Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 184134
تاریخ انتشار : 19 خرداد 1395 14:6
تعداد بازدید : 1068

من خودم را مالک این پول نمی دانم / سید کاظم اکرمی

عبای خود را گشود و مقدار زیادی پول به بنده ارائه کرد و گفت این مبلغی است که من خودم را مالک آن نمی دانم.

بیش از یک سال و اندی از وزارت من در آموزش و پرورش گذشته بود که شبی آقای قرائتی به منزل آمد و به گوشه اتاق پذیرایی رفت و نشست، اما گویا مسئله خاصی را می خواست بیان کند. نمی دانم فرصت شد که یک چای برای ایشان بیاورم یا نه که عبای خود را گشود و مقدار زیادی پول به بنده ارائه کرد و گفت این مبلغی است که من خودم را مالک آن نمی دانم. گفتم چطور؟ گفت زمان جناب آقای پرورش و این مدت که با شما کار کرده ام، گاهی دیرتر از ساعت مقرر به نهضت سوادآموزی رسیده ام و گاهی به علت جلسات سخنرانی زودتر محل کار را ترک کرده ام و گرفتن این پول را شرعی نمی دانم. این پول در اختیار تو باشد که مسئول وزارتخانه ای. بنده هم بعدها خدمت آقای مهندس موسوی عمل بسیار نیک آقای قرائتی را مطرح کردم و قرار شد برابر دستور ایشان هزینه شود.



* خاطرات سیدکاظم اکرمی، به کوشش: مسعود کرمیان، جواد کامور بخشایش، ناشر: انتشارات سوره مهر، ص 173


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :