Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 213468
تاریخ انتشار : 22 تیر 1396 12:20
تعداد مشاهدات : 245

در اولین سفرم به ایران، چادر را انتخاب کردم

«آرمینا هاستاگیج» گفت: استفاده از چادر به من احساس راحتی می دهد. چون می دانم پوشش کاملی است.

«آرمینا هاستاگیج» گفت: استفاده از چادر به من احساس راحتی می دهد. چون می دانم پوشش کاملی است. اما برای برخی از خانمهای ایرانی غصه می خورم که نسبت به این ارزش گرانبها کم تفاوت هستند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری فارس؛  آرمینا رضوانی در گفتگو با ندای تفرش با اشاره به نحوه آشنایی اش با دبیرستان خصوصی فارسی زبان در بوسنی گفت: با اتمام دوره راهنمایی، از معلمان شنیدم که یک دبیرستان فارسی-بوسنیایی در شهرمان فعالیت دارد. چون من هم به زبانهای خارجی علاقه داشتم این مدرسه خصوصی را انتخاب کردم. اینجا بود که برای اولین بار با ایران و زبان فارسی آشنا شدم. این دبیرستان در برنامه های اصلی درسی همانند سایر مدارس بود ولی در فوق برنامه ها، آموزش قرآن، مسابقات فرهنگی با موضوعات اسلامی و... وجود داشت. در این مدرسه نماز می خواندیم و در لباس فرم مدرسه هم حجاب وجود داشت. البته این دبیرستان برای مبلغین بود که من بعدها متوجه شدم و از اینکه راه زندگی ام در دوره دبیرستان عوض شد خیلی خوشحال هستم.

وی اظهار کرد: در این مدرسه با شئونات اسلامی آشنا شدم. من و خانواده ام جز مسلمانان سنی مذهب کشور بوسنی بودیم که نه زیاد از آموزه های دینی باخبر بودیم و نه رعایت می کردیم. در خانواده مسائلی مانند حجاب، نماز و... برای ما تعریف نشده بود. من قبل از محجبه شدنم همانند دختران اروپایی بی حجاب بودم.

به خاطر خدا، بی حجابی ام را قربانی کردم

این رهیافته بوسنیایی افزود: 16 ساله بودم که با تحت تاثیر قرار گرفتن در محیط مدرسه، اولین بار باحجاب شدم. در دبیرستان هنگامی که از معارف و نعمات الهی برای ما سخن می گفتند، همیشه این حس در من وجود داشت که نتوانسته ام در برابر کسی که به من نعمت داده، سپاسگزار باشم و کاری برای او انجام دهم. همین مسائل سبب شد که برای سپاسگذاری از خداوند، بی حجابی ام را قربانی کنم و به خاطر خدا با حجاب شوم. البته در این زمان فقط پوششم تغییر کرد و هنوز چادری نشده بودم. هرچند این تغییر پوشش در ابتدا برایم سخت بود و با واکنش اطرافیان به خصوص پدر و مادرم مواجه شد، اما پس از مانوس شدن با این پوشش،حجاب برایم لذت بخش و آرامش بخش بود.

رضوانی ادامه داد: هر چه می گذشت با فلسفه حجاب بیشتر آشنا می شدم و می فهمیدم که راهی که انتخاب کرده ام، اشتباه نیست. به خاطر همین در برابر واکنشها و نگاههای مردم در خیابان مقاومت می کردم. حتی با همین پوشش به کشورهایی نظیر اتریش و آلمان هم رفتم و برایم سخت هم نبود. وضعیت طوری شده بود که حتی به راحتی در اماکن عمومی نظیر پارک موقع اذان نماز می خواندم.

اولین باری که چادر سر کردم

وی بیان کرد: سال 87 برای اولین بار در قالب یک اردو به ایران و شهر اصفهان سفر کردم و در آنجا چادر را بر سر زنان ایرانی دیدم. با اصرار من و توسط یکی از دوستان توانستم چادر بخرم. هر چند این چادر کوتاه هم بود و من هم با روش پوشیدن آن آشنا نبودم ولی از همان جا چادر را سرم کردم. به طوری که در ادامه مسافرتم، چادر سرم بود.

این رهیافته بوسنیایی گفت: پس از تمام شدن دوره دبیرستان، به من پیشنهاد ادامه تحصیل در ایران داده شد که اول قبول نکردم. یک سالی گذشت و من همزمان در دو دانشگاه بوسنی، رشته های زبان و ادبیات فارسی و ارتباطات بین الملل را می خواندم. پس از یک سال، دوباره به من پیشنهاد ادامه تحصیل داده شد که این بار قبول کردم. البته بورسیه آنها فقط در استان قم و در مدرسه علمیه بود. در سال تحصیلی 90-89 من به همراه 5 نفر از دیگر دوستانم به ایران آمدیم؛ ترجمه کتابهای منطق، کلام، صرف و نحو برایمان خیلی سخت بود. در این زمان فرصت زمانی برای مطالعه و تحقیق به ما دادند.

خداوند راه درست را به من نشان داد

رضوانی اضافه کرد: در این زمان مسئله بحران هویتی ام تقویت شد. چراکه من 21 سال در کشور خودم یک فرهنگ دیگر را داشتم و حالا باید انتخاب می کردم. شبها استرس داشتم و همیشه از خداوند ملتمسانه می خواستم که به من راه درست را نشان دهد. پس از یک سال مطالعه و تحقیق درباره دین اسلام، سرانجام وجودم در برابر معارف اهل بیت(ع) تسلیم و شیعه شدم.

وی در سال 93 ازدواج کرد و اکنون دارای 2 فرزند است. همچنین وی کارشناسی خود را در رشته معارف اسلامی در حوزه علمیه به اتمام رسانده و اکنون دانشجوی رشته فرهنگ و ارتباطات در مقطع کارشناسی ارشد است.

مادرم هم تحت تاثیر قرار گرفت

این رهیافته بوسنیایی با اشاره به محجبه شدن مادرش گفت: پس از مسلمان شدن من، خانواده ام تا مدتها بر روند سابق خودشان باقی بودند. اما ازدواج من، تاثیرات بیشتری روی آنها گذاشت. مادرم نذر کرده بود که اگر فرزند اول من به سلامتی به دنیا بیاید، محجبه شود. این در حالی بود که مادرم 48 ساله بود و در این سالها محجبه نبود. الان هم مادرم در حال تحقیق برای گرویدن به دین اسلام ناب است. مادرم همیشه به من می گوید: «مسائلی که من باید به تو یاد می دادم به من یاد دادی و به همین خاطر از تو ممنونم». شنیدن این حرفهای مادرم برایم خیلی ارزشمند است. مادرم در حال یادگیری قرائت قرآن برای اولین بار است.

چادر؛ پوششی کامل

رضوانی در خصوص اینکه «آیا داشتن حجاب و چادر جهت ورودتان به عرصه های اجتماعی سخت نیست؟»، بیان کرد: خیر. استفاده از چادر به من احساس راحتی می دهد. چون می دانم پوشش کاملی است. حتی زمان هم که به کشور خودم سفر می کنم با حجاب می روم. حجاب اصلی من چادر است. اما من برای برخی از خانمهای ایرانی غصه می خورم که نسبت به این ارزش گرانبها کم تفاوت هستند.

نابودی هویت زن در غرب نتیجه حذف حجاب و عفاف است

وی ادامه داد: خانم هایی که می خواهند روش اروپایی ها را آزمایش کنند باید بدانند خیلی قبل تر از اینها افرادی مانند من این روشها را امتحان کرده اند و شکست خورده اند. نباید اشتباهات دوباره تکرار شود. تمامی نهادهای خانواده و عاطفه و شخصیت زن در غرب از بین رفته است. این از بین رفتن هویت زن به خاطر از بین رفتن حجاب و عفاف زنان است. بسیاری از زنان غربی به خصوص زنان بوسنایی به این نتیجه رسیده اند، راه بی حجابی راهی نیست که بتواند برای آنها سودمند باشد و همین امر سبب شده گرایش به مسئله حجاب و عفاف داشته باشند. از سوی دیگر زنانی که فکر می کنند حجاب و عفاف مسئله خوبی نیست باید بنشینند دین خود را از اول مطالعه و اعتقادات خود را بررسی کنند تا با درک بهتر فلسفه حجاب، التزام عملی شان بیشتر شود.

این رهیافته بوسنیایی یادآور شد: جوانان مسلمان در سراسر جهان امیدشان به ایران و فرهنگ ایرانی است. افرادی همانند من مجبورند کشور و خانواده خود را برای یادگیری معارف اهل بیت(ع) ترک کنند و به ایران بیایند. اما من به جوانان ایران می گویم که قرار نیست این معارف همیشه در ایران باشد. اگر توجه نکرده و از این معارف حفاظت نکنند، در نسلهای بعدی ایرانی ها مجبورند فرزندان خود را برای یادگیری معارف دینی به کشورهای دیگر بفرستند. معارف اسلامی همانند گوهر گرانبهایی است که نباید به راحتی از بین برود. من برای به دست آوردن آنها بسیار تلاش کردم و از خیلی مسائل گذشته ام.

اسلام؛ یک برنامه کامل برای زندگی بشر

رضواتی در پاسخ به این سوال که «اسلام چگونه دینی است»، خاطر نشان کرد: اسلام یک برنامه کامل برای زندگی بشر است. مجموعه ای است که شامل همه مسائل فردی، اجتماعی، دینی و... است. این آموزه ها برای این است تا انسانها کمتر آسیب ببینند و گرفتار آزمون و خطا و شکست نشوند و راحت تر به رشد و سعادت برسند. البته در این میان انسانها نباید در برابر این حقایق و دستورات لجبازی کنند.





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :