Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 233406
تاریخ انتشار : 26 بهمن 1396 11:42
تعداد مشاهدات : 283

امام جمعه تبریز، نیاز زمانه ی ما / اکبرمظفری

تاریخ هزار ساله ی روحانیت شیعه، گواه صادقی بر ساده زیستی و مردمی بودن آن بوده است، به طوری که تمناهای دنیوی هرگز در سلک این نهاد مذهبی رسوخ نکرده و سرمایه ی زهد و تقوای آنها را به غارت نبرده است.
تاریخ هزار ساله ی روحانیت شیعه، گواه صادقی بر ساده زیستی و مردمی بودن آن بوده است، به طوری که تمناهای دنیوی هرگز در سلک این نهاد مذهبی رسوخ نکرده و سرمایه ی زهد و تقوای آنها را به غارت نبرده است. بی رغبتی به چرب و شیرین دنیا همواره جزو شعایر و شئونات این گروه اجتماعی بوده و از جمله افتخارات آن محسوب می شود. تاریخ در ادوار مختلف از علمای بزرگی یاد می کند که در عین تاثیرگذاری ملی و فراملی، در نهایت سادگی و قناعت زندگی کردند و چون یک زاهد واقعی زندگی را به درود گفتند.
از سوی دیگر روحانیت شیعه فارغ از زندگی ساده و بی پیرایه خود، از دل مردم جوشیده، با مردم و برای مردم زندگی کرده است. هدایت و حمایت مردم تنها دغدغه آنها و سعادت دنیوی و اخروی مردم همه آرمان آنها بوده است. روحانیت متعهد هیچ گاه خود را یک طبقه یا صنف ممتاز اجتماعی و خارج از عامه ی مردم فرض نکرده و همواره در طول تاریخ شرافت مردمی بودن خود حفظ کرده و همیشه پشت و پناه مردم بوده است.
بنابراین ساده زیستی و مردمی بودن جزو شاخصه های اصلی و تفسیر ناپذیر روحانیت متعهد شیعه است. البته شرایط و اقتضائات زمان گاه موجب عدول از این معیارها شده و به صورت مقطعی آن را دست خوش تغییر و تحول کرده است که الزامات ناشی از حوادث خونین اوایل پیروزی انقلاب از این قبیل است. پس از پیروزی انقلاب، روحانیت به عنوان رهبران سیاسی ـ اجتماعی هدف تیرهای کین دشمنان و بخصوص منافقین قرار گرفت و شهدای گرانقدری را تقدیم انقلاب کرد. در این دوره با خواست مشترک مردم و حاکمیت، حفاظت از شخصیت های روحانی افزایش یافت و ناخواسته در گذر زمان به یک سنت رایج تبدیل شد و با وجود گسترش امنیت و فقدان خطرات احتمالی، همچنان ادامه یافت تا مردی در سنگر امامت جمعه تبریز درخشید و با سلوک خود ناخواسته اندیشه ها را به واکاوی در اطراف سنت های غلطی واداشت که از اهداف اولیه ی خود دور شده و به یک روش متصلب تبدیل شده بود.
حضور حجت الاسلام آل هاشم در عرصه ی نمایندگی ولی فقیه و امام جمعه تبریز، نه تنها به وزش نسیم معنوی در آن شهر ولایی منجر شد، بلکه افکار و اندیشه های مردم شهرهای دیگر را نیز تحت تاثیر خود قرار داد. و چرا این گونه نباشد؟ وقتی امام جمعه ای بر خلاف اسلاف خویش با وسایل نقلیه عمومی مانند تاکسی و اتوبوس تردد می کند! وقتی امام جمعه ای بدون محافظ در میان مردم حضور می یابد! وقتی امام جمعه ای نرده های میان مردم و مسئولان را که سابقه ای نزدیک به عمر انقلاب دارد از مصلا بر می چیند! وقتی امام جمعه ای با حضور در میادین  ورزشی در مسیر روحی جوانان تبریز قرار گرفته و از تیم مقبولشان حمایت می کند! وقتی تواضع و خاکساری امام جمعه ای او از مقام امام جمعه به امام هفته ارتقا می دهد! وقتی امام جمعه ای سرزده و بدون هیچ گونه تکلفی به میان دانشجوایان، کارمندان ارادات و هیات های مذهبی می رود و بر بالین بیماران حاضر می شود! وقتی امام جمعه ای افراد و شخصیت های شهر را با گرایش های مختلف سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح طلب مهربانانه به حضور می پذیرد و از جایگاه پدری دلسوز با آنها برخورد می کند! وقتی امام جمعه ای بر وحدت کلمه و انسجام ملی مکررا تاکید کرده و ابتدا در صدد پیاده کردن نصایح اسلام، امام و رهبری در باره ی خود بر می آید! بدیهی است که دل های رمیده ی آحاد مردم را شکار کند و در قلب هایشان جای گیرد. البته این نوع سلوک و خودساختگی مخصوص ایشان در مسند نماز جمعه نیست، بلکه پیشتر در مقام نمایندگی رهبری در کل ارتش نیز چنین بوده است. صاحب این قلم دو بار مهمان ایشان در ارتش بوده و در هر دو بار از نزدیک شاهد معاشرت صمیمانه ی ایشان با درجه داران و سربازان بوده است. نماینده رهبری در کل ارتش بدون استثنا نهار را همراه مهمانان در سالن غذاخوری سربازان و به همراه آنها صرف می کرد و هیچ گونه امتیازی برای خود قائل نبود.
برای درک ارزش این فرزند متعهد حوزه کافی است که او را با بخش نادری از امامان جمعه ای مقایسه کنیم که در خانه های آنچنانی سکونت می کنند، دارای تیم های حفاظت هستند، ماشین های مدل بالا سوار می شوند، ارتباط چندانی با مردم ندارند، فرزندانشان بر دفترشان حکومت کرده و از اعتبارشان سوءاستفاده می کنند، هفته ای یک روز جمعه فقط برای اقامه نماز در شهر حضور می یابند و روی مدیران پروازی را سفید کرده اند، چون یک حزب تمام عیار سیاسی عمل می کنند و خطبه هایشان پر است از پرخاشگری و کوبیدن بر طبل تفرقه، دائما نصایح امام و رهبری را برای دیگران واگویه می کنند و گویا خود را مبرا از عمل به آنها می بینند.
بدون تردید اگر امام جمعه ی تبریز بر همین روال پیش برود، نه تنها موجب ایجاد تحولات مثبت در نهاد نماز جمعه شده، بلکه بر ضریب نفوذ و کارایی آن خواهد افزود. امروز امام جمعه تبریز به یکی از کانون های امیدبخش و دلگرم کننده ی عمومی تبدیل شده است و همین امر بار مسئولیت او را سنگین تر کرده و صد البته بر اجر و پاداش اخرویش می افزاید. امید است این راه هر روز با قوت و قدرت بیشتری ادامه یابد و بر دل های مردم و رهبری مرهم گذارد. امام جمعه تبریز به راستی بر این اندیشه دامن زده است که چرا شورای سیاستگذاری ائمه جمعه چنین مردانی را بر مسند مقدس امامت جمعه نمی نشانند؟ آیا حوزه های علمیه مردانی در این تراز تربیت نکرده اند؟ یا شورای سیاستگذاری در انتخاب افراد به بیراهه می رود؟ هرچه هست زمانه ی ما به مدیران و مسئولانی از این جنس نیازمند است.
در خاتمه به سخنانی از امام راحل چنگ می زنیم، آنجا که می فرماید: «از اهم مسائلی که باید تذکر بدهم، مسئله ای است که به همه روحانیت و دست اندرکاران کشور مربوط می شود، و همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمی که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منّت گذاشتند، به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند، زیرا آن چیزی که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه آن دنبال ما و شما آمده اند و اسلام را ترویج نموده و جمهوری اسلامی را به پا کردند و طاغوت را از میان بردند، کیفیت زندگی اهل علم است. اگر خدای نخواسته، مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر داده اند، عمارت درست کرده اند و رفت و آمدهایشان مناسب شأن روحانیت نیست، و آن چیزی را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند، از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان. البته من این نکته را عرض کنم، یک دسته ای که در معرض خطر هستند باید خودشان را حفظ کنند، ولی همین ها هم باید مواظب باشند که زاید بر میزان نباشد. شما گمان نکنید که اگر با چندین اتومبیل بیرون بیایید وجهه تان پیش مردم بزرگ می شود، آن چیزی که مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است، اینکه زندگی شما ساده باشد، همان طوری که سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین و ائمه ما زندگی شان ساده و عادی بود بلکه پایین تر از عادی. آنها هم که جمهوری اسلامی را به پا کردند، مردم عادی هستند، و کسانی که بالابالاها نشسته اند، هیچ دخالتی در این مسائل نداشته و ندارند. این مردم بازار و کشاورز و کارگران کارخانه ها و طبقات ضعیف - به حسب دنیا و قوی به حسب آخرت - هستند که این توقع را دارند که اگر خدای نخواسته، نفوس این مردم از ما منحرف بشود، ضرر آن برای ما تنها نیست، بلکه برای اسلام است. و ما باید حفظ کنیم آنهایی را که اسلام و جمهوری اسلامی را نگه داشته اند و بعد از این هم نگه خواهند داشت، و حفظ آن به این است که زندگی ما ساده و عادی باشد.» صحیفه امام، ج 19، ص 318


منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، سه شنبه 24/11/1396، ص 7


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :