Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 218452
تاریخ انتشار : 12 شهریور 1396 12:25
تعداد مشاهدات : 93

چارچوبی برای تحلیل عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی / دکتر حسن بنیانیان *

پیچیدگی ذاتی فرهنگ در کنار ابعاد عظیم انقلاب اسلامی، موضوع ارزیابی عملکرد انقلاب اسلامی را امری سخت و دشوار می کند.
چکیده

پیچیدگی ذاتی فرهنگ در کنار ابعاد عظیم انقلاب اسلامی، موضوع ارزیابی عملکرد انقلاب اسلامی را امری سخت و دشوار می کند. در این مقاله سعی شده ابتدا با تعریف مشخصی از فرهنگ و موضوع تغییرات فرهنگی جوامع و عوامل مؤثّر در این تغییرات، چارچوبی برای ارزیابی، ارائه و با اشاره به دلایل و ضرورت ها، لزوم و چگونگی مدیریت بر این تغییرات فرهنگی و اهمیت آن روشن شود. آن گاه ضمن تفکیک عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی، از عملکرد فرهنگی نظام جمهوری اسلامی، مدلی کلی برای ارزیابی عملکرد این دو عرصه ارائه شده است. در ادامه، با بهره گیری از دیدگاه ها و رهنمودهای حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری و مطالعات و تحقیقات موردی از تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرضیه هایی برای ارزیابی تحولات فرهنگی در دورۀ مستقل دهۀ اول انقلاب و دهۀ دوم و سوم ارائه شده است.

مقدمه
 
فرهنگ یکی از مفاهیم پیچیدۀ حیات بشری است که به دلیل اشراف آن بر انسان ها و ابعاد متنوّعی که دارد، هر یک از دانشمندان تحت تأثیر نوع دانش و تجربیات زندگی و حتی ویژگی های شخصی خویش، با تعریفی متفاوت، تلاش کرده اند تلقّی و برداشت خود را از فرهنگ مطرح کنند. بدیهی است که این تعاریف متفاوت از فرهنگ، به طور طبیعی در تحلیل عملکرد و نحوۀ ارزیابی آن نیز تأثیر دارد.

حال اگر قرار بر ارزیابی کارکرد فرهنگی پدیدۀ بزرگی مثل انقلاب اسلامی باشد، مسئله به مراتب پیچیده تر خواهد شد و نمی توان در قالب مقاله ای حق آن را ادا کرد. لذا در این نوشتار تلاش می شود به جای ارزیابی از عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی، تحلیلی از عرصه های مختلف عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی صورت گیرد؛ به این امید که با بازشدن ابعاد و جزییات موجود، راه برای بازشناسی عالمانه و دقیق تر این موضوع باز شود.

بدیهی است این تجزیه و تحلیل نیز بر اساس تعریفی است که نویسنده از «فرهنگ» ارائه خواهد داد و این تعریف نیز مبتنی است بر اطلاعات، مطالعات و نوع تجربیات، خصوصیات روحی و شخصی نویسنده؛ لذا با وجود تلاشی که برای قضاوت بی طرفانه و بهره گیری از اظهار نظرهای سایر صاحب نظران و نتایج پژوهش های قابل دسترس انجام می شود، نمی توان مدّعی صحّت تمام اظهار نظرها بود.

در این مقاله سعی شده است با وجود به هم پیوستگی عمیق انقلاب اسلامی با نظام جمهوری اسلامی، در تجزیه و تحلیل کارکرد 30 سالۀ فرهنگی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، تفکیک صورت گیرد. بدین منظور پس از ارائۀ تعریفی از فرهنگ، لایه های فرهنگ، کارکرد فرهنگ در تحوّلات جوامع، ابتدا عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی، مرور و در ادامه، بحث دقیق تری پیرامون تجزیه و تحلیل عملکرد فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ارائه خواهد شد.

 تعریف انتخابی از فرهنگ

 برای پذیرش تعریف انتخابی از فرهنگ، لازم است ابتدا تعدادی از تعاریف جامع و مطرح موجود، واکاوی شود که از جملۀ آنها تعریف تیلور (Edward Burnett Tylor) است که فرهنگ را مجموعۀ پیچیده ای حاوی دانستنی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و دیگر توانایی ها تعریف می کند که به وسیلۀ انسان به عنوان عضو جامعه کسب شده است. (آشوری، 1351)

یونسکو فرهنگ را به این صورت تعریف کرده است: فرهنگ به عنوان مجموعه ویژگی های متمایز مادی، معنوی، روحی و احساسات یک جامعه یا یک گروه اجتماعی ملاحظه می شود و علاوه بر آن باید حاوی هنر، ادبیات، سبک زندگی، شیوه های همزیستی، نظام ارزشی، سنت ها و باورها تلقّی شود. (یونسکو، 1379)

اینگلهارت (Ronald Englehart)، فرهنگ را به صورت نظامی متشکل از نگرش ها، ارزش ها و دانش تعریف می کند که به طرزی گسترده در میان مردم مشترک است و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. (اینگلهارت، 1382)

ادگار شاین (Edgar Schine) فرهنگ را مجموعه ای از اصول اساسی و راه های مشترک برای مشکلات جهای نظام بیرونی (چگونه زنده بمانیم) و انسجام درونی (چگونه کنار هم بمانیم) می داند که این موضوعات و اصول اساسی، در طول زمان تکامل یافته و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. (شنایدر و بارسو، 1379)

مار گارت مید (Margared Mead) در تعریف فرهنگ می گوید: فرهنگ عبارت از مجموعه ای از رفتارهای آموختنی، باورها، عادات و سنن مشترک میان گروهی از افراد است و به گونه ای متوالی به وسیلۀ دیگران که وارد آن جامعه می شوند، آموخته و به کار گرفته می شود. (شاین، بی تا)

شورای تخصصی مهندسی فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی تعریف فرهنگ را این گونه مصوّب کرده است: مجموعن نظام واره ای از مفروضات و باورهای اساسی، ارزش ها، نمادها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه دار و دیرپا که ادراکات، رفتار و مناسبات جامعه را جهت و شکل می دهد و هویت آن را می سازد.

در تمامی تعاریفی که برای فرهنگ ارائه شده است، می توان یک هستۀ مرکزی را شناسایی کرد و آن اعتقادات و باورهای اساسی و بنیادینی است که در بیشتر مردم یک جامعه پذیرفته شده و بر اساس آن سایر روابط جامعه به تعادل و انسجام رسیده است؛ یعنی از درون این هستۀ مرکزی، نگرش کلی به زندگی و حیات انسانی به همراه ارزش های حاکم بر روابط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، معنا و تجلّی یافته است و وقتی رفتارهای مردم یک جامعه را مشاهده می کنیم، می توان تا اندازه زیادی به ارزش ها و اعتقادات آنها پی برد. بر همین اساس است که اد گار شاین، فرهنگ را لایه بندی و آن را در چهار لایه، شامل پیش فرض های بنیادین، ارزش ها و هنجارها، رفتارها و نمادها طبقه بندی کرده است.

بدیهی است علت اینکه سنن، آداب، هنرها، قوانین و این گونه مفاهیم در مجموعۀ تعاریف فرهنگ گنجانیده می شود، به واسطۀ آن است که هر یک از آنها، نشان دهندۀ بخشی از اعتقادات، ارزش ها، هنجارها و نگرش های مردم یک جامعه است.

با این توضیحات، فرهنگ را با این تعریف در این مقاله دنبال می کنیم که فرهنگ عبارت است از: نظام اعتقادات، نگرش ها، ارزش ها، رفتارها و نمادهای به هم پیوسته ای که در یک جامعه شکل گرفته و همراه با تحوّلات خود به نسل های بعدی منتقل می شود.

توجه کنید وقتی کلمه نظام را به کار می بریم، همۀ خواص یک نظام بر آن مترتّب است؛ یعنی مطابق نظام (سیستم) ارائه شده در الگوی ذیل، هر تغییری که در یکی از عوامل تشکیل دهندۀ این نظام به وجود می آید، به تدریج بر سایر عوامل تأثیر می گذارد و در روندی آرام، به تدریج با تأثیر گذاری در کلّیت فرهنگ به تعادل می رسد. با این توضیح که تغییرات در نمادها و رفتارها با سرعت بیشتری وارد می شود و به تدریج بر ارزش ها تأثیر می گذارد، اما اعتقادات بنیادین افراد به دلیل ارتباط با فطرت انسانی، حداقل تغییر را می پذیرد و اغلب، تغییرات کامل پیدا نکرده، در تحوّلات مختلف زندگی بازسازی و احیا می شود.
 
کارکرد فرهنگ
 
اگر از تعریف فرهنگ عبور کنیم، با توجه به اینکه موضوع این مقاله تجزیه و تحلیل کارکرد فرهنگی انقلاب اسلامی است و منظور از کارکرد فرهنگی انقلاب اسلامی این است که این انقلاب چه تغییراتی در فرهنگ جامعۀ ایران و سایر فرهنگ های حاکم بر جوامع ایجاد کرده است، لذا برای درک این موضوع، باید موضوع و ماهیت «تغییرات فرهنگی» و فرایندهای حاکم بر آن شناخته شود. اما قبل از آن لازم است به صورت فشرده، اهمیت فرهنگ بیان شود تا اهمیت تغییرات آن مشخص شود. اهمیت فرهنگ از دو بُعد عام و خاص قابل طرح است:

1.  اهمیت عام فرهنگ در سرنوشت جوامع؛

2.  اهمیت خاص فرهنگ برای جامعۀ امروز ایران.

 اهمیت عام فرهنگ

 فرهنگ در هر جامعه ای عامل انسجام و پیوند بخش های مختلف جامعه با یکدیگر است و جامعه را در مقابل یورش بیگانگان و تجاوز آشکار و پنهان دشمنان آن محافظت می کند شاید اهمیتی که از فرهنگ در بیان حضرت امام (ره) مطرح شده، جامع ترین و فشرده ترین ابعاد و تأثیر فرهنگ را مطرح کرده باشد؛ ایشان می فرمایند: « فرهنگ صحیح در نظام اسلامی، فرهنگی است که با مبانی اسلامی، منطق و عقل و خرد همسان و همگام باشد و اگر چنین فرهنگی در جامعه تحقّق پیدا کند، آن جامعه به سمت رشد اقتصادی، رفاه و آزادی حرکت خواهد کرد. فرهنگ صحیح و درست، زمینه ای برای دستیابی هر جامعه به ثروت، علم، قدرت سیاسی، آزادی و آزادمنشی است، اما فرهنگ منحط، رشد اقتصادی و رفاه را به فساد و تباهی و آزادی و دموکراسی را به هرج و مرج تبدیل خواهد کرد». (28/2/83)
 
اهمیت خاص فرهنگ در نظام جمهوری اسلامی

 
علاوه بر اهمیتی که فرهنگ به طور عام برای هر جامعه دارد، وجود انقلاب اسلامی و محتوای نظام اسلامی، اهمیت ویژه ای را برای تحوّلات و تغییرات فرهنگی جامعه ایجاد کرده که اهمّ آنها عبارتند از:

1.  وجود اهداف غایی و نهایی فرهنگی برای نظام جمهوری اسلامی به عنوان وجه ممیّزۀ نظام اسلامی با سایر نظام ها؛ به طوری که در مقدمۀ قانون اساسی نظام جمهوری به صراحت از رشد توأمان مادی و معنوی ذکر می شود و در بسیاری از اصول، از اجرای آن به عنوان مقدمه برای تحقق اهداف فرهنگی یاد می کند.

2. اقتدار فرهنگی به عنوان اصلی ترین عامل مقاومت و ایستادگی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی در مقابله با فشارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی استکبار جهانی نقش ایفا می کند؛ آن هم در شرایطی که به نظر می رسد پیگیری و تحقق تدریجی اهداف نظام جمهوری اسلامی، همواره مخالفان جدّی را در صحنه بین المللی برای ایران ایجاد خواهد کرد.

3. وجود نارسایی های گسترده ای که در فرهنگ عمومی ایران برای تحقق اهداف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی وجود دارد و بدون حرکتی مستمر و سازمان یافته برای برطرف کردن آنها، نمی توان روند پیشرفت ایران را سرعت بخشید.

4. تلاش آگاهانه مخالفان نظام جمهوری اسلامی برای ایجاد اختلال فرهنگی در جامعه و بهره گیری از گسل های بالقوۀ فرهنگی در ایران که مقام معظم رهبری از آن به عنوان تهاجم فرهنگی یاد می کنند.

5. لزوم بومی سازی الگوهای اقتصادیف سیاسی و اجتماعی از نظر انطباق آن با فرهنگ ایران اسلامی.
 
تغییرات فرهنگی و عوام آن

 
یکی از خصوصیاتی که برای فرهنگ برشمرده شده، روند کند و تدریجی تغییرات فرهنگی در مقایسه با سایر مسائل اجتماعی است. با بررسی و مشاهدۀ مجموعه تلاش هایی که از ناحیۀ خالق با ارسال پیامبران صورت گرفته و تلاش هایی که در طول تاریخ انبیای الهی و حتی افراد نخبه و متفکّر بشری برای تغییر در باورها، ارزش ها و رفتارهای مردم محیط خود داشته اند، همگی تأییدی است بر این نکته که فرهنگ تغییر پذیر است و سرعت تغییر آن بر می گردد به کیفیت اعتقادات و ارزش های جایگزین، شیوۀ ابلاغ پیام، شرایط مخاطبان و سایر مسائلی که در این رابطه قابل طرح است. اما برای شناخت عوامل تغییر در فرهنگ ها، باید در حوزۀ مسائل روان شناسی اجتماعی در جستجوی این معنا بود که چگونه افراد، اعتقادات پذیرفته شدۀ قبلی را با اعتقادات جدید جایگزین می کنند و در فرایند این جایگزینی، چه تغییراتی در ارزش های ذهنی و رفتاری آنها رخ می دهد. دربارۀ این تغییرات می توان با دو رویکرد تحلیل اجتماعی و تحلیل روان شناسانه بحث کرد.
 
عرصه های تغییر فرهنگی

 
به دلیل ضرورت مراعات اختصار در این مقاله، تنها به این نکته اشاره می شود که فعالیت های مؤثّر در تغییر باورها، ارزش ها، رفتارها و نمادهای یک جامعه را می توان به دو گروه عمده تقسیم بندی کرد:

1. فعالیت های آگاهانه؛ که اغلب از رهگذر تلاش های هدفمند برای تغییر در باورها و اعتقادات افراد صورت می پذیرد.

2. تأثیرات ناآگاهانه؛ منظور از این تأثیرات، تغییراتی است که در عرصه های مختلف زندگی انسان ها از رهگذر تغییر در تحوّلات و پیشرفت های علمی، فنّاوری، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ... ایجاد می شود و به تدریج تأثیرات خود را بر رفتارها، ارزش ها و در نهایت عمق و محتوای اعتقادات افراد می گذارد.

فعالیت های آگاهانه را می توان در اقدامات عالمان دینی، مربیان تربیتی، فعالیت های هدفمند هنرمندان و سازمان های فرهنگی و آموزشی که مسئولیت سازماندهی و پشتیبانی از فعالیت های این اقشار را دارند، جستجو کرد.

فعالیت های ناآگانه را می توان با حساب شدن ذهن فرد و تعمّق در تحوّلات پیرامون خویش و تأثیری که در اعتقادات و باورهای خود در طول زمان رخ داده است، شناخت. کافی است انسان تفاوت رفتارها و تجلّی اعتقادات خود را در موقع بیماری های عمده و طولانی مدت یا تغییرات اقتصادی و درآمدی، در خود یا یکی از نزدیکانش نسبت به خالق هستی یا روز جزا، تجزیه و تحلیل کند. در اینجا عامل بیماری یا دستیابی به ثروت یا فقیر شدن، یک پدیدۀ طبیعی است که در متن تحوّلات طبیعت یا جامعه رخ می دهد؛ اما گاهی منشأ تحوّلات اساسی در اعتقادات و باورهای فرد می شود یا لااقل اعتقادات نهفته در فطرت فرد، تقویت و فعّال می کند و آنها را در نظام ارزشی و رفتاری فرد نمود می بخشد. این مباحث در متون جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی به تفصیل بحث شده است.
 
منشأ تغییرات فرهنگی با رویکرد جامعه شناسی

 
چون موضوع فرهنگ همیشه همراه با یک جامعۀ خاص تداعی می شود، می توان از بُعد دیگری به عنوان منشأ تغییرات فرهنگی یک جامعه نام برد و آن اینکه، این تغییرات فرهنگی، هم می تواند از داخل جامعۀ خودی رخ دهد و هم می تواند منشأ آن در سایر جوامع باشد و بدین ترتیب، چهار دسته فعّالیت مؤثّر در تغییرات فرهنگی را شناسایی و در قالب نموداری ارائه کرد.

دانشمندانی مثل پارسونز (توسّلی، 1373) و دیگران، فعالیت های موجود در جامعه را در قالب فعالیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی طبقه بندی و تعامل بین آنها را شناسایی کرده و الگوی ذیل را ارائه داده اند.

براساس این الگو نیز می توان عوامل مؤثّر در تحوّلات و تغییرات فرهنگی را در چهار گروه ذیل طبقه بندی کرد:

1.تغییراتی که به واسطه فعالیت های مستقیم فرهنگی در خود فرهنگ رخ می دهد؛ مثل فعالیت های تبلیغی یک عالم دینی یا یک مربی تربیتی.

2. تغییراتی که با تحوّل در اقتصاد یک جامعه در رفتارها، ارزش ها و به تدریج در اعتقادات و باورهای مردم یک جامعه ظاهر می شود.

3. تغییراتی که با تحوّلات در نظام سیاسی و هرم قدرت یک جامعه بر روی فرهنگ جامعه اثر می گذارد.

4. تغییراتی که در کلیّت یک جامعه در عرصه های دفاعی، قضایی، امنیتی، بهداشتی و غیره حاصل می شود و بر نظام رفتارها، ارزش ها و اعتقادات جامعه تأثیر می گذارد.

 جایگاه دین در تحوّلات جامعه
 
گر چه با تعریف جامعی که برای فرهنگ داشتیم، دین در بسیاری از جوامع، بخشی از فرهنگ است که از رهگذر تأثیر در اعتقادات و اخلاق در روابط مختلف جامعه وارد می شود؛ اما ادیان موجود به لحاظ نوع اعتقادات و محتوای خود و میزان پذیرش آنها در مردم یک جامعه، از نقش حداقلی تا تأثیراتی فراگیر و مؤثّر، ایفای نقش می کنند.

جامعیت دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی که دارای چند خصوصیت مهم زیر است موجب می شود نقشی فراگیرتر از صرف حضور در فرهنگ جامعه پیدا کند. این خصوصیات عبارت است از:

1. داشتن مبانی اعتقادی و بنیادین و اساسی مؤثّر در همه فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که هم جنبۀ فردی دارد و هم جنبۀ اجتماعی.

2. داشتن اصول و مبانی اخلاقی برای همۀ فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی.

3. داشتن قوانین و دستورالعمل های صریح در انجام همۀ امور انسانی در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی.

4. داشتن یک مجموعه عبادات کامل که علاوه بر زنده و فعّال نگه داشتن رابطۀ انسان ها با خالق، تنقش مؤثّری در حفظ و حضور قوانین و دستورالعمل های مبتنی بر اعتقادات دینی در مسائل اجتماعی دارد؛ مثل ضرورت داشتن لباس از مال حلال برای ادای فریضۀ نماز که فرد را متعهد می کند در روابط اقتصادی خود بسیاری از قوانین اسلامی را مراعات کند؛ یا ضرورت امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک عبادت الهی که علاوه بر تنظیم نوعی متفاوت از رابطۀ فرد و جامعه، خود عامل مهمی است در حضور مؤثّر دین در روابط اجتماعی.

5.  در کنار همۀ این خصوصیات، باید به عمق نفوذ و تأثیر این دین در فرهنگ جامعۀ ایران توجه کرد.

با وجود این عوامل گسترده و مؤثّر در دین اسلام و استقرار آن در جامعۀ ایران، ضروری است که برای شناخت صحیح کارکرد فرهنگ در کشورمان، نقش مستقلی را برای دین در نظر بگیریم تا بتوان با تفکیک تأثیر دین در فرهنگ و سایر ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تحوّلات جامعۀ ایران را بهتر و دقیق تر تحلیل کرد. از طرف دیگر، گرچه توسعۀ علوم و فناوری ها، فعالیتی است که آثار آن در تحولات همۀ عرصه های چهارگانه ظاهر می شود، اما به دلیل اهمت و نقش تعیین کننده ای که به واسطۀ سرعت پیشرفت علم و فناوری و همچنین آثار منفی ای که علوم انسانی وارداتی غربی برای جامعۀ ما دارد، پیشنهاد می شود متغیّر علم و فناوری به صورت مستقل بحث و ارزیابی شود.

 فرایندهای تغییر در افراد با رویکرد روان شناسانه
 
گر چه بحث تغییرات فرهنگی می شود، منظور آن دسته از تغییرات و تحوّلاتی است که در نظام باورها، ارزش ها و رفتارهای بیشتر افراد یک جامعه ظاهر می شود؛ اما منشأ این تحوّل، افرادی هستند که ان تغییرات را پذیرفته اند. لذا در شناسایی فرایندهای تغییر فرهنگ در جامعه، باید نحوۀ تحوّل و تغییر در افراد را نیز جستجو کرد که از این نظر نیز می توان نوعی طبقه بندی را مطرح کرد که عبارت است از:

1.  تأثیراتی که افراد از تلاش ها و اقدامات یک فرد خاص به عنوان الگو می پذیرند.

2. تأثیراتی که افراد از تلاش ها و اقدامات منسجم نهادها و سازمان های اجتماعی به صورت تدریجی می پذیرند. (فعالیت های نهادهای فرهنگی و آموزشی)

3.  تأثیراتی که افراد به واسطۀ تحوّلات درونی خویش پیدا می کنند که ممکن است یک پدیدۀ بیرونی مبدء آن باشد و ممکن است مسائلی چون: افزایش سن، اندیشیدن و تفکّر کردن و غیره باعث آن شده باشد، مثل پدیدۀ جنگ و دفاع مقدس که در کنار انبوه ضایعات و خساراتی که برای جامعۀ ما داشت، از نظر تغییرات فرهنگی در بیشتر موارد، زمینه ساز تقویت اعتقادات و اندیشه های دینی و رشد خصوصیات مثبت اخلاقی در بخش های مهمی از افراد جامعه شد.

4. تأثیراتی که افراد از روش ها، قوانین، روابط درونی سازمان ها و نهادهای اجتماعی در همۀ عرصه های اقتصادی، اجتماعی می پذیرند؛ مثل اینکه افراد به سازمان مالیاتی یک کشور می روند و از رهگذر قوانین مالیاتی، برخورد مأموران، نحوۀ محاسبۀ آن و انعکاسی که نحوۀ هزینۀ مالیات ها در اذهان دارد، اعتقادات شان نسبت به سلامت و مشروعیت نظام سیاسی حاکم بر آن جامعه تقویت یا تضعیف می شود.
 
بررسی عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی

 
با این تقسیم بندی ها و برش های گوناگون در موضوع تغییرات فرهنگی، می توان به مرحلۀ بعدی بحث وارد شد و آن اینکه، چگونه می توان عملکرد فرهنگی یک انقلاب یا نظام اجتماعی را ارزیابی کرد؟

اصولاً هر نوع شناخت و ارزیابی از هر پدیده ای از پدیده های عالم خلقت، مستلزم خلق مفاهیم، تفاهم و شناخت مشترک از مفاهیم، تعریف نماگرها و شاخص های مورد تفاهم برای معرفی و شناخت پدیده، اثبات وجودی پدیده در جامعه، شناسایی تغییرات آن از لحاظ کیفیت یا کمیت، کمیّت پذیر کردن تغییرات کیفی، اندازه گیری تغییرات و تجزیه و تحلیل این تغییرات است.

بنابراین، وقتی این سؤال مطرح می شود که «عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی در طول 30 سال پس از پیروزی انقلاب چه بوده است؟» پیش فرض های پذیرفته شده ای در نفس این سؤال نهفته است که باید به آنها توجه شود؛ از جمله اینکه:

1.  انقلاب اسلامی پدیده ای است که از مقطعی آغاز شد و همچنان استمرار دارد.

2.  این پدیده و استمرار آن، پیامدهای فرهنگی دارد.

3.  می توان با بهره گیری از ابزارهایی، این تغییرات را شناسایی و اندازه گیری کرد.

4. هر تغییری جهتی دارد که پس از تغییر، درک و احساس می شود. این جهت می تواند از دیدگاه ارزیابی کنندگان مثبت و سازنده یا مخرّب و منفی تلقّی شود.

 میزان دقت در ارزیابی عملکردها

 بدیهی است بررسی ارزیابی هر پدیده ای می تواند با دقت متفاوتی صورت پذیرد. از ارزیابی کلی برای تأثیر و روند صعودی و نزولی آن، تا اندازه گیری و اعلام دقیق میزان تغییر؛ مثل اینکه گفته شود جامعۀ «الف» در حال متدیّن تر شدن است تا اینکه گفته شود در طول ده سال اخیر جامعۀ «الف» به میزان 15% رشد دینداری داشته اند. بدیهی است اعلام نظر با دقت جملۀ اخیر، مستلزم تعریف دقیق دینداری، تبدیل آن با شاخص های کمّی و اندازه گیری در ابتدا و انتهای ده سال است. اینکه آیا ماهیت دینداری و امکانات علمی بشری در موضوع دینداری، اجازۀ طرح چنین ارزیابی های دقیقی را می دهد، مسئلۀ دیگری است که باید در جایگاه خود بحث شود.
 
عرصه های ارزیابی عملکردهای فرهنگی

با وجود تداخل زیاد عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، مناسب است به این دو عرصه به صورت مستقل توجه شود.

عرصۀ عملکرد انقلاب اسلامی
 
در یک روند تدریجی و در مسیر تحوّلات تاریخی جامعۀ ایران، وقتی از سال 1342 مرجعیت دینی پرچم مبارزه را بر دوش خود گذاشت، آرام آرام نسل های جدید به آرمان های اسلامی می پیوستند و مبارزه هر روز پیوند بیشتری با مبانی دینی پیدا می کرد؛ چرا که توده های مردم، متّکی بر اعتقادات بنیادین خود و با اعتماد تاریخی که به روحانیت داشتند، به صحنه می آمدند؛ به ترتیبی که در آستانۀ پیروزی انقلاب اسلامی، چهرۀ انقلاب کاملاً متّکی بر شعارهای اسلامی و تحت رهبری کامل حضرت امام (ره) قرار گرفت.

نگاه جامع الاطراف حضرت امام (ره) به اسلام و انتخاب شعارهای محور فردی و اجتماعی از متن اسلام اصیل، موجب شد در روند طبیعی تحوّلات جامعه، بسیاری از موانع فرهنگی داخلی برای رشد گرایش های دینی مردم برطرف شود.

جلسات مذهبی مردم که تا قبل از انقلاب، اغلب معطوف به مسائل فقهی و عبادی بود، به طور طبیعی با بحث پیرامون مسائل اجتماعی و سیاسی، تکامل خود را آغاز کرد. آغاز توطئه های دشمنان برای جداسازی بخش هایی از کشور و به دنبال آن شروع جنگ تحمیلی و تجلّی شهادت و ایثار جوانان فداکار، بستر فرهنگ عمومی را برای بیداری فطرت پاک انسان ها و تعمیق باورهای دینی و احیای ارزش ها و رفتارهای مبتنی بر آن فراهم کرد.

در بُعد سیاسی نیز با تسلّط کامل چهره های مبارز انقلابی با گرایش دینی و با هدایت و نظارت بنیانگذار انقلاب اسلامی به تدوین قانون اساسی پرداختند و بر اساس آن تلاش شد سازمان های حکومتی و دولتی و قوانین و دستورالعمل های حاکم بر آن بازسازی شود.

فرضیه ای که می توان بر اساس آن، دهۀ اول را ارزیابی کرد، رشد و ارتقای فرهنگ دینی جامعه، اعم از اعتقادات، ارزش ها و رفتارها در فرهنگ عمومی و اعمال اصلاحاتی در «فرهنگ سازمانی» سازمان های دولتی بوده است؛ یعنی کارکرد عمومی انقلاب اسلامی در بُعد داخل، علاوه بر اصلاح فرهنگ عمومی، اصلاح کارکرد نظام اداری کشور برای شکل گیری نظام اسلامی بوده است. بدیهی است برای اعلام قطعی ارزیابی این فرضیه باید تحقیقات لازم صورت گیرد. بنابر این، در مجموع می توان روند تغییرات فرهنگی جامعه را به سمت استقرار اعتقادات، ارزش ها و رفتارهای مبتنی بر مبانی اسلام، مثبت ارزیابی کرد.

در بُعد خارجی نیز می توان این فرض را داشت که ماهیت فرهنگی انقلاب و رویکرد آن به یکی از مهم ترین ادیان الهی، تحوّل در نگرش جامعه شناسان، اندیشمندان و بسیاری از سیاستمداران به ویژه در اثبات ناتوانی ساختارهای پژوهشی در اختیار رژیم های استکباری برای تسلّط بر کشورهای جهان سوم گذاشت و از طرف دیگر، توجه بسیاری از روشنفکران و نخبگان کشورهای جهان سوم را به خود معطوف کرد.

پایان جنگ تحمیلی را می توان به عنوان یکی از نقطه های عطف تحوّلات فرهنگی جامعه تلقّی و در مطالعات فرهنگی جامعه و ارزیابی از تحوّلات آن، پیش فرض های متفاوتی را مطرح کرد.
 
پیش فرض های ارزیابی تحوّلات فرهنگی بعد از خاتمۀ جنگ تحمیلی

 
در بُعد خارجی، مقاومت و پیروزی انقلاب اسلامی در جنگ تحمیلی موجب شد فرضیه های ذیل مطرح شوند:

-   سیاستمدارانِ نظام سلطه را برای برنامه ریزی جامع تر به منظور مهار آثار فرهنگی انقلاب اسلامی به فکر واداشت.

-  در کنار تداوم بخشیدن به محاصرۀ اقتصادی، برنامه ریزی برای مداخله در تحوّلات فرهنگی در داخل کشور در کشور در دستور کار کشورهای سلطه گر به ویژه آمریکا قرار گرفت.

-  روشنفکران، مبارزان و توده های مردم در بسیاری از کشورهای جهان سوم به ویژه در کشورهای اسلامی، بیشتر از گذشته تحت تأثیر انقلاب اسلامی قرار گرفتند.

در بعد داخلی می توان گفت با خاتمۀ پیروزمندانۀ جنگ تحمیلی و از بین رفتن گروه های معاند داخلی و آغاز دوران سازندگی، نظام جمهوری اسلامی به ثبات نسبتاً کاملی رسید و می توان از این تاریخ به بعد، موضوع عملکرد انقلاب اسلامی را از عملکرد فرهنگی نظام جمهوری اسلامی به طور مستقل مطالعه و ارزیابی کرد.

منظور از نظام جمهوری اسلامی، نظام منسجم حاکمیت است متشکّل از: مجموعۀ سازمان ها و نهادهای شکل گرفته بر اساس قانون اساسی که به عنوان حاکمیت، با برقراری ارتباطاتی از پیش طراحی شده، تنظیم امور جامعه و مدیریت بر آن را به عهده دارند.
 
فرضیه های عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی در بعد از خاتمۀ دفاع مقدس
 
عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی با این تعریف که منظور از فرهنگ انقلاب اسلامی، پذیرش درونی و باور بر گزاره های ذیل باشد:

1.  احیای اعتقادات و ارزش های اسلامی می توان جامعه را به سمت پیشرفت و عدالت سوق دهد.

2.  می توان با تکیه بر اعتقادات اسلامی در مقابله با سلطۀ بیگانگان مقاومت کرد.

3.  می توان با تکیه بر اعتقادات اسلامی، استقلال و آزادی را در مناسبات جهانی بیشتر حفظ کرد.

با چنین پیش فرض هایی، مروری اجمالی در کارکرد انقلاب اسلامی در بُعد خارجی و داخلی خواهیم داشت.

 عملکرد انقلاب اسلامی در سطح جهان
 
در بعد خارجی با بررسی و تحلیل روند موفقیت انقلاب اسلامی در روابط بین الملل شامل:

الف) تجلّی عینی اعتقادات و ارزش های انقلاب اسلامی در لبنان، فلسطین و عراق؛

ب) افزایش نفوذ ایران اسلامی در کشورهای تحت سلطۀ آمریکا در آمریکای جنوبی، چه در توسعۀ ارتباط با دولت ها و چه در پذیرش تفکّرات انقلابی در تودۀ مردم این کشورها؛

ج) به رسمیت شناختن ضرورت توجه به دیدگاه های ایران در بسیاری از مناسبات منطقه ای؛

د) تلاش های گستردۀ استکبار برای مهار و پیشرفت ایران در سطح جهانی؛

ه) رشد گرایش به دین اسلام در بین طبقات تحصیل کردۀ کشورهای عربی و سایر ملل؛

را می توان به عنوان دلایل اصلی تداوم تفکّر انقلاب اسلامی در سطح جهان تلقّی کرد و با فرض رو به افزایش بودن نفوذ تفکّر انقلاب اسلامی، مطالعاتی را پایه گذاری کرد.

 عملکرد انقلاب اسلامی در داخل

 با توجه به اینکه انقلاب توانسته است بعد از 30 سال از عمر پر برکت خویش:

1.  در اصول قطعی لیبرالیسم و مارکسیسم شکست ایجاد کند؛

2.  فکر و فرهنگ اسلامی و انقلابی را صادر کند؛

3. جریان بیداری در امت اسلامی را تسریع بخشد؛

4. در بلوک بندی سیاسی منطقه و کشورهای اسلامی و جهان تحوّل ایجاد کند؛

و نظر به اینکه قضاوت در بُعد داخل با توجه به تأثیرات گسترده ای که بین عملکرد نظام جمهوری اسلامی و باورهای نسل جدید روی مبانی انقلاب اسلامی دارد، فرضیه گذاری بسیار پیچیده تر است و شاید برای انجا مطالعه ای قابل اتّکا، باید با انجام مطالعات روی اقشار مختلف، به ویژه از لحاظ رابطۀ تحصیلات و سن افراد، میزان وابستگی افراد را با اعتقادات، ارزش ها و رفتارهای منبعث از انقلاب اسلامی ارزیابی کرد و به قضاوت قابل قبولی رسید.

اما آنچه در مشاهدات عمومی قابل ارزیابی است، وفاداری اکثریت جامعه به ارزش های عمومی انقلاب اسلامی است؛ که یکی از نمونه های آن این است که همۀ جریان های سیاسی برای جلب آرای مردم به صورت متفاوتی سعی می کنند تفکّر و اندیشۀ خود را نزدیک تر به نظرات امام (ره) و رهبر انقلاب و اصول و مبانی انقلاب معرفی کنند و انتخاب گفتمان های مربوط به انقلاب اسلامی و تلاش برای استقرار آن در جامعه را زمینه ساز موفقیت در انتخابات می دانند.

ظهور نسل جوان تحصیل کردۀ مؤمن و معتقد و پیگیر برای تحقّق ارزش های انقلاب در بین دانشگاهیان و حوزه های علمیه، یک دیگر از دلایل تداوم و رشد تفکّر و اندیشه های مربوط به انقلاب اسلامی در داخل است.
 
فرضیه های مربوط به عملکرد فرهنگی نظام جمهوری اسلامی
 
با توجه به اهمیت تحوّلات فرهنگی برای جامعه اسلامی ایران، باید از بدو شکل گیری نظام جمهوری اسلامی، سازمان مستقلی برای رصد تحوّلات فرهنگی جامعه پایه گذاری می شد که متأسفانه این امر مهم تحقّق پیدا نکرد. لذا برای ارزیابی باید به مطالعات پراکندۀ موجود اتّکا کرد که به دلایلی چون:

-  کمی سابقه و تجربۀ ارزیابی فرهنگی در ایران و جهان؛

-  کیفی بودن بسیاری از تحوّلات فرهنگی و پیچیدگی علمی تبدیل کیفیت به شاخص های کمّی؛

-  در هم تنبیدگی بسیاری از متعیّرهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در تحوّلات فرهنگی؛

-  ضعف سازمان های فرهنگی کشور؛

-  کمبود متخصصان توانمند در این عرصه؛

-  مداخلۀ پیش فرض های ذهنی و گرایش های مطالعه کنندگان در اجرای طرح های آماری؛

نمی توان با اتّکا به چند مطالعۀ محدود و موردی روی تحوّلات یک جامعه قضاوت کرد. اما در این حد که با مراجعه به این مطالعات بتوان قضاوتی اجمالی از روندهای تحوّل داشت و فرضیه های دقیق تری را برای مطالعه پیشنهاد کرد، قابل اتّکا می باشد. از این رو، با مراجعه به تعدادی از مطالعات جامع تر و شاخص ها سعی می شود قضاوت اولیه ای صورت گیرد.

 مراجعه به بعضی از مطالعات و پژوهش های قابل اتّکا
 
در یافته های پیمایش ملی تحوّلات فرهنگی که در سال 1383 با سفارش شورای فرهنگ عمومی از طریق سازمان تبلیغات اسلامی انجام شده، بعضی از یافته های مناسب این مقاله گزینش شده است که به ترتیب بدان اشاره می شود. (پیمایش ملی تحولات فرهنگی، 1383)

در این طرح که افراد 15 تا 64 سال در یک نمونۀ 8964 نفری در سطح ملی انتخاب شده است.
 
جمع بندی و نتیجه گیری
 
با توجه به تداوم وجود اعتقادات بنیادین به مبانی دینی که در تمامی پژوهش های انجام شده در این موارد اثبات شده – به طوری که در تحقیق «گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی ایرانیان» که در سال 1383 انجام شده است، پاسخگویان در پاسخ به سؤال «نماز خواندن را تا چه حد انجام می دهید، در مجموع 8/96 % از پاسخگویان، پاسخ «همیشه و گاهی از اوقات» را انتخاب کرده اند که حاکی از وجود اعتقادات پایه و نبیادین به خالق، قیامت و پذیرش کلّیت دین الهی است – می توان این گونه نتیجه گیری کرد مجموعه تغییرات فرهنگی ای که حاصل از:

1. اقدامات آگاهانه برای اصلاح فرهنگ عمومی که از طریق دستگاه های فرهنگی و آموزشی، تربیتی انجام می شود؛

2. آثار و پیامدهای فرهنگی مجموعه فعّالیت هایی که در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی انجام می شود؛

نمی تواند در مواجهه با:

1.  تهاجم فرهنگی و آثار ناشی از تعامل فرهنگی و پیامدهای جهانی شدن؛

2. آثار فرهنگی حاصل از الگو گیری از نظام های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، علمی، فنّاوری حاصل از توسعۀ ارتباطات با جهان خارج و جهانی شدن؛

در مجموع، شرایطی را فراهم کند که روند رو به رشد پذیرش اعتقادات دینی در عمل، خود را در ارزش ها، هنجارها، رفتارها و نمادهای جامعه ظاهر کند و ما شاهد آن هستیم که در یک روند کند و آرام، ارزش ها، هنجارها، رفتارها و نمادهای فرهنگ بیگانه، جایگزین ارزش ها، هنجارها، رفتارها و نمادهای اسلامی می شود.

 چه باید کرد؟

بر فض پذیرش مبانی و نتیجه گیری های این مقاله و در پاسخ به «چه باید کرد؟»، می توان توصیه های کلی ذیل را مطرح کرد:

گام نخست، شناخت عالمانۀ چرایی پدید آمدن این پدیده است که مستلزم:

1. شناخت نقاط قوّت و ضعف داخلی در همۀ ابعاد مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از نظر تعاملی است که با تغییرات فرهنگی دارند؛

2. شناخت نقاط قوّت و ضعف کارکردهای فرهنگی نظام استکبار جهانی و آثار و پیامدهای تهاجم و تعامل فرهنگی و پیامدهای جهانی شدن؛

3.  شناخت تفصیلی نقاط قوّت و نارسایی های ساختاری در مدیریت راهبردی فرهنگ جامعه؛ (1)

4. مرور عالمانه به رهنمودها، تذکرات و ارشادات مقام معظم رهبری در طول سال های اخیر در رابطه با فرهنگ و مسائل فرهنگی جامعه.

گفتنی است که اگر به مجموع اندیشه ها و رهنمودهای معظم له در رابطه با مفهوم فرهنگ و فرهنگ ساز و به ویژه نکات و تذکراتی که در رابطه با چرای پرداختن به مباحث «مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی»، «نقشۀ جامع علمی کشور»، «نوسازی و تحوّل در نظام آموزشی»، «تحوّل و ارتقای علوم انسانی» و «اصلاح فرهنگ عمومی» داشته اند. ملاحظه می شود که: اولاً، دیدگاه های ایشا به دلیل شناخت و اشراف بر موضوع، در کنار انجام پژوهش های کاربردی، یکی از بهترین منابع برای شناخت عالمانۀ راه حل هاست؛ ثانیاً، معظم له در کنار امیدواری کامل به کارایی عمومی نظام از بابت سیر تغییرات در فرهنگ عمومی، نگرانی های جدّی دارند و ثالثاً، شناختی که معظم له از فرهنگ و کارکرد آن دارند از جامعیتی فراگیر برخوردار است و بین این شناخت و نگاه و اقدام مدیران اجرایی فاصلۀ بسیار زیادی وجود دارد و لازم است مسئلۀ ایجاد شناخت عالمانه از فرهنگ و کارکرد آن، برای تمامی سلسله مراتب مدیران اجرایی از اولویت خاص برخوردار شود.

در پایان لازم می داند با اشاره به سرفصل نقاط قوّت شرایط فعلی جامعه، خوانندۀ محترم را به حضوری مؤثّر برای ایفای نقش فعّال و سازنده در تحوّلات و تغییرات فرهنگی کشور دعوت نماید.

 نقاط قوّت فعلی جامعه برای ایجاد تحوّل در فرهنگ جامعه:

 1. 30 سال تجربۀ کشورداری بر اساس اندیشۀ اسلامی؛

2.  وجود ذخایر عظیم علمی، اعتقادی حاصل از دین مبین اسلام در جامعۀ امروز ایران؛

3.  دسترسی مردم جامعۀ ما به معارف اهل بیت (ع)؛

4. به صحنه آمدن نسل تازه ای از جوانان انقلابی، هوشمند، تحصیل کرده و خلّاق برای تداوم راه انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور؛

5. شناخته شدن محورهای اصلی اشتباهات و نقاط ضعف 30 سال گذشته در مدیریت فرهنگی انقلاب در بین بسیاری از مدیران و نخبگان عرصۀ فرهنگی کشور؛

6. شناخته شدن محورهای اصلی اقدامات عرصه های تهاجم فرهنگی و خلأهای ناشی از نشاختن و پیامدهای تعامل فرهنگی و جهانی شدن؛

7. وجود اندیشه های عمیق حضرت امام (ره) و شناخت عالمانۀ موضوعات از سوی مقام معظم رهبری در حوزۀ فرهنگ؛

8.  ارادۀ مصمّم مقام معظم رهبری و پیروان راستین ایشان، برای پیگیری تحوّلات فرهنگی جامعه؛

9. ایجاد نشاط مجدد در برپایی گفتمان انقلاب اسلامی و پذیرش آن در بین بیشتر جوانان و نسل های تحصیل کرده و مؤثّر جامعه در چند سال اخیر؛

10. رشد علمی و افزایش اقتدار سیاسی، اقتصادی نظام جمهوری اسلامی که می تواند به عنوان پشتوانه برای حمایت سیاست ها و راهبردهای فرهنگی از آن بهره برداری شود.

امید است این تحلیل اجمالی از موضوع پیچیدۀ عملکرد فرهنگی انقلاب اسلامی توانسته باشد سرفصل های لازم را برای تحقیق دانشجویان و پژوهشگران، به ویژه علاقه مندان به انقلاب اسلامی فراهم کند.

لازم به ذکر است که دعوت مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه فردوسی خطاب به نخبگان دانشگاهی در سال 1386 مبنی بر اینکه: «به هر حال بحثی که برای الگوی پیشرفت می کنیم، برای این نیست که می خواهیم پیشرفت را شروع کنیم؛ پیشرفت از انقلاب شروع شده؛ بلکه به این معناست که با بحث نظری و تعریف شفاف و ضابطه مند از پیشرفت، قصد داریم یک باور همگانی در درجۀ اول در بین نخبگان، بعد در همۀ مردم به وجود بیاید که بدانند دنبال چه هستیم و به کجا می خواهیم برسیم و بخش های گوناگون نظام بدانند چه کار باید بکنند. این را باید پیدا کنیم. البته من امروز نمی خواهم الگوی پیشرفت را اینجا مطرح کنم؛ نه، می خواهم لزوم این کار را بگویم. مدل سازی و الگوسازی، کار خود شماست؛ کار نخبگان ماست. در تحقیقات دانشگاهی باید دنبالش بروند، بحث کنند و در نهایت، الگوی پیشرفت را برای ایران اسلامی، برای این جغرافیا، با این تاریخ، با این ملت، با این امکانات، با این آرمان ها ترسیم و تعیین کنند و بر اساس او، حرکت عمومی کشور به سوی پیشرفت در بخش های مختلف شکل بگیرد».

تحقّق این رهنمود مقام معظم رهبری، کلید تحوّل در فرهنگ عمومی است و به نظر نویسنده الگوی کلی ای که می توان بر اساس آن طرح جامعی را تهیه کرد، بومی سازی تمام نظام های اجتماعی مطابق الگوی پیوست است که براساس آرمان مرکزی، هم تحوّل در نظام ها آغاز شود، هم روابط این نظام ها براساس این هدف محوری باز تعریف شود و به نظر می رسد تدوین پیوست های فرهنگی برای طرح ها و فعّالیت ها و سیاست های بخش های مختلف، آغاز این راه است و اگر به درستی مدیریت شود، به زودی از سوی بیشتر مدیران اجرایی تقاضاهای گسترده ای برای تحقیق و پژوهش روی خلأ نظری موجود ایجاد می شود و زمینه را برای شکل گیری هر چه بهتر الگوی جامعه فراهم می کند. ان شاءالله.

 



منابع

-   آشوری، (1351)؛ فرهنگ شناخت، تهران، دفتر مطالعات و برنامه ریزی فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر.

-  امام خمینی، سید روح الله (بی تا)؛ صحیفه نور، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.

-  اینگلهارت، رونالد (1382)؛ تحولات فرهنگی، ترجمه مرین وتر، تهران، کویر.

-  پیمایش ملی تحولات فرهنگی (1383)؛ تهران، سازمان تبلیغات اسلامی کشور.

-  توسلی، غلامعباس (1373)؛ مجموعه مقالات سمینار جامعه شناسی و توسعه، تهران، سمت، چ دوم.

-  چلپی، مسعود (بی تا)؛ «بررسی تجربی نظام شخصیت در ایران»، نامۀ پژوهش، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، ش 265.

-   شاین، ادگار (بی تا)؛ مدیریت فرهنگ سازمانی و رهبری، ترجمه برزو فرهیپورنجاتی و شمس الدین نوری، [بی جا]، [بی نا].

-   شنایدر، سوزات سی. وی. زن و لویی بارسو (1379)؛ مدیریت در پهنۀ فرهنگ ها، ترجمه سیدمحمد اعرابی و داود ایزدی، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی.

- محسنی، منوچهر و همکاران (1375)؛ بررسی نگرش و رفتارهای فرهنگی – اجتماعی، تهران، دفتر مطالعات فرهنگی.

-   نظام اقتصادی (1386)؛ ش 2 (دی و بهمن).

-   وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (1381)؛ ارزش ها و نگرش های ایرانیان، تهران، دفتر طرح های ملی.

-  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (1383)؛ رفتارهای فرهنگی ایرانیان، تهران، دفتر طرح های ملی.

-  یونسکو (1379)؛ راهبردهای علمی توسعۀ فرهنگی، ترجمه محمد فاضلی، [بی جا]، مؤسسه فرهنگی بنیان.

 

پی نوشت:

1. نویسنده در قالب 4 مقاله در کتاب «الگویی برای مدیریت اسلامی» به اختصار بدان اشاره کرده ام. این مقالات از طریق سایت مرکز حوزۀ هنری به آدرس www.hozehonari.com قابل دسترسی است.
 

منبع: درآمد، مروری بر کارنامه سی سالۀ نظام جمهوری اسلامی ایران (مجموعه مقالات نخستین همایش علمی درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران)، ج 2، ص 13 - 49، دکتر حسن بنیانیان 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :