Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98988
تاریخ انتشار : 7 اسفند 1382 12:8
تعداد بازدید : 277

گذري بر دستاوردهاي انقلاب اسلامي - ٣

دستاوردهاي بين المللي انقلاب اسلامي ايران در يكي از سال هاي اوج جنگ سرد تحقق يافت. قدرت هاي غرب و شرق با رهبري آمريكا و اتحاد جماهير شوروي سابق، حتي در حفظ محدودترين مناطق نفوذ خود حساس بودند و اصولاً از كشورهاي كوچك و متوسط براي تأمين منافع خود در راستاي جنگ سرد استفاده مي كردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی: دستاوردهاي بين المللي انقلاب اسلامي ايران در يكي از سال هاي اوج جنگ سرد تحقق يافت. قدرت هاي غرب و شرق با رهبري آمريكا و اتحاد جماهير شوروي سابق، حتي در حفظ محدودترين مناطق نفوذ خود حساس بودند و اصولاً از كشورهاي كوچك و متوسط براي تأمين منافع خود در راستاي جنگ سرد استفاده مي كردند.
 انقلاب اسلامي ايران پايگاه عمده ی غرب در مرزهاي جنوبي شوروي سابق را تعطيل كرد. زيرا اين انقلاب علاوه بر نفسي استبداد داخلي، آمريكا را نيز به عنوان استكبار خارجي طرح كرده بود. و از شوروي نيز نفوذي نپذيرفت. در واقع آمريكا بيش از ساير قدرت هاي غربي از تحقق انقلاب ايران آسيب ديد. اين انقلاب شكاف عمده اي در كمربند «سد نفوذ» آمريكا در مرزهاي جنوبي شوروي بود. اين كمربند كه از پاكستان تا مصر امتداد داشت، در مرزهاي ايران قطع گرديد؛ و آمريكا به سرسخت ترين دشمن انقلابيون ايران تبديل گرديد. بعد از انقلاب، آمريكا علاوه بر حفظ پرده ی آهنين اطراف شوروي سابق، ايجاد پرده آهنين ديگري را نيز ضروري تشخيص داد. كمربند دوم بايد در اطراف دولت انقلابي ايران تنگ شود، تا شكاف هاي بيشتري در ستون دوستان منطقه اي آمريك ايجاد نشود. خطر صدور انديشه انقلابي به منطقه دل مشغولي عمده ی آمريكا در خاورميانه و خليج فارس به شمار مي رفت. لذا اين قدرت براي رفع نگراني خود، سياست ها و تدابير منطقه اي تازه اي در پيش گرفت. در راستاي اين سياست، پاكستان تقويت گرديد؛ تلاش براي بازگرداندن مصر به جامعه عرب شدت يافت؛ رايزني براي حل مسأله فلسطين و در سطح بالاتر، اختلافات اعراب - اسرائيل افزايش يافت. و سرانجام تلاش گرديد تا دولت هاي مرتجع عرب خليج فارس در سايه سازمان شوراي همكاري خليج فارس از حالت تفنني خارج شده و به انسجام توأم با راهكارهاي داراي ضمانت اجرا دست يابند.(1) علاوه بر تدابير منطقه اي مزبور، آمريكا از هر گونه اقدامي كه دولت انقلابي ايران را تضعيف و ملت آن را سرخورده كند، استقبال مي كند. اين حمايت، در داخل، از گروه هاي مخالف و در خارج از دشمنان ايران صورت گرفت. زيرا با تحقق انقلاب اسلامي ثبات مديريتي آمريكا در بحران هاي منطقه و وضع موجود آن در معرض خطر جدي قرار گرفت. در واقع صدور انقلاب اسلامي و انديشه رهايي بخش آن به كشورهاي منطقه و توده هاي مردمي كه آمادگي پذيرش آن را دارند، مي تواند رژيم هاي سنتي و فرسوده سلطان، امير، شيخ و شاه را در منطقه سرنگون كند؛ و در نتيجه همچون ايران، منافع اين كشورها را از چپاول نجات داده و نفوذ غرب را كاهش دهد. وقوع اين حادثه به عدم دسترسي مداوم ابرقدرت ها به منافع نفت و بازار منطقه بيانجامد. شرايطي كه در صورت وقوع، حيات اقتصادي غرب را در معرض خطر جدي قرار مي دهد. و انقلاب ايران راه هاي ارتباطي غرب را به مخاطره مي اندازد. از لحاظ نظامي نيز در آستانه انقلاب اسلامي ايران، خليج فارس تحت سيطره تدابير نظامي ستاد فرماندهي جنگ آمريكا «پنتاگون» بود. ايران ستون سياسي- نظامي آمريكا در منطقه قلمداد مي شود. كه در قالب دكترين«نيكسون - كيسينجر» اين وظيفه را تقبل كرده بود. شاه مخلوع ايران با استفاده از پشتوانه هاي نظامي و خريدهاي تسليحاتي از آمريكا، ژاندارم منطقه به حساب مي آمد. بعد از انقلاب اسلامي 1357 و فروپاشي ستون نظامي- سياسي آمريكا در منطقه، آمريكا تدابير خود را براي جايگزيني اين ستون با عربستان سعودي تغيير داد. عربستان كه پيش از اين تنها ستون مالي و تقويت كننده ستون نظامي «ايران قبل از انقلاب» محسوب مي شد، از زمان تحقق انقلاب به خريدار تسليحات پيشرفته آمريكايي و ستون بسياري از تدابير منطقه آن تبديل شد. پايگاه هاي نظامي و نيروهاي واكنش سريع آمريكا در عمان و بحرين توسعه يافتند. مستشاران غربي بويژه از آمريكا و انگليس در درون ارتش هاي كوچك و ضعيف كشورهاي حوزه خليج فارس فعال شدند تا منافع غرب و آمريكا را در خليج فارس تأمين كنند هنوز جمعي از اين مستشاران در كادر ارتش و حتي نيروهاي امنيتي و پليس ضد شورش اعراب فعال بوده و نقش عمده اي در سركوب انقلابيون متأثر از انقلاب اسلامي ايران دارند. انقلاب ايران، اين كشور را به دولتي قدرتمند و بر خلاف گذشته، خارج از كنترل و هدايت آمريكا تبديل كرده و اين نگراني عمده «پنتاگون» درخاورميانه محسوب مي شود. در شرايطي كه دوران خمودگي و سازشكاري اعراب به اوج خود مي رسد، ايران انقلابي توانست خطر عمده اي براي رژيم صهيونيستي و ارتجاع طرفدار آمريكا در منطقه باشد. بعد از انقلاب، جمهوري اسلامي، مستشاران نظامي را اخراج كرد و با قطع هر گونه وابستگي، خريدهاي نظامي را به حداقل رساند و بسياري از قراردادهاي خريد تسليحاتي را معلق گذاشت. در چنين شرايطي جنگ عراق به ايران تحميل گرديد. و در اين جنگ، چراغ سبزهاي قدرتهاي غربي به صدام حسين، نقش عمده اي داشتند. اين جنگ ناعادلانه ترين برخورد استبداد منطقه و استكبار فرا منطقه اي با يك ملت انقلابي بود؛ كه در سال هاي آخر آن به رويارويي كامل قدرت هاي حاصل آن اثبات روحيه مقاومت ملت انقلابي ايران و تبديل اين كشور به قدرت بلامنازع منطقه بود. قدرتي كه اينك به هيچ دولت بيگانه و مداخله جويي وابسته نيست. به هر حال قدرت هاي غربي از هر راه چاره اي براي براندازي يا حداقل محدود و منزوي كردن كشور انقلابي ايران بهره بردند، ولي زماني كه همه ی تيرها به سنگ خورد، خواهان مذاكره و بهبود روابط شدند. روابط ايران با دولت هاي اروپايي علي رغم نوسانات بسيار، همواره با تلاش اروپايي ها براي حفظ و تقويت روابط همراه بوده است. و آمريكا ده ها و شايد صدها بار پيشنهاد مذاكره و احياي روابط داده كه بدون پاسخ مانده است. امروزه درشرايطي كه سياستمداران غربي، تدابير منطقه اي خود را بدون محاسبه ی «ايران» ناقص مي دانند، استراتژيست ها و برخي از متفكران غربي با مطرح كردن مسأله «برخورد تمدن ها» دل نگراني عمده ی خود را از «اسلام گرايي» ابراز مي دارند كه ريشه در انقلاب اسلامي 1357 ايران دارد. و اين آوردگاهي است كه دامنه آثار انقلاب را به قرن بيست و يكم مي كشاند. «ساموئل هانتينگتون» مدير مركز مطالعات استراتژيك دانشگاه هاروارد، با نوشتن مقاله یث انگيز «برخورد تمدن ها» در فصلنامه فارين افيرز (شماره تابستان 1993)، موضوع برخورد تمدن ها را به عنوان پاردايم تفسير كننده ی روابط بين المللي در عصر پس از جنگ سرد، مطرح كرد. او در مقاله خود، هفت يا هشت تمدن اصلي(اسلامي، كنفرانيسيوسي، غربي، هندو، اسلاو- اتدوكس، آمريكاي لاتيني و احتمالاً آفريقايي) را بر شمرد و پيش بيني كرد كه جنگ هاي آينده در امتداد خطوط گسل بين تمدن ها روي خواهد داد.(2) بدون آنكه اصراري بر پذيرش نظريه برخورد تمدن ها داشته باشيم، توجه به اين واقعيت ضروري است كه آنچه برخي از محافل غربي تمدن اسلامي در برخورد با تمدن خود خوانده و از آن بيم دارند، اسلام منفعل شده برخي كشورهاي عربي يا لائيك نيست، بلكه اسلام پويايي است كه با انقلاب ايران جان تازه اي گرفت و زير بناي «اسلام گرايي» و تمدن نوين اسلامي گرديد. محافل واقعگراي غربي نگرانند كه در قرن بيست و يكم اسلام پويا، ساير تمدن ها را تحت الشعاع خويش قرار دهد. *دستاوردهاي نظام اسلامي در بعد سياست خارجي انقلاب اسلامي در دوراني از تاريخ سياسي كشورمان به وقوع پيوست كه اصل سكولاريزه شدن سياسي و فرهنگي حكومت ها در دنيا جريان داشت و حكومت پهلوي بدليل وابستگي واشنگتن كرده و يكي از حلقه هاي مؤثر استراتژيهاي سياسي و امنيتي بلوك غرب در مقابله با بلوك (شرق) كمونيسم به حساب مي آمد. محمدرضا پهلوي كه براي جلب بيشتر آمريكا در چارچوب به اصطلاح مدرنيزه كردن كشور، اقدام به اجرايي كردن سياست هاي لائيسم و جا به جا كردن ارزش ها و هنجارهاي ملي و مذهبي كرده بود و در روابط خارجي نيز با اطاعت محض از سياست هاي كاخ سفيد ستون فقرات استراتژي ها، پيمان هاي سياسي و امنيتي واشگتن در آن زمان به شمار مي آمد. در آن زمان ايران به سبب داشتن سياست خارجي وابسته به بلوك غرب علاوه بر اين كه رابطه خود را با ملت و اعتقادات آنها در داخل قطع كرده بود رابطه و تعامل با جهان اسلام نيز در قاموس خارجي وي جايي نداشت. دگرديس ناشي از انقلاب اسلامي، فصل جديدي از روابط حاكميت با مردم در داخل و در روابط با جهان آزاد را به وجود آورد و به عبارتي انقلاب ايران را از حالت مستعمره سياسي بيرون آورد و به كشور كاملا مستقل در تصميم گيري و سياست سازي مبدل كرد و معادلات سياسي امنيتي منطقه را دچار فروپاشي و بهم ريختگي جدي كرد. در سايه رهبري حضرت امام(ره) عصر استراتژي دو ستوني نيكسون - كيسينجر كه ايران ستون نظامي آن را تشكيل مي داد و به عنوان ژاندارم منافع آمريكا و رژيم صهيونيستي عمل مي كرد، به پايان رسيد و به طور خودكار ايران از حالت اقماري بيرون آمد. در همين زمان بود كه در چارچوب مصوبات شوراي انقلاب كشورمان از پيمان آمريكا سنتو(ايران، تركيه، افغانستان) خارج شد و اين پيمان با خروج ايران از آن عملا متلاشي شد. از ديگر اقدامات انقلابي، اشغال لانه جاسوسي در سيزدهم آبان 58 و ناتواني كاخ سفيد در تصميم گيري مؤثر درباره چگونگي برخورد با اين واقعه بود كه هيبت و اقتدار مصنوعي غرب را در افكار عمومي داخل و منطقه شكست. اين تحول كه امام از آن به عنوان انقلاب دوم ياد كردند از نوادر اقدامات در تاريخ سياسي كشورهاي محكوم جهان دو قطبي در آن زمان محسوب مي شد كه فضاي رعب و وحشت حاكم بر جهان اسلام را شكست و شهامت و انگيزه برخورد در آن را به وجود آورد. از ديگر نتايج انقلاب اسلامي جابجايي تهديدات و معيارهاي درستي و دشمني ميان ايران با جهان اسلام بود كه قطع رابطه با آمريكا و رژيم صهيونيستي و رژيم آفريقاي جنوبي در همين راستا بود. اين در حالي بود كه رژيم پهلوي عملا به پايگاه صهيونيسم بين الملل در منطقه تبديل شده بود و در زمينه هاي سياسي و اقتصادي از مهره هاي اصلي وابستگي به تشكيلات صهيونيسم جهاني بود و تنها متحد رژيم صهيونيستي در منطقه محسوب مي شد و در مقابل دين و دولت جهان اسلام قرار داشت. انقلاب اسلامي نه تنها با آمريكا و رژيم اسرائيل قطع رابطه كرد، بلكه طرح جدي و عملي و عيني مبارزه با آنها را ارائه كرد كه بعدها به عنوان الگوي استراتژي مبارزاتي ملت ها و نهضت هاي آزادي خواه در منطقه و جهان قرار گرفت. در فزايند ديپلماسي ايران شاهد رخدادهاي بزرگ با اشكال و بعضاً ماهيت متفاوت هستيم كه نظام با اقتدار و حفظ استقلال به مبارزه با آن رفته و از مديريت خارجي خود براي ديگران الگوسازي كرده است، از جمله در سناريو دادگاه ميكونوس كه با اعتماد و اقتدار تمام عمل كرد و سازندگان آن را كه از حمايت پانزده كشور اروپايي، آمريكا و رژيم صهيونيستي برخوردار بود، ناكام گذاشت و يا در بحرانهاي زنجيره اي پس از 11 سپتامبر در حالي كه در قضيه افغانستان سكوت مرگباري بر جهان حاكم بود و ديپلماسي جهان چشم به كاخ سفيد داشت و جهان يكپارچه سياست دنباله روي را پيشه كرده بود، مقام معظم رهبري در يك موضع حكيمانه مستقل و با لحاظ اصل عزت و مصلحت نظام، فضا را شكستند و جهان را به حيرت واداشتند و راهبرد انحصاري بوش مبني بر اينكه كشورها يا با ما هستند يا عليه ما را با اعلام اين راهبرد كه ما نه با شما هستيم نه با تروريست ها به چالش كشيدند. در بحران اخير عراق نيز شاهد ديپلماسي فعالانه و متناسب منافع و مصالح ملي هستيم. پس از شكستن فضاي سنگين ناشي از يازده سپتامبر بود كه جهان حتي كشورهاي اروپايي با تأسي از مديريت بحران ايران، انتقاد از سياست خارجي آمريكا را در دستور كار خود قرار دادند كه ما در اشغال عراق و مسأله سلاح هاي هسته اي ايران شاهد آن هستيم. شكست سياست هاي سلطه طلبانه آمريكا و ايستادگي و پايداري در مقابل فشارهاي غرب به ويژه آمريكا يكي ديگر از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است. ناكامي در سياست تحريم آمريكا عليه ايران، چالش و ناكامي در استراتژي نظم نوين آمريكا در جهان پس از فروپاشي بلوك شرق، مانع سازي جدي در جهاني شدن آمريكا، شكست طرحهاي آمريكا در خاورميانه و در حوزه درياي خزر و آسياي مركزي و قفقاز، عدم دستيابي به اهداف اساسي در حمله به افغانستان و عراق و... از جمله تقابل موفقيت آميز جمهوري اسلامي در برابر سلطه جهاني آمريكا بود. *دستاوردها براي كشورهاي منطقه الف) تجديد حيات اسلام در افكار مسلمان: در زماني كه دين و معنويت در انزوا بود و لائيك و ليبراليسم حاكميت داشت و اسلام محدود به امور فردي و در مساجد زنداني شده بود بار ديگر نداي امتزاج دين و سياست در ميان انديشمندان، مراكز علمي و تحقيقات و افكار و رفتار ملت ها نمايان شد. به نوشته هفته نامه آلماني اشپيگل، انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) حيات تازه اي به مسلمانان در سراسر جهان بخشيد و اسلام مبارزترين مذهب دنيا با انرژي انقلابي خود 2/1 ميليارد مسلمان را برانگيخت و آنان را براي تشكيل حكومت الله در زمين به حركت در آورد.(3) دكتر ميشل جانسون در مقاله اي در نشريه «ژئوپوليتيكال استراتژيك» مي نويسد: جامعه مسلمين (پس از انقلاب ايران) از حالت ضعف و ناتواني خود خارج شد و به يك قدرت تبديل شد.(4) بيداري سياسي جهان اسلام را مي توان در صحنه مبارزات انتخاباتي، گرايش به ايجاد تحزب، تشكل هاي سياسي، هسته ها و جنبش هاي مقاومت، در ابعاد مبارزات سياسي و مسلحانه عليه آمريكا و صهيونيسم كه در چند سال اخير روند تصاعدي در بيشتر جهان به خود گرفته است، مشاهده كرد كه الهام پذيري آن ها از الگوهاي سياسي و مبارزاتي انقلاب اسلامي را مي توان در گفتار و نوشتارهاي آنها به عينه ديد. ب) ظهور جنبش ها و نهضت هاي اصول گرا در منطقه: پس از انقلاب اسلامي اصول گرايي در قالب احزاب و جنبش هاي متعدد ظهور يافت و شتاب فزاينده اي گرفت، انتفاضه فلسطين، سازمان هاي حماس، جهاد اسلامي، احياي مجدد انديشه نابودي اسرائيل، حزب الله لبنان، جبهه اسلامي سودان، جبهه نجات اسلامي الجزاير، رشد اسلام گرايي در تركيه، احزاب و جنبش هاي مبارز جهادي در افغانستان در دوران اشغال به اعتراف مقامات غرب عمق استراتژي نفوذ ايران محسوب مي شوند، از نمودهاي عيني آنها است. پرولوپ اسلام شناس فرانسوي، در نشريه مطالعاتي فلسطين در خصوص تأثير انقلاب بر جهان اسلام مي گويد: «پس از فوت جمال عبدالناصر، خلأيي در خاورميانه عربي پديد آمد كه رهبران ناسيوناليست ملي گراي عرب يا احزاب چپ گرا و ماركسيست نتوانستند آن را پر كنند و در پايان اسلام در عرصه مبارزات سياسي ظاهر شد و آن خلأ را پر كرد.»(5) «اسحاق رابين» وزير دفاع وقت اسرائيل، اسلام را يك تهديد معرفي مي كند و مي گويد: «دشمني ايران پس از انقلاب اسلامي به صورت يك دشمني ايدئولوژيك و دشمن واقعي در آمده و خطر افكار تند مذهبي در ايران از هر خطري براي اسرائيل بيشتر است» و در همين راستا «ابا آبان» نظريه پردازصهيونيستي و وزير خارجه وقت اسرائيل مي گويد: «انقلاب اسلامي، كوته انديشي نيست بلكه فصل جديدي در تاريخ ايده است، من احساس مي كنم اين ايده در منطقه خاور ميانه شيوع يافته و پيروزي انقلاب اسلامي بيانگر اين پديده هاست.» (6) «صالح عوض» نويسنده عرب در كتاب انتفاضه آورده است: «جهان عرب از 1967 تا سال 1982 (شكل گيري انتفاضه) راه هاي گوناگون فلسطيني و دولت هاي عربي را آزموده و شكست طرح هاي سياسي را به چشم ديده بودند و دريافته بودند كه اين شعارها زينت خود را از دست داده اند و ديگر اميدي به نابودي اسرائيل و يا كمرنگ شدن حاكميت آن نبود ولي پس از انقلاب اسلامي متوجه شدند خداوند سرنوشت هيچ كس را تغيير نمي دهد بلكه خود آنها بايد اقدام كنند...» جنبش جديد مردم فلسطين يا انتفاضه صرف نظر از عوامل متعدد شكل گيري آن، بدون هيچ وابستگي گروهي يا سازماندهي قبل از جريان هاي سياسي وابسته به دولت هاي عربي با الهام از انقلاب اسلامي و توسط مسلمانان فلسطين شكل گرفت.(7) در حال حاضر كشورهاي غربي بويژه آمريكا بواسطه نفوذ اسلام سياسي ناشي از انقلاب اسلامي در جوامع اسلامي هراس دارند از اين كه انتخابات آزادي در كشورهاي اسلامي صورت گيرد، زيرا در اين صورت نتيجه اين انتخابات، پيروزي اسلام گراياني است كه تأثير جدي از انقلاب اسلامي و افكار امام خميني(ره) گرفته اند. ج) احياي حج حقيقي و ابراهيمي: تا قبل از انقلاب اسلامي، حج يك حركت صرفاً عبادي بود و بعد سياسي آن مغفول مانده بود. امام(ره) حج را ميعادگاه وحدت مسلمان در برابر زورمندان جهان و مركز برائت از مشركان معرفي كرد و ابعاد سياسي حج را زنده كرد. حضور قريب 2/5 ميليون مسلمان از سراسر جهان در حج به تجديد حيات اجتماعي و سياسي اسلام و صدور و بازتاب انقلاب سرعت بخشيده است. احياي ارزش ها، سنت ها، آداب و رسوم اسلامي در ميان ملل مسلمان و بازگشت مسلمانان به هويت اسلامي و اصيل خود و احساس عزت و غرور از ديگر آثار انقلاب بر جهان اسلام بود كه منطقه را بار ديگر به عنوان نقطه استراتژي از نظر ژئواستراتژيك و ژئوپوليتيك در اذهان زنده كرد و امروز شاهد شكل گيري و مبارزه گسترده هسته هاي مقاومت متأثر از انقلاب اسلامي عليه اسرائيل و آمريكا در سراسر جهان هستيم و اين از بركات انقلاب اسلامي است و اين تأثير را مي توان در گفتار دشمنان نيز به كرار مشاهده كرد. «مارك گريكت» از اعضاي برجسته سيا كه در نشريه «انستيتواينترپرايز» از ايران به عنوان خاستگاه الگوي مبارزاتي ياد مي كند و مي نويسد: «اگر تاريخ تكرار شود و ايران از بين برود جهان اسلام از بين خواهد رفت.» (٨) انقلاب اسلامي از يكسو سبب رويكرد به دين، رشد گرايش هاي معنوي و تضعيف انديشه مادي گرايان شد و از سوي ديگر، الگوي مبارزاتي مردم تحت ستم در نقاط مختلف جهان گرديد و به ملت هاي در بند جهان آموخت كه چگونه خود را از زير سلطه و نفوذ بيگانگان نجات دهند و در واقع بزرگ ترين دستاورد انقلاب، درس آزادي و آزاد انديشي براي مردم تحت سلطه در سراسر جهان بوده است.(9) پروفسور جيمز بيل، محقق آمريكايي در فصل نامه مسايل خارجي وزارت خارجه آمريكا در اين خصوص مي گويد: «موجي از هيجان توده اي، اسلام را فراگرفته است، از يوگسلاوي و مراكش تا اندونزي و مالزي و فيليپين در شرق، اين اسلام نوظهور كه به لحاظ ايدئولوژيك منسجم است، در انقلاب 1979 ايران، در اشغال مسجدالحرام در مكه، ترور انور سادات در نوامبر 1981، در مقومت لبنان، و... انعكاس يافت. اين نيروي توده اي كه غالباً به عنوان اسلام بنيادگرا توصيف مي شود از مرزهاي جغرافيايي گذشته، ايدئولوژي سياسي و رژيم هاي ملي را نيز فرا گرفته است.»(10) هربر روزنامه نگار سوييسي درباره تأثيرات انقلاب اسلامي و شعار حمايت از مستضعفين مي نويسد: «به دنبال انقلاب اسلامي آمريكاي لاتين شاهد ده ها كشيش بود كه با انتقاد از پاپ خواستار تجديد نظر در آئين كليساي واتيكان بودند.» اوج چنين روندي در احياي مسيحيت سياسي در نيكاراگوئه خود را نشان داد. چند سال پس از انقلاب نيز صدها كتاب در مورد نقش مذهب در صحنه سياست و اجتماع به بازارهاي جهان آمد و بسياري از دانشگاه ها به تحقيق درباره مذهب پرداختند.(11) به دنبال انقلاب اسلامي الهيات رهايي بخش به معناي پناه بردن مردم به كليسا براي رهايي از مشكلات اجتماعي و سياسي، در آمريكاي لاتين رشد كرد و انجمن هاي مسيحي سياسي، افزايش چشمگيري يافت. براي شناخت بيشتر در خصوص تأثيرات انقلاب در آمريكاي لاتين مي توان به كتاب «فيدل كاسترو و مذهب» نوشته رهبر كوبا و كتاب «كليساي شورشي» تأليف كاميلو ترجمه جواد يوسفيان مراجعه كرد. رهبري، مذهب، مردمي بودن نظام و سياست هاي مستقل و مقتدرانه نظام از خصلت هاي بارز و ماندگار انقلاب اسلامي است كه آثار بنيادين در حوزه علوم نظري و رفتاري جهان به جاي گذاشت و تأثير حكم قتل سلمان رشدي نويسنده آيات شيطاني كه جهان غرب و شرق را در بهت فرو برد، نمودي از سياست مستقلانه نظام بود كه برغم بسيج تمام غرب هيچ گاه لغو نشد و علاوه بر اين كه زمينه هتك مقدسات مسلمانان در جهان را تضعيف كرد، الگوي استقامت و پايداري و مبارزاتي را به مسلمانان در جهان را تضعيف كرد، الگوي استقامت و پايداري و مبارزاتي را به مسلمانان داد و بيداري آنان را تقويت كرد. بيداري اسلامي و گرايش به دين اسلام و انقلاب اسلامي در جهان چنان بود كه نيكسون در ترسيم خطوط استراتژي آمريكا براي جهان آينده اذعان كرد: تغيير در جهان سوم آغاز شده و باورهاي آن به مرحله طوفان رسيده است، ما قادر نيستيم آن را متوقف كنيم، در جهان اسلام بنياد گرايي اسلامي جاي كمونيسم را به عنوان وسيله اصلي دگرگون سازي قهرآميز گرفته است. "گريكت" عضو برجسته سيا نيز در اظهاراتي مشابه مي افزايد: «اگر تاريخ تكرار شودو ايران از بين برود جهان اسلام از بين خواهد رفت.»(12) انقلاب اسلامي، كشورهاي آفريقايي را نيز تحت تأثير قرار داد، نلسون ماندلا رهبر كنگره ملي آفريقا و اولين رئيس جمهور آفريقاي جنوبي پس از رهايي از آپارتايد، در جريان سفر به ايران اظهار داشت: «انقلاب اسلامي ايران تحت رهبر امام خميني اميدهاي فراواني را براي قيام مردم آفريقاي جنوبي در مبارزه با بي عدالتي به همراه داشته است و بدون ترديد تاريخ هرگز نقش ايران اسلامي را فراموش نخواهد كرد.»(13) *آثار انقلاب در كشورهاي اسلامي انقلاب اسلامي ايران در شرايطي تحقق يافت كه ماديگرايي برفرهنگ و انفعال برسياست و حكومت اغلب كشورهاي جهان اسلام حاكم شده بود. غرب با صدور ماديگرايي به كشورهاي مسلمان در عمل آنها را از دين و سياست ديني دور كرده بود، به طوري كه شيفتگي به غرب، در كشورهاي مسلمان نشين براي مسلمانان مهلك شده بود. مسأله فلسطين هم معيار عمده اي براي سنجش سراشيبي انفعال در جامعه اسلامي بود. اعراب پس از چند جنگ ناموفق، حاكميت اسرائيل بر سرزمين هاي اشغالي را مي پذيرفتند و براي رهايي از اين بحران به تدابير آمريكايي- انگليسي دلخوش كرده بودند. در درون كشورهاي اسلامي معدود حركت هاي اسلامي خواهي يا مشاركت طلبي (ضد استبدادي) بشدت و سرعت سركوب مي گرديد و منطقه خاورميانه از لحاظ توسعة سياي از يكي از پايين ترين سطوح توسعه در ميان مناطق مختلف جهان رنج مي برد. انقلاب اسلامي ايران در اين منطقه (كه نفس آزادي و مذهب به شمارش افتاده بود)، تحقق يافت. و افق روشني را نويد داد. بي شك هيچ كشوري در خاورميانه بي تأثير از انقلاب و انديشه انقلابي ايران نبوده است. از آنجا كه بيش از 75 درصد از شهروندان كشورهاي حوزه ی خليج فارس را شيعيان تشكيل مي دهند، تحولات ايران بيشترين تأثير را در اين حوزه مي گذارد. جوامع شيعه در اين كشورها همواره از قدرت سياسي و پايگاه هاي اقتصادي محروم بوده اند. لذا پيروزي انقلاب اسلامي ايران براي آنها اميدواري هاي تازه اي ايجاد كرد. موفقيت انقلاب اسلامي تأثير عميق و فوري در ميان شيعيان عراق برجاي گذاشت. و شيعيان كه علي رغم برخورداري از اكثريت جمعيت كشور، نقشي در تقسيم قدرت سياسي و اقتصادي نداشتند، سازمان ها و انقلاب هاي به تقليد از انقلابيون ايران ايجاد كردند. در نخستين جمعه ی بعد از بازگشت امام خميني(ره) به تهران در بهمن ماه 57، در نجف اشرف تظاهراتي به وسيله آيت الله محمدباقر صدر به راه افتاد كه توسط نيروهاي حزب بعث متفرق گرديد. از آن پس جوانان نجف شروع به انتشار جزواتي كردند كه به وسيله «حزب الدعوه» منتشر گرديد و پوسترهاي امام خميني(ره) را پخش كرده و برروي ديوارها شعار مي نوشتند: «بله به اسلام ، نه به عفلق و صدام». با گسترش حركت هاي مردمي، ارعاب و سركوب رژيم نيز افزايش يافت. در خرداد ماه 1358، آيت الله صدر با ارسال پيامي به اعراب مقيم ايران، از آنها درخواست كرد كه از اسلام و امام خميني(ره) حمايت كنند. در اين پيام، آيت الله صدر تلاش نمود تا ضمن رد رژيم بعثي و انديشه انحرافي «عربيسم» اسلام را به عنوان هدف عمده مطرح كند. و در پيامي ديگر ضمن حمايت از امام خميني(ره) مردم را به سركوبي رژيم بعثي، همچون انقلاب ايران ترغيب كرد. و در حاليكه دامنه ی تظاهرات گسترده به شهرهاي بزرگ عراق از جمله «بغداد» گسترش يافت، آيت الله صدر و خواهرش «بنت الهدي» دستگير شدند. و زمانيكه صدام روي كار آمد، با تصويب قوانين آهنين وحشت و سركوب و با همراهي برخي سران عرب، صدر، خواهر و صدها تن از ياورانش اعدام يا مفقودالاثر گرديدند، اما شعله هاي انقلاب و حمله به مراكز دولتي و نظامي عراق ادامه يافت تا اينكه صدام در شهريور ماه سال 59 جنگ تحميلي را به راه انداخت تا شايد از صدور انقلاب جلوگيري كند. لذا صدام، ارتجاع و استبداد منطقه و دولت هاي غربي به يك اندازه از درگير شدن ايران در يك جنگ فراگير منتفع مي شدند. در عربستان سعودي نيز شيعيان به تكاپو افتادند. آنها حدود نيمي از جمعيت آن كشور را تشكيل مي دهند، و در شمال اين كشور از فقيرترين و مظلومترين مردم عربستان به شمار مي روند و سركوب سياست هميشگي رياض نسبت به آنها بوده است. خودكامگي نظام و امتيازاتي كه وابستگان به شاه و خاندان او در كليه ی امور مملكتي از آن برخوردارند، با اعتراض طبقه محروم كه عمدتاً شيعه هستند و برخي از گروه هاي تحصيل كرده مواجه شد كه آنها جملگي خواهان اصلاحات اساسي در كشور بودند. بعد از انقلاب ايران، شورشي در عربستان، ابتدا در ميان شيعيان ايالات شرقي اين كشور در منطقه ميدان هاي نفتي آغاز شد و مردم با پخش اعلاميه هايي در مساجد، به خانواده سلطنتي حمله بردند و وعاظ به مخالت با خاندان سلطنتي پرداختند. در آبان ماه سال 1358 گروهي از مسلمان تلاش نمودند تا مكه را تسخير كنند كه با سركوب سعودي ها مواجه شدند. رژيم براي سركوب اين عده از نيروهاي ضد شورش و سازمان هاي جاسوسي آمريكا و فرانسه- «سيا» و «سدس» - كمك گرفت. «محمد حسنين هيكل» معتقد است كه مسلمانان سني مذهب مزبور، متأثر از انديشه انقلابي ايرانيان بودند.(14) نگراني سعودي ها از ورود انديشه انقلابي ايران از يك طرف و خطر قدرت يابي كشور ايران از طرفي ديگر، هزينه تسليحاتي- امنيتي فراواني به آنها تحميل كرد، بخش عمده اي از اين هزينه ها صرف تقويت نيروها و دستگاه امنيتي سركوبگر و بخش ديگر صرف خريدهاي تسليحاتي گزاف از قدرت هاي غربي شد. در واقع دولت هاي غربي بويژه آمريكا بيشترين بهره را از ترس كاذب امنيتي عربستان بردند و متأسفانه هنوز هم بخش عمده اي از درآمد ناخالص ملي آن كشور صرف خريدهاي تسليحاتي مي شود. در حاليكه روز به روز مدل هاي تسليحاتي خديداري شده توسط عربستان، از رده خارج مي شوند، آن دولت هنوز نتوانسته، سلاح هاي خود را برروي دشمن فرضي امتحان نمايد. ديگر كشورهاي حوزه ی «خليج فارس» نيز در ترس از تهديد نظام هاي سلطنتي كهنه و فرسوده خود توسط انديشه جوان و انقلابي ايران، اشتراك منافع داشتند. علي رغم وجود برخي مجالس مشورتي، دمكراسي و مشاركت سياسي در اين كشورها غريب است. اينها حتي برخلاف عربستان سعودي، درهاي فرهنگي خود را روي فرهنگ لاابالي غرب باز كرده اند. لذا در اينجا علاوه برضعف توسعه سياسي، مردم از كاهش روز افزون نقش اسلام و فرهنگ اسلامي در اجتماعي نگران هستند. شيعيان اين كشورها كه از سابقه ی مبارزاتي نيز برخوردارند، هر از گاهي با تأييد پذيري از انقلاب ايران، نظام هاي فرسوده ی خود را به چالش مي خوانند. اما در شيخ نشين هاي خليج فارس همواره سركوب حرف اول را زده است. بعد از انقلاب، مخالف شيعيان در برخي از كشورهاي مزبور به تظاهرات خياباني نيز كشيد. برخي از مراكز دولتي هدف بمب گذاري واقع شدند. و در سال 1360 شيعيان بحرين كودتايي عليه نظام حاكم به راه انداختند كه ناموفق ماند، اما هنوز اين گروه فعال ترين گروه سياسي مخالف در منطقه خليج فارس به شمار مي رود. زبان فارسي، مذهب شيعه و محروميت بخش عمده اي از جمعيت شيخ نشين ها، آنها را به انقلاب و انديشه انقلابي ايران نزديك ساخت و اين امري است كه شيوخ عرب را فوق العاده نگران ساخته است. آنها در زمان جنگ تحميلي، از هيچگونه كمك مالي، سياسي و نظامي به عراق خودداري نكردند، تا بلكه آن كشور را به عنوان سد راه هجوم انديشه انقلابي به ممالك عرب قرار دهند. پايان جنگ نه تنها عراق را به دشمن پرخاشگر آنها تبديل كرد. بلكه حقانيت انقلاب مردمي ايران را براي مردم آن كشورها ثابت نمود. در فلسطين انقلاب ايران منجر به تقويت گروه هاي مردمي شد كه از سازش سران برخي از دولت هاي عربي يا اسرائيل نگران و سرخورده شده بودند. توجه ايران به فلسطين مسأله مزبور را به عنوان يك مسأله اسلامي و نه مسأله صرف عربي مطرح كرد. از هنگامي كه فلسطيني ها دريافتند رهبرانشان، از حل بران عاجزند، به اسلام روي آوردند و از آن پس ماهيت مبارزه از مليت گرايي و ناسيوناليسم عربي به «اسلامي» تبديل شد. جنبش هاي مقاومت فلسطين و لبنان تركيب دو ماهيت اسلامي و انقلابي باهم را از افكار انقلابي ايران پذيرفتند. و جنبش هايي همچون حماس و جهاد اسلامي در فلسطين و حزب الله در لبنان فعال شدند. و راه انتفاضه به عنوان حركتي اصيل، جريان انحرافي سازش را تحت الشعاع قرار داد. اكنون رهبران انقلاب ايران و انديشه و افكار انقلابي بيشترين طرفداران را در ميان جوانان مبارز لبنان و فلسطين دارد. در افغانستان اعلام حمايت دولت انقلابي ايران از پايان اشغال آن كشور توسط شوروي، مسلمانان شيعه و سني آن كشور را به انقلاب ايران مجذوب كرد. افغان ها در مبارزات ضد اشغالي خود از شگردهاي انقلابيون ايران همچون اداي فرياد «الله اكبر» بر روي پشت بام ها تقليد مي كردند. و مردم اين كشور به همراه مردم مسلمان پاكستان همواره از انقلاب اسلامي و ملت ايران حمايت به عمل مي آوردند. و مرجعيت امام خميني(ره) در اقصي نقاط شيعه نشين افغانستان گسترش پيدا كرد. و اكنون نام رهبران ايران در آن كشور، نامي آشنا است. و بسياري از سران گروه هاي جهادي افغانستان (كه متأسفانه بعد از پايان اشغال با يكديگر درگير شدند) خواهان تحقق نظام مردمي شبيه ايران در كشور خود هستند. در تركيه علي رغم تلاش تاريخي سران لائيك آن كشور براي سركوب دين اسلام و فرهنگ اسلامي، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، جوش و خروش بي سابقه اي ايجاد كرد. اسلام گرايان كه نقش چنداني در سياست و حكومت آن كشور نداشتند، به تدريج بر قدرت و نفوذ خود افزودند و جامعه مسلمان كه از رشد فرهنگ مادي غرب و فساد لائيسم، به تنگ آمده بود، پذيراي تجديد حيات اسلامي شدند. در گزارشي كه به وسيله سازمان سيا براي وزارت امور خارجه آمريكا تنظيم شد چنين آمده بود: «فلسفه امام خميني(ره) روز به روز در تركيه توسعه مي يابد. و يك مجله هفتگي چاپ يونان در اين باره مي نويسد: نگراني شديدي در ميان مقامات آمريكايي از شباهت تركيه با ايران احساس مي شود.(15) اعتقاد ديرينه و اسلام مردم تركيه با پيروزي انقلاب اسلامي و مشاهده دفن سلطه آمريكا در ايران جاني تازه گرفت. آنها با يك اعتماد به نفس فزاينده، دريافتند كه استقلال و عزت اسلامي مسلمانان، بازگشتني است. به گفته يك جامعه شناس معروف تركيه، تا ديروز مردم تركيه تمايلات اسلامي خود را مخفي مي كردند و تظاهر به اسلام نمي كردند، اما امروز تظاهر به اسلام، مايه فخر و مباهات آنان است.(16) در اين دوران به عقيده روزنامه هاي غربي، تركيه آمادگي هاي لازم براي انقلاب را داشت. و به دنبال يك رهبر فكري مي گشت تا با وحدت مردم، همه ی نيروها را براي از بين بردن سلطه ی طرفداران غرب به كار گيرد. روزنامه هاي غربي هشدار مي دادند كه بايد آگاه بود كه تجديد حيات اسلامي در تركيه از همسايه اي ايران نشأت مي گيرد. تجديد حيات اسلام در تركيه، بحران هاي سياسي را در اين كشور تشديد كرد. برخوردهايي نظير زد و خورد سه روزه آذرماه سال 57، كه در آن حدود 100 نفر در جنوب تركيه كشته شدند، شروع بحران جديد بود. اين در گيري ها به موازات انقلاب ايران صورت گرفت، اما فقدان برخي شرايط از جمله فقدان يك رهبر فهيم و عدم حضور گسترده مردم مانع از تحقق انقلاب مشابه در تركيه گرديد؛ و موج اسلام گرايي به رشد خود ادامه يافت. بخش عمده اي از اين موج در كانال سياسي حزب اسلام گراي رفاه افتاد جرياني كه علي رغم تلاش لائيك ها براي سد نفوذ آن، طرفداران زيادي از ميان مسلمانان ترك جمع كرده و براي اولين بار در يك انتخاب پارلماني، صاحب بيشترين رأي ها (5/23درصد) شد و اكنون پس از گذر از موانع متعدد لائيك، يك حزب اسلام گرا به نام عدالت و توسعه، توانسته است براي نخستين بار در تاري آن كشور، يك دولت مستقل تشكيل دهد كه در نوع خود موفقيت بي سابقه اي است. اكنون در شرايطي كه ارگان هاي لائيك تركيه از حمله ارتش، دادگاه قانون اساسي و برخي از احزاب لائيك برخورد منفي را براي مقابله با اسلام خواهي ترك ها در پيش گرفته اند، اسلام گرايي در آن كشور، روز به روز انقلابي تر شده و گرايش به شگردهاي انقلابيون ايران در ميان جوانان اسلام گرا همچون تظاهرات، تخريب مجسمه هاي آتاتورك و نهادهاي لائيك، شعار نويسي و... افزايش پيدا كرده است. شمال آفريقا، مصر، الجزاير، تونس و سودان، از جمله كشورهايي بودند كه از انقلاب اسلامي ايران متأثر شدند. در مصر قيام اسلامي سابقه اي ديرينه دارد، ولي تحليل گران معتقدند واقعه ترور «انور سادات» رئيس جمهور ايران بر مسلمانان مصر بود. پس از آن در شهرهاي ديگر اين كشور، تظاهراتي به سبك انقلابيون ايران به راه افتاد. از اسيوط، شهري كه هميشه آماده قيام است در سال 1981 مردم كنترل شهر را در دست گرفتند، اما خيزش آنها بشدت سركوب گرديد. بسياري از مخالفان تصاوير امام خميني(ره) را در شهرهاي مختلف مصر منتشر كردند. انقلاب اسلامي ايران جان تازه اي به حركت هاي آزادي خواهي اسلام گرايي مصر بخشيد. اما اين حركت ها همواره با شدت سركوب گريده اند و اغلب محافل سياسي- حقوقي جهان نيز در قبال آن سكوت مي كنند. سكوت تأييد آميز دولت هاي غربي بويژه ی آمريكا مبين اين واقعيت است كه آنها به خوبي مي دانند هر گونه تحولي كه در مصر صورت گيرد، از آن كانال به سرعت ديگر كشورهاي عربي را نيز تحت تأثير قرار مي دهد. «حسنين هيكل» در اين باره مي نويسد: «سالها پيش ازاين «ملك عبدالعزيز» قبل از مرگ به فرزندانش رو كرده و گفته بود: سلامتي اعراب در كل مي تواند از روي سلامتي مصر تشخيص داده شود، اگر مصر مريض شود، تمام جهان عرب مريض خواهد شد.»(17) در الجزاير تحليل گران معتقدند كودتاي نظامي دسامبر 1991 به طور موقت مانع از تشكيل يك حكومت اسلامي ديگر مانند ايران شد. هر چند اين امر به بهاي وارد آمدن ضربه اي جدي به ايده ی دموكراسي غرب تمام شد. در اين سال پيروزي «جبهه نجات اسلامي» كه پنجاه و پنج درصد آراء را در انتخابات به دست آورد، اما تنها زمانيكه چنين انديشه اي در ايران جنبه عملي به خود گرفت، آنها نيز توانستند، به رشد فزاينده اي در سياست و نظام دموكراسي الجزاير دست پيدا كنند. اما زمانيكه دموكراسي نيز براي جلو گيري از قدرت يابي آنها فدا گرديد، گرايش به انقلاب و اقدام خشونت آميز عليه كودتا گران آغاز گرديد. كساني كه از نزديك تحولات الجزاير را تعقيب كرده اند. دگرگوني هاي اين كشور را شبيه دگرگوني هاي ايران در سال هاي انقلاب ارزيابي كرده اند. چهره خيابان هاي الجزاير تغيير كرده، و نه تنها بر تعداد مردان مذهبي و زنان با حجاب افزوده شده، بلكه لباس هايي كه هيچ ارتباطي با سنن الجزايز ندارد، از جمله چادرهاي سياه ايران به چشم مي خورد. «احمد بن بلا» نخستين رئيس جمهور الجزاير پس از استقلال اين كشور درباره انقلاب ايران مي گويد: «انقلاب ايران معجزه قرن است. انقلاب ايران را با هيچ يك از انقلاب هاي جهان نمي توان شبيه دانست. انقلاب هاي بسياري طي سال هاي اخير در جهان روي داده است، ليكن در اكثر آنها به تغيير رژيم بسنده شد، بدون آنكه اعماق فكري انسان را دگرگون سازد. انقلاب اسلامي ايران روحيه انسان را از بن دگرگون كرد. انقلاب اسلامي ايران حيثيت اسلامي را به او باز گرداند...» ملل عرب بايد زنده شدن اسلام را در قرن بيستم مديون انقلاب اسلامي ايران باشند، اين اسلامي كه دنياي عرب را به اجبار دگرگون خواهد ساخت... امروز آواي نهضت امام خميني(ره) در دور افتاده ترين نقاط جهان اسلام به گوش مي رسد. در دور افتاده ترين قبايل صحاري آفريقا سخن از روحي تازه است كه انقلاب ايران در قرن بيستم به اسلام داده است».(18) در سودان «عمر حسن البشير» كه در مملكت، حكومت اسلامي و قانوني مبتني بر شريعت اسلامي ايجاد كرد خود را مريدان امام خميني(ره) و انقلاب ايران مي داند. بدون شك يكي از دلايل عمده اي كه آن را به محاصره دشمنان و دست نشاندگان آمريكا در آورده و هدف تحريم هاي اين قدرت قرار داده است، همين گرايش به انقلاب و حكومت اسلامي است. آذر ماه 1376 رئيس جمهور سودان در ديدار با آيت الله خامنه اي، از ايشان به عنوان رهبر مسلمانان جهان و مسلمانان سودان ياد كرد. سودان كشوري است كه آثار انقلاب ايران فراتر از دوري مسافت، در عمق آن مشهود مي باشد. در تونس نيز دولت محدوديت و سانسور شديدي براي حركت هاي اسلامي ايجاد كرده است. حزب اسلامي «النهضه» كه بي تأثير از انقلاب ايران نيست، اجازه ندارد واژه اسلام را در كنار نام خود به كار ببرد. *نتيجه بدون شك رويداد «انقلاب اسلامي ايران، بزرگترين تحول، در تاريخ سياسي خاورميانه بوده است. براي اثبات اين ادعا كافيست به ريشه يابي تحولات بعد از انقلاب در سطوح منطقه اي ملي، رجوع كنيم كه اغلب به نوعي با انقلاب ايران و آثار آن مرتبط بوده و هستند. روز به روز عرصه اي به روز انديشه و عمل انقلابي متأثر از ايران 1357 باز مي شود، لذا همواره نيازمند تحليل آثار جوشان انقلاب خواهيم بود. تلاش براي «احياي تمدن اسلامي» برگ برنده اي است كه همواره انقلاب اسلامي ايران را پيشقراول هرگونه حركت در اين راه قرار داده است. لذا تا زمانيكه از انقلاب مسلمانان منطقه به هر سبك و سياقي در آن راه تلاش كنند، بي تأثير و بي نياز از انقلاب ايران نخواهند بود. در برخي از كشورها همچون تركيه و الجزاير مسلمانان از راه انتخابات عمومي به سوي قدرت پيش رفتند و در برخي ديگر قبل از اينكه از دمكراسي و شعارهاي شبيه به آن سرخورده شوند(همچون موارد تركيه و الجزاير)، از ابتدا روية انقلابي در پيش گرفته شده است. انقلاب ايران، اسلام را به عنوان پديدة پويايي سه دهه ی اخير، وارد تعاملات نظام بين الملل ساخت. در كل منطقه و حتي فراتر از آن، انقلاب اسلامي به عنوان معياري براي ثبات هويت فراموش شده ی جوامع مسلمان و نظامي كه در شرايط خلأ قدرت جهاني خود را مطرح كرده است، نمود پيدا كرد و قدرت هاي جهاني را به مبارزه طلبيد. اكنون پس از فروپاشي اتحاد شوروي، آمريكا اسلام را به عنوان جايگزين كمونيزم معرفي مي كند و حضور خود در مناطق استراتژيك جهان را به اين بهانه توجيه كرده و با تفرقه افكني ميان كشورهاي مسلمان، آنها را به جان هم انداخته تا علاوه بر كند كردن حركت اسلام گرايي، همچنان شرايط را براي ادامه حضور و حفظ بازارهاي فروش تسليحاتي خود مهيا سازد. در مقال، جهان اسلام بشدت محتاج يك روحيه اعتماد سازي است تا بتواند زمينه را براي همگرايي بيشتر فراهم نمايد. متأسفانه در شرايط كنوني كه جهان تحت سيطره بنگاه هاي تبليغاتي غرب است و برخي از سران كشورهاي اسلامي والبستگي خود به آن ديار را كاهش نداده اند، پيدايش چنين روحيه اي با مشكل مواجه شده است. اما سران كشورهاي اسلامي بايد در اين راه گام بردارند، زيرا در غير اين صورت با چالش هاي دروني مواجه خواهند شد. در شرايطي كه افكار عمومي داخل كشورهاي مسلمان نسبت به واقعيت زمانه و حقانيت انديشه احياي تمدن اسلامي آگاهتر مي شود، كوته بيني سياستمداران براي مردم قابل توجيه نيست. به هر حال در شرايط كنوني رهبران سياسي و گروه ها و احزاب اسلام گرا اكنون بيش از پيش به عوامل شكست و پيروزي خود واقف شده اند، و علي رغم برخورد ناعادلانه جهان خارج با انقلاب اسلامي ايران، بيش از پيش در مسير حركت انقلاب قرار گرفته و با آن همراه مي شوند. كل اين جريان از مهمترين آثار انقلاب به شمار مي رود. پي نوشت ها: 1- همايون الهي، «خليج فارس و مسائل آن»، تهران: قومس، 1370. ص 291. 2- ساموئل هانتينگتون، «برخورد تمدن ها» 3- روزنامه جام جم 31/3/1371. 4- همان. 5- همشهري، 19/11/1372. 6- همان. 7- مصطفي ملكوتيان، انقلاب اسلامي، چرايي و چگونگي رخداد آن، جمعي از نويسندگان، 1370، ص 313. 8- رسالت، 11/12/1381. 9- ملكوتيان پيشين. 10- همان. 11- روزنامه، جام جم خرداد 1360. 12- رسالت، 11/12/1381. 13- روزنامه جمهوري اسلامي، 14/5/1371. 14- محمد حسين هيكل، «ايران روايتي كه ناگفته ماند». مترجم حميد احمدي (تهران: الهام، 136) صص 349 و 345. 15- «گسترش اسلام در تركيه»، روزنامه ابرار، 10/9/1364. 16- «لباس اسلام بر قامت تركيه»، روزنامه رسالت، 7/8/1366. 17- هيكل، پيشين صص 343-342. 18- «انقلاب ايران معجزه قرن بود». روزنامه اطلاعات7/11/1358.