Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 216637
تاریخ انتشار : 12 مرداد 1396 10:46
تعداد بازدید : 886

بررسی تأثیرات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بر حزب الله لبنان / علی خسروشیری *

انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران نقطۀ عطفی در تاریخ خاورمیانه قرن بیستم بوده که بسیاری از رویدادهای سیاسی منطقه را تحت تأثیر خود قرار داده است. پس از وقوع انقلاب اسلامی، مسئله پخش، انتشار و صدور آموزه های انقلاب در کشورهایی که آمادگی پذیرش را داشتند، مطرح شد. چکیده

انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران نقطۀ عطفی در تاریخ خاورمیانه قرن بیستم بوده که بسیاری از رویدادهای سیاسی منطقه را تحت تأثیر خود قرار داده است. پس از وقوع انقلاب اسلامی، مسئله پخش، انتشار و صدور آموزه های انقلاب در کشورهایی که آمادگی پذیرش را داشتند، مطرح شد.
بر مبنای نظریۀ پخش، حزب الله لبنان محیطی همگرا – پذیرا با محیط جمهوری اسلامی ایران بوده، به همین دلیل از نظام جمهوری اسلامی ایران و آموزه های انقلاب اسلامی تأثیرپذیری شگرف داشته است. علاوه بر آنکه حزب الله لبنان از زمینه های لازم برای تأثیرپذیری از اصول، ایده ها و آرمان های انقلاب اسلامی برخوردار بود، جمهوری اسلامی ایران نیز از ابزارها و مجاری پخش برای پخش و اشاعه آموزه های خود در میان شیعیان لبنان به ویژه حزب الله لبنان تحت عنوان صدور انقلاب استفاده کرده است. هدف این پژوهش بررسی تأثیرات انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران بر حزب الله لبنان به عنوان مهم ترین جنبش اسلامی در سال های اخیر بر اساس نظریه پخش (اشاعه) می باشد.

مقدمه

انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران یکی از رویدادهای کم نظیر در جهان سدۀ بیستم بود که در یکی از پر تلاطم ترین مناطق دنیا (منطقۀ خاورمیانه) به وقوع پیوست و شگفتی و تحیّر تحلیل گران، دولتمردان و مردم علاقمند به مسائل سیاسی را در برداشت. ایران نخستین انقلاب سیاسی «اسلامی» موفق را به جهان عرضه کرد؛ انقلابی که به نام اسلام و با شعار «الله اکبر» بر مبنای ایدئولوژی و نمادگرایی شیعه و رهبری روحانیت اسلام گرا استوار بود و مسلمانان سراسر جهان از ثمرۀ آن که همانا اوج گرفتن مفهوم هویت اسلام و بازگشت غرور و اقتدار مسلمانان در جهانی که تحت سلطۀ ابرقدرتهاست، محظوظ شدند. (اسپوزیتو، 1382، ص 49)
آموزه های جهانی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران نشانگر آن بود که پیامدهای انقلاب اسلامی منحصر به مرزهای ایران نخواهد بود، بلکه توجه بسیاری از مردم و دولت های کشورهای در حال توسعه و اسلامی را به خود جلب خواهد کرد. با وجود آموزه های جهانی در انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، طبیعی بود که این آموزه ها در چارچوب مرزهای ایران محصور نماند و به خارج از مرزهای ایران سرایت کند و به ویژه در میان کشورهای اسلامی و به طور خاص در میان شیعیان جهان، بازتاب گسترده ای – چه به لحاظ مخالفت با آن و چه به لحاظ پذیرش آرمان ها و آموزه های آن – داشته باشد.
در میان جوامع اسلامی، حزب الله لبنان که مهم ترین جنبش اسلامی در دهه های اخیر بوده، از مهم ترین جوامعی است که تأثیری شگرف از آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران پذیرفته است. در این پژوهش به این سؤال پاسخ داده می شود که: انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران چه تأثیری بر حزب الله لبنان داشته و این فرایند تأثیرگذاری چگونه انجام یافته است؟ فرضیۀ پژوهش عبارت است از اینکه: «آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران مهم ترین عامل تشکیل حزب الله لبنان بوده و تأثیر شگرفی بر این گروه شیعی داشته است. این تأثیرگذاری هم به دلیل محیط همگرا – پذیرا در حزب الله و هم به دلیل تلاش نظام جمهوری اسلامی ایران برای صدور انقلاب و آموزه های آن بوده است». متغیّر مستقل پژوهش «انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران» و متغیّر وابسته «حزب الله لبنان» است که سعی می شود بر اساس نظریۀ پخش به بوتۀ تحلیل و بررسی گذاشته شوند.

چارچوب نظری: نظریۀ پخش (Diffusion)

نظریۀ پخش (= انتشار / اشاعه / تراوش) یکی از نظریه های رایج در باب توضیح چگونگی انتشار نوآوری ها و گسترش ایده ها و اندیشه هاست. هر چند خاستگاه اولیۀ این نظریه در رشتۀ جغرافیای انسانی است، اما در موضوعات رشتۀ علوم سیاسی و رواط بین الملل نیز کمابیش به کار رفته است. (برزگر، 1386، ص 39)
نظریۀ پخش یا اشاعه در سال 1953 از سوی هاگر استرند (Hager Strand) جغرافیدان سوئدی ابداع و عرضه شد. هر چند نقطۀ آغاز کاربرد این نظریه در پدیده های کشاورزی و شیوع بیماری ها بود، اما کاربرد آن به سایر عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز تسرّی یافت. این نظریه قدرت تبیین و توضیح هر گونه نوآوری فکری یا فیزیکی را دارد که هم علت اشاعه، نحوۀ گسترش و مجاری پخش آن و هم علل توقف یا علل گسترش مجدد آن و نیز پایداری برخی از امواج و زوال برخی دیگر را توضیح می دهد (برزگر، 1386، ص 41). همچنین نظریۀ پخش توانایی تحلیل چگونگی و چرایی اشاعه و انتشار ایده ها و آموزه های انقلاب ها به بیرون از مرزها را داراست و در این زمینه به کار رفته است. به عنوان نمونه، این نظریه در مورد چگونگی و چرایی سرایت ایده های انقلاب های بزرگ نظیر انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب روسیه و... به نقاط دیگر جهان به کار رفته است.
هاگر استرند (جردن، 1380، ص 163- 160) مبدع نظریۀ پخش، چند نوع پخش را مشخص کرده که عبارتند از:
1. پخش جا به جایی (Relocation Diffusion): در این نوع، لازمۀ پخش یک نوآوری یا یک عنصر از فرهنگ، انتقال فرد یا گروه حامل یک اندیشه است.
پخش جا به جایی زمانی رخ می دهد که افراد یا گروه های دارای یک ایدۀ مخصوص، به طور فیزیکی از مکانی به مکان دیگر حرکت کنند و به این طریق، ابداعات و نوآوری ها در سرزمین جدید گسترش یابند. برای مثال، مذاهب با اعزام مبلّغان مذهبی گسترش یافته اند که این نوعی پخش جا به جایی بوده است. مهاجرت مسیحیان اروپایی به آمریکا نمونه ای از این پخش است. کل فرایند استعمار اروپاییان از سال 1500 تا 1950، از نوع پخش جا به جایی بوده است.
به نظر می رسد در دوره های گذشته، الگوی پخش غالب، پخش جا به جایی بوده؛ اما با اختراع و رواج پدیده های جدید ارتباطی، الگوی پخش جا به جایی تا حدود بسیار زیادی کم رنگ شده است.
2. پخش سلسه مراتبی (Hierarchic Diffusion): در این نوع از پخش، پدیده ها و نوآوری ها در قالب سلسله مراتب و از طریق توالی منظّم دسته ها و طبقات منقل می شود و گسترش می یابد. در این فرایند، پخش و اشاعۀ کالاها یا عقاید و ایدئولوژی از پایتخت به شهرهای بزرگ، میانی، کوچک و روستاها به صورت سلسله مراتبی انجام می شود. همچنین د راین نوع پخش، نوآوری ها ابتدا به اشخاص مهم، شهیر و مقبول در جامعۀ مقصد منتقل شده، از طریق آنان در میان مردم انتشار می یابد. در واقع؛ این افراد حامل و مبلّغ نوآوری ها در میان مردم جامعۀ خود می شوند.
3. پخش سرایتی یا واگیردار (Contagious Diffusion): این نوع پخش در مقابل پخش سلسله مراتبی است. در این نوع پخش، گسترش عمومی ایده ها بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب صورت می گیرد؛ مانند اشاعۀ بیماری های مسری، چون در این نوع، پخش با تماس مستقیم منتشر می شود. این فرایند به شدّت تحت تأثیر فاصله قرار دارد. بنابر این، افراد و نواحی نزدیک نسبت به افراد و نواحی دوردست احتمال تماس بیشتری دارند (برزگر، 1386، ص 45). در این نوع پخش، مقصود از فاصله، فقط فاصله جغرافیایی نیست، بلکه فواصل و اختلافات فرهنگی، مذهبی و عقیدتی را نیز در بر می گیرد. بدین صورت که در پخش و انتشار ایده ها و عقاید، جوامعی که اشتراکات فرهنگی، مذهبی و عقیدتی بیشتری با جامعۀ مبدء دارند، بیشتر و سریع تر در معرض پخش و انتشار قرار می گیرند.
دو نوع پخش سلسله مراتبی و سرایتی از نوع پخش هایی هستند که دارای سرعت انتشار بالایی اند. در این دو نوع پخش، این افکار و ریشه ها و مفاهیم اند که از سرزمین میزبان به سرزمین مهمان و جدید هجرت می کنند و چون هجرت فیزیکی نیست، دارای سرعت انتشار بالایی است.

هاگر استرند (شکوئی، 1377، ص 306- 305) شش عامل را در این نظریه مهم می داند که عبارتند از:

1. حوزه یا محیط جغرافیایی: این محیط می تواند محیط پذیرا – همگرا یا محیط ناپذیرا – واگرا باشد. منظور از محیط پذیرا – همگرا؛ تجانس فکری، فرهنگی، دینی، اجتماعی و اقتصادی است. منظور از محیط ناپذیرا – واگرا؛ تفاوت ها، اختلافات و شکاف های مذهبی، زبانیف نژادی و فرهنگی است.
2. زمان؛ عاملی است که می تواند به صورت مداوم یا به حالت دوره های متمایز از یکدیگر و متوالی در نظر گرفته شود.
3. موضوع؛ موضوع پخش ممکن است امراض واگیردار نظیر وبا و...، نوآوری های کشاورزی و تکنولوژیک نظیر بذرهای اصلاح شده یا تلویزیون، کامپیوتر و ماهواره یا پدیده های فیزیکی – فرهنگی نظیر مبارزات انقلابی باشد.
4. مبدء پخش؛ مکان هایی که خاستگاه نوآوری ها، صدور پیام ها و ارزش ها هستند.
5. مقصد پخش؛ مکان هایی که محتوای پخش یا جریان مداوم پخش به آنها می رسد.
6. مسیر حرکت پدیده ها و مجاری انتقال نوآوری از مبدء به مقصد؛ فاصلۀ جغرافیایی و فاصلۀ اجتماعی – اقتصادی مسئله ای مهم در ارتباط با پدیده هاست.
علاوه بر موارد مذکور، عوامل تأثیر گذار دیگری را نیز می توان در این نظریه مشخص کرد؛ نظیر سرعت انتشار و عوامل مؤثّر بر آن، موانع و مرزها و امواج رقیب که در بررسی پخش نوآوری مهم هستند و همچنین پیش بینی اثرات پخش و مضر یا مفید بودن از دید طرف های درگیر و نیز اقدامات مقابله ای. (شکوئی، 1364، ص 133)

در چارچوب نظریۀ پخش، عوامل مختلفی باعث کاهش پخش می شوند که عبارتند از (برزگر، 1386، ص 48 – 47):

1. مسافت؛ دوری و نزدیکی جامعۀ مقصد نسبت به جامعۀ مبدء در میزان پخش تأثیر گذار است. بر این اساس، میزان پذیرش و نوآوری های فرهنگی با افزایش مسافت کاهش می یابد. ابداعات و نوآوری ها به طور عمیق تر و نافذتری در نزدیک ترین نقطه به مبدء پذیرفته خواهند شد و با دور شدن از آن کاهش می یابند.
2. زمان؛ گذشت زمان نیز در این راستا عامل مهمی تلقّی می شود؛ زیرا انتشار و پخش نوآوری به نقطۀ دورتر مستلزم صرف زمان بیشتری است؛ چرا که تعداد پذیرندگان با افزایش مسافت کاهش می یابد. بنابر این، میزان پذیرش نیز با افزایش زمان کاهش می یابد و هر چه از زمان وقوع حادثه و نوآوری فاصله بگیریم، یا هر چه از مکان وقوع نوآوری دورتر شویم، قدرت تسرّی و تأثیر گذاری آن نیز کاهش می یابد.
3. موانع تراوش؛ علاوه بر ضعف و کاهش طبیعی ابداعات و نوآوری ها به دلیل افزایش زمان – مسافت، سدها و موانع نیز موجب توقف یا کند شدن روند پخش نوآوری می شوند یا پیشرفت های بعدی را متوقف می سازند. در اغلب موارد، مرزها نفوذپذیرند؛ بدین معنی که اجازۀ پخش برخی امواج ابداعات و نو آوری ها را می دهند، لیکن در جهت تضعیف و توقف آن نیز می کوشند.

کاربرد نظریۀ پخش در انقلاب اسلامی ایران

نظریۀ پخش در مورد پخش و اشاعۀ ایده ها و آرمان های انقلاب اسلامی ایران در کشورهای مسلمان به ویژه در میان حزب الله لبنان (موضوع پژوهش حاضر)، کاربرد دارد. در این پژوهش؛ مبدء پخش، ایران پس از انقلاب و حوزۀ مقصد پخش، جامعۀ لبنان به ویژه حزب الله است. این حوزۀ پخش، محیط پذیرا – همگرا با محیط ایران بوده است. منظور از محیط پذیرا – همگرا؛ تجانس فکری، فرهنگی، دینی و اجتماعی است. هم مذهب بودن، هم عامل اشاعه دهنده و هم عامل شتاب دهندۀ پخش ایده هاست. در واقع؛ یکی از کارکردهای مذهب آن است که سرعت اشاعۀ رفتارها را در بین هم مذهبی ها شتاب غیر قابل تصوّری می بخشد. (رفیع پور، 1376، ص 88)
موضوع پخش در انقلاب اسلامی ایران، طیف متنوّع و وسیعی را در بر می گیرد که عبارتند از: لباس و پوشاک نظیر استفاده از چادر، حضور بیشتر در مساجد و رونق گیری مساجد، حرکات سیاسی در مساجد، تأسیس سازمان های مذهبی و مبارز، فعّال شدن سازمان های قبلی، جدّی شدن موضوع دین برای جوامع مسلمان نشین، الهام گیری از تاکتیک های مبارزات انقلاب اسلامی، بیان مطالبات اجرای شریعت اسلامی و احترام به شعائر مذهبی، بیداری اسلامی و اعتماد به نفس سیاسی، ترویج و شیوع ایدۀ مبارزه با رژیم صهیونیستی، ایدۀ وحدت مسلمانان، اسلام راه حل مبارزه و زندگی، وحدت شیعه و سنی و ایجاد جامعۀ اسلامی و دولت اسلامی. شاید برای همۀ موارد ذکر شده بتوان یک نام را برگزید و آن «اسلامی سیاسی» است. (برزگر، 1386، ص 62)
همچنین برای اشاعه و پخش ایده ها، اصول و آرمان های انقلاب اسلامی ایران در میان شیعیان لبنان طبق نظریۀ پخش، مسیرهاف مجاری و ابزارهایی به کار رفته است که در ادامه به آن پرداخته می شود.
علاوه بر موارد فوق، انواع پخش جا به جایی، سلسله مراتبی و سرایتی در زمینۀ پخش ایده ها، اصول و آرمان های انقلاب اسلامی در میان شیعیان لبنان به ویژه حزب الله صورت گرفته است. در ادامه، با استفاده از نظریۀ پخش و اصول آن، چگونگی پخش و اشاعۀ ایده ها، اندیشه ها و آرمان های انقلاب اسلامی در میان حزب الله بررسی می شود.

زمینه های اثرپذیری حزب الله لبنان از انقلاب اسلامی

در میان شیعیان لبنان به ویژه حزب الله، زمینه ها و ویژگی هایی وجود دارد که آن را مساعد و مستعد تأثیرپذیری از آرمان ها و آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران کرده است. این ویژگی ها عبارتند از: زمینه های مذهبی، زمینه های فرهنگی، زمینه های سیاسی، زمینه های اقتصادی و زمینه های نظامی، در میان زمینه های ذکر شده، زمینه های مذهبی و فرهنگی از نوع پخش سرایتی یا واگیردار است که طبق آن، نزدیکی ها و اشتراکات مذهبی و فرهنگی میان جوامع مبدء و مقصد، در اشاعه و پخش ایده ها، اصول و اعتقادات نقش مهمی دارند.

الف) زمینه های مذهبی


یکی از کارکردهای مذهب آن است که شتاب غیر قابل تصوّری به سرعت اشاعۀ رفتارها و اندیشه ها در میان هم مذهبیون می بخشد (رفیع پور، 1376، ص 88). بنابر این، اشتراک مذهبی – عقیدتی ایرانیان با حزب الله لبنان نقش مهمی در اثرپذیری از ایده ها و اصول انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی داشته است. به لحاظ تاریخی ارتباط بین شیعیان ایران و لبنان، به زمان سلسلۀ صفویه باز می گردد که پادشاهان آن از علمای شیعۀ جبل عامل طلب راهنمایی کردند. در پس این دعوت، تعدادی از علمای شیعۀ جبل عامل به ایران سفر کرده، به آموزش مذهبی مشغول شدند.
سال های قبل از انقلاب اسلامی، روحانیون جوان زیادی در نجف تحصیل می کرده اند که در آنجا با اندیشه های امام خمینی آشنا و بعدها در لبنان از مروّجان اندیشه های امام خمینی شدند؛ افرادی نظیر ابراهیم حسن، عباس موسوی، سیدحسن نصرالله، صبحی طفیلی، راغب حرب – که در سال 1984 به شهادت رسید – در دهۀ 1970 در نجف تحصیل می کردند و بعدها از رهبران شاخص حزب الله شدند. (نورتون، 1382، ص 104)
بنابر این، نجف به عنوان یک مرکز آموزش مذهبی به قلب ایدئولوژیکی تفکّر اسلام شیعی در دهۀ 1960 و 1970 تبدیل شده بود. در آنجا امام خمینی (ره) حضور داشت که ایده ها و نظریه هایی را مطرح کرد که بعدها و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، اساس حکومت اسلامی پس از انقلاب را تشکیل داد. (Jaber, 1997, P.20)
پس از انقلاب و با استقرار حکومت جمهوری اسلامی در ایران، به تدریج طلاب لبنانی در ایران افزایش یافتند. این روحانیون، انتقال دهندۀ مذهب شیعی انقلابی ایران به شیعیان لبنانی شدند. (جعفریان، 1387، ص 64)
در واقع؛ علاقه و نزدیکی مستحکمی بین جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان از لحاظ ایدئولوژیکی و تاریخی وجود داشته است. هم مذهب بودن هم عامل اشاعه دهنده و هم عامل شتاب دهنده در پخش ایده ها، اصول و آرمان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی در میان حزب الله لبنان بوده است. این اشتراک مذهبی، حوزه و محیط حزب الله را به محیط پذیرا – همگرا با محیط ایران پس از انقلاب بدل کرده بود.

ب) زمینه های فرهنگی

شیعیان لبنان قرن هاست که با مردم ایران پیوند عمیق و ارتباط اساسی و ریشه ای دارند. پنج یا شش قرن قبل، عده ای از ایرانیان که تاجر و بازرگان بودند، در بعلبک مقیم شدند و به کار تجارت پرداختند. این رابطۀ تجاری و بازرگانی میان ایران و لبنان سال ها ادامه یافت و ایرانیان و شیعیان لبنان با یکدیگر در ارتباط بودند. این آمیختگی فرهنگی سال های سال میان ایرانیان و شیعیان لبنان ادامه یافته است.
پس از دولت صفویه، میان علمای شیعۀ ایران و لبنان و همچنین میان مردم این دو سرزمین، روابط فرهنگی پایداری وجود داشته است. اشتراکات و تشابهات مذهبی، سبک زندگی و شیوۀ رفتاری این ارتباطات را بیشتر می کرده است.
قبل از انقلاب اسلامی، ایرانیان و انقلابیون زیادی در لبنان حضور داشتند و در محیط آزاد آن به فعالیت های سیاسی – اجتماعی می پرداختند. مهم ترین آنها عبارت بودند از: امام موسی صدر، شهید دکتر چمران، شهید محمد منتظری، حجت الاسلام سیداحمد خمینی، صادق طباطبایی، جلال الدین فارسی و... حضور این افراد و فعالیت های آنان در میان شیعیان لبنان، آنان را بیشتر با فرهنگ ایرانی و افکار و اندیشه های انقلابی ایران آشنا می کرد. همچنین باید ذکر کرد که قرابت های فرهنگی موجود میان ایرانیان و شیعیان لبنان، منجر به تمایل ایرانیان برای حضور در لبنان و همچنین پذیرش شخصیت های ایرانی در میان شیعیان لبنان شده بود. این اشتراکات و نزدیکی های فرهنگی به مانند اشتراک مذهب، محیط شیعیان لبنان به ویژه حزب الله را به محیط پذیرا – همگرا با محیط ایران بدل کرده بود.

ج) زمینه های سیاسی

به لحاظ سیاسی، ساخت حزب الله مستعد پذیرش اصول و آرمان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بوده است. عوامل سیاسی متعددی زمینۀ تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی را فراهم کرده بودند که عبارتند از:
1. نظام طایفه ای لبنان: در طول تاریخ لبنان، شیعیان همواره مورد ظلم و ستم واقع شده بودند. در دوران بنی امیه، بنی عباس و سلطۀ عثمانی ها و همچنین سلطۀ فرانسه بر لبنان و در نهایت، در نظام طایفه ای لبنان، به شیعیان ظلم می شده است. (Olmert,1987, P.6)
پس از جنگ جهانی اول و تسلّط فرانسه به لبنان، تمام ابعاد قدرت (سیاسی، نظامی و اقتصادی) در اختیار مسیحیان مارونی قرار گرفت. قدرت در نظام سیاسی لبنان بر اسسا قانون اساسی 1926 و میثاق ملی 1943، میان سه طایفۀ اصلی مسیحیان مارونی، سنی ها و شیعیان به طور نابرابر تقسیم شده بود. معیار این تقسیم بندی بر اساس آمار سرشماری سال 1932 بود که جمعیت بیشتر به ترتیب در اختیار مسیحیان مارونی، اهل سنت و شیعیان بود. ولی با گذشت زمان، نسبت جمعیتی لبنان دچار تغییرات شگرفی شده و شیعیان لبنان نسبت به مسیحیان مارونی و اهل سنت جمعیت بیشتری را دارا شده بودند، ولی تقسیمات سیاسی قدرت دست نخورده باقی مانده بود. بنابر این، شیعیان از نظام طایفه ای لبنان و تقسیمات قدرت که سال ها قبل صورت گرفته بودف متضرر می شدند و ظلم و ستم روا داشته شده به خود را به صورت ملموس و محسوس حس می کردند.
علاوه بر ظلم و ستم نظام طایفه ای به شیعیان لبنان، پس از جنگ جهانی دوم، طایفه های مذهبی مختلف از سوی قدرت های خارجی حمایت می شده اند. در این میان فقط شیعیان لبنان بودند که هیچ گونه حامی خارجی نداشتند.
پس از جنگ جهانی دوم، سنی ها از سوی کشورهای عرب و مسیحیان مارونی از سو غرب حمایت می شدند. این امر سبب شده بود که شیعیان لبنان خواهان کسب حمایت کشوری شیعی باشند. بنابر این، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نگاه شیعیان لبنان متوجه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران شد. نظام طایفه ای بدون در نظر گرفتن واقعیت های اجتماع لبنان و ساخت جمعیتی آن، در حق شیعیان ظلم و اجحاف روا داشته بود. پس طبیعی بود که شیعیان لبنان به ویژه حزب الله، مستعد پذیرش اندیشه های مساوات طلبانه، عدالت طلبانه و همچنین ظلم ستیزانۀ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران باشند.
2. ظلم و اجحاف طبقۀ زعما به شیعیان لبنان: در نیمۀ دوم قرن نوزدهم بر اثر اصلاحات ارضی که توسط عثمانی ها صورت گرفت، در میان شیعیان لبنان گروه کوچکی که اراضی وسیعی را به دست آورده و به طبقه زعما (اشراف) معروف شده بودندف بر مناطق شیعه نشین حاکم شدند. (Buheiri, 1981.P.121-122)
در لبنان علاوه بر آنکه حکومت، شیعیان را نادیده می گرفت، فئودال های شیعه (طبقه زعما) نیز به شیعیان کم توجهی می کردند. رهبران زمیندار شیعه در جستجوی قدرت شخصی بوده و نسبت به رفاه اجتماعی جامعۀ شیعه حساسیتی نداشتند. بنابر این، شیعیان علاوه بر آنکه حقیقتاً فاقد نمایندگی بودند – طبقۀ زعما که داعیۀ نمایندگی سیاسی جامعۀ شیعه را داشت، بیشتر به دنبال منافع شخصی و طبقه ای خود بود – فاقد نیازهای زندگی مدرن نظیر مدرسه، بیمارستانف جاده و آب بوده، در مقایسه با سطوح رفاع و رونق سنی ها و مسیحیان، از استانداردهای زندگی قدیمی تری برخوردار بودند. (Jaber,op cit, P.10-11)
بنابر این، یأس و نا امیدی شیعیان محروم لبنان از هم مسلکان ثروتمند و زمیندار خود، نگاه و امید آنها را به سوی گروه و تفکّر جدیدی جلب کرده بود. در نتیجه، فعّالیت های اسلام گرایانی نظیر امام موسی صدر و جلب اعتماد شیعیان به این گروه، زمینۀ مساعدی برای توجه به انقلاب اسلامی ایران فراهم کرد. در واقع؛ فعّالیت های امام موسی صدر باعث شد که شیعیان لبنان به ماهیت واقعی رهبران سنتی شیعیان (طبقه زعما) و همچنین به توانایی اندیشۀ مذهب شیعه در امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پی ببرند.
3.مسئلۀ فلسطین: پس از فاجعۀ سال 1948 و تشکیل رژیم صهیونیستی، صدها هزار فلسطینی آوره شدند و به سرزمین های مجاور و همسایه مهاجرت کردند. جنوب لبنان – که عمدتاً محل سکونت شیعیان است – محلی برای سکونت مهاجران فلسطینی شد. بنابر این، شیعیان از نزدیک با درد و رنج های مسلمانان فلسطینی آشنا شدند و نفرت آنان از رژیم مستقر در جنوب لبنان که در نتیجۀ آن علاوه بر فلسطینی ها، بسیاری از شیعیان جنوب لبنان نیز به شهادت می رسیدندف تنفّر و دشمنی شیعیان لبنان به ویژه حزب الله، همچون فلسطینی ها، زمینۀ مناسبی برای تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران که مبارزه با اشغالگران قدس و دفاع از آزادی قدس، از شعارها و اصول محوری آن بود، فراهم شود.
4. سیاسی شدن شیعیان توسط امام موسی صدر و جنبش امل: پیش از حضور امام موسی صدر در لبنان و در نبود احزاب شیعی، بسیاری از شیعیان، احزابی را که تغییرات انقلابی بیشتری را نسبت به سیستم سیاسی مطرح می کردند، بر می گزیدند. به این دلیل، بسیاری از احزاب چپ رادیکال عضویت بیشتری از شیعیان را داشتند. (Shsnahan, 2005,P.175)
امام موسی صدر پس از حضور در لبنان با نگرانی از این وضعیت و با مشاهدۀ ناتوانی طبقۀ زعما در جذب جوانان شیعه و جلوگیری از جذب شیعیان به احزاب چپ و قومی، تشکیلات سیاسی، اجتماعی و مذهبی متعدّدی را ایجاد کرد. وی در سال 1967 مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، در سال 1972 تشکیلات سیاسی – اجتماعی حرکت المحرومین و در سال 1975 جنبش امل (گردان های مقاومت لبنانی) را بنیان گذارد. وی همچنین در کنار این تشکیلات سیاسی – اجتماعی، تشکیلات مذهبی، اجتماعی و آموزشی نظیر معهد الدراسات (مؤسسه مطالعات اسلامی)، مدرسه جبل عامل، جمعیت بیت الفتاه و جمعیت البر و الاحسان (جمعیت نیکی و احسان) را ایجاد کرد. وی با ایجاد این تشکیلات در پی رفع مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شیعیان و کل محرومان لبنان بود. بنابر این، با فعالیت های امام موسی صدر و جنبش امل، شیعیان لبنان قبل از انقلاب اسلامی سیاسی شده بودند و خود تشکیلات مستقل سیاسی – اجتماعی داشتند و با بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی – سیاسی جامعۀ شیعه آشنا شده بودند. به همین دلیل، رشد آگاهی سیاسی – اجتماعی شیعیان، زمینۀ مناسب و مساعدی جهت جذب افکار و اندیشه های انقلابی امام خمینی فراهم کرده بود.
در سال 1979، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یک نهاد فرهنگی تحت عنوان کمیتۀ حمایت از انقلاب اسلامی در لبنان شکل گرفته بود. این کمیته، تظاهرات گستردۀ مردمی را در حمایت از انقلاب ایران پیش از پیروزی ترتیب می داد. این امر نشانگر سیاسی شدن شیعیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. سیدحسین موسوی (ابوهشام) یکی از رهبران حزب الله در زمینۀ تأثیر فعالیت های امام موسی صدر می گوید: «من معتقدم که اگر امام موسی صدر مردم لبنان را بیدار و آماده نکرده بود، آنها هیچ وقت دعوت امام خمینی (ره) را استجابت نمی کردند. آنها نه تنها چنین کردند، بلکه قبل از پیروزی انقلاب نیز با آن همدل و همگام بودند... ما از اول با انقلاب و در کنار آن بودیم؛ یعنی هم در زمان امام صدر و هم بعد از آن در مسیر انقلاب اسلامی قرار داشتیم. حرکت امام موسی صدر، برنامه ها و اقدامات ایشان، مردم لبنان را آماده کرد تا با انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی (ره) همگام و همراه شوند. حرکت، افکار و اندیشه های آن بزرگوار هنوز هم بر حرکت سیاسی شیعیان لبنان و مقاومت اسلامی که امروز در حزب الله تبلور یافته است، تأثیر دارند». (کمالیان و رنجبر کرمانی، 1377، ص 47)
5. سکولاریزه شدن جنبش امل پس از امام موسی صدر: پس از ناپدید شدن امام موسی در سال 1978، مسئولیت جنبش امل به عهدۀ حسین الحسینی افتاد و پس از وی در سال 1980، نبیه برّی جانشین الحسینی شد. نبیه برّی سیاست های محتاطانه و محافظه کارانه ای در پیش گرفت. سکولاریزه کردن، رویکرد متداولی بود که نبیه برّی و امل در خصوص منافع در حال گسترش شیعه در لبنان اتّخاذ کرده بودند و این سیاست مورد قبول اعضای مذهبی جنبش امل نبود. از جملۀ این سیاست ها، حضور نبیه برّی در کمیتۀ نجات ملی بود که بشیر جمیل در آن حضور داشت. عناصر مذهبی امل، این کمیته را کمیتۀ آمریکایی می نامیدند و به نبیه برّی توصیه کرده بودند در آن شرکت نکند. اعضای مذهبی امل، شرکت نبیه برّی در کمیتۀ نجات ملی را انحراف از خط سیاسی – اسلامی امام موسی صدر می دانستند. یکی از مخالفان اصلی این طرح، سیدحسین موسوی (ابوهشام) نایب رئیس جنبش امل بود که شرکت نبیه برّی در کمیتۀ نجات و همچنین تصمیمات آن را مخالف با مبانی فکری و دیدگاه های اولیۀ جنبش و همچنین تصمیمات آن را مخالف با مبانی فکری و دیدگاه های اولیۀ جنبش و همچنین مخالف با تصمیمات چهارمین کنگره تفسیر کرد. (1) وی معتقد بود که هیئت نجات، تحت نظارت آمریکا و رژیم صهیونیستی شکل گرفته و شرکت نبیه برّی در آن غیر اسلامی است. اعضای مذهبی جنبش امل پس از شرکت نبیه برّی در هیئت نجات، از رهبر جمهوری اسلامی ایران مشورت خواستند که پاسخ حضرت امام (ره) اینگونه بود: انقلاب اسلامی مشارکت در هیئت نجات را رد می کند. (شراره، 1998، ص 127)
سیاست های غیرمذهبی نبیه برّی، اعضای مذهبی جنبش امل و جامعۀ شیعۀ لبنان را مأیوس کرد و سبب شد مسیر دیگری را برای فعالیت های سیاسی – اجتماعی خود برگزینند. برخی از مسئولان جنبش امل چون: سید حسن نصرالله، شیخ صبحی طفیلی، شیخ محمد یزیک، شیخ حسین خلیل، شیخ نعیم قاسم، محمد رعد، سیدعباس موسوی، سید ابراهیم امین السید و بالاخره سید حسین موسوی از جنبش امل جدا شدند. (غریب، 1384، ص 28- 27)
سیاست های غیر مذهبی نبیه برّی و جنبش امل، زمینه را برای تأثیرگذاری انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران که خواهان مشارکت فعالانۀ اسلام و مذهب در سیاست بود، هر چه بیشتر مهیا و آماده کرد و باعث شد اعضای مذهبی جنبش امل که به شدّت تحت تأثیر آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران بودند، به یکی از هسته های اصلی تشکیل دهندۀ حزب الله تبدیل شوند.

د) زمینه های اقتصادی

در طول تاریخ لبنان، جامعۀ شیعه محروم ترین و مستضعف ترین طایفه بوده است. پس از اعلام استقلال لبنان در سال 1946 و حاکمیت نظام طایفه ای، وضع شیعیان بسیار وخیم و ناراحت کننده بود. آنان شهروندان درجه ثالث – پس از مسیحیان و اهل تسنن – به حساب می آمدند و همۀ کارهای کم درآمد و پست به عهده شیعیان بود. مناطق آنان فقیرترین و محروم ترین قسمت های لبنان و سرنوشت آنان سیاه ترین سرنوشت ها به شمار می رفت و فرهنگ و امکانات رشد برای شیعه ها به حداقل تقلیل یافته بود. به همین دلیل، عدۀ زیادی از شیعیان لبنان مهاجرت کرده، در کشورهیا دیگر به خصوص آفریقایی به کار و کاسبی می پرداختند (چمران، 1362، ص 33). همچنین بسیاری از روستاییان به دلیل محرومیت های اقتصادی و نبود شغل و با امید به یافتن کار مناسب و تأمین کار مناسب و تأمین حداقل مایحتاج زندگی و امید به بهتر شدن زندگی، به محله های فقیرنشن پیرامون بیروت مهاجرت کرده بودند. مارتین کرامر در کتاب بنیادگرایی در مورد جایگاه شیعه قبل از پیدایش حزب الله می نویسد: در سال 1946 که لبنان استقلال یافت، شیعیان به صورت کنیززادگان تحقیر شده ای درآمدند که در کشوری زیر حاکمیت مسیحیان مارونی و مسلمانان سنی و در خدمت به منافع ویژۀ آنها روزگار می گذراندند. (میرباقری، 1382، ص 47)
پس از استقلال لبنان، منطقۀ جبل عامل به دلیل ضعف و عقب ماندگی به «الجنوب» شهرت داشت. سهم این منطقه که عمدتاً شیعیان در آن سکونت دارند، بیماری، بیسوادی، فقر و تشنگی بوده و از لحاظ برق، جاده، مدرسه، بیمارستان، پزشک و حتی تلفن به مراتب عقب افتاده تر از سایر نواحی لبنان بود. (المرت، 1368، ص 266)
گذشت زمان و افزایش تدریجی آگاهی های سیاسی و اجتماعی شیعیان در کنار کمبودها و ضعف های اقتصادی و همچنین آگاهی از زندگی مرفّه و غربی همتایان مسیحی و سنی آنها، توقّعات و انتظارات آنان را افزایش داده بود. آنان را مستعد پذیرش افکار و اندیشه های عدالت طلبانه و مساوات طلبانه کرده بود.

ه) زمینه های نظامی

لبنان پس از استقلال، به دلیل ساخت طایفه ای آن، ناعادلانه بودن تقسیم قدرت و همچنین مجاورت در کنار مرزهای رژِم اشغالگر قدس، همواره در معرض دو گونه تهدید امنیتی بوده که عبارتند از: تجاوزهای مکرر صهیونیست ها به خاک لبنان و وقوع جنگ داخلی.
1. تجاوزهای مکرر صهیونیست ها به خاک لبنان: پس از تشکیل دولت صهیونیستی در سال 1948، همواره لبنان به دلیل حضور آوارگان فلسطینی مورد هجوم آن رژیم بوده است. از پیامدهای تجاوز اشغالگران قدس به لبنان، کوچ دسته جمعی ساکنان جنوب بر اثر نابودی محصولات کشاورزی و محاصرۀ اقتصادی منطقه از سوی نیروهای صهیونیستی بود. بدین ترتیب، مهاجرت گستردۀ ساکنان جنوب بر حجم بیچارگی و آوارگی شیعین افزود و مناطق شیعه نشین را به پایگاه وسیعی برای گروه های مبارز شیعه در آورد و حتی بعضی از پناهدگان و آوارگان شیعه در یکی از این اردو گاه ها بیشتر از آوارگان فلسطینی بود. بر اثر اختلاط شیعیان لبنان با آوارگان فلسطینی، قریب یک چهارم قربانیان کشارهای صبرا و شتیلا که در سال 1982 توسط مزدوران رژیم صهیونیستی – فالانژیست ها – صورت گرفت، از شیعیان لبنان بودند. علاوه بر این ماجرای دردناک، رخداد دیگری که به دست صهیونیست ها انجام گرفت، اهانت به دسته های عزادار شیعه در روز عاشورا در شهر نبطیه در سال 1938 بود که بر آتش خشم و کینۀ شیعیان افزود. (سوید، 1379، ص 26)
بنابر این، تجاوزهای پی در پی صهیونیست ها به لبنان و آوارگی های شیعیان لبنان، زمینۀ مناسبی برای پذیرش دیدگاه های ضد صهیونیستی و همچنین فرهنگ شهادت طلبی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده بود.
2. جنگ داخلی لبنان: در سال 1975 نظامیان مسیحی با فلسطینی هایی که در لبنان حضور داشتند و مورد حمایت مسلمانان لبنان بودند، درگیر شدند و جنگ داخلی15سالۀ لبنان آغاز شد (Jaber, op cit, P.12). این جنگ ها که در یک طرف آن اتّحاد مسیحیان راستگرای افراطی و در طرف دیگر آن اتّحاد مسلمانان، چپگرایان و ملی گرایان قرار داشت، ده ها هزار کشته و مجروح به جای گذاشت و تا اوایل دهۀ 1990 (زمان امضای توافق طائف) ادامه یافت. (اصل رکن آبادی، 1387)
جنگ داخلی لبنان و بی نظمی ها و درهم ریختگی های اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن، که شیعیان لبنان را در تنگنا قرار داده بود، زمینۀ مناسبی برای آموزه های انقلاب اسلامی فراهم کرده بود. در دوران جنگ داخلی لبنان، شیعیان لبنان به احزاب چپ و قومی عربی بی اعتماد شده و به دنبال اندیشه ای ثبات بخش، آرامش بخش و صلح طلب بودند که در سایۀ آن زندگی کنند. اصول، آرمان ها و آموزه های انقلاب اسلامی پاسخگوی این خواسته های شیعیان محروم و خسته و زخم دیده از جنگ داخلی بود. بنابراین، طبیعی بود که در این شرایط، شیعیان به ویژه حزب الله لبنان، پذیرای آموزه های آرامش بخش و ثبات بخش انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و رهنمودهای امام خمینی (ره) شوند.

ابزار جمهوری اسلامی ایران جهت اثرگذاری بر حزب الله لبنان

انقلاب اسلامی ایران پس از پیروزی، مانند سایر انقلاب های بزرگ تاریخ نظیر انقلاب لیبرالیستی فرانسه در 1789 و انقلاب کمونیستی روسیه در سال 1917، با پیامد قهری انقلاب ها؛ یعنی صدور انقلاب مواجه شد. پس از هر انقلابی، انقلابیون خواهان صدور ارزش ها و آرمان های انقلابی خود به سراسر جهان و به خصوص مناطق اطراف و دارای خصوصیات فرهنگی مشترک هستند تا آن کشورها را نیز از شر پلیدی، ظلم ها و مشکلات رهایی دهند. در واقع؛ صدور انقلاب مهم ترین مسیر و ابزار اشاعۀ ایده ها و اندیشه های تمامی انقلاب ها بوده است. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنا نبود. در انقلاب اسلامی ایران استفاده از ابزار نظامی همواره از سوی رهبر کبیر انقلاب و همچنین دیگر مسئولان جمهوری اسلامی نفی شده و بر صدور صلح آمیز انقلاب اسلامی تأکید شده است. امام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند: «صدور انقلاب صدور تجاوز و جنگ و به معنای گرفتن زمین های دیگران نیست... صدور انقلاب به معنای صدور پیام و صدور رسالت انقلاب است؛ صدور ارزش هایی مانند استقلال، عدم وابستگی، خودکفایی، خصلت های انسانی پاک ایمان، شرف، افتخار و حمایت از مستضعفان» (بارقیان، 1387، ص 57). آیت الله خامنه ای نیز در سال 1363 در این زمینه فرمودند: «صدور انقلاب به معنی صدور مفاهیم انقلاب است که جز با حضور ما در میدان سیاست جهانی ممکن نیست» (همان، ص 56). از بیانات رهبران جمهوری اسلامی ایران برداشت می شود که صدور انقلاب نیاز و ضرورتی برای انقلاب اسلامی بوده و مقصود از آن، صدور «احساس همبستگی، روحیه و شور انقلابی، عدالت طلبی و ظلم ستیزی» است.
جمهوری اسلامی ایران بیشتر به سه نوع ابزار صلح آمیز در صدور انقلاب توجه داشته و از آنها استفاده کرده است که عبارتند از: الگوسازی، تبلیغ و حمایت.

1. الگوسازی

ابزار الگوسازی در انقلاب اسلامی ایران، با توجه به ماهیت و اصول انقلاب دو رویکرد مکمّل و همزمان «اسلامی کردن جامعه و توسعه و پیشرفت کشور» را به دنبال داشته است. الگوسازی یکی از مهم تین ابزارهایی بوده که در صدور انقلاب اسلامی ایران نقش مهمی داشته است. مقامات حزب الله لبنان، همواره از نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک الگو و سرمشق نام برده و سعی کرده اند تجربیات جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند. بسیاری از سازمان های حزب الله لبنان نظیر کمیته امداد، بنیاد شهید، جهاد سازندگی و... با الگوبرداری از سازمان های انقلابی جمهوری اسلامی ایران تأسیس شده اند. همچنین فرهنگ شهادت طلبی در مبارزه با رژیم صهیونیستی نیز با الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران و فرهنگ شهادت در جنگ تحمیلی بوده است.

2. تبلیغ

جمهوری اسلامی ایران برای تبلیغ اصول و آرمان های انقلاب اسلامی در میان مسلمانان جهان، به ویژه شیعیان لبنان، از روش های ذیل استفاده کرده است:
الف) ایجاد نهادهای مختلف: پس از انقلاب اسلامی چندین نهاد با هدف صدور ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی ایران تشکیل شده است. مهم ترین این سازمان ها عبارتند از: سازمان تبلیغات اسلامی، بنیاد اندیشه، بنیاد فارابی و شبکه های رادیو و تلویزیونی بین المللی.
ب) فعالیت های رایزنی فرهنگی: از مهم ترین فعالیت های رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی می توان به ایجاد ارتباط با روشنفکران، استادان دانشگاه، علمای مذهبی لبنان و حزب الله و همچنین تشکیل سمینارهای فرهنگی و علمی، مراودات با مراکز انتشاراتی و کتابخانه ها، برگزاری فستیوال ها، جشنواره های هنری و نمایشگاه های کتاب اشاره کرد.
ج) اعزام هیئت های نمایندگی و پذیرش دانشجویان و طلاب: در طول حیات جمهوری اسلامی ایران، هیئت های مختلفی جهت تبلیغ و ترویج اصول و آرمان های انقلاب اسلامی برای لبنانی ها به ویژه شیعیان آن به این کشور اعزام شده اند. اعزام هیئت ها و نمایندگی های مختلف به میان شیعیان لبنان و حزب الله جهت اشاعۀ ایده ها و اندیشه های انقلاب اسلامی نیز نمون ای از پخش جا به جایی محسوب می شود.
علاوه بر اعزام هیئت ها، جمهوری اسلامی ایران همواره پذیری صدها دانشجو و طلبۀ لبنانی بوده است. حضور این دانشجوها و طلبه های جوان شیعۀ لبنانی در فضای جمهوری اسلامی ایران، عنصر تبلیغی مناسبی برای انقلاب اسلامی بوده است. در واقع؛ مفروض این بوده است که این افراد با پذیرش نوآوری انقلاب اسلامی و بازگشت به کشور خود، به گونه ای سلسله مراتبی – با توجه به نخبه بودن و قدرت تأثیر گذاری بیشتر – عامل پخش ایده ها و اندیشه های انقلاب اسلامی می شوند.
د) برگزاری کنگره ها و کنفرانس های بین المللی: جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب کنفرانس ها و سمینارهای زیادی را برگزار کرده که در بسیاری از آنها همواره نمایندگانی از حزب الله لبنان حضور داشته اند. این نمایندگان که به طور عمده از اندیشمندان و فعالان سیاسی شیعیان لبنان بوده اند، نقش مهمی در انتقالافکار و اصول انقلابی جمهوری اسلامی ایران داشته اند. مهم ترین این کنفرانس ها و سمینارها عبارتند از: کنفرانس های بزرگداشت روز قدس، برپایی سمینارهای جنبش های آزادی بخش، کنفرانس های حج و حج برائت، برپایی مراسم هفتۀ وحدت و برپایی کنفرانس اندیشۀ اسلامی. (حشمت زاده، 1385، ص 69)
برگزاری کنگره ها و کنفرانس های مذکور و دعوت از اندیشمندان شیعۀ لبنان نیز به دلیل نخبگی اندیشمندان و تأثیر عمیق و بنیادی این افراد بر مردم، نمونه ای از پخش سلسه مراتبی محسوب می شود.

3. حمایت

پس از انقلاب اسلامی و با استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از حزب الله لبنان، یکی از پایه های ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. جمهوری اسلامی پس از استقرار، سه گونه حمایت آموزشی، حمایت سیاسی و معنوی و حمایت مالی از حزب الله لبنان به عمل آورده است که نمونۀ کاملی از نوع پخش جا به جایی محسوب می شود.
الف) حمایت آموزشی: جمهوری اسلامی ایران با هدف صدور انقلاب اسلامی، در مرحلۀ نخست سعی کرد اندیشه های امام خمینی را از طریق نهادهای شیعی موجود در لبنان نظیر جنبش امل، تبلیغ و ترویج کند. ولی سیاست های غیرمذهبی و محافظه کارانۀ جنبش امل به رهبری نبیه برّی، مانع این امر نشد (غریب، 1384، ص 27). تهاجم صهیونیست ها به لبنان در سال 1982 که چند هفته پس از فتح خرمشهر رخ داد، باعث شد نیروهای ایرانی خواهان حضور در لبنان و کمک به شیعیان آن شوند. بر این اساس با موافقت سوریه، اولین گروه از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متشکّل از تیپ محمد رسول الله (ص) به فرماندهی حاج احد متوسّلیان (2) شش روز پس از تهاجم نظامی صهیونیست ها (21/3/1361) وارد دمشق پایتخت سوریه شدند (اسداللهی، 1379، ص 61) و از مرز سوریه به لبنان رفتند.
بدین ترتیب 1500 تن از پاسداران انقلاب اسلامی با کمک علی اکبر محتشمی سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در دمشق، وارد بعلبک در درۀ بقاع شدند. ورود پاسداران انقلاب اسلامی به لبنان به دلیل همزمانی با تهاجم صهیونیست ها به لبنان و اینکه اغلب توجهات روزنامه نگاران و رسانه های غربی معطوف به فعّالیت های آن رژیم شده بود، بدون جلب توجه و هیاهوی سیاسی صورت گرفت. (Jaber, op cit, P.107)
پاسدارانه انقلاب اسلامی در درۀ بقاع اردوگاه های آموزشی ایجاد کردند و نیروهایی از جوانان را که بعدها هستۀ اصلی حزب الله را تشکیل دادند، برای برنامه های آموزش نظامی جذب کردند. همچنین گروه هایی را سازمان دادند تا در روستاهای درۀ بقاع، اصول و نظریه های امام خمینی (ره) را تبلیغ و ترویج کنند. (Ibid, P107-108)
در طول حیات حزب الله لبنان نیز بسیاری از مقامات و نیروهای حزب الله در دانشگاه ها و حوزه های علمیه ایران مشغول تحصیل بوده و در واقع در جمهوری اسلامی ایران آموزش دیده اند. همچنین رهبران حزب الله طی سه دهۀ اخیر از مشاوره های جمهوری اسلامی ایران در زمینۀ مسائل مهم سیاسی و بین المللی برخوردار بوده اند.
ب) حمایت سیاسی و معنوی: جمهوری اسلامی ایران همواره از تمامیت ارضی لبنان حمایت و تجاوزها و اشغال نظامی جنوب لبنان توسط صهیونیست ها را محکوم کرده است. همچنین خود را ملزم می دانسته از حزب الله لبنان حمایت کند. لذا در کنار سوریه، همواره از مقاومت اسلامی و حزب الله در جریان مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی حمایت کرده است. اگر مواضع قاطع این دو کشور به ویژه حمایت های آنها به هنگام تجاوزهای اشغالگران قدس به لبنان نبود، یا اگر در طول مذاکرات منطقه ای یا بین المللی که پس از این تجاوزها برگزار می شد، سوریه و ایران از مقاومت حمایت نمی کردند، به طور قطع مقاومت در محاصرۀ دشمن قرار می گرفت و یکی از عناصر اصلی برای تداوم موفقیتش را از دست می داد (عتریسی، 1380، ص 44). همچنین حمایت های ایران (به ویژه حمایت های سیاسی و معنوی) در صحنۀ بین المللی به فعالیت های حزب الله مشروعیت بخشیده است.
جمهوری اسلامی ایران از مسئولان مقاومت اسلامی، همواره جهت حضور در ایران و استفاده از مشاوره های ایران دعوت کرده است. همچنین باید گفت که حزب الله لبنان معتقد به ولایت فقیه بوده و پس از حضرت امام (ره) نیز آیت الله خامنه ای را به عنوان ولی فقیه و مرجع تقلید خود برگزیده و همواره از رهنمودها و حمایت های ایشان استفاده کرده اند. سیدحسن نصرالله در این زمینه می گوید: «توانمندی حزب الله که آن را در میان تمامی گروه های لبنانی برجسته و سرآمد کرده و باعث حفظ انسجام و یکپارچگی آن شده، پیروی از ولایت فقیه است. ما کاملاً مطیع رهبری و مقام ولایت فقیه هستیم و هر چه ایشان بفرمایند، عمل می کنیم. ایشان مرجع حل اختلافات داخلی احتمالی ما هستند». (سلیمانی، 1379، ص 236)
ج) حمایت مالی: جمهوری اسلامی ایران همواره به شیعیان محروم و تحت ستم لبنان و همچنین مقاومت اسلامی که در حزب الله لبنان تجلّی یافته، کمک مالی کرده است. جمهوری اسلامی ایران در ایجاد مؤسسات خدماتی عمدۀ حزب الله نظیر بنیاد شهید، کمیته امداد امام خمینی (ره) و جهادسازندگی و همچنین در ساخت مدارس، مساجد، درمانگاه و بیمارستان به حزب الله لبنان کمک مالی کرده است. (میرباقری، 1382، ص 87 – 85)
بنابر این، اگر پشتیبانی سیاسی، مالی و لجستیکی جمهوری اسلامی ایران نبود، قدرت نظامی و تکامل سازمانی مهم ترین حزب شیعۀ لبنان؛ یعنی حزب الله به تعویق می افتاد و با مانع رو به رو می شد. چنان که خود حزب الله محاسبه کرده است، اگر حمایت و کمک ایران نمی بود، پنجاه سال طول می کشید تا به موفقیت های کنونی دست یابد. (غریب، 1384، ص 27)
سیدحسن نصر الله دبیرکل حزب الله لبنان، در خصوص برخورداری از حمایت های جمهوری اسلامی ایران می گوید: «ما علاوه بر برخورداری از حمایت های سیاسی، تبلیغاتی و روانی جمهوری اسلامی ایران، از پشتیبانی های مالی این کشور در راستای اهداف مقدّسمان (مبارزه با اشغالگران قدس و آزادسازی سرزمین های اشغالی جنوب لبنان) بهره مند می شویم و این مسئله را قبلاً هم اعلام کردیم». (سلیمانی، 1379، ص 236)

موانع پخش و تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر حزب الله لبنان


در مورد پخش و تاثیرگذاری ایده ها، اندیشه ها و آرمان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران بر حزب الله لبنان، همانند پخش انقلاب های بزرگ جهان، موانع و سدهایی وجود داشته است. این موانع تراوش و پخش سعی داشته اند از شدّت و میزان تأثیرگذاری ایده ها و اندیشه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بر حزب الله لبنان بکاهند که از مهم ترین آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1.فعالیت ها و اقدامات صهیونیست ها در لبنان: مقامات صهیونیستی از آموزه های ضد صهیونیستی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران به شدّت احساس خطر کرده و سعی کردند با اقداماتی نظیر تهاجم نظامی و تشکیل ارتش جنوب لبنان، از پخش و تأثیرگذاری آموزه های آن در حزب الله جلوگیری کنند.
2. فعالیت های احزاب راست گرای مسیحی و بسیاری از احزاب سنت و دروزی ها و همچنین حمایت های خارجی از آنان: احزاب مسیحی و اهل سنت که بیشترین قدرت را در لبنان در اختیار داشتند و همچنین دروزی ها که از قدرت یافتن حزب الله هراس داشتند، با فعّالیت ها و اقدامات خود سعی می کردند از اشاعۀ آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در حزب الله لبنان جلوگیری کنند. کشورهای غربی نظیر آمریکا و فرانسه و همچنین کشورهای عربی نظیر مصر و عربستان نیز با حمایت های مالی از احزاب لبنانی و تبلیغات بر ضد انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، سعی داشتند از اشاعۀ انقلاب اسلامی جلوگیری کنند.
3. فعّالیت های جنبش امل: جنبش شیعی مذهب محافظه کار و سکولار امل به رهبری نبیه برّی که معتقد بود آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی نمی تواند در جامعۀ چند طایفه ای لبنان کاربرد داشته باشد، با فعّالیت های خود سعی داشت مانعی برای تأثیر گذاری انقلاب اسلامی بر شیعیان لبنان و هواداران حزب الله باشد.
4. تفاوت های زبانی میان شیعیان لبنان و ایران: طبق نظریۀ پخش، تفاوت زبانی می تواند مانعی برای اشاعۀ انقلاب باشد. در مورد اشاعۀ آموزه های انقلاب اسلامی در میان شیعیان لبنان نیز تفاوت زبانی به طور بالقوّه مانع اشاعه بود؛ به ویژه اینکه با تبلیغات عرب گرایی دول عربی و احزاب لبنانی اهمیت بیشتری پیدا می کرد. به همین دلیل، برخی از متون انقلابی ایران به ویژه تألیفات امام خمینی (ره)، به زبان عربی ترجمه شده و در اختیار شیعیان لبنانی قرار گرفته بود. البته باید گفت که تفاوت زبانی به دلیل اشتراکات مذهبی و فرهنگی عمیق ایرانیان با شیعیان لبنان، نمی توانست مانع مهم و تأثیر گذاری در اشاعه و تأثیر گذاری باشد.

تأثیرات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بر حزب الله لبنان

بدون تردید مهم ترین تأثیر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در لبنان و بر شیعیان آن، تأسیس و تشکیل حزب الله بوده است. پس از انقلاب اسلامی، در میان شیعیان لبنان عطش همگانی جهت همراهی و همگامی با انقلاب اسلامی ایجاد شده بود و آنها می خواستند که از الگوی انقلاب اسلامی در جامعۀ خود استفاده کنند. اسلام گرایان لبنان در چارچوب ها و نهادهای موجود خود، چگونگی خیزش و همگانی با مقتضیات مرحلۀ نوین در لبنان و استفاده از تجربۀ ایران و انفجار نور تازه در آن را میان یکدیگر مورد بررسی و تبادل نظر قرار دادند و به این نتیجه دست یافتند که چارچوب های تشکیلاتی موجود برای فعالیت آنان، اهداف و آرمان های مورد نظر را برآورده نمی کند و قابلیت و ساز و کار درونی لازم را برای اصلاح و ایجاد تغییر و رشد و تکامل ندارد. (قاسم، 1383، ص 25)
در چنین فضایی رژیم صهیونیستی در سال 1982 با حمله به لبنان، زمینه را برای ایجاد تشکیلات جدیدی میان شیعیان مهیّا کرد. اولنی مقاومت در مقابل ارتش اشغالگر قدس نیز در منطقۀ خلده توسط تعدادی از جوانان مذهبی شیعه که تحت تأثیر ایده های انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته بودند، صورت گرفت. این افراد خود را «یاران خمینی» معرفی کرده بودند (فضل الله، 1998، ص 56). پس از این تهاجم، سه عامل ضرورت مقابله با صهیونیست ها، اعتقاد به ولایت فقیه و پیروی از امام خمینی (ره) و ضرورت ایجاد تشکیلات جدید باعث شد که گروه های متفرّق اسلامی نظیر تجمّع علمای بقاع، کمیته های اسلامی و جنبش امل اسلامی با کمک و راهنمایی های علی اکبر محتشمی سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در دمشق، در بعلبک جمع شدند و با تأیید و موافقت امام خمینی (ره)، تشکیلات جدیدی را به وجود آوردند که در سال 1984 حزب الله نام گرفت. اندیشه ها و اصول انقلاب اسلامی ایران در دیدگاه های رهبران حزب الله و همچنین در بیانیۀ سیاسی حزب الله – نامه سرگشادۀ حزب الله در سال 1985 – به وضوح دیده می شود. مسئولان و رهبران حزب الله همواره موفقیت های خود را در طول حیات سه دهه ای، ناشی از برکت و حمایت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و استفاده از رهنمودهای امام خمینی (ره9 و جانشین وی آیت الله خامنه ای دانسته و بر آن تأکید ورزیده اند. تأثیرپذیری حزب الله لبنان از انقلاب اسلامی ایران به اندازه ای زیاد بود که در برخی محافل داخلی لبنان و همچنین در برخی از رسانه های جهان از حزب الله به عنوان یک «حزب ایرانی» یاد می شود و همیشه به حزب الله و رهبران آن این اتهام وارد می شود که مطیع و آلت دست جمهوری اسلامی ایران و همچنین تأمین کنندۀ منافع ملی ایران هستند تا منافع ملی لبنان. در حالی که واقع امر این گونه نیست و حزب الله با وجود داشتن اشتراکات بسیاری با جمهوری اسلامی ایران، استقلال خود را در امور داخلی لبنان حفظ کرده است. رهبران و اعضای حزب الله به تأثیر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در صحنۀ سیاسی لبنان و به خصوص بر شیعیان این کشور اذعان دارند و با افتخار از آن یاد می کنند. سیدحسن نصرالله در خصوص تأثیر انقلاب اسلامی بر شیعیان می گوید: «... در سال های گذشته شیعیان لبنان حتی مسلمان هم به حساب نمی آمدند. پست ترین شغل ها مربوط به شیعیان بود. شیعیان از نظر جایگاه اجتماعی در پایین جدول قرار داشتند. ولی شیعیان امروزه به حضور و قدرت حزب الله، شریف، عزیز و قوی هستند. شیعیان در لبنان بسیار تأثیر گذار و جزء تصمیم گیرندگان اصلی هستند و همۀ اینها به برکت کمک و حمایت انقلاب اسلامی ایران است». (سلیمانی، 1379، ص 234)
مهم ترین مصادیق تأثیرپذیری حزب الله از آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: (اسداللهی، 1382، ص 174)
1. ولایت فقیه و رهبری امام خمینی (ره): مهم ترین و اصلی ترین حلقۀ اتصال و ارتباط میان حزب الله لبنان و انقلاب اسلامی، پذیرش کامل نظریۀ ولایت فقیه و رهبری امام خمینی (ره) است. از هنگام پیدایش حزب الله تاکنون، مفهوم و نقش ولایت فقیه جزء جدایی ناپذیر از مبانی فکری و عملی حزب الله بوده است. در دیدگاه حزب الله لبنان، حوزۀ حاکمیت سیاسی – اجرایی ولی فقیه نمی تواند به کشور ایران محدود و منحصر باشد که تنها دولت اسلامی شیعی در جهان است؛ زیرا ولی فقیه می باید بر شیعیان مؤمن تابع دولت های دیگر نیز سلطۀ سیاسی داشته باشد و اگر چه انقلاب اسلامی با ایران پیوند خورده و در آنجا شروع شده، ولی به آن کشور منحصر نیست؛ زیرا امام خمینی روح انقلابی امت اسلام را نخست در ایران زنده ساخت و از آنجا به چهار گوشۀ جهان اسلام گسترش داد. سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، «ولی فقیه را استمرار دهندۀ رسالت پیامبر (ص) پس از رحلت آن حضرت می داند» و «امام خمینی را امام حسین عصر و شخصیتی مقدس از سلالۀ پیامبر (ص)» توصیف می کند. (غریب، 1384، ص 113)
2. فرهنگ سیاسی: اکثر واژگان و اصطلاحات موجود در فرهنگ سیاسی حزب الله، متأثّر و بر گرفته از واژه ها و اصطلاحاتی است که در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران استفاده می شود. یکی از مفاهیم اساسی و محوری در فرهنگ سیاسی حزب الله لبنان، تقسیم جهان بر حسب نظر امام خمینی (ره) به دو گروه مستکبران و مستضعفان است. این تقسیم دوگانه، محور اصلی اندیشۀ سیاسی حزب الله است؛ تا آنجا که در سخنرانی های همۀ مسئولان و رهبران حزب به آن اشاره می شود. افزون بر این، نامۀ سرگشادۀ 1985 و برنامۀ انتخاباتی حزب الله درسال 1992، هر دو خطاب به مستضعفان بود. (همان، ص 39)
  در فرهنگ سیاسی حزب الله لبنان به تبع فرهنگ سیاسی و گفتمان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، به مسلمانان و سایر ملل مظلوم و تحت ستم جهان به دید مستضعفان و از آمریکا و شوروی به عنوان استکبار جهانی یاد می شود. عنوان «حزب الله» نیز در عین حال که بر گرفته از آیۀ 56 سوره مائده (... فإنَّ حزب الله هم الغالبون) در قرآن کریم است، از فرهنگ سیاسی ایران پس از انقلاب نیز نشئت گرفته است. (اسداللهی، 1382، ص 185)
علاوه بر موارد مذکور، اصطلاحاتی نظیر «اسراییل غدۀ سرطانی است»، «صهیونیسم ستیزی»، «آزادی قدس»، «روز قدس»، «ولایت فقیه» و... متأثّر از فرهنگ انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی و سخنان امام خمینی (ره) است.
3. محوریت روحانیت در عمل سیاسی: از آغاز حرکت حزب الله و در ایجاد تشکیلات آن، روحانیونی نظیر سیدعباس موسوی، شیخ صبحی طفیلی، شیخ حسین کورانی، سیدحسن نصرالله، شیخ محمد یزیک، شیخ عفیف نابلسی و سیدابراهیم الامین نقش اساسی و بسیار مهمی داشته اند. (اسداللهی، 1379، ص 69)
هنوز نیز همواره اکثریت اعضای شورای حزب الله را روحانیون تشکیل می دهند و ریاست شوراهای مهم حزب الله همچون «شورای اجرایی یا شورای جهادی» همواره بر عهدۀ یک روحانی است. همچنین سخنگو، دبیرکل و معاون دبیرکل حزب الله همیشه از میان روحانیون انتخاب شده است. (همان، ص 177)
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از طلبه های لبنانی در نجف تحصیل می کردند. آنها در آنجا با اندیشه ها و دیدگاه های امام خمینی (ره) در مورد دیانت و سیاست، حکومت دینی و نظریۀ ولایت فقیه آشنا شده بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روحانیون لبنانی با مشاهدۀ حضور مؤثّر روحانیت در انقلاب اسلامی و همچنین حضور روحانیون در سیاست و حکومت ایران پس از انقلاب و همچنین تحت تأثیر دیدگاه های امام خمینی (ره) به سوی مسائل سیاسی کشیده شدند و با تأسیس و تشکیل حزب الله به فعّالیت سیاسی – اجتماعی پرداختند و در رأس جنبش حزب الله قرار گرفتند. جایگاه ویژۀ روحانیون در حزب الله به نفوذ روزافزون این حزب در میان شیعیان لبنان انجامید. گسترش نفوذ روحانیون شیعه در لبنان (نسبت به سال های قبل از دهۀ 1980) در واقع؛ یکی از تأثیراتی است که شیعیان لبنان از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران پذیرا شده اند.
4. روش های تبلیغاتی: روش ها و شیوه های تبلیغاتی که پس از تشکیل حزب الله به کار رفت، کاملاً متأثّر از شیوه های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بوده است. «مسجد» همان گونه که در حرکت انقلابی مردم ایران نقش مهمی ایفا کرد و ترویج اصول، آموزه ها و آرمان های انقلاب اسلامی و همچنین بسیج مردم از طریق این نهاد مهم اسلامی انجام می شد، در فعّالیت های حزب الله لبنان نیز چنین جایگاهی یافت. حزب الله به ویژه در اولین سال های تشکیل خود که فاقد شبکه های رادیویی و تلویزیونی بود، از طریق خطابه و سخنرانی در مساجد با مردم ارتباط داشت و پیام های سیاسی و اجتماعی خود را به مردم می رساند و آنان را برای اهداف خود بسیج می کرد.
همچنین حزب الله از هنگام اعلام موجودیت خود تاکنون، همواره در مناسبت های دینی و سیاسی همچون «روز عاشورا یا روز جهانی قدس»، با برپایی تظاهرات گستردۀ مردمی، قدرت و پشتوانۀ مردمی خود را نشان می دهد. در مراسم تشیع پیکر شهدا نیز حزب الله با برپایی تظاهرات گستردۀ مردمی، حمایت مردمی از مقاومت را به نمایش می گذارد. تا قبل از پیدایش حزب الله در لبنان چنین تظاهرات گسترده ای وجود نداشت. این تظاهرات گستردۀ مردمی در روزهای خاص یکی از نمودها و مصادیق مهم تأثیرپذیری حزب الله از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران است. (همان، ص 187 – 186)
5. نمادگرایی شیعه: یکی دیگر از جلوه های تأثیرپذیری حزب الله لبنان از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، استفاده از سمبل ها و نمادهای مذهب تشیّع برای انتقال مناسب و موفقیت آمیز پیام های انقلابی به مردم است. حزب الله لبنان برای انتقال پیام های مربوط به جهاد، شهادت، استقامت و تحمّل مشکلات و مقاومت، از نمادهایی همچون: «مسئله شهادت»، «مسئله عاشورا و شهادت امام حسین (ع)»، «جنگ های پیامبر (ص) و علی (ع)»، «عدالت علوی»، «ظهور مهدی موعود» و... استفاده می کند. (همان، ص 188 – 187)
6. مبارزه حزب الله با صهیونیست ها: پس از تهاجم صهیونیست ها به لبنان در سال 1982 که منجر به خالی شدن صحنۀ جنوب لبنان از مقاومت فلسطین شده بود و همچنین به دلیل گرایش جنبش امل از نظامی گری به مسائل سیاسی، صحنۀ مبارزه با اشغالگران قدس خالی مانده و هیچ گروهی از انگیزۀ کافی برای مبارزه برخوردار نبود. در چنین شرایط سختی، تنها عاملی که می توانست این ضعف و ناامیدی را از مردم لبنان به ویژه شیعیان جنوب و بیروت بزداید، بروز یک اعتقاد عمیق مذهبی و توجه به خدا بود که به طور قطع می بایست از یک نفس پاک و قابل اعتماد سرچشمه می گرفت. انگیزۀ اساسی این اعتقاد در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) به وجود آمده بود و فقط نیاز به اجابت داشت تا بتواند در بین شیعیان محروم لبنان شعلۀ اعتقادی و عاشورایی را زنده کند. (میرباقی، 1382، ص 135 – 134)
از آن پس، مقاومت اسلامی (شاخۀ نظامی حزب الله) در خط مقدّم نبرد با اشغالگران بوده است. فرهنگ شهادت و روحیۀ شهادت طلبانه از تأثیرات مهم انقلاب اسلامی بر مقاومت اسلامی لبنان است که در نبرد با صهیونیست ها کارایی بسیار بالایی دارد. مقاومت اسلامی و حزب الله، همواره در مقابل ارتش کاملاً مجهّز صهیونیست ها مقاومت کرده و به کارآمدترین و مؤثّرترین دشمن آنان بدل گشته و در چندین جنگ موفق شده اند با وارد کردن فشارهای عملیاتی به ارتش اشغالگر قدس، آنها را وادار به عقب نشینی از مناطق صور، صیدا و نبطیه کنند. این اولین پیروزی و موفقیت مقاومت اسلامی بود که در سال 1985 صورت گرفت و متجاوزان صهیونیست را تا پشت کمربند امنیتی وادار به عقب نشینی کرد. حزب الله لبنان و مقاومت اسلامی در جنگ های 1993، 1996 و 2006 نیز به خوبی در مقابل اشغالگران قدس مقاومت کرده و توانسته بودند تلفات انسانی زیادی بر ارتش این رژیم وارد سازد.
بدون تردید، بزرگ ترین پیروزی برای حزب الله و مقاومت اسلامی زمانی حاصل شد که در سال 2000 / 1379، رژیم غاصب قدس پس از 18 سال تجاوز و اشغالگری، جنوب لبنان را ترک کرد. مسئولان و رهبران حزب الله، عقب نشینی متجاوزان را ناشی از اندیشه های امام خمینی (ره) و اصول و آرمان های انقلاب اسلامی دانستند. سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله، با ارسال پیام تبریکی به محض مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، پیروزی مزبور را مرهون اندیشه و راه امام خمینی (ره) ذکر کرد، و اعلام نمود: «این پیروزی فرزندانی است که دل های آنها سرشار از عشق خمینی و خامنه ای است» (گلی زواره، بی تا، ص 49 – 48). لذا، مبارزه و مقاومت دائمی و همیشگی حزب الله در مقابل صهیونیسم و قدرت های غربی یکی از مهم ترین مصادیق تأثیر گذاری جمهوری اسلامی ایران بر حزب الله لبنان به شمار می رود.
7. حضور در رقابت های انتخاباتی لبنان: ماهیت مواضع حزب الله نسبت به نظام سیاسی لبنان پس از پیمان طائف (1990) تغییر و تحولات چشمگیری یافته است. در دیدگاه حزب الله، نظام سیاسی پیش از پیمان طائف و دولت آن (دولت امین جمیل) نظامی وابسته به صهیونیست ها بوده که وجود حزب الله را در معرض خطر قرار می داده و معیارهای رژیم ظالم را داشته و لازم بود که با خشونت سیاسی یا انقلابی با آن برخورد شود. (غریب، 1384، ص 53)
حزب الله پس از پیمان طائف و پس از کسب اجازه از ولی فقیه آیت الله خامنه ا جهت مشروعیت شرکت در انتخابات، در انتخابات پارلمانی 1992 شرکت کرد. از آن پس حزب الله تحت تأثیر جمهوری اسلامی ایران و رهنمودهای رهبران آن، همواره در رقابت های انتخاباتی پارلمانی، شوراهای شهر و روستا و شهرداری ها حضوری فعّال داشته است.
8. فعّالیت های اجتماعی و خدماتی حزب الله: حزب الله در کنار فعالیت های سیاسی و نظامی به فعالیت های اجتماعی و خدماتی نیز اهتمام ورزیده است. در واقع؛ حزب الله تحت تأثیر خدمات اجتماعی جمهوری اسلامی ایران، ارائۀ خدمات اجتماعی را وظیفۀ خود دانسته و مستقل از دولت به تأسیس و تشکیل نهادهای اجتماعی و خدماتی متنوّعی برای ارائۀ خدمات به مردم لبنان به ویژه شیعیان پرداخته است. نهادهای خدماتی و اجتماعی مهم حزب الله نظیر جهاد سازندگی لبنان، بنیاد شهید، بنیاد جانبازان، کمیته امداد امام خمینی (جمعیت یاری رسان خیریه اسلامی)، مؤسسه آموزشی و تربیتی اسلامی و... تحت تأثیر نهادهای جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته اند.

نتیجه گیری

با وصف و تحلیلی که گذشت، مشخص شد که ایده ها و آموزه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران بیش و پیش از هر سرزمین و جامعه ای در میان شیعیان لبنان اشاعه و انتشار یافته و بر حزب الله لبنان تأثیر گذار بوده است. در واقع؛ شکل گیری و رشد و توسعه و همچنین اندیشه ها و اصول سیاسی و اجتماعی حزب الله شدیداً تحت تأثیر آموزه ها و اندیشه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است. مهم ترین دلیل این تأثیر گذاری و تأثیرپذیری عظیم، محیط همگرا – پذیرای حزب الله با محیط جمهوری اسلامی ایران بوده که حزب الله را به محیطی مساعد و مستعد تأثیرپذیری از اندیشه های امام خمینی و انقلاب اسلامی تبدیل کرده بود. البته اقدامات جمهوری اسلامی ایران برای اثر گذاری تحت نام «صدور انقلاب» نیز کاملا مؤثّر بوده است. همچنین مشخص شد که مهم ترین موضوع پخش «اسلام سیاسی» بوده که با پیروزی انقلاب اسلامی و با اندیشه های امام خمینی قویّاً مطرح و انجام شد و به میان شیعیان لبنان به ویژه حزب الله لبنان اشاعه یافت.
در این مقاله نگارنده نشان داده است که نظریۀ پخش توانایی تحلیل تأثیرات و همچنین چگونگی و چرایی تأثیرات آموزه ها و اندیشه های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در میان حزب الله لبنان را دارد و بر اساس این نظریه، سعی کرده این تأثیرات را بررسی کند. همچنین نگارنده بر این باور است که مسئلۀ بازتاب و تأثیرات انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در جهان پس از انقلاب اسلامی به ویژه در میان کشورهای اسلامی، نیاز به پژوهش علمی دارد و در واقع؛ این امر یک ضرورت علمی است ولی تاکنون پژوهش های اندکی در این زمینه توسط محققان صورت گرفته است. بنابر این، پیشنهاد می شود به این موضوع در پژوهش های علمی و دانشگاهی ارزش و اهمیت بیشتری داده شود.





منابع

- اسپوزیتو، جان ال (1382)؛ «انقلاب ایران، چشم اندازی ده ساله»، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیرشانه چی، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
- اسداللهی، مسعود (1379)؛ از مقاومت تا پیروزی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور، ذکر.
- اسداللهی، مسعود (1382)؛ جنبش حزب الله لبنان: گذشته و حال، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.
- اصل رکن آبادی، غضنفر (1387)؛ «تهاجم 16 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان: زمینه ها، اهداف و نتایج»، اطلاعات، 16/2/1387.
- المرت، جوزف (1368)؛ تشیّع، مقاومت و انقلاب، ترجمه اداره کل مطبوعات و رسانه های خارجی حوزۀ معاونت امور بین الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- بارقیان، سرگه (1387)؛ «صدور انقلاب با کدام رویکرد؟»، شهروند امروز، سال سوم، ش 47 (29 اردیبهشت).
- برزگر، ابراهیم (1386)؛ «نظریۀ پخش و بازتاب انقلاب اسلامی»، مجله پژوهش حقوق و سیاست، ش 5 (بهار و تابستان).
- پانوف، میشل و میشل پارون (1368)؛ فرهنگ مردم شناسی، ترجمه اصغر عسکری خانقاه، تهران، ویس.
- جردن، روانتری (1380)؛ مقدمه ای بر جغرافیای فرهنگی، ترجمه سیمین تولایی و محمد سلیمانی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات.
- جعفریان، رسول (1387)؛ «گزارشی از حوزۀ علمیه لبنان و تعامل آن با ایران»، هفته نامۀ شهروند امروز، سال سوم، ش 48 (5 خرداد).
- چمران، مصطفی (1362)؛ لبنان، تهران، بنیاد شهید چمران.
- حشمت زاده، محمدباقر (1385)؛ تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه.
- رفیع پور، فرامرز (1376)؛ تضاد و توسعه، تهران، دانشگاه شهید بهشتی.
- شراره، وضاح (1998)؛ دوله حزب الله: مجتمعا اسلامیا، بیروت، دارالنهار.
- سلیمانی، محمدباقر (1379)؛ بازیگران روند صلح خاورمیانه، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل.
- سوید، محمود (1379)؛ جنوب لبنان در رویارویی با اسرائیل، پنجاه سال پایداری و مقاومت، ترجمه مرکز تحقیقات و بررسی ها، بیروت، تهران، آمن.
- شکوئی، حسین (1377)؛ اندیشه های نو در فلسفۀ جغرافیا، تهران، گیتاشناسی.
- شکوئی، حسین (1364)؛ جغرافیای کاربردی و مکتب های جغرافیایی، مشهد، آستان  قدس رضوی.
- عتریسی، طلال (1380)؛ «مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی: نمونه لبنان»، ترجمه اسماعیل اقبال، فصلنامه مطالعات فلسطین (ویژه مقاومت اسلامی)، سال دوم، ش 3 (بهار).
- غریبۀ امل سعد (1384)؛ دین و سیاست در حزب الله، ترجمه غلامرضا تهامی، تهران، اندیشه سازان نور.
- فضل الله، حسن (1998)؛ حرب الارادات، بیروت، دارالهادی.
- قاسم، شیخ نعیم (1383)؛ حزب الله لبنان: گذشته، خط مشی و آیندۀ آن، ترجمه محمدمهدی شریعتمداری، تهران، اطلاعات.
- کمالیان، محسن و علی اکبر رنجبر کرمانی (1377)؛ عزّت شیعه: گزارشی از مبارزات و مجاهدات آیت الله امام سیدموسی صدر در احیای حرکت اسلامی لبنان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه.
- گلی زواره، غلامرضا (بی تا)؛ «تربیت مبارزان در پرتو تعالیم امام خمینی: مبارزه شیعیان لبنان علیه رژیم اشغالگر قدس»، نشریه درس هایی از مکتب اسلام، ش 9 (44).
- میرباقری، یزدان (1382)؛ حماسۀ مقاومت اسلامی در جنوب لبنان (پیروزی حزب الله بر ارتش اسطوره ای)، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور.
- نورتون، آگوستوس ریچارد (1382)؛ «لبنان: جدال داخلی و ارتباط با ایران»، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیرشانه چی، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران.

Buheiri, M.R (1981). Intellectual Life in the Arab – East 1980- 1939, Beirut

Jaber, Hala (1997). Hezbollah: Born With Vengeance, New York, Columbia University

      Olmert, Joseph (1987). “The Shiies of Lebanon”, in Marin Kramer (ed), Shiism, Resistance and Revolution, Mansell Publication

Shanahan, Rodger (2005). The Shi’a of Lebanon: Clans, Parties and Clerics, London, New York, Tourist Academic Studies

پی نوشت:

1. جنبش امل در کنگره چهارم در مارس 1982، خود را جزیی جدایی ناپذیر از انقلاب اسلامی اعلام کرده بود.
2. در روز چهاردهم تیر 1361، حاج احمد متوسلیان به همراه سیدمحسن موسوی کاردار وقت ایران در بیروت، کاظم اخوان خبرنگار و عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و تقی رستگارمقدم، به منظور بررسی وضعیت امنیتی در بیروت عازم این شهر شدند. اما در جادۀ طرابلس – بیروت در پست بازرسی نیروهای شبه نظامی مسیحی (فالانژیست ها) اسیر شدند. از آن تاریخ تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست؛ هرچند قرائنی دال بر زنده بودن و اسارت آنان در زندان های صهیونیست ها وجود دارد.


منبع:  درآمد، مروری بر کارنامه سی سالۀ نظام جمهوری اسلامی ایران (مجموعه مقالات نخستین همایش علمی درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران)، ج 1، ص 399 - 433، علی خسروشیری


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :