Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98964
تاریخ انتشار : 1 شهریور 1374 9:49
تعداد مشاهدات : 133

دستاوردهای انقلاب

آیا استقلال، کم موهبتی است؟ کدام یک از کشورهای جهان سوم; بیش از جمهوری اسلامی، از استقلال سیاسی برخوردارند؟ اکنون در این کشور، عرصه آزادی قلم و بیان به میزانی است که اساسی ‏ترین ثمره انقلاب و یادگار جاودانه حضرت امام; یعنی تئوری ولایت فقیه، مورد نقد و تعرض شدید مخالفان قرار می‏گیرد، دفاع مقدس، عدالت اجتماعی و دهها شعار محوری انقلاب مورد سؤال واقع می‏شوند و تقریر کنندگان اندیشه‏ های نظریه پردازان امپریالیسم مانند کارل ریموند پویر، در دانشگاه های کشور، آزادانه به تبلیغ جدایی دین از سیاست، اخلاق، اقتصاد و هنر می‏پردازند و گاه پاره‏ای از گروهکهای سیاسی، تندترین بیانیه‏ها را علیه دولت - در حال جنگ اقتصادی - منتشر می‏کنند، کدام یک از کشورها چنین فضایی را گشوده ‏اند؟
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری حوزه؛
هفده سال از انقلاب اسلامی می‏گذرد، در این مدت از سوی بیگانگان و نامحرمان صدها اثر درباره آن پدید آمده که هر کدام گرچه زوایای ناشناخته ‏ای از آن را بازگفته، ولی حقایقی را نیز پوشیده‏ اند .
در برابر، دوستان انقلاب به علل گوناگونی چون اشتغال به کارهای اجرایی، عدم درک حساسیت نگارش تاریخ انقلاب، درگیریها، تنش ها و برخوردهای سیاسی، نتوانسته ‏اند بدرستی از وظیفه تبیین انقلاب برآیند .
از این رو آنچه انجام یافته، در قبال آنچه می ‏بایست صورت می‏گرفت، اندک است . نسل انقلابی نیز به دلایلی از جمله حجم توطئه‏ ها، مشکل تمشیت زندگی، زیر و بم های سیاسی و عوامل سیاست گریز، نتوانستد آن گونه که شایسته است نسل جوان بعد از انقلاب را با این پدیده بی‏ بدیل آشنا سازند . متاسفانه هنر انقلابی نیز در انتقال این پیام سترگ الهی، توفیق رضایتمندی به دست نیاورد .
افزون بر اینها، رخنه برخی از غربزدگان در طیف نیروهای انقلابی، تجلی تهاجم فرهنگی و ظهور جلوه های دنیاگرایی، چالش های سیاسی، کاستی های اقتصادی و گرانی بی‏مهار، همراه با تخلف های پاره‏ای از دست اندرکاران امور مانند عوامل اختلاس 123 میلیارد تومانی اخیر، باعث‏ شد که چهره تابناک انقلاب، برای برخی در هاله ‏ای از ابهام و جهالت ‏باقی بماند و گاه ناجوانمردانه دستاوردهای بزرگ آن با رفرمهای رژیم طاغوتی مقایسه شود و دشمنان از بلندگوهای خود تبلیغ کنند که انقلاب برای ملت ایران چه کرده است؟!
در حالی که اینان نیک می‏دانند که انقلاب اسلامی، رژیمی را از اریکه قدرت به زیر کشید که وابسته به آمریکا و ژاندارم منطقه بود و سیاستهای آن را سردمداران واشنگتن و لندن تعیین می‏کردند . رژیمی که با فروش بیش از هفت میلیون بشکه نفت در روز با جمعیتی کمتر از نصف جمعیت کنونی، در کنار کاخ مرمر و سعد آباد، عامل ایجاد حلبی ‏آبادها بود و در حالی که بسیاری از مردم ایران از ابتدایی‏ترین اصول زندگی; سواد، بهداشت و مسکن، محروم بودند، ثروتهای این مردم را در بانکهای آمریکا و اروپا انبار کردند و خاندان سلطنتی خود عامل توزیع مواد مخدر بودند .
با گرفتن مالیات از قمارخانه‏ها، مشروب فروشیها و سایر مراکز فساد و فحشا، قصرها و ویلاهای گوناگون در ایران و بسیاری از کشورهای اروپایی ساختند و در هنگامه ‏ای که مستشاران آمریکایی و اروپایی عملا از قانون کاپیتولاسیون برخوردار بودند، عالمان دینی و جوانان متعهد این مرز و بوم در زیر شکنجه ‏های قرون وسطایی آنان به شهادت می‏ رسیدند .
حکومتی وابسته، اقتصادی مصرفی و بیمار، فرهنگی غرب زده و اجتماعی آلوده و جامعه ‏ای در حصار خفقان، رهاورد سیاستهای آن رژیم بیگانه پرست‏ بود . ولی انقلاب اسلامی، آمد و معادلات جهانی را بر هم زد، دین را از گوشه انزوا به عرصه سیاست کشاند و با خیزش اسلامی، چنان موجی در عالم به وجود آورد که تموج آن هرگز به آرامش نخواهد گرایید .
اعتبار و هیمنه آمریکا برای اولین بار در دنیا شکسته شد و دولت جمهوری اسلامی به حمایت از مسلمانان سراسر عالم پرداخت; در گذشته در قبال اشغال افغانستان و کشمیر، و اکنون در برابر سازش ذلت ‏بار اعراب و اسرائیل و کشتار جنایت‏ بار بالکان، بی ‏پروا به مخالفت‏ برخاسته و از این رو تئوریسین های دنیای سرمایه ‏داری، انقلاب اسلامی را به عنوان تنها تهدید جدی علیه منافع نامشروع غرب خواندند .
آیا احیای بیداری دینی و بازگشت‏ به خویشتن، دستاورد کمی بود؟
آیا استقلال، کم موهبتی است؟
کدام یک از کشورهای جهان سوم; بیش از جمهوری اسلامی، از استقلال سیاسی برخوردارند؟ اکنون در این کشور، عرصه آزادی قلم و بیان به میزانی است که اساسی ‏ترین ثمره انقلاب و یادگار جاودانه حضرت امام; یعنی تئوری ولایت فقیه، مورد نقد و تعرض شدید مخالفان قرار می‏گیرد، دفاع مقدس، عدالت اجتماعی و دهها شعار محوری انقلاب مورد سؤال واقع می‏شوند و تقریر کنندگان اندیشه‏ های نظریه پردازان امپریالیسم مانند کارل ریموند پویر، در دانشگاه های کشور، آزادانه به تبلیغ جدایی دین از سیاست، اخلاق، اقتصاد و هنر می‏پردازند و گاه پاره‏ای از گروهکهای سیاسی، تندترین بیانیه‏ها را علیه دولت - در حال جنگ اقتصادی - منتشر می‏کنند، کدام یک از کشورها چنین فضایی را گشوده ‏اند؟
در طول تاریخ انقلابهای سیاسی دنیا، هیچ انقلابی بسان انقلاب اسلامی، نهادهای مردمی و قانونگذاری را در کوتاه مدت سامان نداده است; حتی مهمترین رکن نظام اسلامی که مقام رهبری است هم با دموکراسی غیر مستقیم و از طریق آرای عمومی برگزیده می‏شود .
در بعد اقتصادی و خدمات اجتماعی - فرهنگی، انقلاب تاکنون خدمتهای فراوانی ارائه کرده است; مانند بازسازی خرابیهای جنگ تحمیلی، سیل و زلزله، سرویس دهی، اسکان و تامین 5/2 میلیون آواره افغانی، یک میلیون و سیصد هزار آواره عراقی (اعم از کرد و عرب)، یکصد هزار آواره کویتی، کمک در ساختن اردوگاههای پناهندگان آذربایجان و ارسال کمکهای غذایی و سوختی به جمهوری خودمختار نخجوان، بطوری که هم اکنون 15 کل پناهندگان جهان در ایران به سر می‏برند، هزینه کردن طراحی، تکمیل و ساخت صد سد بتونی و خاکی، گسترش بی‏سابقه سیستم مخابراتی، لوله‏ کشی آب آشامیدنی و برق‏رسانی به دور افتاده‏ ترین روستاها، راه سازی و توسعه راه‏آهن از جمله اجرای پروژه استراتژیک بافق - بندرعبارس، ایجاد فضاهای سبز و توسعه پارکها و میدانهای ورزشی - تفریحی در سراسر کشور .
افزایش فضاهای آموزشی از سطوح ابتدایی تا آموزش عالی، تامین مایحتاج حدود سه میلیون خانوار نیازمند، تسهیل در امر ازدواج و تهیه جهاز برای نوعروسان از طرف کمیته امداد امام خمینی، تعمیم طرح شهید رجایی، واگذاری زمین و خانه از سوی بنیاد مسکن و زمین شهری به بسیاری از بی‏ خانمان ها و افراد تهیدست، تحت پوشش قرار دادن مادی و معنوی خانواده‏ های شهیدان، جانبازان و آزادگان از جانب بنیادهای شهید، جانبازان و رسیدگی به امور آزادگان، تحت پوشش قرار دادن آسیب دیدگان فکری و جسمی از سوی شبکه‏ های بهزیستی، پرداخت‏ سوبسید مستمر به کالاهای استراتژیک و مورد نیاز مردم و صدها رقم خدمات دیگر .
امروز مردم انقلابی، بحق از حضور برخی زنان و مردان نادان یا مغرض که مروج فرهنگ مبتذل غرب هستند، افسرده خاطر و خشمگینند، در حالی که در زمان طاغوت، خیابانها و مراکز عمومی قرقگاه اینان بود، آیا برنتابیدن فساد اندک امروز و پذیرش یا سکوت و تسلیم در برابر آن صحنه های ابتذال و سکس دیروز، نشانه تحول فرهنگی و از دستاوردهای انقلاب نیست؟
ناگفته پیداست که وجود کاستیها و پاره‏ای نواقص را کسی انکار نمی‏کند، ولی در کدام گوشه از دنیا، بهشت موعود آفریده ‏اند؟
از مسافرانی که به کشورهای همسایه سفر کرده ‏اند، درباره وضعیت ‏سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنان بپرسید تا معلوم شود که وضعیت کشور ما هنوز هم مطلوبتر از همه آنهاست! اکنون قارونهای منطقه هم دست‏به دامن صندوق بین‏ المللی پول و سایر مراکز سرمایه‏ داری پلید جهانی شده ‏اند و این نشانگر وخیم بودن شرایط است.
گاه گفته می‏شود: اگر حکومت اسلامی است، پس رشوه، پارتی ‏بازی و اختلاس چرا؟
اولا: هیچ یک از مسؤولان بلند مرتبه نظام از چنین پدیده نفرت‏ آوری، خشنود نیستند و کشف باندهای اختلاس و ارتشا و امثال آن توسط نیروهای مخلص اطلاعات و امنیت کشور، گواه برخورد نظام با این عوامل مفسد است .
ثانیا: گرچه امت‏حزب الله در کشف بسیاری از این باندهای تبهکار نقش اساسی دارد، ولی متاسفانه عوامل اجرای این مفاسد، بخشی از مردمان عادی همین کشورند; فی المثل در ماجرای اختلاس خائنانه 123 میلیارد تومانی اخیر، راست است که متهم ردیف اول، سرمایه ‏داری فراری بوده که برای امثال او انقلاب و ایثار و شهادت بی‏مفهوم است، ولی نردبان خیانت او، برخی از کارمندان معمولی بانک صادرات بودند، به گونه‏ای که بدون خیانت این کسان، آن تبهکاران قادر به اختلاس نبودند و متاسفانه در مساله ارتشا، توزیع مواد مخدر، و پخش فیلمهای مبتذل چنین واقعیت تلخی وجود دارد . گفتنی است در این مقال از ضعف مدیریت، غیر کار آمد بودن برخی از مسؤولان و کاستی ها و نواقص و عدم رعایت اصل تشویق و تنبیه، دفاع نمی‏شود، بل معتقدیم باید این موارد، دلسوزانه و مشفقانه گفته شوند و اولیای امور نیز موظفند - طبق میثاق ملی و اعتقاد مذهبی - در اصلاح امور بکوشند ولی سخن بر سر این است که دولت تنها یک طرف این معادله است و مردم نیز در قبال این حوادث مسؤولند!
از این رو، نباید رشوه بدهند نه بگیرند و نه واسطه شوند، نه اختلاس کنند و نه به مختلسان کمک رسانند، نه گران بفروشند و نه به گران فروشان شفقت ورزند، بل آنها را به مسؤولان ذی صلاح معرفی کنند و تا مجازاتشان از پای ننشینند .
باری در پایان از وجدان خویش بپرسیم، راستی با همه انتقادها و ایرادهای وارد، آیا باز هم کشوری، متعهدتر از جمهوری اسلامی و جامعه‏ ای سالمتر از جامعه ایران سراغ داریم؟!
والسلام