Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 252757
تاریخ انتشار : 6 بهمن 1397 21:1
تعداد بازدید : 213

انقلاب اسلامی و تولد دوباره سینمای ایران

دستاورد های چهل ساله انقلاب اسلامی در حوزه «فیلم و سینما» که در دهه های گذشته به وقوع پیوسته ، سبب شده است که صنعت سینمای کشور از رویکردی صرفا سرگرم کننده، تجاری،به سینمایی خلاق، فاخر، اخلاق مدار و چند ژانری تبدیل شود.
به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، نقش عوامل فرهنگی به صورت عام و سینما را به صورت خاص برجریان انقلاب اسلامی را نمی توان و نباید نادیده گرفت. گرچه ورود سینما به ایران یکی از نمادهای مدرنیزاسیون و تجدد است اما به دلیل شکل و پیامدهایش، می توان آن را یکی دیگر از مصادیق تاخر فرهنگی در جامعه ایرانی دانست.
تاخر فرهنگی در ادبیات جامعه شناختی به معنی ناهماهنگی و ناهمزمانی فرهنگ مادی و غیر مادی است؛ به بیانی ساده تر تاخر فرهنگی زمانی رخ می دهد که وسیله ای مادی از خارج از جامعه وارد شده اما هنوز فرهنگ استفاده و نوع مواجهه با آن رخ نداده است؛ سینما در دوره ای که تحت تاثیر ارتباط ایرانیان و به ویژه نخبگان و شاهان با فرنگ شناخته شده و به ایران ورود پیدا کرد، دقیقا با تاخر مواجهه شد. وسیله ای برای سرگرمی که ضمن هیجان انگیز بودن فرهنگ آن هنوز وجود نداشت به همین دلیل از زمان ورود مشکلات عدیده ای را ایجاد کرد.
شاید فیلمفارسی ها و سبک فیلم های تجاری قبل از انقلاب را بتوان به عنوان یکی از مصادیق تاخر فرهنگی عنوان کرد اما از طرفی خود همین تاخر در نهایت از نظر برخی از نظریه پردازان انقلاب، جرقه و محرکی برای انقلاب شد.
سینمای ایران در قبل از انقلاب اسلامی را می توان در دو دسته اصلی و عمده جای داد؛ سینمای تجاری و تک ژانری و مبتذل و سینمای انتقادی. که این هر دو سینما هر کدام به شیوه و سهم خود بر انقلاب و سرعت وقوع آن اثرگذاردند.
سهم سینمای تجاری از این باب بود که با فضاسازی های پایین شهری و انتخاب قهرمانانی جنوب شهری و مهاجران شهرستانی که هدفی جز پولسازی و روایت هایی عامه پسند نداشت، این هیجان و جسارت مخالفت را به عمده ی مخاطبانش که اتفاقا همین طبقات پایین و محروم اجتماعی بودند داد؛ از طرفی الگوگیری از سبک فیلم های غربی بدون توجه به فرهنگ عرفی و دینی جامعه ایران، یکی دیگر از عوامل خدشه دار شدن احساسات و برانگیختن مردم مذهبی بود؛ از طرف دیگر گسترش دسترسی و امکان تماس با این فضا به دلیل گسترش سینماها در شهرستان ها موجب همراهی و توده ای شدن انقلاب گردید. ضمن این که از سوی دیگر آن سینمای انتقادی که از اواخر دهه ی 40 و اوایل دهه 50 به رغم خفقان نظام شاهنشاهی شکل گرفته و به سختی جریان داشت توانست تا بر آتش این هیجانات و سرخوردگی ها بیفزاید.

**تولد فجر
پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 57 برخی از فعالیت های به ویژه فرهنگی به حالت تعطیلی و تعلیق درآمدند که از آن جمله می توان به تعطیلی برخی از سینماها و جشنواره های سینمایی و به اصطلاح فرهنگی اشاره کرد.
قبل از انقلاب و در زمان حکومت پهلوی فستیوالی تحت عنوان «جشنواره بین المللی فیلم تهران» وجود داشت که میدان رقابت فیلم های تولید داخل و بین المللی بود. این جشنواره که بعد از انقلاب تعطیل شده بود، چهار سال بعد و همزمان با روزهای تولد چهارسالگی انقلاب در بهمن 1361 با عنوان جدید جشنواره فیلم فجرشروع به کار کرد.
این جشنواره در روزهایی که شکل گرفت که ایران که تازه یک انقلاب را پشت سرگذاشته بود به اجبار وارد جنگ تحمیلی شد و این مداومت شرایط ناآرام، ثبات و شکوفایی فرهنگی را تحت الشعاع قرار می داد. به رغم این شرایط و تنها 4 سال بعد سینمای ایران توانست سربلند از این آزمون بیرون بیاید و در سال 1365 یکی از برترین دوره های تاریخی جشنواره را داشته باشد. جشنواره پنجم در آسمان سینمای ایران درخشید و تمام منتقدان و نظریه پردازان را در حیرت فرو برد.
اجاره نشین ها به کارگردانی داریوش مهرجویی، ناخدا خورشید به کارگردانی ناصر تقوایی، شیر سنگی به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی، خانه دوست کجاست؟ به کارگردانی عباس کیارستمی، دست نوشته ها به کارگردانی مهرزاد مینویی، رابطه به کارگردانی پوران درخشنده و... تنها بخشی از شاهکارهای این دوره و همچنین تاریخ سینمای ایران هستند.
بر این اساس در طول یک دهه سینمای ایران توانست از چاه فیلمفارسی خلاص شده و به سینمایی فاخر در عرصه ملی و بین المللی بدل شود. اتفاقی که با توجه به شرایط سخت تغییرات اجتماعی پس از انقلاب و پس از آن مصیبت هایی که به واسطه جنگ تحمیلی رخ داد، شکل گرفتن این جریان، به معجزه ای می مانست که هنوز هم برای برخی از منتقدان غیرقابل تحلیل است.
سینمایی که توانست ناخدا خورشید و ناصرتقوایی را به ایران معرفی کند. فیلم و چهره ای که هردو به بخشی از تاریخ فاخر و تکرارنشدنی سینمای ایران بدل شدند.

**همچنان در مسیر کمال
در طی این سال ها جشنواره فیلم فجر به عنوان جشنی فرهنگی و هنری همواره برگزار گردیده و نقشی مهمی در اشاعه و جریان سازی فرهنگی و سینمایی داشته است.
امسال و در آستانه ی 40 سالگی انقلاب اسلامی جشنوار فیلم فجر دوره ی 37 ام خود را خواهد داشت. جشنواره ای که در طی سالیان گذشته تغییرات ریز و درشتی (بین المللی شدن و جدا شدن قسمت بین المللی از بدنه اصلی، توجه و تمرکز بر سینمای مستند و کودک و فیلم کوتاه و جدا شدن این قسمت ها به صورت تخصصی از فیلم داستانی و...) را از سرگذرانده و نقش غیرقابل انکاری در وضعیت سینمای امروز و جایگاه ایران در این عرصه داشته است.
شاید بتوان گفت که امسال و در تولد 37 ام فجر، انتقاداتی بیش از گذشته از شکل اجرا تا محتوا به فجر وارد می شود؛ انتقاداتی که البته وارد است اما نباید ارزش و اهمیت تاریخی و قدرت اثرگذاری این فستیوال و سینما را از منظر دور داشت؛ اساسا می توان بخشی از این انتقادات را به بزرگی و اهمیت جشنواره فیلم فجر در نظر و جایگاه سنتی آن در بین مردم و نخبگان فرهنگی جامعه ایران در نظر گرفت.
فجر همچنان می تواند ما و عرصه بین المللی فرهنگی را حیرت زده کند اما این اتفاق نیاز به بازبینی راه رفته و دست کشیدن از تکرار اشتباهات و تغییر مسیر است. قطعا ایران و سینمای ایران حرف های زیادی برای گفتن دارد که باید امکان مطرح شدن آن به جامعه و فرهنگ داده شود.

فیلم


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :