Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 102565
تاریخ انتشار : 14 اسفند 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 17

طرح پيام و راه جديد و شكستن نظام دو قطبي

تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، يكي از افكار و اعتقادات جدّي حاكم بر جهان كه همۀ مردم و كشورها آن را پذيرفته بودند، دو قطبي بودن دنيا بود. البته اين اعتقاد، دروغين و صرفاً در اثر شعار و تبليغ نبود، بلكه از پشتوانۀ عملي و واقعي نيز برخوردار بود. يعني دو قدرت بزرگ جهاني به سركردگي آمريكا و شوروي سابق، با استفاده از اوان و قدرت خويش توانسته بودند، تمامي كشورهاي دنيا را به دو حوزۀ قلمرو خود تقسيم كنند. هر چند ميزان وابستگي و تابعيت كشورها از اين دو قدرت متفاوت بود، ولي كشوري كه مستقل از اين دو قلمرو يافت نمي شد. هر كشوري هر چند قدرتمند مانند برخي كشورهاي اروپايي، حداقل به يكي از اين دو قطب وابستگي داشت و قدرت مستقلي خارج از تقسيم بندي جهان به شرق و غرب محسوب نمي شد. البته تبليغات جهاني مبني بر اين كه بدون وابستگي و اتكاء به يكي از اين دو ابرقدرت نمي توان در جهان كشور مستقلي بود، در دامن زدن به اين تفكّر بي تأثير هم نبود. در اين مورد حضرت امام خميني(ره) در وصيت نامه سياسي – الهي خويش مي فرمايند: «از جمله نقشه ها كه مع الأسف تأثير بزرگي در كشورها و كشور عزيز ما گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادي به جا مانده، بيگانه نمودن كشورهاي استعمارزده از خويش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طوري كه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگي به يكي از دو قطب را از فرائض غير قابل اجتناب معرفي نمودند.1» پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين دستاورد بزرگ جهاني يعني شكستن نظام دوقطبي جهان را به ارمغان آورد. اين دستاورد جهاني كه براي كلّيه مسلمانان و مستضعفان جهان و تمامي انسانهاي آزاديخواه و كشورهاي استقلال طلب مي تواند، هديۀ ارزشمند و قابل استفاده اي باشد، خود از دو بخش نظري و عملي تشكيل شده است. بخش نظري اين دستاورد جهاني انقلاب، شكستن تفكّر اعتقاد به جهان دوقطبي است. اين انقلاب ثابت كرد كه جهان مي تواند از دو قطبي بودن خارج شود و تفكّر غير قابل اجتناب بودنِ دو قطبي بودن جهان و پذيرش ناگزير جهان دو قطبي، تفكّر غلطي است و مي توان اين تفكّر را كنار گذاشت. اين بخش از دستاورد به عنوان گام نخست و زير بناي بخش دوم دستاورد، نقش بسيار مهم و ارزنده اي داشته است. تا تفكّر و انديشۀ غلط اصلاح نشود، مسلّماً تحوّل عملي نيز تحقّق نخواهد پذيرفت. اصولايكي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي ايران، اصلاح زيربناي تفكّرات و اعتقادات نادرستي بود كه در جهان حاكم بود. اين انقلاب عملا به تمامي جهانيان باوراند كه مي توان جهان دو قطبي موجود را بر هم زده و جهان چند قطبي جديدي را تصور نمود. حضرت امام خميني(ره) حتي قبل از پيروزي انقلاب و براي ايجاد اين باور در مردم كشورمان در يكي از سخنرانيهاي خويش در تاريخ 28 آبان 1357 در پاريس فرمودند: «اين قيامي كه الان ملّت ايران كرده اند در مقابل همه اين ابرقدرتهاست و اين ابرقدرتها را شما اطمينان داشته باشيد كه نمي توانند كاري انجام بدهند.2» حضرت امام از ابتدا سياست خارجي انقلاب اسلامي و دولت ايران را در عرصه جهاني، به عنوان كشوري مستقل از دو ابرقدرت اعلام نموده و فرمودند: «ما با هيچ كدام از ابرقدرتهاي سر سازش نداريم. نه تحت سلطۀ آمريكا مي رويم و نه زير بار شوروي. ما مسلمانيم و مي خواهيم آزاد زندگي كنيم. ما مي خواهيم زندگي فقيرانه داشته باشيم ولي آزاد و مستقل باشيم.3» بخش دوم اين دستاورد جهاني كه بخش عملي آن را تشكيل مي دهد، اين است كه انقلاب اسلامي ايران عملا قدرت و قطب سومي را در جهان ايجاد كرد. ايجاد قطب و قدرت جهاني سوم، واقعيت اجتناب ناپذيري است كه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران تحقّق يافت. هر چند برخي از دشمنان انقلاب، ناباورانه چشمهاي خود را بر اين واقعيت بسته و خواستند آن را انكار كنند. باور اين واقعيت و به زبان آوردن آن براي مخالفين انقلاب اسلامي ايران بسيار تلخ و ناگوار استو برايشان سخت است به آن اعتراف كنند، ولي در عمل، اين واقعيت را پذيرفته و به ناچار به آن تن در داده اند. كينه توزيهاي جهاني هر دو ابرقدرت و وابستگان آنها نسبت به انقلاب اسلامي ايران و مخالفتها و دشمنيهاي گوناگون آنان در عرصه هاي مختلف، حاكي از عمق واقعيت انكارناپذير بروز و ظهور انقلاب اسلامي و كشور ايران به عنوان قطب و قدرت سوم در عرصه جهاني است. در واقع قرار نگرفتن جمهوري اسلامي ايران در يكي از قطبهاي پذيرفته شده جهاني، قدرتهاي استكباري را بسيار ناراحت و عصباني كرده است. اعتقادات ديني و ايماني مردم مسلمان ايران، روحيه سلحشوري و ايثار و شهادت طلبي، برخورداري از رهبري پيامبرگونۀ امام خميني(ره) و استمرار آن، امدادهاي غيبي و عنايات خداوند متعال و امام زمان(عج)، تحمل سختيهاي مبارزه و ايستادگي در برابر شرق و غرب از سوي مردم ايران، اسلامي بودن انقلاب و هدف بودن آن در تمامي ابعاد زندگي مردم، حمايت و پشتيباني گستردۀ مردم مسلمان و مستضعف سراسر جهان از انقلاب اسلامي از جمله مشخصه هايي است كه شرق و غرب نه نظير آن را ديده اند و نه حتي توان درك و شناسايي و در نتيجه مقابله با آن را دارند، لذا در برابر آن عاجز و ناتوان شده و به ناچار تن به پذيرش اين قدرت سوم جهاني داده اند. در موردقدرت انقلاب اسلامي ايران در كنار زدن شرق و غرب، حضرت امام خميني(ره) فرموده اند: «يك ملّت قوي اي كه هم شوروي را كنار گذاشت و هم آمريكا را و هم انگلستان و هم همه را4... انعكاس قدرت شما در كاخ سفيد و در كرملين الان پرتو انداز است، همه قدرتها از شما باك دارند، ... همه قدرتها از قدرت اسلام الان لرزيده اند و كارهاي شما لرزانده آنها را.5» اكنون نظرات جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك كشور قدرتمند، در تصميمات جهاني تعيين كننده مي باشد. در اين رابطه رهبر معظّم انقلاب حضرت آيت اللّه خامنه اي مي فرمايند: «ملّت ايران در هر قضيه مهم جهاني كه با آن به طور جدّي مخالف باشد، آن مسأله پيش نمي رود و متوقف مي شود، امروز ايران بتدريج چشمها را متوجه به خود مي كند.6» معظّمٌ له در خطبه هاي نماز جمعه 17 بهمن 1365 با اشاره به بتهايي كه انقلاب اسلامي ايران شكسته و هر كدام از آنها دستاورد مهمّي محسوب مي شود، مي فرمايند: «يكي ديگر از اين بتها، بت تقسيم بندي دنيا به دو قطب بود. بعد از جنگ دوم جهاني بتدريج دنيا قبول كرد كه بايد دو ارباب و دو قطب را در دنيا قبول كند، يكي آمريكا و ديگري شوروي. حتي اروپا را هم به سمت اين تبعيت مي كشاندند. بعضي از كشورهاي اروپايي خيلي هم زود تسليم شدند. بعضي از كشورهاي اروپايي يك مدتي مقاومت كردند. دوگُل كسي بود كه در فرانسه با نفوذ آمريكا در اروپا مبارزه مي كرد و مي جنگيد، لذا آمريكاييها از دوگل خوششان نمي آمد. از آن سياستمداران اروپايي خوششان مي آمد كه نفوذ آمريكا در اروپا را قبول كنند. يعني حتي اروپا كه مادر آمريكاست، حتي انگليس و فرانسه و آلمان و كشورهاي صنعتي پيشرفتۀ اروپا را هم حاضر نبودند به موجوديت بپذيرند. دنيا دو قطب بيشتر نداشت آمريكا و شوروي و همه چيز دنيا بايد بر اساس اين دو قطبي بودن تحليل بشود. اين را هم انقلاب ما شكست و چه شكستني!7» طريق ممتاز رئيس سازمان اماميه شاخه راولپندي و اسلام آباد پاكستان مي گويد: «در حاليكه جهان تصور مي كرد تنها سرمايه داري و كمونيسم مي توانند سيستمهاي خود را بر جهان تحميل كنند، انقلاب اسلامي ايران با طرح عملي اسلام و اجراي احكام اسلامي در ايران به جهانيان ثابت كرده كه حكومت اسلامي نيرومندتر از دو سيستم ديگر مي باشد.8» روزنامه پرتيراژ ژاپن تايمز مي نويسد: «امام خميني توانست دنياي اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه بطلبد.9» روزنامه انگليسي زبان پاكستان تايمز نيز مي نويسد: «امام خميني تنها رهبري بود كه هر دو ابرقدرت را به وحشت انداخت. اگر حتي يك چهارم جهان اسلام، از شجاعت و تقواي امام خميني درس بگيرند و راه استقلال در مقابل ابرقدرتها را بپيمايند، بي شك جهان اسلام به ابرقدرتي شكست ناپذير مبدّل خواهد شد.10» و بالاخره هفته نامه اردو زبان هجوم مي نويسد: «امام خميني ... غرور غرب را پايمال كرد و ابرقدرتهاي شرق و غرب را به ذلّت و خواري كشاند و نشان داد كه اسلام داراي بزرگترين قدرت است.11 پي نوشت ها: 1. وصيت نامه امام خميني(ره)، صفحه 26. 2. كوثر 3 (مجموعه سخنرانيهاي امام خميني ره) ، صفحه 353. 3. در جستجوي راه از كلام امام، دفتر دهم، صفحه 250. 4. صحيفه امام، جلد 8، صفحه 344. 5. صحيفه امام، جلد 18، صفحه 440. 6. روزنامه اطلاعات، مورخ 21/11/1374. 7. روزنامه جمهوري اسلامي، مورخ 18/11/1365. 8. روزنامه جمهوري اسلامي، مورخ 20/11/1365. 9. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، بازتاب رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، صفحه 29. 10. ويژه نامه روزنامه جمهوري اسلام، مورخ 10/7/1378. 11. همان.


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات