Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 185544
تاریخ انتشار : 10 مرداد 1373 17:50
تعداد مشاهدات : 453

امام خمینی ستاره درخشان فرهنگ دینی / گفتگو با استاد جمعه علی خان

انقلاب اسلامی با همه گستردگی و عظمتش، انقلابی فرهنگی است. و هدف اصلی حضرت امام خمینی احیاء نسبت فراموش شده آدمیان با حقایق متعالی و بازیابی هویت حقیقی انسان است.

اشاره:

انقلاب اسلامی با همه گستردگی و عظمتش، انقلابی فرهنگی است. و هدف اصلی حضرت امام خمینی احیاء نسبت فراموش شده آدمیان با حقایق متعالی و بازیابی هویت حقیقی انسان است. حقیقتی که در گردونه پر هیاهوی جهان ماشینی معاصر به طاق نسیان سپرده شده است. اینک برای برقراری اتصال مسیر حیات آدمی با سرچشمه های ازلی آن، ابتدا باید خانه دل و جان آدمیان را که مامن خود فراموشی است از " منیت ها" ویران ساخت. اما، زنهار، این ویرانی را انهدام آدمی مپندارید که خود عین عمارت و آبادانی است.

اکنون هر چه در حوادث جهان معاصر عمیق تر می نگریم به ضرورت این بازنگری و تحول بیشتر پی می بریم. پرسش اصلی این است; اینک که طاعون ابتذال فرهنگی غرب به جان شرق افتاده است راه بیرون شدن از این مهلکه چیست؟ و چگونه می توانیم از هویت ملی و سنتهای اسلامی خویش پاسداری کنیم؟

استاد جمعه علی خان، بدین سئوال چنین پاسخ می دهد: "مردم حافظ و نگهبان سنتها هستند" وی تنها راه بیرون شدن از بحران بی هویتی را در بازیابی غنای فرهنگ اسلامی و هویت ملی می داند.

جمعه علی خان در سال 1937 در ناحیه مشهور تلس از کشور قرقیزستان متولد شد. تحصیلات عالی خود را در رشته های ادبیات و موسیقی به پایان رساند و پس از پشت سر نهادن تجارب تدریس، تالیف و سرپرستی اجرا گروههای موسیقی، اکنون معاون وزیر فرهنگ قرقیزستان است. همزمان با برگزاری مراسم پنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی، "حضور" با ایشان گفتگویی داشت که در پی می آید:

.............................................


اجازه بدهید ابتدا از پیشینه زندگی و سوابق فعالیتهای فکری و تحصیلی تان بپرسیم:

من در سال 1937 م، در ناحیه تلس - زادگاه چنگیز آیتماتف - که برای قرقیزها جای مشهوری است متولد شدم. سال تولد من مصادف است با تشدید خشونت های استالینی، فشار اختناق در این سال ها، (یعنی سالهای 37 - 1936 ) چنان بالا گرفته بود که حقیقتا زندگی برای مردم شوروی، بخصوص اهالی جمهوریهای مسلمان نشین بسیار دشوار شده بود. پنج ماهه بودم که پدرم را به جرم اینکه زبان عربی می دانست و در حوزه علوم اسلامی تحصیل کرده بود دستگیر و به ده سال زندان محکوم کردند، و بدین ترتیب تربیتم به عهده مادر و مادربزرگم گذاشته شد.


بدون شک این حادثه برای شما یک تراژدی بود!

تحصیلات مقدماتی من در چنین شرایطی به پایان رسید، بعد از اتمام تحصیلات متوسطه، وارد دانشگاه شدم. ابتدا در رشته ادبیات از دانشگاه ملی جمهوری قرقیزستان فارغ التحصیل شدم و بعد از آن در رشته درسی ژورکر (معلمی گروه عمومی موسیقی) در دانشگاه عالی موسیقی تاشکن (کنسرو تاریا) به تحصیل ادامه دادم.


بعد از پایان تحصیلات در چه زمینه ای به فعالیت پرداختید؟

ابتدا از یک سنت خانوادگی پیروی نموده، کارم را با تعلیم بچه ها آغاز کردم. و در این راه، هر آنچه را که از موسیقی نزد گذشتگان آموخته بودم به آنان آموختم. حدود 18 سال عمرم صرف تعلیم و آموزش شده است و شاگردان زیادی تربیت کرده ام. در همین دوره، چند سال در مدرسه مخصوص شبانه روزی به تدریس اشتغال داشتم و از میان شاگردانم هشت تن صاحب عنوان افتخاری هنرمند شایسته و یا هنرمند مردمی شدند. ده سال رهبر گروه کر دانشگاه ملی بودم، که طی آن این گروه دوبار به مقام دومی مسابقات سراسری اتحاد شوروی رسید. بار اول این مسابقات در مسکو و دومین بار در شهر تالین برگزار شده بود. تاکنون دو کتاب تالیف کرده ام، اولی آلبومی است شامل مجموعه آثار آهنگسازان قرقیزستان و دومی کتابی است نظری درباره اجراهای کر موسیقیدانان قرقیزستانی. در کتاب اخیر، موسیقی کر را از جنبه های گوناگون تحلیل کرده ام. هم چنین دهها مقاله، سخنرانی، کنفرانس در موضوع فرهنگ ملی و راه های رشد آن در آینده، و درباره اصول آموزشی هنر، آموزش موسیقی به کودکان در مهد کودک، و آموزش موسیقی به جوانان، حاصل فعالیتهای من در زمینه فرهنگ و هنر بوده است. بعد از این دوره فعالیتهای من در این خصوص پایان یافت و جذب امور اجرائی شدم. ابتدا مرا به ریاست کانون موسیقی دانان انتخاب کردند، مدتی بعد مسئولیت بخش فرهنگی - اجتماعی در هیات دولت به عهده من گذاشته شد. و هم اکنون نیز چهار سال است که معاون وزیر فرهنگ هستم. از نظر خانوادگی نیز، بسیار راضی و خرسندم. همسرم استاد اقتصاد در دانشگاه تربیت معلم است واحدی که او تدریس می کند قبلا اقتصاد سیاسی نام داشت که اخیرا به مبانی علوم اقتصادی تغییر یافته است. دو فرزند دارم. پسر بزرگ من نوازنده پیانوست. و در کنسرواتوری یعنی همان دانشگاه عالی موسیقی در مسکو درس خوانده است و الان در دانشگاه موسیقی استانبول تدریسمی کند.


شما اکنون به مناسبت شرکت در مراسم پنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی به ایران سفر کردید. تاکنون چه اطلاعاتی درباره شخصیت حضرت امام داشتید، در ایران چه اطلاعات تازه ای دستگیرتان شده است و درباره انقلاب اسلامی و آرمانهای بزرگ امام راحل چگونه می اندیشید.

شناخت اولیه ما بسیار ناچیز بود، زیرا در زمان اتحاد جمهوری ها حکومت مرکزی بیشتر در جهت تحمیق آگاهی مردم فعالیت می کرد. ما همین اندازه می دانستیم که امام خمینی شخصیتی سازش ناپذیر است که سالها در تبعید زندگی کرده و به چیزی جز پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس حکومت اسلامی رضایت نمی دهد. با توجه به اخبار در دسترس شناخت اولیه ما همین اندازه بود.


سفر شما به ایران چه تاثیری در تکمیل این شناخت اولیه شما داشته است.

 یک مثل قدیمی هست که می گوید یکبار دیدن بهتر از هزار بار شنیدن است. ما هرگز نمی توانستیم عمق واقعیت های موجود در کشور ایران و ابعاد گسترده انقلاب اسلامی را از راه مطالعه کتابها و خواندن یا شنیدن اخبار مطبوعات و رسانه ها و حتی با دیدن تصاویر تلویزیونی دریابیم. انقلاب اسلامی ایران پدیده ای تک با شاخص های ویژه یک انقلاب الهی است.

ما از مشهد تا اینجا را با اتوبوس آمدیم، این سفری دشوار اما خاطره انگیز بود. به نیشابور رفتیم. با مردم از نزدیک دیدار کردیم. مردم روحیه سازندگی بالایی داشتند. در روستاها و نهرهای کنار جاده خانه سازی رواج چشم گیری داشت. همه به فکر آبادانی هستند. ایرانیان مردمانی صمیمی و مهربانند. اشتیاق زیادی در نگاهشان موج می زد. معلوم است که از زندگی خود راضی اند. ساختن خانه، عمران و آبادانی نشانه امیدواری به فرداست. همه می خواهند شرایط زندگی بهتری داشته باشند. در تهران نیز همین طور است. تقریبا چهل یا پنجاه درصد زیبایی بنای شهری به نظر می رسد که جدید است. عمران ادامه دارد. ساختمانهای در حال احداث زیاد به چشم می خورد. به نظر من این از نتایج انقلاب اسلامی است. و نشان می دهد که ملت و دولت ایران راه درستی انتخاب کرده اند. بهبودی وضع زندگی مردم خیلی مهم است و این درخور منافع ملت شماست.


نظر حضرت امام خمینی، چه در مراحل تکوین و گسترش انقلاب اسلامی و چه بعدها در ایام تاسیس و استقرار جمهوری اسلامی، همواره این بود که ایران می تواند و باید در شرایط فعلی الگوی شایسته ای در سطح جهان اسلام و در میان ملل آزاده جهان باشد. شما که از نزدیک با وضعیت کشور ما آشنایی یافته اید، موقعیت فعلی کشور ما را چگونه می بینید.

در ایران همه اقشار جامعه از افکار امام خمینی پیروی می کنند. به طوری که می توان گفت این امر در میان رهبران سایر کشورها سابقه ندارد. همین پشتیبانی مردمی از اهداف و آرمان های امام است که چنین موفقیت های خیره کننده ای را نصیب ایرانیان کرده است. برای یک رهبر، خصوصا رهبری دینی و معنوی این امر بسیار حائز اهمیت است. و همین پشتیبانی او را به هدف رساند، چون نظرات او به سود مردم بود و برای مردم نتیجه عملی داشت.

به ما قبلا گفته بودند که امام رهبری بنیادگرا و معتقد به شدیدترین قوانین است. اما، دیدار من از ایران درست عکس این پندار را ثابت می کند. در ایران مسئولین مملکتی و کلیه کارگزاران حکومتی با مردم رفتاری مهربان و انعطاف پذیر دارند. بدون شک وزارت ارشاد اسلامی تنها به عنوان یکی از نمونه های موجود برای سخنان من شاهد خوبی است. مسئولین این وزارتخانه در برابر بسیاری از مواردی که حتی در کشورهای غیر اسلامی هم محدودیت زیادی برای انتشار آن ممکن است قائل بشوند نرمش نشان می دهند. موازین پذیرفته شده دمکراتیک همه در ایران محترم است. در سایر موارد نظیر اقتصاد، سیاست و. . . هم وضع از همین قرار است و این به نظر من نشانگر آن است که دستاوردهای انقلاب ایران بسیار ارزشمند است.


شما برای چندمین بار است که به ایران می آیید؟

اولین بار.


کلا این گردهمایی ها را که در آن افراد مختلفی با ملیتهای گوناگون حضور دارند چگونه می بینید؟

خیلی آموزنده است. امام خمینی آخرین پدیده بزرگ قرن ماست. یعنی درست در حالی که امریکا وشوروی جهان را به دو قطب بزرگ تقسیم کرده بودند و خطر هیچ قدرتی را تصور نمی کردند، امام خمینی ظهور کرد و این حرکتی بسیار جسورانه است. و شگفتی در اینجاست که وی نزد هر ملتی محترم است. و این از تیزهوشی و نبوغ اوست که توانست چنین تاثیری در جهان معاصر باقی بگذارد.


هم اکنون دیدگاه شما درباره شخصیت امام چیست؟

امام خمینی رهبری مقتدر و دوراندیش، انسانی والا و منزه، برخوردار از باطنی شفاف و زلال و طبعی غنی و سرشار بوده است. به نظر من رهبری او، و رهنمودهای او چه در خصوص مسائل ملل اسلامی و چه درباره معضلات جهانی، هدیه ای الهی بوده است. وی به باطن انسانها نظر دارد و انسان را به زبانی ساده به آن سرچشمه های ازلی، و ارتباط با مبدا وجود دعوت می کند. و این هدف غایی زندگی است. معنی زندگی و نهایت تمدن رسیدن به همین منظور است. وی به این نکته توجه خاصی دارد و همه انسانها را با همین ملاک، یعنی انسان بودن ارزیابی می کند. و این در هر شرایطی ارزشمند است. فکر می کنم رمز تمامی پیروزی ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی نیز در همین است. این یک واقعیت است که هر رهبری که در کوران مبارزات قرار می گیرد، در گردابی از مشکلات غوطه می زند. اما او مسیر درستی را مشخص کرد و این دیگر با آیندگان است که راه او را تا حصول نتایجش پی گیری کنند. و ما می بینیم که مردم نیز به راه او می روند و از آرمانهای او پشتیبانی می کنند، و این برای آینده ایران خیلی مهم است.


در حقیقت امام در زمان جاری است. پدیده ای است که در ابعاد گوناگون تجلی یافته است، ابعاد ناشناخته بسیاری هم دارد. من سالها قبل فیلمی دیده بودم به نام حباب. نمی دانم شما هم این فیلم را دیده اید یا نه. اینطور تجسم کرده بودند که روی زمین همه چیز در یک حالت ثابت و پایدار به زندگی خود ادامه می دهد. گویی زمان به گونه ای شگفت انگیز متوقف شده بود. هیچ چیز تازه ای اتفاق نمی افتاد. همه چیز در یک دور ابدی تکرار می شد، تا اینکه یک روح پر تلاش جستجو کرد و سرانجام دریافت که بر روی زمین حبابی گذاشته اند و همین که این حباب را برداشتند همه چیز دوباره رنگ حیات گرفت. این بود داستان آن فیلم، من حالا که حدود پانزده سال از پیروزی انقلاب گذشته، احساس می کنم که یک حبابی را از جهت فکری از ذهن ما برداشته اند، و این حاصل اندیشه ها و تلاشهای امام بود یعنی برداشتن حباب از خاطره انسانها.

 من فکر می کنم درست به همین خاطر بود که در جهان آنهمه علیه شخصیت امام و انقلاب اسلامی تبلیغات کاذب کردند. آنها اندیشه های او را برای منافع خود خطرناک می دانند و به همین دلیل از گسترش انقلاب اسلامی و اندیشه های امام در هراسند.


یکی از دستاوردهای مهم فرهنگی انقلاب اسلامی، تحول هنر است. حضرت امام خمینی عقیده داشتند که روح هنر، که همان نفحه رحمانی است، باید در انسانها دمیده شود. حضرت امام برای هنر ارزش والایی قائل بودند. هنر معاصر ایران با الهام از اندیشه ها و تفکرات حضرت امام عمیقا متحول شد. به طوری که علیرغم اینکه هنوز در آغاز راه است اما از لحاظ هدفهایی که پی می گیرد، در هنر قرن بیستم نظیری برای آن نمی توان تصور کرد. هنر غربی هرگز چنین تحولی را در قرن ما تجربه نکرده است. ببینید شما یک هنرمند و موسیقیدان هستید و در متن رویدادهای هنری مارکسیستی و کمونیستی قرار داشتید و به خوبی می دانید که آن مدعای لوکاچ متفکر معروف مجاری که در سفری به رم و پس از دیدن آثار هنری آنجا، گفته بود: "مارکسیزم اگر می خواهد حقانیت خود را به عنوان یک مکتب ثابت کند باید بتواند در هنر آثاری هم عرض هنر مسیحی خلق کند"، هرگز تحقق نیافت. ولی در مورد هنر معاصر ایران وضع به گونه ای دیگر است. بعد از انقلاب اسلامی، هنر ایران که چندین دهه در راه ناهنجار تقلید از هنر غربی آنهم در بدترین شکلش گام زده بود، به ناگهان، جهش آسا به سوی ارزشها و اندیشه هایی متمایل شد که ریشه در فرهنگ اصیل اسلامی داشتند. این تنها یکی از تجلیات انقلاب است. ما در همه زمینه های فرهنگی از ارزشهای غربی فاصله گرفتیم. امام خمینی در نامه به گورباچف هشدار داده بودند که از مدلهای غربی فرهنگ و ارزشهای برخاسته از تفکر مادی غرب پیروی نکنید، پرسش اصلی ما این است که شما تضادهای بین ارزشهای انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی با غرب را چگونه ارزیابی می کنید و خودتان مایلید که کشورتان چه راهی را در فرهنگ و هنر آینده در پیش گیرید؟

به نکته ظریفی اشاره کردید. فرهنگ در واقع چهره باطنی تمدن و سازنده هویت یک ملت است. فرهنگ نیرومندترین پشتوانه یک ملت است. ولی در ضمن توجه داشته باشید که خود فرهنگ مفهوم وسیعی دارد. خود همین معاشرت ما و شما از فرهنگ سرچشمه می گیرد. فرهنگ جهان درونی ماست. فقط این نیست که روی صحنه آوازی خوانده شود، یا بر پرده بوم نقاشی ای کشیده شود. این تنها جزیی از آن است. انسان در حالی که خود، اندیشنده و آفریننده فرهنگ است، تمامی مایه هایش یعنی دانش، هنر، تخیل باز در خود همان فرهنگ ریشه دارند. باید امکانات ظهور استعدادها فراهم شود تا فرهنگ غنی تر گردد. حال که بحث تاثیر فرهنگ بومی ما، از فرهنگ غرب مطرح شده باید بگویم که در طول هفتاد سال موجودیت نظام شوروی، الگوی اصلی فرهنگی ما به تابعیت از الگوی جهانی فرهنگ، فرهنگ اروپایی محسوب می شد. حداقل ما را اینطور راهنمایی می کردند و ما سعی می کردیم موسیقی اپرا، باله را از آنها بپذیریم. . . اگر چه ما در این جهت دستاوردهای خاصی نیز داشته ایم اما در غالب موارد به راه تقلید از غرب کشیده شدیم. عناصر مهم فرهنگ ما در معرض تعارضات فرهنگ غربی قرار گرفتند و پایه های آنها سست شد. اکنون که به استقلال رسیده ایم و در نظر داریم با درک شرایط و ضرورت ها راه خود را خودمان انتخاب کنیم با مشکلات زیادی مواجه هستیم. بسیاری از عناصر اصلی فرهنگ خود را در گذشته در اثر القائات و تبلیغات ضد دینی از دست دادیم، و در نتیجه بخشی از اصالت فرهنگ ما مخدوش شده است. و ناگزیریم که آن اصالتها را احیاء کنیم، و نسل جدید را با آن اصالتها آشنا سازیم، تا در آینده به بحران هویتی دچار نشویم.

یکی از راههای مقابله با این بحران، توجه جدی به هنر است. ما هر طوری که شده خودمان را حفظ خواهیم کرد. همچنان که نسل گذشته تمامی آن ارزشها را حفظ کردند. فرهنگ را نمی توان به زور به مردم تحمیل کرد، و چنان که خود ما این تجربه را داشته ایم به خوبی احساس کرده ایم که مردم زیر بار نمی روند و پس می زنند. مردم حافظ و نگهبان سنتها هستند. شما خودتان هم این را حتما تجربه کرده اید. فرهنگ شما از پشتوانه های نیرومندی برخوردار است. من در دوره دانشجویی ام با بعضی از شعرای بزرگ ایرانی مانند فردوسی، خیام، سعدی، حافظ و جامی آشنا شدم. اینان از ستاره های درخشان فرهنگ جهانی محسوب می شوند. سنتهای غنی فرهنگی شما فناناپذیر است و همواره به راه و زندگی خود ادامه می دهد. فرهنگ در دل خود محافظان واقعی خود را می پروراند، و همین محافظان هستند که از آن نگهبانی می کنند. در دوره ما امام خمینی بزرگترین حافظ و نگهبان فرهنگ دینی است. وی فرزند خلف فرهنگ خودتان است و تمامی ویژگی های برجسته فرهنگ شما در اندیشه های او به عنوان مقدمات و تمهیدات به کار گرفته شده و انقلاب اسلامی نتیجه آن مقدمات و تمهیدات است.


آیا از آثار حضرت امام تاکنون چیزی خوانده اید.

متاسفانه هیچ یک از آثار یا پیامهای مهم امام به زبان قرقیزی ترجمه نشده اند، یکی از برنامه های من این است که بعضی از آثار مهم امام را با خود به آنجا ببرم تا ترجمه کنند، بدون شک این آثار برای ما بسیار مفید خواهد بود.


نامه حضرت امام به گورباچف را به بعضی از آقایان دادیم و وصیت نامه را نیز خواهیم داد.

بله، من از طریق آقای قریب قولف اطلاع یافته ام که راجع به نامه امام به گورباچف هماهنگی هایی صورت گرفته است. اما در اینجا به من گفته شده که امام شاعر نیز بوده اند و اشعار ایشان چاپ شده است متاسفانه تاکنون هیچ یک از اشعار ایشان را نخوانده ام.


یکی از مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، احیای دین به عنوان یک روش حکومت و اداره زندگی در جهان معاصر است. بخصوص آنکه حضرت امام بیشتر به جوهر معنوی دین اسلام نظر داشتند و از آن به اسلام ناب محمدی تعبیر کردند، تعبیری که به ارزشهای الهی دین و سنت پیامبر اسلام (ص) توجه داشت، نه دینی که تمام ارزشهای الهی و جنبه های قدسی آن را به مفاهیم و ارزشهای مادی و غیر الهی تنزل داده باشند و نه دینی که از واقعیات زندگی بیگانه و نسبت به سرنوشت انسان در این جهان بی تفاوت باشد که در لسان امام خمینی از آن به اسلام آمریکایی تعبیر شده است. به نظر شما دین در دنیای معاصر چه جایگاهی دارد.

مذهب برای پالایش روح امری ضروری است. و در مرحله گذار یک جامعه از وضعی به وضع دیگر حضور مذهب می تواند بسیار کارساز باشد. معمولا در چنین وضعی یعنی هنگامی که یک ایدئولوژی با شکست روبرو می شود، حالت بی سر و سامانی و هرج و مرج ذهنی پدید می آید. جامعه با خلایی فکری مواجه می شود که این خلاء همچون پرتگاهی همه را به کام خود می کشاند. در چنین وضعی، اولین سنگری که آسیب می پذیرد، اخلاق است. مبانی اخلاقی سست می شود. مردم به دزدی، آدمکشی و تجاوز روی می آورند. بهترین و کارآترین حربه در این حالت، یعنی حالتی که برای اغلب جمهوری های استقلال یافته، پس از کنار گذاشتن سیستم کمونیستی به وجود آمده است، باورهای دینی است. ما اکنون در چنین خلایی بسر می بریم و من فکر می کنم ایمان و عقیده مردم ما به اسلام می تواند بار بسیاری از مشکلات را از میان بردارد. اگر درست بنگریم زندگی گردونه ای است که همواره در حرکت است، ممکن است در طول یک زندگی انسان چندین بار دچار هرج و مرج شده و موقعیت وی به ناگهان دگرگون شود و تغییر یابد. در چنین شرایطی دعوت انسان ها به پاکی، ایمان، و تقوا تنها راه رهایی از ورطه هلاک است و تنها با ایمان دینی است که می توانیم نجات پیدا کنیم.

ما نیز، در قرقیزستان، بر همین اساس کارهای زیادی انجام می دهیم. احداث مساجد در شهرها و روستاها در دستور کار ماست. جوانان به حوزه های علوم اسلامی روی آورده اند، در برنامه های آموزشی و پرورشی سی ساعت دروس دینی در نظر گرفته شده است، و روی هم رفته آغاز خوبی است. طبق سنت مردم قرقیزستان، بزرگسالان همیشه در جامعه از احترام خاصی برخوردارند. هم اکنون در روستاها شورای ریش سفیدان تشکیل شده که آنها دور هم جمع می شوند و به ارشاد مردم می پردازند. مثلا اگر کسی حقی را ضایع کند یا درمواردی که سرقتی روی دهد، او را دعوت کرده و خودشان به اتهامات رسیدگی می کنند.

تربیت اسلامی یعنی تاثیر گذاری روی روان انسانها و معنی بخشیدن به زندگی آنها. اگر در کار تربیت به زور توسل شود، نتیجه چندان مثبتی ببار نخواهد آورد و در نهایت ممکن است به کشاکش هایی در میان بیانجامد. ما در این مسیر گامهایی برداشته ایم اما تازه در آغاز راهیم. اول باید ثبات در جامعه برقرار گردد. و چون ما از نظر مذهبی، بیش از هفتاد و دو نحله مذهبی داریم، حتی مسیحی هم داریم، با وجود اینها سعی می کنیم به نرمی رفتار کنیم، از تنش ها بپرهیزیم و جنبه های روحی و روانی انسانها را تقویت نمائیم.


ارتباطات فرهنگی میان دو ملت ایران و قرقیزستان در چه سطحی است، دورنما و چشم انداز و همکاریهای آینده را چگونه می بینید؟

در سطح مطلوبی است. چندی پیش، در بهمن ماه سال 72 گروهی از هنرمندان کشور ما به ایران آمدند و کنسرتی اجرا کردند که با استقبال خوب ایرانیان مواجه شد. تلویزیون ایران نیز این برنامه را منعکس کرد. عبدالرحمن مراد خواننده و هنرپیشه مردمی در میان اعضای این گروه بود. در شهریور ماه همان سال نیز اعضای گروه تئاتر عروسکی ما به ایران سفر کردند. هم چنین گروهی از هنرمندان و سینماگران ایرانی میهمان ما بوده اند. ما دوبار با آنها هماهنگ کرده بودیم تا فیلمبرداری کنند که بار دوم موفق شدند از جاده ابریشم فیلمبرداری نمایند. بار قبل نیز از آثار تاریخی و ابنیه فرهنگی فیلم تهیه کردند، چندین بار هم با یکی از مسئولین وزارت ارشاد اسلامی ملاقات داشتیم که نتایج خوبی در برداشت و به برگزاری نمایشگاه کتاب ایران در آنجا انجامید. یکبار دیگر هم وزیر فرهنگ ایران به اتفاق معاونینش میهمان ما بودند. که همه این مراودات با مساعدت مسئولین سفارت جمهوری اسلامی ایران در قرقیزستان همراه بوده است. من امیدوارم که در آینده این روابط از دوستی و عمق بیشتری برخوردار شود. ما مثلی داریم که می گوید دیدار اول آشنایی و دیدار دوم دوستی است، هر چه رابطه ما با هم بیشتر باشد، دوستی و برادری هم عمیق تر خواهد شد.

به خاطر این گفتگوی صمیمانه از شما تشکر می کنیم.




* مجله حضور


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :