Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98975
تاریخ انتشار : 3 دی 1378 0:0
تعداد بازدید : 512

آمار سخن مي گويد - ٣

دکتر حمید میرزاده، سیدشمس الدین حسینی
دکتر حمید میرزاده، سیدشمس الدین حسینی *آب و کشاورزی آب اهمیت آب روز به روز و بیش از پیش بر مردم جهان روشن می شود. با توجه به رشد روزافزون تقاضای آب در بخش های مختلف شرب، صنعت و کشاورزی و محدودیت منابع آبی، شمار بیشتری از کشورها در معرض تنش و کمبود آب قرار می گیرند. از کل منابع آبی موجود دنیا تنها 5/2 درصد آب شیرین و قابل استفاده هستند و علی رغم اینکه کشور ایران بیش از یک درصد جمعیت دنیا را به خود اختصاص می دهد، کمتر از 5/0 درصد منابع آب شیرین دنیا را در اختیار دارد. متوسط بارندگی سالیانه در ایران حدود 250 میلی متر و کمتر از 3/1 متوسط بارش دنیا است. منابع آبی تجدید شونده کشور حدود 130 میلیارد متر مکعب و در مجموع کشور در منطقه خشک و نیمه خشک دنیا واقع است. با توجه به رشد جمعیت و افزایش سریع تقاضای آب طی چهل سال اخیر سهم سرانه آب کشور از 8600 متر مکعب به 2100 متر مکعب کاهش یافته، از این رو برنامه ریزی دقیق و مدیریت اصولی منابع آبی کشور به عنوان یک اولویت در سال های مورد بررسی به شمار آمده است. جمع کل برداشت از منابع آب موجود کشور در ابتدای سال 1368 حدود 5/74 میلیارد متر مکعب بوده که با مجموع سرمایه گذاری و اقدامات انجام شده این رقم به حدود 87 میلیارد متر مکعب در پایان سال 1375 رسیده است. احداث سدهای مخزنی برای افزایش حجم آبهای مهار شده از جمله سیاست های اصلی در صنعت آب بود، تعداد سدهای مخزنی بزرگ که تا سال 1367، 18 سد بود، به 60 سد در سال 1375 رسید و در سال 1375، تعداد 70 سد بزرگ در دست ساخت قرار داشت، در مجموع سطح زیر کشت از 2/958 هزار هکتار به 5/1194 هزار هکتار بالغ گردید. مرمت حدود 57 هزار هکتار، توسعه بیش از 135 هزار هکتار و بهبود بیش از 163 هزار هکتار شبکه آبیاری و زهکشی اصلی از عملکردهای مهم امور آب کشور در دوره مورد بررسی است.(1) کشاورزی بخش کشاورزی ضمن تأمین اشتغال تعداد قابل توجهی از نیروی کار کشور، با تولید کالاهای استراتژیک و غذایی مورد نیاز، به امنیت غذایی کشور کمک می نماید. بر این اساس این بخش از اقتصاد کشور نقش مهم و تعیین کننده ای در ارتقای میزان رفاه و شاخص های تغذیه دارا می باشد. پس از پیروزی انقلاب توجه ویژه ای به بخش کشاورزی معطوف گردید و بالا بردن سطح تولید محصولات کشاورزی و حصول خودکفایی در زمینه تولید مواد غذایی به عنوان یکی از هدف های عمده اقتصادی اعلام گردید. در همین رابطه عرضۀ مواد اولیه، تولید کود و ماشین آلات زراعی به سرعت افزایش یافت. • طی دوره مورد بررسی (76 - 1368) تولید گندم از 6010 هزار تن به 10064 هزار تن(2) افزایش یافت که رشد متوسط سالانه معادل 6/6درصد را نشان می دهد. بدیهی است رشد تولید گندم، نیاز به واردات گندم را کاهش داده و ضمن ایجاد صرفه جویی ارزی و ابستگی کشور به واردات گندم و عوارض سیاسی مترتب بر آن را کاهش می دهد. شایان ذکر است که رشد تولید گندم طی دوره مذکور 67 درصد بوده است. • تولید برنج از 1854 هزار تن در سال 1368 با 8/26درصد افزایش به 2350 هزار تن (3) در سال 1376 رسید. که رشد متوسط سالانه 3درصد داشته است. رشد تولید برنج نیز با توجه به الگوی مصرفی جامعه ما که اکثریت قابل توجهی از مردم مصرف کننده برنج هستند حائز اهمیت است و در واقع با تأمین یکی از نیازهای اساسی تغذیه ای، وابستگی به واردات برنج را کاسته و صرفه جویی ارزی ایجاد می نماید. • تولید کل محصولات زراعی و باغی به ترتیب از 30809 و 7289 هزار تن در سال 1368 به 2/47263(4) و 4/11250 هزار تن(5) سال 1376 افزایش یافت که نرخ رشد سالانه 5/5 درصد و 6/5 درصد و رشد کل دوره معادل 4/53 درصد را نشان می دهد. در زیر بخش دام و طیور نیز شاخصهای مربوطه حاکی از رشد تولیدات این بخش است بطوری که: • تولید ماهی و آبزیان از 4/309 هزار تن در سال 1368 به 2/400 هزار تن در سال 1376 رسید که رشد سالانه 3/3 درصد و رشد طی دوره معادل 3/29 درصد داشته است و همچنین تولید گوشت قرمز نیز در همین دوره با رشد متوسط سالانه 2/3 درصد و رشد طی دوره معادل 6/28 درصد از 560 هزار تن به 720 هزار تن(6) رسید. • سطح زیر کشت آبی از 4/5626 هزار هکتار در سال 1368 به 5789 هزار هکتار در سال 1376 افزایش یافت که این اقدام در کنار گسترش سیستم های آبیاری تحت فشار سبب افزایش بازدهی محصول در واحد سطح خواهد شد. توضیح این مطلب حائز اهمیت است که رشد بخش کشاورزی علاوه بر تأثیر مثبتی که بر امنیت غذایی، استقلال اقتصادی و سیاسی بر جای می گذارد، صرفه جویی ارزی و همچنین اشتغال بخش وسیعی از نیروی کار کشور را به همراه داشته است که از این طریق به رفع فقر و محرومیت نیز کمک نموده؛ طی سال های 76 - 1368 در مجموع 13351 میلیون دلار محصولات مختلف کشاورزی سنتی صادر و به در آمدهای ارزی کشور افزوده گردیده است. *صنعت بخش صنعت که در واقع به صنایع کارخانه ای اطلاق می شود، در برگیرنده مجموعه ی فعالیت هایی است که در جهت تغییر و ترکیب فیزیکی و شیمیایی کلیه عوامل و به منظور برطرف کردن نیازهای مصرفی، واسطه ای و سرمایه ای افراد و بنگاه های تولید صورت می گیرد. رشد بخش صنعت کشور به چند دلیل می تواند حائز اهمیت باشد. اول اینکه با روند رشد جمعیت نیازمندی های اقتصادی افزایش یافته و شیوه ی تولید محصولات با روش های سنتی و بازدهی پایین پاسخ گوی نیازهای موجود نخواهد بود، لذا افزایش بازدهی از اهمیت فراوانی برخوردار گردیده است. بدین لحاظ بکارگیری روش های صنعتی و جدید در تولید کالاها و خدمات می تواند روند رشد تولیدات را افزایش داده و در رفع نیازهای اقتصادی کشور مؤثر واقع شود. دوم این که این بخش با ایجاد اشتغال برای تعداد قابل توجهی از نیروی کار، بخش وسیعی از خانوارها را به لحاظ درآمدی تحت پوشش قرار داده و با صادرات محصولات خود توانسته است در افزایش درآمدهای ارزی کشور سهیم باشد و کماکان با توجه به نوسان درآمد نفتی و بی ثباتی آن و برنامه ریزی کشور به سمت اقتصاد غیر متکی به نفت، رشد صادرات صنعتی از اهمیت به سزایی برخوردار می باشد. عملکرد بخش مذکور که با مروری بر روند رشد مهمترین متغیرهای اساسی این بخش مورد توجه قرار می گیرد در واقع بخشی از قابلیت های صنعت کشور را جهت نیل به هدف صادرات غیر نفتی به تصویر می کشد. • در زمینه تولید فولاد طی دوره 76-1368 شاهد رشدی برابر با 282 درصد بوده ایم. بطوری که رقم تولید فولاد در سال 1368 معادل 62/1 میلیون تن بود، در حالی که این رقم در سال 1376 به 2/6 میلیون تن افزایش یافت (یعنی رشد متوسط سالانه معادل 3/18 درصد). بدیهی است رشد تولید فولاد به عنوان یک صنعت مادر می تواند به سایر صنایع کشور نظیر صنعت ماشین سازی و… کمک نموده و وابستگی صنایع داخلی را به واردات فولاد کاهش دهد. • تولید آلومینیوم نیز طی دوره مذکور از رشدی برابر 152 درصد برخوردار بوده است. به نحوی که رقم مذکور از 7/35 هزار تن به 90 هزار تن افزایش یافت (رشد متوسط سالانه 3/12 درصد). • تولید مس آندی و کاتدی به ترتیب از 76 و 2/43 هزار تن به 138 و 100 هزار تن افزایش یافت که رشدی برابر 6/81 و 5/131 درصد را نشان می دهد (یعنی به ترتیب دارای رشد متوسط سالانه 7/7 درصد و 1/11 درصد). • تولید خودرو طی دوره مورد بررسی از رشدی معادل 769 درصد برخوردار بود، بطوری که تولید خودرو از 19614 دستگاه به 170584 دستگاه در سال افزایش یافت، که رشد متوسط سالانه آن 31 درصد است. تولید خودرو که به یکی از نیازهای اساسی بخش صنعت، خدمات، بازرگانی و کشاورزی یعنی نیاز به حمل و نقل پاسخ می دهد حائز اهمیت است. در واقع بخش عمده ای از کمبودهای سیستم حمل و نقل شهری و بین شهری به افزایش تولید خودرو مرتبط است و از این نظر رشد تولید خودرو از اهمیت وافری برخوردار می باشد. • صنایع پتروشیمی به عنوان یکی از محورهای توسعه صنعی برای ایران مطرح است. سطح تولیدات این بخش صنعتی از 2421 هزار تن در سال 1368 به 11281 هزار تن در سال 1376 افزایش یافت(7)، متوسط نرخ رشد سالانه تولیدات پتروشیمی 21درصد بوده است. • تولید سیمان نیز که یکی از اساسی ترین نهاده های بخش مسکن و عمران کشور است، از رشد 9/50 درصدی طی دوره ی مذکور برخوردار بوده است بطوری که رقم تولید سیمان در سال 1368 برابر 9/12 میلیون تن بود، در حالی که این رقم در سال 1376 به 47/19 میلیون تن افزایش یافت. نرخ رشد متوسط سالانه برابر 3/5 درصد بوده است. همچنین طی دوره ی 74-1368 صادرات محصولات صنعتی از 123 میلیون دلار (در سال 1368) به 1168 میلیون دلار (در سال 1374) افزایش یافت(8) که رشد متوسط سالانه ای برابر 5/45 درصد را نشان می دهد. روند رشد صادرات بخش صنعت صنعت در شرایطی که اقتصاد کشور به علت کاهش درآمدهای ارزی دچار مشکل گردیده، اگر چه رشد مطلوبی نیست ولی بایستی اذغان نمود که دوره ی مورد بررسی دوره ی 8 ساله ی پس از جنگ تحمیلی بوده و صنعت کشور نیز همانند سایر بخش های اقتصادی کشور طی دوره ی دفاع مقدس صدمات قابل توجهی را متحمل شده بود. لذا رشد بخش صنعت تنها افزایش تولیدات بخش صنعتی را نشان نمی دهد بلکه جبران صدمات جنگ تحمیلی و راه اندازی صنایع را نیز به تصویر می کشد. *انرژی بخش انرژی به عنوان مهمترین تأمین کننده درآمدهای ارزی جایگاه ویژه ای را در اقتصاد ایران دارا می باشد. همچنین این بخش یک زیر بنای مهم برای رشد اقتصادی به شمار آمده و زمینه توسعه ی اقتصادی را فراهم می آورد، چرا که روند تولید هر محصولی اعم از محصولات صنعتی یا کشاورزی و خدمات به نوعی وابستگی خاصی به انرژی دارد. بخش مذکور در سه زیر بخش نفت، گاز و برق قابل بررسی است. ایران در زمینه منابع نفت و گاز طبیعی که حامل های انرژی هستند دارای موقعیت ممتازی در جهان است و این سرمایه ی عظیم خدادادی در اقتصاد کشور نقش مهمی را بر عهده دارد. این بخش قسمت عمده ای از انرژی و ارز مورد نیاز کشور را تأمین می کند و چنانچه اشاره گردید استفاده مناسب و بهینه از آن در رشد اقتصادی کشور ضروری است. در همین بخش توجه به صنعت برق نیز از اهمیت وافری برخوردار است. - نفت اهمیت بخش نفت در اقتصاد ایران از سه جنبه قابل ارزیابی است. اول اینکه تأمین کننده بخش عمده ای از انرژی مورد نیاز کشور می باشد. دوم این که تأمین کننده ی ارز خارجی برای واردات کالاها و خدمات است و سوم اینکه برای دولت ایجاد درآمد می نماید. با توجه به اینکه نفت (و همچنین گاز) جزو سوخت های فسیلی تجدید ناپذیر می باشند دولت بویژه چند سال اخیر همواره متمایل به سیاست گذاری صحیح در زمینه بهره برداری از این منابع به عنوان یک ثروت ملی بوده است. که در این ارتباط، صیانت از ذخایر شناخته شده و توان تولید و صادرات نفت خام و صرفه جویی و استفاده منطقی از فرآورده های انرژی زا از جمله هدف های بخش نفت در برنامه پنج ساله دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بوده است. لازم به یادآوری است که طی دوره ی جنگ تحمیلی یکی از هدف های مهم دشمن تخریب تولید (پالایشگاهی) نفت بود چرا که عمده درآمدهای ارزی کشور متکی به تولیدات این مراکز بوده است. لذا لازم است به خاطر داشته باشیم که شاخص هایی که در ذیل ارائه می شوند فقط رشد تولید را در یک اقتصاد معمولی و تحت شرایط ایده آل ارائه نمی نمایند بلکه تلاش برای افزایش تولید طی دوره ی پس از جنگ تحمیلی را به همراه جبران صدمات وارده بر پیکره صنعت نفت کشور به تصویر می کشد. • تولید نفت سفید از 18663 متر مکعب در روز در سال 1368 به 25694 متر مکعب (9) در روز در سال 1376 افزایش یافت، که رشدی بالغ بر 7/37 درصد را نشان می دهد. متوسط رشد سالانه 1/4 درصد بوده است. • تولید نفت گاز از 35770متر مکعب در روز به 61660 متر مکعب (10) در روز طی دوره مورد بررسی افزایش داشت که نرخ رشدی بالغ بر 3/72 درصد بوده است. • تولید نفت کوره با رشدی بالغ بر 5/83 درصد از 41785 متر مکعب در روز به 76697 متر مکعب در روز رسید(11) . متوسط رشد سالانه 9/7 درصد بوده است. • تولید بنزین طی دوره ی مورد بررسی رشد مطلوبی داشته است، بطوری که تولید بنزین در سال 1368 برابر 19197 متر مکعب در روز بود در حالی که رقم مزبور در سال 1376 به 29309 متر مکعب در روز افزایش یافت(12) که نرخ رشدی بالغ بر 6/52 درصد را نشان می دهد. متوسط رشد سالانه تولید این محصول 4/5 درصد بوده است. شایان ذکر است در سال های مورد بررسی علاوه بر ایجاد و تکمیل ظرفیت های تولید نفت در حد سهمیه تعیین شده از سوی اوپک، سیاست جایگزینی صادرات فرآورده به جای نفت خام به عنوان یک راهبرد اصولی دنبال شد که توفیقات شایانی نیز حاصل شد. - گاز جمهوری اسلامی ایران بعد از کشور روسیه دارای بزرگترین منابع گاز طبیعی در جهان است. این منابع حدود 21 تریلیون متر مکعب ارزیابی شده است که می تواند سال های متمادی برای تأمین نیاز انرژی کشور و به عنوان ماده ی خام اولیه در صنایع پتروشیمی بکار گرفته شود. استراتژی های مهم بخش گاز طی دوره ی 1368 تا 1376 توسعه ی فعالیت های گاز رسانی و افزایش سهم گاز در مصارف انرژی کشور و تاکید بر توزیع گاز به ترتیب برای مصارف نیروگاه ها، صنایع، مصارف تجاری و خانگی با اولویت دادن به قطب های پرمصرف کشور را در بر گرفته است. بدیهی است رشد شاخص های بخش گاز حداقل از دو جنبه حائز اهمیت است. اول این که حدود 90 درصد خانوارهای کشور، مصرف کننده ی گاز طبیعی می باشند و این امر از دیدگاه رفاه اجتماعی و اقتصاد رفاه با اهمیت است و دوم این که با فعالیت هایی که در راستای گاز رسانی به مناطق محروم کشور صورت گرفته است، فعالیت های بخش گاز از جنبه تأثیراتی که بر محرومیت زدایی داشته نیز با اهمیت تلقی می گردد. • مجموع طول شبکه ی گازرسانی از 18817 کیلومتر در سال 1368 به 44000 کیلومتر در سال 1376 افزایش یافت که نرخ رشد آن معادل 134 درصد بوده است. متوسط رشد گاز رسانی سالانه 2/11 درصد بوده است. • مصرف گاز طبیعی از 8/14 میلیارد متر مکعب در سال 1368 به 6/46 میلیارد متر مکعب در سال 1376 افزایش یافت (13)،که نرخ رشد قابل توجهی را (معادل 215 درصد) نشان می دهد. متوسط نرخ رشد سالانه مصرف گاز طبیعی 4/15 درصد بوده است. • در طی دوره مورد بررسی همچنین تعداد مشترکین گاز طبیعی از رشد چشمگیری برخوردار بوده اند، بطوری که تعداد مشترکین گاز طبیعی از 764 هزار مشترک در سال 1368 به 3 میلیون و 200 هزار مشترک در سال 1376 افزایش یافت که نرخ رشد این شاخص نیز قابل ملاحظه است (نرخ رشد طی دوره معادل 318 درصد می باشد و نرخ رشد سالانه معادل 6/19 درصد بوده است). - برق بخش برق که در برگیرنده ی مجموعه فعالیت های مرتبط با احداث و بهره برداری در زیر بخش های تولید، انتقال و توزیع انرژی الکتریکی می باشد، صنعتی زیربنایی و اساسی است که بسیاری از فعالیت های جامعه بدان وابسته است. برق محصولی است که ذخیره سازی آن به سادگی امکان ندارد و در صورت وجود ظرفیت های اضافی سرمایه هنگفتی عاطل و بیهوده خواهد ماند. لذا سرمایه گذاری کافی و بهنگام در این بخش اجتناب ناپذیر است. در طی دوره مورد بررسی علاوه بر بازسازی و نوسازی نیروگاه ها و تأسیسات صدمه دیده برق، توسعه ظرفیت های موجود و فعالیت های گسترده ی برق رسانی از جمله برق رسانی به روستاهای کشور مورد توجه قرار گرفت. روند رشد شاخص های این بخش که در ذیل ارائه می شوند، بخشی از موفقیت های حاصله در این بخش را به تصویر می کشند: • ظرفیت اسمی نیروگاه های کشور در سال 1368 تنها 5/13957 مگاوات بود در حالی که این رقم در سال 1376 به 232557 مگاوات افزایش یافت(14)که رشدی حدود بر 7/66 درصد را نشان می دهد. متوسط رشد سالانه 6/6 درصد بوده است. • تولید برق نیز طی دوره مورد بررسی رشد قابل توجهی داشته به طوری که تولید برق طی این دوره با رشدی بالغ بر 5/89 درصد از 7/48 میلیارد کیلو وات ساعت در سال 1368 به 31/92 میلیارد کیلووات ساعت در سال 1376 افزایش یافت(15). متوسط رشد سالانه تولید برق 3/8 درصد بوده است. • تعداد روستاهای برق دار نیز تحت سیاست های محرومیت زدایی دولت طی دوره ی مذکور افزایش داشته است، بطوری که تعداد روستاهای برق دار در سال 1368 برابر 3/23 هزار روستا بود در حالی که در سال 1376 رقم مزبور به 094/37 افزایش یافت (16) که رشدی برابر 2/59 درصد داشته است. نرخ رشد متوسط سالانه 0/6 درصد بوده است. • نسبت جمعیت روستایی برق دار که در سال 1368 برابر 8/53 درصد خانوارهای روستایی بوده با رشدی بالغ بر 52 درصد به 82 درصد خانوارهای روستایی در سال 1376 افزایش یافت. در مجموع حاصل سرمایه گذاری و تلاش در این بخش تأمین انرژی الکتریکی مورد نیاز، کاهش ارزبری و حتی صادرات برق و تجهیزات برقی به برخی از کشورهای همسایه بوده است. *محیط زیست از جمله زیانها، عوارض و هزینه های رشد صنعتی و اقتصادی آلودگی و تخریب محیط زیست است. به نحوی که در حال حاضر رفاه انسان ها به دلایلی همچون آلودگی هوا و آب، باران های اسیدی، کاهش لایه ازن، تخریب جنگها و مراتع، گسترش صحراها در معرض خطر جدی قرار گرفته است. به همین جهت اکنون اکثر کشورها توسعه پایدار را که هدف آن رابطه منطقی میان انسان با محیط زیست و منابع طبیعی است مطرح کرده اند. با توجه به اهمیت مسائل زیست محیطی طی دوره 1368 تا 1375 اقدامات مختلفی توسط دستگاه های مسئول انجام شده است از جمله فعالیت های انجام شده د راین دوران توجه به مناطق حساس، مقابله با بحران های زیست محیطی، تشکیل کمیته توسعه پایدار و اقدامات اساسی برای جلوگیری از آلودگی است. ایجاد مراکز تحقیقات زیست محیطی در مرکز استانها از سال 1368 آغاز شد و این مراکز در استانهای اصفهان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، فارس، خراسان، لرستان، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و نیز حداقل 10 مرکز استان تا سال 1375 تشکیل گردید. در سال 1374 قانون جلوگیری از آلودگی هوا به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. همچنین با توجه به اهداف کمّی بخش محیط زیست در برنامه دوم و مفاد تبصره 82 قانون برنامه دوم، ایجاد حداقل 5000 هکتار فضای سبز در شهرهای دچار آلودگی زیست محیطی (اراک، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و اهواز) پیش بینی و طرح کمک به احداث کمربند سبز در شش مرکز استان آلوده کشور از سال 1373 با همکاری شهرداری ها آغاز شد که عملکرد آن در سال 1373، 170 هکتار، در سال 1374، 582 هکتار و در سال 1375 حدود 750 هکتار است.(17) انجام طرحهای مدیریت یک پارچه آب و خاک نظیر آبخوانداری و آبخیزداری تبدیل سوخت نیروگاه ها به گاز و ساخت نیروگاه های برق آبی از دیگر اقدامات مهم در راستای حفاظت محیط زیست بوده است. *عمران شهری و مسکن افزایش جمعیت و گسترش شهرها نیاز به تأمین مسکن و عمران شهری را بیش از پیش هویدا ساخته است، بطوری که دولت سیاستگذاری در امر مسکن و عمران شهری را از جمله بنیانی ترین اهداف خویش قرار داده است. طی دوره ی 76- 1368 زیر بنای مسکونی تولید شده با رشدی بالغ بر 52 درصد از 4/17 میلیون متر مربع به 449/26 میلیون متر مربع افزایش یافت(18)، متوسط رشد سالانه 4/5 درصد بوده است. همچنین طی همین دوره تعداد واحدهای مسکونی ایجاد شده از 115 هزار واحد در سال 1368 به 5/212 هزار واحد در سال 1376 افزایش یافت که نرخ رشدی برابر 84 درصد را نشان می دهد. در اینجا رشد متوسط سالانه 8 درصد بوده است. • جمعیت تحت پوشش شبکه های جمع آوری و دفع فاضلاب از 6/2 میلیون نفر در سال 1368 به 5 میلیون نفر در سال 1376 افزایش یافت که حدوداً طی دوره ی مذکور دو برابر شده است. بایستی اذعان نمود که گسترش شبکه های جمع آوری و دفع فاضلاب ضمن آثار بهداشتی و صرفه جویی هایی که در هزینه های بهداشتی خانوار ایجاد می نماید از جمله فعالیت هایی است که سرمایه گذاری کلانی را می طلبد بویژه این که بافت شهرسازی کشور از مهندسی مناسبی نیز برخوردار نبوده است. یادآوری می شود که رشد متوسط سالانه این متغیر 5/8 درصد بوده است. • جمعیت تحت پوشش شبکه ی توزیع آب آشامیدنی نیز که تأمین کننده ی اساسی ترین نیاز خانوار می باشد از 3/26 میلیون نفر در سال 1368 با رشدی بالغ بر 36 درصد و نرخ رشد سالانه 4 درصد به 36 میلیون نفر در سال 1376 افزایش یافت. توضیح این که تنها در سال 1376 تعداد 865 هزار نفر به جمعیت تحت پوشش آب آشامیدنی اضافه گردید. پی نوشت: 1-گزارش عملکرد هشت سال سازندگی(1368-1375)، وزارت نیرو، مردادماه 1376. 2- گزارش اقتصادی سال 1376، جلد دوم، سازمان برنامه و بودجه، ص 26. 3- همان مأخذ. 4- همان مأخذ. 5- همان مأخذ. 6- مأخذ تمام ارقام مربوط به سالهای 1375 و 1376 از گزارش اقتصادی سال 1376 سازمان برنامه است. 7-گزارش اقتصادی سال 1376، سازمان برنامه و بودجه ص 58. 8-گزارش اقتصادی سال 1376، سازمان برنامه و بودجه ص 59. 9-گزارش اقتصادی سال 1376، جلد دوم، سازمان برنامه و بودجه، ص 76. 10-همان مأخذ. 11- همان مأخذ. 12-همان مأخذ. 13-گزارش اقتصادی سال 1376، جلد دوم، سازمان برنامه و بودجه، ص 94. 14-همان مأخذ، ص 98. 15-گزارش اقتصادی سال 1376، جلد دوم، سازمان برنامه و بودجه، ص 98. 16-همان مأخذ، ص 101. 17-گزارش اقتصادی سال 1376، جلد دوم، سازمان برنامه و بودجه، ص 94. 18-گزارش اقتصادی سال 1376، جلد دوم، سازمان برنامه و بودجه، ص 94. *منبع : آمار سخن مي گويد، ص ٦٢ تا ص ٩٣.