Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 183771
تاریخ انتشار : 15 خرداد 1395 21:45
تعداد مشاهدات : 790

بررسي رابطۀ نهضت عاشورا و انقلاب اسلامي ايران از ديدگاه امام خميني(ره)

از انقلاب حسيني تا انقلاب خمینی / عاطفه امینی

پيوند عميق و عاشقانة انقلاب اسلامي ايران با نهضت عاشوراي امام حسين(ع) را با هيچ نمونه اي در تاريخ مكتب ها، نهضت ها و انقلاب ها نمي توان مقايسه كرد.

 پيوند عميق و عاشقانة انقلاب اسلامي ايران با نهضت عاشوراي امام حسين(ع) را با هيچ نمونه اي در تاريخ مكتب ها، نهضت ها و انقلاب ها نمي توان مقايسه كرد. فلسفة سياسي عاشورا، كه جوهرة مكتب سرخ تشيع است، از همان آغاز ظهور انقلاب اسلامي در 15 خرداد 1342 بنيان فكري و نظري نهضت امام خميني(ره) شد و مرحله به مرحله آن را از زلال عطش سوز خود سيراب كرد تا به پيروزي بهمن 1357 رساند و از آنجا همراهي اش كرد تا از كوران تفرقه ها و تعدي ها و هشت سال جنگ ويرانگر گذشت. و تا اكنون در هر مرحله اي از انقلاب، حسين(ع) «مصباح الهُدي و سفينه النجاه» انقلاب اسلامي ما بوده است.
در اين راه، پير فرزانه و رهبر يگانة انقلاب، امام خميني(ره) اولاً با شفاف سازي نهضت امام حسين(ع) و ارجاعات تاريخي به آن، اين نهضت را سرچشمة همة قهرماني ها و پايداري ها نمود و ثانياً تأثير عملي آن در رهايي از ظلم و رسيدن به سعادت و آزادگي را براي جهانيان آشكار ساخت.
عاشورا، ريشه هاي انقلاب اسلامي ما و رمز پيروزي و بقاي آن است و هرچه كه در تبيين، حفظ و تعميق اين فلسفه كوشش و پژوهش شود، سزاوار تقدير است. در مقالة پيش رو ريشه هاي عاشورايي انقلاب اسلامي از نگاه رهبر فقيد انقلاب بيان شده كه به منظور بهره مندي شما عزيزان تقديم گرديده است.
قيام امام خميني(ره) بر پاية قيام حسيني بود. نهضت حسيني آن چنان تحولي در نظام شيعه برانگيخت كه بانگ و ناي شور حسيني پس از ساليان متمادي فرو ننشسته و همچنان در جامعة مسلمانان منشأ اثر است.
هرچند نهضت عاشورا تنها قيام شيعه در برابر ظلم و جور نبود، اثرگذاري و ماندگاري بي نظيري داشت. پايه هاي خيمة نهضت حسيني، اسلام و ارزش هاي ناب آن بود و آنچه اين خيمه ها را در دل مردمان براي سال ها جاودانه ساخت، خون شهداي عاشورا بود.
 با گذري در تاريخ، به انقلاب اسلامي مي رسيم كه با رهبري بزرگمردي همچون امام خميني(ره) به پيروزي رسيد و رهنمودهاي او و جانشين خلفش روشنايي بخش مسير انقلاب گرديد.
انقلاب اسلامي، در مقايسه با ساير انقلاب هاي ايران، به دليل تأسي از نهضت حسيني رو به سوي جاودانه شدن دارد و ستون اين انقلاب اسلام و ارزش هاي والاي آن است كه شرط رستگاري هر جامعه اي را چنگ زدن به ريسمان الهي می داند.
 امام خميني(ره) و ياران شهيدش، با برچيدن حكومت ظالمانة طاغوت، سنگلاخ هاي موجود در مسير تحقق ارزش هاي اسلامي را كنار زدند و با بنياد گذاشتن حكومت اسلامي راه هموار و تابناكي را فرا روي مردم ايران زمين گشودند.
هنر امام(ره) این بود که مبارزه را چنان زمینه سازی کند و نیروهای نهضت را به گونه ای آرایش دهد که نهضت اسلامی را به عاشورای حسینی گره بزند؛ رمز و رازهای پیروزی انقلاب اسلامی را نيز در موفقیت این تدبیر باید جستجو کرد.
تاریخ پرتلاطم بشریت، انقلاب های خونین بسیاری را تاکنون به خود دیده است، اما تنها پیام حیات بخش عاشوراست که از عرصة زمان و مکانی محدود فراتر رفته و همچنان پس از گذشت قرن ها، جان زنده دلان را روشن نگه داشته است و همچون خورشیدی فروزان بر راه انسان های آزادی خواه پرتو افشانی می کند.
امام خميني(ره) معتقد بودند که صحنة کربلا و عاشورا فقط فاجعه اي غم انگیز نیست، بلکه حرکتی هدف دار و اصولی است که باید مسلمانان عصر حاضر، با تبيين ابعاد آن، اهدافش را تحقق بخشند: «درحالی که شهادت حضرت سیدالشهدا از همۀ خسارت ها بالاتر بود، ولی چون او می دانست که چه می کند و کجا می رود و هدفش چیست، فداکاری کرد و شهید شد و ما هم باید روی آن فداکاری ها حساب کنیم که سیدالشهدا چه کرد و چه بساط ظلمی را به هم زد و ما هم چه کرده ایم».[1]
انقلاب امام حسین(ع) برای آزادسازی بشریت از قید ذلت و طاغوت و انحراف و طغیان و تربیت او براساس اصل بندگی خداوند انجام شد.
امام خمینی(ره) نیز این روش و راه را پذیرا بود و بر همین اساس به مدیریت جامعه دست زد. ايشان الگوی خویش را از صدر اسلام گرفت. در بخش نظری انقلاب، نظرية ولایت فقیه و حکومت اسلامی، اتصال دهندۀ این انقلاب به صدر اسلام بود و در بخش اجرايی نیز، قدرت مدیریت و رهبری امام، در منطبق ساختن اين الگو بر وضعيت جامعه و اجرای نظرية خویش در بستر جامعه، تجلی یافت.
در اجرای نظرية انقلاب، امام در چهار مرحلة برنامه ریزی، کادرسازی و سازماندهی، هدایت و رهبری و سرانجام، نظارت و پیگیری از فرهنگ عاشورا تأثیر گرفته است.
در مرحلة برنامه ریزی، ایشان اهداف مبارزه را اصلاح امت اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزة دائمی با ستم و غارتگری معرفي كرد و به اين ترتيب از امام حسین(ع) پيروي نمود.
در مرحلة کادرسازی و سازماندهی، تربیت اخلاقي و روحي فضلای نخبه در حوزه و دست اندرکاران حرکت انقلابی شیعه از میان همة قشرهاي مردم، نیز اين پيروي مشاهده می شود.
در مرحلة هدایت و رهبری، ايشان به روشنگری یعنی شناساندن خود، بیان حقانیت انقلاب و مشروعیت نداشتن طاغوت، احیای شعائر اسلامی و ایجاد روحیة شجاعت و نهراسیدن از مرگ دست زد و مبارزه را تا آخر به جلو برد. امام خميني(ره) اصول کلی مبارزه را ترسیم نمود و با عمل، سکوت و پیام خویش الگوی رهبری را تصویر کرد. ایشان در همین مرحله، از نظر به کارگیری شیوه های اجرایی، در حمله به ریشة طاغوت و بسیج توده ها به امام حسین(ع) اقتدا نمود.
در مرحلة چهارم، یعنی نظارت و پیگیری، امام خميني، با انتصاب نمایندگان خود در کلیۀ مراکز، سازمان ها و نهادها، به آخرین گزارش ها دست می یافت و در موارد لازم وارد عمل می شد.
ایشان با رهبری الهی شان «مسیر جذب» و ارجاع مردم از رهبری به سوی خداوند تبارک و تعالی بود.
امام خمینی(ره) فرموده است: احیای دین در این عصر بدون احیـای عمليِ منطق عاشورا ممكن نیست؛ چون تـنها راهكار بـرای احیای دین انقلاب بوده و تنها راه به حـركت درآوردن چرخ عظیم انقلاب، احـیای عاشورای حسینی است.
در ادامه با توجه به تأثیرپذيری انقلاب اسلامی از نهضت عاشورای حسینی ابتدا نهضت عاشورا و فلسفة آن با توجه به فرمایشات امام خمینی(ره) بررسی شده است.

 نهضت عاشورا
عاشورا و كربلا در نگاه امام خميني جایگاه ویژه ای داشت و ايشان آن را الگوي مناسبي براي آفریـنـش انقلاب اسلامی یافت و از آن الهام گرفت. بر اين اساس امام(ره) قیام خود را برگرفته از قیام سیدالشهدا معرفی می كرد و به آن افتخار می نمود. ايشان یادآوري مي كرد كه ما بـاید درس های شجاعـت، شهـادت، عدالـت، عدالـت خـواهی، مبارزه با ظـلم و دفاع از مكتب را فراگیریم و با استدلال به شیوه و سیرۀ زندگی امام حسین(ع) منطق راحـت طلبـان بـی درد، سازشگران دنـیاطلب و تماشاچیان توجیه گر را مردود می شمرد.
خط سرخ شیعه، كه همان اسلام ناب محمدی است، در كربلا بيشتر پديدار شد؛ زيرا در پرتو نهضت عاشورا آزادی خواهی، ذلت ستیزی و شهادت طلبی، كه براي مبارزه با دستگاه جور لازم است، پررنگ تر گرديد. پژوهشگران و مورخان، قیام امام خميني را دارای ویژگی هایي مي دانند كه در قرن های معاصر، بلكه طي تاریخ كمتر نظیر دارد و بی شك یكی از آن ویژگی ها پیوندی است كه بین انقلاب امام خمینی(ره) و انقلاب امام حسین(ع) وجود دارد.
 
فلسفۀ نهضت عاشورا:
۱ــ بازگرداندن جامعه به سنت و سیرۀ پیامبر: «به دلیل انحراف جامعة اسلامی از سنت و سیرة نبوی در دورة حاكمیت یزید، امام حسین(ع) تلاش اصلی و محوری خود را بازگرداندن جامعه به سنت و سیرۀ نبوی معرفی می نماید. امام حسین(ع) درخطبه ای می فرماید كه پیامبر اكرم فرموده است: كسی كه ببیند یك سلطان جائری حلال می شمرد حرمات الله را و مـع ذالك ساكت شد و تغییر نداد با قول خودش بـا عمل خودش ایـن انحرافی كه سلطـان جائر پيدا كرده حتم اسـت بر خداي تبارك و تعالي كه جاي او را هم همان جاي سلطان جائر در آخرت قرار بدهد».
۲ــ حفظ و احیای شریعت: «در طول هدف پیشین احـیای شریعت اسلامی از دستبرد و تطاول معاندان از جمله هدف هـای والای حسینی است. خطری كه كه معاویه و یزید برای اسلام داشتند منصب خلافـت نبود این كمترین خطر بود، ولی خطر اصلی این بود كه می خواستند اسلام را به صورت سلطنت دربیاورند؛ معنویت را به صورت طاغوت درآورند؛ اسلام را منقلب كنند و به صورت یك رژیم كاملاً طاغوتی درآورند؛ اسلام را وارونه كردند سلطنت بود. این خطر بزرگی بود كه امام حسین(ع) با قـيامش و نـثـار خـونـش آن را رفع كرد. سید الشهدا در این راه جان خـود را فدا كرد».
۳ــ اقامۀ عدل و امر به معروف و نهی از منكر: از هـمان روز اول فـرمودند: «می بینید كه به معروف عمل نمي شود و به منكر عمل می شود. او انگیزه اش این بود كه معروف را اقامه كند و منكر را از بـین ببرد. انحراف همه از مـنكرات است و جز خط مستقیـم توحید هرچه هسـت منكر است و باید از بین برود».
۴ــ زمينه سازي براي تشكیل حكومت اسلامی: «آنها كه خیال می كنند كه سیدالشهدا برای حكومت نیامده بود و خود اینها برای حكومت آمدند سخت در اشتباه اند. برای اینكه حكومت باید در دست كسي مثل سیدالشهدا باشد؛ زیرا اصل قیام انبیا از اول تا آخر این بوده است».
۵ـ شهادت: «خون شهید رسواگر ظالم و نشانة نزدیك تر شـدن پیروزی مكتب است. با هر شهید ابتهاج حسین زیادتر می شد، چرا؟ چون به هدف و یك قدم به پیروزی نـزدیـك تر می شد».[2]
 
دلایل اهتمام امام خمینی(ره) به تبیین فلسفة سیاسی عاشورا
از بین مجموعه دلایلی که برای اهتمام جدی امام خميني(ره) به ابعاد سیاسی مسئلة عاشورا می توان برشمرد، دو دلیل اهمیت بیشتری دارند: نخست امکان بهره برداری از ابعاد و مفاهیم عاشورا در حكم مجموعه مفاهیم واسط برای درک فلسفة سیاسی شیعه در جهان اسلام، و دوم لزوم شفاف نمودن فلسفة سیاسی عاشورا و جلوگيري از برداشت های انحرافي.
در ادامه اين دلايل به طور مختصر شرح داده شده است.
 
الف) استفاده از فلسفۀ سیاسی عاشورا در حكم مفهوم واسط:
به اعتقاد ما فلسفة سیاسی عاشورا مساوی است با فلسفة سیاسی شیعه در عرصة مبارزه به منظور تحقق عملی حکومت آرمانی آن. فلسفة سیاسی شیعه نیز مساوی با فلسفة سیاسی اسلام در عصر پیامبر بزرگوار و مبتنی بر کتاب خدا و سنت ایشان است.
پس این سه مفهوم، جدا از شئون و موقعیت ها و ظرفیت های تاریخی خود، با هم مساوی هستند.
فلسفة سیاسی شیعه، که بر اسلام ناب محمدی(ص) مبتنی است، می گوید هیچ انسانی خود به خود حق فرمانروایی بر دیگری را ندارد؛ هرچند فرمانی صحیح و عادلانه صادر کند. حق حاکمیت در اختیار خداوندی است که مالک هستی است و جز با اذن او نمی توان به فرمانروايي رسيد.[3]
امام خمینی(ره) فرموده است: «شما امروز چه می گویید؟ از چه می ترسید؟ برای چه مضطربید؟ عیب است برای کسانی که ادعای پیروی از حضرت امیر(ع) و امام حسین(ع) را دارند و در برابر این نوع اعمال رسوا و فصاحت آمیز دستگاه حاکمه خود را ببازند».[4]
گویی امام خمینی(ره) در حال ترجمه فلسفة سیاسی شیعه و نازل نمودن آن در قالب فلسفة سیاسی عاشورا و در عین حال تبدیل آن به تابلوي راهنما برای مبارزة امروز امت مسلمان در برابر جهان خوران بود.
از دیدگاه امام(ره) این اندیشه چیزی جز اصالت حق نبود و این اصالت حق همانا حفظ تمامیت دیانتی بود که ما نیز هم اکنون عهده د ار حفظ و حراست آن هستیم: «اساسی که همه چیز را تا حالا نگه داشته او (امام حسین) بوده، پیغمبر هم فرمود که انا من حسین؛ یعنی دیانت را او نگه می دارد و این فداکاری اسلام را نگه داشته است و ما باید نگهش داریم».[5]
در ادامه ايشان نشان داده است که پیروی از مکتب اصالت حق و امتیاز ندادن به دشمن و تلاش برای حفظ تمامیت دین قطعاً به درگیری با باطل خواهد انجامید.[6]
در پایان ايشان بشارت داده است که براساس سنت جاری الهی در این درگیری، سرانجام حق بر باطل و عدالت بر ظلم پيروز خواهد شد؛ چنان که در واقعة عاشورا در نهایت، پیروزی از آن سیدالشهدا بود.[7]
امام خميني(ره) نهضت 15 خرداد را در ماه محرم و با بهره گیری از مفاهیم عاشورایی آغاز کرد و در سال های 1356 و 1357 نیز درس های عاشورا را گوشزد مي نمود و حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در عرصه های دفاع مقدس سمبل هایی چون «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را برای ایجاد تحرک و انگیزه در مقابل دشمن تا دندان مسلح خارجی زنده می کرد.
همة این واقعیت ها اصرار امام(ره) را بر واسطه قراردادن سمبل ها، پیام ها و مفاهیم عاشورایی براي بيان جنبه های نظری اندیشة سیاسی شیعه به زبان روز نشان مي دهد تا جایی که ايشان، نهضت اسلامی ایران را تابع و شعاعی از نهضت امام حسین(ع) دانسته است.[8]
 
ب) لزوم شفاف نمودن فلسفة سیاسی عاشورا:
امام خميني(ره) در خرداد سال 1342 و در موقعيتي نهضت اسلامی مقدس خود را آغاز نمود که حرکت اسلام زدایی استعمار نوین در ممالک اسلامی به اوج خود رسیده بود. اعلام رسمی خط مشی حکومتی لائيسم در ترکیه و تلاش رضاخان و پسرش محمدرضا به منظور اجرای تدریجی این خط مشی در ایران، يعني کانون اصلی تشیع در جهان و ده ها توطئة فرهنگی و سیاسی دیگر در گوشه و کنار جهان اسلام گویای ناکارآمدی اصلاحات مقطعی و نصایح پراکنده به منظور تعدیل اوضاع به سود نیروهای ملّی و مذهبی بود. بدیهی است که در این عرصه، غنی ترین دست مایه، همان آموزه های عاشورایی امت ما بود که چنانچه غبار اوهام و برداشت های شخصی و سلیقه ای و مهم تر از همه فراموش نمودن علل و عوامل و اهداف نهضت عاشورا برطرف می شد، این رویارویی بزرگ مکتبی خود به خود به وقوع می پیوست.
منظور ما از شفاف نمودن فلسفة سیاسی عاشورا مفهومی است اعم از: تحریف زدایی، تبیین حقایق، اصلی و فرعی کردن مسائل و طرح مسائلی که فراموش شده است.
امام خميني در یکی از بیاناتشان فرموده است: «البته این نکته را باید به مردم بفهمانیم که همه اش قضیه این نیست که ما می خواهیم ثواب ببریم، قضیه این است که ما می خواهیم پیشرفت کنیم، سیدالشهدا هم کشته شد، نه اینکه رفتند یک ثوابی ببرند، ثواب برای او خیلی مطرح نبود، آن طور رفت که این مکتب را نجاتش بدهد، اسلام را پیشرفت بدهد، اسلام را زنده کند».[9]
امام خميني(ره) راهبردهايي را به منظور شفاف نمودن فلسفة سیاسی عاشورا در پيش گرفت كه در ادامه به آنها اشاره شده است:

1ــ تببین نگرش فلسفة سیاسی شیعه به مفهوم قدرت:
در این زمینه امام(ره) چند مسئله را با ظرافت مطرح كرده است که هرچند در چهارچوب های رایج تعریف قدرت نمی گنجد، چنانچه مفهوم عام قدرت را مدّنظر قرار دهیم، این مفاهیم تحول و نگرش جدید به قدرت را نشان می دهد. این مسائل عبارت اند از: 1ــ طرح مسئلة شهادت در حكم موتور محرک مبارزه؛ 2ــ نگرش کیفی به قدرت و طرد دیدگاه کمی و مادی؛ 3ــ طرح مفهوم جدیدي از شکست و پیروزی (پیروزی خون بر شمشیر و پیروز بودن شهید در عین شکست ظاهری، مصداق روشنی از خرق برداشت های متداول از مفهوم قدرت است)؛ 4ــ طرح مسئلۀ پیام رسانی در حكم تكميل كنندة اقتدار و پرکنندة خلأها و کمبودهای قدرت ظاهری؛ 5ــ تقدس و اصالت دادن به «عمل سیاسی» و اداي وظیفه و تکلیف (در مقابل حصول به نتیجه).
با دقت در بیانات ذيل، می توان به نتايج فوق رسيد.
«ما هم همان طوری که سیدالشهدا در مقابل آن همه جمعیت و آن همه اسلحه ای که آنان داشتند قیام کرد تا شهید شد، ما هم همین طور، ما هم برای شهادت حاضریم».[10]
«قیام کرد که در مقابل او با یک عده قلیل و با این عده قلیل در عین حالی که شهید شد غلبه کردند، غلبه کرد بر این دستگاه ظلم و شکست داد آنها را».[11]
«سیدالشهدا با این فداکاری که کرد علاوه بر اینکه آنها را به شکست رساند و اندکی که گذشت مردم متوجه شدند که چه غائله ای و چه مصیبتی وارد شد و همین مصیبت موجب به هم خوردن اوضاع بنی امیه شد. علاوه بر این در طول تاریخ آموخت به همه که راه همین است. از قلت عدد نترسید، عدد کار پیش نمی برد. کیفیت اعداد، کیفیت جهاد اعدا مقابله با اعدا، مقابل اعدا، آن است که کار را پیش می برد. افراد ممکن است خیلی زیاد باشند، لکن در کیفیت ناقص باشند یا پوچ و افراد ممکن است کم باشند، لکن در کیفیت توانا باشند و سرافراز».[12]
«ماه محرم برای مذهب تشیع ماهی است که پیروزی در متن فداکاری و خون به دست آمده است».[13]
«سیدالشهدا و اصحاب او و اهل بیت او آموختند تکلیف را، فداکاری در میدان، تبلیغ در خارج میدان. همان مقداری که فداکاری حضرت، ارزش پیش خدای تبارک و تعالی دارد و در پیشبرد نهضت حسین سلام الله علیه کمک کرده است، خطبه های حضرت سجاد و حضرت زینب هم به همان مقدار یا قریب آن مقدار تأثیر داشته است».[14]
«حضرت سیدالشهدا را کشتند، اما (کشته شدن) اطاعت خدا بود. برای خدا بود، تمام حیثیت برای او بود. از این جهت هیچ شکستی در کار نبود».[15]
همان گونه که با مطالعه جملات فوق درك شد، امام خميني(ره)، با بیان رسا و در عین حال ساده و گیرای خود، به خوبی توانست چهرة مغفول و طرف دیگر سکة قدرت را ترسیم نمایند و با طرح مفهوم نوین قدرت از دیدگاه شیعه و اصالت دادن به «عمل سیاسی» و ادای تکلیف، در مقابل آنان که در حرکات اجتماعی ــ سیاسی همیشه در جستجوی جنبه های ملموس و آنی و نتایج فوری مادی اند، دریچة جدیدی برای پی ریزی مجدد اندیشة سیاسی مسلمانان بگشاید.[16]
امام خميني(ره)، با ایجاد نهضت مقدس اسلامی در سطح جامعه، مقدمات شکل گیری انقلاب اسلامی را با بهره گیری از تعالیم نهضت عاشورا پایه گذاری كرد.

2ــ تکیه بر علل و عوامل اصلی قیام عاشورا:
کمرنگ شدن عدالت: یکی از ویژگی های نهضت امام حسین(ع) عدالت خواهی است. عدالت روح جامعه است و هيچ ملت جز در پرتو عدالت عمومی و همه جانبه نمی تواند پایدار و جاوید بماند. با مرگ عدالت، مرگ جامعه حتمی و قطعی است. مرگ عدالت زمانی است که زمامداران جامعه، که خود باید پاسدار عدالت باشند، به سوی ظلم و فساد منحرف شوند و دست تعدی به اموال مردم دراز كنند. «در صدر اسلام پس از رحلت پیغمبر ختمی مرتبت، پایه گذار عدالت و آزادی، می رفت که با کج روی های بنی امیه، اسلام در حلقوم ستمکاران فرو رود و عدالت در زیر پای تبهکاران نابود شود که سیدالشهدا(ع) نهضت عظیم عاشورا را برپا نمود».[17]
خالی شدن دین از محتوا: «اگر نبود شهادت ایشان، معاویه و پسرش اسلام را یک جور دیگری در دنیا جلوه داده بودند به اسم خلیفه رسول الله، با رفتن در مسجد، اقامه جمعه و امام جمعه بودن، اقامه جماعت و امام جماعت بودن، اسم، اسلام، خلافت رسول الله و حکومت، حکومت اسلام، لکن محتوا برخلاف، نه حکومت حکومت اسلامی بود به حسب محتوا و نه حاکم حاکم اسلامی».[18]
بازگشت به اخلاق جاهلی و طاغوتی و رواج ناسیونالیسم عربی: «مکتبی که می رفت با کج روی های تفالة جاهلیت و برنامه های حساب شده احیای کلی گرایی و عربيت با شعار ’لا خبر جاء و ولا وحی نزل‘، محو و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا کشاند که ناگهان...».[19] «آنها (بنی امیه) می خواستند اصل اسلام را ببرند و یک مملکت عربی درست کنند.»[20] «اگر سیدالشهدا نبود این رژیم طاغوتی را اینها تقویت می کردند و به جاهلیت بر می گرداندند».[21]
تبدیل حکومت اسلامی به سلطنت و ملوکیت: «سلطنت و ولایتعهدی همان طرز حرکت شوم و باطلی است که حضرت سیدالشهدا برای جلوگیری از برقراری آن قیام فرمود و شهید شد».[22]
«خطری که اینها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت می خواستند در بیاورند».[23]
رواج تحریفات عملی در دین: «حکومت جائرانة یزیدیان می رفت تا قلم سرخ بر چهرة نورانی اسلام کشد و زحمات طاقت فرسای پیامبر بزرگ اسلام(ص) و مسلمانان صدر اسلام و خون شهدای فداکار را به طاق نسیان سپارد و به هدر دهد».[24]
«چهرة اسلام را اینها داشتند قبیح می کردند به عنوان خلیفه مسلمین».[25]
 

ماهيت نهضت عاشورا و انقلاب اسلامي

الف) تأثیر نهضت عاشورا بر انقلاب اسلامی ایران:
در تاریخ تشیع به جنبش ها و نهضت هایی برمی خوریم که اساسی ترین ایدئولوژی آنها، نظام ایدئولوژیک مدّنظر در نهضت امام حسین(ع) در واقعة کربلا بوده است. نگاهی به این انقلاب های ظلم ستیز و در رأس آن انقلاب اسلامی ایران، جنبه های عمیق قیام عاشورا را آشکار می سازد.
به نظر می رسد اگر فرهنگ عاشورا به طور بنیادی در نظامي اجتماعی تبلور و تداوم یابد، دیگر جایی برای نظام های مستبد و ظالم نخواهد بود یا این نظام ها نخواهند توانست به مدت طولانی پابرجا بمانند. وجوه تشابه بسياري بين نهضت عاشورا و انقلاب اسلامی وجود دارد و اگر تاريخ دقيق انقلاب و نهضت را از سال 1342 و به ويژه سال هاي 1356 و 1357 بـنويسند و مجموع شعارها و حركت ها و مراكزى كه از آنجا حركت شد و مردمى كـه حركت كردند و كشته دادند، نگاشته شوند، به خوبى احساس خواهيم كرد كه چگونه بيش از همه حادثة كربلا سرمشق و راهگشا و الهام بخش مردم ايران در رسيدن به پيروزى بود و به هر حال آنها به يارى خدا و با اعتماد بر او، با همبستگى همة مردم مسلمان بر دشمن پيروز شدند؛ ازهمين رو در ادامه به بعضي از اين تأثيرپذيري ها اشاره شده است.
1ــ نهضت عاشورا، الگوی نهضت انقلاب اسلامی ایران: «نهضت 12 محرم و 15 خرداد در مقابل کاخ ظلم شاه و اجانب به پیروی از نهضت مقدس حسینی چنان سازنده و کوبنده بود که مردانی مجاهد و فداکار تحویل جامعه داد که با تحرک و فداکاری روزگار را بر ستمکاران و خائنان سیاه نمودند و ملت بزرگ را چنان هوشیار و متحرک و پیوسته کرد که خواب را از چشم بیگانه و بیگانه پرستان ربود و حوزه های علمیه و دانشگاه و بازارها را به صورت دژ مدافع از عدالت خواهی و از اسلام و مذهب مقدس درآورد».[26]
قیام 15 خرداد سرآغاز جدی مبارزات ملت قهرمان به رهبری داهیانة امام خمینی(ره) و یاری یاران سرافراز انقلاب بود. در سحرگاه 15 خرداد 1342، دژخیمان رژیم ستم شاهی پهلوي به خانة امام(ره) در قم یورش بردند و ايشان را، که سه روز پیش از آن، به مناسبت عاشورای حسینی در مدرسة فیضیه، طی سخنان کوبنده ای از جنایات رژيم شاه پرده برداشته بود، دستگیر و به تهران منتقل کردند. این امر سرآغاز عالی ترین قیام و اتحاد مردان و زنان مؤمن بود که در سال 1357 نتيجه داد. پس از دستگیری امام خميني قیام از قم، تهران و ورامین آغاز، و به شهادت بسياری از مؤمنان منجر گردید و این گونه درخت انقلاب کاشته شد.[27]
«سالروز خرداد 42 خمیرمایة نهضت مبارک ملت بزرگ ایران و روز بذر انقلاب اسلامی ماست. ملت عزیز باید این خمیرمایه و بذر پربرکت را در عصر عاشورای 83 جستجو کند؛[28] عصر عاشورای مصادف با ساعات شهادت نصرت آفرین سید مظلومان و سرور شهیدان، عصر عاشورایی که خون طاهر و مطهر ثارالله و ابن ثاره به زمین گرم کربلا ریخت و ریشة انقلابات اسلامی را آبیاری نمود.
ملت عظیم الشأن در سالروز شوم این فاجعة انفجارآمیزی که مصادف با 15 خرداد 1342 بود با الهام از عاشورا آن قیام کوبنده را به بار آورد.
اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود، معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع می شد. واقعة عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 42 و از آن تا قیام عالمی بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفدا، در هر مقطع انقلاب ساز است. آن روز یزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش و رژیم ستمگر جنایتکار خویش را به ثبت رساندند و در 15 خرداد 42 پهلویان و هواداران و سردمداران و جنایتکارشان با دست ستم شاهی خود گور خود را کندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش به جا گذاشتند».[29]
«از پانزدهم خرداد 42، که حکومت مستکبران جبار در این سرزمین به اوج خود رسیده بود و می رفت تا عربده شوم ’انا ربکم الاعلی‘ از حلقوم فرعون زمان طنین افکند، تا 22 بهمن 57، که پاية حکمرانی جباران عصر در این مرز و بوم فرو ریخت و تخت و تاج 2500 ساله فرعون گونه ستمشاهی به دست توانای زاغه نشینان و ستم دیدگان تاریخ بر باد رفت، ملت ... ایران لازم است شکر نعمت های غیرمتناهی الهی را در سالروز 15 خرداد به جان و دل به جا آورد و تمام آنچه گذشت و می گذرد از عنایات خاصه خداوند متعال بداند که هرچه هست از اوست و به سوی اوست. و رمز پیروزی اسلام بر کفر جهانی را در این قرن که پانزدهم خرداد 42 سرآغاز آن بود، در دوازدهم محرم حسینی جستجو کند که انقلاب اسلامی ایران، پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است».[30]  
2ــ جانفشانی امام حسین، الگوی جانفشانی ما: «سیدالشهدا سلام الله علیه وقتی می بیند که یک حاکم ظالمی، جائری در بین مردم دارد حکومت می کند، تصریح می کند که ظلم دارد به مردم می کند باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند هر قدر که می تواند با چند نفر با چندین نفر ... مگر خون ما رنگین تر از خون سیدالشهداست؟ ما چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم یا اینکه جان می دهیم؟ آن هم در ماجرای دفع سلطان جائری که می گفت مسلمانم. مسلمانی یزید هم مثل مسلمانی شاه بود، اگر بهتر نبود بدتر نبود، لکن چون با ملت این طور می کرد و مردی بود متعدی و ظالم و ملت را می خواست زیر بار اطاعت خودش بی جهت ببرد، سیدالشهدا لازم دید که سلطان جائر را سراغش برود ولو اینکه جان بدهد».[31]
3ــ شعار کل یوم عاشورا سرمشق امت ما: «خاطرة تلخ 17 شهریور 57 و خاطرة تلخ روزهای بزرگی که بر امت گذشت، میوة شیرین سرنگونی کاخ های استبداد و استکبار و جایگزینی پرچم جمهوری عدل اسلامی را به بار آورد.
مگر نه آن است که دستور آموزندة ’کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا‘ باید سرمشق امت اسلامی باشد؛ قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین. عاشورا قیام عدالت خواهان با عددی قلیل و ایمانی و عشقی بزرگ در مقابل ستمگران کاخ نشین و مستکبران غارتگر بود، و دستور آن است که این برنامه سرلوحة زندگی امت در هر روز و در هر سرزمین باشد، روزهایی که بر ما گذشت عاشورای مکرر بود و میدان ها و خیابان ها و کوی برزن هایی که خون فرزندان اسلام در آن ریخت، کربلای مکرر و این دستور آموزنده تکلیفی است و مژده ای؛ تکلیف از آن جهت که مستضعفان اگرچه با عده ای قلیل علیه مستکبران، گرچه با ساز و برگ مجهز و قدرت شیطانی عظیم، مأمورند چونان سرور شهیدان قیام کنند، و مژده که شمار شهیدان ما را در شمار شهیدان کربلا قرار داده است، و مژده که شهادت رمز پیروزی است.
17 شهریور مکرر عاشورا و میدان شهدا مکرر کربلا و شهدای ما مکرر شهدای کربلا و مخالفان ملت ما مکرر یزید و وابستگان او هستند.
کربلا کاخ ستمگری را با خون در هم کوبید و کربلای ما کاخ سلطنت شیطانی را فرو ریخت.
اکنون وقت آن است که ما وارثان این خون ها و بازماندگان جوانان و شهدای به خون خفته از پای ننشینیم تا فداکاری آنان را به ثمر رسانیم و با ارادة مصمم و مشت محکم بقایای رژیم ستمکار و توطئه گران جیره خوار شرق و غرب را در زیر پای شهدای فضیلت دفن کنیم».[32]  
 
ب) ماهیت و ویژگی های انقلاب اسلامی:
امام خمینی(ره) فراگیر بودن انقلاب، جوشیدگی آن از متن ملت و مبتنی بودن آن بر اسلام و اعتقادات دینی و مذهبی را ویژگی های مهم انقلاب شمرده و ماهیت آن را احیای اسلام و انجام دستور الهی امر به معروف و نهی از منکر دانسته است.
1ــ اسلام انگیزة قیام ملت: «این یک نهضتی الهی بود؛ نهضت مثل نهضت های آنهایی که به خدا اعتقاد ندارند یا آنهایی که نهضت هایشان نهضت های جهت مادی بوده است، نبوده است. نهضت ایران نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت و مردم به عنوان جمهوری اسلامی به عنوان اسلام، به عنوان احکام اسلام در خیابان ها ریختند و همه گفتند ما این رژیم را نمی خواهیم و حکومت عدل اسلامی و جمهوری اسلامی می خواهیم».[33]
2ـ فراگیر بودن انقلاب نشانه اي بر الهي بودن آن: «شما اگر تاریخ را ملاحظه کنید، آن قدر انقلاباتی بوده است، لکن به این صورت که از آن طرف جنود ابلیسی به جان مردم بیفتند و از این طرف ملت کشته بدهد، جوان بدهد و مقاومت کند نبوده. الان وضع ایران این طور است که هر جایش را که ملاحظه بکنيد انقلاب است، باید گفت که انقلاب ایران هر جا که بروید در آنجا (آن طوری که برای ما دارند نقل می کنند) از بچه های تازه به زبان آمده تا بزرگسال و جوان ها و پیرها و اینها، از دختربچه ها و پسربچه ها تا زن ها و خانم های بزرگ و مردهای بزرگ، یک برنامه الهی در کار بوده است. دست بشر چنین قدرت ندارد که این طور مردم را بیدار کند همة طبقات و همة بچه ها و بزرگ ها اینها با هم به یک راه بروند».[34]
3ــ نهضت الهی جوشیده از متن ملت: «نهضت جوشیده است از متن ملت جوشیده و بیرون آمده نمی تواند کسی بگوید که مال من است، هیچ کس حق ندارد، ... هرکس بگوید که مال این است و مال آن نیست، هیچ دستی نمی تواند این جور یک ملتی را تغییر بدهد، خداست این کار را کرده است، این دست خداست».[35]
 
ج) عوامل پیروزی انقلاب اسلامی:
امام خمینی(ره) در بیاناتشان دربارة علل پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تحول روحی، معنوی، وحدت کلمه، اتکای به اسلام و انگیزه و ارادة ملت را رمز پیروزی دانست:
«این ایمان راسخ که در این ملت شکوفا شده این تبدلی که پیدا شد و تحولی که در نفوس مسلمین اینجا پیدا شد رمز پیروزی بود».[36]
«و آن تحولی که در حال نهضت در آن وقتی که مشغول به انقلاب بودند و مشغول به اقدام بودند یک تحول روحی پیدا شده بود از برای همه قشرها که آن تحول خیلی اهمیت داشت و به نظر من آن تحول روحی که برای ملت حاصل شد از آن تحولی که ایجاد کردند و رژیم را بیرون کردند آن اهمیتش بیشتر است برای اینکه آن یک تحول معنوی بود».[37]
«آنکه ما را تا اینجا رساند و پیروز کرد این بود که با هم قشرها اختلاف نداشتند. همه با هم فریاد می کردند که جمهوری اسلامی می خواهیم فرقی ما بین شهر و ده نبود، مرکز و سرحدات نبود. همه دست به دست هم دادند و فریاد کردند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم و این دو جهت که یکی وحدت کلمه همه بود، اکثراً با هم بودند و یکی هم مقصد، مقصد اسلامی بود، شما را پیروز کرد».[38]
امام خمینی(ره) در سخنان حکیمانة خود حمایت ها و پشتیبانی ابرقدرت های شرق و غرب را براي غلبة رژیم پهلوی و خاندان شاهنشاهی برنيرو هاي انقلابي بی نتیجه خواند و ایمان، عزم و ارادة راسخ ملت را عامل مهم پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران معرفي كرد.
ايشان در بخش دیگری از سخنانشان قدرت های شرق و غرب و قدرت های افسانه ای را عامل توطئه ها و آتش افروزی ها برشمرد، ولی خاطرنشان کرد که با وجود اين مردم از هیچ یک از آنها نمی هراسند و در هیچ مرحله ای عقب گرد نخواهند کرد. ایشان همین امر را علت پیروزی معجزه آسای مردم علیه رژیم پهلوی عنوان نمود.
 
د) آثار و نتايج انقلاب اسلامي:
1ــ پدید آمدن روحیۀ عزم در اجرای احکام الهی در همة ممالک: «ما باید کوشش کنیم که از خودمان گرفته تا برادرهای اسلامی و برادرهای دینی خودمان در همة کشورهای اسلامی، به حق توجه کنیم و حق را پیاده کنیم. آمدن حق شعار نیست، آمدن حق عمل است. آمدن حق نشانه دادن به حسب اعتقادات و اخلاق و اعمال است، پیاده کردن همة احکام الهی است و اگر چنانچه احکام الهی در یک ملت پیاده بشود باطل از آن ملت کوچ می کند».[39]
2ــ امید پيدا كردن به شكل گيري انقلابي عمیق و عمومی در مقابل جهان خوران ضدّبشر: «امید آن است که یک انقلاب عمیق عمومی در سراسر جهان در مقابل جهان خوران ضدّبشریت تحقق یابد و نکته آنکه انقلاب ایران با قدرت به پیش می رود و هر روز انسجام و استحکامش فزونی می یابد».[40]

 نتیجه :
تشابه بسياري بين نهضت امام حسين(ع) در روز عاشورا و انقلاب اسلامي ايران وجود دارد كه مهم ترين آنها انقلاب از درون، بازگشت به درون، و توجه به خویشتن خویش است.
در اغلب انقلاب های اسلامی، شعار آزادگان، خون خواهی حسین(ع) بود. انقلاب توّابین، انقلاب مردم مدینه، قیام مختار ثقفی، انقلاب زید بن علی بن حسین(ع) و انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) نمونه هایی از استکبارستیزی است که همة آنها ریشه در قیام امام حسین(ع) دارد.
در این انقلاب ها مسلمانان پیوسته به دنبال عدل و آزادی بودند و تمامی این تحریکات به برکت قیام حسینی بود؛ این گونه حسین(ع) درس عزت، آزادگی و استقلال و ظلم ستیزی را تا دامنة قیامت به همة انسان ها آموخت.
امام خمینی(ره) در شرایطی یک تنه مشعل هدایت امت اسلامی را به دست گرفت که کمتر کسی باور می کرد، روزگاری پرتو انوار آن نقاط مختلف جهان را درنوردد و روشنگر راه مجاهدان و مبارزان در شرق و غرب عالم شود.




 پي نوشت ها

 
[1]ــ صحیفۀ نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی(ره): مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، بهمن 64،  ج 17، ص 54
[2]ــ رك: بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود(عج)
http://abadan.mahdi313.org [3]ــ ذاکر صالحی، مجموعه مقالات برگزیده، خورشید شهادت، دی 1373، اولین سمینار بررسی ابعاد زندگانی امام حسین(ع): بررسی منابع و تبیین تحریفات، تهران، پژوهشکده علوم انسانی دانشگاه امام حسین، 1373، ص 284
[4] ــ صحیفه نور، ج 17، ص 54
[5] ــ همان، ج 9، ص 201
[6] ــ همان، ج 9، ص 202
[7] ــ همان، ج 4، ص 27
[8] ــ همان، ج 10، ص 30؛ رک: صالحی، همان، صص 288 ــ 285
[9] ــ همان، ج 7، صص 71 ــ 70
[10] ــ همان، ج 17، ص 62
[11] ــ همان، ج 10، ص 30
[12] ــ همان، ج 17، ص 58
[13] ــ همان، ج 10، ص 100
[14] ــ همان، ج 17، صص 59 ــ 58
[15] ــ ذاکر صالحی، مجموعه مقالات برگزیده خورشید شهادت، همان، ص 292- 290
[16] ــ همان، صص 292 ــ 290
[17] ــ همان، ج 4، ص 100
[18] ــ همان، ج 8، ص 44
[19] ــ همان، ج 12، ص 181
[20]ــ همان، ج 13، ص 158
[21] ــ ر.ک: حماسه حسینی، متفکر شهید استاد شهید مطهری، جلد اول: سخنرانی ها، انتشارات صدرا، مرداد 80، ج 1، صص 78 ــ 77 
[22] ــ ولایت فقیه، احمد آذري قمي، 1377، قم: مكتب ولايت فقيه، ص 11
[23] ــ صحیفه نور، ج 7، ص 37 
[24] ــ همان، ج 16، ص 157
[25] ــ همان، ج 7، ص 31
[26]ــ صحیفۀ نور، ج 2، ص 11
[27]ــ  فتح الله ابوالفتحی، نقش نهضت عاشورا در انقلاب اسلامی ایران، رک:
http://www.tebyan.net  [28]ــ عصر عاشورای سال 1383هـ.ق.
[29]ــ ایثار و شهادت در مکتب امام خمینی، خرداد 75، تبیان (آثار موضوعی)، دفتر یازدهم، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صص 246 ــ 245
[30]ــ ایثار و شهادت در مکتب امام خمینی، همان، صص 248 ــ 247
[31]ــ بیانات امام خمینی در مورد چهارم آبان مورخ3/8/1357 ، صحیفه نور، ج 2، ص 218 
[32]ـ پیام امام خمینی به ملت ایران مورخ17/6/1358 ، همان، صص 254 ــ 253
[33]ــ بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز، مورخ 16/3/1358 
[34]ــ بیانات امام خمینی مورخ 7/7/1357، صحیفۀ نور، ج 2، ص 116 
[35]ــ بیانات امام خمینی در دیدار با گروهی از ایرانیان در حومۀ پاریس، مورخ 10/8/1357، همان، ج 22، ص 138   
[36]ــ بیانات امام خمینی در جمع عده ای از مسلمانان قطر، مورخ16/12/ 1357، همان، ج 5، ص 172
[37]ــ بیانات امام خمینی در جمع کارکنان شرکت مخابرات، مورخ 10/4/1358، همان، ج 7، ص 238
[38] ــ بیانات امام خمینی در جمع روحانیون و پاسداران انقلاب اسلامی ارومیه، مورخ 15/4/1358، همان، ج 8، ص 45
[39]ــ بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان ایرانی مقیم هندوستان، مورخ 4/6/1359، همان، ج 13، ص 47
[40]ــ از اسناد منتشرنشدة موجود در مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، سند شمارۀ 493 مورخ 29/12/1360؛ رک: تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی، تابستان 79، تبیان :دفتر 36، تهران: موسسۀ تنظیم و نشر آثار امام(ره)، صص 307 ــ 253    

* نشریه زمانه


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :