Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 99067
تاریخ انتشار : 17 بهمن 1384 0:0
تعداد بازدید : 240

دستاوردهاي نظام سلامت پس از انقلاب - پایانی

گفت و گو با دکتر علیرضا مرندی
گفت و گو با دکتر عليرضا مرندي وزير بهداشت دوره جنگ تحميلي اشاره : وزير بهداشت دوران جنگ تحميلي، در تشريح دستاوردهاي نظام سلامت پس از انقلاب معتقد است، طرح خودگرداني بيمارستانها و بي توجهي سازمان مديريت و برنامه ريزي به تعيين سرانه واقعي درمان شيريني دستاوردهاي بزرگ اين سالها را به تلخي مبدل كرده است. در قسمت اول گفت و گوي تشريحي خبرنگار اجتماعي فارس با عليرضا مرندي، آخرين وزير بهداري و اولين وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مطالبي از قبيل، روند احداث شبكه بهداشت روستايي، ادغام آموزش پزشكي و خدمات درماني در وزارتخانه بهداشت، درمان و آموزش پزشكي عنوان شد، قسمت دوم اين مصاحبه به چگونگي اجراي برنامه كنترل جمعيت، قانون بيمه همگاني و رساندن آب سالم به روستا مي پردازد. *** س : آيا از پزشكاني كه با ايجاد دانشگاههاي علوم پزشكي در سراسر كشور تربيت شدند، استفاده مطلوب شد؟ ج : تربيت پزشكان در دانشگاههاي علوم پزشكي موجب شد خدمات بهداشتي و درماني در سراسر كشور بهتر شود، مرگ و مير كم شد و توانستيم از نظر پزشك در كشور به خودكفايي برسيم و ديگري نيازي به پزشكان خارجي نداريم، اين كار به قدري موثر بود كه وقتي دكتر پزشكيان، وزير سابق بهداشت تصميم گرفت كه طرح بيمه روستائيان را اجرا كند، هزازان پزشك آموزش ديده در سراسر كشور در اختيار داشت در حالي كه زماني درسراسر يك استان حتي يك پزشك متخصص بيهوشي هم نبود و اين تفاوت بزرگي است كه بايد به آن توجه كرد. كساني كه فكر مي كنند، ما نيروي پزشك مازاد داريم اشتباه مي كنند، توزيع پزشكان در كشور ناعادلانه است، متاسفانه ظرف 8 سال اخير مجوز استخدام پزشك و پرستار را در وزارت بهداشت از بين برده ايم و الان شبكه بهداشت ما خالي از پزشك و پرستار و ماماست، روستاهاي ما اكنون از پزشك خالي شده و در شهرها نيز پزشكان عمومي و آنانكه در بخش دولتي كار مي كنند وضعيت خوبي ندارند. در حالي كه قرار بود اين پزشكان در شبكه سراسري بهداشت كشور وارد شوند و براي همين هم اين قدر براي تربيت آنها هزينه شد اما متاسفانه افتاده ايم دنبال اين طرح خودگرداني بيمارستانها كه به صورت بي بند و بار و بي حساب و كتاب سلامت مردم را به بازي گرفته است. طرح خودگرداني بيمارستانها موجب شده كه گروههاي كم درآمد و آسيب پذير به علت مشكلات مالي نتوانند خدمات مناسب بهداشتي و درماني را به دست آورند و متاسفانه سازمان مديريت و برنامه ريزي اين طرح نسنجيده را تصويب كرد. طرح خودگرداني بيمارستانهاي البته محاسني هم دارد مثل اينكه بودجه بندي ها را شفاف مي كند و مديريت مي داند كه پولي كه هزينه مي كند كجا و چگونه هزينه مي شود اما سازمان مديريت ظاهرا با اين قصد خير اين طرح را تصويب نكرد بلكه با اين قصد اين كار را كرد كه بودجه هاي بخش بهداشت و درمان را به طور مرتب كم كند و مردم مجبور شوند هزينه هاي درمان را از جيب خودشان پرداخت كنند. در زمان حاضر مردم بيش از 55 درصد كل هزينه هاي بهداشت و درمان را از جيب خودشان مي پردازند و همين امر باعث شده كه شاخصهاي بهداشتي ما روز به روز به سمت بدتر شدن پيش برود و مردم به شدت از اين وضعيت ناراضي هستند، بيمارستانهاي دولتي كه زماني مملو از بيمار بود اكنون به مدد بيمارستانهاي لوكس خصوصي خالي شده است و مردم به بيمارستانهاي خصوصي رو آورده اند و بيمارستانهاي دولتي ورشكسته شده اند چون كيفيت خدمات آنها بسيار پايين است. بيمارستانهاي دولتي ديگر نمي توانند هيچ خدمت مناسبي به مردم ارائه كنند، حتي غذا، سرم و داروي كافي ندارند و اطرافيان بيمار بايد حتي سرم را از بيرون از بيمارستان تهيه كنند، اكثر بيمارستانهاي دولتي فقط يك ساختمان هستند كه اسمش بيمارستان است و اين طرح خودگرداني بيمارستانها كه نمي دانم چرا در كشور ما اجرا شد و چرا ادامه پيدا كرد، شيريني همه دستاوردهاي نظام سلامت را به تلخي مبدل كرد. مقام معظم رهبري در فرمايشاتشان بيش از يك بار و دو بار فرمودند كه نظام بايد كاري كند كه مريضهاي ما غير از درد بيماري هيچ درد ديگري نداشته باشند در حالي كه عمده درمان بيماران ما و اطرافيان آنها بعد مالي و بي عدالتي است كه در نظام سلامت ما حاكم است و اين براي ما و نظام مقدس ما دردناك است و به اميد اين هستيم كه اين وضعيت اصلاح شود. البته نمايندگان اين دوره مجلس شوراي اسلامي ظرف يكسال گذشته توجه خيلي زيادي به مسئله سلامت مردم داشتند ولي باز هم سازمان مديريت و برنامه ريزي در دادن به موقع اعتبارات كوتاهي مي كند و توجه ندارد كه اين كار چه خسارت بزرگي را به جسم و روح مردم وارد مي كند. به نظر من اينكه با خصوصي سازي خدمات بهداشتي و درماني، اشتباه بزرگي مي كنيم كه دنبال رو غربي ها هستيم و افكار نئوليبرالها را بدون نتايج آن در داخل كشور پياده مي كنيم، آمريكا و بانك جهاني در دهه 60 به كشورها فشار مي آوردند كه اين تئوريها را در كشورهايشان اجرا كنند در حالي كه شرايط كشور ما با آنها فرق مي كند، كشورهايي مثل آفريقاي جنوبي براي اينكه بتوانند وامهاي بانك جهاني را بگيرند مجبور شدند خصوصي سازي در خدمات بهداشتي، درماني را اجرا كنند حتي آموزش و پرورش، تامين اجتماعي و بهزيستي را هم خصوصي كردند به اميد اينكه وامهاي خارجي را بگيرند و وضعشان بهتر شود و ثروتمند شوند اما نه تنها مشكلاتشان حل نشد و ثروتمند نشدند بلكه همچنان تحت سلطه و تاراج كشورهاي توسعه يافته باقي ماندند بسياري از اين كشورها يا مديريت خائني داشتند يا مديريتي ناتوان و نالايق و اين تفاوت اصلي كشورهاي در حال توسعه با كشورهاي توسعه يافته است به همين علت هم كوركورانه دستورالعملهاي آنها را اجرا كردند و فقيرتر شدند و متاسفانه اين افكار در لايه هايي از سازمان مديريت و برنامه ريزي ما هم نفوذ كرده است و به هر دليل خسارتهاي بزرگي به نظام اجتماعي ما وارد كرد. س : آيا كشورهاي غربي الان اين تئوريها را اجرا مي كنند؟ ج : الان حتي خود بانك جهاني كه با فشار آمريكا اين افكار را تبليغ مي كرد و صندوق بين المللي پول از اين اعتقادات برگشته اند ولي كشور ما هنوز همان راه را مي رود و علت آن براي من روشن نيست، تلاش ما بايد اين باشد كه نيازهاي بهداشتي و درماني مردم را به حداقل برسانيم، در مقوله بهداشت كه به هيچوجه نبايد پولي از مردم بگيريم و همه خدمات پيشگيرانه و بهداشتي بايد كاملا رايگان باشد. در مورد هزينه هاي خدمات درماني هم بايد درصدي را از مردم بگيريم و البته افرادي كه متمكن ترند بايد هزينه بيشتري بپردازند، آنها بايد ماليات بيشتري براي سلامت خود بپردازند تا افراد ناتوان و كم درآمد مجبور نباشند هزينه اي پرداخت كنند در حالي در زمان حاضر پولدارترين مردم و فقيرترين آنها تقريبا يك جور براي سلامتشان هزينه مي پردازند و اين سيستم جوابگوي عدالت در جامعه نيست و اميدوارم دولت آقاي احمدي نژاد با همكاري مجلس كه آن هم عدالت خواه است بتواند اين وضعيت را بر اساس آنچه مورد نظر رهبر معظم انقلاب و قانون اساسي برگرفته از اسلام است، تغيير دهد. س : در مورد برنامه كنترل جمعيت توضيح دهيد؟ ج : بله، دستاورد ديگري كه با ايجاد شبكه بهداشت و درمان و ادغام دانشگاههاي علوم پزشكي در وزارت بهداشت به دست آمد و دستاورد بسيار بزرگي بود برنامه كنترل جمعيت و تنظيم خانواده بود، در سالهاي اول انقلاب رشد جمعيت در كشور به 9/3 رسيد و با ادامه اين وضع جمعيت كشور هر 18 تا 20 سال دو برابر مي شد در حالي كه امكانات ما محدود است و متكي به نفت هستيم و درآمد حاصل از نفت نيز بايد حداكثر صرف سرمايه گذاريهاي بلند مدت و نسلهاي بعد بشود در حالي كه ما الان داريم نفت را مي فروشيم و خرج زندگي روزانه مان را تامين مي كنيم و معلوم است كه هر چقدر عائله كشور بيشتر باشد اين سرمايه محدود، زودتر از بين مي رود و به جاي اينكه اين سرمايه صرف پيشرفت علمي كشور شود ظرف مدت كوتاهي همه آن خرج مي شود و كم كم فقير و فقيرتر مي شويم. اين دغدغه مرا بر آن داشت تا در زماني كه مسئوليت داشتم نامه هايي را به مسئولان بنويسم، زماني كه معاون بهداشتي، وزير شدم براي اولين بار مسئله كنترل جمعيت را مطرح كردم اما نگراني همه اين بود كه اين مطلب با اعتقادات مذهبي ما با جور درنمي آيد و بعدها متوجه شدم كه خيلي شانس آوردم كه به عنوان مرتد معرفي نشدم. همه نگران اين بودند كه مبادا اين كار براي اعتقادات ديني ما مشكل آفريني كند ولي من همه مراحل اداري را طي كردم، در آن زمان جنگ بود و وضعيت اقتصادي روز به روز بدتر مي شد من هم به علت گسترش نيازهاي جنگ و افزايش فقر مسئله تنظيم خانواده را مطرح كردم، در آن زمان آقاي روغني زنجاني، وزير برنامه و بودجه بود و در جلسه اي كه او مسئله بدي اوضاع اقتصادي را مطرح كرد من هم از فرصت استفاده كردم و مسئله كنترل جمعيت را مطرح كردم تا آن زمان اجازه طرح چنين موضوعي در دولت نبود. اين بحث شروع شد اما تنها حامي آن در دولت من بودم كه از بعد بهداشتي قضيه را مطرح مي كردم و مي گفتم چون به اين مسئله توجه نمي كنيم، زنان مرتب و ناخواسته حامله مي شوند و اين تا چه اندازه موجب سقط جنين و قتل مي شود، بچه هايي كه به دنيا مي آيند. خسارتهاي زيادي را متحمل مي شوند و در كنار آن مسائل اقتصادي زيادي هم مثل تغذيه اين كودكان و بعدها مدرسه و اشتغال آنها را به صورت غير مستقيم مطرح مي كرديم، در آن حتي مدارس 6 شيفته هم داشتيم و مي گفتيم كه وضعيت از اين بدتر نمي شود و نه تنها توسعه كشور بلكه امنيت نيز به خطر مي افتد و جرم و جنايت زياد مي شود اما هيچ كس در دولت از حرف من دفاع نمي كرد ولي مخالفان زياد بودند. بالاخره كار به جايي رسيد كه من در دولت اصرار كردم كه در اين مورد راي گيري شود تا ببينيم كه موضع دولت در مورد كنترل جمعيت چيست و با كمال تعجب ديدم كه با اختلاف يك راي كابينه به نفع تنظيم خانواده راي داد و تنظيم خانواده در دولت تصويب شد اما دولت جرئت نكرد اين مصوبه را ابلاغ كند و در نهايت به عنوان يك مصوبه محرمانه به من كه وزير بهداشت بودم ابلاغ شد. تتظم خانواده و كنترل جمعيت را با يك مصوبه محرمانه نمي شد اجرا كرد و تصميم گرفتم از تمام قوا براي اجراي اين مصوبه استفاده كنم، صحبتهايي با آقاي منتظري كه در آن زمان قائم مقام رهبر بود داشتم، آقاي منتظري به شدت مخالف بود و تنها كسي كه حمايت كرد، حضرت آيت الله خامنه اي بود كه در آن زمان رئيس جمهوري بود اما ايشان نيز از من خواست كه مواظب باش كاري بر خلاف نظر روحانيت انجام نشود و اين نشان مي داد كه ايشان به حساسيت موضوع توجه دارند. بالاخره نامه اي خدمت حضرت امام نوشتم و گفتم آخرين جايي كه مي توانم از آن كمك بخواهم شما هستيد و بي توجهي به اين مسئله كنترل جمعيت جدا از اينكه خسارتهاي مالي دارد، سلامت، شغل، امنيت و آموزش كشور را با خسارتهاي جدي مواجه مي كند و با كمال تعجب ديدم كه ايشان در پاسخ به نامه هايي كه به ايشان شده بود چون امام عادت داشتند چند نامه را با هم جواب مي دادند فرمودند كه مسئله كنترل جمعيت مطلب مهمي است و بايد رسانه ها و دانشگاهها در مورد آن بحث كنند. خوب همين براي كافي بود، بالاخره يك چراغ سبز بود و از آنجا بود كه به سرعت طرح آن را نوشتيم و به متمم بودجه اضافه كرديم، خيلي ها تشنه اين بودند كه در مورد كنترل جمعيت صحبت كنند اما قبلا جرئت نمي كردند، حتي در بين روحانيون و به سرعت اين طرفداران اين طرح وجه قالب پيدا كردند و مدافعان آن بيش از مخالفان شد و دولت و مجلس هم بودجه هاي آن را تصويب كردند. با اجراي اين طرح رشد جمعيت تا زماني كه من وزير بودم يعني تا اواخر دهه 60 از 9/3 درصد به 41/1 درصد كاهش يافت اما مركز آمار ايران اين كاهش نرخ رشد جمعيت را قبول نمي كرد. س : اين تغيير رشد جمعيت طي چه مدت اتفاق افتاد؟ ج : حدود 8 يا 9 سال طول كشيد اما مركز آمار ايران مهمترين مخالف ما بود و مي گفتند وزارت بهداشت دروغ مي گويد تا اينكه سرشماري سال 75 انجام شد و متوجه شدند كه نه تنها 41/1 درصد درست است بلكه نرخ جمعيت به 20/1 درصد كاهش يافته است و اين نيز يكي از بزرگترين دستاوردهاي نظام سلامت ما بود كه بعدها افتخارات و جوايز جهاني متعددي هم براي كشور ما به ارمغان آورد و مسلما نفع اين كار بيش از همه به محرومان جامعه رسيد زيرا آنان بودند كه در صورت داشتن بچه هاي بيشتر گرفتاري هاي بيشتري پيدا مي كردند. س : به جز راه اندازي شبكه بهداشت روستايي، ادغام آموزش پزشكي و برنامه كنترل جمعيت، چه دستاورد بزرگي در نظام سلامت كشور وجود دارد؟ ج : اين سه مورد مهمترين دستاوردهاي نظام سلامت در سالهاي پس از انقلاب است كارهاي مهم ديگري نيز انجام شد مثل رساندن آب آشاميدني سالم به روستاها، تصويب و اجراي قانون بيمه همگاني يا اقداماتي مانند ريشه كني فلح اطفال و برنامه واكسيناسيون سراسري كودكان كه در زمان خود بسيار موثر بودند. قانون بيمه همگاني يكي از افتخارات نظام ماست و اگر چه سازمان برنامه و بودجه سابق و مديريت و برنامه ريزي فعلي نگذاشت اين طرح به طور تمام و كمال به اهداف خود برسد. اجراي برنامه بيمه همگاني در كشورهايي مثل كره جنوبي و آلمان دهها سال طول كشيده است اما از جمهوري اسلامي ايران انتظار بيشتري بود، براي اجراي اين قانون دو اشكال داشتيم يكي اينكه نمي توانستيم مردم را به اجبار بيمه كنيم و همين امر باعث شد مردم هر وقت مريض مي شوند دنبال بيمه بروند و اين اصلا آن برنامه اي كه مد نظر بود، نيست. مسئله ديگر اين است كه يارانه دارو و خدمات درماني در زمان حاضر به طور يكسان بين اقشار محروم و متمكن توزيع مي شود، درست مثل يارانه بنزين و نان و مسلما افراد پولدار بيشتر از اين يارانه استفاده مي كنند به خصوص اينكه بسياري از افراد محروم حتي اطلاع كافي از مزاياي اين بيمه ندارند آْنها كمتر بهره مند مي شوند و مرتبا بر شدت فقر آنها افزوده مي شود. سرانه بيمه هم متاسفانه از همان اول درست تعيين نشد و متاسفانه سازمان برنامه بودجه نيز بر اساس اولويتهاي كشور و آن طور كه مد نظر امام(ره) بود و اكنون مورد نظر مقام معظم رهبري است به نفع اقشار كم درآمد برنامه ريزي نكرد. كم كردن اعتبارات سلامت و آموزش و پرورش كه هر سال در فصل بودجه تكرار مي شود، صرفه جويي نيست، اين ظلم به كشور است و خسارتهاي جبران ناپذيري به مملكت مي زند. كسر اعتبارات سلامت مردم موجب مي شود مردم پول بيشتري از جيبشان براي سلامت هزينه كنند و چون ندارند هزينه نمي كنند و به همين دليل است كه بر اساس آمار وزارت بهداشت سالانه بين 4/3 تا 1/4 درصد خانوارهاي ايراني به علت بيماريهايي كه توان پرداخت هزينه هاي آن را ندارند مجبور مي شوند همه آنچه دارند و ذخيره كرده اند را بفروشند، حتي قرض كنند تا بتوانند جان خود، همسر يا فرزندشان را نجات دهند و چنان زير خط فقر مي روند كه هرگز نمي توانند سربلند كنند يا بايد بگذارند كه زن و بچه شان بميرد. س : موضوع رساندن آب آشاميدني به روستاها را فراموش كرديد؟ ج : بله، مسئله رساندن آب آشاميدني سالم به روستاها حالا ديگر به يك مسئله عادي تبديل شده است در حالي كه اوايل انقلاب و قبل از آن اين طور نبود، در آن زمان قبل از اينكه جهاد سازندگي تشكيل شود، وزارت بهداشت كار لوله كشي و رساندن آب آشاميدني سالم به روستاها را به عهده داشت و واقعا، گرفتن اعتبار براي اين كار خيلي سخت بود. سالها بعد كه جهاد سازندگي تشكيل شد، در حالي كه جنگ بود و در اوج كم پولي بوديم، پزشك كافي نداشتيم، امكانات نبود، استادان پروازي بايد دانشگاههاي علوم پزشكي را اداره مي كردند و حتي براي بازديد از روستاها مجبور بوديم ساعتها وقت بگذاريم و جاده ها مثل امروز نبود، جهاد سازندگي هم خواست در كار آبرساني به روستاها وارد شود، در آن زمان وزارت نيرو مسئول تامين آب شهرها بود و وزارت بهداشت، مسئول آب آشاميدني روستا كه با تصويب مجلس تامين آب روستاها بين وزارت بهداشت و جهاد سازندگي تقسيم كار شد. رساندن آب سالم به روستاها يكي از عوامل مهم كنترل مرگ و مير كودكان بود زيرا در آن زمان اسهال يكي از مهمترين قاتلان كودكان بود و مسلم است كه فقط دادن او.آر.اس مشكل را حل نمي كرد. *ادامه دارد... *گفت و گو از: افشين شاعري *منبع : www.farsnews.net ، دوشنبه ١٧ بهمن ١٣٨٤