Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 185538
تاریخ انتشار : 15 آبان 1378 16:49
تعداد بازدید : 589

انقلاب اسلامی و تاثیرات بین المللی آن

تاثیرات انقلاب اسلامی عمدتا در حد مفروضات و یا ابراز نظرات و یا بر پایه برخی رویدادها و انتساب آن به انقلاب اسلامی و رهبری آن مورد توجه قرار گرفته است.

پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی - رحمة الله علیه - و همت ملت قهرمان ایران، بازتاب های فراکشوری و بین المللی از خود به جا گذاشت و در واقع جامعه بین المللی را متاثر داشت . تاثیرات انقلاب اسلامی را باید به روش علمی مطالعه کرد . از این رو چنین نیازی احساس می شود . به خاطر این که تاثیرات انقلاب اسلامی عمدتا در حد مفروضات و یا ابراز نظرات و یا بر پایه برخی رویدادها و انتساب آن به انقلاب اسلامی و رهبری آن مورد توجه قرار گرفته است و کمتر در قالب یک تحقیق عمیق علمی مورد مطالعه قرار می گیرد .

مطالعه علمی تاثیرات مزبور می تواند به صدور احکام قطعی در تحلیل ها و قضاوت ها در این خصوص انجامد و از گرفتار شدن در دام نسیان یا تعبیرهای متاثر از گذر زمان و حوادث گوناگون که اثر ارزشمند انقلاب اسلامی را کم رنگ یا محو می نماید، جلوگیری به عمل آورد . و این موضوع را باید در قالب اسناد علمی در ادبیات انقلابات جهان و تحولات سیاسی بین المللی ثبت کرد . تا آیندگان را از چگونگی بروز انقلاب اسلامی و تاثیرات آن بر منطقه و جهان و از همه مهم تر عظمت این رویداد بزرگ تاریخی در اواخر قرن بیستم آگاه نمود .

همچنین در این نوشته بنا نیست حوزه های تاثیر گذاری انقلاب اسلامی بر نظام بین المللی و رویدادهای جهانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد . زیرا این خود مجال بیشتری را طلب می کند . مضافا به این که چنین اقدامی نیازمند مطالعات و بررسی های عمیق تر و دقیق تر علمی پیرامون هر یک از آنها است . از این رو سعی می گردد در حد طرح مساله و معرفی حوزه هایی که ضرورت دارد محققین و سازمان های مسؤول درباره آن ها تحقیق کنند، بسنده گردد و به ذکر کلیات مساله اکتفا شود . این حوزه ها عبارتند از:


1 - فروپاشی پیمان استراتژیک «سنتو»:

این پیمان که در اوایل دوره جنگ سرد و در چارچوب رقابت های جهانی آمریکا و شوروی پدید آمده بود در یکی از حساس ترین مناطق رقابت جهانی ابرقدرت ها قرار داشت . یعنی جایی که اولا بر خاورمیانه و منطقه استراتژیکی خلیج فارس تکیه داشت، ثانیا بخش مرکزی کمربند بزرگ ریملند بین دو حوزه بزرگ ژئواستراتژیک (قدرت بحری و قدرت بری) را تشکیل می داد . در بازی رقابت دو قدرت، آمریکایی ها توفیق یافتند با محوریت ایران سازمان مزبور را تاسیس و متشکل نموده و در قلمرو نفوذ خود درآورند و الگوی توازن قوا را به نفع خود تغییر دهند و بدین طریق دیواره محکمی را در امتداد قلمرو «ناتو» و در جنوب شوروی برای جلوگیری از گسترش کمونیسم به وجود آورند .

بروز انقلاب اسلامی در ایران به عنوان یکی از اعضاء اصلی و محوری این پیمان، باعث گسیختگی آن در همان روزهای اول پیروزی گردید و آمریکا و غرب را با چالش بزرگی روبرو نمود که آمریکایی ها ناگزیر شدند برای حل این چالش نهادهای توازن دهنده دیگری نظیر پیمان منطقه ای شورای همکاری خلیج فارس، نیروهای واکنش سریع و فرماندهی مرکزی آمریکا را به وجود آورند .


2 - فروپاشی نظام ژئوپلیتیکی دو قطبی حاکم بر جهان:

این نظام تجلی ساختار سیاسی دو بخشی دوران جنگ سرد است که جهان را به دو اردوگاه و به رهبری دو قدرت هم پیمان و پیروز جنگ جهانی دوم تقسیم کرد (آمریکا و شوروی) و بلافاصله از فردای جنگ جهانی دوم الگوی رقابت همه جانبه بر جهان حاکم شد که قریب به نیم قرن حوادث سیاسی جهان ، سرنوشت ملت ها (اعم از توسعه یافته و یا در حال توسعه) را در خود متاثر نمود .

نقطه آغازین فرآیند فروپاشی نظام دو قطبی حاکم بر جهان با ورود عنصر جدید و ناسازگار به سیستم مستقر بر جهان، تقارن زمانی یافت . و به نظر می رسد تحول در الگوی موازنه قدرت جهانی ناشی از خروج ایران از هم پیمانی با آمریکا و نیز فروپاشی «سنتو» و شکل گیری رویدادهای سیاسی - نظامی پی در پی در چارچوب فضای رقابتی حاکم به منظور کنترل حوادث و هدایت رویدادها به نفع خود توسط آمریکا و شوروی، سهم زیادی در تشدید فرآیند دگرگون سازی نظام بین المللی به عهده دارد .

موضع انقلاب اسلامی در روابط با ابرقدرت های دوره جنگ سرد و نفی سلطه آن ها و پرهیز از فرو رفتن در قالب یکی از اردوگاه های کلاسیک، باعث ورود نیروی سومی در صحنه روابط بین المللی گردید . نیرویی که از پتانسیل بالا برای تحول آفرینی برخوردار بود و بر عکس نیروهای سوم بی خاصیت نظیر جنبش غیرمتعهدها، کنفرانس اسلامی، ، اتحادیه های منطقه ای و . . . نیروی جدید با پتانسیل بالا و موضعی تهاجمی نسبت به نظام موجود وارد عرصه بین المللی گردید . این نیرو علی رغم قرار داشتن در شرایط ناتوازنی قدرت نسبت به دو ابرقدرت سنتی یعنی آمریکا و شوروی، توانست روابط بین المللی را تحت الشعاع قرار داده و روابط متقابل و یا یکسویه موجود در اردوگاه های دوگانه را دچار تزلزل نماید و دولت های متمایل به اتخاذ مواضع مستقل تر را وادار به جدایی از اردوگاه ها کرد و روحیه اعتراض نسبت به نظام سلطه دوقطبی را در آن ها تقویت داشت .

البته مواضع قوی، ناسازگارانه، تهاجمی و مستحکم امام خمینی (ره) و خط مشی روشنگرانه ایشان در خصوص مناسبات استعماری و سلطه گری حاکم بر نظام بین المللی، به بیداری ملتها، تقویت خود آگاهی و اعتماد به نفس دولت های استقلال گرا کمک نمود و به تدریج زمینه واگرایی و گسست نظام سلطه دو قطبی را فراهم کرد .


3 - فروپاشی کمونیسم:

کمونیسم تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و نمایش قدرت و نقش دین در بیداری توده ها و دمیدن روح انقلابی در آن ها، در جهان بلارقیب مانده بود و انسان های ناامید از سیستم سرمایه داری و نظام سلطه و ستمگری، و مناسبات ناعادلانه اجتماعی را به سوی ایدئولوژی کمونیسم سوق می داد و گاهی فطرت های آزادخواهی را متاثر می نمود .

انقلاب اسلامی ، ایدئولوژی دینی را وارد سیاست و اجتماع نمود که از پتانسیل و قدرت تحرک و پویایی بالایی برخوردار بود . این نوآوری به کسادی بازار کمونیسم کمک کرد و در درون قلمرو جغرافیایی اردوگاه کمونیسم بویژه بین مسلمانان جذابیت یافت .

ناکامی های رژیم های کمونیستی در خصوص پاسخگویی به نیازهای متحول جوامع مربوطه از یک سو و نیز رنگ باختگی آن در برابر ایدئولوژی انقلابی و پویای اسلامی از سوی دیگر به از کارافتادگی ایدئولوژی های مارکسیستی کمک کرد و فروپاشی آن را در کانون اصلی پیدایش آن یعنی شوروی رقم زد . به طوری که در اواخر دهه هشتاد میلادی و با روی کار آمدن «گورباچف » ایدئولوژی کمونیسم از عرصه سیاست و اجتماعی جامعه شوروی به کنار نهاده شد و فلسفه اتصال و همبستگی ملیت های شوروی سابق نابود گردید و به دنبال آن هویت های جغرافیایی زنده گشت و کشور شوروی را متلاشی کرد و نیز جغرافیای سیاسی جهان را متحول نمود .

در کشاکش مزبور «امام خمینی » (ره) طی نامه ای به گورباچف ضمن تاکید بر این که کمونیسم را از این به بعد باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو نمود، او را به مطالعه درباره اسلام و ایدئولوژی انقلابی آن فراخوانده و از افتادن به دامان غرب برحذر داشت . حوادث بعدی نشان داد که این پیش بینی امام یقینی بود .


4 - جهان اسلام:

قلمرو جغرافیایی جهان اسلام با حدود یک میلیارد جمعیت از تجانس دینی با جامعه انقلابی ایران برخوردار بود . از سویی سلطه و حضور شدید استعمار غرب در سرزمین های اسلامی، مسلمانان را برای قرن ها آزرده خاطر داشت و نسبت به غرب بدبین کرده بود . از سوی دیگر پدیده انقلاب اسلامی و مواضع استقلالی و مستحکم امام خمینی (ره) در برابر قدرتمندان جهان بویژه آمریکا و روسیه، مسلمین را به شادی واداشت . تداوم مقاومت پیروزمندانه حکومت اسلامی ایران در برابر فشار ابرقدرت ها و غرب، مسلمانان و جنبش های اسلامی را امیدوار ساخت و موجی از طرفداری از انقلاب اسلامی را در سراسر جهان اسلام به همراه آورد . به طوری که غرب آفریقا، شمال آفریقا، شرق آفریقا، شرق مدیترانه، ترکیه، آسیای مرکزی، قفقاز، جنوب آسیا، پاکستان، افغانستان، هند، جنوب شرق آسیا، شبه جزیره عربستان و غیر آن را به شدت متاثر کرد و روحیه استقلال طلبی، خودآگاهی، خود باوری و بازگشت به خویشتن را در مسلمانان زنده داشت . گو این که در سال های اخیر متاسفانه (به دلایل مختلف) نقش سرنوشت ساز انقلاب اسلامی کم رنگ جلوه داده شد و بدتر از همه نیروهای مخالف انقلاب اسلامی و مدعی تشکیل حکومت اسلامی! در برخی از مناطق جهان اسلام (شمال آفریقا، پاکستان، ترکیه، افغانستان و غیره) شکل گرفت . و تضادی را در درون جهان اسلام پدید آورد که به نظر می رسد در آینده خطر بزرگی به حساب آید، و رقابت ایدئولوژیک بر سر استقرار الگوهای متفاوت حکومت اسلامی و بر بستر تمایزات مذهبی شیعه و سنی را توسعه دهد . ولی به هر حال انگیزه های پرداختن به نهضت اسلامی و تاسیس حکومت اسلامی عمدتا متاثر از انقلاب اسلامی است که با مشاهده تجربه موفق آن، نیروهای سیاسی جهان اسلام از اراده ای قوی تر و مستحکم تر در این زمینه برخوردار شدند که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به صورتی متزلزل تلاش های پراکنده ای صورت می گرفت .


5 - باز خیزی نهضت های دینی و مذهبی دیگر:

تحولات عمومی بعد از رنسانس در غرب و به دنبال آن در کل جهان و نیز شگفتی های علمی از سویی و توسعه گسترده اندیشه های مارکسیستی حداقل بر نیمی از جهان از سوی دیگر، جایگاه و نقش دین و مذهب را در زندگی بشر تنزل داد و حتی مارکسیست ها دین را افیون جامعه می دانستند .

انقلاب اسلامی به زنده شدن دین و نقش آفرینی آن در زندگی بشر کمک شایانی کرد . به طوری که نه تنها در قلمرو جهان اسلام و مسلمانان انگیزه های دین طلبی توسعه یافت بلکه رهبران و پیروان سایر ادیان (الهی و غیر الهی) نیز به تکاپو افتاده و به نقش سیاسی دین توجه کردند و جنبش های دینی جدیدی شکل گرفتند که مدعی به دست گرفتن حکومت و قدرت شدند . چنین اندیشه ها و جنبش هایی را می توان در جهان مسیحیت، یهود، بودیسم، هندوئیسم و غیر آن مشاهده کرد که تقریبا اکثریت آن ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در مناطق جغرافیایی مربوطه پدید آمدند که این خود خطر رقابت های شدید فرهنگی را به همراه دارد .


6 - اقتدار شکنی قدرت ها:

امام خمینی (ره) با اتخاذ مواضع شجاعانه اش نوک تیز حمله خود را متوجه ابرقدرت ها نمود وبیش از همه به تحقیر آمریکا پرداخت و ملت ها و دولت ها را علیه نظام سلطه تهییج نمود . قبل از حرکت امام معترضین به آمریکا عمدتا با تکیه بر شوروی موضع گیری می کردند ولی امام با مواضعی استقلالی نسبت به همه ابرقدرت ها و نیز مشی تهاجمی علیه سلطه گران، آن ها را تحقیر نمود و اقتدارشان را درهم شکست و روح جرات و جسارت را در فضای بین المللی ایجاد و تقویت کرد .



* مجله پاسدار اسلام، ش 215


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :