Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 220721
تاریخ انتشار : 11 مهر 1396 10:11
تعداد مشاهدات : 40

خاطرات گردشگر چینی از حضور ۵ باره خود در ایران

به خاطر دارم دو سال پیش وقتی به تخت جمشید رفتم، بنای تاریخی عجیب آن باعث مبهوت شدن من شد. تخت سلیمان دیگر مکان تاریخی بود که 8 ماه پیش آنجا رفتم و واقعاً مرا شگفت زده کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری تسنیم؛ طی سفرهایم به اردن و ایتالیا و پس از مقایسه پترا و کولوسئوم که دو اثر از عجایب جدید هفت گانه جهان نامیده می شوند، با بناهای تاریخی و مجلل ایران به این نتیجه رسیدم که صنعت توریسم ایران چه قدر مظلوم واقع شده است.

 گردشگر چینی که چندین بار به ایران سفر کرده، حاصل این سفر را با مقایسه سفرهای خود به کشورهای اروپایی به رشته تحریر در آورده که بخشی از آن از نظر خوانندگان می گذرد.

طولانی ترین تعطیلاتی را که داشتم در این تابستان بود که یک ماه و نیم طول کشید. من به سیزده کشور اروپا سفر کردم که برای اکثر جهان گردان می تواند جزو جاذبه های توریستی باشد. همه ما معماری، فرهنگ و طبیعت زیبای اروپا را که در طول سال میزبان میلیون های توریست از سر تاسر دنیا است را می دانیم.

پس از پنج بار سفر کردن به ایران به این نتیجه رسیدم که این کشور زیبا هم می تواند با پرداختن به صنعت توریسم، خود مقصد خوبی برای مسافرت باشد.

ایران کشوری زیبا و چهار فصل است. خود من تا به حال 16 شهرش را از نزدیک دیده ام، شهرهایی مثل بندر انزلی، جزیره کیش، مشهد و همدان. چشم انداز زیبا و بکر این کشور کاملاً انسان را تحت تاثیر قرار می دهد.

به خاطر دارم دو سال پیش وقتی به تخت جمشید رفتم، بنای تاریخی عجیب آن باعث مبهوت شدن من شد. تخت سلیمان دیگر مکان تاریخی بود که 8 ماه پیش آنجا رفتم و واقعاً مرا شگفت زده کرد.

من سفری به اردن و ایتالیا نیز داشتم؛ پس از مقایسه پترا و کولوسئوم که دو اثر از عجایب جدید هفت گانه جهان نامیده می شوند، با بناهای تاریخی و مجلل ایران به این نتیجه رسیدم که صنعت توریسم ایران چه قدر مظلوم واقع شده است. شاید بسیاری از مردم دنیا این آگاهی را نداشته باشند که در ایران هم یک چنین مکانهایی وجود داشته باشد. از نظر من آن دو مکان تاریخی ایران چیزی از پترا و کولوسئوم کم ندارد، بلکه دل رباتر است.

من علاقه بسیار زیادی به شهر ارومیه دارم. شهر ارومیه مکانهای دیدنی بسیار زیادی مثل کلیسای ننه مریم، مسجد جامع و بازار و بند دارد که از جاذبه های توریستی این شهر است. به علاوه در اتاق بازرگانی ارومیه با خانم فاطمه قنبرپور و آقای دکتر فرزان آذرپور ملاقات کردم که مرا زیاد راهنمایی کردند. مخصوصاً خانم قنبرپور آنچنان مهربان بود که ترتیبی داد که به تخت سلیمان بروم. از کمک آنان نیز سپاسگزارم.

از دیگر جاذبه های توریستی ایران می توانم به آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی اشاره کنم که برای اولین بار بود که من چنین مجموعه بزرگی از پورسلین(ظرف) چینی را خارج از کشور خودم می دیدم. به جرات می توانم بگویم که این مجموعه در بین ایرانیان هم کمتر شناخته شده است. امیدوارم بتوانم این مکان فوق العاده را به هم وطنان کشورم معرفی کنم تا آنها هم از نزدیک برای دیدن آن اقدام کنند و به تاریخ و تمدن ایران علاقه پیدا کنند.

مهمترین دلیلی که ایران برای من جایگاه ویژه ای دارد این است که روابط اجتماعی در این کشور بسیار قدرتمند است. مهمان نوازی و حس هم نوع دوستی و روابط بین خانواده در ایران مرا متحیر کرد.

بعد از هر سفر من به ایران انگار به میهن اصلی خودم برمی گردم زیرا احساس آنان به یک توریست خارجی همچنان پر رنگ می ماند و انسان احساس قریب بودن نمی کند. انگار رفاقتی دیرینه بین من و مردم ایران برقرار است و شاید در جای دیگر دنیا این را تجربه نکنم.

در فرهنگ ایران مهمان نوازی نهادینه شده است. به یاد دارم به دوستان ایرانیم گفته بودم مردمان چین کلاً غذای چرب و شیرین را دوست دارند. جالب اینکه در روز بعد یکی از آنها مرا دعوت کرد به منزل خود و یک نوع خوراک سنتی اردبیل به نام خورشت ماش را امتحان کنم که بسیار خوشمزه بود. البته من کله پاچه و شیرینی های محلی را هم خورده ام که بسیار عالی بود. بابت همه محبت هایی که در حق من کرده اند واقعا سپاسگزارم.

در ضمن سفر من به ایران و آشنایی با فرهنگ، آداب و رسوم و مردم آنجا را هیچ موقع از یاد نخواهم برد. شاید بتوانم در آینده نزدیک کشور خودم چین را هم به دوستان ایرانیم معرفی کنم زیرا قدمتی کهن با آداب و رسوم غنی در چین وجود دارد شاید برای دوستانم جالب توجه باشد.

از خاطرات فراموش نشدنی من در سفر به ایران سوالاتی هست که دوستان ایرانیم از من در مورد فرهنگ غذایی چین از قبیل خوردن حشرات، سگ و گربه می پرسند که جالب است. البته من هم صادقانه پاسخ می دهم که در همه جای کشور من چنین غذاهایی نمی خورند.

در پایان این را می گویم که زیبایی درونی مردم یک کشور از هر بنای تاریخی و ظاهری مهمتر است. البته که ایران هر دو را با هم دارند، بنابر این از روی عقیده می گویم ایران از هر کشور دیگری که سفر کردم بهتر است.

امیدوارم جوانان ایران زمین قدر کشور خود را بدانند؛ مثبت فکر کنند و به داشته های خود برای ساختن مملکت خود به امید آینده ایی پر از امید و ایرانی آباد که زمزمه اش در دنیا شنیده شود تلاش کنند.

درباره نویسنده: برایان هوانگ علاقمند به فرهنگ ایران است که از سال 1388 تا سال 1390 شنبه ها فارسی یاد می گرفت و تا امروز به شانزده شهر ایران مسافرت کرده است. او حسابدار قسم خورده (Certified Public Accountant) در هنگ کنگ است و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق (Juris Doctor) در دانشگاه هنگ کنگ است.








نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :