Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 223079
تاریخ انتشار : 29 مهر 1396 12:51
تعداد مشاهدات : 92

سیر توسعۀ دانشجو در نظام آموزش عالی ایران / * دکتر محمدحسین میرزامحمدی ، مهدی محمودی

آموزش عالی به عنوان یکی از نیازهای اساسی در جامعۀ امروز مطرح است. پرداختن به آموزش، از ابتدای زندگی انسان معمول بوده است که با آموزش و پرورش، آغاز و با گسترش حوزۀ دامنۀ اطلاعات و امکانات بشر و احساس نیاز او، آموزش علی تشکیل شد و با طی روند خود در طول تاریخ به شکل امروزی آن در آمد. با ظهور اسلام، مراکز علمی در قالب های گسترده تر و تخصصی رشد و توسعه یافتند.
چکیده

آموزش عالی به عنوان یکی از نیازهای اساسی در جامعۀ امروز مطرح است. پرداختن به آموزش، از ابتدای زندگی انسان معمول بوده است که با آموزش و پرورش، آغاز و با گسترش حوزۀ دامنۀ اطلاعات و امکانات بشر و احساس نیاز او، آموزش علی تشکیل شد و با طی روند خود در طول تاریخ به شکل امروزی آن در آمد. با ظهور اسلام، مراکز علمی در قالب های گسترده تر و تخصصی رشد و توسعه یافتند. «مساجد» در تمامی اعصار، نقش «مدرسه» و «مدرسۀ عالی» را ایفا می کردند و بیمارستان ها، دارالشفاها و بیت الادویه ها برای تعلیم پزشکی و داروسازی و رصدخانه ها برای تعلیم ریاضیات و نجوم استفاده می شدند. از سده های چهارم و پنجم هجری به بعد، مدارس خاص کاملی در شهرهای بزرگ ایران به وجود آمد. به تدریج نظامیه ها به صورت مراکز برجستۀ تحقیقات و تعلیمات عالی در جامعۀ اسلامی در آمدند. پس از حملۀ مغول نیز با تأثیری که دانشمندان ایران بر نحوۀ ادارۀ کشور گذاشتند، توسعۀ آموزش و آموزش عالی در قالب مراکز تحقیقاتی ادامه یافت.

مقدمه


در قرن حاضر، جایگاه آموزش عالی در جامعۀ ما و در بیشتر کشورها دستخوش تغییرات بسیاری شده است. این تغییرات را می توان پیامد و لازمۀ تغییرات نظام اشتغال دانست که حاصل پیشرفت های انقلابی علوم و فناوری و تأثیر آنها بر نظام اقتصادی است. هر چند این تغییرات یک روند کلی را تشکیل می دهند، اما خود نیز به صورت مجموعه ای متشکل از اجزایی با چشم انداز و سرعت حرکت و نیز جایگاه متنوع و مراحل خاص تاریخی هر جامعه یا فرهنگ خاص، مشخص می شوند. وجه تمایز میان دانشگاه های امروزی با قدیم را باید بر حسب وظایف اجتماعی و اهداف اجتماعی و علمی آنها تبیین کرد. آموزش عالی به عنوان یکی ازنیازهای اساسی در جامعۀ امروز مطرح است. پرداختن به آموزش، از ابتدای زندگی انسان معمول بوده است که با آموزش و پرورش، آغاز و با گسترش دامنۀ اطلاعات و امکانات بشر و احساس نیاز او، آموزش عالی تشکیل شد و با طی روند خود در طول تاریخ به شکل امروزی آن در آمد.
«آموزش عالی» در فرهنگ و تمدّن پویای ایران و اسلام، از قدمت و غنای شایسته ای برخوردار است. این مقوله اگر چه با تعابیر و مشخصات کنونی تفاوت هایی دارد، اما به نحو بارزی بر پیشرفت و انتقال علوم در جهان تأثیر گذاشته است.
از آنجا که اسلام برای علم و عالمان منزلت ویژه ای قائل بود، پس از ظهور اسلام مراکز علمی در متن تحوّلات اجتماعی در قالب های گسترده تر و تخصصی رشد و توسعه یافتند. «مساجد» در تمامی اعصار، نقش «مدرسه» و «مدرسۀ عالی» را ایفا می کردند و علاوه بر آن، بیمارستان ها، دارالشفاها و بیت الادویه ها برای تعلیم پزشکی و داروسازی و رصدخانه ها برای تعلیم ریاضیات و نجوم استفاده می شدند. به این ترتیب، مدرسه در تمدّن اسلامی، مفهومی عام و قابل انطباق بر اجزای گوناگون علمی و آموزش عالی یافته است. از سده های چهارم و پنجم هجری به بعد، مدارس خاص کاملی در شهرهای بزرگ ایران مانند بخارا، نیشابور، طوس، مرو، ری و... به وجود آمد. به تدریج نظامیه ها (اوایل قرن پنجم هجری) در نیشابور و بغداد به صورت مراکز برجستۀ تحقیقات و تعلیمات عالی در جامعۀ اسلامی در آمدند. نظامیه ها به صورت نهضتی فراگیر و علمی تا قرن ششم هجری شهرهای کشور را زیر پوشش قرار دادند. پس از حملۀ مغول نیز با تأثیری که دانشمندان ایرانی بر نحوۀ ادارۀ کشور گذاشتند، توسعۀ آموزش و آموزش عالی در قالب مراکز تحقیقاتی از قبیل رصدخانۀ مراغه، زیج الغ بیک، ربع رشیدی و حتی مدرسه ها و کتابخانه های سیّار ادامه یافت.
به هر رو مکاتب، مدارس، مساجد و به ویژه مساجد جامع، دارالشفاها، بیت الادویه ها، دارالعلم ها، بیت الحکمه ها و رصدخانه ها به صورت عام و برخی از آنها در شهرهای بزرگ به طور خاص، جامع ترین و فراگیرترین مراکز آموزش عالی کهن کشور بوده و هر یک به نحوی کارکرد آموزش عالی را در جامعۀ اسلامی و ایرانی داشته اند.

آموزش عالی

آموزش عالی به آموزش هایی گفته می شود که برای بالا بردن سطح مهارت های کاربردی افراد جامعه، تأمین نیروی انسانی متخصص، توسعۀ میراث فرهنگی، خلق افکار تازه و ایجاد روحیۀ پژوهش به افراد داده می شود (شریعتمداری، 1365). آموزش عالی به دوره ای گفته می شود که پس از آموزش ابتدایی و متوسطه ارائه می شود و با درجه ای (کاردانی، کارشناسی و...) همراه است. لزوم ورود به آن در بیشتر کشورهای جهان، داشتن دیپلم کامل متوسطه است.

اهداف آموزش عالی

اهداف آموزش عالی را به انواع متنوّعی تقسیم کرده اند و نظر صاحب نظران در این زمینه تا حدودی متفاوت است. البته این نکته را هم باید مدّنظر داشت که اهداف آموزش عالی وابسته به زمینه های اجتماعی است. اتکین پنج وظیفه را برای آموزش عالی مطرح می کند که عبارتند از: 1. یاد دهی – یادگیری، 2. تحقیق، 3. دانش پژوهشی (سازماندهی و عصاره کردن دانش موجود)، 4. ادارۀ امور دانشگاهی، 5. عرضۀ خدمات مورد نیاز جامعه.
پورظهیر نیز پنج نقش عمده را برای آموزش عالی قائل شده است: 1. تربیت دانشمندان، پژوهشگران و مدیران به منظور نوسازی جامعه در تحوّل، 2. تربیت نیروی انسانی متخصص برای دنیای کار در بخش های گوناگون، 3. ارائۀ خدمات علمی و فنی از طریق آموزش های ضمن خدمت متناسب با نیاز بزرگسالان و جامعه، 4. فراهم کردن امکان آموزش مستمر برای دانش آموختگان از طریق ارائۀ دوره های آموزش تکمیلی، 5. انتقال میراث فرهنگی به نسل جوان که موجب ایجاد مهارت ها و عادات تفکّر انتقادی در آنها شود. (قورچیان، 1383)
هدف های اصلی دانشگاه را می توان در آموزش، پژوهش، پرورش، آینده نگری، توزیع هدفمند و برنامه دار دانش، حفظ میراث فرهنگی (انتقال میراث فرهنگی)، حفظ و ارتقای سنن علمی، کمک به حل معضلات جامعه، کارکرد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی به عنوان یک واحد در جریان توسعۀ کشور، پاسخگویی به نیازهای ضروری و هدف های اجتماعی، اجتماعی کردن جوانان در سطح آموزش عالی، فرهنگ ساز کردن جوانان و ایجاد انگیزۀ کار در آنان، مدرن کردن کشور، تولید هنجارها و نقد آنها، تولید فرهنگ به عنوان کارکرد پنهان و جانبی، تولید اندیشه و تولید ایدئولوژی بیان کرد (اسماعیل و خلیلی، 1381). اهداف مذکور همه در قالب هدف بارز و کلی آموزش عالی که پرورش افراد برای خدمت به جامعه است، قرار می گیرند.

آموزش عالی در تاریخ معاصر ایران

با آغاز عصر جدید ارتباطات در ایران و کشورهای اروپایی و انعکاس نظریات و دستاوردهای نهادهای تمدنی نو در ایران، اندیشۀ تأسیس مراکز نوین آموزش عالی در عصر قاجار شکل گرفت. نقطۀ شروعی که برای این مهم می توان یافت، تصمیم میرزا تقی خان امیرکبیر به تأسیس دارالفنون در سال 1230 ش است.
در سال 1300، قانون شورای عالی معارف به تصویب رسید که این قانون نقطۀ عطفی در تاریخ تشکیلات وزارت معارف به شمار می رفت. براساس این قانون، شورا با هدف توسعۀ دوایر علوم و اشاعۀ معارف و فنون و رفع نقایص تحصیلات علمی و فنی دایر شد. به تدریج مدارس عالی مختلف از دستگاه های اجرایی مربوط منتزع شدند و زیر نظارت وزارت معارف در آمدند. تمام امور مربوط به تحصیلات، اساسنامه، نظامنامه و دیگر مسائل مربوط به مؤسسات آموزش عالی در شورای عالی معارف بحث و بررسی می شد و تصمیمات شورا لازم الاجرا بود.
با توجه به اهمیت نقش آموزش عالی و نیز تنوّع و گستردگی آموزش های عالی و تخصصی، در بهمن ماه 1346؛ یعنی دو سال پس از تصویب قانون تأسیس شورای مرکزی دانشگاه ها، قانون تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی به تصویب رسید. به این ترتیب، نهاد ویژۀ دولتی برای حل مسائل فرهنگی و علمی نظام آموزش عالی کشور به طور مجزّا به وجود آمد تا برای تحقّق اهداف ذیل آغاز به کار کند:

1. صدور اجازۀ تأسیس و توسعۀ مؤسسات آموزش عالی و نظارت بر آنها؛
2. تعیین هدف های علمی و تحقیقاتی و آموزشی و تنظیم برنامه های لازم؛
3. توسعه و ترویج علوم و فنون از طریق ایجاد یا تجهیز مراکز تحقیقاتی و علمی و تشویق و ارشاد پژوهش های جمعی و فردی؛
4. تعیین خط مشی آموزش کشور و تمرکز برنامه ریزی در امر آموزش ملی و اعزام دانشجویان به خارج از کشور.

با تصویب این قانون، تمام وظایف و اختیارات وزارت آموزش و پرورش در شورای مرکزی دانشگاه ها و هیئت های امنا به وزارت علوم و آموزش عالی محوّل شد. استقلال آموزش عالی از آموزش و پرورش به دلیل توسعۀ تشکیلات و سازمان ها و لزوم توجه بیشتر به تربیت نیروی انسانی برای ادارۀ این گونه تشکیلات صورت گرفت. در سال 58 – 1357که آخرین سال قبل از وقوع انقلاب اسلامی است، در مجموع 175675 دانشجو و 9098 کادر آموزشی تمام وقت در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور مشغول به تحصیل و آموزش بوده اند.
 پی از پیروزی انقلاب اسلامی، در اسفند 1357 با تغییر در سازمان و تشکیلات، مجدداً دو وازارتخانۀ «فرهنگ و هنر» و «علوم و آموزش عالی» در هم ادغام شد و با نام «وزارت فرهنگ و آموزش عالی» به انجام امور پرداخت. به دنبال آن، طرح ادغام مؤسسات آموزش عالی به اجرا گذاشته شد و به موجب آن، 53 دانشگاه، دانشکده و مؤسسۀ آموزش عالی در قالب چهار مجتمع دانشگاهی فنی و مهندسی، ادبیات و علوم انسانی، علوم اداری و بازرگانی و هنر، سازماندهی شدند. پس از انقلاب فرهنگی و بر اساس تصمیم شورای انقلاب اسلامی مبنی بر تعطیلی مؤسسات آموزش عالی در سال 1359، امام خمینی (ره) به تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی فرمان دادند. در این فرمان به ستاد مزبور مسئولیت داده شده بود که از افراد صاحب نظر و متعهد، استادان مسلمان و دانشجویان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کرده و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت کنند تا شورایی را تشکیل دهند و در زمینۀ برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آیندۀ دانشگاه ها براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده کردن استادان شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام کنند. به این ترتیب ستاد انقلاب فرهنگی با تشکیل کمیته های برنامه ریزی در شعب مختلف علوم آغاز به کار کرد. در آبان 1361 با تشکیل شورایی، مقدمات بازگشایی و نوگشایی مؤسسات آموزش عالی فراهم آمد و بدین ترتیب، بازگشایی مؤسسات آموزش عالی در دو مرحله انجام شد. در سال 1364 به فرمان امام (ره) شورای عالی انقلاب فرهنگی متشکّل از سران سه قوه، نخست وزیر، وزاری فرهنگ و آموزش عالی، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعضای شورای ستاد انقلاب فرهنگی و جمعی از دانشگاهیان تشکیل شد که در ادامۀ کار ستاد انقلاب فرهنگی، به سیاستگذاری در امور فرهنگی، آموزشی و پژوهشی بپردازد. (هدایی و مهدوی، 1381)
آموزش عالی در عصر کنونی با نام دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی شناخته می شود و مسئولیت خود را در قبال جامعه که همانا انتقال میراث عظیم بشری است، انجام می دهد. این امر در اهداف آموزش عالی مستتر است و به نظر برخی از صاحب نظران این حوزه، وظیفۀ اصلی آموزش عالی خدمت به جامعه است که این تصویر در اوایل قرن 21 بیشتر به چشم می خورد. امروزه در همۀ دنیا ایجاد فرصت های برابر برای دستیابی به آموزش عالی، روندی است که دنبال می شود و می توان از موارد بارز آن تأکید یونسکو بر آموزش عالی برای همه را نام برد. (www.Unesco.org)
به طور کلی دانشگاه به عنوان سازمانی هدفمند، کارکردهای مهم اجتماعی چون: آموزش جوانان برای کسب حرفه، ترغیب آنها به توسعۀ علمی و تهیۀ زمینۀ تحرّک اجتماعی را انجام می دهد. (باثوم، 1382)
با توجه به مسئولیت دانشگاه ها و اهمیت آنها، امری که باید در رأس همۀ امور این مؤسسات قرار گیرد، کیفیت است. عموماً کیفیت با رضایت مشتری برابر است و یکی از دلایلی که توجه به امر کیفیت در آموزش عالی را باعث می شود، الزام مسئولیت پذیری و پاسخگویی نظام آموزش عالی است (سعادتمند، 1383). همین الزام به پاسخگویی، نظام آموزش عالی را بر آن می دارد که در وهلۀ اول، نیاز جامعه برای آموزش را بر طرف و در وهلۀ دوم، به امر کیفیت آموزش نیز توجه کند.
مدارس عالی و دانشگاه ها جزیی از جامعۀ نوین می باشند. بدین ترتیب آنها باید خواسته های اجتماعی، سیاسی، علمی و اقتصادی برای آموزش را به بهترین نحو ممن پاسخ گویند؛ به طوری که دانش آموختگان این مؤسسات دارای حس مسئولیت پذیری بوده، از نظر توانایی علمی و مهارت های کاری در حد مطلوبی باشند. (همان)
اهداف مصوّب آموزش عالی در کتاب «برنامۀ آموزش عالی و تحقیقات در برنامۀ پنج سالۀ اول توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران» عبارتند از: توسعه و ارتقای علوم و معارف کشور، تربیت و تأمین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کشور، فراهم آوردن زمینه های لازم برای توسعۀ تحقیقات، نوآوری، انتقال و جذب تکنولوژی، بهبود شاخص های کیفی آموزش عالی، انطباق برنامه های آموزشی و محتوای آموزش ها با نیازهای تخصصی جامعه و مقتضیات ناشی از توسعۀ علوم و معارف، توأم ساختن آموزش با پژوهش در کلیۀ سطوح آموزش عالی و تأمین نیازهای بنیادی پژوهش در کشور، ایجاد تعادل کشوری، منطقه ای و استانی در زمینۀ امکانات و فرصت های آموزشی، برقراری و گسترش ارتباط متقابل بین مؤسسات آموزش عالی و دیگر بخش ها در زمینه های علمی و فرهنگی و صنعتی. (هدایی و مهدوی، 1381)

وظایف آموزش عالی

براساس اهداف آموزش عالی، وظایف آن نیز مشخص می شود و مسئولان این نظام ملزم به اجرای این وظایفند. به طور کلی وظایف آموزش عالی عبارتند از:
1. تربیت متخصصان تراز اول؛
2. تربیت استاد و معلم کارآزموده برای دوره های عالی، متوسطه و در بسیاری از کشورها حتی برای دوره ابتدایی؛
3. پژوهش و کارآموزی پژوهشگران؛
4. فراهم کردن دوره های تحصیلات تکمیلی و بازآموزی برای کادر مدیریت؛
5. اشاعۀ فرهنگ علمی، ادبی، هنری (و ارزش های فرهنگی جامعه). (گروه مشاوران یونسکو، 1384)

رویکردهای برنامه ریزی در آموزش عالی

رویکردهای برنامه ریزی در آموزش عالی متفاوت است و نظام های آموزشی متناسب با نیازها و امکانات خود از رویکرد مقتضی استفاده می کنند. در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی نیز این رویکرد بر اساس تقاضای اجتماعی برای آموزش عالی و بر اساس اصل عدالت و آموزش عالی را برای همه به اجرا در می آید.
روش اجتماعی مبتنی بر پاسخگویی به نیازهای افراد، گروه ها و طبقات اجتماعی به ویژه گروه های محروم اجتماع است. این روش به منظور کاهش یا حذف نابرابری های اجتماعی به کار برده می شود. (همان)
برای دسترسی به آموزش عالی باید انتخاب کرد: یا درهای دانشگاه به روی همۀ داوطلبان آموزش عالی باز است و ورود به آموزش عالی آزاد است، که در این صورت باید از امکانات و کادر مجهز و فراوان برخوردار بود؛ یا امکانات محدود است، که در این صورت باید گزینش دانشجو، به ویژه در مورد رشته های خاص انجام پذیرد. (همان)
واقعیت این است که آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران از جایگاه شایسته و ویژه ای برخوردار است. این ویژگی و رفعت جایگاه آموزش عالی در درجۀ اول به دلی توجه مردم به این امر و وجود تقاضای اجتماعی فزاینده برای ورود به آموزش عالی است و در درجۀ دوم به سیاست های کلی نظام و راهبردهای توسعۀ کشور مربوط می شود.
از منظر تقاضای اجتماعی برای آموزش عالی، جامعۀ ایرانی برای تمامی فرزندان خود ورود به دوره های آموزش عالی را به عنوان یک هدف اجتماعی دنبال می کند که خوشبختانه نظام آموزش عالی کشور برای پاسخگویی به این تقاضا کاملاً موفق عمل کرده است؛ تا آنجا که در حال حاضر جمعیت دانشجویی کشور به 3 میلیون نفر بالغ شده است که با توجه به ظرفیت های ایجاد شده، پیش بینی می شود در پایان برنامۀ چهارم توسعه به چهار میلیون نفر افزایش یابد.
از جنبه ای دیگر، سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 که احراز مقام اول علمی و اقتصادی کشور را در منطقۀ آسیای غربی تکلیف می کند و قانون برنامۀ چهارم توسعه که الگوی توسعۀ مبتنی بر دانایی را بر می گزیند، تکالیف و وظایف سنگینی را به نظام آموزش عالی کشور در وجه عام و دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی در وجه خاص محول می کنند. (همایش معاونان آموزشی، دانشگاه هرمزگان، 1386)
ارتقای کیفیت مدیریت دانشگاه ها یکی از مباحث حاد دنیای امروز است؛ زیرا آموزش عالی هم اکنون در همۀ جهان دستخوش بحران های گوناگون شده است. عواملی چند از قبیل محدودیت های مالی، فقدان ارتباط میان محتوا و روش در دوران توسعۀ سریع دانشگاه و عصر فناوری اطلاعات، اشتغال، کتاب، دانش آموختگان دانشگاهی و تقاضای اجتماعی برای پاسخگویی، دانشگاه ها را تحت فشار شدیدی قرار داده تا از نظر اقتصادی قابل توجیه باشد.
تغییرات الگویی در روش های مدیریت آموزشی از پیش در وزارتخانه های مربوط دیده می شود که روز به روز و هر چه بیشتر مسئولیت مدیریت را به مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه ها واگذار می کنند و خود به تعیین خط مش ها و امور مربوط به نظارت می پردازند. این پدیده مستلزم افزایش مهارت مدیران ارشد مؤسسات آموزشی در حوزۀ عملکرد خود می باشد.
مؤسسات بین المللی برنامه ریزی آموزشی، یونسکو، سازمان همکاری اقتصاد و توسعۀ بانک جهانی، دولت ها و حتی خود مؤسسات آموزشی، با اطلاع و پیش بینی این مشکلات، طرح های پژوهشی بین المللی را برای بررسی مسائل مربوط به مدیریت آموزش عالی در سطح دانشگاه ها ارائه و پی ریزی کرده اند تا به وسیلۀ آن بتوان برای روش های به کارگیری مطلوب تر منابع موجود، اقدام برای بهبود کارایی مدیریت و به دست آوردن بیشترین و بهترین نتایج جوابگو بودن در برابر تحوّلات و دگرگونی های پرشتاب دنیایی که به سرعت در حال توسعه و رشد است، راه حل های اساسی پیدا کرد.
ایجاد تغییرات در اکثر مؤسسات آموزش عالی کشورهای در حال توسعه شروع شده است و به تمام دانشگاه هایی که جایگاه خود را در ای دنیای پر تحرّک و پویا نیافته اند کمک می کند تا مؤسسات آموزشی خوبی برای توسعۀ اجتماعی – اقتصادی کشور خود باشند. هر چند مؤسسات آموزش عالی باید از اینکه این تغییرات در بطن مؤسسات و کشور خودشان ظهور می کند، استقبال کنند؛ اما به طور خاص باید خواسته و علاقۀ آنها برای تطابق با نیازها و اولویت هاف در رسالت سازمان و برنامه های ملی آنها بیان شود.
در کشور ایران نیز راهبردهای ارتقای کیفی مدیریت دانشگاه ها باید در سرفصل برنامه ها و اهداف آموزش عالی قرار گیرد. طبق آمار آموزش عالی در سال 1377، هر ساله حدود 160 هزار نفر از دانش آموختگان دبیرستان ها وارد آموزش عالی دولتی می شوند. این آمار، نشان دهندۀ عزم راسخ جوانان کشور برای کسب علم و بهبود زندگی است. همچنین ارائۀ خدمات آموزش عالی برای حدود 700 هزار نفر را که نسبت به قبل از انقلاب چند برابر شده است، می توان جزء توفیقات کم نظیر در آموزش عالی کشور قلمداد کرد. گسترش آموزش عالی در بُعد کمّی، در واقع موجب فراهم شدن فرصت برای رشد جوانان کشور می شود که باید با رشد کمی – پژوهشی و تربیت دانش آموختگان توانا با مهارت های مورد نیاز جامعه در زمینه های مختلف همراه باشد. گسترش نظام اداری دانشگاه ها و تنوّع وظایف و خدمات و وسعت عملیاتی و کاهش بودجۀ دانشگاهی با توجه به تورّهم اقتصادی از دیگر سو ایجاب می کند که در ابعاد ارتقای کیفی مدیریت های دانشگاهی اقدامات جدی به عمل آید. این مقاله با مرور پژوهش های انجام شده در دهۀ اخیر در کشورهای در حال توسعه، مسائل مشترک مدیریت دانشگاه ها را در دنیای امروز برشمرده و ضمن تجزیه و تحلیل چالش های موجود بر سر راه مؤسسات آموزش عالی جهان، راهبردهای اساسی را در ارتقای کیفی مدیریت دانشگاه ها تبیین می کند. (قورچیان و همکاران، 1383)
با توجه به اهمیت آموزش عالی و توجه نظام جمهوری اسلامی به آن، می توان نظری به آمار مقایسه ای بین آموزش عالی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی داشت.

سال تحصیلی

دانشجویان

دانش آموختگان

کادر آموزشی

زن

مرد

جمع

زن

مرد

جمع

زن

مرد

جمع

49-48

16949

50319

67268

3051

8718

11769

673

5430

6102

50-49

190027

55681

74708

4798

12452

17250

797

5677

6474

52-51

28869

68469

97338

5913

12036

17949

992

7774

8766

53-52

36112

87002

123114

10663

19967

30630

1289

9176

10465

56-55

46019

108196

154215

12884

32163

45047

2058

11894

13952

57-56

49510

110798

160308

12367

27241

39608

2372

13081

15453

67-66

58929

145933

204862

9706

18931

28637

2654

13926

16580

68-67

71822

178887

250709

10220

22790

33010

2937

14510

17447

71-70

96969

247076

344045

16576

35777

52353

4285

20923

25208

81-80

378365

381505

759870

56037

71080

127117

10070

44889

54969

84-83

549570

469410

1018980

---

---

---

13188

59701

72889

 (سایت آموزش عالی، 1387، آمار آموزش عالی ایران از سال 1348 تا 1383)

آمار نشان می دهد که از سال 1348 تا سال 1384 تعداد 951712 نفر به تعداد دانشجویان افزوده شده است که از این تعداد، 532621 نفر را دختران تشکیل داده اند و این رقم حاکی از رشد بالایی در جمعیت دانشجویی کشور است.
همچنین آمار آموزش عالی در سطوح بالای آموزشی نشانگر افزایش تعداد زنان در آموزش عالی است. بر اساس آمار، در سال 74 – 1373 تعداد زنان در سطح کارشناسی در گروه علوم انسانی 19025 نفر بوده که این آمار در سال 83 – 1382 به 60978 نفر رسیده که حاکی از افزایش پذیرفته شدگان زن در آموزش عالی است و خود نقطۀ عطف و نشانگر توجه نظام آموزشی جمهوری اسلامی به آموزش زنان است که در گذشته به آنان توجهی نمی شده است.

بحث و نتیجه گیری

افزایش دانشجو در بُعد کمّی و تأسیس دانشگاه ها، آثار و پیامدهای مثبتی چون: رفع نابرابری ها در حوزۀ آموزش عالی، گسترش فرهنگ و بالا بردن سطح سواد جامعه، پیشرفت و ترقّی جامعه، افزایش سطح رفاه و همچنین عدالت به عنوان ارزشی که بیشترین عمومیت را به خود اختصاص داده و با وصف ارزش و سودمندی مطرح است، شده است. در زمینۀ آموزش عالی، گسترش آن منجر به عدالت آموزشی می شود و آموزش عالی را منحصر به قشر نخبگان نمی کند. همچنین توزیع آموزش عالی در سطوح وسیع تر، نه لزوماً از حیث پیشرفت علمی به معنای اختراع و اکتشاف، بلکه از حیث توزیع عادلانه تر یکی از مطلوب های کمیاب (دانش)، سودمند است.
وجه دیگر سودمندی گسترش آموزش عالی را می توان در توسعۀ تخصص در سطوح گسترده تر، هر چند با کیفیت پایین تر، دانست که معدل نگرش علمی و برخورد تخصصی کل اجتماع را افزایش می دهد و این می تواند به طور مستقیم بر توسعۀ استفاده از تکنولوژی و از این طریق بر انواع بازده های اقتصادی، اجتماعی و در نهایت، بر تولید ناخالص ملی اثر مثبت داشته باشد.

همچنین از چالش های آموزش عالی به شکل انبوه و عام آن می توان موارد ذیل را نام برد:


- ورود به دانشگاه به منزلۀ تضمین شغل متناسب با تخصص نیست.
- طلب آموزش عالی به عنوان یک حق عمومی عملاً آن را تبدیل به یک نیاز عمومی کرده است؛ نیازی که در شمار سایر نیازهای عمومی مشروط و موکول به امر دیگری نیست.
- افزایش آموزش عالی به شکل انبوه، محصول آگاهی جامعه به نیاز به آموزش بیشتر است که بر اثر توسعه و پیشرفت علم و فناوری حاصل شده و آموزشی است که هیچ گونه ملازمه ای با یافتن شغل متناظر ندارد.
- وضعیت فعلی دانشگاه در ایران وضعیتی است که عموم داوطلبان آموزش عالی به خوبی از وضعیت بازار کار و عدم ملازمۀ میان آموزش دانشگاهی و پر کردن یک پست خالی تخصصی آگاهند. این آگاهی تغییری در تمایل به آموزش عالی ایجاد نکرده است. (مردیها، 1381)

البته یادآوری این نکته لازم است که ورود حداکثری دختران به آموزش عالی، تلقّی و باور قبلی؛ یعنی عدم دستیابی به شغل پس از تحصیلات را برای پسران فراهم کرده و از ادامۀ تحصیل و ورود آنها به آموزش عالی کاسته است.
همچنین از آثار و پیامدهای آموزش عالی انبوه می توان به افت کیفیت آموزش نیز اشاره کرد. هنگامی که تعداد دانشجویان افزایش یابد، معدل استعداد علمی مجموعۀ دانشجویان جدید پایین می آید؛ چرا که وقتی قرار است برای یک رشته از سراسر کشور به جای دویست نفر، هزار نفر پذیرش شوند، بخشی از مازاد متعلّق به رشد جمعیت است، اما سهم عمده از آن کسانی است که در یک پذیرش محدودتر جزء رد شده ها قرار می گرفتند. از سوی دیگر، افزایش دانشجو ملازم با افزایش استاد است و در اینجا هم همان تفاوت وجود دارد؛ یعنی چند برابر شدن تعداد استادان، ناگزیر با افت معدل توانایی علمی آنها همراه است؛ زیرا برای جذب تعداد بیشتری از استادان باید استاندارد علمی پذیرش استادان را تعدیل کرد.
اما با همۀ اینها؛ آنچه انقلاب اسلامی بدان دست یافته است را می توان در حوزۀ ارزش ها و معارف اسلامی و ارزش های اخلاقی که در جامعۀ امروز با کمبود آن روبه رو هستیم، عنوان کرد. همچنین معنویت گرایی در آموزش عالی و در قشر تحصیل کرده که در دانشگاه های ما بارز و مشهود است؛ در حالی که در دانشگاه های غربی جوّ عدم معنویت و پوچی و بی هدفی حاکم است و این مشکل به عنوان یکی از چالش های نظام آموزش عالی در هزارۀ سوم مطرح است. البته توجه به معنویت و معنویت گرایی در آموزش عالی جمهوری اسلامی بارز و مشهود است و توجه به آن جزء یکی از اهداف اساسی این نظام مطرح است.




منابع

- آمار آموزش عالی ایران (1352)؛ تهران، مؤسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی آموزشی.
- اسماعیل، حمید امین و اسماعیل خلیلی (1381)؛ آسیب شناسی فرهنگی دانشگاه های ایران، تهران، دفتر مطالعات و برنامه ریزی فرهنگی.
- بائوم، رابرت بیرن (1382)؛ دانشگاه ها چگونه کار می کنند، ترجمه حمیدرضا آراسته، تهران، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.
- سعادتمند، سعید (1383)؛ کیفیت در آموزش عالی، تهران، دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
- شریعتمداری، علی (1365)؛ جامعه و تعلیم و تربیت (مبانی تربیت جدید)، تهران، امیرکبیر.
- قورچیان، نادرقلی، حمیدرضا آراسته و پریوش جعفری (1383)؛ دایره المعارف آموزش عالی (جلد اول)، تهران، بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
- گروه مشاوران یونسکو (1384)؛ تهران، مؤسسه پژوهش و برناه ریزی آموزش عالی.
- مردیها، مرتضی (1381)؛ انتظارات از دانشگاه انبوه، تهران، دفتر مطالعات و برنامه ریزی فرهنگی.
- هدایی، محمد و فاطمه مهدوی (1381)؛ دانشنامه آموزش و پرورش، آموزش عالی و حوزه علمیه ایران، اراک، ناشر مؤلّف.
- آمار آموزش عالی ایران:  http://www.irphe.ir/fa/statistics.htm


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :