Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211314
تاریخ انتشار : 13 خرداد 1396 11:48
تعداد مشاهدات : 263

ایجاد «خمینیونِ آذربایجان» در پی انقلاب اسلامی / محمداُف از فعالان فرهنگی کشور آذربایجان

الآن در مناطق ما به انقلاب اسلامی رغبت دارند چون انقلاب اسلامی ایران استکبارستیز است، یک زمانی روسیه در گرجستان بود، آمریکا گفته بود "از گرجستان برو بیرون" و روسیه هم گفت چشم، و بیرون رفت چون از آمریکا می ترسید، اما وقتی ایران مقابل آمریکا ایستاد، روسیه هم مقابل آمریکا ایستاد.
محمداُف از فعالان فرهنگی کشور آذربایجان است. او از خفقان رسانه ای در کشورش می گوید تا جایی که همه خیال می کردند این ایران بوده که به عراق تجاوز کرده است. شکل گیری «خمینیون» در آذربایجان اولین ثمره انقلاب اسلامی بوده است.

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به نقل از خبرگزاری تسنیم؛ این جمله تاریخی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران مبنی بر این­که «آمریکا هیچ غلطی نمی­ تواند بکند» بیش از پیش بر باور جهانیان در راستای مبارزه با ظلم و استکبار می ­افزاید، تا آن هنگام که طبق وعده خداوند متعال شاهد پیروزی و حکمرانی مستضعفین باشیم. در این میان گفته ­ها و تجربیات فرزندان غیرایرانی انقلاب اسلامی ایران و «روح الله(ره)» مهر تأییدی بر این ادعاست، آنان­ که وقتی نام امام راحل(ره) را بر لب می آورند، اشک در چشمان­شان جمع می ­شود و بغضِ گلوی­شان، مانع از صحبت­ های شان می­ شود.

یکی از این فرزندان روح الله(ره)، اورخان محمداُف از فعالان فرهنگی و دانش­ پژوه علوم قرآن و حدیث است. او اصالتاً آذربایجانی است اما طوری از انقلاب ایران حرف می­ زند که انگار در تمام لحظات آن همراه مردم انقلابی ایران بوده است، از آن جالب­تر نگرانی و احساس مسئولیتش در قبال انقلاب اسلامی است.

تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشور آذربایجان، محور صحبت های محمداف با خبرنگار تسنیم است. متن صحبت های این فعال فرهنگی در ادامه منتشر می شود.

گفت می خواهد مقابل آمریکا و اسرائیل بایستد؛ همان جا جذب شخصیت امام خمینی شدم

من اورخان محمدف متولد جمهوری آذربایجان هستم. بعد از اتمام مدرسه در روسیه به تحصیلات دانشگاهی مشغول بودم که همان­ جا با تفکر انقلاب اسلامی آشنا شدم. صدای انقلاب به روسیه رسید و یک چیزهایی در مورد امام(ره) شنیدم مبنی بر اینکه خمینی(ره) جلوی اسرائیل و آمریکا ایستاده است، با این حرف ها تصورم از ایشان شکل گرفت. در ادامه  شخصیت  حضرت آقا مرا جذب کرد و در اینترنت نیز مطالبی راجع به انقلاب اسلامی ایران خواندم. لبنانی­ ها را ملاقات و در جلسات آن­ها شرکت کردم و بالاخره به ایران سفر کردم. در زادگاه بنده تقریباً هیچ فعالیتی در راستای آشنایی مردم آذربایجان با ایران انجام نمی­ شد و تصور ما درباره­ ایران خوب نبود چون ایران در آذربایجان کار فرهنگی را به صورت صحیح انجام نمی­ داد.

بعد از فروپاشی شوروی، اسرائیل مرکز اخبار و ترکیه دانشگاه های آذربایجان را گرفتند اما ایران سراغ بازارمان آمد!

وقتی اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، مردم مسلمان آذربایجان مهر و محبت ایرانی­ ها را داشتند اما اسرائیلی­ ها سریع مرکز اخبار را در باکو تأسیس کردند و به حکومت آن زمان که اوضاع خوبی هم نداشت مقداری پول دادند و اخبار را به دست گرفتند. ترک­ ها هم آمدند همه دانشگاه­ ها را به دست گرفتند اما ایرانی­ ها فقط بازار را به دست گرفتند. می دانید که مرام و فرهنگ بازاری­ ها چطور است، وقتی رفتار و سلوک شان را دیدیم از ایران متنفر شدیم. در دانشگاه جلسات تشکیل دادیم مبنی بر اینکه ایران چطور اقتصاد آذربایجان را بر باد می­ دهد، از ایران بدمان می­ آمد. از سوی دیگر وقتی اسرائیل اداره اخبار را به دست گرفت ایران را یک کشوری معرفی می­ کرد که می­ خواهد کشور آذربایجان را تسخیر کند. اشخاصی هم بودند که به این تبلیغات دامن می­ زدند و متأسفانه با احساسات مردم بازی می­ کردند.

روستای ناردران در آذربایجان تبدیل به قلب انقلاب شد

ما روستایی داریم به نام ناردران که آرامگاه یکی از خواهرهای امام رضا (علیه السلام) در آنجا است. چند تن شهید هم داده و معروف شده است. شخصی از یمن به باکو آمد و تعریف کرده بود که در ایران یک نفر با تأسی به اهل بیت (علیهم السلام) قیام کرده است. چند نفر این را شنیدند و شروع به تبلیغ افکار امام خمینی(ره) در روستای ناردران کردند. این روستا بعداً تبدیل به قلب انقلابیون شد. آنجا زنان به صورت محجبه و با چادر رفت وآمد می­ کردند.

علی اکرام علی اف رهبر خمینیون آذربایجان

حاج علی اکرام علی اف کسی است که حدود 15 سال از عمرش را در زندان سپری کرد به خاطر اینکه مبلغ انقلاب و طرفدار امام(ره) بود. به او و طرفدارانش «خمینیون» می گفتند البته خودشان هم می ­گفتند که خمینیون هستیم. حاج علی اکرام خیلی با اخلاص عمل می­ کرد، در دانشگاه تحصیل کرده بود و طلبه حوزه نبود اما متدین و انقلابی بود.

خودش نقل کرد: «در جنگ ایران وعراق نشسته بودم و رادیو گوش می­ کردم، شنیدم به سربازان ایران لباس گرم نمی رسد. خیلی گریه کردم اما دلم آرام نگرفت. با آنکه زمستان بود، موکت را کنار زدم و روی سنگ­ های سرد خوابیدم تا کمی آرام شدم.»،  فکر می­ کنم پدر جریان شیعی در آذربایجان همین حاج علی اکرام است.

در فضای بسته آذربایجان تصور کردیم که ایران به عراق تجاوز کرده است

زمان جنگ تحمیلی اکثر رسانه­ ها برای شوروی بود و چیز زیادی از رخ­دادهای جنگ نمی­ گفتند، حتی این طور نشان می­ دادند که ایران به عراق تجاوز کرده است و تصور ما هم همین بود چون هیچ رابطه­ ای با خارج از کشورمان نداشتیم، اصلاً اگر کسی قصد داشت به خارج از کشور مسافرت کند، تقریباً غیرممکن بود. یک محیط خیلی بسته بود و همین­ طور هم می­ خواستند. من یک کتاب راجع به جنگ های سرّی مخفی شوروی دیدم که شوروی حدود چند هزار نیرو به عراق اعزام کرده است، و هیچ جنگی نبوده که عراق بدون مشورت با ژنرال های روسیه آن را شروع کرده باشد! یک تحلیلی داده بود که ما چرا در افغانستان وارد شدیم، در آن کتاب علت فروپاشی شوروی را انقلاب خمینی(ره) اعلام کرده بود و نوشته بود که «ما به افغانستان رفتیم تا از انقلاب جلوگیری کنیم».

پدربزرگم همیشه دلش با ایران بود و برای ایران دعا می­ کرد، علتش را نمی­ فهمیدم چون گمان می­ کردم ایران تجاوز کرده است. پدربزرگم هم نمی­ توانست توضیح بدهد اما نسبت به ایران حب و رغبت داشت.

فکر کنم در سال 78 شهید موسی صدر به باکو آمده بود ولی بازتاب نداشت و سال­ها بعد یک نماینده از دفتر آقا آمد و فعالیتی را شروع کرد ولی اولین جرقه را حاج علی اکرام زد. ایشان گفته بودند بعضی افراد از ایران به نام زیارت می آمدند و وقایع ایران را از آنها جویا می شدم.

اوضاع ایران را آن قدر بد نشان دادند که تصمیم گرفتم یک جفت پوتین سربازی ام را به ارتش ایران هدیه کنم

زمانی که در روسیه بودم این طور در مورد ایران تبلیغ شده بود که فکر می­ کردم همه حزب اللهی هستند. وضع اقتصادی جامعه ایران را این قدر بد نشان دادند که تصمیم گرفتم  یک جفت پوتین سربازی ام را به ارتش ایران هدیه کنم؛ بعداً دیدم مردم ایران از جهت اقتصادی بهتر از مردم روسیه زندگی می کنند.

ایران را دوست داریم چون مقابل آمریکا ایستاده است

الآن در مناطق ما به انقلاب اسلامی رغبت دارند چون انقلاب اسلامی ایران استکبارستیز است، یک زمانی روسیه در گرجستان بود، آمریکا گفته بود "از گرجستان برو بیرون" و روسیه هم گفت چشم، و بیرون رفت چون از آمریکا می ترسید، اما وقتی ایران مقابل آمریکا ایستاد، روسیه هم مقابل آمریکا ایستاد.

الکساندر دوگن یک متفکر و مشاور پوتین است و بارها به ایران آمده و اعلام کرده که "ما باید همراه با ایران مقابل لیبرالیسم غربی بایستیم". بی شک این از آثار انقلاب است. او مسیحی است و شدیداً از مقاومت دفاع می کند. شخص دیگری که من با خودش و خانواده­ اش ملاقات داشتم ماکسینم شفشنکو می­ باشد که از متفکرین روسیه، غرب ستیز و اسرائیل ستیز است.

دوستی داشتم که روحانی مسیحی بود، می گفت "اگر جنگ بشود من حاضرم در جبهه ایران بجنگم". این بحث استکبارستیزی را دست کم نگیرید این­ها از سروصدا می­ ترسند. حالا روسیه و آمریکا هم مقابل هم ایستاده اند، این از برکت انقلاب هست که مستکبران را با یکدیگر درگیر کرده است.

بیش از 250 نفر مؤمن و طلبه در زندان آذربایجان

قبل از انقلاب مردم آذربایجان نسبت به دین بی تفاوت بودند اما الآن دو قسمت شدند، تفکیک شدند و عده ای از دینشان دفاع می کنند. اکنون ما بیش از 250 نفر مؤمن و طلبه در زندان آذربایجان داریم که با وجود شکنجه های طاقت­ فرسا حتی یک نفرشان هم عذرخواهی نکرده­ اند، حتی  شهید هم دادیم ولی تا لحظه آخر گفتند «طاغوت را سرنگون می کنیم».

سَلَفی ها از امام دفاع کردند

چند مرتبه که با سَلَفی­ ها در مسجد نشسته بودم یک فردی می آمد و به امام خمینی(ره) توهین­ می کرد. خیلی ناراحت می­ شدم. یک روز گفتم "این شخص که نسبت ناروا به امام(ره) می­ دهد، سندش چیست؟"، عجیب این که سلفی­ هایی که اطرافم نشسته بودند دفاع کردند و گفتند "نمی­ شود که هرچه می­ خواهد بگوید"! و به آن مرد طعنه زدند.

پیام انقلاب هنوز به ایران نرسیده!

به نظر من پیام انقلاب هنوز به خود ایران نرسیده است، باور کنید! این اعتقاد من است، آنچه را امام(ره) می ­خواست و حالا آیت الله خامنه ای می­ خواهد؛ حتی بین مسئولین، بسیجی ها و بین حزب اللهی ها هم جا نیفتاده است. باید عاشق انقلاب باشیم، در درس ­خواندن و مجاهدت همه چیزمان را وقف کنیم، چون یک فرصت بی­ نظیری به دست ما آمده است. یک مقاله انگلیسی نوشته بود «اینها دوبار بیدار شدند، زمان حضرت محمد(ص) و الآن»! توجه داشته باشیم که نعمتی به دست ما رسیده و خدا نکند از دست ما برود.

خاطره ­ای تلخ از سفیر

سفیر قبلی در آذربایجان یک روز ما را جمع کرد و گفت "آقا، از شما سه چیز می­ خواهم؛ اول با حکومت آذربایجان کاری نداشته باشید، دوم با آمریکا و اسرائیل کاری نداشه باشید و سوم با همجنس بازی کاری نداشته باشید"! گفت "شما خیلی به حکومت­ تان بدبین هستید، رادیکال نباشید مثل امام سجاد(ع) کار بکنید با دعا و... ."، البته با اعتراض بنده و دوستان مواجه شد و به جای او شخص دیگری جایگزین شد.

توصیه ام به برادران ایرانی این است که اگر می خواهند در یک کشور کار فرهنگی کنند حتماً باید فرهنگ شناسی درستی داشته باشند، من چند نمونه را در مورد شبکه سحر به مسئولین تذکر دادم. به نظرم باید با جوانان و فرهنگیان آن کشور مشاوره داشته باشند. توصیه دیگرم این است که از سروصدای استکبار نترسید چون اینها واقعاً هیچ غلطی نمی­ توانند بکنند، دیگر اینکه باید مجدّانه کار کنیم تا روز به روز انقلاب و ولایت فقیه مستحکم­ تر شود.




نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :