Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 102612
تاریخ انتشار : 14 اسفند 1386 0:0
تعداد مشاهدات : 12

اقدامات اساسی در کشاورزی

کشاورزی ایران تا قبل از دهه 1340 علی رغم حاکمیت شیوه ارباب رعیتی نه تنها احتیاجات غذایی و صنایع نساجی و سایر صنایع کشاورزی را تأمین می نمود، بلکه بخش عمده ای از تولیدات کشاورزی به خارج نیز صادر می گردید. لکن از این دهه به بعد با اعمال سیاست های نابجا و توسعه اقتصادی ناموزون، آن چنان وضع کشاورزی ایران دچار نابسامانی گردید که دهه های 1340 و 1350 قسمت عمده احتیاجات کشور به مواد غذایی از خارج تأمین گردید و این امر موجب وابستگی هر چه بیشتر کشور به خارج برای ورود محصولات کشاورزی شد و سهم تولیدات کشاورزی در تولید ملی که قبل از دهه 40 بیش از 40 درصد بود در سال 1354 به 10 درصد کاهش یافت.(١) در واقع وابستگی رژیم پهلوی به آمریکا و تبعیت از سیاست های تحمیلی آن ها، وضعیت کشاورزی کشور را روز به روز در شرایط بدتری قرار داد. حکومت آمریکا با اتخاذ سیاست وابسته نمودن کشورهای تابع به مواد غذایی، آن ها را با شدت بیشتری تحت سلطة خویش نگه می داشت و با استفاده از آن به عنوان حربه ای مهم و مؤثر، سایر سیاست های خود را به آن ها دیکته و تحمیل می کرد. در این مورد رمزی کلارک وزیر اسبق دادگستری آمریکا می گوید: «هسته سیاست خارجی ما این بوده است که مانع خودکفایی و استقلال دولت ها و مردم در زمینه مواد غذایی شویم. ما دولت دموکرات انتخابی مردم ایران را برانداختیم و شاه را جایگزین آن کردیم.(٢) برای 25 سال(٣) ایران نگهبان و حافظ منافع ما در یکی از مهمترین مناطق جهان یعنی خاورمیانه بود... در سال 1970 (میلادی) جمعیت اصفهان یک و نیم میلیون نفر شامل 800 هزار روستایی اصفهان بود که به این شهر زیبا آمده و در محل های کثیف شهر زندگی می کردند. یک بار دیگر حاصل سیاست خارجی آمریکا فقر، خشم و زجر کشیدن اکثریت بود. کانال های سیستم کشاورز حمایت شده و غذا که برای سال 2000 تأمین شده بود، محو شد و سبب شد که ایران بیشتر مواد غذایی خود را وارد کند... ایران تنها کشور در خاورمیانه نیست که وابسته به واردات مواد غذایی است، امروز 22 کشور عربی بیش از نیمی از مواد غذایی مورد نیاز خود را وارد می کنند. این وابستگی، آنها را در مقابل فشارهای اقتصادی، شکننده و آسیب پذیر می سازد. مصر مثال خوبی در این مورد است... می توانید تصور کنید که تحریم چه بلایی می تواند سر قاهره بیاورد. 12 میلیون نفر در آن جا زندگی می کنند و 10 میلیون آنان زیر فقر هستند، شهر در عرض 90 روز دیوانه و بر هم خواهد ریخت و در خیابان ها شورش خواهد شد. برای دیگر کشورهای عربی هم چنین است. آن ها ممکن است فکر کنند که به خاطر نفتشان ثروتمند هستند، اما عراق هم نفت دارد و این نفت کمکی به وضع کشور در مقابل تحریم نکرد.»(٤) سیاست های اجتماعی و فرهنگی سال های 1340 تا 1357 نشان می دهد که برنامه ریزان و مسؤولان وقت به توانایی های بخش کشاورزی اصولاً اعتقادی نداشته و متلاشی کردن جامعه روستایی و ادغام آن در فرهنگ شهری را عملاً سرلوحة اهداف خود قرار داده بودند. افزایش شدید درآمد نفت، ایجاد جامعه مصرفی و برپاداشتن بی تناسب کارخانه های مونتاژ، نیاز به کارگر ارزان داشت که تنها با ویرانی روستا می توانست فراهم شود. و این همه، خواست آمریکا و سیاست های آن کشور بود. سهم کشاورزی در عوامل تولید همان گونه که ملاحظه مي شود سهم عامل نفت در توليد ناخالص ملي افزايش چشمگير داشته و متقابلاً سهم صنعت و معدن و کشاورزي کاهش يافته و سهم خدمات نيز دچار تغيير قابل توجهي نشده است. کاهش سهم کشاورزي و صنعت و معدن و متقابلاً افزايش سهم نفت حاکي از وابستگي هر چه بيشتر کشور به نفت و نابودي و تضعيف کشاورزي بوده است. با پيروزي انقلاب اسلامي و واژگوني نظام شاهنشاهي و استقرار حکومت جمهوري اسلامي، توجه به اهميت بخش کشاورزي در مجموعه حيات اقتصادي ـ اجتماعي کشور، اولويت بازسازي و توسعه آن با توجه به وابستگي معيشتي تقريباً نيمي از جمعيت ميهن اسلامي به اين بخش از يک سو و تأمين استقلال اقتصادي کشور در حياتي ترين زمينه يعني مواد غذايي از سوي ديگر، در رأس برنامه هاي نظام نوپاي اسلامي قرار گرفت. (٥) در قانون اساسي کشور نيز به منظور تأکيد بر اين امر مهم در بند 9 اصل 43 در مقام بيان ضوابطي که اقتصاد جمهوري اسلامي ايران براساس آن استوار است، مقرر شد: «تأکيد بر افزايش توليدات کشاورزي، دامي و صنعتي که نيازهاي عمومي را تأمين کند و کشور را به مرحله خودکفايي برساند از وابستگي برهاند.» با اين که هنوز از نظر کشاورزي در وضع مطلوبي قرار نداريم و با وضع ايده آل فاصله زيادي داريم، اما در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، علي رغم مشکلات فراوان، سهم بخش کشاورزي در توليد ناخالص ملي روند صعودي داشته است. اين سهم از 4/8 درصد در سال 1356 به 5/19 درصد در سال 1367 افزايش يافته است.(٦) همان گونه که در جدول فوق مشاهده مي شود، سهم کشاورزي از توليد ناخالص داخلي از 9/10 درصد در سال 1355 به ترتيب به 5/21 درصد و 24 درصد در سال هاي 60 و 65 افزايش پيدا کرده است. مفهوم اين افزايش توجه بيشتر به امر کشاورزي در دوران پس از انقلاب مي باشد. البته تثبيت تقريبي سهم 24 درصد در سال 1370 (يعني 1/23) و کاهش آن به 9/20 درصد در سال 1375 نيز هشداري است به مسؤولين مربوطه که مراقب باشند مجدداً وضع قبل از انقلاب برگشت داده نشود. عملکرد هیأت های هفت نفره واگذاری زمین هیأت های هفت نفره تا شهریور 1367 بیش از 29 میلیارد ریال وام به کشاورزان پرداخت کرده است. این هیأت ها تا تاریخ مذکور جمعاً 513 هزار هکتار زمین به کشاورزان واگذار نموده است. علاوه بر این واگذاری، 700 هزار هکتار زمین نیز در سال 1367 در دست اقدام بوده است. همچنین هیأت های هفت نفره با ارائه امکانات و خدمات قابل توجهی ، گام های مؤثری در جهت افزایش تولید محصولات استراتژیک و جلوگیری از مهاجرت روستاییان برداشته است. در این رابطه می توان واگذاری ماشین آلات کشاورزی 7878 دستگاه، واگذاری پمپ و موتورآلات 7098 دستگاه، واگذاری وسائط نقلیه 2302 دستگاه و احداث چاه های عمیق و نیمه عمیق 5726 حلقه نام برد. (٧) حجم تولیدات کشاورزی امروز (٨) بیش از 80 درصد مواد غذایی بیش از 60 میلیون نفر در کشور تولید می شود. در سال 1377 تولیدات بخش کشاورزی بیش از سه برابر میزان تولیدات کشاورزی در سال زراعی 1355-1356 بوده است و این در حالی است که در بیست سال گذشته رشد سرمایه گذاری در بخش کشاورزی کشور منفی بوده است. (٩) سطح کشت در دوران پیش از انقلاب از امکانات بالقوه داخلی و منابع آب و خاک کشور حداکثر استفاده مؤثر به عمل نیامد. در دوره پس از انقلاب اسلامی، سطح زیز کشت محصولات کشاورزی عمده زراعی به طور نسبی افزایش داشته است. همان گونه که مشاهده می شود سطح زیر کشت محصولات زراعی در سال های ٥٥ - ١٣٥٦ به عنوان برجسته ترین سال تولیدات زراعی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، برابر ٣/٩ میلیون هکتار با میزان تولید


دیدگاه

تازه ها

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

تبلیغات