار کنند. آن ها شاید خودشان به جایی برسند، اما کارهای شان به جایی نمی رسد.

* انجام کارها به صورت گروهی تا چه اندازه به پیشبرد اهداف رویان کمک کرده است؟

اصلاً تأسیس یک مرکز تحقیقاتی مانند رویان متکی بر یک کار گروهی بوده است. از زمانی که مرحوم دکتر کاظمی بنیان پژوهشگاه را گذاشت، کار به این صورت بود که بایستی یک تیمی از گروه علوم پایه در کنار گروه بالینی وجود می داشت. در گروه بالینی هم بخش های مختلفی وجود دارد. مثلاً بخشی از کار درمان ناباروری مربوط به درمان زنان می شود و بخشی هم مربوط به درمان مردان. از این طرف کار گروه علوم پایه هم به همین ترتیب، بخشی به جنین شناسی مربوط می شود و بخشی به ژنتیک. برای حصول به نتیجه بایستی همه ی این گروه ها در کنار هم جمع می شدند تا بتوانند یک بیمار نابارور را معالجه کنند. این شاید نخستین تجربه در کشور بود که تیم های بالینی و پایه باید این قدر نزدیک به هم کار می کردند. تشکیل این تیم ها و هماهنگ کردن آن ها کار بسیار مهمی بود. چون تا پیش از این متأسفانه روابط خوبی هم بین گروه های بالینی و پایه تا آنجا که ما خبر داریم وجود نداشت. و این دو گروه دیدگاه خوبی به یکدیگر نداشتند. خوشبختانه در ابتدای کار درمان ناباروری با تمهیداتی که صورت گرفت این دو گروه خیلی خوب به هم نزدیک شدند و نتایج موفق درمان بیماران نابارور هم مرهون همین کارهای گروهی و بین گروهی بوده است.

یکی دیگر از تجربیات موفق ما در کار گروهی مربوط به پروژه ی مهندسی بافت است. مسئول این پروژه به سراغ دانشجویانی از رشته های شیمی، پلیمر و نظایر آن رفت و مدت ها به آن ها آموزش های بیولوژی و زیست شناسی داد و بعد با آن ها یک گروه تشکیل داد. این گروه اگرچه الان در اوایل کار است اما تا همین جا هم به نتایج خوبی رسیده است.

تجربه ی دیگر در مسئله ی سلول های بنیادی است که یکی از زمینه های کاری مهم برای ما بوده است. من یادم می آید زمانی مسئولین ستاد نانوتکنولوژی خدمت حضرت آقا رسیده بودند. آن ها بعد از آن دیدار به ما مراجعه کردند و گفتند که رهبری تأکید خیلی زیادی کرده بودند که حالا که کار نانوتکنولوژی به موفقیت های خوبی رسیده است و هم زمان پروژه ی سلول های بنیادی هم به موفقیت رسیده، بروید سراغ رویان و ببینید چه کمک هایی می توانید به همدیگر بکنید و ببینید که می توانید یک هم افزایی باهم داشته باشید. آن ها هم به ما مراجعه کردند که ببینند واقعاً چه کار می شود کرد؟ اگرچه در آن زمان به دلایلی در عمل اتفاقی نیفتاد، اما جرقه های اولیه ی یک گام بزرگ پیشرفت زده شد. می توانم بگویم ایده ی مهندسی بافت و کشت سلول های بنیادی روی بسترهای نانو از آن سفارش ایشان ناشی شد که پیگیری شده است. این هم یکی دیگر از تجربیات موفق ما در کار گروهی بود که با سفارش رهبر انقلاب انجام شد.

* به نظر شما مهمترین ویژگی های یک کار گروهی موفق علمی چیست؟

از ویژگی های کار گروهی این است که یک نفر به عنوان مغز متفکر اولیه ی کار باید حضور داشته باشد. هنر او آن است که تیم ها را رهبری کند و کارها را تا انتها پیش ببرد و به نتیجه برساند. در عین حال مهم است که بدانیم تیم کار را جلو می برد نه فرد.

از دیگر ویژگی های کار گروهی موفق این است که گروه حول یک محوری تشکیل شود. این خیلی مهم است. این که یک فکر یا یک نقاط مشترک فکری وجود داشته باشد. اگرچه آن نقاط مشترک فکری به صورت مستقیم مرتبط با موضوع کاری که انجام می دهند هم نباشد. مثلاً گرایش های دینی یا گرایش های به نوعی آمیخته به سیاست. این نقاط باعث می شود تزاحمات و برخوردها و اختلاف عقیده ها در کار کمتر بشود. در رویان این گرایش های دینی وجود داشت و یکی از دلایل موفقیت رویان هم این مسئله بود. رهبر معظم انقلاب هم بر این نکته تأکید زیادی داشتند. مرحوم دکتر کاظمی این گونه نقل می کردند که وقتی بعد از آن موفقیت های اولیه با برخی همکاران شان خدمت آقا رسیدند، ایشان گفتند که انجام این کار خیلی خوب بود، اما خوب تر از آن این بود که توسط شماها انجام شد. و اشاره کردند به تفکر مذهبی متخصصین ما و تقیدشان به مسائل شرعی مانند حفظ حجاب در بانوان متخصص. باز ایشان در جایی دیگر فرمودند که رویان یک نمونه ی برجسته از ترکیب علم، ایمان و تلاش بوده است.

* این نکته ای که گفتید این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که شما چه کار کرده اید که توانسته اید چنین افرادی را گرد هم جمع کنید؟ مثلاً گزینش خاصی داشتید؟


جالب است بدانید که در رویان گزینش به آن شکلی که شاید در ذهن خیلی ها وجود داشته باشد نیست. اصلاً سؤالات عجیب و غریب نمی کنیم. البته درباره ی واجبات سخت گیری می کنیم. اما عامل مهمی که باعث شد فضای رویان فضای متفاوتی باشد، علاوه بر ایمان و خط فکری نسبتاً مشترک در همکاران، شخصیت دکتر کاظمی آشتیانی به عنوان یک الگوی عملی بود. یادم هست دکتر کاظمی اخلاق های خاصی داشت. مثلاً شب قدر دوستانش را جمع می کرد و می برد به مراسم حاج آقا مجتبی تهرانی و می گفت امشب درباره ی این بیماری دعا کنید یا مثلاً راجع به پیشرفت فلان پروژه و به نتیجه رسیدن آن دعا کنید. یا مثلاً برای کار زمین و ساختمان رویان دعا کنید.

این ها نشان می دهد که مجموعه حول محور شخصیت دکتر کاظمی آشتیانی و با محوریت ایمانی همکاران با توان مضاعفی پیش رفته است. دکتر کاظمی یک چهره ی جالب و جذاب در عرصه ی مدیریت بود. جاذبه ی ایشان از دافعه شان خیلی بیشتر بود. به حدی که حتی دشمنان ایشان هم به شخصیت او علاقه مند می شدند. اگر رویان امروز به وضعیت مناسبی رسیده است، این موفقیت ها در سایه ی کار گروهی ای بود که ایشان ایجاد کرد و این افراد حول محور شخصیت جذاب او جمع شدند. می خواهم بگویم که وجود یک الگوی عملی در یک مجموعه کارکرد بسیار مؤثرتری از برگزاری خیلی دوره های آموزشی و اردوها و بسیاری برنامه های فرهنگی دیگر دارد.

اگر در شخصیت افراد زمینه های اولیه ی حق پذیری وجود داشته باشد، هنگامی که آن ها وارد یک مجموعه بشوند و در عمل پایبندی و تقید بدون تظاهر و ریاکاری افراد و مسئولین آن مجموعه را به یک مجموعه اعتقاداتی ببینند و کارایی و صحت آن ها را هم دریابند، خودبه خود جذب این تفکرات و عامل به آن اعتقادات می شوند. در چنین محیطی وقتی تازه واردها می بینند که محقق آن مجموعه قبل از ورود به به آزمایشگاه وضو می گیرد، این کار خیلی در شخصیت آن ها تأثیر می گذارد.

* در کار گروهی خودتان به غیر از این دو ویژگی که اشاره کردید چه عواملی را تأثیرگذار می دانید؟

بله، عوامل دیگری هم بود. مثلاً جذاب بودن زمینه ی کاری. مسئله ای که اعضای گروه را خیلی به هم نزدیک کرد. مسائلی مثل تحقیقات و درمان ناباروری، سلول های بنیادی، مسائل زیست فناوری و حیوانات تراریخت همگی کارهای جدید و جذابی برای محققان ما بودند. همچنین جاذبه ی هسته ی مرکزی رویان آن قدر قوی بود که توانستند نیروهای خوبی را گرد هم جمع کنند و گروه با همین روند بزرگ و بزرگ تر شد.

علاوه بر آن تخصصی بودن کارها باعث شد تا افراد گروه از شاخه ای به شاخه ی دیگر نپرند. مسئله ی دیگر آن بود که وقتی موفقیتی نصیب گروه می شد، همه ی همکاران طوری برخورد می کردند که همه ی اعضای گروه، این موفقیت را متعلق به خود بدانند، نه این که مثلاً گروهی که در پیشانی کار بوده موفقیت را به خودش نسبت بدهد. بلکه کار همه ارزشمند تلقی می شد. این برای یک گروه خیلی مفید خواهد بود. مسئله ی دیگر آن است که یک گروه موفق خودمدیریت است. یعنی آن گونه نیست که اگر مشکلی پیش بیاید، همه منتظر دستور از بالا باشند. اگر کسی کم کاری کند، دیگری به او تذکر می دهد. همه تلاش می کنند تا مشکل برطرف شود. چراکه اگر یک نفر کارش را خوب انجام ندهد، بر نتیجه ی کار دیگران هم تأثیر می گذارد. بنابراین یک گروه خوب مانند یک بافت زنده خودش را ترمیم می کند. بدترین اتفاقی که می تواند در کار یک گروه بیفتد این است که فردی از بیرون آن مجموعه وارد گروه شود و بخواهد کارها را بررسی و هدایت کند. البته مدیر بالادستی باید به خروجی ها توجه کند و احیاناً تذکراتی را بدهد. اما دخالت زیاد باعث کندی در کار گروه می شود.

* هر فعالیتی ممکن است با آفت هایی هم همراه باشد. شاید کار گروهی هم با همه ی مزایایی که دارد از این قاعده مستثنا نباشد. نظر شما چیست؟

کار گروهی هم می تواند آفاتی داشته باشد. مثلاً ممکن است اعضای یک گروه نتوانند با هم کار کنند. یا همین وضعیت در همکاری دو گروه با هم پیش بیاید. اتفاقی که برای ما هم افتاد. زمانی که می خواستیم پروژه ی سلول های بنیادی بر بستر نانو را شروع کنیم به این مشکل برخوردیم. در این جا نباید افراد و گروه ها را بی خودی معطل همدیگر بکنیم. بایستی دید اگر واقعاً نمی توان پیوندها را برقرار کرد یا یک هم افزایی صورت داد، شاید لازم است افرادی از گروه یا گروهی از مجموعه جدا شود. این انعطاف باید وجود داشته باشد. ممکن است این افراد یا آن گروه بهترین هم باشند، اما نتوانند در یک مجموعه و باهم فعالیت کنند.

این جا نکته ای وجود دارد و آن این که مدیران در هر مجموعه ای نباید افراد زیرمجموعه ی خود را مجبور کنند که کنار هم کار گروهی کنند. ما در رویان وقتی فرد یا گروهی تقاضای همکاری با پژوهشگاه را داشت، اولین کاری که می کردیم این بود که می گفتیم شما بروید با محققین ما صحبت کنید، اگر به یک زبان مشترکی رسیدید و می توانستید با هم کار کنید پیش من بیایید. کار گروهی چیزی شبیه ازدواج کردن است. دو طرف اول باید با هم بنشینند و ببینند می توانند کنار هم کار کنند یا نه.

* از نظر شما مهمترین موانع تحقق کارهای گروهی علمی چیست؟

باید بستری فراهم کرد که گروه های علمی تلفیق شوند و به صورت تیمی کار کنند. متأسفانه دستگاه علمی ما در حال حاضر مشوق فعالیت علمی گروهی نیست. در بعضی از روش های امتیازدهی برای کارهای تحقیقاتی خیلی به این مسائل توجه نمی شود. مثلاً برای ارتقای اعضای هیأت علمی، وقتی امتیازات را لحاظ می کنند اگر مقاله ای به صورت گروهی نوشته شده باشد، امتیازات بین افراد گروه تقسیم می شود. این سیستم، فرد را سوق می دهد به سمت کار فردی و گریز از کار گروهی. درباره ی کارکردن دو گروه در کنار یکدیگر هم مسئله همین است. به نحوی که حتی پژوهشگاه رویان هم از کار کردن با یک نهاد دیگر در هراس است و ترجیح می دهد کارها را خودش پیش ببرد تا امتیاز کامل را بگیرد تا مثلاً در جشنواره ی رازی رتبه ی ما پایین نیاید.

به نظر من مهمترین مسئله برای ایجاد کارهای گروهی این است که آن بستر لازم از طریق تسهیل کردن آیین نامه ها و مقررات و نظایر آن فراهم شود تا شیرینی این کار به افراد و گروه ها چشانده شود. بله، ممکن است که بعضی جاها سوءاستفاده هایی هم صورت بگیرد و مثلاً برخی اسامی به شکل صوری در ذیل مقاله قرار بگیرد، اما حتی با این مشکلات هم، به نظر می آید فواید این کار بیشتر از مضرات آن باشد.




* وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :