Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 234348
تاریخ انتشار : 5 اسفند 1396 10:40
تعداد مشاهدات : 210

هر کاری با همه می کنید با این هم بکنید / مجمد لاجوردی

به ایشان (شهید لاجوردی) خبر دادند. وقتی رسیدند، برای اینکه حساب کار دست من بیاید، جلوی خود من به رئیس کلانتری گفتند هر کاری با همه می کنید با این هم بکنید و بعد رفتند.

من در سال 60 با موتور در خیابان بهشت با خانمی که از عرض خیابان عبور می کرد تصادف کردم. این خانم به زمین افتاد و از بینی شان خون آمد. بلافاصله من ماشین گرفتم و آن خانم را به بیمارستان شریعتی بردم. وقتی بیمار را تحویل دادم، گفتند طبق قانون شما بازداشت هستید تا تکلیف درمان این خانم مشخص شود.

اوایل انقلاب بود و حزب جمهوری کنگره ای داشت و این خانم هم از تبریز آمده بود. من را به کلانتری ابوسعید بردند و به بازداشتگاه انتقال دادند. جماعتی آنجا بودند که من به عمرم ندیده بودم، آدم های خلافکار و مواد فروش و چاقوکش.

به ایشان (شهید لاجوردی) خبر دادند. وقتی رسیدند، برای اینکه حساب کار دست من بیاید، جلوی خود من به رئیس کلانتری گفتند هر کاری با همه می کنید با این هم بکنید و بعد رفتند.

من به رئیس کلانتری گفتم همه چه کار می کنند؟ گفت همه سند می گذارند تا وقتی مشخص شود هیچ صدمه ای به این خانم وارد نشده است. عمویم یک خانه داشتند و سند آن را آورد. دایی ام هم کارهای اداری را کرد، این سند گرو ماند و بعد از یکی دو روز که معلوم شد این خانم آسیب ندیده، سند را آزاد کردند.

و یا در موردی دیگر، در اوایل کار ما یک شرکتی به نام «تهران فاج» مقدار زیادی از پول ما را برد و چکش هم برگشت خورد و ما به هر دری می زدیم جواب نمی داد. با شهید لاجوردی فقط طرح بحث کردم و ایشان یک جمله گفت ببین مردم چکار می کنند، شما هم مانند بقیه. از طریق پلیس قضایی ماجرا فیصله پیدا کرد.


محمد لاجوردی




نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :