Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 266767
تاریخ انتشار : 24 اسفند 1398 15:42
تعداد بازدید : 229

برای طلبه ای که زانوی غم به بغل گرفت / فاطمه خوش نما

آقای مداح سلام؛ امروز عکس در خود مچاله شده تان را که دیدم، شکستم. دلم ریخت روی زمین. انگار نه انگار مثل انبوه عکس ها و فیلم های این بیست روز اخیر، هرچه می بینیم از پشت قاب شیشه ای موبایل است و جای ما امن است و حال مان خوب. حال ما خوب نیست آقای مداح.
آقای مداح سلام؛ امروز عکس در خود مچاله شده تان را که دیدم، شکستم. دلم ریخت روی زمین. انگار نه انگار مثل انبوه عکس ها و فیلم های این بیست روز اخیر، هرچه می بینیم از پشت قاب شیشه ای موبایل است و جای ما امن است و حال مان خوب. حال ما خوب نیست آقای مداح.
فیلم تان را که دیدم، قلبم هم سوراخ شد. می دانید آخر من سال ها بین زن و شوهرهای جوانی که به امید درس دین خواندن به قم مهاجرت می کردند، زندگی کردم.
فیلم را که دیدم فهمیدم خانه تان از این اجاره ای های زیرزمینی است که به خاطر نم ندادن دیوار و زیرزمین بودنش،آن ها را تا یک متر از کف زمین سنگ می کنند.
اصلا طلبه ای که خانه اش از این زیرزمینی ها نباشد طلبه نبود، شاهی بود برای خودش. با اینکه ده سال است آنجا نیستیم اما انگار هنوز هم این خانه های نمور بی نور زیرزمینی مال طلبه هاست. خانه هایی که یک پنجره بزرگ از سقف رو به حیاط دارند و غروب به غروب صاحبخانه که ماشینش را توی حیاط پارک می کرد چراغ های جلوی ماشین مماس با پنجره خانه های ما می شد. شب و آسمان و ستاره ای در کار نبود تا صبح روشن فردا که ماشین از توی حیاط بیرون برود.
آقای مداح من بین امثال شما و آن زن مظلوم مرحوم زندگی کرده ام. ما زن هایی که همسر طلبه هایی جوان شده بودیم، سال ها غم غریبی و غربت را بین خودمان تقسیم می کردیم تا غم مان مانع درس و بحث همسران مان نباشد.  آقای مداح من بین شماها زندگی کرده ام. از خودتان هستم و می دانم طلبه ها و همسران شان در قم چطور با حداقل درآمد، قانع و راضی، بدون کوچکترین گلایه ای زندگی می کنند و به هیچ چیز جز خدمت به خلق الله فکر نمی کنند. شما و امثال شما اهل غر زدن و گلایه کردن و بیشتر خواستن نیستید اما همیشه برای مردم، وسط میدان بوده اید و هستید. چه آن زمان که برای تبلیغ به دورافتاده ترین روستاها می روید و چه حالا که بدون امکانات و با دست خالی برای خدمت به بیمارها از جان مایه می گذارید.
.
آقای مداح من یک زنم و می توانم تصور کنم وقتی ۶ ماه پیش جواب آزمایش بارداری همسرتان مثبت شد، چه رویاها که در دل تان نداشتید، چه امیدها که به شان دل نبستید. چقدر لحظه تولد فرزندتان را توی ذهن تان تداعی نکردید و لبخند همسرتان را بعد از تولد بچه ها مجسم نکردید.
آقای مداح چون جنس تان را، وجودتان را، غیرت تان را و فکرتان را می شناسم می دانم چرا خبر رفتن همسر باردارتان را که شنیدید، از بیمارستان بیرون زدید و این گوشه را برای فوران دردتان انتخاب کردید. برای بقیه عجیب است که تیتر زده اند این طلبه برای حفظ روحیه باقی بیماران چه کرده است. برای ما عجیب نیست.

کرونا


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :