Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 199415
تاریخ انتشار : 19 دی 1395 11:59
تعداد مشاهدات : 405

ضرورتها و زمینه های تدوین کارنامۀ نظام جمهوری اسلامی / دکتر ابرهیم کلانتری *

مقالۀ حاضر در تلاش است ضرورتها و زمینه های تبیین و تدوین کارنامۀ 30 سالۀ نظام جمهوری اسلامی ایران را برای اندیشمندان و محققان حوزه های علوم سیاسی و اجتماعی تبیین کند.

چکیده

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی؛ مقالۀ حاضر در تلاش است ضرورتها و زمینه های تبیین و تدوین کارنامۀ 30 سالۀ نظام جمهوری اسلامی ایران را برای اندیشمندان و محققان حوزه های علوم سیاسی و اجتماعی تبیین کند. برای نیل به این مهم، ابتدا به عنوان مقدمه به تبیین ماهیت انقلاب اسلامی و تمایز آن با سایر انقلابهای جهان و برخی از مهم ترین دستاوردهای نظام اسلامی پرداخته، سپس به اختصار چیستی کارآمدی و شاخصهای آن را مورد بحث قرار داده و در گام سوم، ضرورتها و زمینه های تدوین کارنامۀ نظام اسلامی را به بحث گذاشته است. در این بخش تلاش نگارنده بر این متمرکز است که ابتدا مهم ترین علل و عوامل عینی لزوم تدوین و ارائۀ همه جانبۀ کارنامۀ نظام اسلامی را بیان کند و سپس زمینه ها و محورهای کلّی این مهم را در حوزه های مختلف که عبارتند از: 1. فرهنگ و هنر، 2. علم و آموزش، 3. اقتصاد و عمران، 4. سیاست داخلی، 5. سیاست خارجی، 6. حقوق و قضا، 7. قانونگذاری، 8. بهداشت و درمان، 9. امنیت و دفاع و 10. اجتماع، در اختیار پژوهشگران دغدغه مند قرار دهد.


درآمد

بی گمان انقلاب اسلامی ایران یکی از مهم ترین تحوّلات سیاسی قرن بیستم و نقطۀ عطف مهمی در انقلابهای جهان به شمار می آید. از مهم ترین وجوه تمایز این انقلاب از سایر انقلابهای جهان، ابتنای آن بر دین و داعیۀ ادارۀ جامعه بر اساس آموزه های اصیل اسلام ناب محمدی (ص) است. یکی از ویژگی های مرسوم انقلابها در جهان معاصر، دنیوی بودن آنها بر اساس ایدۀ تفکیک دین از سیاست است؛ اما با انقلاب اسلامی مسیر تاریخی سیاسی معاصر دگرگون شد و آموزه های وحیانی اسلام در متن تغییرات بنیادین جامعه، نقش اصلی را بر عهده گرفت. ( آرنت، 1377، ص 32)

این انقلاب در حقیقت؛ حرکت و راهی برای وارد کردن ابعاد معنوی در زندگی سیاسی بود (فوکو، 1387، ص 15) که با ظهور آن و تشکیل نظام «جمهوری اسلامی» در این نقطه از جهان، عصر جدیدی با خصوصیات متمایز با عصرهای گذشته در دنیا به وجود آمد. این عصر و این دوران جدید را به حقیقت عصر امام خمینی نامیده اند. (حدیث ولایت، 1375، ج4، ص 215)

تلاش برای حضور مؤثّر و عینی آموزه های اجتماعی اسلام ناب در عرصۀ ادارۀ جامعه و تدوین و پرداختن قوانین اجتماعی بر اساس آن، روشن ترین جلوه از اسلامی بودن انقلاب است؛ اما نشانه های دیگری نیز هست که اسلامی بودن آن را به روشنی نمایان می سازد.

روییدن و سر بر آوردن انقلاب اسلامی از حوزۀ علمیۀ قم، رهبری انقلاب توسط فقیهی زمان شناس در دوران معاصر، سازماندهی و رشد و توسعۀ انقلاب از مساجد (شریف پور، 1380، ص 96)، شعارهای بر گرفته از آموزه های دینی (پناهی، 1379) و الهام گیری از حادثۀ عاشورای حضرت اباعبدالله (ع) که نه تنها در جوامع اسلامی، که در جوامع غیر مسلمان نیز به عنوان الگویی برای استقلال طلبی و آزادی خواهی مطرح بوده است و نشانه های دیگری از این است، همگی از اسلامی بودن انقلاب بزرگ مردم ایران حکایت دارند.

بالاتر و اصیل تر از جلوه های مذکور، تفکّر و اندیشۀ نابی است که چنین رخداد عظیمی را می تواند پدید آورد و آن اندایشۀ اصیل «ولایت فقیه» است که اساس خود را از آموزه های قرآن کریم و سنت پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت پاکش (ع) دریافت می کند. بنا شدن انقلاب اسلامی بر این اندیشۀ ناب، به معنی اتّصال انقلاب اسلامی به دو اصل بنیادین «امامت» و «نبوّت» و حضور سرزنده و پویای دین حاتم در عرصۀ ادارۀ جامعه است و همین حقیقت، انقلاب اسلامی را از مجموعه انقلابهای جهان و خیزشهای اسلامی متمایز و منحصر به فرد ساخته و افقهای امیدبخشی را در جهان معاصر پدید آورده است.

به یقین برای انسان عصر جدید که فضای ذهن و زندگی خود را عرصۀ پیکار بی امان ایدئولوژی ها، فرهنگها و تمدنهای مادی می بیند و بن بستهای کشندۀ روحی و دره های هولناک بهت و سرگردانی جانش را زار و نحیف ساخته است، بازگشت به دین اصیل و تاسیس ساختار اجتماعی نوینی بر اساس آموزه های حیات بخش اسلام ناب، بسیار گره گشا و امید بخش خواهد بود.

میوه و عصارۀ انقلاب اسلامی «نظام جمهوری اسلامی ایران» است که در نوع خود ساختار سیاسی جدیدی در نظامهای سیاسی جهان به شمار می آید.

مهم ترین دستاورد نظام جمهوری اسلامی، تلاش برای زمینه سازی و ایجاد تمهیدات لازم برای حاکمیت ارزشهای والای اسلامی است که در جامعۀ ما از جایگاه رفیعی برخوردار است؛ چنانچه در سایۀ این دستاورد و رحمت الهی بود که در صحنۀ دفاع مقدس، شاهد جانفشانی ها و ایثار از خود گذشتگانی بودیم که از تمام زندگی مادی خود چشم پوشی کرده، قدم در راهی گذاشتند که جز سختی و مرارت و محرومیّت دنیوی چیز دیگری برایشان به همراه نداشت. همین افراد با وجود تمام این مشقّات، هنگامی که نعمتهای بسیار عظیم خداوند را مشاهده می کنند که به سبب چنین مقاومتی به ملت سرافراز ایران ارازانی داشته است، آرزو می کنند که ای کاش تمام عمر آنها در جبهه ها گذشته بود. اینان با پیروی از انبیا و اولیای الهی، سعادت معنوی و اخروی را دنبال می کنند و از بهره های مادی و رفاه این جهانی می گذرند و در این راه نه تنها اهمیتی به زندگی مادی نمی دهند، بلکه عاشقانه، زندگی دنیوی خود را به عنوان هدیه ای کوچک به پیشگاه محبوب خویش تقدیم می دارند. این امر ناشی از اثر تربیتی حرکت پیامبر گونۀ امام عظیم الشأن در میان آنان است که این چنین شیفتۀ شهادت شده اند و لذتهای دنیا برای آنها ارزشی ندارد. به سبب همین تفکّرات و اندیشه ها بود که آنان ره صدساله را یک شبه پیمودند و خود را به درجه ای رساندند که اولیای الهی پس از سالها ریاضت به آن دست می یابند. (جوادی آملی، 1378/ الف، ص 379-282)

یکی دیگر از برکات و ثمرات عظیم نظام اسلامی، در حوزۀ سیاست، رفع اختناق، استبداد و ظلم و ستم در جامعه است؛ چنانچه بسیاری از افراد جامعه در معرض رفتارهای ظالمانۀ رژیم پهلوی قرار داشتند. ولی با حرکت انقلاب اسلامی، مردم در مهم ترین ساختارهای حکومتی، وضع قوانین و همه پرسی ها و ادارۀ کشور، نقش اصلی و تعیین کننده پیدا کرده، هم در دوران مبارزه و هم پس از پیروزی، مخاطب اصلی و همراهان همیشگی امام گشتند. آنان ولی نعمتان کشور شدند و همۀ مقامات و مسئولان نظام سیاسی از طرف آن پیر فرزانه، برای خدمت به آنها، دعوت و سفارش گشتند.

در حوزۀ آزادی های سیاسی در 30 سال بعد از انقلاب، با برگزاری بیش از 30 انتخابات، فرهنگ تبعی و خشونتهای سیاسی دیرینه در چارچوب مشارکتهای نهادی، آرام و انتخاباتی سامان یافت و برای نخستین بار در تاریخ سیاسی ایران، مشارکت سیاسی در چارچوب نظامی مقتدر و مستقر، بسامان شد؛ قانونگذاری و حاکمیت قانون خدا بر مردم نهادینه گشت و واژه های خفقان و اختناق و مهم تر از همه استبداد و خودکامگی، بی مصداق شد. (ایوبی، جمهوری اسلامی ایران و الگوی جدید توسعه سیاسی، چکیده مقالات همایش)

انقلاب اسلامی، نه تنها در تحوّلات ایران فصل نوینی پدید آورد، بلکه به لحاظ تأثیرات و بازتابهای آن بر نظام بین الملل، فراتر از مرزهای ایران در سطح منطقۀ خلیج فارس، خاورمیانه و کشورهای اسلامی و تا دیگر نقاط جهان در غرب و شرق، دگرگونی های فکری و سیاسی نوینی رقم زد و تحوّلات، روابط و معادلات جهانی را متحوّل کرد و راهبردهای منطقه ای و جهانی ابرقدرتها را بر هم زد و دچار تغییراتی اساسی کرد. (مجرد، 1386)

چنانچه در رابطه با بلوک غرب، انقلاب اسلامی در کشوری که ژاندارم آمریکا در منطقه بود و در کشوری که باید در برابر حرکتهای ضدّ غربی بایستد، اتفاق افتاد. ایران از پیمان سنتو خارج و باعث فروپاشی آن شد و بدین وسیله بین پیمانهای ناتو سیتو فاصله انداخت. آمریکا اعلام کرد که برای حفظ منافع خود دست به تشکیل یک نیروی واکنش سریع می زند و به مداخلات مستقیم نظامی اقدام و حجمی تمام نشدنی از فشارها و تحریمها علیه ایران را آغاز کرد. حملۀ نافرجام به طبس، طراحی کودتای نوژه، تحریک عراق به آغاز جنگ و همراهی با آن در طول جنگ و سیاست مهار ایران، در این راستا تدوین شد. (ملکوتیان، 1385، ص 83-79)

در رابطه با شرق نیز تفکّر انقلابی، به رغم کنترل شدید سازمانهای امنیّتی شرق، از دیوارهای آهنین گذشت و بر جمهوری های مسلمان نشین اتحاد جماهیر شوروی تأثیر گذاشت و با تغییر ایدئولوژی، ماهیّت و کنترل انقلاب در جهان سوم که بسیاری از آنها قبلا ً کمونیستی بودند یا به شوروی گرایش داشتند، زیر پا و نفوذ بین المللی این کشور را خالی و تضعیف کرد و بدین گونه در شمار علل اصلی و انحصاری فروپاشی شوروی قرار گرفت. (همان)

انقلاب اسلامی، که با ایجاد وقفه در ساختار نظام بین الملل دو قطبی و ردّ ساختار آن و مخالفان با سیاستهای عملی بلوکهای قدرت، فضای نوینی ایجاد کرد، با طرح شعارهایی چون: استقلال خواهی، آزادی، عدالت، همبستگی و اتحّاد مستضعفان، آزادی ملل مسلمان، حق طلبی، حقّانیّت ملل محروم، همکاری و یاری ملل تحت ستم و مقابله با قدرت طلبی، غارتگری، زورگویی، انحصار طلبی، پایگاه خارجی، تجاوز و امپریالیزم، استعمار و جهالت، نظام معنایی خاصّی را در نظام بین الملل به وجود آورد و با ایجاد صف آرایی جدید و افزایش توان ملل تحت سلطه، بخشی از حاکمیّت قدرتهای مسلّط را تقلیل داد. (محسنیان راد، 1375، ص 418 – 303)

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحوّلات عظیمی در سیستم و نظام بین الملل، ایجاد و اعتبار کلّیه مکاتب فکری و اندیشه ای شرق و غرب، به خصوص نظریه پردازان انقلاب در زمینۀ بروز انقلاات و توضیح تحوّلات و نظام بین الملل به چالش کشیده شد. (محمدی، 1386، ص 5)

انقلاب اسلامی در سطوح مختلف منطقه ای و جهانی، با انحلال پیمان سنتو و دکترین نیکسون و تشکیل شورای همکاری خلیج فارس، آثار و پیامدهای متعددی به جا گذاشت.

در حوزۀ سیاست خارجی، دستگاه دیپلماسی طبق اصول و معیارهای اسلامی، تنظیم و بر اساس مصلحت، عزّت و حکمت فعال شد. بیداری ملل مسلمان، احیای ارزشهای معنوی در میان مسلمانان، تعهد برادرانه نسبت به آنان، وحدت و حمایت از نهضتهای آزادی بخش، حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان، پشتیبانی از محرومان، حمایت از مبارزۀ حق طلبان و مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، اهتمام به اجرای شعار نه شرقی، نه غربی، ایجاد روابط صلح آمیز متقابل با دولتهای غیر محارب و شکستن ابهت پوشالی دولتهای زورگو به خصوص آمریکای جنایتکار و عزّت یابی ایران در منطقه و جهان، از گامهای بزرگی استکه در حوزۀ سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران برداشته شده است. (همان، ص 237)

در عرصه های داخلی، جمهوری اسلامی از سوی سازمان بین المللی مبارزه با مواد مخدر به عنوان موفق ترین کشور و صاحب رتبۀ نخست در امر مبارزه با مواد مخدر و کاهش آسیبهای آن معرفی شده است. (کیهان، 16/4/1387، ص 3)

در حوزۀ تأمین مواد غذایی به رغم رشد سریع جمعیت، به مرز خودکفایی رسیده ایم و بی سوادی تقریباً در تمام کشور به مرز صفر رسیده است. آگاهی های عمومی ارتقا یافته و محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و اخلاق اسلامی مهیا شده است. به لحاظ کمّی و کیفی رشد چشمگیری درحوزۀ آموزش عالی کشور داشته ایم؛ به طوری که در بسیاری از رقابتهای جهانی، دانشجویان ایرانی از دانشجویان کشورهای صنعتی نیز پیشی گرفته اند. در بخش عمران و سازندگی جهش بزرگی را در طول این 30 سال می توان مشاهده کرد؛ به طوری که تقریباً تمامی روستاهای کشور از نعمت برق برخوردارند و نکتۀ قابل توجه در این حوزه اینکه، کشورمان در مراحل احداث شبکۀ انتقال و توزیع برق به خودکفایی رسیده و علاوه بر تأمین نیازمندی های داخلی، دانش فنی و محصولات تولیدی شرکتهای ایرانی به بسیاری از کشورهای جهان به خصوص اروپا صادر می شود. تمامی شهرهای کشور، تحت پوشش آب آشامیدنی قرار گرفته و اکثر شهرهای کشور از نعمت گاز طبیعی برخوردار شده اند؛ چنانچه توسعۀ چشمگیری نیز در عمران روستاهای کشور داشته ایم. (کلانتری، 1383، ص 67-36)

در حوزۀ اجتماعی نیز امنیت قضایی عادلانه برای همگان، تساوی در برابر قانون و همچنین احیای منزلت معنوی زنان و دختران و نقش خطیر خانواده در تعالی و سعادت انسانها از برگهای زریّن کارنامه نظام اسلامی است (کارآمدی نظام جمهوری اسلامی در مسائل زنان، 1387، ص 11-9). در این خصوص، نقش آفرینی زنان و دختران در پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، سازندگی و سایر عرصه ها، حکایت از تحوّلی دارد که انقلاب اسلامی در دختران و زنان ایران زمین پدید آورده است.

همۀ اینها، تنها بخش کوچکی از کارنامۀ نظام جمهوری اسلامی ایران است و دستاوردهای دیگر و بزرگ تر نظام در حوزه های مختلف کشاورزی، دامپروری، شیلات، صنعت و معدن، بهداشت و درمان، دانش نظامی، فنّاوری دفاعی و جنگ افزارهای صنعتی، زیربناهای توسعه، ارتباطات و شبکۀ حمل و نقل کشور، عمران روستایی و صدها حوزۀ دیگر به خصوص پیشرفتهای عظیم علمی در حوزه های راهبردی علم و دانش جهانی همچون: نانو تکنولوژی، سلولهای بنیادی، انرژی هسته ای و...، حاکی از کارآمدی به نسبت بالای نظام جمهوری اسلامی ایران است.


نظام اسلامی، مشروعیت و کارآمدی

نظام جمهوری اسلامی که میوۀ انقلاب اسلامی به شمار می آید، از زاویۀ دو رکن مهم مشروعیت و مقبولیت، با الگوها و ساختارهای سیاسی متعارف در دنیای معاصر به کلّی متمایز است. این نظام که از یک سو «مشروعیت» خود را از تشریع الهی دریافت کرده است؛ از سوی دیگر، «مقبولیت» خود را از اقبال و رأی و خواست مردم آگاه و مؤمن دریافت می کند (طاهری خرم آبادی، 1375، ص 86-84). همین ویژگی است که ساختار سیاسی نظام اسلامی را از همۀ ساختارهای متعارف سیاسی جهان متمایز و قدرت، نفوذ، کارایی، پویایی و پایانی آن را بی نظیر ساخته است. (مصباح یزدی، 1373، ص 162- 161)

رکن «مقبولیت» مردمی در نظام اسلامی از چنان اهمیت حیاتی برخوردار است که می توان گفت چنین نظامی فقط و فقط بر پایۀ عشق و علاقۀ مردم به دین خدا و حاکم اسلامی شکل می گیرد. (جوادی آملی، 1378 / ب، ص 83)

بر این اساس، هر چه شهروندان جامعۀ اسلامی از شناخت، آگاهی و اخلاق و معارف دینی، بهرۀ بیشتری داشته باشند و هر چه احکام دینی را بیشتر عمل کنند و هر چه از اتحاد و همبستگی و الفت الهی برخوردارتر باشند، نظام اسلامی نیز استوارتر و در رسیدن به اهدافش موفق تر خواهد بود. (همان)

رکن «مشروعیت» الهی در نظام اسلامی هرگز به معنی نادیده گرفتن مردم و رأی و خواست آنان در ظهور و تبلور عینی چنین نظامی نیست؛ زیرا نعمت الهی و فیض و نصرت خداوند وقتی به ملتی می رسد که آنان خود، خواهان و پذیرای سعادت خویش باشند و به یاری دین خدا که بخشی از آن در قالب نظام اجتماعی ظهور می کند، بشتابند: «اِنَّ اللهَ لا یُغّیر ما بِقومٍ حتّی یُغیّروا ما بِاَنفسِهِم» (رعد، آیه 11) و نیز خداوند نعمت حکومت شایستۀ اسلامی را از ملتی نمی گیرد مگر آنکه خود در حفظ و حراستش کوتاهی کنند: «ذلِکَ بِاَنَّ الله لَم یکُ مغیِّراً نِعمَه اَنعَمَها عَلی قوم حَتّی یغیِّروا مَا بِانفُسِهِم» (انفال، آیه 53). (همان، ص 84)

امام خمینی (ره) در باب جایگاه و مقبولیت مردمی حکومت اسلامی چنین می فرماید: «مجموعه قوانین اسلام که در قرآن و سنت گرد آمده، توسط مسلمانان پذیرفته و مطاع شناخته شده است. این توافق و پذیرفتن، کار حکومت را آسان نموده و به خود مردم متعلّق کرده است. (امام خمینی، 1377، ص 34)

مقبولیت مردمی در نظام اسلامی به گشوده شدن باب دیگری می انجامد که در نظامهای سیاسی، بسیار با اهمیت جلوه می کند و آن «کارآمدی» است.

نظام سیاسی مطلوب و ایده آل علاوه بر اینکه مشروع است، باید بتواند به انجام کارهای مهم و اعمال صالح حکومتی قادر باشد. (لاریجانی، 1374، ص 30-27)

کارآمدی در بسیاری از نظامهای سیاسی، با مشروعیت مردمی آنها ارتباط وثیقی دارد و در نظام اسلامی که مشروعیت خود را از تشریع الهی دریافت می کند، با مقبولیت جامعه شناختی آن ارتباط تنگاتنگ بر قرار می کند. در نام اسلامی، ضعف کارآمدی ساختار سیاسی اجتماعی، به تضعیف مقبولیت مردمی نظام می انجامد و چنین مخاطره ای برای نظام اسلامی هرگز مطلوب نخواهد بود.

طرح مسئلۀ کارآمدی در خصوص نظام جمهوری اسلامی ایران در سالهای اولیۀ شکل گیری، به صورت طبیعی نمی توانست از چارچوبهای نظری صِرف فراتر رود، اما با سپری شدن سه دهه از عمر پر برکت این نظام، کارآمدی آن را می توان از دریچۀ دستاوردها و کارنامۀ عملی آن به تجزیه و تحلیل گذاشت.

تحلیل کارآمدی نظام اسلامی از این منظر شاید برای آنان که به تحلیل های نظری صرف از واقعیت ها عادت کرده اند، چندان راضی کننده نباشد، اما به یقین برای تودۀ شهروندان جامعۀ اسلامی که در راه شکل گیری، شکوفایی و استمرار حیاب طیبۀ نظام اسلامی از هیچ جانفشانی و ایثاری دریغ نکرده اند، بسیار ضروری، مطلوب و رضایت بخش خواهد بود.


کارآمدی و شاخصهای آن

در فرهنگ علوم سیاسی، کارآمدی به اثر بخشی، تأثیر، توانایی، نفوذ، کفایت، قابلیت و لیاقت معنا شده است. در تعریفی دیگر، کارآمدی مترادف با کارایی و قابلیت و توانایی رسیدن به هدفهای تعیین شده و مشخص معنا شده است.

سنجش مقدار کارایی نیز از طریق مقایسۀ مقدار استاندارد با هدف یا مقدار کیفیتی که عملاً به دست آمده، صورت می گیرد. (آقابخشی وافشاری راد، 1379، ص 446)

کارآمی از مباحث بسیار مهم در اندیشۀ سیاسی است و در بسیاری از مدلهای حکومتی، تعیین کنندۀ میزان مشروعتی حکومت به شمار می آید. به همین سبب، بسیاری از اندیشمندان در چیستی و چگونگی آن به اظهار پرداخته اند. در ذیل به چهار نظریۀ شاخص در باب کارآمدی حکومت به صورت خلاصه اشاره می شود:

الف) نظریۀ توفیق؛ بر اساس این نظریه، هر سیستم یا حکومتی برای بررسی کارآمدی خود باید توفیقات نهایی خود را مورد ارزیابی قرار دهد. منظور از توفیقات نهایی، رسیدن به اهداف است، فارغ از اینکه ابزارها و روشهای نیل به اهداف کدامند و چگونه به دست آمده اند. آنچه مهم است مجموعه توفیقاتی است که نقداً به دست آمده اند. منظور از اهداف نیز در این نظریه، اهداف جزیی نیست؛ بلکه اهداف اصلی و مهم و به عبارت دقیق تر؛ اهداف ذاتی مورد نظرند (لاریجانی، 1374، ص 36-33). برای مثال در فلسفۀ سیاسی هابز، هدف ذاتی دولت، رسیدن به امنیت و استقرار آن در جامعه است؛ مهم نیست که دولت از چه راهی به این هدف می رسد، مهم دستیابی به امنّیت و استقرار آن در جامعه است. (همان)

ب) نظریۀ سیستم؛ براساس این نظریه، حکومت هنگامی کارآمد است که ارتباط خروجی و ورودی آن کاملاً معیّن و قابل تبیین باشد. در این نظریه بر خلاف نظریۀ توفیق، کارآمدی، مبتنی بر قدرت تهیّه ورودی، چگونگی سازماندهی خروجی و حفظ استقرار در تعادل سیستم است. در این نظریه، بقای دراز مدت سازمان به نوعی مبنای کارآمدی است. (همان، ص 88-80)

ج) نظریۀ رضایت مردم؛ بر اساس این نظریه، یک حکومت را در صورتی می توان کارآمد دانست که عناصر مؤثّر در بقای خود را به خوبی راضی کند. بر این اساس، کارآمدترین حکومتها آن است که بتواند بهترین و بیشترین رضایت مردمی را دارا باشد. (همان، ص 90 -88)

 د) نظریۀ نسبیت؛ این نظریه به نوعی ردّ نظریه های پیشین و به عبارتتی ردّ هر نوع نظریه در باب کارآمدی است. این نظریه معتقد است مبانی واحد و اصیلی برای مفهوم و میزان کارآمدی وجود ندارد. در واقع؛ بسیاری از ارزیابی های کارآمدی، بیان دیدگاه «ارزیاب» است تا مطلب اصیلی دربارۀ سازمان. لذا باید کارآمدی را یک مسئلۀ ارشی تلّقی کرد؛ آن هم با زمینه های محدود. بنابراین، بر اساس ترکیبی از معیارهای ارزشی مختلف، «مدلهای عملی» برای ارزیابی کارآمدی سازمانها به تناسب وضع ناظر تهیه و میزان کارآمدی تعیین می شود. (همان، ص 93-90)

نظریه های چهار گانۀ بالا هر کدام با اشکالاتی مواجهند که در جای خود به تفصیل مورد توجه اندیشمندان این حوزه قرار گرفته اند (همان، ص 93- 77). این امر از آن روست که پدیده های اجتماعی و انسانی، به خصوص حکومت، به دلیل پیچیدگی های خاص خود همواره با کنار هم قرار گرفتن عوامل مختلف، آن هم با توجه به شرایط گوناگون زمانی و جغرافیایی کشف می شوند و مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرند. از این رو، پیچیدن نسخۀ واحد برای ارزیابی پدیدۀ پیچیده ای همچون حکومت، چندان آسان و مقرون به صحّت به نظر نمی رسد. پیچیدگی مبحث کارآمدی حکومت، برخی از اندیشمندان را بر آن داشته است تا با استفاده از «نظریۀ عمومی عمل» به تعیین شاخصهای روشنی از کارآمدی حکومت دست یابند (لاریجانی، 1374، ص 77-58). بر اساس این نظریه، کارآمدی به نحوۀ عمل حکومت مرتبط است؛ به این معنی که ارزیابی کارآمدی یک حکومت، در بررسی چگونگی عمل حکومت در موارد سه گانۀ زیر خلاصه می شود:


1.  حکومت در مورد هر اقدام، وضعیت حقیقی را چگونه و با چه دقّتی می فهمد؟

2. حکومت بر چه اساسی وضعیت مراد [= آنچه در حال حاضر ارادۀ حکومت بر تحقق آن قرار گرفته، نه آنچه آرمان نهایی حکومت است] را انتخاب می کند؟

3. حکومت چگونه برنامۀ عمل خود را طراحی و اجرا می کند؟


بنابراین، مسئله ای مربوط به کارآمدی یک حکومت است که به یکی از ارکان اصلی عملی حکومت رابط داشته باشد؛ یعنی به نحوۀ فهم حکومت از وضعیت حقیقی یا نحوۀ شکل گیری وضعیت مراد یا نحوۀ طراحی و اجرای برنامۀ [= پروتکل] عمل مربوط باشد. (همان)

بسیار روشن است که بر اساس این نظریه، نقش کارشناسی و دستگاههای مرتبط با حوزۀ شناخت حکومت، نقش آگاهی از آرمانها و اهداف کلان، نقش برنامه ریزی در انواع و سطوح مختلف، نقش موقعیتهای زمانی و مکانی و نقش مجریان در سطوح مختلف، در مسئلۀ کارآمدی حکومت بسیار برجسته و کلیدی خواهند بود.

بر این اساس، می توان چنین نتیجه گرفت که حکومتی کارآمد است که افزون بر توجه مستمر به اهداف و آرمانهای اصلی و ذاتی خود، موقعیتهای حقیقی را با ضریب دقت بالا بشانسد، مقصد خود را با توجه به امکانات [= ظرفیتها، استعدادها، ابزار، وسایل و منابع مادی و معنوی] و موانع موجود در موقعیت حقیقی به درستی تعریف کند، برنامۀ مورد نیاز برای نیل به مقصد را تنظیم و بر اساس آن دست به اقدام بزند. چنین حکومتی را می توان حکومت کارآمد به شمار آورد؛ گر چه شاید برخی از شاخصای مطرح در سایر نظریه های کارآمدی بر آن منطبق نباشد.

باید توجه داشت که در خصوص کارآمدی یک پدیدۀ مرکّب، نظیر نظام سیاسی نمی توان بر اساس کارآمدی یا ناکارآمدی یک جزء، آن پدیده را کارآمد یا ناکارآمد تلقّی کرد. برای مثال نمی توان به دلیل کارآمدی یا ناکارآمدی یکی از قوای سه گانۀ یک حکومت، در مورد آن حکومت حکم به کارآمدی یا ناکارآمدی داد؛ زیرا کارآمدی یک پدیدۀ مرکّب، امری است مجموعی که از حاصل جمع جبری کارآمدی اجزا به دست می آید. در مورد نظام جمهوری اسلامی نیز نمی توان ناکارآمدی یکی از اجزا را مبنای قضاوت دربارۀ مجموعه نظام قرار دارد؛ زیرا این کار سرایت دادن حکم جزء به کل است و این چیزی جز مغالطه نیست. (فتحعلی خانی، بی تا)

در ضمن، پیشرفت و کارایی در نظامهای غیردینی و لائیک، تنها با ملاحظات مادی سنجیده می شود، اما نظام سیاسی اسلام فراتر از ملاحظات مادی و شاخصاهی اقتصادی، رشد و اعتلای ابعاد دینی، معنوی و اخلاقی و ارتقای شرافت و کرامت انسانی را نیز در تعامل مردم و حکومت به صورت جدّی مورد توجه قرار می دهد.

حکومت اسلامی از منظر امام خمینی (ره)، مأموریت الهی و انجام وظیفه در مسیر اجرای احکام و برقراری نظام عادلانۀ اسلام است و به چیزی جز احقاق حق، از میان بردن باطل (امام خمینی، 1377، ص 45-44) و تربیت و کمال همه جانبۀ انسان و جامعه نمی اندیشد: «انسان کامل و فاضل، انسانی که قانون متحرک و مجسّم است و مجزی داوطلب و خودکار قانون است، معلوم است که اسلام تا چه حد به حکومت و روابط سیاسی و اقتصادی جامعه اهتمام می ورزد تا همۀ شرایط به خدمت تربیت انسان مهذّب و با فضیلت در آید». (امام خمینی، 1378، ج 5، ص 109)

تردیدی نیست که سنجش کارآمدی چنین نظامی با نظامهای لائیک، ضد دین یا لیبرال، از جهات گوناگون متفاوت خواهد بود.

مقام معظم رهبری (دام ظله)، نظام ده سالۀ پیامبر گرامی اسلام (ص) در مدینه را نمونۀ کامل حاکمیت اسلام برای همۀ ادوار دانسته و هفت شاخص مهم و برجستۀ آن را، راه ایمان و معنویت، قسط و عدل، علم و معرفت، صفا و اخوّت، صلاح اخلاقی و رفتاری، اقتدار و عزّت و کار و حرکت و پیشرفت دائمی، به شمار آورده اند.

ایشان، دولت در نظام اسلامی را دولت کریمه دانسته و شرایط تحقق چنین دولتی را، عزّت، سربلندی، اعتقاد راسخ به راه اسلامی انقلاب، پایداری، قدر دانستن متاع گرانقدر انقلاب و بیان آرمانها و حرفهای نو برای جامعۀ بشری از جمله مردم سالاری دینی اعلام کرده اند.

مقام معظم رهبری (دام ظله) در باب کارآمدی نظام اسلامی و ضرورت افزایش آن، چنین می فرمایند:«آنچه ما مسئولان احتیاج داریم، این است که کارآمدی خود و نظام را افزایش دهیم. کارآمدی، هم باید در جهت تحقق خواستها و اهداف اسلامی باشد و هم در جهت پیاده شدن و عینی شدن ارزشها؛ در جامعه باید بیشتر به سمت اسلامی شدن، مسلمان شدن و مؤمنانه و مسلمانانه زندگی کردن برویم، باید به سمت زندگی علوی برویم. باید روح زندگی علوی؛ یعنی عدالت، تقوا، پارسایی، پاکدامنی، بی پروایی در راه خدا و میل و شوق به مجاهدت در راه خدا را در خودمان زنده کنیم؛ باید به سمت اینها برویم؛ این اساس کار ما است. در آن صورت، کارآمدی جمهوری اسلامی هم مضاعف خواهد شد؛ چون مشکل اساسی ای که ممکن است برای نظام اسلامی پیش بیاید، کارآمدی در نگاه جهانی است؛ بگویند آیا توانستند این کار را بکنند؟ توانستند آن کار را بکنند.؟ اگر ما قدم به قدم تحوّل درونی خود را جدّی بگیریم و پیش ببریم و پایبندی خود را به ارزشها و اصول خود عملاً نشان دهیم، کارایی و توفیقات ما هم بیشتر خواهد شد. البته دشمنان نمی خواهند؛ جنجال و هیاهو می کنند؛ اهمیتی هم ندارد». (همشهری، 7/6/1380، ش 2488)


تبیین کارنامۀ نظام اسلامی، چرایی و چگونگی

با روشن شدن برخی از مفاهیم کلیدی مرتبط، اینک می توان به چرایی و چگونگی تبیین کارنامۀ نظام اسلامی پرداخت. تردیدی نیست که تبیین و تدوین کارنامۀ نظام اسلامی در آغاز ورود به دهۀ چهارم، مبتنی بر ضرورتهایی است که هرگز نباید نادیده انگاشته شوند؛ همچنان که این مهم، زمینه ها و ظرفیتهای پژوهشی فراوانی دارد که باید مورد توجه پژوهشگران و مراکز پژوهشی قرار گیرند.

آنچه در ادامۀ این نوشتار می آید، مروری بر ضرورتها و زمینه های مذکور است که در دو بخش جداگانه سامان یافته اند. امید است این مختصر مورد توجه و امعان نظر محققان و اندیشمندان میهن اسلامی به ویژه پژوهشگران علوم اجتماعی و سیاسی قرار گیرد و از رهگذر آن، آثار گرانسنگی در حوزۀ مرتبط با کارنامۀ نظام اسلامی پدید آید.


بخش اول، ضرورت ها

با گذاشت سه دهه از شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و استقرار نهادهای حکومتی، علل و عوامل متعددی تبیین و تدوین کارنامۀ نظام را در حوزه ها و ابعاد مختلف ضروری ساخته که مهم ترین آنها به قرار ذیل است.

1.   ضرورت پاسخگویی به تبلیغات و شبهه افکنی دشمنان بر محور ناکارآمدی نظام اسلامی در دنیای مدرن. اگر عمر 30 سالۀ نظام اسلامی به دو بخش تقسیم شود، می توان چنین گفت که در بخش نخست، نوع مواجهۀ فکری و نظری دشمنان داخلی و خارجی نظام اسلامی بیشتر بر ایجاد تزلزل در مبانی اعتقادی نظام و شبهه افکنی در اندیشۀ سیاسی اسلام و ارائۀ مدلهای موازی برای کم رنگ کردن اصل ولایت فقیه متمرکز بوده است. در همین دوره گر چه نظام اسلامی مورد هجمه های متعدد نظامی، گروهکها، غائله های قومی، تروریسم کور و تحریم اقتصادی نیز بوده، اما در حوزۀ فکری، هجمۀ اصلی بر محور مبانی نظری و اندیشۀ سیاسی ولایت فقیه متمرکز بوده است. آثار علمی پدید آمده در این دوره، اعم از کتب، مجلات و جزوات مرتبط با حوزۀ مطالعاتی انقلاب اسلامی، اغلب معطوف به این گونه مباحث است.

با سپری شدن این دوره که به صورت تقریبی دو دهه از عمر نظام اسلامی را شامل می شود، دورۀ جدیدی آغاز می شود که به لحاظ هجمه های نظری، تفاوتهایی با دورۀ نخست دارد. در دورۀ دوم، افزون بر اینکه شبهه افکنی و ایجاد تزلزل در مبانی نظری و اندیشۀ سیاسی اسلام در عصر غیبت کم و بیش ادامه یافته، تشکیک در کارآمدی نظام اسلامی نیز به عنوان یک محور جدید، دستمایۀ مخالفان و دشمنان قرار گرفته است. تشکیک در کارآمدی نظام اسلامی معطوف به حوزۀ خاصی نیست، بلکه همۀ حوزه های مرتبط با حکومت؛ اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، علمی و حتی دینی را شامل می شود. (کلانتری، 1383، ص 12-11)

بسیار روشن است که ایجاد تشکیک در کارآمدی نظام، هدفی جز ایجاد تزلزل در باور و اعتماد مردم به نظام اسلامی و در نهایت، تخریب رکن مقبولیت مردمی نظام ندارد.

بی گمان تبیین و ارائۀ صحیح کارنامۀ نظام اسلامی می تواند سد محکمی در مقابل این هجمۀ ناجوانمردانه به وجود آورده و با رقۀ امید به آینده را در دلها شعله ور سازد.

2.   ضرورت پاسخگویی به دغدغه های نسل جوان. نظام اسلامی با ورود به دهۀ سوم، شاهد حضور نسلی جدید در عرصه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه بود. با ورود به دهۀ چهارم این حضور توسعه یافته است؛ به گونه ای که امروز نسلهایی پیش روی ما قرار دارند که یا همزاد انقلاب یا زادۀ پس از آن هستند. (مجیدی، 1382، ص 11)

ویژگی نسل جوان این است که خود به صورت عینی در جریان فضای استبداد زدۀ عصر پهلوی و وابستگی ها و عقب ماندگی های آن دوران سیاه قرار ندارد؛ مرارتها، تلخکامی ها و مجاهدتهای مؤمنان ناب را برای به ثمر نشاندن انقلاب درک نکرده و حتی از دوران سخت و پرفراز و نشیب دهۀ اول انقلاب به ویژه دفاع مقدس، شناخت ملموسی در اختیار ندارد. از سوی دیگر با پیشرفت ابزارهای ارتباطی و توسعۀ فنّاوری های دیداری و شنیداری و در پی آن بمباران اطلاعاتی، شاید برای جوان امروزی مجال یا حوصله ای برای جستجوی همه جانبه و پژوهشهای طاقت فرسا در حوزۀ تاریخ معاصر و مقایسۀ دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، باقی نمانده باشد.

با این حال، نسل جوان فی البداهه از توانایی و کارآمدی نظام اسلامی در عصر مدرن سراغ می گیرد و این یکی از دغدغه های اصلی وی به شمار می آید. تردیدی نیست که پاسخ منطقی و صحیح به این نیاز فکری و اجتماعی، نسل جوان را به سمت خوش بینی، اعتماد و ایمان به نظام اسلامی سوق می دهد و به تحکیم پشتوانه و مقبولیت مردمی نظام می انجامد. تدوین و ارائۀ کارنامۀ نظام اسلامی در ابعاد مختلف، شیوه ای از پاسخ منطقی به این نیاز جدّی به شمار می آید. تأمّل در شیوۀ قرآن برای فراخواندن آدمیان به ایمان به خدا نشان می دهد که قرآن کریم برای این منظور، هم از روش استدلالی و برهانی مدد می گیرد و هم از شیوۀ فراخواندن به درنگ در آیات آفاقی و انفسی خداوند در هستی. ارائۀ کارنامۀ نظام اسلامی نیز خود شیوه ای است برای جلب اعتماد و تقویت باور نسبت به حقانیت نظام اسلامی از طریق نشان دادن کارکردها و دستاوردهای عظیم در عرصه های مختلف.

3.   ضرورت اثبات کارآمدی دین در عصر جدید. از آنجا که نظام جمهوری اسلامی تنها مدل حکومتی است که در این عصر پایۀ مشروعیت خود را بر ایمان به «نبوت» و «امامت» به عنوان دو اصل بنیادین اسلام قرار می دهد، به همین سبب کارآمدی این نظام به صورت طبیعی به کارآمدی اسلام در عصر جدید تفسیر می شود؛ چنانکه ضعف یا شکست نظام در این بعد به ضعف و شکست اسلام تفسیر خواهد شد. در حوزۀ نظری، مشکل اصلی لیبرال دموکراسی غرب نیز با نظام اسلامی دقیقاً به همین نکتۀ اساسی باز می گردد؛ زیرا تأسیس و موفقیت نظام سیاسی بر پایۀ دین، چالش برانگیزترین نقطه ای است که اندیشۀ لیبرال دموکراسی غرب تاکنون با آن مواجه بوده است. اندیشۀ لیبرال دموکراسی در اساس، مبتنی بر تفکیک سیاست از دین یا به تعبیری دیگر؛ مبتنی بر ایدۀ ناتوانی دین در ادارۀ جامعۀ انسانی است؛ در حالی که نظام جمهوری اسلامی در جهتی کاملاً مخالف، مبتنی بر عینیت سیاست و دین یا به تعبیر روشن تر؛ توانایی و قوّت دین در ادارۀ جامعۀ انسانی است. بی گمان موفقیت چنین نظامی در ادارۀ جامعه، خط بطلانی است بر ایدۀ لیبرال دموکراسی که داعیه دار انحصاری و بی بدیل ادارۀ جامعه در عصر حاضر است.

تبیین و ارائۀ کارنامۀ نظام اسلامی از این زاویه نیز بسیار ضروری می نماید و افزون بر تقویت رکن مقبولیت نظام و کم رمق شدن فشارهای استکبار جهانی، به افروخته شدن نور امید در میان ملل جهان به ویژه ملتهای مسلمان می انجامد.

4.   ضرورت تحکیم مقبولیت مردمی نظام اسلامی. یکی از ویژگی های انقلابها و خیزشهای مردمی، ارتزاق مقطعی از انرژی ها و شور و احساسات ذخیره شده ای است که به پدید آمدن آن حرکت اجتماعی انجامیده است. با سپری شدن سالهای اولیۀ شکل گیری یک حرکت و فرو نشستن شور و هیجانات اولیه، به صورت طبیعی نگاه ها متوجه ثمرات و دستاوردها می گردد و در صورتی که در این مقطع نتیجۀ چشمگیر و قابل توجهی جهت ارائه موجود نباشد، به یقین آن حرکت اجتماعی با آسیب جدّی و چالش مشروعیت یا مقبولیت روبه رو خواهد شد.

انقلاب اسلامی ایران نیز گر چه یک انقلاب فرهنگی و انسانی ممتاز و بی بدیل به شمار می آید، اما از جهت مقبولیت از این قاعدۀ فراگیر مستثنا نیست.

مردم با ایمان و خداجویی که در جریان شکل گیری انقلاب اسلامی از هیچ تلاش و جانفشانی دریغ نورزیده و با تحمّل سختی های بسیار، نهضت اسلامی را با همراهی و تبعیت از رهبر الهی خود حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رساندند، به علت آگاهی از مفاسد، ظلم ها، وابستگی ها و نوکری های طاغوت از یک سو و شور و شوق بر آمده از ایمان و آموزه های قرآن و عترت از سوی دیگر، تا نیل به پیروزی و استقرار نظام اسلامی لحظه ای درنگ نکرده و در این راه همۀ هستی خود را در طبق اخلاص گذاشتند. همین ایمان و معرفت الهی و شور و شوق توأم با شعور، نظام اسلامی را در مقابل صدها توطئۀ شوم مستکبران در دهۀ اول استقرار نیز سربلند و استوار ساخت.

با استقرار نهادهای حکومتی و قرار گرفتن مراکز مدیریتی کشور در مسیر حرکت طبیعی خود پس از فراز و نشیب های بسیار، اینک مردم به صورت طبیعی و بر اساس یک مطالعۀ بحق، در صدد رصد دستاوردها و ثمرات مبارک شجرۀ طیبه ای بر می آیند که برای غرس و به بار نشاندن آن هزینه های بسیاری پرداخته اند.

تدوین و ارائۀ کارنامۀ نظام اسلامی از این زاویه نیز بسیار با اهمیت است؛ زیرا به شیرین شدن کام مردم با ایمان، مجاهد و ایثار گری می انجامد که در همۀ مراحل، خود را صاحبان اصلی نظام و نظام را ودیعۀ الهی و بخشی از هستی خود می دانند. به یقین، ارائۀ صحیح کارنامۀ درخشان نظام اسلامی، به تحکیم بیش از پیش این علقۀ معنوی و در نتیجه، تقویت رکن مقبولیت مردمی نظام اسلامی می انجامد.

حضرت امام (ره) از آغاز، همواره بر ارائۀ گزارش عملکردهای دولت و نظام اسلامی به مردم تأکید فراوان داشتند:«از اول من مکرّر این را گفته ام که شما کارهایی که می کنید به مردم بگویید. یک کاری شما در سیستان می کنید، در آن ور کشور مطلع نمی شوند. اگر آن جا یک کاری بکنید، آن طرف کشور مطلع نمی شوند. شما باید دائماً مسائلی را که، خدمتهایی را که کردید و من می دانم خدمتهای بسیار زیاد و ارزنده ای بوده است، اینها را ذکر کنید برای مردم».

«کارهایی را که جمهوری اسلامی برای مردم در این چند سال با این گرفتاری ها که دارند انجام دادند، این باید گفته بشود که مرد بفهمند که در این چند سال با همۀ گرفتاری ها چه شده برایشان، چه کرده دولت. این یک مطلبی بود که باید عرض کنم که ما قصور کردیم در آن و باید جبران بکنیم». (امام خمینی، 1378، ج 10، ص 589)

5.    لزوم ارزیابی نقاط قوّت و ضعف نهادها و دستگاه ها حکومتی. در نظام ولایی اسلام، فقیه عادل، منصوب عام برای ادارۀ جامعه و مسئول این مهم شناخته می شود که باید به بهترین شکل ممکن، جامعه را اداره و در شکل و نوع اداره، آنچه مصلحت جامعه در چارچوب موازین اسلامی اقتضا می کند، باید انتخاب کند. بر این اساس، آنچه در نظام اسلامی اصل ثابت به شمار می آید، شناخت و اجرای دقیق موازین و قوانین اسلامی و رعایت مصالح شهروندان و جامعۀ دینی است. اما اَشکال، روشها و ساختارهای حکومتی از اصول ثابت به شمار نمی آیند، بلکه از مسائل و قوانین موسمی و قابل تغییر هستند که با نیاز و مصلحت در مورد آنها قانونگذاری می شود و در فرض تغییر شرایط، ممکن است تغییر یابند. (طاهری خرم آبادی، 1375، ص 90)

در عصر جدید که سرعت تحوّلات و پیشرفتها بیش از حد تصوّر است و نظام اسلامی نیز ناگزیر است به منظور تأمین رفاه و سعادت شهروندان و همچنین اثبات بالندگی و کارآمدی دین خاتم  ساختار سیاسی اجتماعی آن تلاش کند و در این رقابت جهانی، حقانیت و اقتدار خود را به منصۀ ظهور برساند، ارزیابی مستمر از نهادهای حکومتی اعم از اجرایی، قضایی و قانونگذاری و یافتن نقاط قوّت و ضعف آنها بسیار ضروری می نماید. به یقین، مطالعۀ دقیق کارنامۀ نظام و تبیین دستاوردها و احیاناً ضعفها و ناکامی ها، همراه با ارائۀ پیشنهادهای لازم، می تواند مسئولان دلسوز را در اصلاح یا تکمیل ساختارها و پیشبرد امور به درستی یاری دهد و به تقویت و کارآمدی بیشتر نظام اسلامی بینجامد.

6.    ضرورت ثبت مجاهدت ها، جانفشانی ها، ایثارها و تلاش های صورت گرفته پس از حاکمیت نظام اسلامی. گذر نسل ها از یک سو و هجمه های تبلیغاتی سوء دشمنان از سوی دیگر، این مهم را ایجاب می کند که دلسوزان نظام اسلامی به صورت مستمر و دقیق و همه جانبه نسبت به ثبت و ضبط و ارائۀ آنچه در عرصه های مختلف در طول سه دهۀ حاکمیت نظام اسلامی به انجام رسیده است اقدام کرده و هرگز در این مهم، تعلل روا ندارند. این ضرورت نه فقط بر آمده از مقابله با هجمه های سوء تبلیغاتی مستکبران جهانی و آگاهی بخشی به نسل جوان حقیقت طلب، که ضرورت ثبت تاریخی برای آگاهی و داوری منصفانۀ نسل های آینده در ایران و جهان نسبت به کارآمدی نظام اسلامی است.

واقعیت این است که قدرت های سلطه جو با بهره گیری کامل از همۀ ابزارهای تبلیغاتی، رسانه ای و ارتباطی، چنان موذیانه و در قالب های محسوس و نامحسوس و گسترده به تخریب و تبدیل و قلب دستاوردها، موفقیت ها و پیشرفت های حاصل از حاکمیت نظام اسلامی پرداخته اند که بعضاً در فضای ذهن و زندگی بخشهایی از نسل جوان، تردیدهای جدّی نسبت به روشن ترین موفقیت ها، پیروزی ها و کامیابی های نظام اسلامی پدید آورده است. در همین حوزۀ مقابلۀ نظام با نقشه های شوم و تلاش های براندازانۀ دشمنان خارجی و ایادی داخلی آنان در دهۀ اول انقلاب، در حوزۀ جانفشانی های رزمندگان اسلام در دفاع مقدس، در حوزۀ سازندگی کشور، در حوزۀ اقتصاد، در حوزۀ بهداشت و سایر حوزه ها، امروز ما با چنین واقعیتی مواجه هستیم. مقابلۀ منطقی با این ظلم بزرگ تاریخی نه فقط در گرو ثبت و ضبط و تدوین دقیق کارنامۀ نظام اسلامی، که در گرو ارائه، تبیین و تبلیغ دستاوردها به صورت همه جانبه و متناسب با سطوح مختلف طبقات اجتماعی است.

به یقین، انجام این مهم در قضاوت های نسل های آینده در بستر تاریخ، پیرامون کارنامۀ نظام اسلامی نیز مفید و مؤثّر خواهد بود.

7.   ضرورت تأمین منابع مستند برای تسهیل پژوهش های مرتبط با انقلاب اسلامی. طی سه دهۀ گذشته به برکت استقرار نظام اسلامی و به موازات سایر پیشرفت ها، نظام آموزشی و پژوهشی کشور نیز شاهد تحوّلات بزرگ و جهش های تحسین برانگیزی بوده است. امروز در کنار تأسیس صدها دانشگاه، پژوهشگاه، پژوهشکده و مراکز پژوهشی، جامعۀ ایرانی شاهد رشد چشمگیر تحصیلات تکمیلی در رشته ها و گرایش های مختلف علمی نیز می باشد. برای آنان که دستی در فضای آموزشی و پژوهشی دارند و از نزدیک شاهد تلاش ها و فعالیت های علمی و آموزشی همه جانبۀ کشور هستند، بسیار ملموس و بدیهی می نماید که میهن اسلامی در آغازین ساله های دهۀ چهارم استقرار نظام اسلامی، در آستانۀ یک انقلاب عظیم علمی برای نیل به مرزهای جهانی دانش و فتح قله های علم و فنّاوری در بسیاری از شاخه ها و گرایش هاست.

در حوزۀ علوم انسانی به معنی عام نیز تأسیس رشته ها و گرایش ها و تأمین و توسعۀ منابع مورد نیاز و حرکت به سمت بومی سازی، به تدریج به یک نهضت فراگیر تبدیل می شود. به یقین بخش متنابهی از پژوهش های این حوزه، معطوف به تحوّلات ایران در دورۀ معاصر به صورت عام و انقلاب اسلامی به صورت خاص می باشد. تردیدی نیست که تأمین منابع مکتوب و مستند، از ضروت های فوری و غیرقابل انکار در این عرصه است که تدوین علمی کارنامۀ نظام اسلامی به تأمین بخش مهمی از این منابع کمک خواهد کرد. نکتۀ دقیق در این خصوص این است که تعلل در این امر حیاتی ممکن است به جایگزین شدن منابعی بینجامد که از عناد و غرض ورزی؛ قلب واقعیت ها، نادیده گرفتن حقایق و پنهان کردن و نادیده انگاشتن دستاوردهای عظیم ملت در سایۀ نظام اسلامی را وجهۀ همت باطل خود ساخته اند.

8.    ضرورت فراهم ساختن بستر مناسب جهت ارائۀ الگوهای نوین از کارآمدی و پیشرفت در راستای تمدن سازی. آرمان تحقق حاکمیتی مبتنی بر آموزه های اسلامی که فقط در صدر اسلام نمونۀ آن را می توان در حاکمیت کوتاه نبوی و علوی یافت و فقدان تجربۀ تاریخی از چنین نظام سیاسی مطلوب و شاخصه های دولت و حکومت در عصر حاضر که از پیچیدگی های بسیاری برخوردار است، ضرورت ارائۀ الگوها و مدل های نوین، پیشرفته و کارآمد را در این عصر دو چندان کرده است. تبیین و ارائۀ صحیح کارنامۀ نظام اسلامی در تحقق این مهم نیز می تواند بسیار مؤثّر باشد.


بخش دوم؛ زمینه ها

با روشن شدن ضرورت های تدوین و تبیین کارنامۀ نظام اسلامی، اینک وقت آن فرا رسیده است که زمینه های گوناگون این مهم نیز به اختصار مورد توجه قرار گیرد. بیان زمینه ها راه را برای انجام پژوهش ها و تمرک همّت ها در این حوزه فراهم می سازد. آنچه در ذیل می آید مروری است اجمالی بر زمینه های تدوین و ارائۀ کارنامۀ نظام اسلامی.

1.    فرهنگ و هنر؛ برخی از موضوعات بر اساس محور فوق عبارتند از: دستاوردهای نظام در زمینۀ رشد و تعالی معنوی بر اساس ارزش های والای اسلامی، رشد و تعالی فرهنگ عمومی بر اساس ارزش های والای اسلامی؛ تغییر نگرش ها و ارزش ها در فرهنگ عمومی کشور؛ توسعه یافتگی و رشد ادبیات فاخر ملی و بومی، توسعه و رشد در حوزۀ هنرهای کشور؛ توسعه یافتگی و رشد ادبیات فاخر ملی و بومی، توسعه و رشد در حوزۀ هنرهای هفتگانه بر اساس ارزش های اسلامی و ملی؛ دسترسی به کتاب و کتابخانه و رسانه های دیداری، شنیداری، مکتوب و مجازی؛ تقویت و توسعۀ فرهنگ بازگشت و توجه به توانایی ها و تولیدات داخلی؛ رشد و تقویت احساس هویت ایرانی؛ رشد و تقویت فرهنگ اعتنا به آموزه های دینی بر محور قرآن و سنت؛ توسعه یافتگی مراکز فرهنگی و هنری؛ توسعۀ مساجد و مراکز دینی؛ توسعۀ صنعت نشر کتاب و مطبوعات، احیای شعایر اسلامی و ... .

2.    علم و آموزش؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر اساس محور فوق عبارتند از: رشد میزان باسوادی در کشور؛ توسعه یافتگی مراکز علمی و آموزشی؛ توسعۀ دانشگاه ها، مراکز آموزش عالی و حوزه های علمیه؛ توسعه یافتگی در حوزۀ علم، تولید دانش و فنّاوری؛ دستاوردها در حوزۀ نانو تکنولوژی؛ دستاوردها در حوزۀ سلول های بنیادی، شبیه سازی، و... ؛ دستاوردها در حوزۀ فنّاوری اطلاعات؛ دستاوردها در حوزۀ علم و فنّاوری هسته ای؛ رشدو توسعۀ پژوهش های بنیادی و کاربردی؛ رشد و توسعۀ علوم پزشکی و پیراپزشکی؛ رشد و توسعۀ کتابخانه های عمومی و تخصصی؛ ، دستاوردها در حوزۀ دایره المعارف های عمومی و تخصصی؛ حضور در المپیادها و کسب امتیازهای جهانی؛ دستاوردها در حوزه علوم کشاورزی و دامپروری؛ توسعه و رشد پارک های علم و فنّاوری و انجمن های علمی و تخصصی؛ رشد مجلات علمی، پژوهشی، تخصصی، ترویجی، ISC و ISI و ... .

3.    اقتصاد؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر محور اقتصاد عبارتند از: جهت گیری ها و برنامه ها در حوزۀ رشد و توسعۀ اقتصادی، عمرانی و سازندگی؛ بررسی رشد و توسعه یافتگی در حوزه های مختلف اقتصادی، صنایع و معادن، نفت و گاز و پتروشیمی (پاالایشگاه ها و کارخانجات مرتبط)، آب و برق (سدسازی ها، شبکه های آبرسانی، نیروگاه ها و...)، مسکن و شهرسازی، ارتباطات و فنّاوری اطلاعات، کشاورزی، دامداری، شیلات و جنگلداری؛ توسعه یافتگی در حوزۀ حمل و نقل و راهسازی (بنادر، فرودگاه ها، راه آهن، مترو، پایانه ها و... )، بازرگانی و تجارت بین الملل، بررسی میزان رشد اقتصادی، رفاه عمومی و برخورداری شهروندان؛ رشد و توسعه یافتگی در بخش خدمات، توسعه و عمران روستایی و... .

4.   سیاست داخلی؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر محور سیاست داخلی بدین قرار است: بررسی میزان رشد و بالندگی سیاسی مردم و مشارکت در حوزه های گوناگون سیاسی؛ توسعۀ سیاسی و مردم سالاری دینی؛ آزادی های مشروع در نظام جمهوری اسلامی؛ استقلال سیاسی کشور؛ تحوّلات پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چگونگی غلبه بر مشکلات و توطئه ها؛ ساختار و ماهیت نظام جمهوری اسلامی (مؤلّفه ها، توانمندی ها و کارکردها)؛ حضور و مشارکت نخبگان در عرصه های مدیریتی و قانونگذاری؛ توسعۀ مطبوعات؛ ساماندهی و تثبیت نهادهای حاکمیتی؛ ارتقای آگاهی و بینش سیاسی مردم؛ احیای روحیۀ خودباوری در میان توده های مردمی؛ بر چیده شدن حاکمیت های وابسته و پایان بخشیدن به حکومت های استبدادی چند هزار ساله و...

5.   سیاست خارجی؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر محور سیاست خارجی عبارتند از: ترسیم تحقق کامل استقلال سیاسی و رفع وابستگی به ابر قدرت ها؛ اثبات اصل «نه شرقی، نه غربی» به عنوان یک اصل عملی و ممکن؛ افزایش نفوذ و اقتدار جهانی و منطقه ای ایران؛ احیای اسلام سیاسی به عنوان یک مدل قابل اتّکا در جهان معاصر؛ ارتقای سطح امید و آگاهی سیاسی در ملل جهان اسلام؛ تحوّل در نظام بین الملل (بر هم زدن موازنه ها و تضعیف سلطۀ شرق و غرب)؛ جمهوری اسلامی و تأثیر آن بر نهضت های آزادی بخش و جنبش های اسلامی؛ بیداری ملل مسلمان نسبت به استعمار و استثمار و آزای بخش و جنبش های اسلامی؛ بیداری ملل مسلمان نسبت به استعمار و استثمار و تهدیدها و شیوه های آن؛ بازتاب انقلاب اسلامی در جهان و منطقه؛ به چالش کشیدن سلطۀ آمریکا در جهان و منطقه و ... .

6.   حقوق و قضا؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر اساس محور فوق بدین قرار است: بالندگی و رشد حقوق اساسی بر محور آموزه های اصیل اسلامی؛ رشد قوانین و مقررا اسلامی در نظام جمهوری اسلامی؛ فنّاوری نوین در عرصۀ عدالت و قضا؛ اقدامات تأمینی و نظام زندانبانی؛ حقوق شهروندی؛ احیای فقه سیاسی اسلام؛ پیشگیری از وقوع جرم؛ جامعیت و استحکام در اصول قانون اساسی و تدوین برنامه های لازم برای اجرایی شدن آن؛ توسعۀ قضایی و حرکت در جهت بسط عدالت در بخش های مختلف جامعه؛ استقلال قضایی در نظام جمهوری اسلامی و... .

7.   قانونگذاری؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر اساس محور فوق عبارتند از: تأسیس نهاد قانونگذاری بر اساس رأی مردم و منطبق با شریعت اسلامی؛ توسعۀ کمّی و کیفی قوانین درنظام جمهوری اسلامی؛ قانونگذاری در نظام جمهوری اسلامی (تحلیل و مقایسۀ مبانی، جهت گیری ها و سیاست ها)؛ استقلال نهاد قانونگذاری؛ نقش شورای نگهبان در حراست از قانون اساسی و اسلامیت نظام و... .

8.   بهداشت و درمان؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر اساس محور فوق عبارتند از: رشد و توسعۀ رشته های پزشکی و پیراپزشکی در کشور، مراکز درمانی و بیمارستانی، خانه های بهداشت روستایی، مراکز بهداشتی و درمانی روستایی، مراکز تسهیلات ویژه زنان و زایمان، میزان امید به زندگی؛ رشد و جهش در زمینۀ نیروهای متخصص و فوق تخصص پزشکی و پیراپزشکی؛ رشد و توسعۀ مراکز عالی آموزش و پزشکی؛ توسعۀ تحقیقات و تولید علم و فنّاوری های نوین پزشکی؛ کاهش مرگ و میر و پیشگیری از ناتوانایی های جسمی؛ تولید دارو، واکسیناسیون و مقابله با امراض مسری و... .

9.   امنیت و دفاع؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر اساس محور فوق عبارتند از: حفظ تمامیت ارضی؛ مدیریت پیروزمندانۀ هشت سال دفاع مقدس؛ رشد و افزایش ضریب امنیت اجتماعی در کشور؛ رشد توانمندی های دفاعی؛ رشد، توسعه و شکوفایی صنایع نظامی؛ احیای روحیۀ ایمان و خودباوری در دفاع از مرزهای کشور؛ قطع وابستگی های گوناگون نظامی و نیل به مرز خودکفایی در بسیاری از امور مربوط؛ سازماندهی و ارتقای آمادگی دفاعی نیروهای مسلّح بر اساس نیازهای جدید؛ تأسیس دانشگاه های عالی نظامی و انتظامی؛ دستیابی به تجهیزات و فنّاوی های مدرن دفاعی (جنگنده ها، بمب افکن ها، ناوشکن ها، قایق ها و ... )؛ صنایع پیشرفتۀ موشکی، پدافند غیر عامل و ... .

10.  اجتماع؛ برخی از موضوعات قابل پژوهش بر محور اجتماع عبارتند از: عدالت اجتماعی؛ ایجاد فرصت های برابر اقتصادی، اجتماعی (رویکردها و برنامه ها)؛ تنظیم جمعیت و جلوگیری از روند افزایش بی رویّۀ جمعیت (سیاست ها و برنامه ها)؛ احیای منزلت زنان و دختران؛ حضور و نقش آفرینی زنان در عرصه های مختلف؛ میراث فرهنگی و صنعت توریسم بر اساس ارزش های اسلامی و ملی؛ دستاوردها در حوزۀ بهزیستی؛ رشد و گسترش بیمه های اجتماعی (تأمین اجتماعی، خدمات درمانی و بیمه های مکمّل)؛ توجه به محرومان و روحیۀ خدمتگزاری؛ توجه به جوانان و حضور آنان در عرصه های مختلف کشور؛ ورزش و تربیت بدنی؛ ورزش بانوان؛ مبارزه با مواد مخدر؛ برچیده شدن مراکز فساد، قمارخانه ها، مشروب فروشی ها و تجارت فحشا و... .


تذکر یک نکته

تبیین و تدوین کارنامه نظام اسلامی هرگز بدین معنی نخواهد بود که بر برخی از کمبودها، کم کاری ها و عدم موفقیت ها چشم فرو بسته و سه دهۀ گذشته را یکسره موفقیت و پیشرفت تلقّی کنیم. به یقین در طول این مدت، برخی ناکامی ها نیز پدید آمده و بعضاً آنچه می توانست به درستی و موفقیت انجام گیرد به سرانجام درستی نرسیده است؛ اما باید توجه داشت که از یک سو این گونه ناکامی ها در مقابل دستاوردهای گرانسنگ نظام بسیار ناچیزند و از سوی دیگر، شرایط تحمیل شده بر نظام اسلامی از ناحیۀ استکبار جهانی و برخی ایادی داخلی آنان، هزینه های پیشرفت را بسیار سنگین و راه موفقیت در برخی از عرصه ها را ناهموار ساخته است. با وجود این، بیان منصفانۀ ناکامی ها و ارائۀ پیشنهادهای منطقی برای برون رفت از آنها نیز می تواند راه را برای پیشرفت و سربلندی امت فداکار و نظام اسلامی هموار سازد.



 




منابع

قرآن کریم.

- آرنت، هانا (1377)؛ انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، خوارزمی.

- آقابخشی، علی اکبر و مینو افشاری راد (1379)؛ فرهنگ علوم سیاسی، تهران، چاپار.

- امام خمینی، سید روح الله (1378)؛ صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ دوم.

- امامی خمینی، سید روح اله (1377)؛ ولایت فقیه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ هفتم.

- پناهی، محمدحسین (1379)؛ فرهنگ شعارهای انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- جوادی آملی، عبدالله (1378/ الف)؛ بنیان مرصوص امام خمینی در بیان و بنان، قم، اسراء.

- جوادی آملی، عبدالله (1378/ ب)؛ ولایت فقیه فقاهت و عدالت، قم، اسراء.

- حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری (1375)، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.

-  شریف پور، رضا(1380)؛ مسجد و انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- طاهری خرم آبادی، سید حسن(1375)؛ ولایت فقیه و حاکمیت ملت، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ چهاردهم.

- فتحعلی خانی، مصطفی (بی تا)؛ «عصر ما، قانون اساسی، مشروعیت و کارآمدی»، فصلنامه صباح، ش 11 و 12.

- فوکو، میشل(1387)؛ ایرانی ها چه رؤیایی در سر دارند، ترجمعه حسین معصومی همدانی، تهران، هرمس.

- کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران در مسائل زنان (1387)، قم، دفتر نشر معارف.

- کلانتری، علی اکبر(1383)؛ رویش، قم، نشر معارف.

- لاریجانی، محمدجواد(1374)؛ مشروعیت و کارآمدی، تهران، سروش.

- مجرد، محسن(1386)؛ تأثیر انقلاب اسلامی بر سیاست بین الملل، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

- مجیدی، محمدرضا(1382)؛ ده گفتار پیرامون انقلاب اسلامی، قم، دفتر نشر معارف.

- محسنیان راد، مهدی(1375)؛ انقلاب، مطبوعات و ارزش ها (مقایسۀ انقلاب اسلامی و مشروطیت)، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.

- محمدی، منهوچهر(1386)؛ آینده نظام بین الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، وزارت امور خارجه.

- مصباح یزدی، محمدتقی(1385)؛ حکومت اسلامی و ولایت فقیه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چ سوم.

- ملکوتیان، مصطفی(1385)؛ «تأثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی» فصلنامۀ مطالعات اسلامی، قم، دانشگاه معارف اسلامی، ش 1.

 

* منبع: مروری بر کارنامه سی سالۀ نظام جمهوری اسلامی ایران، مجموعه مقالات نخستین همایش علمی درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران، تدوین: دکتر ابراهیم کلانتری. تهیه کننده: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :