Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 189183
تاریخ انتشار : 27 مرداد 1395 19:9
تعداد مشاهدات : 716

نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری جهان اسلام

انقلاب بیدارساز / سید مهدی طاهری

انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه آغاز خیزش بیداری اسلامی در نیمه دوم قرن بیستم، شروع دوره جدیدی از ظهور اسلام با رویكرد سیاسی را برای جهان اسلام نوید داده و پیروزی برجسته ترین حركت اسلامی در این دوره، سایر حركتهای اسلامی در جهان اسلام را به تكاپو واداشت.

مقدمه

 انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه آغاز خیزش بیداری اسلامی در نیمه دوم قرن بیستم، شروع دوره جدیدی از ظهور اسلام با رویكرد سیاسی را برای جهان اسلام نوید داده و پیروزی برجسته ترین حركت اسلامی در این دوره، سایر حركتهای اسلامی در جهان اسلام را به تكاپو واداشت. ذكر این نكته ضروری است كه میزان تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر همه جوامع اسلامی یكسان و یكنواخت نبوده، بلكه با توجه به اوضاع خاص هر منطقه و نیز قرابتهای فكری، فرهنگی و جغرافیایی، درجه تاثیرآن متفاوت بوده است و هر اندازه كه ملت ایران در نیل به اهداف انقلابی خود با ملتهای دیگر وجه اشتراك داشته اند، به همان نسبت استقبال از این انقلاب گسترده تر بوده است.

به طور كلی آنچه كه بر همگان روشن و واضح است، این است كه انقلاب اسلامی ایران تاثیرهای گسترده ای را در ورای مرزهای خود داشته و با توجه به پیروان و هواخواهانی كه پیدا كرد و به عنوان یك نیروی قابل محاسبه توسط دولتهای خارجی و همچنین دولتهای منطقه عنوان شده است؛ بدان خاطر كه «انقلاب اسلامی در ایران به دلیل جذابیت شعارها، اهداف، روشها، محتوا، نتایج و سابقه مشترك دینی و تاریخی و شرایط محیط منطقه و بین المللی، پدیده ای تاثیر گذار در جهان اسلام بود».()1 در مجموع تاثیر آن بر سایرین از گرایش و پذیرش ارزشها و آرمانهای انقلاب تا الگوبرداری شیوهها و روشهای اتخاذ شده، از جمله گسترش تظاهرات عمومی علیه نظامهای حاكم، در نوسان بوده كه این وضعیت زمینههای تهدید سایرین را فراهم آورده بود كه در این راستا و در ادامه در صددیم تا به بررسی تاثیر گذاری انقلاب در میان كشورهای مختلف پرداخته و برای سهولت اشاره به این بحث، مناطق مورد بررسی را به 5 قسم عمده تقسیم كرده ایم تا در خلال آنها به نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری جهان اسلام بپردازیم.

 

1. جنوب شرق آسیا

 1. 1. مالزی و اندونزی:

    دركشورهای اندونزی و مالزی بدلیل وجود جامعه كثرت گرای مذهبی، جنبشهای احیای اسلام فعال هستند و همزمان با انقلاب اسلامی، جنبش تجدید حیات اسلام در این منطقه نیز در حال شتاب گرفتن بود()2 و مسلمانان؛ اعم از آنكه در كشورشان اقلیت یا اكثریت بوده اند، نسبت به هویت خود آگاه تر شده بودند. به همین دلیل بر اساس نظر شمار بسیاری از ناظران اسلام معاصر در مالزی و اندونزی، اجماع عمومی بر این است كه انقلاب ایران تاثیر مهمی بر عناصر آشنا به مذهب در این كشورها داشت.

انقلاب اسلامی ایران برای مسلمانان آنجا بیش از آنكه به عنوان الگویی اجتماعی و قابل تكرار مطرح باشد، به مثابه منبعی الهامبخش تلقی گردید و موجب تجدید توان حركت انقلاب اسلامی در این جوامع شد كه بازتاب انقلاب در این كشورها دارای دو بعد بوده است: از یكسو پیروزی انقلاب اسلامی و انعكاس رسانه ای آن، موجب تقویت احساس هویت مذهبی در میان مسلمانان و نیز تسریع روند تجدید حیات سیاسی اسلام در این جوامع گردید؛ زیرا تلاش جامعه مسلمان ایران در سرنگونی دولت ضد دینی، تاثیر مثبتی بر آنها داشت كه با شكل گیری انقلاب اسلامی در ایران، برخی از ناظران و مفسران رویدادهای اسلامی پیش بینی كردند كه كشورهایی همانند مالزی و اندونزیتوانند تبدیل به «ایرانی دیگر» گردند. ()3

از سوی دیگر انقلاب ایران توانایی حكومتهای مالزی و اندونزی را در توجیه نظارت و سركوب جنبشهای مخالفان اسلام گرا تقویت كرده و آنها نیز برای بی اعتبار ساختن هر گونه مخالفت اسلامی به طرح اتهامهایی، چون اسلام رادیكال، پرداخته و در صدد افزایش تلاشها در نظارت بر نقش سیاسی آن دسته از نیروهای اسلامیبرآمدند كه آنها را برای سیاست دولت زیانبار تلقی میكردند. لذا دولتهای این دو كشور تلاش كردند تا آنها را از طریق تلفیق مجموعه ای از گزینش، تهدیدها، افزایش مراسم و سخنرانیهای مذهبی، و مراقبت و نظارت بیشتر بر فعالیتهای مذهبی مهار كنند. ()4 در عین حال سعی كرده اند كه برخوردی محتاطانه با انقلاب اسلامی داشته باشند و بنا به ملاحظات داخلی و خارجی هر چند در مقاطعی نیز ناگزیر از اصلاح و تعدیل مشی خود به نفع مسلمانان شده اند، ولی همواره تلاش كرده اند كه ضمن حفظ روابط رسمی سیاسی با ایران، از طرق مختلف مانع گسترش و تعمیق مفاهیم انقلاب اسلامی در جامعه خویش شوند.

 در این راستا در كشور اندونزی از آنجایی كه مبلغان مسلمان و سازمانهای سیاسی همواره خواستار ابراز حمایت دولتمردان خود نسبت به امام و انقلاب بودند، اما دولتمردان علی رغم سكوت ظاهری خود با نگرانی جدی به انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی مینگریستند؛()5 بدان خاطر كه مسلمانان اندونزیایی میان ایران و كشور خود یكسری شباهتهایی را احساس میكردند كه باعث علاقه مندی آنها به انقلاب اسلامی میشد كه از جمله آنهاتوان به تلاش ایران برای رهایی از سلطه یك ابرقدرت، به كارگیری درآمدهای نفتیبرای توسعه كشور و استفاده از اسلام برای رهایی از چنگ كاپیتالیسم و سوسیالیم در سطح ملی و بین المللی اشاره كرد.()6
 

دولت مالزی نیز علی رغم اینكه در كنار قومیت، برای اسلام در حیات سیاسی این كشور نیز اهمیت قایل است، اما هیچ گاه نگرانی خود را از بروز حركتهای اسلامی پنهان نكرده و معمولا رفت و آمد رهبران محلی واسلامی به ایران را زیر نظر داشته و ضمن كنترل روابط دو جانبه، مانع تاثیر سیاسی انقلاب ایران بر مسلمانان كشورش شد؛ زیرا مسلمانان این كشور، با علاقه زیادی حوادث ایران را پیگیری كرده و مجذوب شخصیت امام خمینی شده بودند. ()7

 

    1. 2. فیلیپین:

    كشور فیلیپین با اكثریت جمعیت مسیحی، پس از رهایی از استعمار اسپانیا به تدریج تحت حاكمیت آمریكا درآمد. (8) در كشور فیلیپین مسلمانانی كه به «مورو» معروف هستند، تنها 5% از جمعیت این كشور را تشكیل می دهند. بسیاری از مسلمانان در این كشور، سرنگونی شاه ایران را نمونه ای از غضب الهی دانسته و آن را نشانه ای محتمل برای سرنوشت پادشاه خود دانستند. ()9

    با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شاهد تاثیر دامنه انقلاب اسلامی در این كشور هستیم، از جمله اینكه تشكیل حكومت در ایران باعث بیداری، امید و اعتماد به نفس مسلمانان این كشور شد و در واقع این انقلاب برای آنها توانایی اسلام را در رهبری مردم سركوب شده جهت مقابله با رژیمهای فاسد و تحت ستم خارجی آشكار نمود . در این راستا ایران نیز با حمایت از مبارزه جبهه آزادیبخش ملی مورو، گرایشهای سیاسی از پیش موجود را قوت دوباره ای بخشیده و خیزش اسلامی را با ایجاد روحیه و حمایت از مبارزات مسلحانه علیه دولت مانیل تشدید كرد و در راستای حمایت از مسلمانان فیلیپین، مبادرت به تحریم صدور نفت به آنجا ورزید. ()10 پس از سقوط استبداد «رژیم ماركوس» در سال 1986، روابط طرفین از حالت تیرگی خارج شده و طرفین دارای روابط مبتنی بر صلح و توسعه پایدار شده()11 و در حال حاضر سازمانهای فرهنگی ایران نیز به طور وسیعی در آنجا فعال هستند.

 

        2. شبه قاره هند

    گسترش افكار انقلابی در شبه قاره هند نیز بیتاثیر نبوده و ما در صددیم تا در این منطقه به بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در كشورهای افغانستان، پاكستان، هند، كشمیر و بنگلادش بپردازیم.

 

        2. 1. افغانستان:

    تاثیر انقلاب اسلامی بر افغانستان، به دلیل اشتراكات فرهنگی و زبانی دو كشور، پیش از پیروزی انقلاب در قالب مقاومت مردم در برابر كودتای كمونیستی طرفدار شوروی نمود یافت. به فاصله 9 ماه پس از وقوع كودتای ماركسیستی در كابل، انقلاب اسلامی در ایران نیز به پیروزی رسید و به سرعت تاثیرهایی در ابعاد مبارزاتی و سیاسی افغانستان بر جای گذارد. همچنین پس از پیروزی انقلاب ایران و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی نیز ،گروههای شیعه و سنی كه اكثرا نام اسلام را حمل میكردند (مجاهدین افغانی)، از انقلاب اسلامی الهام گرفته و بدون شك تاكید این گروهها به اسلام تحت تاثیر این انقلاب صورت گرفته بود. ()12 همزمانی ورود نیروهای ارتش سرخ به افغانستان با اتفاقات داخلی ایران، باعث توجه و عنایت خاص مسئولان انقلاب اسلامی به این سرزمین شد و لذا در كنار آثار عمیق معنوی بر روند جهاد مردم افغانستان، تاكتیكهای مبارزاتی مردمی كه در جریان مبارزات گسترده مردم مسلمان ایران علیه رژیم شاه به كار گرفته شده بود، بر شیوه مبارزاتی افغانها نیز تاثیر بسزایی گذارده و قیامهای مردمی در شهرهای هرات و كابل در سال 1979 نمونه های اولیه و مهم از شیوههای جهادی مردم مسلمان ایران بود كه فضای مبارزه مردم مسلمان افغانستان را دچار تحولی بنیادین كرد()13 و ایران نیز با استفاده از این موقعیت مردمی، به سازماندهی و انسجام گروههای مبارز و جهادی پرداخت.

 با خروج نیروهای شوروی از افغانستان، مبارزات مجاهدین افغانی ماهیت دیگری پیدا كرده و از جنبه جهادی و عقیدتی، حالتی سیاسی و اقتصادی به خود گرفت و گروههای جهادی به منظور تقسیم و تثبیت قدرت خویش با یكدیگر به نزاع پرداختند كه در نهایت این اختلافات منجر به جنگ داخلی در افغانستان شد. با تداوم مناقشه افغانستان و تضعیف گروههای جهادی، زمینه برای به صحنه آمدن گروه طالبان فراهم شد و آنها با حمایتهای قدرتهای خارجی، از جمله آمریكا و عربستان برای مدتی در موازنه قدرت از سایرین پیشی گرفتند. از جنبه سیاسی ایدئولوژیك نیز ضمن ارائه قرائت خاصی از اسلام، مدلی هم برای حكومت اسلامی و مملكت داری مطرح كردند كه در تقابل با اسلام ناب بوده و لذا به تدریج با توسعه حوزه نفوذ آنها در افغانستان، تمام سرمایه گذاری ایران در افغانستان با مانع مواجه شد. پس از حادثه 11 سپتامبر، گرچه تداوم این روند با فروپاشی قدرت آنها توسط آمریكا دستخوش تغییر و تحول گردید؛ ولی ذكر این نكته ضروری است كه ایران همواره با حمایت برخی گروههای اسلامی، به دنبال گسترش آرمانهای اسلامی در این كشور بوده است.

 

    2. 2. پاكستان:

     پاكستان به عنوان یكی از همسایگان مهم ایران، از لحاظ سیاسی و اجتماعی در معرض تاثیر گذاری انقلاب اسلامی واقع شد. گرچه در توالی و تقارن انقلاب اسلامی، هیجانات مردمی و تخیلات اجتماعی در تاسی از انقلاب در پاكستان چشمگیر بود؛ اما در این كشور نیز هم زمان با انقلاب اسلامی، با كودتای نظامیان به رهبری «ضیاء الحق»، وی با تسلط بر كشور خود سردمدار احیای اسلام گردید كه در این خصوص باید خاطر نشان كرد كه وقوع چنین امری گرچه احتمال دارد كه ناشی از الزامهای تاریخی و انگیزه های شخصی باشد؛ ولی علاوه بر آن میتوان ادعا نمود كه تاكتیكی برای كنترل اسلامگرایی و انقلابگرایی برخاسته از تحولات ایران بوده است.

    هم زمانی كودتای نظامی مذكور با انقلاب اسلامی ایران، نتوانست مانعی برای گسترش افكار آرمانی انقلاب اسلامی ایران در این كشور گردد؛ بدان خاطر كه با وقوع انقلاب اسلامی ایران، بارقه امید را در دل مسلمانان به خصوص شیعیانی كه خواستار تشكیل حكومت اسلامی و اجرای احكام اسلامی در كشورشان بودند، زنده كرد. گواه بر این مطلب این است كه عدم آگاهی شیعیان پاكستان از مكتب تشیع - خلاصه شدن فهم آنها از تشیع اثنی عشری در عزاداریها و همچنین رواج خرافات در میان آنها - باعث شده بود تا شیعیان در محیط كار و اجتماع، مراكز آموزشی و دانشكدهها مورد تمسخر اطرافیان خود قرار گرفته و شیعه بودن خود را مخفی كنند، اما پس از انقلاب اسلامی از یك سو با گسترش ارتباط شیعیان پاكستان با حوزههای علمیه آنها آگاهی مذهبی عمیقتری پیدا كرده و بدین ترتیب اعتماد به نفس لازم در میان آنها پدید آمد.()14

    با ایجاد آگاهی ناشی از انقلاب اسلامی ایران در میان شیعیان پاكستان، به تدریج آنها با خروج ازحالت انزوا به انسجام و سازماندهی نیروهای خود توجه كرده و در این راستا در آوریل 1979 ،گردهمایی عظیمی را در ایالت پنجاب به رهبری «علامه مفتی جعفر» در اعتراض به نادیده گرفته شدن فقه جعفری در قوانین اسلامی كشور و تحمیل فقه حنفی، برگزار كردند()15 كه این اقدام شیعیان علیه دولت وقت حتی در تاریخ پاكستان بینظیر بود. آنها با این اقدام ضمن نشان دادن خروج شیعیان از انزوا، خواستار تاثیرگذاری بر سیاستگذاریهای كشور شده و یكی از بزرگ ترین ثمرات این اقدام آن بود كه ضیاءالحق اعلام كرد كه در آینده در همه قوانین كشور فقه جعفری را لحاظ كرده و قانونی مخالف آن تصویب و اجرا نخواهد شد.()16

    در ادامه فعالیتهای شیعیان جهت دست یابی به حقوق شیعیان در جامعه پاكستان، دومین اجتماع در جولای1980 در اسلام آباد تشكیل گردید كه در آن شیعیان خواستار «تعیین سهمیه مخصوص از پستهای مهم دولتیشده و از دولت خواستند كه در تبلیغات مذهبی رادیو و تلویزیون به شیعیان نیز به طور مساوی فرصت تبلیغ مذهبشان داده شود».()17 همچنین تجمع دیگری در جولای سال 1987 با سخنرانی «عارف حسین الحسینی» برگزار شد كه وی در دفاع از حقوق شیعیان، مطالب بسیار تندی علیه استكبار جهانی، وهابیون و رژیم ضیاءالحق ابراز داشت. ()18

    به دنبال بسط نفوذ و قدرت اجتماعی شیعه ناشی از گسترش آگاهی متاثر از انقلاب اسلامی ایران، ترس از الگوبرداری انقلاب اسلامی در پاكستان، سبب بروز عكس العملهایی از سوی رژیم پاكستان، وهابیت، عربستان سعودی و آمریكا شد. در این زمینه دولت پاكستان نیز برای پیشگیری از تكرار حوادث مشابه انقلاب اسلامی ایران در داخل كشور پاكستان، با توجه به فراهم شدن زمینههای آن توسط شیعیان، سیاست نزدیكی بیشتر به غرب و كشورهای ثروتمند عربی حاشیه خلیج فارس را در پیش گرفت. همچنین گروههای وهابی نیز از سال 1983 خشونتهای گسترده ای را علیه شیعیان در این كشور اعمال كردند كه از جمله مهمترین خشونتها در دهه 1980، میتوان به حمله وهابیها به روستاهای شیعهنشین در شمال پاكستان، ترور مسئولان ایرانی و شهادت عارف الحسینی رهبر شیعیان پاكستان اشاره كرد كه در این راستا وهابیون با كمك عربستان برای جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی در این كشور اقدامهای دیگری نیز انجام دادند كه كمكهای مالی عربستان به دولت پاكستان، اعطای وامهای بدون بهره و همكاریهای نظامی و امنیتی، تاسیس حوزه های علمیه، دانشگاهها، كتابخانه ها و مساجد از جمله آنهاست. ()19

    در مقابل جمهوری اسلامی ایران نیز همواره فعالیتهای زیادی در گسترش افكار انقلابی در پاكستان انجام داده كه نتایج مطلوبی را نیز به همراه داشته كه مهمترین آنها عبارتند از: تقویت موقعیت دینی و سیاسی شیعیان در جامعه، به ویژه در برابر دولت سنی، ارتقاء سطح فكری و بینش سیاسی در نسل جوان شیعه، تشكیلاتی تر شدن گروههای شیعی، افزایش اقبال به سمت روحانیت و تقویت این نهاد در میان شیعیان، تقویت روحیه مبارزه و مقاومت اسلامی در برابر حكومتهای داخلی و دولتهای بیگانه.()20

 

    2. 3. هند:

     ایران در چشم هندیها از یك سابقه تاریخی و الهام بخش برخوردار بوده و این امر به طور خاص نزد مسلمانان هند، به خصوص شیعیان این كشور برجسته میباشد. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به عنوان یك پدیده بزرگ و شگرف، از آنجایی كه توجه كلیه جهانیان به پتانسیل دینی و سیاسی اسلام جلب شده و اخبار آن در سراسر جهان منتشر شد، لذا مسلمانان هند نیز به عنوان اقلیت تحت فشار در كشور هند، در معرض تاثیر پذیری از آن قرار گرفتند كه شاهد این مدعی حضور تعداد زیاد طلبه علوم دینی از كشور هند در ایران است كه استقبال آنها از انقلاب اسلامی میتواند ناشی از اهداف گوناگونی باشد؛ از یكسو عرضه انقلاب و تقاضای تاریخی و معنوی مسلمانان محتمل بوده و از سوی دیگر نیز مسلمانان محروم و مستضعف همانند هندیها كه خود را مستحق دریافت حمایتهای مادی از مسلمانان ثروتمند همانند ایران و سایر كشورهای خاورمیانه دانسته، احتمال گرایش و تمایل به ایران را دارد.

 

        2. 4. كشمیر:

     بررسی بازتاب انقلاب اسلامی در هند، ذهن همه را به سمت كشمیر معطوف میكند؛ زیرا از لحاظ تاریخی، ایران خاستگاه و پایگاه صدور و تبلیغ اسلام برای آنان بوده است و همچنین وجود عوامل همگرایی بین ایران و مردم كشمیر، از جمله دین، مذهب، فرهنگ، زبان، جغرافیا و... به گونه ای نافذ و جاذب از زمینههای تاثیرگذاری انقلاب بر ساكنین مظلوم كشمیر بوده و ()21 در این كشور كه آن را به دلایل فرهنگی - تاریخی «ایران صغیر» خوانده اند، شعارهای انقلاب اسلامی در ناآرامیهای این كشور به چشم خورده و اهالی «كشمیر آزاد» به شدت طرفدار انقلاب اسلامی اند.()22 همچنین تاثیر انقلاب اسلامی بر آنها در انتخاب مساجد به عنوان پایگاههای مبارزه و همچنین شعارهای آنها، به وضوح قابل مشاهده بوده و ایران نیز همواره ظلم و تعدی كشور هند را به مسلمانان این كشور محكوم كرده است.

 

    2. 5. بنگلادش:

     شواهد حاكی از این است كه انقلاب اسلامی ایران در بین مسلمانان بنگلادش نیز بازتابهایی داشته و زمینههای مساعد بازتاب انقلاب ایران در این كشور ناشی از سابقه تاریخی و سیاسی اسلام در این سرزمین بوده است. اسناد موجود در این زمینه حاكی از آن است كه انقلاب اسلامی ایران در این كشور سبب تشكیلاتی شدن اقلیت شیعیان در آنجا شده است (اسناد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی) و مهم ترین عاملی كه منجر به بازتاب انقلاب ایران در آنجا شده، حضور طلاب علوم دینی در مدارس مركز جهانی علوم اسلامی بوده و در این زمینه تشكیلات دینی كه به تاسی از انقلاب اسلامی در آنجا ایجاد شده، به تبلیغ انقلاب اسلامی پرداخته اند.


    3.
آسیای مركزی، قفقاز و تركیه

 3. 1. آسیای مركزی و قفقاز:

     تاریخ منطقه آسیای مركزی و قفقاز با فرهنگ اسلامی و سنن ایرانی گره خورده و مناطقی كه اكنون به صورت جمهوریهای مستقل درآمده اند، در قرون متمادی جزئی از قلمرو ایران بوده اند()23 از این رو ریشه عمیق فرهنگی ایران در منطقه جمهوریهای آسیای مركزی به حدی است كه علی رغم تلاشهای 70 ساله حاكمیت كمونیسم، هنوز هویت این اقوام بخشی از هویت ایرانی به شمار می رود. عمق این پیوندها نه تنها رهبران جمهوریهای شوروی سابق را مجبور به اعترافهای مكرر به قدرت معنوی فرهنگ ایران در این كشورها كرده؛ بلكه بسیاری از مسلمانان این منطقه برای كسب وجهه بیشتر، بارها از علائق شخصی خود به فرهنگ ایرانی دم زده اند()24 و لذا این تمایل در كنار اتخاذ سیاست «نه شرقی نه غربی» و گسترش افكار انقلابی به سایر كشورها، باعث شد تا ایران تهدیدی برای شوروی به حساب آید.

    علی رغم مقابله شوروی با نفوذ افكار آرمانی انقلاب اسلامی در این منطقه، اشتراكات دینی، نژادی و فرهنگی این كشورها با ایران، عاملی مهم در تاثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر این كشورها، تجدید حیات اسلام و تقید عملی آنها به اسلام بوده است. انقلاب اسلامی ایران برای آنها یكسری جذابیتهایی داشت كه منافع شوروی را در خطر می انداخت كه از جمله آنها عبارتنداز: وجهه ضد امپریالیستی انقلاب اسلامی، ماهیت مردمی و وعدههای آن مبنیبر كنار نهادن دیوانسالاری فاسد كهن و روی كارآوردن نسل جدید از رهبران جوان مردمی و....()25 در این راستا وجود عواملی، همچون حضور مردم در مساجد و تبدیل امام خمینی به سمبل سیاسی در این منطقه باعث شده بود تا سیاستمداران شوروی همواره نگرانی خود را از رسوخ اسلام سیاسی - پیامد گریز ناپذیر گسترش رابطه این جمهوریها با ایران - ابراز كرده و همیشه سعی داشتند كه تا حد ممكن مسلمانان مناطق اتحاد شوروی را از ایران دور نگه دارند.()26

    بیداری اسلامی در بین مسلمانان شوروی قبل از آنكه به بلوغ برسد و به یك جریان نیرومند و آشكار سیاسی در مقابله با حزب كمونیست تبدیل شود، با فروپاشی شوروی مواجه شد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جمهوریهای جدید مستقل در آسیای مركزی و قفقاز، تغییر بسیار مهمی به شمار می رفت كه میتوانست در این موقعیت موجود، اسلام را به عنوان جایگزین مطلوب برای ایدئولوژی كمونیستی مطرح نماید. ترس از تجدید حیات اسلام و گسترش اسلام انقلابی، چنان غرب را به تكاپو واداشت كه با تلاش در زمینههای توسعه سیاسی و اقتصادی این منطقه، به كوتاه نگه داشتن دست ایران از منطقه پرداخته و دولتهای غربی به خصوص آمریكا سعینمودند تا با معرفی تركیه به عنوان كشوری مدرن با تجارت آزاد و جدایی كامل دین از سیاست بعنوان سمبلی برای این جمهوریها، به طور غیر مستقیم سیاستهای خود را در این منطقه دنبال كنند.()27

    ایران نیز بدلیل درگیری با بحرانهای ناشی از جنگ، هنوز یك الگوی نظری و عملی شفاف در مورد جامعه و دولتهای اسلامی منطقه تدوین نكرده بود كه این امر از تاثیرپذیری جمهوری های مسلمان از ایرانكاست و در عین حال، اثر گذاری انقلاب اسلامی در این ممالك با چالش و رقابت جدی از سوی كشورهای اسلامی، روسیه، آمریكا، اسرائیل و اروپا روبروبود.()28

 

    3. 2. تركیه:

     تركیه دروازه اسلام با اروپا و تنها كشور مسلمان همسایه اروپاست. روابط فرهنگی ایران با این كشور، ریشه در قرون طولانی داشته و خاستگاه اصلی این دو كشور كه همواره در تمام ابعاد اجتماعی طرفین تاثیرگذار بوده است، ناشی ازاعتقاد مشترك هر دو ملت به دین اسلام بوده است.()29 این دو كشور در قرون گذشته به عنوان امپراطوریهای اسلامی همواره رقیب یكدیگر در عرصههای سیاسی و دینی بوده اند؛ بدان خاطر كه از یكسو ایران بعد از تركیه از حیث جمعیت بیشترین ترك زبان را داشته و از سوی دیگر نیز تركیه جمعیت زیادی از شیعیان علوی را در خود جای می داد كه عوامل فوق در كنار مجاورت سرزمینی باعث میشد تا دو امپراطوری بزرگ ایران و عثمانی همواره در عهد صفوی و قاجار با یكدیگر در رقابت باشند.

    تشابهات حكومت پهلوی با «كمالیسم» در تركیه و اهمیت دو كشور در استراتژیهای دفاعی و امنیتی غرب، زمینه را برای همگرایی هر چه بیشتر دو كشور فراهم آورده و بدین ترتیب طرفین در پیمانهای منطقه ای مشترك عضو بوده و اشتراك منافع دو كشور باعث شد تا روابط نزدیك و صمیمانه ای بین آنها ایجاد گردد.
   
پیروزی انقلاب اسلامی در كشوری همچون ایران كه اشتراكات بسیاری با كشور تركیه در عرصههای سیاسی و دینی داشت، معادلات را به هم ریخته و بدین ترتیب انقلاب اسلامی به یك تهدید برای كشور لائیك تركیه تبدیل شد؛ بدان خاطر كه تركیه با دارا بودن جمعیت مسلمان میتوانست سر پل نفوذ اسلامگرایی به قفقاز، بالكان و كشورهای اروپایی باشد و همچنین این كشور به دلیل همجواری جغرافیایی و نیز به خاطر اشتراكات قومی، زبانی و مذهبی، اهمیت بسزایی برای ایران داشته است و لذا انقلاب اسلامی ایران تاثیر مثبتی بر مردم تركیه گذارده و در این زمینه «جمیله كدیور» اظهار می دارد:

«اعتقادات دیرینه و اسلامی مردم تركیه با پیروزی انقلاب اسلامی و مشاهده دفن سلطه آمریكا جانی تازه گرفته بود و آنها با اعتماد به نفس فزاینده دریافتند كه استقلال و عزت اسلامی بازگشتنی است ... در این راستا تجدید حیات اسلام در تركیه، بحرانهای سیاسی را در این كشور تشدید كرد».()30 بدین ترتیب پیروزی انقلاب اسلامی، دولت تركیه را با بحران مواجه ساخت و طبعا انتظار می رفت كه از سوی تركیه نیز برای مقابله با امواج انقلاب اقداماتی صورت گیرد. شكل گیری كودتای نظامی 12 سپتامبر 1980 و تقارن آن با انقلاب اسلامی میتواند این فرضیه را تقویت كند كه روی كار آمدن نظامیان در تركیه بخشی از استراتژی مهار انقلاب اسلامی بوده است. شاهد این مدعا این است كه ژنرال «كنعان اورن» هدف از این كودتا را متوقف كردن روند رو به گسترش اسلامگرایی دانسته و خاطر نشان كرد: «اگر این آتش به موقع خاموش نشود، ممكن است سراسر كشور را فرا گیرد». گرچه این كودتا با هدف مقابله با اسلام گرایی و غیر سیاسی كردن جامعه تركیه بود؛ ولی نتوانست مانع رشد حركتهای اسلام گرایی و گرایش به حجاب در میان مردم تركیه گردد؛ بلكه به عكس گروههای اسلام گرای تركیه بعد از سال 1980 رشد بسزایی داشته و در این راستا ورود و خروج حزب اسلامگرای رفاه، حزب فضیلت و نهایتا حزب توسعه و عدالت به صحنه سیاسی آن كشور، نوعی چالش جدی برای نظام لائیك تركیه تلقی میگردد.     

 


  پی نوشتها:

    1. اسپوزیتو جان ال، انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران؛ مركز بازشناسی اسلام و ایران، 244:1382
    2.
امرائی حمزه، انقلاب اسلامی ایران و جنبشهای اسلامی معاصر، تهران ؛ مركز اسناد انقلاب اسلامی، .258:1383
    3.
اسپوزیتوجان ال، انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران؛ مركز بازشناسی اسلام و ایران،.256:1382
    4.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، :1385 469 و 471
    5.
راهاجو دوام، جنبشهای اسلامی در مالزی و اندونزی، فصلنامه انقلاب اسلامی، سال اول، شماره 2، تابستان :1378 .72
    6.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 452 - .453
    7.
گلی زواره غلامرضا، شناخت كشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین، قم؛ مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، :1380 230 - .231
    8.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 483 و 485
    9.
اسپوزیتوجان ال، انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران؛ مركز بازشناسی اسلام و ایران،:1382 .285
    10.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 494 و 495
    11.
ملكوتیان مصطفی، تاثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشكده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، :1382 276 - 277
    12.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 433
    13.
شهبازی محمد باقر، بررسی اجمالی موقعیت كنونی شیعیان پاكستان، نامه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران، سال 1367:1369-.1368
    14.
گلی زوارهغلامرضا، شناخت كشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین، قم؛ مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،.214:1380
    15.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1385 : 426 - .427
    16.
روزنامه رسالت، 26/ 6/ .1367
    17.
نصوحیان مهدی، شیعیان پاكستان و انقلاب اسلامی، سایت مركز اسناد انقلاب اسلامی، WWW.irdc.ir/article.
    18.
بختیاری علیرضا، گزارشی از شیعیان و اهل سنت پاكستان، سازمان تبلیغات اسلامی، 4:1363
    19.
نعیمیان ذبیح الله، انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاكستان، سایت مركز اسناد انقلاب اسلامیWWW.irdc.ir/article.
    20.
حشمت زاده محمد باقر، تاثیرات اسلامی ایران بر كشورهای اسلامی، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، :1385 .259
    21.
ملكوتیان مصطفی، تاثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشكده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، :1382 .277
    22.
گلی زواره غلامرضا، شناخت كشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین، قم؛ مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،:1380 286
    23.
شیخ عطار علی رضا، ریشههای رفتار سیاسی در آسیای مركز و قفقاز، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، :1371 .193
    24.
بنیگسن الكساندر و مری براكس آپ، مسلمان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمه كاوه بیات، تهران؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی، .193:1370
    25.
كدیور جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریكا، تهران؛ نشر اطلاعات، :1379 .129
    26.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 357
    27.
حشمت زاده محمد باقر، تاثیرات اسلامی ایران بر كشورهای اسلامی، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، :1385 .203
    28.
محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،:1385 376 - .377
    29.
كدیور جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریكا، تهران؛ نشر اطلاعات، :1379 .125
    30.
ملكوتیان مصطفی، تاثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشكده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، :1382 277

 دبیرخانه دومین جشنواره هنر آسمانی *


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :