Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 201186
تاریخ انتشار : 12 بهمن 1395 10:50
تعداد مشاهدات : 402

نگاهی به سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی/ ویژه دهه فجر 1395

تولیدات حال حاضر سینمای ایران هم از لحاظ نگاه به خانواده و فرهنگ خانواده، هم از لحاظ نگاه به جوانها و هم از لحاظ داستانی و محتوایی، نسبت به دهه های اخیر جذاب تر شده است.
چکیده مطلب:

- طی سال های 57 تا 62 به دلیل نبودن ضوابط تدوین شده فیلم سازی، سینمای ایران پس از انقلاب به یک پوست اندازی فرهنگی رسید.

- برقراری منظم سالانه دست کم یک جشنواره بین المللی فیلم در بهمن ماه هر سال به نام جشنواره بین المللی فیلم فجر.

- سینمای ایران در این سال ها با وجود فراز نشیب های فراوان راه خود را همواره پیدا نموده و جریانات انحرافی هیچگاه نتوانسته مسیر اصلی این هنر را تغییر دهند.

- تولیدات سینمای ایران از نظر مضمون های اجتماعیِ خوب و سالم، رشد بسیاری داشته است.

- تولیدات حال حاضر سینمای ایران هم از لحاظ نگاه به خانواده و فرهنگ خانواده، هم از لحاظ نگاه به جوان ها و هم از لحاظ داستانی و محتوایی، نسبت به دهه های اخیر جذابتر شده است.

برای طی طریق کردن انسان از مسیر حیات طیبه باید نسبت انسان با سینما روشن شود.

اینکه امام (ره) در اولین نطق خود به سینما پرداختند نشان دهنده این است که این موضوع جایگاه بزرگی دارد.

تولیدات سینمای ایران از نظر مضمون های اجتماعیِ خوب و سالم، رشد بسیاری داشته است

- تولیدات حال حاضر سینمای ایران هم از لحاظ نگاه به خانواده و فرهنگ خانواده، هم از لحاظ نگاه به جوانها و هم از لحاظ داستانی و محتوایی، نسبت به دهه های اخیر جذاب تر شده است.

جوایزی که سینمای ایران در جهان به دست می آورد، نشانه این است که سینمای ایران ویژگی خاصی دارد و یک فرهنگ ویژه و نگاه تازه ای در این سینما مطرح است که ارزش آن را نشان می دهد.

- تولیدات سینمای ایران نسبت به تولیدات سینمای جهان، فیلم هایی اخلاقی است که اندیشه های سالمی درون آن گنجانده شده است.

- بهر حال سینمای ایران هنوز به برکت برخی چهره های ارزشمند و فرهنگی، سینمایی است که چارچوب انسانی خود را حفظ کرده است.

- هر چند برخی مواقع غباری برتن سینما نشسته ولی همچنان می تواند منادی سینمایی شاعرانه، زیبا و دوست داشتنی باشد.

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری صدا و سیما؛ در هر جامعه ای که انقلاب به وجود می آید، صرفاً نظام سیاسی آن جامعه را دگرگون نمی کند، بلکه همه اجزای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن نیز دستخوش تغییر و تحوّل می شود. دامنه این تحّول حتی تا فردیت و انقلاب درونی نیز گسترش می یابد. اساساً انقلاب تغییری بنیادین و قدرتمند است که تمام ابعاد زندگی انسان های یک جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث خانه تکانی در آن می شود.

با پیروزى انقلاب اسلامی، در ابتدا این تصور مطرح شد که حاکمیت دینى با سینما سر سازگارى ندارد و سینما از حیات فرهنگى این سرزمین حذف خواهد شد؛ اما با سخنان بنیانگذار انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه "ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم" این ذهنیت برطرف شد و در نهایت چندی بعد نیز با تأیید فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویى از طرف ایشان، بعنوان سینمایى سالم، تلقى تازه اى در مورد آینده سینماى ایران پدید آمد. با پیروزی انقلاب وزارت فرهنگ و هنر در وزارت علوم ادغام شد. در روز نخست دستور بازگشایی سینماها صادر شد و بسیاری از آثار انقلابی یا حتی استعماری به نمایش درآمد.[1]

این نوشتار در پی آن است تا به تحولات سینما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بپردازد.

سینمای پس از انقلاب در یک نگاه[2]

بعد از انقلاب طی سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ به دلیل نبودن ضوابط تدوین شده فیلمسازی، سینمای ایران پس از انقلاب به یک پوست اندازی فرهنگی رسید و قوانینی منطبق با قانون جمهوری اسلامی برای آن تنظیم و تثبیت گردید. پس از سال ۱۳۶۲ با تدوین ضوابط فیلم­سازی که با توجه به شرایط پس از انقلاب تنظیم شده بود. تکامل کیفی فیلمسازان دهه پنجاه چون عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی تأثیر مثبتی بر روند فیلم سازی در ایران گذاشت که محصولات بدیعی را آفریدند و تحسین منتقدان جهانی را به همراه داشت. در این دوره فیلم سازان جوانی چون ابراهیم حاتمی کیا، مجید مجیدی و ابوالفضل جلیلی که با تمایلات مختلف پا به عرصه فیلم­سازی گذاشتند و به مرور با مطالعه و پشتکار توانستند به صورتی هنرمندانه عناصر این هنر را بکار بگیرند، نقش موًثری در این تحول ایفا نمودند.

همچنین برقراری منظم سالانه دست کم یک جشنواره بین المللی فیلم که در بهمن ماه هر سال به نام جشنواره بین المللی فیلم فجر در کشور برگزار می گردد نیز در ایجاد علاقه به سینما در قشر جوان کشور از یکسو و توسعه این هنر نقش مهمی ایفا نموده است. خانه سینما بزرگترین نهاد صنفی تولید عوامل فیلم سینمایی در ایران است. این نهاد شامل بیش از بیست صنف قانونی است. سینمای پس از انقلاب ایران با کنار زدن موج فیلم های فارسی دوران پیش از خود به جریان سازی فرهنگی در کشور و منطقه مبدل شد. سینمای ایران پس از انقلاب تاریخ صعود سینما و سینماگران در عرصه های داخلی و خارجی بوده و با وجود فشارهای فراوان بین المللی همواره سینمای ایران بسیار جدی گرفته شده است.

فیلم هایی همچون مادر، سارا، خانه دوست کجاست؟، هنرپیشه، طعم گیلاس، جدایی نادر از سیمین، دلشدگان، حضرت مریم، محمد (ص)، می خواهم زنده بمانم، ملک سلیمان، شوکران، عروس، اجاره نشین ها، کلاه قرمزی و پسرخاله، شب بیست و نهم، رنگ خدا، آژانس شیشه ای، گاو، مهمان مامان، خیلی دور خیلی نزدیک، ماهی و گربه، پرویز، ابد و یک روز، یک تکه نان، قدمگاه، شیار 143، چ، ناخدا خورشید و شهر موش ها بخش کوچکی از تنوع تولیدات کیفی سینمای پس از انقلاب اسلامی ایران است.

نگاهی به سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی

بررسی تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سینما پس از انقلاب[3]

جمهوری اسلامی در حالی در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ هجری شمسی و در اوج بیچارگی جهانیان در پذیرش نظم حاکم بر نظام بین الملل مبتنی بر جهان دوقطبی و تثبیت جایگاه خود در میان یکی از دو بلوکشرقو غرببه پیروزی رسید و ضمن بر هم زدن نظم حاکم، برای همیشه بساط سلطنت شاهنشاهی در کشور را برچید کهتا قبل از آن، دنیا دو نوع حکومت را در طول سال های متمادی تجربه کرده و پذیرفته بود؛ یکی دمکراسی های غربی، و دیگری حکومت های کمونیستی؛ این دو اردوگاه غرب و شرق، با یکدیگر هم بشدت مقابله داشتند و همدیگر را نفی می کردند؛ اما وقتی جمهوری اسلامی این سبک جدید حکومت، پدید آمد، هر دو اردوگاه با حیرت و سپس با وحشت، در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار گرفتند! علت چه بود؟ علت این بود که جمهوری اسلامی، دارای خصوصیاتی بود که هر دو سبک حکومت رایج در آن دو اردوگاه را نفی می کرد و آنها را برای زندگی بشر، غلط و مضر می دانست و آن را اعلام می کرد. به عبارت دیگر، آن دو سبک حکومت که در شرق و غرب رایج بودند، مشترکاتی داشتند و فرهنگ عمومی در این کشورها یکسان بود. آن فرهنگ، عبارت از کشاندن آحاد مردم به غفلت و رها کردن زمام شهوات و هواهای نفسانی بود. این، چیزی بود که در هر دو سبک حکومت وجود داشت و وجود دارد. این، فرهنگ مشترک شرق و غرب است.

در این میانصنعت سینمای ایراننیز که هنوز در شوک جنایت رژیم پهلوی در به آتش کشیدنسینما رکس آباداندر ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ هجری شمسی بود، به سرعت تحولات صورت گرفته در پس انقلاب را دریافت و عموم بدنه سینمایی کشور که به اصول ملی خود وفادار مانده و یا با جریان خیزش مردم مسلمان ایران همراه گردیده و یا حداقل در مقابل این خیزش نایستاده بودند، این نکته را به خوبی دریافتند که در نظام فرهنگی مطلوبلیبرالیسم که رژیم حاکم پهلوی اول و دوم خود را تابع و ملزم به اجرای آن می دانست،سینماها کارشان از بین بردن روحیه مقاومت در نسل جوان کشور بوده است. امروزه این امر مورد اقرار گردانندگان دستگاه های تبلیغاتی خود رژیم نیز هست.[4])صحیفه نور، جلد ۱۲، صفحه ۵۲(.

صنعت سینمای ایراندر این دوران دریافت که نوسازی فرهنگی رژیم پهلوی چه بر سر فرهنگ و هنر این مرزوبوم آورده و چگونهشاه، تمام آثار تمدن را به صورت فاسد کننده در آورد. سینما به صورت ترویج فساد شد. اخلاق جوان ها را فاسد کرد.(صحیفه نور، جلد ۴، صفحه ۲۶۲)...؛ در این دوران بود که عموم فعالان عرصه ی سینما دریافتند کهدر رژیم سابق، تمام چیزها خصوصا فرهنگ و هنر، محتوایش عوض شده بود، یعنی کسی که نام سینما را می شنید، خیال می کرد که آنجا باید مرکز فساد و سوء اخلاق و مرکز مخالفت با همه چیز باشد و یا کلمه تئاتر، در ذهن انسان چیز مبتذلی بود که از آن بهره فساد برده می شد(صحیفه نور، جلد ۱۸، صفحه ۱۶۱(.

و این گونه بود که سینماگر ایرانی به خوبی متوجه شد کهصنعت سینمای ایراندر مدت زمان مدیدی که ملت ایران در مسیر مبارزه با نظام مطلوب فرهنگی رژیم و در حال رُشد عقلی و فکری خویش مبتنی بر آرمان های اسلامی و ایرانی خود بودند؛ فضای غالب سینمای کشور در مسیر منویات رژیم به نحوی طراحی و راهبری می گشت که ضمن پایین نگه داشتن درک و شعور سینمایی اهالی سینما، به بسط حاکمیت غفلت در جامعه بیانجامد و موجب شود تافرهنگ مسموم استعمار، تا اعماق قصبات و دهات ممالک اسلامی رخنه کرده و فرهنگ قرآن را عقب زده و نوباوگان ما را فوج فوج در خدمت بیگانگان و مستعمرین در می آورد و هر روز با نغمه تازه، با اسامی فریبنده، جوانان ما را منحرف می کند.

به این ترتیبصنعت سینمای ایرانسعی نمود تا مرام غفلت زایی خویش را ترک گفته و به کارکرد اصلی سینما به عنوان رسانه ای قدرتمند جهت ایجاد روشنگری در جامعه مراجعت نماید و هم راستا با شنیدن صدای انقلاب مردم مسلمان ایران، از سینمای دیوانه فاصله گرفته و به سمت سینمای عاقل تغییر مسیر دهد؛ تغییر مسیری که به سرعت توسط رهبری انقلاب مورد تایید قرار گرفت و در همان سال اول پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به ایجاد جریانی توسط بدنه ی وفادار ملی درصنعت سینمای ایرانمنجر و نهایتاً به تولید آثار قابل توجهی همچونجنگ اطهر،خشم الهی،زنده باد ....، فریاد مجاهد،پرواز به سوی مینوو ... می انجامد که در کنار آثار سینمایی مستندی همچونبرای آزادیوسقوط ۵۷و ... ضمن ایجاد تحولی اساسی درصنعت سینمای ایراندر سال ۱۳۵۸ هجری شمسی، چرخه ی حرکت سینمای کشور را پس از انقلاب اسلامی به حرکت در آورده و به جلو می برد.

جهت گیری جدیدصنعت سینمای ایرانصرف نظر از ادامه بکار بسیاری از سینماگران قبل از انقلاب و ادامه فعالیت مختصرصمد آقاو ... در فضای جمهوری اسلامی در حالی بود که کلیت تغییر نگرش و رفتار سینمای کشور به سرعت توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی مورد تایید قرار گرفت و ایشان به صراحت فرمودند:سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم، ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم.[5] ما با سینماهایی که برنامه های آنها فاسدکننده اخلاق جوانان ما و مخرب فرهنگ اسلامی ما باشد مخالفیم، اما با برنامه هایی که تربیت کننده و به نفع رشد سالم اخلاقی و عالی جامعه باشد، موافق هستیم.

با این همه جهت گیری جدیدصنعت سینمای ایراندر دوران پس از انقلاب اسلامی، بر بستر نوعی روشن گری شکل گرفت و این در حالی بود که به علت ماهیت صنعتی سینما و پُر هزینه بودن تولید آثار سینمایی در کنار دخالت تکنیک در ابعاد وجودی آن، حضور گسترده ی نیروهای انقلابی در این عرصه با محدودیت اولیه مواجه شده و به نوعی فضای عمومی سینمای آن دوران در اختیار جریاناتی برخاسته از تفکرات شبه روشنگریراستوچپقرار گرفت و موجب شد تا سینمای ایران به مجالی برای ارایه ی باوری سینمایی به مخاطبان جهت تطبیق ذهنی انقلاب اسلامی با اصول حاکم بر فضای تفکرات دو اردوگاهچپوراستمبدل شود و این گونه شد که ظهور و بروز سه شعار محوری استقلال،آزادیو نهایتاجمهوری اسلامیدر عرصه ی سینمایی کشور عموما به تقابلات ایدئولوژیکی رایج میانبلوک شرقوغربو ترسیم زد و خورد رایجکارگریوسرمایه داریتنزل یافت؛ که البته به سبب غلبه سینماگران جریانچپِ سوسیالو تطابق سریع تر ایشان با موازین سینمای روشنگرانه ی پس از انقلاب و بعضا داعیه داری اسلامی ایشان و قرائت تطابق اسلام با موازین اردوگاه چپ، غلبه ی تولیدات گسترده این جریان را می توان در آن سال ها به وضوح مشاهده نمود.

بر این اساس غلبه ی تفکرات اسلامی بر علایق چپی و راستی برخی اهالی فرهنگ و هنر پس از پیروزی انقلاب به شکل گیری محافل و مجموعه های مختلفی منجر شد که در این میان شاید بتوان ازحوزه هنریبه عنوان ماندگارترین این مجموعه ها نام برد؛ مجموعه ای که با عنوان اولیه یکانون نهضت فرهنگی اسلامیو بر بستر شعر و ادبیات شکل گرفت و با ورود به عرصه ی تئاتر، به سرعت در سایر حوزه های فرهنگ و هنر ریشه دوانید و پس از تشکیل نهادشورای عالی تبلیغات اسلامیدر اول تیرماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی که در ۱۴۴ فروردین سال ۱۳۶۸ هجری شمسی بهسازمان تبلیغات اسلامیتغییر نام یافت، به این سازمان پیوست تا ضمن برخورداری از موجودیت حقوقی، به نوعی پیشانی هنری انقلاب اسلامی قرار گرفته و با عنوانحوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، فرایندتبلیغات، که همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن استرا فرای تفکرات چپ و راست پیگیری و به تبلیغ هنری ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی مردم ایران مبادرت ورزد.

و این گونه بود که حوزه های فرهنگ و هنر و بالاخصصنعت سینمای ایراناز انحصار مطلق تفکراتچپِ سوسیالوراستِ لیبرالدرآمده و نهایتا به حضور نیروهای انقلابی با غلبه ی تفکرات اسلامی در این عرصه منجر گردید؛ نیروهایی که بر خود فرض می دانستند تا این مطالبه ی امام امت را کهدر محدوده توانتان نقاط کور و مجهول را برای مردم شریف ایران و جهان اسلام باز و روشن نمایید؛ و چهارچوب اسلام ناب محمدی، که ترسیم قهر و خشم و کینه ی مقدس و انقلابی علیه سرمایه داری غرب و کمونیسم متجاوز شرق است، و نیز راه مبارزه علیه ریا و حیله و خدعه را به مردم و بخصوص جوانان سلحشورمان نشان دهید.[6] در عرصه ی فرهنگ و هنر و بالاخص سینما جامع عمل بپوشانند و تحول بنیادین درصنعت سینمای ایرانرا رقم زندد؛ تحولی بنیادین که موجب می شد تا سینماگر ایرانی ضمن فاصله گرفتن از فضای عمومیجنگ سردو تقسیمات چپی و راستی، خویشتن را در مسیر جنگ و تقابل با تمامیمستکبرانشرق و غرب عالم در نظر گرفته و وظیفه ی حمایت ازمستضعفینعالم را بر خود فرض بداند.

سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی از نگاه سینماگران

حضرت امام خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران در اولین دقایق ورود به کشور و ایراد سخنرانی تاریخی خود در بهشت زهرا در 12 بهمن 1357 به موضوع سینما در کشور می پردازد.[7] مطرح شدن موضوع سینما در نخستین نطق حضرت امام(ره) حکایت از اهمیت مورد غفلت واقع شده این موضوع دارد و از همان اولین روزهای پیروزی انقلاب پرداختن به مسائل و مشکلات سینما در راس اقدامات فرهنگی کشور قرار می گیرد تا جایی که امروز سینمای ایران از نظر کمی و کیفی برای تمامی سینماگران دنیا شناخته شده است. در این باره نظر سینماگران را جویا شده ایم:

  مجید اسماعیلی، کارگردان[8]

برای طی طریق کردن انسان از مسیر حیات طیبه باید نسبت انسان با سینما روشن شود، وقتی امام (ره) در قصه هنر ورود می کنند، با این جمله که «ما با سینما مخالف نیستیم» حرمتی که در آن روزها وجود داشت شکسته می شود و به دوران جدیدی رفتیم که قرار است تصویر در خدمت حیات طیبه قرار بگیرد.

اینکه امام (ره) در اولین نطق خود به سینما پرداختند نشان دهنده این است که این موضوع جایگاه بزرگی دارد و امام در دورانی بودند که هنوز تصویرسازی حتی در دنیا به بلوغ خود نرسیده بود، اما با نگرش امام به دنیای خود و اطراف، اینکه این فضا باید به کنترل فضای دینی دربیاید اهتمام داشتند و این برگرفته از این است که در فضای دینی بیان های غیرمستقیم و غیرمتعارف وجود داشته و موردنظر اهل بیت هم بوده است.

تا تصویر، استعدادهای درونی اش را در حوزه دینی آزاد نکند امکان ندارد شاهد این باشیم که جمعیت انبوهی که در دنیا دریافت پیامشان از طریق روایت های بصری شده با فضای دینی که در آن قرار داریم رابطه برقرار کنند.

  محمود گبرلو منتقد سینما[9]

برخی از تحلیلگران معتقدند سینمای ایران در مسیر طبیعی خود در طی سالهای اخیر رشد چشمگری داشته است. برخی دیگر معتقدند که سینما به صورت تکنیکی رشد کرده است؛ من هم معتقد هستم سینمای ایران نسبت به دوره های قبل رشد بسیاری داشته است، ارتقای سینمای ایران در نسل جوان به صورت تکنیکی مصداق همین رشد و پویایی است. تولیدات سینمای ایران از نظر مضمون های اجتماعیِ خوب و سالم، رشد بسیاری داشته است و تولیدات حال حاضر سینمای ایران هم از لحاظ نگاه به خانواده و فرهنگ خانواده، هم از لحاظ نگاه به جوان ها و هم از لحاظ داستانی و محتوایی، نسبت به دهه های اخیر جذابتر شده است.

در حال حاضر تولیدات سینمای ایران نسبت به تولیدات سینمای جهان، فیلم هایی اخلاقی در سطح جهان است که حرفها و اندیشه های سالمی درون آن گنجانده شده است. البته اگر بخواهم از زاویه اندیشه های دینی و انقلابی به سینما نگاه کنیم، سینمای ایران فاصله شدیدی با سینمای انقلابی دارد چون بسیاری از کارهایی که باید در مسیر انقلاب اسلامی انجام می دادیم را انجام نداده ایم. ما می توانیم در سینمای ایران از داستانها و قصه های خیلی متفاوت از آنچه که هست تولید و به نوعی تحولی در تماشاگر انبوه امروز سینمای ایران ایجاد کنیم.

ضعف هایی در سینمای انقلابی ایران وجود دارد. نسبت سینمای ایران با سینمای پس از انقلاب اسلامی خیلی گُنگ است، این نسبت اگر شفاف و روشن بشود تکلیف خیلی از افراد در سینمای ایران روشن می شود. فیلمسازهای بسیاری علاقه مند هستند که در مسیر سینمای انقلاب اسلامی گام بردارند اما این فیلسازان پردغدغه پشتوانه فکری، اندیشه ای یا حتی مالی ندارند. در سینمای ایران تعریف درستی از سینمای انقلابی وجود ندارد ما باید تعریفی از سینمای انقلابی به صورت واضح و روشن تبیین کنیم تا فیلم سازها در این مسیر گام بردارند و سیاستمداران هم بتوانند در آن مسیر فیلسازان را حمایت کنند.

 داوود ژین، منتقد سینما[10]

سینمای ایران به عنوان مولفه ای برامده از دل تاثیرات عظیم انقلاب اسلامی و ارزش های حاکم بر آن که برخلاف بسیاری از انقلاب های معاصر فرهنگ را محور فعالیت و برنامه های خود اعلام کرده بود ، پرچمداری شد برای نمایش جامعه نوین ایرانی، جامعه ای که برغم تحولات روبنایی حوزه اقتصاد مبتنی بر صنعت مونتاژ تحت حمایت های افزایش قیمت نفت ، در حوزه زیربنایی خود با مشکلات وچالش های فراوانی روبرو بود و با اندکی تامل فساد در همه ارکان جامعه نمایان بود .

سینمای ایران نیز به عنوان یکی از ثمرات این فساد ، به صورت ابزاری برای به تباهی کشاندن نسل جوان درآمده بود و از همه ابزار سکس و خشونت برای فروپاشی بنیان های جامعه سنتی و اسلامی بهره می گرفت و به نوعی دژکوب نظام حاکم برای از بین بردن هویت اسلامی جامعه ایرانی درآمده بود.

سینمای نوین ایران برآمده از ارزش های انقلاب اسلامی با حضور جوانانی برآمده از دل جامعه هر چند در ابتدا با کمبود های فاحشی در حوزه تکنیکال روبرو بود ولی با بهره گیری از غنا و گنجینه ذخایر معنوی و فرهنگی جامعه اسلامی توانست به عنوان سفیری برای نهال نوپای انقلاب و نظام اسلامی شود . نمایش واقعیت های جامعه رنجور ایران ناشی از زخمه های دخالت خارجی ، افشاگری فساد های طبقه حاکم ، به تصویر کشیدن مبانی فرهنگ ایرانی اسلامی و بسترسازی برای حرکت جامعه ایرانی به سمت ایده آل های نظام اسلامی از جمله محورهای سینمای انسانی و فرهنگی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود .

در بخش شمایل سینمای ایران تداوم حیات انحرافی خود، می توان به سادگی انتظار مرگ این سینما را متصور بود ، سینمایی که به استثنای برخی آثار قابل دفاع همچون گاو ، به پرتگاهی برای ارزش های انسانی و تنها بستری برای منحرف کردن جامعه در آمده بود ، حتی اگر انقلاب اسلامی رخ نمی داد نیز نمی توانست تا دهه های دیگر تداوم حیات دهد و خود به پرتگاهی که منادی آن بود می افتاد . سینمای منحرف ایران را در سال های پایانی نظام پهلوی می توان تنها در چند آیتم شامل رقص ، انحراف جنسی ، شرابخواری ،خیانت ، سکس ، دریدگی و خشونت خلاصه کرد ، سینمایی که حتی بدون توجه به ارزش های اسلامی حاکم بر جامعه ایران به صورت سفارشی در اختیار برخی باندهای فراماسونری قرار گرفته بود تا از هر مسیر ممکن جامعه ایرانی را از هویت انسانی و معنوی خالی کند .

هر چند سینمای ایران پس از درخشش و حرف های بی نظیر و ارزشمندی که در دهه 60 به عنوان سال های طلایی خود بر زبان آورد و به نوعی سفیری برای نمایش ارزش های والای انقلاب اسلامی ایران در عرصه های بین المللی شد ولی متاسفانه به نوعی به میدان بازی های سیاسی برخی چهره ها و گروه ها بدل شد و به تدریج در دهه هفتاد و پس از آن با پستی و بلندی های فراوان روبرو شد ، ولی به هر ترتیب سینمای پس از انقلاب اسلامی در ایران سینمای شاعرانه ای بود که ملهم از ارزش های فرهنگ والای ایرانی اسلامی ، به گونه ای خاص از سینما در دنیا بدل شد ، سینمایی که در ورای بهره گیری از شاخصه های جا افتاده ای همچون ترور ، خشونت ، سکس و مسایل جنسی ، با حرف ها و دل واژه های انسانی خود ، مخاطب را سحر و با خود همراه می کرد و او را به دنیای جدید با چشم اندازهای منحصر به فردی می کشاند.

شاید یکی از مهم ترین ضربات به این سینمای انسانی و فرهنگی را می توان در فریب های جشنواره ای دنبال کرد ، جایی که صاحبان زر و زور با نیت های مشخص به دنبال ضربه زدن به نظام اسلامی بودند و با توجه به جایگاه سینمای ایران در عرصه های جهانی کوشیدند تا با سفارش فیلم هایی سیاه از به اصطلاح زیر پرده جامعه ایرانی ، نظام اسلامی را به چالش بکشانند ، شاید اوج این مسئله را در سال های منتهی به فتنه در جشنواره های جهانی جستجو کرد ، حربه ای که حتی در هنگام فتنه موجب فعالیت های برخی سینماگران برای ضربه از داخل به نظام شد .

بهر حال سینمای ایران هنوز به برکت برخی چهره های ارزشمند و فرهنگی ، سینمایی است که چارچوب انسانی خود را حفظ کرده و هر چند برخی مواقع غباری برتنش نشسته ولی همچنان می تواند منادی سینمایی شاعرانه ، زیبا و دوست داشتنی باشد .

  استاد علی نصیریان، بازیگر[11]

سینمای ایران که پایه های آن بعد از دهه ۴۰ گذاشته شده و بعد از انقلاب رشد چشمگیری داشت، اکنون هم سیر صعودی را طی می کند. سینمای ایران بسیار رشد کرده است. آدم های با استعداد آمده اند و نفس های تازه ای در آن دمیده شده است. کارهای تازه ای در سینما و نمایش دیده می شود و من خیلی امیدوارم به این سینما و نمایش. واکنش های بین المللی هم به خوبی نشان می دهد که اوضاع چگونه است. این جوایزی که سینمای ایران در جهان به دست می آورد، همه و همه نشانه این است که سینمای ایران ویژگی خاصی دارد و یک فرهنگ ویژه و نگاه تازه ای در این سینما مطرح است که ارزش آن را نشان می دهد. در برخی هنرهای دیگر هم هست؛ حتی موسیقی ما هم اینطور است و با اینکه با موانعی روبرو بوده بسیار پیشرفت کرده است. خیلی از جوان ها به سراغ سازهای ایرانی رفته اند و این نشانه رشد است. در همه عرصه های هنر، اتفاقات رو به رشدی افتاده و ولی در عرصه سینما و نمایش، معتقدم پیشرفت بسیار خوبی داشته است.

این سینمای نو، این سینمای بعد از انقلاب که رشد کرد، ریشه در سینمای دهه ۴۰ دارد. ریشه های این سینما در حضور گلستان، در حضور کیمیایی، حاتمی و خیلی های دیگر شکل گرفته است. پایه های این سینما را گذاشتند و بعد از انقلاب آدم های تازه ای آمدند و سینما رشد بسیار خوبی کرد. همین عباس کیارستمی که با کانون شروع کرد، با ساخت فیلم های کوتاه و کودکان شروع کرد و بعدها واقعا رشد درخشان و فوق العاده ای داشت. کیارستمی واقعا کارگردان فوق العاده ای بود و آثار بسیار خوبی دارد. همه این روند از دهه ۴۰ شروع شد و بعد از انقلاب رو به پیشرفت گذاشت. اکنون هم در حال پیشرفت است و البته نه تنها فیلم هایی که به فستیوال های خارجی می روند، فیلم هایی که در همین جا اکران می شوند هم خیلی قابل توجه هستند.

تلویزیون به دلیل موانع و مشکلاتی که دارد باعث شده سریال ها تکراری شوند. آن کیفیتی که ما در سریال های اوایل انقلاب داشته ایم را اکنون نداریم. اوایل انقلاب آغاز بسیار خوبی بود سریال هایی مثل هزار دستان، سربداران، امام علی(ع) و ... خیلی خوب بودند اما با وجود پیشرفت طبیعی زمانه و فرهنگ جامعه، سریال های تلویزیونی روی دور تکرار هستند و توجه کردن به موارد یک جانبه، باعث تکراری شدن آنها شده است.

 همایون اسعدیان، کارگردان

تعطیل نشدن سینما بعد از انقلاب را مدیون امام(ره) هستیم. بسیاری تصور می کردند سینمای بعد از انقلاب تعطیل شود و ما مدیون این جمله امام خمینی (ره) هستیم که ما با سینما مخالف نیستیم بلکه با فحشا مخالفیم. این باعث شد عده ای از فیلمسازان قبل از انقلاب که می خواستند بعد از آن در سینما فعالیت داشته باشند و عده ای از مسئولان جدید دلبسته فرهنگ آمدند، سینما را راه اندازی کردند. پس از آن نوعی از سینمای جدید در انقلاب متولد شد. من به این سینما افتخار می کنم. ما بیش از هزار جایزه بین المللی را در کارنامه خود داریم و کشورها به رغم اینکه ممکن است فیلم ها مخالف آن ها باشد، حاضرند بهای بسیاری برای این آثار بپردازند و همین که پرچم جشنواره شان با این فیلم ها بالا می رود، مایه افتخار است.

تمام مسئولان باری را بر شانه سینما می گذارند که اساسا سینما تحمل آن را ندارد؛ یعنی انگار تمام وظایف فرهنگی را باید سینما انجام دهد. وقتی گله مندیم چرا اخلاقیات در جامعه سیر نزولی دارد؛ هیچکس بررسی نمی کند که آموزش و پرورش در این رابطه چه کاری انجام داده است. ما هر سال جشنواره فجر را به یک دورهمی تبدیل کرده ایم و امسال 33 فیلم داریم و اگر بگوییم امسال جشنواره فجر 30 فیلم خوب داریم، میگویم معجزه صورت گرفته است. اگر از بین 30 فیلم 20 فیلم انتخاب می شد، رقابت معنا پیدا می کرد.

  نادر طالب زاده، کارگردان و مستندساز[12]

سینما آیینه زمان است و هر آنچه که در سینما نمایانده می شود انعکاس زمان است. آنچه مهم است این است که سینماگر چقدر اهل حقیقت باشد. اگرچه بنده معتقدم سینماگران ما خیلی اهل حقیقت نبوده اند. بخش عظیمی از سینمای بعد از انقلاب ما به سینمای گیشه های تعلق داشته است. برخی از فیلم های ساخته شده پس از انقلاب خیلی اهل حقیقت انقلاب اسلامی و افق انقلاب نبوده اند. برخی از نویسندگان و سینماگران دچار مشکلاتی هستند که این امر روی سناریو و فیلم آنها تاثیر نامطلوب خود را گذاشته است.

خدا را شاکریم که فرهنگ فیلمسازی میان جوانان متعهد انقلاب اسلامی توسط جشنواره عمار و دیگر مراکز فیمسازی و مستندسازی جاری شده است و باید به این نکته نیز توجه داشت که یک مستند می تواند چند برابر از سخنان چند وزیر تأثیر داشته باشد. خوشبختانه خروجی آثار بچه های انقلاب دیگر محجور نمی ماند و بسترهای فراوانی برای پخش آن ها وجود دارد و با استقبال بسیار خوبی هم همراه می شود. جشنواره عمار با تربیت مستندسازان و کارگردانان متعهد، خدمتی بزرگ به انقلاب اسلامی کرده است. این فیلمسازان با تشکیل گروه ها و مؤسسات به الگویی تبدیل شدند که نمونه آن را نه در ایران و نه در جای دیگری از جهان می توان مشاهده کرد. پیشرفت های روز افزونی در جشنواره مختلف داشته ایم و بحمدالله هر ساله شاهد افزایش کمی و کیفی آثار در جشنواره ها هستیم. جنگ نرم نیاز به ابتکار عمل و نوآوری دارد و جوانان این عرصه باید با فن و تکنیک خود تحولات وضعی جامعه را به اطلاع مردم برسانند و پس از انقلاب فرصتی برای جوانان پدید آمده تا با سوژه یابی های بی نظیر خود داشته ها و دستاوردهای انقلاب را به رخ بیگانگان بکشند.

سخن آخر

انقلاب اسلامی ایران به دلیل عقبه های مذهبی و ایدئولوژیکی که داشت و نیروها و عناصری که در شکل گیری آن نقش داشته اند، بیش از آنکه یک انقلاب سیاسی باشد، انقلابی فرهنگی است که علاوه بر تغییر سیستم حکومتی، به تغییر و تحولات فرهنگی و اندیشه ای دامن زد. سینما درمقام یکی از مدرن ترین و مؤثرترین رسانه فرهنگی، مورد توجه یا نقد انقلابیون است. اساساً سینما در درون متن اجتماعی و در تعامل با واقعیت های ملموس و عریان آن شکل می گیرد و پدیده های جاری در جامعه را در قالب تصویر، اندیشه و احساس می آورد تا مخاطبان و مردم را با ساختار اجتماعی جامعه ای که در آن زندگی می کنند، پیوند دهد یا برانگیزاند یا حتی به رفتار خاصی مقیّد کند. سینما به عنوان یک خرده سیستم فرهنگی نمی تواند از سیاست دور باشد، به ویژه آنکه ساختار سیاسی، ریشه در بنیان های فرهنگی داشته باشد.

سینمای پس از انقلاب، به دو دلیل با ساحت سیاسی گره خورد و تناسبی نمادی و نهادی با آن یافت. از یک سو انقلاب ۵۷ که مبتنی بر مؤلفه های دینی بود، به بازتعریف سینما پرداخت و بر آن بود تا در این بازخوانی مجدد، با تسخیر روح آن به نفع ارزش های خودی، بر تکنیک و کالبد سینما فائق آید و به بازسازی متعهدانه هنر هفتم دست زند. از دیگر سو، وقوع جنگ در سال ۵۹ ساحت جدیدی در عرصه فیلمسازی ایران گشود و به خلق ژانری نو، سیاسی و انقلابی به نام سینمای دفاع مقدس انجامید؛ ژانری قدرتمند و مؤثر که به دلیل ماهیت ایدئولوژیکی، کانون مناقشات سیاسی_فرهنگی نیز قرار گرفت و تا حد مصداق و نماد سینمای ملی، دینی و خودی ارتقا یافت.

پژوهش خبری صدا وسیما//مرتضی رکن آبادی



[1]. سایت آفتاب آنلاین، 20/ 10/ 1395

[2]. خبرگزاری میزان، 21 /06/ 1395

[3]. سایت سینما پرس، 5/5/ 95

[4] ـ صحیفه نور، جلد ۱، صفحه ۱۵۶؛ ۱۹/ ۱۱/ ۱۳۴۹

[5] ـ صحیفه نور، جلد ۵، صفحه ۲۸....

[6] ـ امام خمینی در حکم تعیین رییس سازمان تبلیغات اسلامی - ۱۴/ ۱/ ۱۳۶۸

[7] . ما با سینما مخالف نیستیم ما با فحشا مخالف هستیم( نطق تاریخی حضرت امام در 12 بهمن 57 در بهشت زهرا)

[8]. خبرگزاری تسنیم، 16/ 3/ 95

[9]. خبرگزاری تسنیم، 17/ 01/ 95

[10]. مصاحبه با آقای داوود ژین، منتقد سینما، 03/ 11/ 1395

[11]. سایت جماران، 3/ 05/ 95

[12]. نشست تخصصی با موضوع تحولات سینما پس از انقلاب اسلامی، پژوهش خبری معاونت سیاسی، 21/ 10/ 1395





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :