Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98984
تاریخ انتشار : 20 شهریور 1382 12:40
تعداد بازدید : 654

کارنامه مؤسسه آموزشی‏ و پژوهشی امام‏ خمینی (ره)

پیشرفت علوم اسلامی و اشتیاق جامعه مسلمانان، خصوصا مردم ایران، به آشنایی با معارف دینی در آن زمان، بزرگانی از حوزه را به این فکر انداخت که در آموزش‏های حوزه علمیه، ابعاد جدیدی بگشایند و حوزه را در ابعاد مختلف علوم انسانی و اجتماعی، وارد سازند. نخست یک نظام آموزشی جدید، در مدرسه منتظریه آن زمان (حقانی) با مدیریت آیت ‏اللّه‏ شهید قدّوسی و جمعی همچون شهید آیت ‏اللّه‏ بهشتی و آیت ‏اللّه‏ جنتی و آیت ‏اللّه‏ مصباح، راه ‏اندازی شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری حوزه؛
س: با تشکر از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید، نخست گزارشی از پیشینه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس‏ سره و جایگاه آن در حوزه بیان فرمایید.
ج: بسم ‏اللّه ‏الرحمن ‏الرحیم. در آغاز، از بزرگوارانی که برای معرفی حوزه و آشنا کردن اقشار مختلف جامعه، با حوزه علمیه و معارف اهل بیت علیهماالسلام زحمت می‏کشند، خصوصا دست‏ اندرکاران مجله پیام حوزه، تشکر می‏کنم. پیشینه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس‏ سره به سال‏های قبل از انقلاب و دهه پنجاه برمی‏گردد.
پیشرفت علوم اسلامی و اشتیاق جامعه مسلمانان، خصوصا مردم ایران، به آشنایی با معارف دینی در آن زمان، بزرگانی از حوزه را به این فکر انداخت که در آموزش‏های حوزه علمیه، ابعاد جدیدی بگشایند و حوزه را در ابعاد مختلف علوم انسانی و اجتماعی، وارد سازند. نخست یک نظام آموزشی جدید، در مدرسه منتظریه آن زمان (حقانی) با مدیریت آیت ‏اللّه‏ شهید قدّوسی و جمعی همچون شهید آیت ‏اللّه‏ بهشتی و آیت ‏اللّه‏ جنتی و آیت ‏اللّه‏ مصباح، راه ‏اندازی شد.
در این مدرسه آموزش‏های جدید برای بخشی از طلاب حوزه علمیه ارائه شد که جوانان استقبال خوبی از آن کردند. بعد از مدتی، باگسترده شدن کار، بخشی از نیروها وارد صحنه ‏های انقلاب شدند و بخشی دیگر برای گسترش این آموزش‏ها، در حوزه ماندند، لذا در مؤسسه در راه حق، بخش آموزش تأسیس شد و حضرت آیت ‏اللّه‏ مصباح دوره‏های کوتاه مدّت و بعدها بلند مدت آموزشی، در معارف دینی، راه‏اندازی کردند.
تقریبا تا اوایل پیروزی انقلاب، این آموزش‏ها کانون توجه طلاب و فضلای جوان بود تا اینکه به خاطر شروع انقلاب، وقف ه‏ای در آن ایجاد شد؛ ولی بعد از پیروزی انقلاب، نیاز به چنین آموزش هایی بیش از پیش احساس شد و بنا براین شد که با شدت بیش‏تری ادامه پیدا کند.
بعد از پیروزی انقلاب و تعطیلی دانشگاه‏ها، فعالیّت‏های مؤسسه در راه حق، با همکاری جمعی از اساتید دانشگاه، در قالب همکاری حوزه و دانشگاه، شدت گرفت. در این دفتر، گروه‏های مختلفی از اساتید حوزه و دانشگاه، زیر نظر آیت‏ اللّه‏ مصباح، و با پشتکار و وقت بسیاری که ایشان مبذول می‏کردند، به فعالیت‏های علمی مشغول شدند. در بُعد آموزش، نیازهای جدید به مباحث تحقیقی ‏تر، بنیادی ‏تر و عمیق ‏تر، و تربیت نیروهای متخصص، احساس شد. از این رو، آموزش‏های مؤسسه در راه حق، توسعه پیدا کرد و مورد عنایت و حمایت حضرت امام قدس ‏سره قرار گرفت.
در همان ایام، حضرت آیت ‏اللّه‏ مصباح در دیداری با حضرت امام، گزارشی از فعالیت‏ های بخش آموزش مؤسسه در راه حق را خدمت حضرت امام ارائه دادند.
در آن دیدار ایشان فرمودند که شما این کارها را ادامه و توسعه بدهید و من تا زنده هستم، هزینه آنها را تأمین می‏کنم. حتی چند روز بعد از آن دیدار، آیت‏الله حسن صانعی را مأمور پی‏گیری امور کرده بودند. بحمداللّه‏، با تشویق حضرت امام و استقبال فضلای جوان، آموزش‏های مؤسسه در راه حق، از نظر کمی و کیفی پیشرفت کرد. آموزش‏هایی که در این مؤسسه در قالب دوره عمومی الهیات و معارف اسلامی ارائه می‏شد، شامل مجموعه‏ای از دروس فلسفه، معارف و تفسیر موضوعی قرآن، کلیات علوم انسانی، زبان انگلیسی، و ریاضیات بود؛ امّا طولی نکشید که احساس شد این آموزش‏ها، ناکافی است. فارغ‏التحصیلان این دوره‏ها احساس می‏کردند که نیاز بیشتری به فراگیری این علوم در سطح تخصصی ‏تر دارند، لذا دوره‏های تخصصی در یازده رشته علوم انسانی اقتصاد، تاریخ، جامعه‏شناسی، حقوق، روان‏شناسی، علوم تربیتی، علوم سیاسی، علوم قرآنی، مدیریت، فلسفه و دین‏شناسی راه‏اندازی شد. به این صورت که دانش پژوهان فارغ‏التحصیل دوره الهیات و معارف اسلامی، وارد این دوره‏های تخصصی می‏شدند. بعد از رحلت حضرت امام، مقام معظّم رهبری همان کمک‏ها را ادامه دادند و توصیه فرمودند که این کارها باید در یک مرکز، مجتمع شوند.
مؤسسه ‏ای که الآن آموزش‏ها در آن ادامه پیدا می‏کند،زمینش را مرحوم امام اهدا فرموده بود و بودجه احداثش را بعدها مقام معظم رهبری عنایت فرمودند تا مرکزی به نام حضرت امام قدس ‏سره و با عنوان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس ‏سره تأسیس شود.
از سال‏های 1370 برنامه‏های آموزشی این مرکز شامل یک دوره آموزشی عمومی الهیات و معارف اسلامی و دوره تخصصی رشته ‏های علوم انسانی در سطح کارشناسی ارشد، تهیه و به شورای عالی حوزه علمیه ارائه شد. این شورا هم استقبال کرد و پس از چندین جلسه بررسی، در مرحله اول، شش رشته را تصویب کرد و در مرحله بعد، با اصلاحاتی، رشته ‏های دیگر را هم به تصویب رساند.
این برنامه ‏ها به عنوان بخشی از برنامه‏ های حوزه علمیه، به همراه دیگر برنامه‏های حوزه علمیه قم به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال شد. آنجا کمیسیونی به ریاست حجة‏الاسلام والمسلمین دکتر احمدی برای بررسی برنامه‏های آموزشی حوزه تشکیل شد که پس از حدود شش ماه و برگزاری جلسات متعدد به این نتیجه رسیدند که برنامه‏ های حوزه علمیه در دو مرحله بررسی شود. 
مرحله اول، برنامه هایی که ترکیبی از برنامه ‏های حوزه و دانشگاه است و با یک نظام آموزشی خاصی تعریف می‏شود، و مرحله دوم، برنامه‏های سنتی حوزه علمیه. بنابراین، برنامه علوم انسانی حوزه، تحت عنوان برنامه ‏های مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی و با تأکید براین که این‏ها بخشی از حوزه علمیه قم است، به تصویب رسید.
بدین ترتیب، نظام آموزشی که تلفیقی از نظام آموزشی حوزه و دانشگاه است، در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به تصویب رسید که بحمداللّه‏ آثار خوبی هم داشت که در فرصت‏های دیگر ذکر خواهم کرد.
امروزه، طلاب پس از گذراندن سطح یک حوزه علمیه وارد مؤسسه می‏شوند و در دوازده رشته علوم انسانی، در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به تحصیل می‏پردازند.

س : چه خلاء و کمبودی در نظام آموزشی حوزه، سبب شد ترکیبی از نظام آموزشی حوزه و دانشگاه در مؤسسه ایجاد شود؟
ج : روحانیت همواره کوشیده است به تناسب زمان، پاسخ‏گوی نیاز مردم باشد. حوزه‏ های علمیه نیز باید به تناسب نیاز زمان، خود را مجهز کنند. قبل از انقلاب و در سال‏های حکومت رژیم ستم شاهی و اختناق، حوزه علمیه با حکومت ارتباط نداشت، در نتیجه انتظارات جامعه از حوزه‏های علمیه، و روحانیت، بسیار محدود بود، و روحانیت هم در حدّ کارش و در حدّ ارتباطش با مردم، به تحقیق و نوشتن کتاب و رفع نیازهای شرعی مردم می‏پرداخت و به عبارت دیگر، آگاهی‏هایی در حدّ فقه و اصول و تا حدّی معارف قرآن، برای پاسخ‏گویی به نیازهای زمان کافی بود. ولی بعد از انقلاب که ارتباط روحانیت با جامعه گسترش پیدا کرد، روحانیت باید به سطح گسترده‏تری از نیازهای مردم پاسخ می‏گفتند؛ این، به معنای وجود نقص در حوزه‏های علمیه نیست، بلکه معنایش این است که روحانیت به اقتضای گستردگی ارتباطش با مردم، باید آموزش هایش را گسترده‏تر کند. از آنجا که در سال‏های آغاز انقلاب، ارتباط حوزه با مردم، خصوصا با قشر دانشگاهی بیشتر شد، طبیعتا روحانیت هم می‏بایست به تناسب این ارتباط، خودش را آماده کند. پس منشأ این ضرورت، ارتباط با جامعه و مطالبات جامعه از حوزه‏های علمیه است که حوزه‏ها را موظف می‏گرداند به تناسب این نیازها و مطالبات، خود را آماده کند. جامعه می‏خواست دیدگاه اسلام را در زمینه‏های علوم انسانی بداند، بنابراین، عده‏ای خود را برای تبیین دیدگاه اسلام، در ابعاد مختلف علوم انسانی و اجتماعی، آماده کردند. این مسأله در واقع، انگیزه‏ای شد که آموزش‏های جدیدی طراحی بشود، نه این که چیزی به حوزه آورده شود که ارتباطی با آن ندارد.

س: شما در صحبت‏هایتان اشاره کردید که قرار شد تلفیقی از نظام آموزشی سنتی و نظام آموزشی جدید به وجود بیاید، بفرمایید ارتباط منطقی بین این دو سبک را چگونه به وجود آورده‏اید؟
ج: این مسئله را در دو بُعد می‏شود مطرح کرد نخست از بُعد روش؛ چون آموزش‏های حوزه محدود به چند ماده درسی بود، طبیعتا روش بسیطی هم داشت. وقتی آموزش‏ها گسترده شود، روش‏های متناسب با خودش را می‏طلبد. تلفیق آموزش‏ها به این صورت بود که ما ابتدا آمدیم مبانی دینی را که به طلبه یاد دادیم؛ به عبارت دیگر، نظامی تصویب شد که در آن، طلبه ابتدا مبانی دینی را بیاموزد، تا پایه‏ های طلبگی‏ اش تثبیت بشود. طلبه‏ای که وارد مؤسسه می‏شود، مقدمات را خوانده، که شامل ادبیات عرب، معانی و بیان، منطق و بخشی از فقه و اصول است.
در مؤسسه علاوه برآن، یک سری از معارف دینی در دوره معارف اسلامی و الهیات فرا می‏گیرد. یکی از خلاءهایی که در دانشگاه وجود دارد، این است که دانشجویان بدون مبنا، وارد علوم انسانی می‏شوند.
مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس ‏سره، به عنوان بخشی از حوزه علمیه، در واقع، یک خلاء دو جانبه را پُر کرد؛ از یک طرف، جوانان، خصوصا طلاب را از مبانی‏ای که درحوزه هست، بهره‏ مند می‏سازد و از طرف دیگر، علوم انسانی‏ای که در حوزه علمیه مطرود بود به آنها پرداخته، وارد حوزه‏ها کرد. اگر بخواهیم به صورت کاربردی‏تر بیان کنیم، برنامه‏ های ما سه بخش دارد:
بخش نخست، دروس سنتی حوزه‏ های علمیه است؛ به اعتقاد ما طلبه در هرجایی که کار می‏کند، باید آن بُعد طلبگی ‏اش، یعنی فقه و اصول را بخواند تا پاسخ گوی نیاز اولیه همه اقشار جامعه باشد.
بُعد دیگر، دروس دانشگاهی علوم انسانی است که جای آن در حوزه علمیه خالی بود.
بخش سوم، دروسی است که نه در حوزه به صورت آموزش‏های رسمی ارائه می‏شود و نه در دانشگاه، مثل فلسفه اسلامی، مسائل کلامی، و تفسیر و معارف موضوعی قرآن به صورت منسجم. این سه بخش، هم در سطح کارشناسی، هم در سطح کارشناسی ارشد و هم در دکترا، در مؤسسه، آموزش داده می‏شود. روش تلفیق نظام آموزشی به این صورت است که دانش پژوهی که فارغ ‏التحصیل می‏شود، هم طلبه است و هم در یکی از رشته‏های علوم انسانی، متخصص است، هم یک منبری است و در عین حال یک استاد دانشگاه هم هست که در یکی از رشته‏های علوم انسانی کار و تحقیق کرده و می‏تواند قلم بزند.

س : با توجه به این فعالیت‏ها و ضرورت‏هایی که باعث تشکیل این مؤسسه شد و زحماتی که چند دهه گذشته کشیده شده، ارزیابی حضرت عالی از عملکرد چندین ساله مؤسسه چیست؟ مؤسسه تا چه اندازه، به اهداف و آرمان هایش رسیده است و به چه مقدار، به نیازها، پاسخ داده شده است؟
ج: اینکه مؤسسه دستاوردها و آثاری داشته،باید خود حوزویان و ناظران در باره آن قضاوت کنند. البته آثار و دستاوردهای مؤسسه مشخص است که به صورت گذرا، به آن اشاره خواهم کرد. امّا این که گفته شود مؤسسه به تمام اهدافش رسیده ادعای گزافی است. ولی با توجه به خلاءها و نیاز هایی که در حوزه بود و محدودیت‏های موجود، می‏شود ادعا کرد پیشرفت کارخوب بوده، به این معنا که این نظام، جایگاه خودش را در حوزه باز کرده و با استقبال جدی طلاب مواجه شده است.
ما در پذیرش طلاب در مقاطع مختلف، با محدودیت مواجه هستیم، لذا سعی می‏کنیم تمام اهرم ‏های پذیرش را به کار گیریم. براساس ارزیابی ‏های خودما از اساتید تدریس و مدرسین حوزه علمیه، این برنامه تا حد زیادی موفق بوده، و بزرگان و دست اندرکاران و متولیان امور حوزه، بدان توجه و عنایت زیادی داشته‏ اند.
مؤسسه توانسته به وظیفه خودش، به عنوان یک بخش حوزوی عمل کند. به این معنا که هیچ وقت کاری نکرده که موجب وَهْن حوزه علمیه بشود. فارغ التحصیلان آن، در هر جا که وارد شده ‏اند، موجب افتخار حوزه بوده ‏اند.
با این که یک مؤسسه غیر دولتی شمرده می‏شود، در بین مؤسسات آموزش عالی دولتی، اعتبار خودش را حفظ کرده است. ما همه این موفقیت‏ها را به حساب حوزه علمیه می‏گذاریم. تا آنجا که من اطلاع دارم، درمیان بزرگان حوزه هم این باور پدید آمده که این کار، یک کار ضروری و مقدس است، خود همین، موفقیت بزرگی است. در حوزه‏ای که آموزش زبان انگلیسی، یک کار غیر شرعی محسوب می‏شد، یاپرداختن به خیلی از رشته‏های علوم انسانی، شبهه ناک بود، الآن به صورت رشته تخصصی در حوزه جا افتاده است.
این، نتیجه عملکرد این مؤسسه و یا بخش‏های دیگری است که در آن رشته‏ ها کار کرده‏اند. اگر این کارها مفید نبود، قطعا بزرگان، چنین استقبال نمی‏کردند. درباره بازدهی مؤسسه هم باید بگویم، ما تا امروز، در سطح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا، حدود هشتصد نفر فارغ التحصیل داشته‏ایم که یا در نهادهای مختلف حضور دارند، یا در دانشگاه‏ها تدریس می‏کنند و یا مدیریت بخش‏های فرهنگی را برعهده گرفته‏اند.
فارغ التحصیلان این برنامه تا حدی توانسته‏اند به بخشی از نیازهای جامعه پاسخ بدهند. دلیلش هم این است که بخش‏های مختلفی از اقشار جامعه، برای رفع نیازهاشان به مؤسسه روی می‏ آورند. البته برای رسیدن به اهداف نهایی، قطعا باید کارهای بیشتری انجام شود نواقص و محدودیت‏ها برطرف شود. اما، آنچه که در این پانزده سال، انجام شده مفید بوده و این موفقیت بزرگی است.

س: در زمینه تأمین متون آموزشی، مؤسسه چه قدر خودش کار کرده و چه قدر از تجربیات دیگران بهره برده است. همچنین، در امر آموزش، تا چه حد از کارشناسان و خبرگان امر آموزش استفاده کرده است.
ج : یکی از ویژگی‏های مؤسسه، استفاده وسیع از متخصصان و صاحب نظران و کارشناسان است. برای نمونه، هر یک از رشته‏های مؤسسه را اساتید صاحب نظر در حوزه و دانشگاه اداره می‏کنند. مثلاً در رشته تاریخ، یک استاد دانشگاه که در رشته خودش متخصص و در مراکز علمی شناخته شده است، در کنار یک متخصص از حوزه علمیه، و افراد دیگری که در کنار این‏ها مشغول به کار هستند، امور علمی مربوط به این رشته را اداره می‏کنند. این شیوه رشته‏های دیگر هم به این صورت عمل می‏شود. اساتید صاحب نظر از حوزه و دانشگاه، در کنار هم برنامه ریزی رشته‏ها، دعوت وانتخاب اساتید بر ارائه دروس، و... را برعهده می‏گیرند. از این جهت، اساتید و کارشناسان در مؤسسه، نقش اول را دارند.
به ویژه اهمیتی که حضرت آیت اللّه‏ مصباح، ریاست محترم این مجموعه، برای این کار قائل هستند و بهایی که به اساتید محترم دانشگاهی می‏دهند، و ارزش و احترامی که برای اساتید حوزوی قائل هستند، در جای دیگر معمول نیست. در هیچ رشته‏ ای نیست که ما از اساتید کارشناس دانشگاهی استفاده نکنیم. ویژگی دیگر مؤسسه این است که از اساتید شهرهای دیگر هم استفاده می‏کند، یعنی اصل در کار علمی مؤسسه، استفاده از متخصصین متعهّد است. البته بحمدالله، اساتید حوزوی هم کم نداریم و به موازات دانشگاهیان در هر رشته‏ای، اساتید حوزوی هم حضور دارند.
امّا در باره متون آموزشی، باید بگوییم در اثر تلاش‏های تحقیقاتی که در مؤسسه در راه حق صورت گرفته بود، یک مجموعه متون و منابع آموزشی تولید شده است. مثلاً متون آموزشی برای معارف موضوعی قرآن، همان درس‏های آیت اللّه‏ مصباح است که در سال‏های 55 - 54 برای دوره‏های اول مؤسسه در راه حق، تدریس شده. البته این کتاب‏ها، به طور مرتب بازنگری و اصلاح می‏شود. در مجموع، آن دسته از متون درسی که مربوط به حوزه می‏شود، خودِ مؤسسه فراهم آورده است.

س: مؤسسه، چه تلاش هایی برای تدوین متون آموزشی جدید و ایجاد تحول در متون قدیم و عرضه آنها صورت داده است.
ج: همان‏طور که عرض کردم، آموزش‏های مؤسسه سه بُعد دارد: یک بُعد، دروس فقه و اصول حوزه است که ما در این قسمت فقط نظارت و ارزیابی می‏کنیم. فقه و اصول را طلاب طبق برنامه ‏های حوزه، می‏خوانند. علتش هم این است که حوزه بحمداللّه‏ دریای بی‏کرانی است، صحیح نیست با این همه استادهای خوب و برجسته‏ای که برای صدها طلبه تدریس می‏کنند، یک استاد را برای شصت یا هفتاد نفر محدود کنیم. طلاب در همان درس‏ها شرکت می‏کنند و امتحان می‏دهند و ما در این جا فقط کنترل می‏کنیم. در دروس تخصصی علوم انسانی، منابع خوبی هست که بعد از انقلاب مراکزی مانند سازمان سَمْت یا دفتر همکاری حوزه و دانشگاه یا مراکز دیگر تدوین کرده‏ اند. علاوه بر این، فارغ‏التحصیلان خودِ مؤسسه که موفقیت‏های خوبی در رشته‏های علوم انسانی داشته‏اند، کتاب‏های خوبی تدوین کرده‏اند که از آنها هم به صورت متن درسی استفاده می‏شود. امّا در آن بخش از درس هایی که نه حوزوی هستند و نه دانشگاهی، و اختصاص به خودِ مؤسسه دارند، چون مبتکر این موضوعات خودِ مؤسسه بوده، متون آن را هم خودمان تدوین می‏کنیم. برخی از این متون، نه تنها در مؤسسه، بلکه در خیلی از جاها و حتی در خارج از کشور هم در برخی از مراکز آموزش عالی، از این متن‏های آموزشی استفاده می‏کنند.

س: یکی از مسائلی که در امر آموزش مهم است، سطح یادگیری دانشجویان است. متأسفانه، در حوزه کمتر به این مسئله توجه می‏شود ؛ وقتی در یک درس، سیصد نفر حاضر می‏شوند که همه آنها هم شنونده‏اند و استاد تقریبا گوینده است، میزان فراگیری دانش پژوهان کمتر مشخص می‏شود. آیا در مؤسسه، به این مسئله توجه می‏شود؟
ج: قطعا این مسئله لحاظ شده است. به این صورت که آموزش هایی که در خودِ مؤسسه داده می‏شود به یک معنا چیز جدیدی نیست و ادامه آن چیزی است که در حوزه فرا می‏گیرند. البته در علوم انسانی پیش نیاز هایی هست، لذا دروس دوره ‏های ما قدری بیشتر از دوره‏های دانشگاهی است. مثلاً دوره کارشناسی، در مؤسسه چیزی حدود یکصد و هفتاد واحد است. علتش هم این است که مثلاً دانشجویانی که با دیپلم وارد دانشگاه می‏شوند، حداقل پانزده، شانزده واحد، زبان انگلیسی گذرانده، از این روی، در دوره کارشناسی هم بیشتر از هشت واحد به زبان نیاز ندارند. ولی طلبه‏ای که پس از گذراندن سطح یک، وارد مؤسسه می‏شود و به حوزه هم با سیکل وارد شده، یا اگر هم دیپلم وارد شده باشد، چیزی یادش نمانده، به دو برابر واحدهای دانشگاهی زبان انگلیسی نیاز دارد. به همین جهت واحدهای مؤسسه زیاد و دوره‏های آن فشرده است و گاهی دوره‏های طولانی می‏شود. دوره کارشناسی در دانشگاه‏ها معمولاً در طول سه سال تا سه سال و نیم تمام می‏شود، ولی در این جا گاهی به پنج سال هم می‏رسد. از طرف دیگر، سعی می‏شود در آزمون ورودی دانش پژوهانی پذیرفته شوند که از آمادگی عمومی لازم برخوردار باشند، از این رو، در آزمون‏ها سعی می‏شود، آن حداقل‏ها احراز بشود. همچنین، آمادگی فکری، استعداد و توانایی خود فرد، در هنگام ورود باید احراز بشود. احرازش هم از راه برگزاری آزمون است که اگر سنگین‏تر از آزمون ورودی دانشگاه نباشد، حداقل در آن حد هست. بعد از آزمون کتبی هم، یک آزمون شفاهی برگزار می‏شود. ما دو برابر ظرفیت پذیرشمان در آزمون کتبی پذیرش می‏کنیم و از آنها امتحان شفاهی می‏گیریم. با به کاربستن این اهرم‏ها سعی می‏کنیم مشکل ناهماهنگی در توانایی‏ها را در طول دوره نداشته باشیم.

س: براساس برخی تحقیقات، بین سطح دوره تحصیلی، و تعامل علمی و عاطفی میان استاد و طلبه، در حوزه، رابطه معکوس وجود دارد. یعنی هرچه سطح علمی بالاتر می‏رود، سطح مشارکت طلاب در فرایند آموزش و درگیرشدن و سؤال کردن از استاد، کاهش می‏یابد. آیا در نظام آموزشی‏ای که شما دارید و ترکیبی از نظام سنتی و دانشگاهی است، میزان مشارکت دانشجویان و ارتباط عاطفی و علمی آن‏ها با استاد بخصوص در سطوح بالاتر چگونه است؟
ج: یکی از علل ضعف ارتباط میان استاد و شاگرد، و مشارکت طلاب در فرایند آموزش، در حوزه، کثرت شاگردان است. این مشکل در نظام‏های دانشگاهی، به علت محدود بودن فراگیران، وجود ندارد. هر چه حجم فراگیر بیشتر باشد، امکان مشارکت کمتر خواهد بود. در کلاس‏های هفت یا هفده نفره، مطالبه تحقیق از دانش پژوه و پی‏گیری آن یک امر جدی است. خصوصا در کارشناسی ارشد و دکترا که محور، تحقیق است. همین کارهای تحقیقی، بهترین راه مشارکت است، از این رو، می‏توان گفت در مؤسسه هر چه سطح علمی بالاتر می‏رود، تعامل علمی بین استاد و شاگرد هم بیشتر می‏شود؛ چون تعداد شاگردان حاضر در کلاس کم و میزان پژوهش آنها بیشتر می‏شود. البته برای تعامل عاطفی هم در مؤسسه کارهای خوبی صورت گرفته ؛ مؤسسه در کنار معاونت آموزشی، یک معاونت تربیتی، فرهنگی هم دارد که به موازات کلاس‏ها و فعالیت‏های آموزشی، فعالیت‏های تربیتی می‏کند.

س: با توجه به تأکید مقام معظم رهبری، بر امر پژوهش و تولید علم، نظام آموزشی مؤسسه، تا چه حد موجب افزایش پژوهش، تحقیق و دستاوردهای علمی شده است؟
ج: همان‏طور که از اسم مؤسسه پیداست و از اول هم تأکید شده، این مؤسسه «آموزشی و پژوهشی» است. این، فقط یک اسم نیست، بلکه از همان ابتدا هدف این بود که در این جا آموزش به پژوهش منتهی بشود. برای رسیدن به این هدف چند کار صورت می‏گیرد، نخست این که در کنار آموزش، به پژوهش اهمّیت داده می‏شود؛ خصوصا در کارشناسی ارشد که اکثر دروس تحقیق دارند. علاوه بر این، در کنار آموزش، معاونت پژوهش نیز وجود دارد. در این معاونت، گروه‏های کارورزی راه‏اندازی شده که فارغ‏التحصیلان و سال آخر کارشناسی ارشد، قبل از این که وارد تحقیقات بشوند، در آنجا کار کارورزی می‏کنند مثلاً مجموعه‏ای از دانش پژوهان گروه حقوق، در موضوعی مانند حقوق بشر یا... یک کار تمرینی و تحقیقی می‏کنند. این‏ها نوع کاری است که انجام می‏شود، و چنان که عرض کردم، آموزش و پژوهش، هم زمان هستند. یعنی دانش پژوه در همان زمان که آموزش می‏بیند، خود به خود وارد یک مرحله تحقیقی می‏شود. امّا درباره دستاوردهای علمی باید گفت، چون پژوهش در این جا واقعا فعال است، ما دستاوردهای علمی خوبی داشته ‏ایم، مثلاً در رشته‏ های گوناگون علوم انسانی، تقریبا بین 350 تا 400 پایان نامه در موضوعات مختلف تدوین شده و معمولاً هم قابل استفاده ‏اند. مراکز مختلف، از جمله صدا وسیما از این پایان نامه‏ ها، برای استفاده در برنامه‏های مختلف اجازه خواسته‏ اند. همچنین آموزش و پرورش و مراکز دیگر نیز از این تزها استفاده کرده ‏اند. بحمداللّه‏، این مؤسسه در امر پژوهش، دستاوردهای خوبی داشته که معمولاً یک مرکز آموزشی صِرف، این مقدار دستاورد پژوهشی ندارد.

س: مدرک‏ گرایی از آفت هایی است که گاهی سبب اُفت کیفی آموزش می‏شود. با توجه به این که شما در پایان دوره به دانش پژوهانتان مدرک می‏دهید، این نظام آموزشی را از منظر آسیب‏شناسی، تا چه حد برای حوزه مناسب می‏دانید و چه آسیب‏ها و خطراتی را از این منظر متوجه حوزه می‏دانید؟
ج: اینکه بگوییم مدرک، به طور مطلق، چیز خوبی است و آسیب ندارد، سخن درستی نیست. واقعیت این است که مدرک، برخی آسیب‏های جدی دارد، از جمله این که ممکن است در برخی افراد، جای انگیزه‏های اصلی را بگیرد، و این، خیلی خطرناک است. اگر مدرک گرایی جای هدف گرایی و علم گرایی را بگیرد، خطر زیادی دارد. از طرفی، نفی مدرک هم درست نیست.
در نظامی که ما خودمان را جزء آن می‏دانیم، به هر حال باید روحانیت هم اثبات کند که من هم در این حد، این آمادگی‏ها را دارم. چون فقط به تعبّد نمی‏توان تکیه کرد. بعض امور را با تعبّد می‏شود پذیرفت؛ ولی در امور علمی، احتیاج به مدرک و نشانه است.
به همین خاطر، مدرک را هم نمی‏توان به طور کلی نفی کرد. ما این آسیب را از راه‏های مختلف کم کرده‏ایم. یکی این که سعی کرده‏ایم در مؤسسه، مدرک در قیاس با نظام‏های دیگر، سهل ‏الوصول نباشد.
برای مثال، یک شخص اگر با دیپلم وارد دانشگاه شود، بعد از چهار سال لیسانس می‏گیرد و بعد از سه سال فوق لیسانس؛ امّا در این مؤسسه، افراد عموما با دیپلم وارد حوزه می‏شوند، بعد از شش سال خواندن دروس حوزوی، در این مؤسسه پذیرفته می‏شوند. این خود، انگیزه مدرک گرایی را کم می‏کند. چون حجم کار سنگین است، افرادی که انگیزه کار علمی را نداشته باشند، کشش این کار را ندارند. راه کار دیگر برای حذف انگیزه مدرک گرایی، توجه به موضوعات اخلاقی و تربیتی است که بحمداللّه‏ در حوزه، به این موضوع خوب توجه می‏شود.

س: یکی از شاخصه‏ های این مؤسسه، ترویج علوم عقلی است که آیت‏ اللّه‏ مصباح از ابتدا، برای آن تلاش کرده ‏اند. عده‏ ای از طلاب فارغ‏ التحصیل این مؤسسه، برای تکمیل تحصیل به غرب اعزام می‏شوند و در دانشگاه‏های آنجا تحصیل می‏کنند و بعد از اتمام دوره بر می‏گردند. آیا ارزیابی کرده ‏اید که این افراد، وقتی برگشتند، تا چه حد از فرهنگ و فضای علمی غرب متأثر می‏شوند و آیا اندوخته ‏های آنها در غرب، تا چه حدی به حفظ میراث علمی و اسلامی خود ما کمک کرده است؟
ج: اصلاً هدف مؤسسه و ایجاد و تأسیس یک چنین نظامی، جلوگیری از همین خطرها و کم کردن این آسیب‏ ها بود. این نگرانی، در داخل کشور هم هست، ولی در خارج بیشتر است. اگر طلبه آمادگی‏ های لازم را نداشته باشد، در داخل کشور هم اگر وارد رشته ‏ای شود و مدرکی بگیرد، ممکن است موجب وهن حوزه شود.
در مؤسسه، برنامه این بوده که هر کسی که وارد این عرصه می‏شود، ابتدا مبانی دینی‏ اش تقویت بشود، خصوصا مبانی برهانی و علمی، و فلسفه اسلامی، و معارف قرآنی؛ تا اینکه وقتی وارد عرصه‏ های علوم انسانی شد، در اختیار نظریه پردازان غربی قرار نگیرد. در باره دانش پژوهان هم که به خارج رفته‏اند، با توجه به دوره‏های عمیق و سنگین الهیات و معارف اسلامی که گذرانده ‏اند، تا به حال از میان افرادی که برگشته‏اند، کسی را سراغ نداریم که مجذوب علوم و افکار غربی شده باشند.
بعضی‏ ها می‏گویند. دانشجویان شما می‏روند خارج و وقتی برمی گردد، باز هم روضه خوانند! در واقع می‏شود گفت که اکثر این‏ها از اساتید و مربیان اخلاقی این مؤسسه هستند و تا به حال، نتیجه مهاجرت علمی آنها به غرب، بحمداللّه‏ خوب بوده است. علت عدم لغزش آن‏ها هم، همان کارهای بنیادی‏ای بوده که در اینجا انجام گرفته است.
در پایان، دو نکته را هم عرض می‏کنم: یکی این که حوزه، این مؤسسه را بخشی از خودش تلقی کرده است و همکاری خوبی با آن داشته است؛ مؤسسه هم سعی کرده که حیثیت حوزه را حفظ کند و این ارتباط متقابل همیشه وجود داشته است.
در ارتباط با وزارت آموزش عالی هم، همین همکاری بوده است، چه از طرف اساتید متعهد و دلسوز و چه از طرف متولیان و دست اندرکاران آموزش عالی. تعامل و همکاری صمیمانه بین این مجموعه‏ ها، باعث شده که مجموعه ‏ای این چنین شکل بگیرد. از آنجا که کار مؤسسه، علمی و تربیتی است، در پیشرفت کارش، هم در حوزه و هم در دانشگاه موفق بوده و تا کنون هیچ گونه مشکلی نداشته است.

س: از نظرگاه حضرت عالی، آموزشِ پژوهش محور، چه ویژگی هایی را داراست؛ و در چه وضعیتی برون داد نظام آموزش ما، مجموعه پژوهشگرانی توانمند از نظر روش و دارای نگرش پژوهشی خواهند بود؟
ج: همان گونه که عرض شد، در مقاطع کارشناسی به بالا، در مؤسسه، برنامه‏ ها به گونه‏ای است که طلاب، همزمان با فارغ شدن از تحصیل، وارد پژوهش می‏شوند. پژوهشگران ما هم از فارغ ‏التحصیلان مؤسسه هستند. بنابراین، هم نظام آموزش مؤسسه اقتضا دارد که طلاب، پژوهشگر باشند و هم روش‏ها به گونه‏ای است که طلاب به این سمت سوق داده می‏شوند. البته نواقص هم وجود دارد و تا رسیدن به نقطه مطلوب کار زیادی پیش رو داریم.

س: آیا امکانات و لوازم مورد نیاز آموزشی در مؤسسه به اندازه کافی موجود است؟
ج: بحمداللّه‏، با توجه به اخلاص مؤسس این مرکز و عنایات امام قدس‏ سره و مقام معظم رهبری - دام ظله- امکانات کافی در مؤسسه وجود دارد. هم از نظر فضا، هم از نظر مادی و هم از نظر استاد، امکانات ما کافی است. عملکرد این مؤسسه به گونه‏ای بوده که اساتید حوزه و دانشگاه از آن استقبال کرده ‏اند و از هر استادی که دعوت کرده ‏ایم، رد نکرده است. مقام معظم رهبری هم، از هیچ کمکی دریغ نکرده‏ اند. مؤسسه هم از این امکانات، بجا استفاده کرده و می‏کند، طلاب حوزه هم این امر را به خوبی می‏دانند.

س: با توجه به این که نیمی از جامعه ما را زنان تشکیل می‏دهند، آیا مؤسسه برنامه‏ های خاصی برای این قشر عظیم دارد؛ آیا از میان خواهران طلبه نیز برای مؤسسه پذیرش می‏کنید؟
ج: طبق مصوبه شورای عالی حوزه علمیه، آموزش‏های خواهران بر عهده مرکز مدیریت حوزه‏ های علمیه خواهران و جامعة‏الزهرا است. در عین حال، مؤسسه، آموزش غیر حضوری دارد. چون برای همه طلبه ‏ها، حضور در قم مقدور نیست، و برای مؤسسه هم پاسخ‏گویی حضوری به همه طلبه‏ها ممکن نیست؛ لذا مؤسسه رشته ‏هایی را در سطح کارشناسی، به صورت غیر حضوری و با امتیاز و مدرک رسمی راه اندازی کرده است که الآن درحال گذراندن سال سوم هستند. در این درس‏های غیر حضوری، محدودیتی، برای شرکت خواهران یا برادران نیست. نکته دیگر اینکه مؤسسه با توجه به اینکه، بخشی از حوزه است، فقط به طلاب خدمات آموزشی ارائه می‏کند؛ ولی از طرف دیگر، با توجه به این که آموزش‏های مؤسسه، در جاهای دیگر ارائه نمی‏شود، تقاضای زیادی از اقشار مختلف برای فراگیری این معارف، وجود دارد.
لذا مؤسسه، دوره‏ای با عنوان «دوره عمومی الهیات و معارف اسلامی»، برای کسانی که حداقل دیپلم داشته باشند در سطح کارشناسی طراحی کرده است. این دوره‏ ها، دو سال است که به صورت آزمایشی برگزار می‏شود. برای رسمیت دادن به آنها هم، با دانشگاه پیام نور و وزارت علوم مذاکره شده است. درس‏های این دوره‏ ها هم تهیه و بخشی از کتاب‏هایشان تدوین شده است.
در این دوره هر کس، اعم از معلم، کاسب، کارگر که زمینه تحصیل علوم و معارف اسلامی را داشته باشد، می‏تواند از این برنامه استفاده کند. در کنار این برنامه، دوره ‏ای دیگر با عنوان «دوره آموزش مبانی اندیشه اسلامی» برای دانشجویان بسیجی، طراحی شده که در تابستان‏ها در دو سطح مقدماتی و تکمیلی و در هشت واحد درسی، برای دانشجویانی که تحت پوشش بسیج دانشجویی هستند، برگزار می‏شود. این طرح که دوره نهم آن امسال برگزار می‏شود، بسیار موفق بوده و در بالا بردن آگاهی ‏ها و ارائه اطلاعات مبنایی و مورد نیاز دینی به دانشجویان بسیجی، بسیار مؤثر بوده است.

س : مقام معظّم رهبری در پاسخ به نامه جمعی از فضلا فرمودند باید در حوزه و دانشگاه، نهضت نرم ‏افزاری و تولید علم صورت پذیرد تا مقدمه ‏ای برای درخشش مجدد تمدن اسلامی باشد. به نظر حضرت عالی سهم مؤسسه امام خمینی قدس‏ سره در تولید علم چه قدر بوده است؟
ج: اصولاً مؤسسه برای همین طراحی شده است. خصوصا با اشراف آیت ‏اللّه‏ مصباح و عنایتی که مقام معظم رهبری به آن داشته ‏اند. این ایده را مقام معظم رهبری از قبل داشتند و با همین دید، به مؤسسه عنایت فرموده‏ اند. نظام آموزشی مؤسسه هم این اقتضا را دارد.
مقام معظم رهبری دو هدف عمده داشته ‏اند:
1) آموزش‏ها منجر به تولید فکر بشود، یعنی آموزش برای پژوهش و تولید فکر باشد.
2) از تقلید پرهیز شود و در واقع، تمدن اسلامی احیا و ارائه شود. آموزش مبانی اندیشه دینی برای همین است. کسی که وارد رشته ‏های علوم انسانی می‏شود، باید به یک مقلد تبدیل نشود. هدف مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس ‏سره هم، تبیین دیدگاه اسلامی در رشته ‏های علوم اسلامی است. روی این حساب، اصل، پرهیز از تقلید است. بنابراین، مؤسسه امام خمینی قدس‏ سره اصلاً فلسفه وجودی‏ اش، تولید فکر و پرهیز از تقلید است.

س: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس‏ سره چه مقدار از اصول آموزشی روز بهره می‏گیرد و چه قدر، از نظر کارشناسان امر آموزش، بهره گرفته است؟
ج: مؤسسه تلاش کرده از مجموعه مقررات و ضوابط و چهارچوب‏ های کاری نظام آموزش عالی کشور که حاصل تجارب چندین ساله است، استفاده کند. حتی سعی کرده از چهار چوب‏هایی که در کشورهای دیگر هم موجود است، در تدوین برنامه ‏ها استفاده کند؛ ولی محتوا، محتوای دینی و متناسب با اسلام باشد. به عبارت دیگر، اجرا، کارشناسانه بوده، یعنی هر رشته‏ای خودش یک گروه علمی و متخصص دارد؛ بُعد دانشگاهی ‏اش، متخصّص دانشگاهی دارد، بُعد حوزوی‏اش هم متخصّص حوزوی دارد. این، یکی از محاسن کار مؤسسه، بود که وحدت حوزه و دانشگاه را میسر کرد. یعنی عملاً اساتید دانشگاه‏ها با اساتید حوزوی همکاری کردند، اساتید دانشگاه، علوم انسانی را و اساتید حوزه هم، مبانی دینی را آوردند و کنار هم گذاشتند و رشته ‏ای تأسیس کردند. کار کارشناسی، معنایش همین است؛ یعنی در هر علمی، از متخصصان آن علم استفاده شود. برنامه ‏ریزی‏ های ما هم، همین‏طور بود، یعنی هدایت کار، از تنظیم درس گرفته تا دعوت استاد و نظارت بر همه این امور را گروه‏های علمی و متخصصان حوزه و دانشگاه به دست گرفته ‏اند. اگر این طور نبود، وزارت علوم که پایبند به مقررات و قوانین اداری و قانونی است، حاضر نمی‏شد به این مؤسسه، رسمیت بدهد.

س: در پایان اگر، پیشنهاد، یا نظری دارید بیان فرمایید؟
ج: با تشکر از شما عزیزان و دست اندرکاران این کار این کار مقدس، بیان این تذکر را لازم می‏دانم شرط توفیق این گونه کارهای علمی، این است که، حوزه، یا حوزویان این کارها را خارج از رسالت حوزه و روحانیت ندانند. یعنی جدید بودن کار، سبب نشود که خارج از رسالت حوزه و روحانیت تلقی شود. این طور نیست که هر کار جدیدی، خلاف مسیر روحانیت باشد. همان‏طور که عرض شد، زمانی روحانیت رسالت کمتری داشت و جامعه هم انتظارش از حوزه این مقدار نبود، ولی الآن جامعه سؤال دارد و باید حوزه، پاسخ آن را بدهد. جواب شبهه ‏ها را حوزه باید بدهد. لذا باید میان مؤسسات و مراکز، و حوزه‏های علمیه این تعامل، هم در فکر و هم در عمل، برقرار باشد. یعنی حوزه علمیه، مراکز علمی را از خودش بداند و این مراکز هم خود را مستقل از حوزه ندانند. در این صورت، می‏توانند، ان شاءاللّه‏ نه تنها کشور، بلکه پاسخ‏گوی جهان اسلام باشند.