Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 221406
تاریخ انتشار : 19 مهر 1396 9:47
تعداد مشاهدات : 53

جهش علم در ایران / دکتر علی اکبر صبوری *

مقالۀ حاضر بر آن است تا نتیجۀ غرورآفرین دانشمندان این مرز و بوم را که سبب کسب جایگاه علمی ویژه ای برای ایران اسلایم در جهان علم شده و منشأ اصلی آن، خودباوری و گسستن از وابستگی ها بوده است، نشان دهد.
چکیده

مقالۀ حاضر بر آن است تا نتیجۀ غرورآفرین دانشمندان این مرز و بوم را که سبب کسب جایگاه علمی ویژه ای برای ایران اسلایم در جهان علم شده و منشأ اصلی آن، خودباوری و گسستن از وابستگی ها بوده است، نشان دهد. لذا با پرداختن به مفهوم تولید علم و استناد علمی، معتقد است که شناخت مرزهای دانش، نخستین قدم برای یک تحقیق علمی است و رشد سریع علم و در نتیجه، افزایش شمار نشریات علمی در سطح جهان، ایجاب می کند که نشریات علمی استاندارد و معتبر با پوشش موضوعی و جغرافیایی مناسب، گزینش شود و چکیدۀ آنها همراه با یک فهرست نویسی مناسب با قابلیت جستجوی الکترونیکی در اختیار محققان سراسر جهان قرار گیرد. در این راستا، این نوشتار تلاش می کند میزان مشارکت و افزایش سهم ایران را در توسعۀ علم در داشگاه ها و در عرصه های جهانی نشان دهد.

مقدمه

امام علی (ع) می فرمایند: «مواظب افکارت باش که گفتارت می شود. مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود. مواظب رفتارت باش که عادتت می شود. مواظب عادتت باش که شخصیتت می شود. مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود».
امروزه، اساس یک زندگی موفق را مثبت گرایی و خوشبختی را مشغولیات ذهنی رسیدن به کمال و حصول آرزوها می دانند. گفته می شود که «تفکّر خود را تغییر دهید تا زندگی شما تغییر یابد». گفته می شود که «همیشه ذهن خود را روی چیزهایی که می خواهید متمرکز کنید. هرگز ذهن خود را بر کاستی ها و کمبودها متمرکز نکنید». اینها همان گفتار حکیمانه امام علی (ع) است که در قالب دیگری بیان شده است. ویلیام شکسپیر، شاعر پر آوازۀ انگلیسی نیز معتقد است که «هیچ چیز، بد یا خوب نیست. تنها نیروی اندیشه است که بدی و خوبی و سعادت و شقاوت را می آفریند. فکر است که بدن را توانگر می کند».
آدمی ساختۀ افکار خویش است؛ فردا همان خواهد شد که امروز فکر می کنی. شما همان چیزی خواهید بود که فکر می کنید. از همین نظریۀ امام علی (ع) استفاده شد و سال های مدیدی در ذهن ما ساخته شد که ما نمی توانیم؛ نمی توانیم علم تولید کنیم؛ نمی توانیم علم را به خدمت جامعه بگیریم؛ نمی توانم خودکفا باشیم؛ نمی توانیم مستقل باشیم. هنوز هم تفکّر قالب در کشورهای جهان سوم همین است و همین تفکّر سبب عقب افتادگی آنها شده است. انقلاب اسلامی ایران، مبتنی بر این ایدۀ امام خمینی (ره) بود که ما می توانیم. ایدۀ اینکه «ما می توانیم»، اساس یک نگرش نو در گسترش مرزهای دانش و بومی سازی علم در ایران طی سه دهۀ اخیر بوده است.
در «خودباوری» لذتی وجود دارد که موتور محرک دانشمندان جامعه و جهش علم ایران بوده است. خودباوری و شجاعت در بیان عقاید، لازمۀ تولید علم است. کارل ریمندند پوپر در کتاب مشهور خود تحت عنوان منطق اکتشافات علمی می نویسد: «اندیشه های گستاخانه و پیش بینی های به اثبات نرسیده و تفکّر محققانه، تنها وسایل برای تفسیر طبیعت است. باید اندیشه های خود را در معرض مخاطره قرار دهیم تا به پاداش خود برسیم. کسانی که از ما که نخواهند خود را در معرض خطر رد شدن قرار دهند، در بازی علم سهمی ندارند».
ورنر هایزنبرگ، از فلاسفۀ بزرگ فیزیک، در کتاب جزء و کل می نویسد:
«به نظر من بزرگ ترین توفیق کریستف کلمب در کشف قارۀ آمریکا این بود که تصمیم گرفت بخش شناخته شدۀ زمین را ترک کند و رو به غرب راه بیفتد و آنقدر دور شود که دیگر با اسباب و وسایلی که داشت نتواند به وطن باز گردد. در علم نیز گشودن سرزمین های جدید ناممکن است، مگر آنکه انسان آماده باشد لنگرگاه امن نظریه های مقبول را ترک کند و خطر جهشی را به جلو که آینده اش نامعلوم است، پذیرا شود».
آنچه در پی خواهد آمد، نتیجۀ تلاش غرور آفرین دانشمندان این مرز و بوم است که سبب جایگاه علمی خاصی برای ایران اسلامی در جهان علم شده و منشأ اصلی آن خودباوری و گسستن وابستگی ها بوده است.
 
مفهوم تولید علم

لازم است ابتدا به مفهوم تولید علم، نشر علم و استناد علمی پرداخته شود. تولید علمی، یک کشف علمی است که در یک مطالعۀ عمیق و فرایند تحقیق و پژوهش حاصل می شود. تولید علمی یا بیانیۀ علمی، در قالب مقاله ای علمی پژوهشی است که به وسیلۀ پژوهشگر اعلام می شود و در آن نکتۀ جدیدی مطرح می شود که تا کنون کسی از آن اطلاع نداشته است.
مقالۀ علمی، سندی است جهانی که در آن پژوهشگر، نظریۀ جدیدی را در علم مطرح و آن را به نام ثبت می کند تا مورد نظر همگان قرار بگیرد. پژوهشگر، با ارائۀ سند علمی خود در قالب یک مقالۀ علمی، تمایل دارد دیگران از ایدۀ او بهره مند شده، در نوشته های خودشان به او ارجاع دهند. این ارجاع ممکن است در استفاده و تأیید نوشته های پژوهشگر باشد یا اینکه از نوشته های او انتقاد شده و ایده های کامل تر و جدیدتری مطرح شود. اگر این نبود، هرگز علم به کمال نمی رسید. اساس کمال علم، نشر آن برای نقّادی علمی است.
شناخت مرزهای دانش، اولین قدم برای یک تحقیق علمی است. رشد سریع علم و در نتیجه، افزایش شمار نشریات علمی در سطح جهان، ایجاب می کند که نشریات علمی استاندارد و معتبر با پوشش موضوعی و جغرافیایی مناسب گزینش شده، چکیدۀ آنها همراه با فهرست نویسی مناسب با قابلیت جستجوی الکترونیکی در اختیار محققان در سراسر جهان قرار گیرد.
مؤسسۀ اطلاعات علمی تامسون (ISI) به دلیل رعایت استانداردهای سختگیرانه تر و پوشش مناسب موضوعی در حوزه های تخصصی مختلف و قدمت تاریخی بیشتر با ارزیابی مداوم نشریات تحت پوشش، جایگاه اول را در بین سایر بانک های اطلاعات علمی داشته و هر مقالۀ چاپ شده در نشریات تحت پوشش آن، حکم یک تولید علمی را در سطح جهان یافته است. تعداد استنادات به هر مقالۀ علمی نیز ثبت شده و به تولید علمی ارزش افزوده می دهد. تعداد کل نشریات تحت پوشش مؤسسۀ تامسون کمتر از ده هزار بوده که 67 % آنها در حوزۀ علوم محض، 20 % در حوزۀ علوم اجتماعی و 13 % در حوزۀ علوم انسانی و هنر بوده است. اگر چه تا کنون 34 نشریه علمی ایران در حوزۀ علوم محض به مؤسسۀ اطلاعات علمی تامسون راه پیدا کرده اند و استانداردسازی دیگر نشریات علمی کشور در این حوزه برای قرار گرفتن در فهرست این پایگاه با قوّت تمام در حال انجام است، اما در حوزۀ علوم اجتماعی و همچنین حوزۀ علوم انسانی و هنر، هیچ کدام از نشریات ایرانی هنوز استانداردهای لازم را کسب نکرده اند. مقالات علمی منتشر شده در نشریات فارسی زبان ایرانی در حوزه های علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنر، در مقایسه با مقالات چاپ شده در نشریات تحت پوشش مؤسسۀ تامسون در حوزۀ مربوط، اگر چه از نظر سطح علمی فراتر است، اما نه در تولید علم کشور شمرده شده و نه مورد استناد جهانیان قرار می گیرد. چنانچه پتانسیل علمی کشور در این دو حوزه از طریق استانداردسازی نشریات آن به کار گرفته شود، بدون تردید ایران از جایگاه ممتازی در سطح جهان برخوردار خواهد شد و این کار دشواری نیست.

تولید علم در ایران

اولین جرقۀ تولید علم و افزایش مشارکت ایران در این موضوع، در سال 1993 میلادی (مطابق با 1372 هجری)، اندکی پس از فراغت کامل از جنگ تحمیلی که تمام همّ و غم ما بود، در دانشگاه تهران زده شد. در آن سال، میزان مشارکت ما در تولید علم فقط 02/0 % (معادل 300 مقالۀ علمی) بود. دانشگاه ها به تبعیت از دانشگاه تهران به عنوان «نماد آموزش عالی» با هم به رقابت پرداختند تا نقش خود را در عرصه های بین المللی نشان دهند. ده سال بعد؛ یعنی در سال 2003 میلادی (1382)، تعداد مقالات جمهوری اسلامی ایران به حدود 3300 عدد در سال رسید و سهم ما در تولید علم جهان به 25/0 % (یعنی 5/12 برابر در طول یک دهه) ارتقا یافت. در پایان سال گذشتۀ میلادی (2009 میلادی / 1388 هجری)، تعداد مقالات جمهوری اسلامی ایران به عدد حدود 17 هزار در سال رسیده و مشارکت ما در تولید علم جهان به یک و یک صدم درصد ارتقا یافته است. لذا، میزان مشارکت ما در تولید علم، از زمان تصمیم به حضور بیشتر دانشگاه ها در عرصه های جهانی – 16 سال قبل – 50 برابر شد. برای اولین سال، سهم تولید علم ما در سالی که گذشت از رژیم اشغالگر قدس فزونی یافت. اکنون در بین کشورهای ترکیه را در پیش رو داریم که سهم آنها در تولید علم یک و نیم برابر ماست. البته، نقش حوزۀ علوم محض از دیگر حوزه ها در رشد تعداد اسناد علمی نمایه شدۀ ایران بیشتر بوده است.
دانشگاه تهران، با مجموعۀ علوم پزشکی آن، به عنوان نماد آموزش عالی کشور، سهم 20 درصدی در این جهش علمی دارد. برای اولین بار، نام دانشگاه تهران در فهرست 500 دانشگاه برتر دنیا قرار گرفت. قابل ذکر است که در کشور چین، دو هزار دانشگاه و در آمریکا، چهار هزار دانشگاه وجود دارد. دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران، رتبۀ 112 را در جهان کسب کرده است و این افتخار کمی نیست. هر چند استحقاق دانشگاه های ما بیش از این است که ان شاء الله به زودی محقق خواهد شد.
دستیابی به انرژی هسته ای، حرکت در قلمرو ایجاد سلول های بنیادی، ساخت داروهای نو ترکیب و خاص، دستیابی به دانش ساخت ربات و ده ها دستاورد دیگر، مدیون حرکت در مرز دانش و تولید علم بوده که بومی سازی و به محصول تبدیل شده است. یک محصول ماندگار و قابل عرضه، تنها در عبور از قلمروهای نو حاصل می شود.
سهم یک درصدی در علم برای کشور ما قابع کننده نیست. پتانسیل کشور ما با داشتن حدود 60 هزار عضو هیئت علمی خیلی بیشتر از اینهاست. سهم بودجۀ تحقیقات و امکانات موجود در دانشگاه ها برای پتانسیل ایجاد شده، با این همه شور و شوق برای ایجاد کار علمی، اصلاً کافی نیست. سهم جهانی ما در تولید علم در سال میلادی اخیر (2009)، در بخش علوم محض 14/01 %، در علوم اجتماعی 41/0 % در علوم اجتماعی 41/0 % و در علوم انسانی بعلاوۀ هنر 05/0 % است. این به معنی حضور علوم محض و عدم حضور دو بخش دیگر در عرصه های جهانی است، نه به معنی ناتوانی علوم اجتماعی و علوم انسانی در عرصه های بین المللی. پتانسیل و توان ما در در این دو حوزه، بیشتر از علوم محض است. در این دو حوزه، حرف های نوتری برای جهان داریم و جهان نیز به آنها تشنه تر است. بسیاری از مقالات زبان فارسی ما، بسیار پربارتر و مستدل تر از مقالات چاپ شده در نشریات خارجی به زبان انگلیسی است. باید کلام خود را در قالب دیگری برای جهان عرصه کنیم. صرف نظر از نیاز به مشارکت جهانی بیشتر برای این دو حوزه، چه اشکالی دارد که خود را در معرض نقّادی علمی قرار دهیم. ما که در اندیشه و حرف نو کم نداریم.
یک راه میان بر، برای برون رفت از چالش های پیش روی این دو حوزۀ مهم علمی و ظهور بیشتر این دو حوزه در عرصه های جهانی علم، ایجاد یک نشر بین المللی برای انتشارات این دو حوزه است؛ نشری که منطبق بر اصول علمی و استانداردهای علمی دنیا باشد.
ما باید به سهم تولید علم پنج درصدی برسیم و این نیازمند تحقق ساخت کلیدهای تحقیق است. تحقیق بیش از هر چیز نیازمند برنامۀ سازمانی است؛ برنامه و سازمانی که به تحقیقات دانشگاه ها جهت بدهد تا از آن استفادۀ مطلوب و بومی شود و علم در خدمت جامعه قرار بگیرد که البته این امر تا به حال مطلوب نبوده است.
وظیفۀ اصلی دانشگاه ها، تربیت نیروی انسانی توسعه یافته و ورود به قلمروهای نو در دانش است. خدمات علمی و کاربردی کردن علم در دانشگاه، برنامۀ بیرون دانشگاهی می خواهد. بنابراین، تأکید صرف بر کاربردی کردن علم در درون دانشگاه و بی توجهی به مرزشکنی علم، کار بیهوده و بی ثمری است. دانشگاه به آزادی عمل در پژوهش نیاز دارد و هر کار پژوهشی (شامل بنیادی، کاربردی، توسعه ای) ارزشمند است. مواظب باشیم تحقیقات در علوم پایۀ بنیادی، قربانی محصول گرایی در پژوهش نشود.
ونسان کورتیو (از مسئولان ارشد وزارت آموزش و پرورش و سیاست پژوهش کشور فرانسه) در جایی گفته است که: «سیاست پژوهشی ما تعیین برنامه برای پژوهشگران نیست، بلکه به کارگیری تعداد پژوهشگر با کیفیت خوب است. با این کار سیاست پژوهشی 20 سالۀ خود را ساخته ایم».
پژوهشگر به آزادی عمل نیاز دارد. جوزف تامسون (فیزیکدان مشهور و کاشف الکترون) که هم خود او و هم هفت نفر از دانشجویانش جایزۀ نوبل گرفته اند می گوید: در آمریکا به اعضای بخش های پژوهشی گفته می شود که چیزی کشف کنید؛ مهم نیست که چه باشد.
احترام به دانشمندان لازمۀ دیگر امر تحقیق است که باید بیش از این لحاظ شود. گفته می شود که توسعۀ علمی آلمان (قطب سوم علمی جهان امروز) مدیون این تفکّر بیسمارک است که گفته بود برای ارتقای کشور باید بیش از پیش به دانشمندان احترام گذاشت. باید تمام متخصصان ایرانی خارج از کشور را با یک فراخوان عمومی به همکاری بطلبیم که آنها قلبشان اینجاست.
ایجاد فضای آرام و علمی حاکم بر دانشگاه ها، دیگر کلید موفقیت تحقیق و پژوهش است. بعلاوه، برای تحقیق باید بودجه و امکانات لازم را فراهم کرد. بودجه یکی از دانشگاه های عربستان (فهد) در سال 2009 میلادی، سه و نیم برابر بودجۀ تحقیقاتی کشور ما بوده است؛ در حالی که ما و با این بودجۀ اندک توانسته ایم به سهم یک درصدی دانش جهانی برسیم. این عشق و ایثار و نهایت صرفه جویی و قناعت طبع دانشمندان ما که باید به آن افتخار کرد، خود مؤلّفۀ دیگری از شاخص های تحقیق و توسعه است.
کشور عزیزمان ایران اسلامی، توانایی یک جهش بزرگ علمی را دارد و این حق مسلّم ماست و باید برای آن برنامه ریزی کرد. ما می توانیم. فقط باید خودمان را بیش از این باور کنیم.

منبع: درآمد، مروری بر کارنامه سی سالۀ نظام جمهوری اسلامی ایران (مجموعه مقالات نخستین همایش علمی درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران)، ج 2، ص 123 - 130، دکتر علی اکبر صبوری





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :