Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 236639
تاریخ انتشار : 1 فروردین 1397 2:11
تعداد مشاهدات : 100

روایتی از ملی شدن صنعت نفت از زبان یک مورخ

یک مورخ گفت: از نظر بنده ملی شدن صنعت نفت یک ضرورت ملی و تاریخی بود حتی نیروهای دست راستی مثل اطرافیان دربار و برخی انگلوفیل ها(طرفداران سیاست انگلیس در ایران) نیز به آن تن داده بودند.

مسعود فروزنده در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا، با اشاره به لزوم ملی کردن صنعت نفت اظهار داشت: ملی کردن صنعت نفت یک ضرورت تاریخی بود، از این بابت که مردم ایران از استعمار بریتانیا و غارت نفت  نفرتی داشتند که از 1285 شکل گرفته بود بنابراین بیش از 30 سال طول کشید که سازمانی سیاسی برای خود دست و پا کنند.

وی گفت: از نظر بنده ملی شدن صنعت نفت یک ضرورت ملی بود حتی نیروهای دست راستی مثل اطرافیان دربار و برخی انگلوفیل ها نیز به آن تن داده بودند، از سوی دیگر از سال 1325 که مسئله امتیاز دادن به شوروی تحت عنوان امتیاز دادن به نفت شمال مطرح شده بود باعث برافروخته شدن حزب توده برای عدم واگذاری امتیاز نفت شمال به این کشور شده بود، شور و هیجان به وجود آمده ناشی از یک کینه تاریخی و سازمان اجتماعی و سیاسی پدید آمده از 1327 تا 1329 است.

وی در ادامه با بیان اینکه ملی شدن صنعت نفت در زمان دکتر مصدق به هدف خود نائل آمد اما از نظر اقتصادی به هدف خود نرسید، تصریح کرد: ملی شدن صنعت نفت در  29 اسفند 1329 و بعد توشیح شاه موجب انسجام ملی، وحدت ملی، همبستگی ملی و شور و شوق توده های مردم علیه استعمار بریتانیا شد، اما از نظر اقتصادی به دلیل تحریم اقتصادی، نخریدن نفت و کاهش درآمد نفتی متاسفانه شور و هیجان کم کم فرونشست و طبقات فقیر هر روز فقیرتر شدند، تا جایی که در 6 ماهه آخر سال 1331 بسیاری از روشنفکران و سیاست مداران ملی و مذهبی به این نتیجه رسیده بودند که باید راه حلی برای فروش نفت پیدا کرد. 

این مورخ افزود: تنگنای اقتصادی پدید آمده نتوانست بسیاری از اقشار را راضی نگه دارد اما دانشجویان، روشنفکران و کارگران به دلیل ارضا شدن خواسته های سیاسی خود راضی به نظر می رسیدند، از نظر تاریخی ملی شدن صنعت نفت بعد از کودتا تا انجام قرارداد کنسرسیوم به محاق رفت و شاه در زیر سایه سنگین ملی شدن صنعت نفت قرار گرفت و بسیاری از مدیران شرکت ملی نفت خجالت می کشیدند، در شرم و حیا بودند و تحقیر می شدند که از 1333 دوباره زیر نظر آمریکا، انگلیس و فرانسوی ها شروع به کار کردند در هر حال نزدیک به 20 سال طول کشید تا در سال 1352 شاه توانست صنایع پالایشی و اکتشافی و فنی نفت ایران را از قرارداد کنسرسیوم منفک کند و به زعم دربار، نخست وزیر امیرعباس هویدا و دیگران گویا تازه صنعت نفت در مرداد 1352 ملی اعلام شد.

وی درباره اینکه برخی منظور از ملی شدن نفت را بیرون رفتن خارجی ها می دانند، توضیح داد: ملی شدن صنعت نفت تنها به معنای بیرون رفتن خارجی ها نیست، ما می توانستیم کارشناسان خارجی در این صنعت داشته باشیم مسئله این است که مالکیت مخازن نفت و مدیریت صنعت نفت باید در اختیار ملت ایران قرار گیرد و ملت ایران به واسطه مجلس شورای ملی آن را به شرکت ملی نفت محول کند، ملی شدن صنعت نفت به معنای خروج 100 یا 200 کارشناس خارجی نیست زیرا خود دکتر مصدق در 1330 به بسیاری از کارشناسان خارجی اصرار می کرد که شما می توانید حضور داشته باشید و ما به شما حقوق می پردازیم منظور مصدق این بود نفت مال خودمان است و از درآمد نفت مان می توانیم کارشناس انگلیسی، امریکایی، هلندی و هندی استخدام کنیم و از اینکه کارشناسان خارجی در منصب مدیریت و دارنده امتیاز نفت باشند از هم متفاوتند.

فروزنده در ادامه گفت: ما در آن زمان از نظر سیاسی بعد از خروج کارکنان انگلیسی از خرمشهر و آبادان و عزیمت به لندن با بحران مواجه شدیم زیرا هم مدیران و کارشناسان انگلیسی در ایران نبودند و هم فروش نفت به مشکل برخورد، توانستیم پالایشگاه آبادان را به چرخه تولید بازگردانیم اما نتوانستیم محصولات آن را به کشورهای اروپایی صادر کنیم، اساسی ترین بحران ما در زمان ملی شدن صنعت نفت، تحریم جهانی بود. 

وی در رابطه با دولتی و سیاسی شدن صنعت نفت نیز بیان کرد: از این نظر که قرارمان این بود که نفت ملی شود نه دولتی چند معنا از آن مستفاد می شود، یکی اینکه مخازن نفت می توانست در اختیار شرکت های ایرانی قرار گیرد و در اختیار صددرصدی دولت ایران نباشد، برخی بر این عقیده هستند ملی شدن یعنی اینکه خود ایرانیان می توانند، مثلا اهالی کرمانشاه می توانند مخازن نفتی خود را به بهره برداری برسانند و بخشی از  درآمد و مالیات را به دولت بپردازند یعنی ایرانیان تنها صاحب مخازن نفتی باشند و خارجی ها در آن نقش نداشته باشند اما در آن ضرورت و پیک تاریخی ملی شدن بدل به دولتی شد.

این مورخ خاطرنشان کرد: اولا که مصدق به تنهایی صنعت نفت را ملی نکرد، کمیسیون مخصوص نفت از تابستان 1329 تا بهمن 1329 نزدیک به 42 جلسه با کارشناسان سراسر کشور، خبرگان اقتصادی، اساتید دانشگاهی برگزار کرد که به این نتیجه برسد که آیا ایران می تواند خود صنعت نفت را اداره کند یا خیر، پس از جلسات بسیار در کمیسیون نفت مجلس شورای ملی دوره شانزدهم همه اعضا بر این باور رسیدند که می توان صنعت نفت را خود ایرانی ها اداره کنند و خود اقدام به کشف، استخراج، تولید و صادر کنند بنابراین تا ملی شدن نفت تا تاریخ 29 اسفند هیچ رگه پوپولیستی در سخنان مصدق دیده نمی شود.

وی درباره اینکه نفت با ملی شدن سیاسی نیز شد، بیان کرد: صنعت نفت محصول صنعتی بین المللی است به این معنا که این صنعت مورد نیاز تمام آحاد بشر است، یک ماده استراتژیک است  که دارای جنبه های اقتصادی، سیاسی و امنیتی است، به همین خاطر بسیاری از شرکت های بزرگ  مانند هفت خواهران نسبت به مخازن نفتی جهان گرایشی استعماری داشته و علاقه مند بودند، در تمام مخازن خاورمیانه مشارکت داشته باشند و همچنین خرید و فروش و پالایش نفت نیز در اختیار این شبکه باشد وقتی ایران نتوانست به عنوان دولت نفت را صادر کند و این طرح به شکست انجامید بسیاری از روشنفکران به این تحلیل رسیدند که در اساس ملی شدن اشتباه بود چرا که برابر با دولتی شدن معنا یافت.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :