Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98980
تاریخ انتشار : 1 شهریور 1380 11:22
تعداد بازدید : 790

دانشگاه آزاد اسلامی از ایده تا عمل

دانشگاه آزاد اسلامی به منزله یک نهاد خصوصی نیست، نشانه های زیادی وجود دارد که براساس آنها بهتر است دانشگاه آزاد اسلامی را دانشگاهی غیردولتی بنامیم تا خصوصی.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی؛
نقش دولت در آموزش عالی ایران انکار ناپذیر است. از همان ابتدای ورود آموزش عالی به ایران، دولت آن را به کنترل خود درآورد و همزمان به ایفای چهار نقش اساسی تولید کننده، کارفرما، توزیع کننده و مصرف کننده آموزش عالی پرداخت.

ایفای این نقش ها به دولت اجازه می داد که در حیطه تحصیلات عالی به دخالت گسترده بپردازد. این روند برای ایران آن روز بسیار حیاتی بود. نیاز به برنامه ریزی آموزشی، نه تنها ایران که دیگر کشورهای در حال توسعه را نیز مجبور می کرد تا درصد بیشتری از بودجه ملی را صرف آموزش کنند.
آمار نشان می دهد که در آسیا، کل هزینه های عمومی آموزش در خلال دهه 1960 نسبت به دهه قبل از خود سه برابر و در آفریقا و در آمریکای لاتین دو برابر شده و در واقع افزایش هزینه های عمومی آموزش در خلال این مدت از هر بخش دیگر اقتصادی بیشتر بوده است به طوری که تا اواسط دهه 1970 بودجه آموزش بسیاری از کشورهای جهان سوم بین 20 تا 25 درصد کل هزینه جاری دولت بوده است.
اما از سویی دیگر به نظر می رسید که دخالت دولت در نظام آموزش عالی به سکون سیستمهای آموزشی در مسیر طبیعی فعالیتهای جمعی منجر شده است به نحوی که تقریباً اثری از انجمن ها و تشکلهای فعال علمی که در یک سیستم کار آمد حلقه ی اتصال بین سیستم و محیط محسوب می شوند، به چشم نمی خورد.
در سیستم آموزش عالی ایران تشکل ها و انجمن های علمی یا وجود نداشته و یا خصلتی فرسایشی یافته بودند و جریان پردازش اطلاعات و بازخوردها بدون حلقه های ارتباطی در یک ساختار متصلب و انعطاف ناپذیر انجام می گرفت.
به این ترتیب کیفیت نظام آموزش عالی به کمترین حد خود رسیده بود. از همین رو، در اواخر عمر رژیم پهلوی فضایی برای اقبال به فعالیت بخش خصوصی در حوزه آموزش ایجاد شد و طرحهایی نیز برای دخالت بخش خصوصی در آموزش عالی ارائه گردید که از آن جمله می توان به «دانشگاه آزاد ایرانیان» اشاره کرد .
با وقوع انقلاب اسلامی نوع نگرش به سیستم آموزش عالی تغییر کرد اما بر نقش دولت در توسعه و راهبرد دانشگاه ها همچنان تأکید شد.
با افزایش جمعیت و بروز تغییر در ارزشهای فردی و اجتماعی که اقبال به تحصیلات عالیه را در ایران به شدت بالا برده بود این حقیقت آشکار شد که دولت نمی تواند به تنهایی تأمین کننده هزینه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی باشد.
از این رو همانطور که انقلاب اسلامی نهادهای خاص خویش را در حوزهای سیاسی و اجتماعی می آفرید؛ «دانشگاه آزاد اسلامی» به عنوان نهادی انقلابی در کنار دستگاه های آموزش دولتی مطرح شد و مکمل بخش دولتی در حوزه آموزش گردید.
در این خصوص ذکر دو نکته اساسی ضروری است: اول آنکه «دانشگاه آزاد اسلامی» مکمل دانشگاه های دولتی است و نه جایگزین آنها. هدف از ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی به هیچ وجه رویارویی با دانشگاه دولتی نبود بلکه به دلیل موقعیت آن روز ایران، این طرح می توانست از یک طرف بخشی از هزینه آموزش عالی را به دوش گیرد و از طرف دیگر به نیاز جمعیت جوان ایران برای ادامه تحصیلات در سطوح عالی پاسخ مثبت دهد. تجربه نشان داده است که دولت در صورتی که تنها اجرا کننده آموزش عالی باشد علاوه بر اینکه نمی تواند هزینه های سنگین آموزش عالی را تأمین کند؛ در تأمین نیازهای نیروی انسانی خود نیز ناکام می ماند. باید توجه داشت که در یک جامعه «به همان نسبت که ارزش هایمان متعدد می شود بایستی ابزار متنوع تری بکار گرفته شود.
پیچیدگیهای رو به رشد، برعدم اطمینان ما می افزاید و ما را بیش از پیش نسبت به حقایق و مفاهیم آنها و همین طور سیاست ها و خط مشی های منتج از آنها بی اعتمادتر می نماید. بتدریج که یک و یا چند مؤسسه آموزشی روش های جایگزینی را مهیا می نمایند اشتباهات نیز جبران می شود. آموزش عالی ممکن است نامناسب ترین بخش برای گذاردن همه تخم مرغها در یک سبد باشد.»(١)
دوم آنکه برخلاف آنچه گاهی تصور می شود دانشگاه آزاد اسلامی به منزله یک نهاد خصوصی نیست، نشانه های زیادی وجود دارد که براساس آنها بهتر است دانشگاه آزاد اسلامی را دانشگاهی غیردولتی بنامیم تا خصوصی.
اول از همه آنکه این دانشگاه شخصیت اصلی خود را از آموزش و پژوهش هایی می گیرد که اصحاب علم و دانش در آن انجام می دهند و نه از منابع اقتصادی خود. این دانشگاه یک مولد اقتصادی نیست بلکه مولد علم و تکنولوژی است.
دوم آنکه درآمدهای حاصله دانشگاه به دلیل صرف آنها در زمینه توسعه، دوباره به عرصه آموزش باز می گردد و سرانجام آنکه فضای فعالیت دانشگاه یک گستره همگانی است و تمامی اجتماع را در بر می گیرد.
بنابراین شایسته تر است دانشگاه آزاد اسلامی را دانشگاهی غیر دولتی بنامیم تا خصوصی. طرح ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان مکمل بخش دولتی به چند لحاظ دارای اهمیت بود. استقرار دانشگاه غیردولتی همپای دانشگاه های دولتی می توانست تأثیر زیادی برکیفیت نظام آموزش عالی در ایران بگذارد و آن را از خصلت «انحصاری» نجات دهد. ما در بخش بعد نشان خواهیم داد که دانشگاه آزاد اسلامی کیفیتهای چند گانه برون داد، درون داد، فرآیند، پیامد و ارزش افزوده(2) آموزش عالی را دستخوش تغییر و تحول ساخت.
همچنین «سیاست پرداخت شهریه» که در طرح دانشگاه آزاد اسلامی پیش بینی شده بود «عدالت اجتماعی» را به شکل مقبول تری در آموزش عالی مطرح می کرد؛ به نظر می رسید با توجه به مزایای شخصی آموزش عالی برای افراد و فرصتهای نابرابر برتری اجتماعی – اقتصادی حاصل از آن، از نظر اکثر مردم که هزینه های آموزش را به طور غیر مستقیم متحمل می شوند ولی شخصاً از مزایای آن بهره نمی برند، پرداخت شهریه، تدبیری عادلانه باشد.(3)
افزون بر اینها تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان طرحی غیردولتی باعث ایجاد رقابت و در نتیجه تلاشهایی در جهت کار آمد کردن و تعالی و تناسب بخشیدن به آموزش عالی می شد.
و سرانجام آنکه تحولات جهانی در آن سالها روشن ساخته بود که نقش آموزش عالی به عنوان مزیتی در مناسبات اقتصادی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه ای دانش مدار اجتناب ناپذیر است، از این رو آموزش عالی به عنوان یکی از ارکان اصلی تضمین کننده امنیت ملی در قرن بیست و یکم نمی توانست از نگاه رهبران جمهوری اسلامی بر کنار بماند.
یکی از مؤلفه های اساسی که بعدها نقش عمده ای را در موفقیت دانشگاه آزاد اسلامی ایفا کرد «تکثرگرایی» و «توجه به آمایش سرزمینی» است. آمایش سرزمینی نوعی برنامه ریزی است که سرزمین را عامل تعیین کننده در تأمین اهداف توسعه می داند و با شناخت سرزمین و تقسیم کار سرزمینی، فعالیت ها و جهت ها را مشخص می کند.
در آمایش سرزمینی به توزیع بهتر جمعیت و فعالیت های اساسی در زمینه منابع سرزمینی توجه می شود. یکی از حوزه هایی که آمایش سرزمینی می تواند در کارایی آن نقش موثری ایفا کند آموزش عالی است اما آمایش سرزمینی به دلیل ساخت نظام آموزش عالی در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در سیاست آمایش سرزمینی آموزش عالی، توسعه آموزش عالی در مناطق مختلف کشور با هدف تثبیت جمعیت یک منطقه صورت می گیرد تا از آن طریق، جمعیت آن منطقه بتواند بدون آنکه مجبور به مهاجرت باشد در منطقه خود به همان خوبی که در جای دیگر زندگی می کنند به زندگی بپردازد. در تعریفی که سازمان برنامه و بودجه از آمایش سرزمینی کرده آمده است:
«برنامه ریزی و سازمان دادن نحوه اشغال فضا و تعیین محل سکنای انسانها و محل فعالیت ها و تجهیزات و همچنین کنش های بین عوامل گوناگون نظام اجتماعی – اقتصادی است. آمایش سرزمینی به خودی خود نمی تواند هدف باشد بلکه بیان جغرافیایی و ترجمان فعالیت ها و هدف هایی است که سیاست دولت تعیین کرده است».(4)
آمایش سرزمینی در ایران برای تنظیم رابطه بین انسان، فضا و فعالیت های انسان در فضا انجام می شود. هدف از تنظیم این رابطه «بهره برداری از کلیه امکانات برای بهبود وضعیت مادی و معنوی اجتماع براساس ارزش های اعتقادی، توجه به سوابق فرهنگی و با استفاده از ابزار علم و تجربه در طول زمان است».(٥)
در خلال نیمه دوم قرن بیستم بسیاری از کشورهایی که هم اکنون «در حال توسعه» نامیده می شوند با نگاه به کشورهای پیشرفته و با هدف همشکل شدن با آنان به طراحی سیستمها و برنامه هایی برای توسعه سیاسی – اجتماعی خود پرداختند.
بنابراین به سرعت توسعه اجتماعی – فرهنگی مورد تأکید قرار گرفت اما به دلیل ترکیب ناموزون ساخت اجتماعی تنها به توسعه مرکز انجامید و بسیاری از مناطق به عنوان اقمار مرکز همچنان عقب مانده باقی ماندند.
همچنان که کاکلینسکی می گوید: «تجربه نشان داده است که مناطق فقیر فاقد نیروی انسانی مناسب، برنامه ریزی و مدیریت مؤثر، وسایل ارتباط جمعی و زیر ساختارهای مناسب هستند. این امر باعث عقب ماندگی مناطق مذکور شده، آنها را در موقعیتی قرار می دهد که قادر به رقابت با مناطق نسبتاً مرفه نباشند. به نظر می رسد آنچه می تواند این مشکل را حل کند هماهنگ ساختن سطح توسعه اجتماعی این مناطق با دیگر مناطق[مرفه] است».(٦)
یکی از مهمترین الگوهای عملی برای تحقق این امر، آمایش سرزمینی آموزش عالی است. به دلایل زیر آمایش سرزمینی آموزش عالی می تواند در برقراری تعادل بین مرکز توسعه یافته و پیرامون توسعه نیافته یک کشور نقش مؤثری ایفاء کند:
1- یکی از مهمترین شاخص های عوامل توسعه یافتگی در یک کشور را باید سطح سواد در آن کشور دانست. با یک کشور دچار فقر و بی سوادی نمی توان به توسعه سیاسی – اجتماعی رسید. با گسترش مؤسسات آموزش عالی به مناطق مختلف، تغییر نگرش اساسی در ساخت جمعیتی ایجاد می شود و خصلتی توسعه گرا به خود می گیرد. فراموش نکنیم که نقش عامل انسانی در توسعه یک کشور انکار ناپذیر است.
2- استقرار یک دانشگاه در یک منطقه می تواند ساخت جمعیتی آن را همگون ساخته، از پراکندگی مفرط آنها جلوگیری نماید. علاوه بر این استقرار مؤسسه آموزش عالی در یک منطقه نه تنها فعالیتهای آموزشی و اداری وابسته به فعالیت های آموزشی را در منطقه افزایش می دهد، بلکه باعث رونق و گسترش بسیاری از مشاغل تولیدی و خدماتی نظیر تولید مواد غذایی، حمل و نقل، بازرگانی و نظایر آن می شود.
3- اهداف آمایشی از طریق فعالیت های آموزش عالی سریعتر و با مشکلات کمتری قابل وصول است زیرا علاوه بر اینکه امکانات کمتری را می طلبد، دارای پتانسیل بیشتری برای تحرک اجتماعی است.
4- فعالیت های آموزشی در یک منطقه بسیار پایدارتر از فعالیت های دیگر نظیر اقتصادی و اجتماعی است و نیاز به نیروی انسانی متخصص در سال های آتی، بقای آن را تضمین می کند. علاوه بر این می تواند زمینه را برای فعالیت های دیگر سیاسی و اجتماعی مهیا سازد.
بنابراین آمایش سرزمینی آموزش عالی ضمن اینکه سهل الوصول تر است، در برنامه های بلند مدت می تواند مورد اهتمام جدی قرار گیرد و باعث پر کردن شکاف بین مناطق عقب مانده و پیشرفته باشد. تا قبل از تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی کمترین توجهی به مسئله آمایش سرزمینی نشده بود. طرح انجام نگرفته ای با عنوان «دانشگاه آزاد ایران» هم که در سال های قبل از انقلاب مورد توجه قرار گرفت به معنای توسعه آموزش عالی در مناطق جغرافیایی مختلف نبود بلکه طرح آموزش از راه دور بود که همچنان بر تمرکز کلیت دانشگاه تأکید داشت.
با وقوع انقلاب اسلامی یکی از اهداف مهم نظام اسلامی رسیدگی به مناطق دور افتاده و محروم از توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بود. بنابراین از همان ابتدا نهادهای انقلابی شکل گرفتند و توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق محروم را در سرلوحه کار خویش قرار دادند. بیشتر این نهادها در پی تحقق توسعه اقتصادی و اجتماعی شکل گرفتند و توسعه نیروی انسانی کمتر مورد توجه بود.
دانشگاه آزاد اسلامی در واقع طرحی برای پرکردن این خلاء بود و از آنجا که تقاضا برای آموزش عالی به مراتب بر منابع محدود دولتی فزونی می یافت، تأسیس دانشگاهی با ویژگیهای دانشگاه آزاد اسلامی اجتناب ناپذیر می نمود.
در ذهن مؤسسات دانشگاه آزاد اسلامی روشن بود که می بایست این طرح به همان نسبت که ارزش های جامعه بعد از انقلاب متعدد می شد ابزارهای متنوع تری را به خدمت بگیرد. به هر حال توجه به آمایش سرزمینی و خصلت تکثر گرای دانشگاه آزاد اسلامی نه تنها در توسعه یافتگی منطقه ای کشور مؤثر واقع شد، بلکه حتی ساختار جمعیتی کشور را دچار دگرگونی و تحول ساخت.
*دانشگاه آزاد اسلامی و الگوی جدید تصمیم گیری در آموزش عالی یکی از مؤلفه های اساسی دیگر دانشگاه آزاد اسلامی، عرضه الگویی جدید در سیستم تصمیم گیری آموزش عالی است. در آن زمان طبیعی بود که در ساختار جدید، سیاستهای راهبرنده حاکم بر آموزش عالی ایران قابل اجرا نبود لذا دانشگاه آزاد اسلامی ناگزیر از دست و پنجه نرم کردن با چالشهای زیر بود:
1- به واسطه تقلیل نقش دولت از مجری سیاستهای آموزش عالی به هدایت کننده و پشتوانه آن، تمامی نقش دولت به دانشگاه آزاد اسلامی منتقل می شد، بدون آنکه منابع آن به حوزه جدید منتقل شود.
2- محیط اجتماعی به واسطه وقوع انقلاب، اگر چه به دانشگاه آزاد اسلامی به یک نهاد انقلابی می نگریست اما ترغیب مردم به مشارکت در این پدیده انقلاب به آسانی به دست نمی آمد.
3- سیاست توسعه منطقه ای، عملاً دانشگاه آزاد اسلامی را در چند حوزه درگیر می کرد. هیچ یک از این حوزه ها در یک سطح توسعه اجتماعی – اقتصادی قرار نداشتند (یکی از پیش زمینه های آمایش سرزمین) و هماهنگ کردن آنان کاری صعب و دشوار به نظر می رسید.
4- برای تسریع در تثبیت سیستم آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی مجبور به حفظ ثبات در حوزه درونداد، پردازش اطلاعات، برون داد و باز خوردهای خود بود. اختلال در هر یک از این حوزه ها به ناکامی در دیگر حوزه ها می انجامید.
5- ماهیت انقلابی دانشگاه آزاد اسلامی ایجاب می کرد که در محتوا، ساختار و شیوه های تحلیل نظام آموزشی خود به جنبه های اخلاقی تعالیم ارزشگرای دینی توجه ویژه ای داشته باشد. با فرض وجود این چالشها، سیاست های راهبرنده و الگوهای تصمیم گیری جدیدی در آموزش عالی ضروری به نظر می رسید. ایران قبل از انقلاب دارای سیستم آموزشی دیوان سالارانه و بروکراتیک بود و به دلیل ساخت استبدادی قدرت، نظام آموزش عالی تحت تأثیر جو سیاسی حاکم بر ایران قرار داشت. کنترلی که از طریق مرکز و مستقیماً اعمال می شد به شدت ساخت نظام آموزشی را محافظه کارانه کرده بود و اگر چه یک نوع هماهنگی در قوانین دولتی برای این سیستم به چشم می خورد اما چه بسیار قوانینی که به دلیل ساخت ابتدایی قدرت مرکز، کارایی و سودمندی خود را از دست داده بودند. منابع مالی این سیستم تنها از طریق دولت تأمین می شد و به همین دلیل شدیداً به ساخت قدرت سیاسی وابسته بود. در طی دوران سلطنت رضاخان، مدیران آموزش عالی عمدتاً از میان کسانی انتخاب می شدند که بیشترین سرسپردگی را به نظام پدرشاهی رضاخان داشتند، این وضع در دوران پسر وی، محمدرضا نیز ادامه داشت. ایراد اساسی دیگر نظام آموزش عالی در نظام تصمیم گیری آن نهفته بود.
تصمیمات آموزشی عمدتاً براساس دیگر نظام دیوان سالاری و بروکراتیک اتخاذ می شد و ذینفعان (دانشجویان، اساتید و...) همچنانکه در تأمین منابع مالی دانشگاه سهمی نداشتند، در تصمیم گیری نیز فاقد نقش مؤثر بودند و نظام سیاسی، قوانین را برای آموزش عالی و همینطور برای استخدام و حتی برنامه ریزیهای درسی به تصویب می رساند. بعد از انقلاب اسلامی این وضع علیرغم تغییر ساخت قدرت سیاسی ادامه یافت به همین دلیل ایرادات اساسی نظام آموزشی قبل از انقلاب همچنان پا بر جا بود با این تفاوت که در این زمان مشکلات عدیده دیگری نیز پدیدار شدند.
جمعیت جوان جویای نام و کار به شدت افزایش یافته بود. بحران جنگ و شرایط انقلابی بیشترین تأثیر را بر نظام آموزش عالی گذاشته بود. همچنین در این زمان، دولت توانایی تأمین کامل منابع مالی مربوط به آموزش عالی و توسعه آن را نداشت. علاوه بر این ساختار تقلیدی دانشگاه ها که برگرفته از الگوی غرب بود، دولت را در تأمین اعتبار تمام بخش های آن با تردید مواجه ساخته بود. اگر چه انقلاب اسلامی به طور چشمگیری مدیون دانشگاهیان در خط امام بود اما ساختار نهادینه شده دانشگاه ها عمدتاً ماهیتی ضد اسلامی داشت و برای پیشبرد این ساختار، به منابع مالی کلانی نیاز بود که دولت توانایی تأمین آن را نداشت.
به گفته آیت الله هاشمی رفسنجانی: (نیاز نیروهای جوان کشور به تحصیل در دانشگاه و نیاز فوری کشور به نیروهای تحصیل کرده دو نیاز مبرم کشور بودند که هیچ افق روشنی هم که امکانات دولتی بتواند این نیازها را تأمین کند وجود نداشت.(7)
دانشگاه آزاد اسلامی طرحی بود که نه تنها می بایست ایرادات اساسی دانشگاه های قبل از انقلاب را بر طرف می ساخت بلکه لازم بود به نیازهای سربرآورده پس از انقلاب اسلامی نیز پاسخ می گفت.
پیچیدگی های این طرح وقتی نمودار می شود که بدانیم نگاه مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی برای ترسیم ساختار آن به هیچ الگوی تصمیم گیری در نظام آموزش عالی را در خود جمع داشت. *تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی حوالی سالهای 1361 و 1362، انقلاب اسلامی روزهای پرباری را پشت سر می گذاشت. در این سالها چشم اندازهای پرعظمت برای مردم و یاران انقلاب اسلامی پدیدار شدند. در بُعد داخلی، نهادهای انقلابی به سرعت سربرافراشتند. اصلاح در ساختارهای قدیمی با قدرت تمام ادامه داشت.
رهبران انقلاب اسلامی توانسته بودند هژمونی خود را بر حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گسترش دهند و مناسبات اسلامی – انقلابی را برآنها حاکم سازند. انقلاب اسلامی در فرامرزهای خود نیز علیرغم جنگ تحمیلی و دسیسه های پنهان و آشکار دشمنان که همچنان مرزهای هویتی انقلاب را تهدید می کرد، توانست بر بسیاری از بحرانهای اساسی فائق آید و رابطه دوستانه ای براساس احترام متقابل با کشورهای دوست برقرار سازد.
در این زمان انقلاب اسلامی واقعیتی در جغرافیای سیاسی جهان به شمار می رفت. در اوایل سال 61، سوم خرداد ماه یعنی دقییقاً سه روز پس از اعلام موجودیت دانشگاه آزاد اسلامی، شهر خرمشهر که در اوایل جنگ به تصرف دشمن درآمده بود آزاد شد. بدین تربیت جمهوری اسلامی توانست بخش وسیعی از خاک تصرف شده خود توسط رژیم بعث عراق را پس گیرد و دشمن را عقب براند. این پیروزی هر گونه تردید را نسبت به آینده انقلاب از بین برد و رهبران آن را قادر ساخت تا با چشم انداز بهتری به ترسیم استراتژیهای دراز مدت انقلاب بپردازند. افزون بر این، در این سالها رهبران جمهوری اسلامی توانستند به طور اعجاب آوری تحزب را در یک انقلاب تازه استقرار یافته نهادینه سازند.
این مسئله برای کشوری که تا به آن زمان سابقه موفق حزبی نداشت، سنگین به نظر می رسید اما یاران امام و انقلاب در اوج موفقیت خود توانستند ایده ای به نام حزب جمهوری اسلامی را که از تابستان سال 1356 نضج گرفته بود به حزبی با قدرت تبدیل سازند. مجموعه این اتفاقات از التهاب جو کشور کاست و فرصتی را برای طرح اندیشه های جدید فراهم آورد. فکر ایجاد یک دانشگاه جدید و مردمی با ماهیتی نو و هماهنگ با انقلاب و متناسب با نیازهای جامعه جوان و انقلابی ایران یکی از این اندیشه های نوین بود که اول بار در ذهن آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از رهبران برجسته انقلاب اسلامی جرقه زد.
*حزب جمهوری اسلامی و اندیشه دانشگاه آزاد اسلامی حزب جمهوری اسلامی به عنوان «پایگاه هم اندیشی رهبران انقلاب اسلامی ایران»، نقش به سزایی در طرح اندیشه های نوین انقلاب اسلامی داشت. در حاشیه جلسات مرکزی این حزب بود که ایده دانشگاهی جدید مطرح گردید و آرام آرام، شکلی واقعی به خود گرفت. بدیهی بود برای راه اندازی چنین طرح عظیمی، می بایست مطالعات اساسی و بنیادینی صورت گیرد. این طرح برگرفته از الگوی دانشگاه های داخل و یا خارج از کشور نبود و در نوع خود اندیشه ای بدیع محسوب می شد.
طرح اولیه و اصلی برای تأسیس چنین دانشگاهی دارای دو مرحله بود: مرحله اول عبارت بود از ایجاد فضای آموزشی در سطح آموزش عالی برای جوانان و علاقمندان میلیونی با استفاده از امکانات بالقوه موجود ولی پراکنده و بلااستفاده در کشور و گشودن راهی جدید برای دستیابی آنان به تحصیلات دانشگاهی و مرحله دوم راه اندازی واحدهای آموزشی و تحقیقاتی و ایجاد تأسیسات جدید آزمایشگاهی و کارگاهی با استفاده از شهریه های دریافتی و کمکهای اهدایی افراد خیر و نیکوکار.
بنابراین پیش از هرگونه اقدام عملی، می بایست طرح دانشگاه آزاد اسلامی از لحاظ اقتصادی مورد کنکاش قرار می گرفت. از آنجا که در طرح اولیه پیش بینی شده بود که دانشگاهی غیرانتفاعی و غیردولتی تشکیل شود، بررسی موضوع از لحاظ اقتصادی اهمیتی اساسی داشت.
به همین منظور مطالعات امکان سنجی دقیقی لازم بود تا به دو سؤال پاسخ دهد: اول آنکه آیا این چنین طرحی از لحاظ اقتصادی براساس امکانات مالی موجود، عملی بوده و مطلوبیت دارد؟
و دوم آنکه در صورت پاسخ مثبت به سؤال اول، چگونه می توان این طرح را براساس مبانی و اصول فرهنگی انقلاب اسلامی ارائه و تبیین کرد؟
بررسیهای اولیه نشان داد که امکانات پراکنده، بلااستفاده و بلاتکلیف یا دارای بهره وری اندک مانند ساختمان و زمین مناسب، کتابخانه، آزمایشگاه، کارگاه و تجهیزات آزمایشگاهی و کارگاهی و نیز نیروی شایسته و علاقمند همچون اساتید دانشگاه و متخصصان با تجربه دارای ساعات فراغت در جامعه فراوان است و در صورت زیر پوشش قرار دادن و بکارگیری این امکانات و ترکیب آنها در قالب سازمانی واحد و فعال و با استفاده صحیح و کامل از آنها به کمک یک برنامه ریزی حساب شده، می توان مجموعه آموزشی و تحقیقاتی وسیع و فعالی به وجود آورد تا نیاز شدید خیل عظیم جوانان خواستار علم و دانش را در آینده نامحدود جوابگو باشد.
لذا برای بررسی جوانب بیشتر، آیت الله هاشمی رفسنجانی طرح را در شورای اقتصاد مطرح ساخت و با بعضی از افراد از جمله حضرت آیت الله خامنه ای و مهندس میرحسین موسوی رئیس جمهور و نخست وزیر وقت مشورت کرد.
این پیشنهاد نه تنها مورد استقبال اعضای شورای اقتصاد و اشخاص یاد شده قرار گرفت بلکه سران شورا بعدها به جمع اعضای هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی پیوستند.
*طرح دانشگاه آزاد اسلامی در محضر امام خمینی(ره) دانشگاه در منظر شخصیتی همچون امام خمینی از دو جهت جایگاهی ویژه می یابد: از یک سو امام، عالمی برجسته و فقیهی عارف و عامل و مسلط بر پهنه وسیعی از علوم و معارف حوزوی بود که نفس این وسعت دامنه، توأم با عمق و اجتهاد نظر و رأی کما بیش بدیع در هر یک از زمینه ها، از اهتمام و اعتنای ایشان به کسب دانش و معارف حکایت می کرد و از طرف دیگر امام رهبری بصیر و دور اندیش بود که افق نگاه نافذش به رسالت آینده انقلاب در هدایت و رهبرد جهان اسلام نظر داشت و در این چشم انداز، دانشگاه نقش و اعتباری کم نظیر برای تربیت متخصصان متعهدی داشت که بتوانند چهارچوب سیاستهای حاکم و ظالم جهانخواران را در هم شکنند و جسارت ایجاد داربستهایی بر محور کرامت انسانی را داشته باشند.(8)
از این رو نظر امام خمینی درباره طرح دانشگاه آزاد اسلامی بسیار مهم و اساسی تلقی می شد. موافقت و همراهی امام خمینی به عنوان رهبر فرهمند انقلاب اسلامی با این طرح می توانست هرگونه خطری را از اطراف آن دفع کند. امام خمینی در چهار مقطع از دانشگاه آزاد اسلامی حمایت کرد که برای آن بسیار سرنوشت ساز بود و دانشگاه را از مواجهه با مخالفان مغرض خود نجات بخشید. آیت الله هاشمی رفسنجانی می گوید: اول انقلاب دغدغه جدی امام این بود که دانشگاه کم داریم و متقاضی تحصیل زیاد و برای اعزام دانشجو به خارج خیلی هم دستمان باز نیست.
وقتی که فکر دانشگاه آزاد اسلامی مطرح شد و همین طرح را خدمت ایشان بردیم، روحیه ایشان باز شد و فرمودند: «دریچه خوبی است که می شود از آنجا فضای خوبی را دید» و نشانش این بود که ایشان یک میلیون تومان پول دادند. ایشان می توانستند بگویند از دولت یا از جای دیگر بگیرید اما مخصوصاً از پول خودشان دادند که این نشانه اظهار علاقه و توجه ایشان به این نهاد بود.(9)
بنابراین آیت الله هاشمی رفسنجانی در آخرین مرحله قبل از اعلام عمومی موجودیت دانشگاه، خدمت حضرت امام رسید و موضوع تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی و گزارشی از فعالیتهایی که تا آن روز در این باره انجام شده بود را به عرض ایشان رساند.
بدین ترتیب ایده دانشگاه آزاد اسلامی به تأیید امام خمینی(ره) رسید. ایشان با کمک ده میلیون ریال، آغاز فصلی نوین را در عرصه آموزش عالی گشودند و دست اندرکاران این دانشگاه را به ادامه این امر تشویق و تحریص کردند. *اعلام موجودیت دانشگاه آزاد اسلامی اکنون همه چیز برای اعلام موضوع ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی در سطح افکار عمومی آماده بود. در این مرحله، از آنجا که ویژگی و جوهره اصلی طرح دانشگاه آزاد اسلامی را مشارکت گسترده مردم شکل می داد و قرار بود که مردم در پیدایش و پیشرفت آن نقش اساسی داشته باشند، ایده تأسیس این دانشگاه و گزارش اقدامات انجام گرفته و به ویژه تأیید و حمایت و کمک حضرت امام خمینی(ره)، به وسیله آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران اعلام شد و بدین طریق می توان گفت که با این اقدام اندیشه دانشگاه آزاد اسلامی رسمیت یافت و در حقیقت موجودیت خویش را اعلام داشت.
جمعه 31 اردیبهشت ماه 1361 را باید روز ظهور دانشگاه آزاد اسلامی نامید. در این روز آیت الله هاشمی رفسنجانی بخش مهمی از خطبه دوم نماز جمعه را به اندیشه دانشگاه آزاد اسلامی اختصاص داد و صراحتاً از آن به عنوان حرکتی جدی در آموزش عالی دفاع کرد. وی ابتدا این پرسش بنیادین را مطرح ساخت که چگونه چراغ دانش سالهای اولیه مسلمانان رو به افول نهاد، در حالی که آنها در قرون اولیه اسلامی همه علوم ممتنع را در خودشان جمع کرده بودند؟ نگرانی آن روز مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی قابل درک بود.
در آن روز جمهوری اسلامی میراث دار وضعی اسفناک در حوزه تولید و باروری علم و عالم بود. همه نگاه ها به غرب معطوف بود و هیچگونه اندیشه اصلاحی نمودار نبود. در این میان سخنان آن روز آیت الله هاشمی رفسنجانی را باید اولین نشانه های اندیشه اصلاحی دانست که بر بومی کردن دانش اصرار می ورزید. سخنان وی یک شعار ساده سیاسی به حساب نمی آمد. ایشان به پشتوانه طرحی سخن می گفت که از گفتگو با نخبگان انقلاب اسلامی حاصل گشته بود: ما باید یک کاری بکنیم[....] اگر تبلور کرامت خداوند در علم انسان است ما در جمهوری اسلامی نمی توانیم بعد از 10 سال دیگر بپذیریم که برای تخصص باید برویم به کالیفرنیا و یا جای دیگری، نمی توانیم در مقابل خداوند جواب بدهیم.
ما اگر چنین کنیم در آن زمان مسلمان واقعی نخواهیم بود، ما باید یک حرکت جدی در تعلیم بکنیم. نهضت سواد آموزی باید جدی تر باشد. ستاد انقلاب فرهنگی باید با این معیار حرکت کند. دانشمندان ما باید به عنوان یک وظیفه برای انتقال اطلاعاتشان و برای گرفتن علوم دیگران یک لحظه را غفلت نکنند و بدانند اگر کسی برای دو روز سوادش برابر باشد مغبون است.
این کلمات قصار رهبران ماست و ما باید جوری حرکت کنیم که همه خاک ما، همه وطن ما دانشگاه باشد. باید رادیو، تلویزیون، روزنامه ها، مجله ها، مدرسه ها، سینماها، تئاترها، و قرائتخانه ها و هر جا که وسیله ای است برای بالا بردن آگاهی و علم مردم، استفاده بشود. ما اگر فردا یک ملت مرفهی از لحاظ صنعت نداشته باشیم یا از لحاظ علم جو نباشیم، مساوی نیست. این دومی خطری مهمتر برای ما است و اساس کار ما اینجاست. امروز یک طرحی در ذهن بنده و دوستان من، جناب رئیس جمهور و نخست وزیر و بعضی از دوستان در ستاد انقلاب فرهنگی مطرح است. من آن را اینجا می خواهم مطرح کنم. انشاءالله متفکران این را تقویت می کنند و این یکی از وسایل حرکت جدی علم بشود.
انقلاب فرهنگی ایجاد بشود. البته ما هنوز تصمیم نهایی نگرفته ایم ولی جدی هستیم. روی این طرحی که عرض می کنم فکر شود که اگر امروز امکانات ما کافی نیست که هر کس طالب تحصیلات عالیه است و دوره دانشگاه می خواهد بخواند، اگر نمی توانیم در این دانشگاه های محدود جذبشان بکنیم، فکر کنیم و یک راهی را انتخاب کنیم که هیچ طالب علمی مجبور نباشد که دست از تحصیل بکشد و این را فکر کردیم. یکی از طرق این است که از همین امسال در هر جا که دستمان رسید و شاید کم کم به روستا هم بکشد – البته به شهرهای کوچک به آسانی می رسد – مراکزی درست کنیم بنام دانشگاه آزاد اما دانشگاه آزاد رژیم گذشته، دانشگاه آزاد واقعی که تحصیلی دانشگاهی را با روش تحصیلی که در حوزه های علمیه علوم دینی می خوانند، خوانده شود [...] ما فکر کردیم که برویم سراغ این مطلب و در مراکز استانها جاهایی را آزاد شروع کنیم و کسانی که صلاحیتهای فکری دارند را بپذیریم، هرکس می خواهد بیاید، شرط دیپلم و اینها نکنیم یک آموزش بگذاریم برای کشف صلاحیتشان. وارد آنجا که شدند کلاسهای محدود مثلاً سی نفری با استاد معین و در ساعت معین نباشد، مثل طلبه ها برگزار کنیم، ما وقتی در قم درس می خواندیم، می آمدیم مسجد بالاسر، در این مقبره، در آن مقبره، در مسجدها، گوشه و کناری می نشستیم، یک استاد، یک شاگرد داشت. یک طلبه، بنده که دروس می خواندم مقید نبودم که استاد چه کسی باشد، کسی که یک سال از من جلو بود به من درس می داد. آن پایه را من می فهمیدم. با استفاده کردن از شیوه تحصیل و تدریس دانشجو از مقام بالاتر به پایین تر، دانشجو های بالاتر درس را بهتر می فهمند[...] اساتید داوطلب امروز در دنیا زیادنند، بازنشسته ها پیرمردها، اینهایی که گوشه نشسته اند و مطالعه می کنند، در خانه هایشان نشسته اند، شاید در خارج از کشور، کربلا باشند، نجف باشند، شاید پاریس باشند و شاید جای دیگر باشند، آرزو دارند یک محیط این طوری باشد و بیابند حرفهایشان را به یک عده طالب علم بزنند. ما در قم به استاد، حقوق نمی دادیم.
خودش فکر خودش را می کرد. برای دانشجو فکر خانه نمی کردیم. اگر خانه داشتیم یک اتاق می دادیم و اگر نداشتیم خودش می رفت و پیدا می کرد. چند نفر جمع می شدند یک خانه می گرفتند. اصلاً تقید نداریم. اگر داشته باشیم خوابگاه می سازیم، می دهیم. همانطور که قم هم می دادیم. خیلی از ما هم توی خانه ها زندگی می کردند.
بنده در 17سالی که در قم بودم شاید 13 سالش خانه و اتاق اجاره می کردم. پنج نفر، شش نفر یک اتاق اجاره می کردیم. پنج سال آخرش در مدرسه نوبت ما می رسید. آمدیم مدرسه. غذا اگر داشتیم، می دهیم اگر نداشتیم نمی دهیم، بعد تعهد کار هم نداریم.
او می خواهد درس بخواند. البته هرکس درس بخواند یک پایان تحصیل به او می دهند که بتواند در صورت لزوم استفاده نماید و مردم بشناسند این فارغ التحصیل دانشگاه آزاد است که اگر خواستند به او کار بدهند، اگر خواست در عین تحصیل کار کند ما مجبورش نکنیم از صبح تا شب در مثلاً پنج تا کلاس شرکت کند، یک کلاس شرکت کند بقیه اش توی کارخانه است. ببینید چقدر جالب است که یک کارگر کارخانه می آید اینجا درس مکانیک می خواند.
هم آن حرفه اش را قوی می کند و هم فردا دانشنامه می گیرد و همانجا مهندس کارخانه می شود. یا کشاورز است می آید درسش را می خواند و فردا همانجا می شود مهندس کشاورزی، ما فکر می کنیم بخش خصوصی اینها را به خوبی جذب می کند چون اینها طبعاً آدمهای طلبه وارند. نیروهایی که ما امروز در جهاد و در سپاه داریم و بخاطر وظایف انقلابی از دانشگاه بریده اند می توانند بیایند آنجا درس بخوانند و راهی می شود که ما در سراسر این کشور حداقل در مراکز استانها، ده ها مدرسه به سبک طلبه ای داشته باشیم و درآمد این می تواند از وجوه خیریه باشد.
یعنی همین الان که بنده عرض می کنم – گرچه ما هنوز دفتر اعلام نکرده ایم- ولی آقایان و خانمهایی که مایلند می توانند بگویند ما فلان باغ را داریم و می دهیم برای آن کار، یکی هم بگوید ما پنجاه تا اتاق داخل آن باغ می سازیم و یک استاد یا ده نفر استاد هم بگویند که ما روزی دو ساعت می آییم آنجا درس می دهیم. یک جایی باید تعیین کنیم، اسم بنویسند، دولت هم البته کمک می کند.
آزمایشگاه ها ساعت فراغتشان را در اختیار آنها می گذارند. اگر لازم شد و در یک وضع خاصی استاد متخصص نداشتیم از یک دانشگاه می گیریم. با کارخانه ها وارد مذاکره می شویم امکانات می دهیم، امکانات می گیریم. کار می دهیم، امکانات می گیریم.
ما فکر کردیم[این] دو تا با هم ترکیب شود، مواد تحصیلی دانشگاه به شیوه درس خواندن طلبه. یک مقدار هم اصلاح بشود که ممکن است بی دروازگی عیوبی داشته باشد که ما این عیوب را برطرف کنیم و در عرض چند سال این کشور را تبدیل کنیم به دستگاهی که عالم می آفریند و تحصیل کرده و دانشمند تحویل می دهد. آن روز ما می توانیم توی این دانشگاه به جای اینکه بچه ها یمان را به آمریکا بفرسیتم و منحرف کنیم، جوانهای مسلمان را از سراسر جهان جمع کنیم، پنج – شش سال اینجا بمانند، بعد برگردند و انقلاب این طوری صادر می شود.
اینها فکر اسلام را، انقلاب اسلامی را می کنند. با اینکه یک طلبه امروز، طلبه های ما هر جا که باشند به عنوان یک ستون نظامی در همه جهان پیش می روند و امروز کارآیی شان را نشان داده اند و خوب دلیلی ندارد که اگر[در] رشته های دیگر، آدم به آن سبک درس بخواند آن طور نشود. بنابراین من از تریبون مقدس نماز جمعه این فکر را مطرح می کنم. از جامعه اسلامی دانشگاهیان هم خواسته ایم که طرح بدهند و از دوستان در دولت هم خواسته ایم و تعقیب هم می کنیم. کسانی که حاضرند می توانند به عنوان استاد، به نام کمک مالی، دادن یک محل، دادن یک زمین، دادن یک ساختمان برای خوابگاه و هر عنوان دیگر اینجا جمع بشوند و ما با بودجه مردم و با کمک مردم این کشور را به دانشگاه واقعی تبدیل کنیم. البته اگر کافی نبود من خودم پیشنهادم این است که علیرغم آن نظریه ای که [معتقد] است بخش خصوصی را در تعلیم شرکت ندهیم، حتی در تعلیم هم شرکت بدهیم. بخشی از کارها را بدهیم به دست آنها، همانطو که در جاهای دیگر هم هست منتهی کنترلشان کنیم که آنجا سود طلبی و تحمیل عقیده و اینها نباشد، صلاح باشد. اگر این دو حرکت را بکنیم ممکن است ما انقلاب فرهنگی واقعی درست کنیم. ممکن است ما در آینده ظرف ده سال دیگر همه چیز داشته باشیم...(10)(تکبیر حضار)
بی شک این سخن آیت الله هاشمی رفسنجانی در آن روز به چیزی پیش از یک آرمان تعبیر نشد اما دقیقاً هفده سال بعد در کمال ناباوری، آن آرمان به تحقق پیوست. دانشگاه آزاد اسلامی اینک از همکاری بیش از 000/25 عضو هیئت علمی برخوردار است و سهم خواهران در این تعداد بیش از 3500 نفر است. تعداد کل دانشجویان تا نیمسال اول سال تحصیلی 79- 1778 بالغ بر 700هزار نفر می باشد که براساس یک مرحله آمارگیری، به ترتیب سهم زنان و مردان عبارت است از 442/300 و 795/368 نفر و از این میزان تعداد دانشجویان به تفکیک مقطع تحصیلی عبارتند از: کاردانی 108/121 نفر، کارشناسی پیوسته 155/480 نفر، کارشناسی ناپیوسته 254/34 نفر، کارشناسی ارشد 632/20 نفر و دکترای حرفه ای و تخصصی 088/13 نفر. دانشگاه آزاد اسلامی تاکنون 600 هزار فارغ التحصیل داشته است که هم اکنون نقش مهمی در گردش چرخهای اقتصادی و فرهنگی کشور به عهده داشته و برخی از فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی نیز در دانشگاه های معتبر کشورهای پیشرفته دنیا (برکلی، ساندیاگو، هوستون، تورنتو، اونتاریو، بریتیش کلمبیا در کانادا، لندن، دورهام در انگلستان، گوتبورگ در سوئد و...) مشغول ادامه تحصیل بوده و این روند رو به افزایش چشمگیر است. کل فضای فیزیکی دانشگاه در 132 واحد دانشگاهی داخلی و دو واحد دانشگاهی در خارج از کشور حدود 5 میلیون متر مربع است که حدود 50 درصد از این میزان به فضای آموزشی و 50 درصد بقیه به فضای خدماتی و خوابگاه دانشجویی اختصاص دارد. هم اینک بدون داشتن هیچگونه تعهدی از سوی دانشگاه حدود 8 درصد از کل دانشجویان از خوابگاه بهره مند می باشند و پیش بینی شده است تا در پایان برنامه سوم دانشگاه این میزان به 20 درصد کل دانشجویان افزایش یابد.
دانشگاه آزاد اسلامی از بدو تأسیس تاکنون بالغ بر هزاران طرح پژوهشی داشته است. تنها در سال 1377 بیش از 350 طرح پژوهشی از سوی واحدهای دانشگاهی تدوین و بالغ بر 20 درصد از آنها در دست اجراست. بودجه پژوهشی دانشگاه در سال 1375 افزون بر 4 میلیارد ریال، در سال 1376 حدود 8 میلیارد ریال، در سال 1377 بیش از 5/13 میلیارد ریال و در سال 1378 برابر با 20 میلیارد ریال تعیین شده است. دانشگاه آزاد اسلامی تاکنون 450 عنوان کتاب علمی – تخصصی و 11عنوان مجله دانشگاهی منتشر ساخته و بالغ بر 1300 عنوان مقالات تخصصی و پژوهشی در مجلات گوناگون به انتشار سپرده است.
در بخش تربیت بدنی، دانشگاه آزاد اسلامی موفق شده است بیش از 000/50 مسابقه ورزشی و دو المپیاد کشوری ورزشی با حضور بیش از 4500 ورزشکار در بخشهای خواهران و برادران برگزار کند. هم چنین در مسابقات مختلف کشوری و بین المللی حائز رتبه های قهرمانی و ممتاز شود و قهرمانان ورزشی کشور را برای ادامه تحصیلات تکمیلی با تسهیلات ویژه جذب نماید و در کنار همه اینها به ارتقاء روحیه پهلوانی در کنار ورزشکارانی و قهرمانی پرداخته و در حفظ ارزشهای اسلامی بکوشد.
هم چنین دانشگاه آزاد اسلامی برخود می بالد که بیش از 131 شهید تقدیم انقلاب اسلامی نموده و تاکنون پذیرای صدها فرزند شهید بوده که تنها آمار 500 فرزند عزیز شاهد را از داده های اطلاعاتی خود استخراج نموده است و بی شک مفتخر است که بسیاری از مسئولان کشوری و مدیران جامعه را در بخشهای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در دامان خود پرورانده است.
*اقبال عمومی مهمترین محک برای موفقیت یک سازمان، اقبال عمومی به آن است. دانشگاه آزاد اسلامی به طور منحصر به فردی این خصیصه را داراست. اعلام موجودیت دانشگاه آزاد اسلامی از همان ابتدا با اقبال عمومی مواجه شد و مورد اعتنا و اشتیاق اقشار مختلف مردم قرار گرفت. لازم است بدانیم که این ایده در زمانی مطرح شد که برنامه های انقلابی هنوز در فضای ابهام آلودی قرار داشت.
اما پشتیبانی مداوم اقشار مردم و سازمانها و نهادهای دولتی که روز به روز افزایش می یافت، دانشگاه آزاد اسلامی را به عنوان یک مرکز بسیج علمی و یک ستاد هماهنگ کننده جهت بهره وری هر چه بیشتر امکانات موجود و پراکنده کشور در خدمت به نظام آموزش عالی ایران در آورد. از سوی دیگر اهداف و ویژگیهایی که در این طرح مدنظر بود این ایده را تقویت می کرد که دانشگاه آزاد اسلامی اساساً یک نهاد مردمی – انقلابی است. این اهداف و ویژگیها، اقبال عمومی را به دانشگاه آزاد روز به روز وسعت بخشید و به پایداری و قوام آن کمک کرد. دکتر جاسبی در گزارش خود در سال 1362 هدفهای دانشگاه آزاد اسلامی را این گونه بر می شمرد: الف) بالا بردن سطح اطلاعات علمی مردم در زمینه های مختلف
ب) گسترش مرزهای دانش از طریق تحقیق و تبادل نظر با سایر منابع علمی جهان
ج) تربیت و تعلیم افراد متعهد جهت رفع نیازهای مشروع جامعه
د) خودکفایی جامعه در زمینه های اقتصادی، صنعتی و...
همان گزارش مهمترین ویژگی دانشگاه آزاد اسلامی را این گونه ذکر می کند:
دانشگاه، یک مرکز بسیج علمی و یک سیستم هماهنگ کننده جهت بهره وری بیشتر از امکانات علمی، آموزشی و فنی موجود و جذب نیروها و امکانات پراکنده کشور و محل تعلیم و تعلم و کار و تلاش افراد متعهد و ایثارگر و عاشقان کسب علم و معرفت و مؤمن و معتقد به نظام جمهوری اسلامی می باشد.(11)
دلایل توجه و اقبال مردم و نهادها و طبقات اجتماعی به دانشگاه آزاد اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1- وجود میراث فرهنگی، علمی و هنری در سطح کشور و پذیرش وجود بخش خصوصی در آموزش عالی از طرف مردم و تقاضای روز افزون برای آن.
2- استفاده از منابعی فراتر از منابع دولتی مانند شهریه یا کمکهای افراد خیر و استفاده از سنت حسنه وقف توسط دانشگاه آزاد اسلامی.
3- گسترش مشارکت مالی – اجتماعی و تمرکز زدایی از آموزش عالی همسو با سیاستهای دولت و ویژه با توجه به وضعیت عدم اتکاء به درآمدهای ارزی ناشی از نفت و اختصاص سهمی برای هزینه های آموزش عالی در سبد خانواده.
4- رقابتی شدن آموزش عالی و تلاش برای حفظ بقا از طریق ارتقاء کیفیت.
٥- وجود تأثیرات ناحیه ای توسط دانشگاههای آزاد اسلامی و ارتقاء اشتغال، بهبود شاخص های اقتصادی، توسعه منابع انسانی و تحول فرهنگی در سطح نواحی مجاور این دانشگاهها.
6- وجود تأثیرات سیاسی و جهانی با توجه به اینکه یکی از شاخصهای مهم توسعه فرهنگی یک کشور در سطح بین المللی فعال بودن بخش غیر دولتی در آموزش عالی است.
7- جلوگیری از خروج بسیاری از سرمایه های مالی و نیروهای انسانی کشور به خارج به بهانه ادامه تحصیل.
8- کاهش بحران ناشی از افزایش تقاضای اجتماعی برای آموزش عالی و کاهش تنشهای اجتماعی.(12)
9- و افزون بر همه اینها دانشگاه آزاد اسلامی دارای خصیصه ای انقلابی و اسلامی بود. بعد از پیروزی انقلاب و توسط رهبران آن تأسیس شده بود و مجموعه این خصائل که مقبول گفتمان غالب آن روز ایران بود به آن مشروعیت می بخشید.
با این وجود ذکر این نکته ضروری است که عده ای نه تنها این خصایص و ویژگیها را انکار می کردند بلکه با اتکا به همانها بنای برمخالف با دانشگاه آزاد اسلامی گذاشتند اما به شکرانه مردمی بودن این طرح، دانشگاه آزاد اسلامی نه تنها توانست از زیر بار سنگین مخالفتها سربلند بیرون آید بلکه گاهی اوقات این مخالفتها، عزم طراحان و دست اندرکاران دانشگاه آزاد اسلامی را برای دنبال کردن آنچه مقبول امام و مردم بود جزم تر ساخت. پر بدیهی است انتظار عدم مخالفت با طراحی که داعیه توسعه در گستره عمومی را دارد نابجا به نظر می رسد.
ایده دانشگاه آزاد اسلامی نیز از این حیث برکنار نبود. اگر چه بسیاری از این مخالفتها- آن طور که زمان بعدها نشان داد- غیر منطقی به نظر می رسیدند اما همین ویژگی آنها کافی بود تا کار طراحان دانشگاه آزاد اسلامی را سخت تر کند. به مخالفت اصولی و منطقی می توان جواب داد، این مخالفتهای مغرضانه هستند که گرچه پاسخ منطقی داده شوند اما همیشه بی جواب باقی می مانند.
با این حال، با قدرتمند تر شدن ساختار دانشگاه آزاد اسلامی، آرام آرام زمزمه آن گونه مخالفتها یا از بین رفت یا رنگ و بوی نقد به خود گرفت و به ویرایش و پیرایش دانشگاه آزاد اسلامی کمک کرد. *شکیل هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی اعلام موجودیت دانشگاه آزاد اسلامی به منزله اولین گام در جهت تحقق عملی آن بود. این اعلام، روند شکل گیری دانشگاه را شتاب بیشتری بخشید و طراحان آن را به ترسیم مراحل بعدی سوق داد.
در ماه های میانی سال 1361 تشکیل هیئت مؤسس و تهیه اساسنامه دوگام اساسی دیگری بود که آنان برای تکوین و تبیین شخصیت حقوقی دانشگاه و استحکام مواضع قانونی آن برداشتند. اعلام موجودیت دانشگاه، لزوم تشکیل هیئت مؤسس را به عنوان هسته اصلی سازمان مراکزی دانشگاه برای ترسیم استراتژیهای کوتاه مدت و دراز مدت آن ضرورت می بخشید. این ضرورت از آنجا ناشی می شد که هیئت مؤسس می بایست مراحل اجرایی ایده ای را که با اقبال عمومی مواجه شده بود به پیش می برد و تصمیمات لازم را اتخاذ می کرد.
بنابراین، این موضوع با مؤسس دانشگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی مطرح و قرار شد که با آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت، حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی و مهندس میر حسین موسوی نخست وزیر وقت درباره عضویت آنان در هیئت مؤسس گفتگو شود و پس از گفتگو آنها پذیرفتند. از این رو هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی خصلتی منحصر به فرد به خود گرفت چرا که کسانی به عنوان هسته اولیه دانشگاه گردهم آمدند که همه نخبگان عرافت و برگزیدگان ملت برای مدیریت جامعه انقلابی بودند.
در واقع جلسات هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی، ادامه جلسات سران سه قوه بود که در آن مسایل مهم مملکت مطرح می شد. این وضع اگر چه از یک سو چشم انداز خوش آتیه ای را برای دانشگاه فراروی می نهاد اما از دیگر سوی تردیدهایی را ایجاد می کرد. دانشگاه آزاد اسلامی برکنار از این غرض ورزیهای سیاسی به کار خود ادامه داد و با موقعیت روز افزون توانست به مخالفان خود بقبولاند که التفات و اقبال رهبران انقلاب اسلامی به اندیشه دانشگاه آزاد اسلامی از آنجا که طرحی انقلابی، اسلامی و ملی است، امری اجتناب ناپذیر است.
و اکنون دانشگاه آزاد اسلامی با تلاش شبانه روزی صدها انسان دلباخته و عاشق، به مرکزی برای علم اندوزی و تعلیم و تعلم تبدل شده و آوازه آن هر روز بیش از گذشته در سرتاسر جهان طنین افکنده است.
پی نوشت:
1. د. ر. تونز. « خصوصی سازی در بخش آموزش عالی». ترجمه هادی شیرازی بهشتی، فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، شماره 4( زمستان 1372)، ص 188.
2. کیفیت نظام آموزش عالی را می توان به صورت زیر تعریف کرد: - کیفیت برونداد: به میزان همخوانی دروندادهای آموزش ملی با استانداردهای از پیش یا اهداف. - کیفیت فرآیندها: به میزان سازگاری- تدریس- یارگیری و فرآیند های دیگر سازمانی با آنچه از آن فرآیندها انتظار می رود اطلاق می شود. - کیفیت به عنوان برونداد: اشاره به این دارد که نتایج نظام آموزش عالی( فارغ التحصیل، نتایج پژوهش و خدمات) در مقایسه با استانداردها یا هدفهای پذیرفته شده تا چه اندازه رضایت بخش هستند. - کیفیت به عنوان پیامدها: به میزان رضایت جامعه از اثر دانشگاه بر استخدام باقی می گذارد. - کیفیت به عنوان ارزش افزوده: ارزیابی وضع فعلی فارغ التحصیلان یا بروندادهای دیگر در مقایسه با وضعیتی که می توانسته داشته باشد. برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به مقاله«آغازی بر ارزیابی کیفیت در آموزش عالی ایران: چالشها و چشم اندازها». عباس بازرگان. ترجمه داوود حاتمی، فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، شماره 102، سال ششم، مسلسل 15 و 16 (بهار و تابستان 1377)، صص 125- 138.
3. د. ر. تونز. « خصوصی سازی در بخش آموزش عالی». پیشین، ص 191.
4. سازمان برنامه و بودجه، مطالعات طرح پایه آمایش سرزمین اسلامی ایران( تهران: دفتر برنامه ریزی منطقه ای، 1363)، جلد اول، ص 109.
5. پیشین، صص 3
6 و 7. Kuklinski.a. social lssues in regional policy and regional planning.(1974).p.1840- اکبر هاشمی رفسنجانی، سخنرانی به مناسبت افتتاح فاز چهارم واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، پیشین، صص 1-2.
8. معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1376)، ص 7-8.
9. اداره کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی در کلام بزرگان، چاپ اول ( تهران: مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، 1379)، ص 139.
10.  هاشمی رفسنجانی – خطبه های نماز جمعه، جلد دوم- دفتر معارف انقلاب.
11. عبدالله جاسبی، « گزارش کوتاهی از رئوس فعالیتهای انجام شده در جهت راه اندازی دانشگاه آزاد اسلامی »، پیشین.
12. محمد حسین یارمحمدیان.«تحلیلی بر دلایل توجه به دانشگاه آزاد اسلامی و انتقادات مطرح شده».توان دانایی: گاهنامه ویژه اولین اجلاس بررسی عملکرد و خدمات دانشگاه آزاد اسلامی، شماره 5( مهرماه 1378)، صص 34- 35.
* منبع : پس از بحران، کارنامه و خاطرات ١٣٦١، اکبر هاشمی رفسنجانی، ناشر: دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ اول: 1380، ص 429.