Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 199769
تاریخ انتشار : 25 دی 1395 9:0
تعداد مشاهدات : 197

آندرو کوریبکو کارشناس روسی: ایران در منطقه حرف آخر را می زند

ایران در کنار خصوصیت تاثیرگذاری منطقه ای دارای تاریخ بسیار طولانی و جغرافیای بسیار متمایز است...
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به نقل از روزنامه کیهان؛ عدم وتوی قطعنامه علیه شهرک سازی رژیم صهیونیستی از سوی آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل دنیا را متعجب کرد و این سؤال را در اذهان متواتر ساخت که آیا رابطه کهن و گسست ناپذیر آمریکا و رژیم صهیونیستی شکسته شده است؟ و یا علت های حزبی ، همچون درگیری شخصی باعث این اتفاق شده است .

همدردی جان کری با فلسطینی ها در نادیده گرفته شدن حقوق اولیه انسانی آنها در اولین نشست خبری بعد از تصویب این قطعنامه نیز شک دنیا را برانگیخت که چگونه آمریکایی که تا همین دیروز نسبت به کشته شده انسان ها در منطقه غرب آسیا از یمن تا سوریه بی تفاوت بودند ناگهان برای فلسطینی ها اهمیت قائل شده است؟ برخی کارشناسان معتقدند این رای، تسویه حساب شخصی اوباما و نتانیاهو بوده و نیت واقعی اوباما کمک به فلسطینی ها نبوده است.
برای یافتن پاسخی برای این مسئله و کاوش درباره آینده رابطه آمریکا و رژیم صهیونیستی با یکی از متخصصین حوزه «روابط آمریکا و اسراییل» مصاحبه ای ترتیب داده ایم. «آندرو کوریبکو» کارشناس روسی و تحلیلگر ارشد «راشا تی. وی» و «اسپوتنیک» و نویسنده تعداد زیادی مقاله و تحلیل در حوزه بین المللی است .
وی همچنین کارشناس «انقلاب های مخملی و رنگی» است، و نام آخرین اثر پر فروش وی ، «جنگ های ترکیبی» بوده است که در آن به آخرین ترفندهای جنگ ترکیبی می پردازد . مصاحبه کیهان با وی را در ادامه خواهید خواند.   
شما اخیرا طی مقاله ای اشاره کردید که «نتانیاهو رقیبی نفرت انگیز برای اوباما محسوب می شود.» ریشه ناسازگاری این دو علی رغم روابط تنگاتنگ آمریکا و اسراییل را چه می دانید ؟
علت اصلی رقابت این دو به ارتباط سیاه آنها با یکدیگر بازمی گردد که به خاطر حس برتری جویی هر دوی آنها به وجود آمده و از قضا اکنون نیز در تفکرات اشتباه خود به سر می برند. اوباما نماد استثناگرایی آمریکایی هاست (حس برتربینی و تلاش برای تنظیم تمام مردم جهان و کشور ها برای پیروی از سیاست های خود) و نتانیاهو هم به خاطر آن که تنها رژیم یهودی دنیا را رهبری می کند احساس برتری دارد . در واقع باید به این نکته توجه کرد که هر دوی آنها شرایط سختی را سپری کرده و می کنند. ناراحتی اوباما در رهبری آمریکا عمدتا این بود که وی از اقلیت سیاه پوستانی از این کشور است که در آمریکا دید خوبی نسبت به آنها وجود ندارد و وی برای 8 سال بر اکثریت مردم آمریکا حکومت کرد. نتانیاهو هم آرامش ندارد به خاطر آنکه دنیا به رغم چند ده سال رژیم او را به عنوان کشوری مستقل نپذیرفته است . بنابراین ریشه اختلافات آنها ارتباطی به روابط نزدیک و گرم آمریکا و اسراییل ندارد . این اختلاف به خاطر خودبرتربینی هر دوی آنهاست. ویژگی ای که در هر دوی آنها مشترک است.
از سوی دیگر علت اختلافات کنونی ظاهری آنها را باید در روابط بسیار نزدیک آنها دانست. آنها در طول هفت دهه گذشته آنقدر به هم نزدیک شده اند که هویت آنها در حال یکسان شدن است ، همین امر ناخودآگاه باعث اختلاف می شود چراکه همه نخبگان آمریکایی زیر بار سیطره کامل صهیونیست ها قرار نمی گیرند. «آیپک» بزرگترین لابی اسراییلی ها در آمریکا در همه جا نفوذ دارد و تمام ظرفیت های خود را به کار گرفتند تا نظر آمریکا را جلب کند . از طرفی، آنها بعضا از رابطه گرم آمریکا با اعراب احساس حسادت می کنند و علاقه ای به آن نشان نمی دهند.
به نظر می رسد که سازوکار قدرتمندی وجود نداشته باشد، تا قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه اسراییل عملی شود ، شورای امنیت چگونه می تواند از توسعه رژیم صهیونیستی جلوگیری کند؟
 حالت ایده آل آن بود که صلحبانان سازمان ملل محکومیت اسراییل به خاطر شهرک سازی را با نوشتن قانون اساسی به دور از نژادپرستی و  برتری یهودی ها در سرزمین های اشغالی و فلسطین بنویسند. که البته در دنیای امروز که غرب حامی اسراییل است، چنین چیزی عملا ناممکن است.راه حل دیگر این است که سازوکاری تعریف شود که در آن اسراییل را متحمل تحریم های سخت در صورت تبعیت نکردن از قطعنامه کند، که این هم با توجه به حضور آمریکا و انگلیس در سازمان ملل غیر ممکن است . بنابراین با درنظر گرفت واقعیت های تلخ پیرامون و مقاومت بالای قدرت های جهانی در برابر جنایات اسراییل شانس محدود کردن اسراییل را تقریبا به صفر می رساند.
شما در یکی از مقالات خود ذکر کرده اید که «نیت اصلی اوباما از وتو نکردن رای علیه اسراییل، حمایت از فلسطینی ها نبوده است.» اگر این طور است هدف اصلی اوباما از این اقدام چه بوده است؟
من در پاسخ به سؤال اول توضیح دادم که چرا و چگونه رابطه اوباما و نتانیاهو به سردی گراییده است، و این را هم گفتم که پیوند اسراییل و آمریکا جدایی ناپذیر است و رابطه این دو شبیه به یک کشور است . با این مقدمه باید بگویم که آمریکا ذره ای به فلسطینی ها فکر نمی کند، چون وجود فلسطین در هیچ یک از منافع آمریکا تعریف نمی شود. بنابراین باید بگویم که رای اوباما در واقع تسویه حساب شخصی بود و آخرین اقدامی بود برای ضایع کردن شخص نتانیاهو و انتقام گرفتن به خاطر تمام سردی ها و نا ملایمات او .
اخبار شنیده شده حاکی از آن است که دونالد ترامپ انتقال پایتخت اسراییل از تل آویو به قدس را به رسمیت خواهد شناخت؟
شواهد به طور کلی نشان می دهد که رابطه راهبردی آمریکا و اسراییل تا به حال به این اندازه گرم و عمیق نبوده است ، اگر ترامپ به وعده خود عمل کند و انتقال پایتخت اسراییل را به رسمیت بشناسد، حقیقت برملا خواهد شد و همه خواهند فهمید که آمریکا بزرگترین و قوی ترین حامی ایدئولوژی صهیونیست ها هستند . اما این اقدام قطعا تا اندازه زیادی خشم فلسطینی ها را برخواهد انگیخت تا به آنجا که احتمال آغاز انتفاضه سوم وجود خواهد داشت . آغاز انتفاضه سوم یعنی از بین رفتن کامل و ابدی روند صلح در فلسطین . چراکه اسراییلی ها به هیچ وجه قدس را ترک نخواهند کرد و از طرفی فلسطینی ها در صورت آغاز انتفاضه به هیچ چیز جز تصاحب کامل قدس رضایت نخواهند داد. در این صورت ملت های حامی فلسطین همچون ترک ها ، مصری ها و اردنی ها که دولت هایشان با اسراییل رابطه دارند و آن را به رسمیت شناخته اند از دولت هایشان خواهند خواست تا رابطه با رژیم صهیونیستی را قطع کند. اتفاقی که قطعا نخواهد افتاد.
به عنوان آخرین سؤال ، شما اغلب در مقاله های خود از ایران به عنوان یک قدرت بزرگ در کنار ابرقدرت هایی همچون چین و آمریکا یاد کرده اید، چه خصوصیاتی در نظام و کشور جمهوری اسلامی ایران می بینید که آن را در رده قدرت های بزرگ جهانی طبقه بندی می کنید؟

کارشناسان مختلف دیدگاه های مختلفی برای ارزیابی یک کشور به عنوان ابرقدرت دارند. به عقیده من یک ابرقدرت باید یک سری از شرایط را داشته باشد و بتواند بعضی از فعالیت های ویژه را انجام دهد. که یکی از مهم ترین آنها تاثیرگذاری منطقه ای است ، که ایران به طور وسیعی در منطقه غرب آسیا تاثیر گذار است و حرف آخر را می زند. اما این خصوصیت به تنهایی فقط یک کشور را به قدرت منطقه ای تبدیل می کند و نه یک ابرقدرت.
به راستی چه خصوصیات دیگری باعث می شود که ایران در میان ابرقدرت ها ظاهر شود.
 ایران در کنار خصوصیت تاثیرگذاری منطقه ای دارای تاریخ بسیار طولانی و جغرافیای بسیار متمایز است. ایران تاثیرگذاری جهانی خود را با حمایت از تمام گروه های آزادیخواه شیعی در سراسر دنیا از نیجریه و لبنان تا پاکستان حفظ می کند. علاوه بر آن در بند 154 قانون اساسی ایران ذکر شده که ایران باید از هر مظلومی که برای عدالت می جنگد در هر نقطه ای از جهان دفاع کند برای همین است که قانون اساسی به ایران اجازه می دهد که از غیر شیعیان که آزادیخواه هستند و برای عدالت مبارزه می کنند دفاع و حمایت کند، همچون حماس و دیگر گروهک های مبارز فلسطینی و دیگر تحرکات ضد امپریالیستی و ضد استثماری . یک قدرت بزرگ نیاز به حمایت داخلی و داشتن جایگاه در بین مردم هم دارد، که جمهوری اسلامی نزد ملت ایران هم محبوب است، ایران پیشرفت قابل ملاحظه علمی در این سال ها داشته از ارتش بسیار پیشرفته برخوردار است. ایران همچنین جایگاه خاصی در ارتباط بین آسیا و اروپا از طریق جاده راه ابریشم دارد.





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :